صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسلام چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اسلام چیست؟




    با سلام.
    من میخواهم بدانم اسلام چیست. به این معنا که اگر قرار باشد کل اسلام را در یک پکیج به کسی تقدیم کنیم و خارج از آن پکیج هیچ چیزی وجود نداشته باشد که جزو اسلام باشد، آن پکیج حاوی چه چیزهائی خواهد بود. البته میخواهم این موضوع را از منظر حکومت اسلامی بیان فرمایید. شاید لازم باشد ابتدا تاپیک دیگری باز شود و مفهوم اسلام حکومتی و اگر احیانا اسلام دیگری وجود دارد، در مقایسه با آن اسلام دیگر بیان شود. و لی از آنجا که نمیخواهم موضوع پیچیده شود، فقط این را میگویم که من به پاسخ رسمی حکومت نیاز دارم. البته نمیگویم در اینجا شعبه ای از حکومت وجود دارد یا نماینده ی رسمی آن در اینجا به سؤالات پاسخ میدهد، که اگر وجود داشت خیلی خوب بود، اما میخواهم از اطلاعات شما در این زمینه استفاده کنم و اگر میدانید که آن اسلامی که حکومت با استناد به آن خود را جمهوری اسلامی نامیده است چیست، پاسخهای آن اسلام را به این پرسش و پرسشهای بعدی بیان فرمایید. این را از آن جهت گفتم که بارها نظراتی شنیدم اما آنها همگی با این تبصره بودند که نظر شخصی هستند و اعتبار رسمی ندارند. خلاصه نمیخواهم سخن بی اعتباری بشنوم و میخواهم آنچه میشنوم از جانب همه ی کسانی که در تلویزیون ایران از اسلام سخن میگویند محترم و مورد قبول باشد. پس پرسشم را تکرار میکنم و میگویم آنچه جمهوری اسلامی ساختار خود را بر مبنای آن تشکیل داده است، در جمع چه چیزی است؟
    آیا قرآن است؟ ، آیا قرآن و امامت است؟ ، آیا قرآن و امامت و سنت است؟ و .. به همین ترتیب اگر هر چیزی به این مجموعه اضافه یا کم میشود میخواهم به همین صورت فهرست گرفته شود.
    آیا اصولا چنین پکیجی وجود دارد؟
    یا آنکه هرگاه با استناد به اسلام چیزی را میشنویم، در واقع با استناد به چیزی بوده است که معلوم نیست چیست؟
    متشکرم.


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۷:۰۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    آنچه جمهوری اسلامی ساختار خود را بر مبنای آن تشکیل داده است، در جمع چه چیزی است؟ آیا قرآن است؟ ، آیا قرآن و امامت است؟ ، آیا قرآن و امامت و سنت است؟ و ..
    به دو نکته دقت کنید!
    اول
    منابع دین مبین اسلام چهار چیز است، قرآن، سنت، عقل و اجماع، آنکه ادعای اسلام شناسی دارد باید دین اسلام را با توجه به منابعش تفسیر و تبیین کند و این شخص کسی نیست جز فقیه عادل جامع الشرائط.
    دوم
    از آنجا که احکام اسلام شامل تمامی حرکات و سکنات و مسائل فردی، شخصی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره که مهمترین آنها حکومت است می باشد، لازم است اگر شرائط ایجاب کند حتما حتما حکومت شکل بگیرد و حاکم آن نیز اسلام شناسی جامع الشرائط باشد، طبعا مسائل اسلام زیر نظر همان حاکم مخصوص تبیین و اجراء شود، پس در واقع اگر اصطلاح پکیچ صحیح باشد
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    یا اصولا چنین پکیجی وجود دارد؟
    آن پکیچ شامل تمامی دستورات فقیه حاکم خواهد بود.

    البته این مسئله جلوی اظهار نظر سائر فقهاء را نمی گیرد بلکه به کمک آنها می توان به برداشت صحیح تری از مصادیق حق و باطل رسید اما ناگفته نماند که نظرات فقهاء جنبه مشورتی داشته و حاکم نظر آنها را ملاحظه می کند نه اینکه رأی گیری کند و نظر آنها را حجت دانشته و حتما دخیل در حکم بداند که اگر اینطور می بود سؤال شما به جا بود که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    یا آنکه هرگاه با استناد به اسلام چیزی را میشنویم، در واقع با استناد به چیزی بوده است که معلوم نیست چیست؟
    پس وقتی یک نفر حق اداره جامعه اسلامی را داشته باشد فقط امر و نهی او حجیت دارد و سخن دیگران نمی تواند حجت باشد، لذا اگر فقیهی بر خلاف رأی فقیه حاکم حرفی بزند شاید ارزش علمی داشته باشد اما ارزش رسمی به معنای دخیل دانستن او در امر حکومت نمی تواند داشته باشد، بنابراین با این جمله شما موافقیم که نوشتید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    این را از آن جهت گفتم که بارها نظراتی شنیدم اما آنها همگی با این تبصره بودند که نظر شخصی هستند و اعتبار رسمی ندارند.
    البته این نظر مورد تأیید سائر فقهاء نیز هست، چرا که آنها نیز فتوا می دهند که اگر فقیهی که حاکم جامعه اسلامی است و مردم او را برای حکومت انتخاب کردند حکمی صادر کرد بر همه مردم حتی فقهاء لازم است از او تبعیت کنند حتی اگر بر خلاف رأی یکی از فقهاء باشد، او هم باید اطاعت نماید.

    نتیجه اینکه فقیه جامع الشرائط لازم نیست مصدر فتوا و حکمش را بیان کند، مثلا بگوید طبق فلان آیه و روایت فلان کار باید انجام شود، او فقط دستور می دهد، و وظیفه سائرین این است که اطاعت کنند، چه مصدر حکم را بدانند چه ندانند.

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۰:۴۵
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    با سلام.
    من میخواهم بدانم اسلام چیست. به این معنا که اگر قرار باشد کل اسلام را در یک پکیج به کسی تقدیم کنیم و خارج از آن پکیج هیچ چیزی وجود نداشته باشد که جزو اسلام باشد، آن پکیج حاوی چه چیزهائی خواهد بود. البته میخواهم این موضوع را از منظر حکومت اسلامی بیان فرمایید. شاید لازم باشد ابتدا تاپیک دیگری باز شود و مفهوم اسلام حکومتی و اگر احیانا اسلام دیگری وجود دارد، در مقایسه با آن اسلام دیگر بیان شود. و لی از آنجا که نمیخواهم موضوع پیچیده شود، فقط این را میگویم که من به پاسخ رسمی حکومت نیاز دارم. البته نمیگویم در اینجا شعبه ای از حکومت وجود دارد یا نماینده ی رسمی آن در اینجا به سؤالات پاسخ میدهد، که اگر وجود داشت خیلی خوب بود، اما میخواهم از اطلاعات شما در این زمینه استفاده کنم و اگر میدانید که آن اسلامی که حکومت با استناد به آن خود را جمهوری اسلامی نامیده است چیست، پاسخهای آن اسلام را به این پرسش و پرسشهای بعدی بیان فرمایید. این را از آن جهت گفتم که بارها نظراتی شنیدم اما آنها همگی با این تبصره بودند که نظر شخصی هستند و اعتبار رسمی ندارند. خلاصه نمیخواهم سخن بی اعتباری بشنوم و میخواهم آنچه میشنوم از جانب همه ی کسانی که در تلویزیون ایران از اسلام سخن میگویند محترم و مورد قبول باشد. پس پرسشم را تکرار میکنم و میگویم آنچه جمهوری اسلامی ساختار خود را بر مبنای آن تشکیل داده است، در جمع چه چیزی است؟
    آیا قرآن است؟ ، آیا قرآن و امامت است؟ ، آیا قرآن و امامت و سنت است؟ و .. به همین ترتیب اگر هر چیزی به این مجموعه اضافه یا کم میشود میخواهم به همین صورت فهرست گرفته شود.
    آیا اصولا چنین پکیجی وجود دارد؟
    یا آنکه هرگاه با استناد به اسلام چیزی را میشنویم، در واقع با استناد به چیزی بوده است که معلوم نیست چیست؟
    متشکرم. :rose:


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي
    با عرض سلام و ادب
    در یک کلام اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر خداوند و خداوند برای محقق شدن این امر دستورهای در قالب دین فرستاده و هر فرد را مختار در قبول یا رد ان کرده پس اجباری در ان نیست
    حال حکومت زمانی است که افراد یک جامعه تصمیم میکیرند که قوانینی برای جامعه خود وضع کنن تا بر حسب ان قوانین بهتر زندگی کنند و ان قانون حاکم بر ان جامعه میشود که خود جامعه خواهان ان بودند و هرکس از قوانین تخطی نمود با ان برخورد میکنند این امر در تمام چوامع انسانی است و هر جامعه نسبت به قوانین جاری خود عمل میکند حال حکومت اسلامی زمانی که مردم به خواسته خود احکام اسلامی را به عنوان قانون حاکم بر جامعه قبول میکنند ان دین اختیاری که بصورت قبول قلبی بوده تبدیل به قانون جاری میشود که باید در ان جامعه حکم میزان باشد پس در اصل دین بر حسب اختیار و نصیحت و اموزش امده و اجباری در ان نیست ولی زمانی که به عنوان قانون مدنی در جامعه در میاید جامعه نمیتواند قوانین را بشکند به اسم اینکه در دین اجباری نیست این دو معقوله جدا از هم است اگر کسی مجازات میشود نه به واسطه دین است بلکه به واسطه قانونی است که انسانها از دین گرفته و ان را به عنوان قانون مدنی خود قبول نمودند و در تمام جوامع احترام به قوانین جاری و مدنی حکومت لازم و اجباری است پس تا زمانی که دین وارد جکومت نشده و به عنوان قانون از ان استفاده نمیشود اجباری برای ان جامعه به همراه ندارد ولی زمانی که مردم یک جامعه خواستار این نوع قانون هستند دیگر دین نیست که به مردم دستور میدهد بلکه قانون بر امده از ان است که مردم را حفظ قانون اجبار میکند مردم ان جامعه برای احترام به قانون باید اطاعت کنند نه ترس و اجبار دین که از اول دین بر حسب اجبار نبوده و نخواهد بود


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۴:۰۷
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی نمایش پست
    با سلام به شما دوست عزیز

    به دو نکته دقت کنید!
    اول
    منابع دین مبین اسلام چهار چیز است، قرآن، سنت، عقل و اجماع، آنکه ادعای اسلام شناسی دارد باید دین اسلام را با توجه به منابعش تفسیر و تبیین کند و این شخص کسی نیست جز فقیه عادل جامع الشرائط.
    دوم
    از آنجا که احکام اسلام شامل تمامی حرکات و سکنات و مسائل فردی، شخصی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره که مهمترین آنها حکومت است می باشد، لازم است اگر شرائط ایجاب کند حتما حتما حکومت شکل بگیرد و حاکم آن نیز اسلام شناسی جامع الشرائط باشد، طبعا مسائل اسلام زیر نظر همان حاکم مخصوص تبیین و اجراء شود، پس در واقع اگر اصطلاح پکیچ صحیح باشد

    آن پکیچ شامل تمامی دستورات فقیه حاکم خواهد بود.

    البته این مسئله جلوی اظهار نظر سائر فقهاء را نمی گیرد بلکه به کمک آنها می توان به برداشت صحیح تری از مصادیق حق و باطل رسید اما ناگفته نماند که نظرات فقهاء جنبه مشورتی داشته و حاکم نظر آنها را ملاحظه می کند نه اینکه رأی گیری کند و نظر آنها را حجت دانشته و حتما دخیل در حکم بداند که اگر اینطور می بود سؤال شما به جا بود که:

    پس وقتی یک نفر حق اداره جامعه اسلامی را داشته باشد فقط امر و نهی او حجیت دارد و سخن دیگران نمی تواند حجت باشد، لذا اگر فقیهی بر خلاف رأی فقیه حاکم حرفی بزند شاید ارزش علمی داشته باشد اما ارزش رسمی به معنای دخیل دانستن او در امر حکومت نمی تواند داشته باشد، بنابراین با این جمله شما موافقیم که نوشتید:

    البته این نظر مورد تأیید سائر فقهاء نیز هست، چرا که آنها نیز فتوا می دهند که اگر فقیهی که حاکم جامعه اسلامی است و مردم او را برای حکومت انتخاب کردند حکمی صادر کرد بر همه مردم حتی فقهاء لازم است از او تبعیت کنند حتی اگر بر خلاف رأی یکی از فقهاء باشد، او هم باید اطاعت نماید.

    نتیجه اینکه فقیه جامع الشرائط لازم نیست مصدر فتوا و حکمش را بیان کند، مثلا بگوید طبق فلان آیه و روایت فلان کار باید انجام شود، او فقط دستور می دهد، و وظیفه سائرین این است که اطاعت کنند، چه مصدر حکم را بدانند چه ندانند.

    موفق باشید.
    با نهایت سپاس از اینکه وقت گذاشتید.
    من یکبار خواندم و ابتدا آنچه از این قرائت سطحی فهمیدم را بیان میکنم، اما مسلما پاسخ اصلی (درحقیقت پرسش بعدی) بعد از مطالعه ی دقیق تقدیم میشود. اما اکنون میدانم که سؤال بعدیم این خواهد بود که آیا درست است اگر بگوییم پاسخ رسمی جمهوری اسلامی اینست که اسلام معنائی جز شخص ولی فقیه ندارد؟
    بسیار متشکرم.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیطرف منصف نمایش پست
    با عرض سلام و ادب
    در یک کلام اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر خداوند و خداوند برای محقق شدن این امر دستورهای در قالب دین فرستاده و هر فرد را مختار در قبول یا رد ان کرده پس اجباری در ان نیست
    حال حکومت زمانی است که افراد یک جامعه تصمیم میکیرند که قوانینی برای جامعه خود وضع کنن تا بر حسب ان قوانین بهتر زندگی کنند و ان قانون حاکم بر ان جامعه میشود که خود جامعه خواهان ان بودند و هرکس از قوانین تخطی نمود با ان برخورد میکنند این امر در تمام چوامع انسانی است و هر جامعه نسبت به قوانین جاری خود عمل میکند حال حکومت اسلامی زمانی که مردم به خواسته خود احکام اسلامی را به عنوان قانون حاکم بر جامعه قبول میکنند ان دین اختیاری که بصورت قبول قلبی بوده تبدیل به قانون جاری میشود که باید در ان جامعه حکم میزان باشد پس در اصل دین بر حسب اختیار و نصیحت و اموزش امده و اجباری در ان نیست ولی زمانی که به عنوان قانون مدنی در جامعه در میاید جامعه نمیتواند قوانین را بشکند به اسم اینکه در دین اجباری نیست این دو معقوله جدا از هم است اگر کسی مجازات میشود نه به واسطه دین است بلکه به واسطه قانونی است که انسانها از دین گرفته و ان را به عنوان قانون مدنی خود قبول نمودند و در تمام جوامع احترام به قوانین جاری و مدنی حکومت لازم و اجباری است پس تا زمانی که دین وارد جکومت نشده و به عنوان قانون از ان استفاده نمیشود اجباری برای ان جامعه به همراه ندارد ولی زمانی که مردم یک جامعه خواستار این نوع قانون هستند دیگر دین نیست که به مردم دستور میدهد بلکه قانون بر امده از ان است که مردم را حفظ قانون اجبار میکند مردم ان جامعه برای احترام به قانون باید اطاعت کنند نه ترس و اجبار دین که از اول دین بر حسب اجبار نبوده و نخواهد بود
    با سلام و ادب.
    اگر میخواستم بحث را تکمیل کنم بایستی همین زاویه ی کنونی را میگشودم. این دریچه نگاه ما به مطلب را تکمیل میکند و من طبق عادت پس از مطالعه ی دقیق نظر کامل را عرض میکنم و اما اکنون این مطلب به ذهنم میرسد که آیا با این تفسیر ، دو اسلام داریم؟ (منظورم دو اسلام مخالف نیست، منظورم یک دین بعنوان قانون است و یک دین بعنوان همان دینی که در آن اکراه نیست) در واقع خط فاصل این دو دین (اگر دو تا باشد، که با تعاریف فوق اینگونه بنظر میرسد) آن بخشهائی از دین است که در قانون لزومی برای آن وجود نداشته است. مثلا نماز در دین واجب است اما نماز قانونی نیست. و همینطور الی آخر.
    حال پرسش این است که اگر دین که بعنوان یک اعتقاد شخصی، غالبا در مضان تفسیر شخصی قرار میگیرد، حاوی چیزی باشد که مطابق تفاسیر شخصی در مقابل قانون قرار میگیرد، آنگاه تکلیف شخص چه خواهد بود؟ آیا هرگز ممکن است چنین حالتی پیش آید؟ آیا هیچ قرائت شخصی از دین صحیح و قابل اعتنا نیست؟ اگر قرائت شخصی معتبر نیست، آیا انسان در هر حال ملزم به پرسش از ولی فقیه نیست؟ اگر اینگونه است و آدمی بدون اجازه ی ولی فقیه حق هیچگونه تفسیری ندارد، اولا انسان در این میانه به چه تبدیل میشود؟ دوما ولی فقیه به چه تبدیل میشود؟ (منظورم اینست که ولی فقیه در اینصورت حتی از پیامبر هم بالاتر میرود) . البته همچنانکه گفتم پس از مطالعه دقیقتر مطرح میکنم.
    بسیار متشکرم.
    ویرایش توسط sarbazesharif : ۱۳۹۰/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۰:۳۳


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    با سلام و ادب.
    اگر میخواستم بحث را تکمیل کنم بایستی همین زاویه ی کنونی را میگشودم. این دریچه نگاه ما به مطلب را تکمیل میکند و من طبق عادت پس از مطالعه ی دقیق نظر کامل را عرض میکنم و اما اکنون این مطلب به ذهنم میرسد که آیا با این تفسیر ، دو اسلام داریم؟ (منظورم دو اسلام مخالف نیست، منظورم یک دین بعنوان قانون است و یک دین بعنوان همان دینی که در آن اکراه نیست) در واقع خط فاصل این دو دین (اگر دو تا باشد، که با تعاریف فوق اینگونه بنظر میرسد) آن بخشهائی از دین است که در قانون لزومی برای آن وجود نداشته است. مثلا نماز در دین واجب است اما نماز قانونی نیست. و همینطور الی آخر.
    حال پرسش این است که اگر دین که بعنوان یک اعتقاد شخصی، غالبا در مضان تفسیر شخصی قرار میگیرد، حاوی چیزی باشد که مطابق تفاسیر شخصی در مقابل قانون قرار میگیرد، آنگاه تکلیف شخص چه خواهد بود؟ آیا هرگز ممکن است چنین حالتی پیش آید؟ آیا هیچ قرائت شخصی از دین صحیح و قابل اعتنا نیست؟ اگر قرائت شخصی معتبر نیست، آیا انسان در هر حال ملزم به پرسش از ولی فقیه نیست؟ اگر اینگونه است و آدمی بدون اجازه ی ولی فقیه حق هیچگونه تفسیری ندارد، اولا انسان در این میانه به چه تبدیل میشود؟ دوما ولی فقیه به چه تبدیل میشود؟ (منظورم اینست که ولی فقیه در اینصورت حتی از پیامبر هم بالاتر میرود) . البته همچنانکه گفتم پس از مطالعه دقیقتر مطرح میکنم.
    بسیار متشکرم. :rose:
    با عرض سلام خدمت شما
    دین اسلام یکی است و در ان دوگانکی وجود ندارد
    سوال اگر در هر جای دنیا از چراغ قرمز رد شوید و پلیس شما را بگیرد جریمه میشوید چرا برای اینکه قانونی وجود دارد که نباید این کار را انجام داد این قانون را چه کسی کذاشته افراد ان جامعه و خود باید به قوانین خود احترام بگذارند حال این قانون از هر کجا که گرفته شده باشد و افراد ان جامعه ان را قبول کنند میشود قانون و هر کس با قانون مخالفت کند با جامعه مخالفت نموده و باید مجازات شود حال بعضی از جوامع دستورات دین را به عنوان قانون خود معرفی نمودند و بر همین اصاص باید مطیع ان هم باشند مثلا در عربستان خواند نماز در وقت اذان به عنوان قانونی امد است و حتی همین نماز هم که امری شخصی است باید مغازه داها دکان خود را رها کنند و به ان بپردازند یا خیلی از مسائل دیگر حال درست بودن اینکه قوانین دین را قانون کشوری کنند یا نه بستکی به ان جامع دارد و اعتقادهای انها اکثزیت مردم ایران طبق رفراندوم و با تعین نماینده در مجلس خود خواهان این قوانین هستند و طبق قانون باید اقلیت هم اطاعت کنند فکر کنم دمکرسی هم این را بگوید ولی در مورد ولی فقیه و تقلید باید گفت که تقلید در احكام شرعی رجوع به متخصص و اهل خبره است یعنی همانگونه كه همه عقلای عالم در هر رشته و صنعت و علمی به نزد متخصص و اهل خبره آن رشته می‏روند برای آشنایی از احكام دین و حلال و حرام و واجب و مستحب وظیفه دارید به متخصص آن یعنی عالمی كه عمری را در فهمیدن این احكام از قران و روایات زحمت كشیده رجوع می کنند خوب زمانی که قانون کشوری بر حسب قانون دین باشد باید متخصص برای این کار هم باشد


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ در ساعت ۰۰:۲۲
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 13 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    2



    دین: قانونی است برای شایسته زیستن.
    اسلام: کاملترین، زیباترین وراحت ترین، راه برای نیکو زندگی کردن.
    گمشده...

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    معلم ديني ما ميگفت : هر محصولي كه توليد ميشه همراهش يك كاتالوگ جهت راهنمايي و درست استفاده كردن است.
    ميگفت انسان كه بالاترين مخلوق است مگه ميشه كاتالوگ استفاده نداشته باشه.
    دين همان كاتالوگ است كه انسان با پيشرفت خود در طول تاريخ به بسته هاي راهنمايي جديدتري نياز دارد كه اخرين وكاملترين بسته راهنمايي دين اسلام است كه براي هر انساني است چه غرب و چه شرق-ميگفت با اين استدلال, اون وقت است كه معلوم ميشه كساني كه به بهانه دين خود واطرافيان را از ساير مردم دنيا جدا ميكنند و غرب شرق براي دين و دنيا تعيين ميكنند وبين مردم دنيا بد و خوب مشخص ميكنند چقدر انسانهاي كوچكي هستن كه دين را وسيله قرار داده اند - پس عمل به دين شرط عقل است و براي هر انساني با هر فرهنگي . به اعتقاد من دين ظاهر ندارد چرا كه عمل به دين است كه خود ظاهر زيبا از زندگي ميسازد .
    سربلند و موفق باشيد
    ویرایش توسط BEHNAM SEVEN : ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۱:۵۶

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به دوستان و تشکر از پاسخ های شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarbazesharif نمایش پست
    البته همچنانکه گفتم پس از مطالعه دقیقتر مطرح میکنم.

    همانطور که جناب پرسشگر محترم نوشتند، لطف کنید تا بعد از مطالعه دقیقتر ایشان، چیزی ننویسید، با تشکر.



    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیطرف منصف نمایش پست
    با عرض سلام خدمت شما
    دین اسلام یکی است و در ان دوگانکی وجود ندارد
    سوال اگر در هر جای دنیا از چراغ قرمز رد شوید و پلیس شما را بگیرد جریمه میشوید چرا برای اینکه قانونی وجود دارد که نباید این کار را انجام داد این قانون را چه کسی کذاشته افراد ان جامعه و خود باید به قوانین خود احترام بگذارند حال این قانون از هر کجا که گرفته شده باشد و افراد ان جامعه ان را قبول کنند میشود قانون و هر کس با قانون مخالفت کند با جامعه مخالفت نموده و باید مجازات شود حال بعضی از جوامع دستورات دین را به عنوان قانون خود معرفی نمودند و بر همین اصاص باید مطیع ان هم باشند مثلا در عربستان خواند نماز در وقت اذان به عنوان قانونی امد است و حتی همین نماز هم که امری شخصی است باید مغازه داها دکان خود را رها کنند و به ان بپردازند یا خیلی از مسائل دیگر حال درست بودن اینکه قوانین دین را قانون کشوری کنند یا نه بستکی به ان جامع دارد و اعتقادهای انها اکثزیت مردم ایران طبق رفراندوم و با تعین نماینده در مجلس خود خواهان این قوانین هستند و طبق قانون باید اقلیت هم اطاعت کنند فکر کنم دمکرسی هم این را بگوید ولی در مورد ولی فقیه و تقلید باید گفت که تقلید در احكام شرعی رجوع به متخصص و اهل خبره است یعنی همانگونه كه همه عقلای عالم در هر رشته و صنعت و علمی به نزد متخصص و اهل خبره آن رشته می‏روند برای آشنایی از احكام دین و حلال و حرام و واجب و مستحب وظیفه دارید به متخصص آن یعنی عالمی كه عمری را در فهمیدن این احكام از قران و روایات زحمت كشیده رجوع می کنند خوب زمانی که قانون کشوری بر حسب قانون دین باشد باید متخصص برای این کار هم باشد
    با سلام.
    هر دو پاسخ شما را با دقت مطالعه کردم و تقریبا هیچ اشاره ای به مورد اصلی سؤال خود نیافتم. یعنی آنچه که شما بعنوان مصدر قانون این کشور اعلام کردید (اسلام) و بطریق دموکراتیک قانونی شده است، اصلا معلوم نشده است که چیست. در این حالت هر کسی از ملت با هر تخصصی سؤالی در خصوص هر قانونی داشته باشد می بایستی پاسخ خود را از یک فقیه بگیرد. یعنی آنکه خودش نمیتواند صحت و سقم مطابقت قرائت آن فقیه از اسلام را با اسلام بیازماید، زیرا معلوم نیست اسلام چیست و حتی شما هم علیرغم بکار بردن واژه ی اسلام ، چیزی جز نظرات فقیه را اعلام نکردید. مجبوریم پاسخ را تکرار کنیم که در اینجا شخص هیچ مشکلی با روند دموکراتیک تنظیم قانون ندارد، اما نمیداند آنچه منبع اقتدار این قانون است (اسلام) در واقع چیست. پس نظارت او بر این قوانین از بین میرود زیرا نهایتا میتواند از فقیه بپرسد و در اینجا فقیه با هر قرائتی جای اسلام را گرفته است، چون متخصص اسلام است.
    بگذریم از اینکه حتی برخی متخصصان پزشکی هم مثل دکتر کورکیان پزشک مرگ میشوند و بگذریم از اشتباهاتی که حتی در وادی علم که منابع آن زیر میکروسکوپ قابل دیدن است. حتی بگذریم از اختلافات آرای فقهای یک فرقه مثل سیعه با یکدیگر. اینها مسائل ما در اینجا نیستند. مسئله ی اول در اینجا اینست که آنچه اسلام نامیده میشود معلوم نیست چیست.
    قانون اساسی ما معلوم است و در یک کتابچه به مردم عرضه میشود. قانون راهنمائی رانندگی و قوانین صنفی و حتی احکام قضائی هم همینطور. هر نامی یک مدلول مشخص و محدود دارد و قابل مطالعه است. اما اسلام اینگونه نیست و در اینجا که مشخصا پرسیده میشود، نهایتا به "فقیه" برخورد میکنیم، و این توهم پیش می آید که اسلام و حتی خدای آنهم چیزی جز نظر فقیه نیست. آیا این نتیجه را تأیید میکنید؟ اگر رد میکنید بگویید که در کجا این ردیه صادر شده است و اگر صادر نشده لطفا ردیه را صادر کنید تا ببینیم چگونه میتوان بدون خط کشیدن بر گفته های قبلی ، این ادعا را رد کنید.
    ممنونم.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فقیه عادل جامع الشرایط و تبیین اسلام, قانون مدنی جامعه و دستورات دینی, قانونی شدن احکام دین اختیاری در صورت حکومت دینی, قرائت شخصی از دین صحیح است؟, لزوم پرسش از ولی فقیه در احکام دینی, مقبولیت عامه قوانین دینی در جامعه اسلامی, منابع دین مبین اسلام, میل تأویل دست اویز فتنه جویی, مبنای ساختار جمهوری اسلامی چیست؟, متشابهات محل اختلاف و فتنه, مجازات قانون شکنی متخلفین, محکمات قابل تأویل نیست, مشورتی بودن نظرات فقها در مقابل فقیه حاکم, نفی قانون شکنی در جوامع, نفی لزوم مصدر آوردن حکم فقیه حاکم, نقش انسان در صورت عدم اجازه قرائت شخصی از دین, نقش اجماع و قران در دین, نقش راسخین علم در اسلام, نقش سنت در دین, نقش عقل در دین, وجوب تبعیت از فقیه جامع الشرایط حاکم, وجوب تبعیت ازفقیه حاکم حتی بر فقهاء دیگر, پیروی از متشابهات بدلیل فتنه جویی, پکیج حاوی اسلام چیست؟, آیا قوانین حکومت ارتباطی به مردم ندارد, آیا اسلام معنایی جز شخص ولایت فقیه ندارد؟, آیا اسلام یکی است؟, آیا اسلام دین ناشناخته ای است؟, آیا توسط قانونی شدن حکومت ،دین اجباری می شود؟, آیا دو اسلام داریم؟, اختیار افراد در قبول و رد دین, اسلام چیست؟, اسلام همان نظر فقیه است؟, اسلام یعنی حکومت اسلامی ؟, اسلام حکم است و حکم نظر حاکم؟, اصول دموکراتیک, اظهار نظرفقها در برداشت مصادیق حق و باطل, برخورد با متخلفین قوانین حکومتی, تقلید در احکام شرعی چیست؟, جایگاه متخصص دینی برای پاسخ به دستورات تا چه حد است؟, حکومت اکثریت بر اقلیت, حجیت داشتن امر و نهی فقیه حاکم, خدا گونه بودن ولی فقیه, دموکراسی چیست؟, دین قانون شایسته زندگی است, دین اجباری نیست, در صورت قانون مدنی نشدن دین احکامش اختیاری است, دستورات فقیه حاکم پکیج اسلامی است, راسخین در علم چه کسانی هستند؟, رجوع به راسخین در علم, رجوع عقلا به متخصص و خبره, شمول احکام اسلامی در تمام زندگی, صحت و سقم قرائت اسلام فقیه, علم خدا به تأویل ایات

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود