صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا نسبت دادن صفات الهی به انسان شرک است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22

    ایا نسبت دادن صفات الهی به انسان شرک است ؟




    سلام
    غالبا برای شرک مصادیق شرک عملی یا شرک نظری یا اقسام دیگر در نظر گرفته می شود
    یکی از مصادیق شرک که کمتر به ان پرداخته می شود شرک در صفات الهی است
    حال سوال من این است که ایا نسبت دادن صفات الهی به انسان شرک است ؟
    دامنه و حد و مرز ان چیست ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۳:۰۳
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    سلام
    غالبا برای شرک مصادیق شرک عملی یا شرک نظری یا اقسام دیگر در نظر گرفته می شود
    یکی از مصادیق شرک که کمتر به ان پرداخته می شود شرک در صفات الهی است
    حال سوال من این است که ایا نسبت دادن صفات الهی به انسان شرک است ؟
    دامنه و حد و مرز ان چیست ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي


    با سلام و عرض ادب

    « لله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحییکم هل من شرکائکم من یفعل من ذلکم من شی سبحانه و تعالی عمّا یشرکون » [روم: 40]». خداست آن كه شما را بيافريد، سپس روزى داد، سپس مى‏ميراند، سپس زنده مى‏كند. آيا كسانى كه شريك خدا مى‏سازيد، هيچ از اين كارها توانند؟ منزه است او و از هر چه برايش شريك مى‏آورند برتر است‏ .

    با توجه به آیه مورد نظر صفاتی مانند خلق کردن، روزی دادن، میراندن و زنده کردن از خصایص الاهی هستند و انتساب آنها به غیر خدا شرک دانسته شده است.

    آنچه كه در اين جا حائز اهميت است بدانيم ، اين است كه صفاتي كه براي خداوند سبحان ثابت هست براي هيچ بشري حتي براي انبياء و اوصياء نيز قابل اثبات نيست ، براي مثال صفت خالقيت (با توجه به تعريفي كه براي خالقيت خداوند سبحان مي شود) براي احدي ثابت نيست ؛ خالقيت خداوند بدون نياز به ماده اوليه و با يك اراده ابدي و ازلي صورت مي پذيرد و خالقيت با چنين وصفي براي هيچ موجودي ثابت نمي شود .

    اما چون انسان موجودي الاهي است تا جايي كه خداوند در مورد انسان مي فرمايد : « نفخت فيه من روحي» از روح خود در آن دميدم‏(حجر 29) فلذا صفات الاهي در انسان متجلي مي شود ، و انسان مي شود تجلي صفات الاهي . فلذا به انسان گفته مي شود عالم ، قادر ، خالق ، رازق و ... .

    صفت خالقيت در مورد انسان بدين معني است كه انسان با استعانت از نعمت هاي خدادادي از جمله عقل و ... مي تواند ابداع و نو آفريني داشته باشد ، خالقيت انسان در طول خالقيت خداوند است نه اينكه مستقل از خداوند خالق شود . فلذا اگر كسي اينگونه به صفات الهي نظر كند و اينگونه صفات را براي انسان نسبت دهد شرك محسوب نمي شود شرك در جايي است كه صفات الاهي مستقلا براي انسان نسبت داده شود .



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۶:۳۸


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینجاد مطلب از جوانب چند گانه قابل بررسی است
    اول فرد را صفات خدایی می دهند بدون اذن خدا دوم فرد را صفات خدایی نسبت میدهند با اجازه خداسوم فرد را صفات خدایی میدهند از روی جهل و نادانی
    مورد اول در مورد مسیحیان صادق است آنها می گویند عیسی خدا است و برای خلق کردن و کارهای خدایی نیازی به پدر ندارد چون او خودش خدا است و میتواند مستقلا کارهای پدر را انجام دهد مثلا خدا ادم را از گل درست کرد در او دمید و انسان زنده شد عیسی هم پرنده ای از گل درست می کرد در ان می دمید پرنده جان می گرفت و پرواز می کرد خدا مرده را زنده می کند عیسی هم مرده را زنده می کرد
    به این دلیل این اعتقاد را شرک می دانیم چون اذن خدا حذف شده است
    اذن خدا به معنی اجازه خدا به معنای مرسومش نیست اجازه خدا به معنی انجام عملی توسط خدا که ظاهرا توسط انسان صورت می گیرد مانند پدری که کلید را در دست بچه قرار می دهد و در را باز می کند بچه فکر می کند در را او باز کرده است در حالی که در را پدر باز کرده است. فکر کودکانه یعنی همین
    یا موسی عصای خود را در نیل زد نیل شکافت در اینجا موسی کودک است خدا پدر و عصا کلید خدا با شکافتن نیل هنگامی که موسی عصارا در نیل زد چنین وانمود کرد که موسی نیل را شکافت پندار فرعونیان همین بود موسی دریا را شکافت چون ساحر بزرگی است
    بنا بر این اذن خدا یعنی عمل خدا .
    عیسی پرنده را حیات نداد مرده را حیات نداد پیس را شفا نداد خدا این عمل را انجام داد اگر بگوییم عیسی چنین کرد مرتکب شرک شده ایم اما اگر بگوییم خدا اذن داد مشرک نیستیم حتی اگر خلق کردن باشد.
    مورد دوم کسانی هستند که اذن خدا را قبول دارند اینها مشرک نیستند
    اگر بگویند فرد ساختمانی بیشتر از سایر بشر دارد این هم شرک است
    مورد سوم افرادی هستند که معتقدند صفاتی در افرادی از بشر وجود دارد در حالی که واقعا چنین صفاتی وجود ندارد مانند سحر که دروغ است مردم فکر می کنند سحر وجود دارد در حالی که سحر اصلا وجود واقعی ندارد توهم ذهنی از اشخاص یا اشیا موجب می شود که صفاتی را به این اشخاص و اشیا نسبت دهیم مثلا فردی که مجاور یک شخصیت مهم مذهبی و سیاسی قرار می گیرد و از حمایت ان ها بر خور دار است دارای روحیه مضاعف شده و از سلامت روحی و روانی بهره می برد در کارش موفق است در حالی که واقعا این شخصیت ذهنی است و وجود خارجی ندارد اما سحر حاصل از این شخصیت سیاسی مذهبی یا اشیا مذهبی یا افراد مقدس در ذهن افراد موجب می شود نوری حاصل شود که حتی با ان نور افراد جنگ را جلو ببرند پیروز شوند و سرزمین ها را به تصرف در اورند در حالی که در عالم حقیقت این اشخاص و این فرهنگ ها وجود ندارد این ذهن است که چنین می فهمد.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    نچه كه در اين جا حائز اهميت است بدانيم ، اين است كه صفاتي كه براي خداوند سبحان ثابت هست براي هيچ بشري حتي براي انبياء و اوصياء نيز قابل اثبات نيست ،

    باسلام
    باتشکر از پاسختان
    طبق انچه فرموده اید صفات خدا را نمی توان به اولیا و انبیا الهی نسبت داد و شرک هست
    حال سوال من اینجاست پس چرا ما اولیا را شنوای مطلق در نظر می گیریم و می گوییم اولیا صدای ما را از همه جای دنیا
    می شنوند و پاسخ ما را می دهند ؟
    چون شنوای مطلق بودن از صفات الهی هست .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    چون شنوای مطلق بودن از صفات الهی هست .
    شنوای مطلق بودن باذات از صفات خداوند است.
    در خصوص ائمه(ع) ذاتی نیست بلکه به اعطای خداوند است.
    مقصود از ذاتی همان استقلالی و مستقل بودن و بدون نیروی دیگری از خارج است.
    در خصوص ائمه(ع) مستقل نیست.
    ویرایش توسط حسین سلیمانی : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۲۲:۰۰ دلیل: اضافه کردن یک جمله

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسین سلیمانی نمایش پست
    در خصوص ائمه(ع) ذاتی نیست بلکه به اعطای خداوند است.
    سلام
    لطفا یک دلیل قرانی بر این ادعا بیاورید ؟
    چون خداوند در قران فرموده : هیچ چیزی شبیه شبیه خداوند هم نیست
    یعنی اگر خداوند شبیهی داشته باشد هیچ چیزی شبیه ان شبیه خدا هم نیست
    ببینید خداوند دون الله را چقدر با خود فاصله انداخته است
    اگر واقعا امامان به اذن خدا شنوای مطلق بودند یعنی یکی از صفات الهی را به اذن خدا دارا بودند
    خوب شبیه خدا می شدند و با این ایه قرا منافات دارد
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    سلام
    لطفا یک دلیل قرانی بر این ادعا بیاورید ؟
    چون خداوند در قران فرموده : هیچ چیزی شبیه شبیه خداوند هم نیست
    یعنی اگر خداوند شبیهی داشته باشد هیچ چیزی شبیه ان شبیه خدا هم نیست
    ببینید خداوند دون الله را چقدر با خود فاصله انداخته است
    اگر واقعا امامان به اذن خدا شنوای مطلق بودند یعنی یکی از صفات الهی را به اذن خدا دارا بودند
    خوب شبیه خدا می شدند و با این ایه قرا منافات دارد
    آیه را ذکر کنید. تا روی آیه بحث کنیم که مقصود از آیه چیست + هنوز هم شبیه نیست! چون در ذات شباهتی نیست. و شبیه شبیه در ذات هم نیست حتی...

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    سلام
    لطفا یک دلیل قرانی بر این ادعا بیاورید؟
    بر اصل مدعی آیات قرآن هست...
    در خصوص عیسی(ع)...
    اخلق... اوحی الموتی... باذن الله...

    خلق و زنده کردن از صفات خداست که به اذن او به عیسی(ع) به منظور معجزه داده شده است.

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    اگر واقعا امامان به اذن خدا شنوای مطلق بودند یعنی یکی از صفات الهی را به اذن خدا دارا بودند
    صفت خداوند ذاتی است پس دیگر مانند صفت خدا نیست.
    چون در ائمه ذاتی نیست.
    آن‌ها به اذن خداوند دایره قدرتشان افزوده شده است.

    نه این‌که به اذن او عین صفت را گرفته باشند.
    عین صفت = ذاتی

    در خصوص ائمه(ع) عین صفت نیست چون ذاتی نیست پس به معنی دقیق شبیه نیست...

    وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ (نحل/127)
    صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر.
    .
    .
    .
    www.soleimani.blogfa.com

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    صفات میتواند عام باشد ولی ذات خاص است برای مثال شیرینی صفتی عام است برای تمام چیزهای شیرین ولی هر کدام بر حسب ذات خود نوع شیرینی را توصیف میکنند در چرخه خلقت ما معتقد هستیم که از تجلی ذات پروردگار صفات بروز نموده و با بروز صفات نفس خلق شده و هر نفسی برحسب حکمت خداوند داری ذات شده و در عالم ماده ظهور نموده پس در اصل تمامی کائنات در اصل تجلی از صفات پروردگار است ولی بر حسب شناخت و درک از ان صفت است که میتواند خود را تعریف کند و با هر چه بیشتر به منبع نزدیک شود درک بهتری از صفات که به او به امانت دادشده پیدا میکند پس بروز ان صفات بر حسب نوع ذات مادی خودشان قابل تعریف است چون برحسب ظرفیت درک و شناخت خود از صفات است که ان را میفهمند عقل و درک هر کس متفاوت است

    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود