جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این دو آیات در تناقض نیستند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا این دو آیات در تناقض نیستند؟




    با سلام
    برخی از نوشته های قرآن مخاطب خود قرآن است، این نوشته ها با سایر آیات قرآن در تناقضی اساسی است، در این قسمت به این نوع تناقض اشاره میکنم؛
    یکی از تناقضات قرآن، تناقض گوئی پس از قل(بگو) میباشد.
    خداوند به بندگانش دعاهائی را آموزش میدهد، لذا جمله ی پس از قل (بگو) جمله ایست منادی؛ پس اگر قل را از جمله حذف نمائیم، خللی در روند جمله ایجاد نخواهد شد.
    این قاعده در زبان فارسی نیزوجود دارد، بدان معنا که اگر به کسی توصیه میکنید که نقل قولی از شما داشته باشد و جمله را با بگو آغاز مینمائید، گوینده لازم نیست که خودش نیز "بگو" که شما برای تاکید بر بیان جمله بعدی را میگوئید، بیان نماید، مثلا؛
    اگر شما به کسی را سوگند دهید، به او میگوئید که ؛
    بگو! من به خدا سوگند یاد مینمایم. لازم نیست که مخاطب شما در سوگندش کلمه ی بگو را نیز بازگو نماید و جمله ی او، "من به خدا سوگند یاد مینمایم" میباشد.
    همین حالات را در قرآن مشاهده مینمائیم که مخاطب نیز خودش کلمه ی قل را تکرار مینماید که از لحاظ مفهومی اشکال دارد.
    اما این اشکال را نادیده میگیریم و فرض را بر صحت چنین بیانی مینمائیم، اما آنچه که مسلم است، این است که اگر "قل" را خذف نمائیم، مفهوم جمله عوض نخواهد شد، این قاعده در چهار سوره ی پایانی قرآن وجود دارد که همگی دارای چنین ساختاری هستند؛
    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (ناس/1) بگو پناه مي‏برم به پروردگار مردم
    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (فلق/1) بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده صبح
    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (توحید/1) بگو اوست‏خداى يگانه
    قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (کافرون/1) بگو اي كافران!

    اگر هم قل را حذف نمائیم باز مفهوم جمله عوض نمیشود؛
    أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (ناس/1) پناه مي‏برم به پروردگار مردم
    أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (فلق/1) پناه ميبرم به پروردگار سپيده صبح
    هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (توحید/1) اوست‏خداى يگانه
    يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (کافرون/1) اي كافران

    اما در این میان یک استثنا وجود دارد؛
    قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر/53) بگو: اي بندگان من! کسانیکه كه بر خود اسراف (زیادروی در شرک) كرده‏ايد! از رحمت الله نوميد نشويد كه الله همه ی گناهان را مي‏آمرزد او آمرزنده ی مهربان است.
    اگر این آیه را با دقت بخوانیم؛ متوجه خواهیم شد که بندگان مورد نظر، میتواننند بندگان گوینده باشند.
    اکنون اگر قل را برداریم، مفهوم جمله کاملا عوض میگردد، و شکی که در نوشته ی بالا وجود داشت به یقین تبدیل میشود و مخاطب گوینده، بندگان او هستند نه بندگان خدا؛
    يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر/53) اي بندگان من! کسانیکه كه بر خود اسراف (زیادروی در شرک) كرده‏ايد! از رحمت الله نوميد نشويد كه الله همه ی گناهان را مي‏آمرزد. او آمرزنده ی مهربان است

    اما قرآن این روند را در آیه ای دیگر اصلاح مینماید؛
    قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ (ابراهیم/31) بگو به بندگان من، کسانیکه ايمان آورده‏اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده‏ايم پنهان و آشكار انفاق كنند پيش از آنكه روزي فرا رسد كه نه در آن خريد و فروش است و نه دوستي.
    ظاهرا این دو آیه با هم در تضادی آشکارند.


    اگر گفته شود که سوره های آخر قرآن دعاء و یا جملاتی است که خدا به پیامبر یاد داده تا به مردم یاد دهد، بدین خاطر است که با قل آغاز شده است؛ پس چراسوره حمدکه دقیقا دعاست، با قل آغاز نشده است؟


    كارشناس بحث : پاسخگوي قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ در ساعت ۱۲:۲۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    در قرآن بيش از سيصد مرتبه، کلمه «قل» به کار رفته است و از آن استفاده می ‌شود که الفاظ هم، از جانب خداست زيرا معنا ندارد پيامبر(ص) خودش را مخاطب قرار دهد و از کلمه «قل» استفاده کند.

    كلمه "قل" در پيام جبرئيل از سوى خدا بوده، پيغمبر اكرم (ص) موظف است كه براى حفظ اصالت قرآن آن را عينا بازگو كند، و اين خود نشان مى‏دهد كه جبرئيل و رسول اكرم(ص) در نقل وحى الهى كمترين تغييرى نداده‏اند، و عملا ثابت كرده‏اند مأمورانى هستند گوش بر فرمان الهى؛ همان گونه كه در آيه 15 سوره يونس آمده: «قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ» بگو من حق ندارم كه قرآن را از پيش خود تغيير دهم من فقط از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود.

    به این دو آیه توجه کنید:

    «يا عِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضي‏ واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ» (1)

    «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ ...» (2)

    خطاب در آیه اول بدون "قل" و در آیه دوم با "قل" آمده است، و این همان تبعیت و فرمانبرداری پیامبر(ص) از خداوند، و امانتداری ایشان در ابلاغ وحی را می رساند.

    ضمنا از کجا می گویید که همه سوره حمد دقیقا دعا است؟ در سوره حمد آیه "اهدنا الصراط المستقیم" دعا است و بقیه دعایی نیست.


    _________
    (1) عنکبوت، 56.
    (2) زمر، 53.


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۶:۳۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب سائل قراني

    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (ناس/1) بگو پناه مي‏برم به پروردگار مردم

    قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر/53) بگو: اي بندگان من! کسانیکه كه بر خود اسراف (زیادروی در شرک) كرده‏ايد! از رحمت الله نوميد نشويد كه الله همه ی گناهان را مي‏آمرزد او آمرزنده ی مهربان است.


    در آيه اول مورد خطاب مستتر و عام است يعني مورد خطاب مي تواند پيامبر و يا تك تك مومنان باشد. پس معناي آيه چنين مي شود: ( اي پيامبر ، اي مسلمان ، اي مومن ، اي بنده من و غيره ) بگو پناه مي برم به پرودگار مردم.

    در آيه دوم مورد خطاب مشخص و خاص است يعني مورد خطاب تنها بندگاني هستند كه بر خود اسراف كرده اند. پس معناي آيه چنين مي شود : به بندگان من كه بر خود اسراف كرده اند بگو . . .

    و اگر قرار باشد حذفي صورت گيرد بايد هم قل و هم مورد خطاب حذف شود. به نظر مي رسد به علت مستتر بودن مورد خطاب در آيه اول اين شبهه به نظر جنابعالي رسيده است.

    ضمنا عدم آشنايي با اصول و روشهاي ترجمه و ترجمه تحت اللفظي مشكلات بسياري را در خصوص فهم و درك مفاهيم قراني ايجاد مي كند.




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    برخی از نوشته های قرآن مخاطب خود قرآن است، این نوشته ها با سایر آیات قرآن در تناقضی اساسی است. در برخی آیات اگر "قل" را خذف نمائیم، مفهوم جمله عوض نخواهد شد، مانند چهار سوره پایانی قرآن (ناس، فلق، توحید و کافرون)؛ اما در این میان یک استثنا وجود دارد(زمر، 53) که اگر "قل" را از آن حذف کنیم، معنا عوض خواهد شد و مخاطبین، بندگان گوینده خواهند بود نه بندگان خدا؛ و این خلاف آیات دیگر و تناقض بین آیات است.
    اگر گفته شود که سوره های آخر قرآن دعاء و یا جملاتی است که خدا به پیامبر یاد داده تا به مردم یاد دهد، بدین خاطر است که با قل آغاز شده است؛ پس چرا سوره حمد که دقیقا دعاست، با قل آغاز نشده است؟


    پاسخ:
    خیر، تناقضی وجود ندارد. «قل» در همه جای قرآن، دعایی نیست بلکه کاربردهای گوناگونی دارد، مانند، تشریف امت، تاکید کلام، نشان دادن این که آیات سخن خداست، ترغیب، و ... .
    در قرآن بيش از سيصد مرتبه، کلمه «قل» به کار رفته است و از آن استفاده می ‌شود که الفاظ هم، از جانب خداست، زيرا معنا ندارد پيامبر (صلی الله علیه و آله) خودش را مخاطب قرار دهد و از کلمه «قل» استفاده کند.
    كلمه «قل» در پيام جبرئيل از سوى خدا بوده و پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) موظف است كه براى حفظ اصالت قرآن آن را عينا بازگو كند، و اين خود نشان مى ‏دهد كه جبرئيل و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) در نقل وحى الهى كمترين تغييرى نداده ‏اند، و عملا ثابت كرده ‏اند مأمورانى هستند گوش بر فرمان الهى؛ همان گونه كه در سوره يونس آمده: «قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ»؛ بگو من حق ندارم كه قرآن را از پيش خود تغيير دهم من فقط از چيزى پيروى مى ‏كنم كه بر من وحى مى‏ شود.(1)

    به این دو آیه توجه کنید:
    «يا عِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضي‏ واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ»(2)
    «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ ...»(3)
    خطاب در آیه اول بدون «قل»، و در آیه دوم با «قل» آمده است، و این همان تبعیت و فرمانبرداری پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خداوند، و امانتداری ایشان در ابلاغ وحی را می رساند.
    لذا قرار نیست هر جا دعا است «قل» بیاید و یا هر جا «قل» آمده، دعایی باشد. در ثانی چه کسی گفته همه سوره «حمد» دعا است؟! در سوره حمد، فقط یک آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم‏»(4) دعایی است. سوره حمد، توصیف خداوند است ولی لزوما هر توصیفی که دعایی نیست.

    در تفسیر نمونه آمده: سوره حمد، با سوره ‏هاى ديگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد، به خاطر اين كه سوره‏ هاى ديگر همه به عنوان سخن خدا است، اما اين سوره از زبان بندگان است، و به تعبير ديگر در اين سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است.(5)
    هم چنین علامه طباطبایی می آورد: ظاهر سياق و به قرينه التفاتى که در جمله «إِيَّاک نَعْبُدُ...» به کار رفته، و ناگهان خداى سبحان مخاطب بندگان قرار گرفته، دلالت دارد بر این که سوره حمد، کلام بنده خداست، به اين معنا که خداى تعالى در اين سوره به بنده خود ياد مى ‏دهد که چگونه حمدش گويد، و چگونه سزاوار است ادب عبوديت را در مقامى که مى ‏خواهد اظهار عبوديت کند، رعايت نمايد، و اين ظاهر را جمله «الْحَمْدُ لِلَّهِ» نيز تاييد می کند؛ براى اين که حمد توصيف است، و خداى سبحان خود را از توصيف واصفان از بندگانش منزه دانسته، و فرموده: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ، إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»؛ خدا منزه است از آنچه توصيفش مى ‏کنند، مگر بندگان مخلص او(6).(7)

    بنابر این، سوره حمد اگر چه سخن بنده خدا و در وصف خداوند متعال است ولی این به معنای دعایی بودن همه سوره نیست و ملازمه ای بین توصیفی و دعایی بودن نیست.
    در ضمن، ممکن است گفته شود چرا موقع خواندن نماز در سوره توحید، کلمه «قل» را بکار می بریم، در صورتی که مستقیم با خدا صحبت می کنیم و شخص ثالثی در کار نیست؟ در پاسخ باید گفت سوره توحید بر خلاف سوره حمد، صحبت مستقیم با خداوند نیست؛ بلکه حکایت خطابی است که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده و باید به همان صورت که جبرئیل نازل کرده خوانده شود.
    مطلب آخر، از نظر علمی در تناقض، وجود شرائطی لازم است تا بتوان ادعا کرد این جا تناقض است. در مقایسه بین دو چیز و ادعای تناقض، بایستی آن دو در هشت موضوع وحدت و شباهت داشته باشند تا پس از تضاد، ادعای تناقض ثابت شود. در حالی که در ادعای شما اصلا چنین موردی نیست و ادعای تناقض هم در این جا از نظر علمی بی مورد و بی اساس است. در این مورد به علم منطق مراجعه نمایید تا بطلان ادعای تناقض شما، برایتان آشکار شود.

    _________
    (1) یونس/ 15.
    (2) عنکبوت/ 56.
    (3) زمر/ 53.
    (4) فاتحه/ 6.
    (5) تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏1، ص 2.
    (6) صافات/ 159و 160.
    (7) ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏1، ص 31و32.
    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۹:۳۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود