جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ قوم لوط کدامیک بوده؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ قوم لوط کدامیک بوده؟




    با سلام
    به این آیات دقت بفرمایید که آیا تناقضی مشاهده نمی شود؟
    وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ (اعراف/80) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت آيا آن كار زشت(لواط) را مرتكب مى‏شويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است।
    إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (اعراف/81)وَمَ شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمى‏آميزيد آرى شما گروهى تجاوزكاريد ما كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (اعراف/82) ولى پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند آنان را از شهرتان بيرون كنيد زيرا آنان كسانى‏اند كه به پاكى تظاهر مى‏كنند .

    و یا همین داستان را در جائی دیگر از قرآن بیان نموده؛
    وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (نمل/54) و لوط را كه چون به قوم خود گفت آيا ديده و دانسته مرتكب عمل ناشايست [لواط] مى‏شويد।
    أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (نمل/55) آيا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آميزيد بلكه شما مردمى جهالت‏پيشه‏ايد।
    فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (نمل/56) و پاسخ قومش غير از اين نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مى‏نمايند.

    قرآن در آیات بالا، میگوید که ما کان جواب قومه الا ... یعنی ، پاسخ قوم لوط هیچ چیزی نبود، جز اینکه، آنها را از شهر خود بیرون کنید ،
    اما در آیات پائین میگوید تنها پاسخشان بود و پاسخی دیگر نداشتند
    وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (عنکبوت/28) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت‏شما به كارى زشت مى‏پردازيد كه هيچ يك از مردم زمين در آن بر شما پيشى نگرفته است।
    أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (عنکبوت/29) آيا شما با مردها درمى‏آميزيد و راه را قطع مى‏كنيد و در محافل خود پليدكارى مى‏كنيد و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند اگر راست مى گويى عذاب الله را براى ما بياور.
    پرسش اینست که تنها پاسخ قوم لوط ، چه چیزی بوده و چرا در این آیات پاسخ آنها را دو گونه بیان می کند؟


    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۶:۵۰

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    چند نکته درباره آیات مورد بحث




    سلام به شما کاربر گرامی
    ابتدا درباره آیاتی که نقل فرمودید، نکاتی که مناسب بحث است، خدمت شما و دوستان خواننده عرض می کنم و در پست بعدی به پاسخ پرسش شما می پردازم:

    آیه 82 اعراف و 56 نمل:
    پاسخ قوم لوط که در آیات اعراف/82 و نمل/56 نقل شده دليل بر سفاهت و کوته فکری قوم لوط است زیرا متعرض جواب سؤال لوط نشده بودند! بلکه در مقام جواب او ، چيزى گفتند كه هيچ ربطى به سؤال او نداشت! چون برای جواب در یک گفتگو و مناظره، يا باید به حقانیت سخن و ادعای طرف مقابل اعتراف نمود و یا با دليل محکم ادعای او را باطل کرد اما قوم لوط که پاسخی برای توجیه عمل ناشایست خود نداشتند، هیچ یک از این دو حالت را در پاسخ به لوط مراعات نکردند و پاسخی دادند که ارتباطی با سخن او نداشت! لذا او را خوار شمرده و كلامش را بى ‏ارزش دانسته و گفتند: اینجا شهر ماست و اين مرد در اين شهر بی كس و تنهاست و خود را از کارهای ما منزه و به دور می دارد! او را نمى‏ رسد كه به كاره اى ما خرده ‏گيرى كند پس او و همراهانش را از شهر بیرون کنید! (ترجمه الميزان، ج‏8، ص: 233، با اندکی تصرف)

    و البته جاى تعجب ندارد كه يك جمعيت آلوده و گناهكار، افراد پاكدامن را به جرم پاكدامنى از خود برانند، آنها چنين افرادى را مزاحم شهوات خويش مى‏ بينند و نقاط قوت و افتخار چنين پاكدامنانى در نظر آنها نقطه ضعف و عيب می باشد! (تفسير نمونه، ج‏6، ص: 245)

    ---------------------------------------
    آیه 29 عنکبوت:
    سياق این آیه شاهد است بر اينكه منظور از لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ، لواط است و منظور از تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ، رها کردن و سستی در امر زاد و ولد و لغو كردن آنست، چون راه زاد و ولد عبارت است از نزديكى و جماع با زنان، ولی قوم لوط اين راه را قطع و رها نموده و آن را لغو كردند، پس تعبير به قطع سبيل كنايه است از روگردانی آنها از زنان و ترك مقاربت با آنان، و منظور از تَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ ، با در نظر داشتن اينكه كلمه "نادى" به معناى مجلسى است كه جمعى در آن گرد هم باشند، و وقتى گفته مى ‏شود «نادى» كه همه اهل مجلس حضور داشته باشند، پس منظور از این عبارت اينست‏ كه عمل لواط را و يا مقدمات شنيع آن را در پيش روى همه انجام مى‏ دادند!

    جمله فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ نشان دهنده استهزاء و تمسخر قوم لوط بوده؛ یعنی: لوط (ع) آنها را به عذاب خدا تهديد مى‏ كرده ولی آنها در پاسخش از باب مسخره مى‏ گفتند: چرا معطلى؟ اگر راست مى‏ گويى، آن عذاب را بیاور! اين نكته در آیه ديگر به صراحت آمده كه لوط (ع) ايشان را به خشم و عذاب الهی تهديد مى كرد، ولى آنها تهديد وى را مسخره می کردند:

    وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ (قمر/36)
    او آنها را از مجازات ما بيم داد، ولى بر آنها اصرار بر مجادله و القاى شكّ داشتند

    (ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 182)

    ضمنا اين تعبير قوم گمراهش نشان مى ‏دهد كه آنها مى‏ خواستند از عدم نزول عذاب، نتيجه‏ گيرى كنند كه او كاذب و دروغگو است! در حالى كه اين رحمت خداست كه حتى به آلوده ترين اقوام هم فرصت و مهلت براى مطالعه، تجديد نظر و بازگشت مى ‏دهد [اما امان از غفلت و پیروی هواهای نفسانی و اصرار بر گمراهی!] (تفسير نمونه، ج‏16، ص: 256)
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    سخن از گزارش یک تبلیغ 30 ساله است و نه یک گفتگوی دو سه جمله ای!




    بنده توضیحات برخی از تفاسیر مانند المیزان و نمونه ذیل سه دسته آیه ای که ذکر فرمودید را مطالعه کردم اما در هیچ یک از آنها، پرسش شما مطرح نشده بود و مطلبی هم که اشاره ای به این پاسخ داشته باشد، وجود نداشت لذا به مطالعه مجدد متن آیات پرداختم و در متن و سیاق آیات مورد اشاره بیشتر تأمل کردم؛ نیز برخی دیگر از آیات مشابه را مطالعه کردم و پاسخ پرسش شما را اینگونه یافتم:

    1- آیات کریمه مورد اشاره، در مقام این نیست که بگوید: یک جمله دیالوگ و گفتگو بین لوط (ع) و قومش صورت گرفت؛ لوط (ع) فلان جمله را گفت و قومش هم فلان جمله را در پاسخ او گفتند! زیرا به گفته روایات، لوط (ع) 30 سال میان قومش تبلیغ کرد (ولى جز خانواده ‏اش -آن هم به استثناى همسرش كه با مشركان هم عقيده شد- به او ايمان نياوردند). (برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 429)

    پس قطعا و یقینا در این تبلیغ 30 ساله صحبت های زیادی بین لوط و قومش مطرح شده؛ حرفهای زیادی زده و پاسخ های زیادی شنیده اما قرآن کریم وقتی می خواهد داستان لوط (ع) و تلاشهای این پیامبر بزرگ برای اصلاح قومش و سختی هایی که در این راه کشیده و تبلیغ 30 ساله اش را در چند جمله کوتاه بیان کند، آن را در 5 آیه کوتاه (80 تا 84 اعراف) به شیواترین و خلاصه ترین بیان، ذکر می کند: «اینکه لوط در میان قومی که کار بی سابقه لواط را انجام می دادند، به هدایتگری و تبلیغ دین خدا و امر به معروف و نهی از منکر مشغول بود اما قوم نادان، سخن پیامبرشان را انکار نمودند و در مقابلش ایستادند و سرانجام بخاطر لجاجت در گمراهی، به عذاب الهی دچار شدند».

    پس قرآن نمی خواهد بگوید: یک جمله دیالوگ و گفتگو بین لوط و قومش صورت گرفت و آن هم همین دو جمله بود و بس! خیر، قرآن کریم خلاصه 30 سال دعوت و تبلیغ لوط (ع) و پاسخ قوم نادانش را در این چند جمله برای ما بازگو می کند و اقتضای خلاصه گویی هم همین است که به جان کلام و اصل سخن پرداخته شود. قطعا و یقینا صدها دیالوگ و گفتگوی دیگر هم بین آنها بوده اما خلاصه و چکیده تمام آنها این بود که آنها سخنش را نپذیرفتند، او را تهدید به اخراج از شهر نمودند، مسخره می کردند و نهایتا گفتند: این عذابی که ما را از آن می ترسانی بیاور.

    پس آیات مورد اشاره از اعراف و نمل با آیات مورد اشاره از سوره مبارکه عنکبوت، هیچگونه منافاتی ندارد و همگی در بیان منفی بودن پاسخ قوم نادان و سرسختی و لجاجت آنها در برابر دعوت لوط (ع) است که گاه می گفتند: از شهر بیرونش کنید و گاه می گفتند: عذابی که وعده می دهی را بیاور .

    ادامه...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۶:۰۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    2- نکته دوم اینکه با دقت در آیات مورد اشاره یک نکته به خوبی از آیات برداشت می شود و آن اینکه:

    در آیات مورد اشاره از سوره اعراف و نمل، گویی قرآن کریم تنها در صدد بیان گذرا از دعوت کلی لوط (ع) و واکنش قومش است و می فرماید: لوط قومش را از لواط برحذر می داشت اما پاسخ آنان، تهدید او به اخراج از شهر و نیز تمسخر او بود! قرآن کریم در اینجا بلافاصله با آوردن «فاء» تفریع (که بیان نتیجه گیری مطلب است) می فرماید: بنابراین بخاطر این لجاجت و سرکشی آنان را عذاب نمودیم. یعنی از یک روند 30 ساله تبلیغ و تلاش لوط به هدایتگری و اصرار قوم نادان بر گمراهی، با این بیان یاد می کند. این نکته هم در آیات 83 اعراف و 56 نمل وجود دارد.

    فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ
    وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمينَ (اعراف/83و84)
    پس او و اهلش را نجات داديم مگر همسرش كه از باقى ‏ماندگان [در ميان كافران‏] بود
    و بر آنان بارشى [بى ‏نظير از سنگ‏ هاى آتشين‏] بارانديم، پس با تأمل بنگر كه سرانجام گنهكاران چگونه بود؟

    فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرينَ (نمل/57)
    پس او و خانواده ‏اش را نجات ‏داديم مگر همسرش را كه مقدر كرده بوديم در باقى ماندگان [در شهر براى هلاكت بماند.]

    اما این بیان در آیات سوره مبارکه عنکبوت اندکی متفاوت است و گویی نشان می دهد که پاسخ اخیر قوم نادان مبنی بر تعجیل در عذاب برای اثبات حقانیت دعوت، در پایان دعوت بوده است؛ به پست بعدی توجه فرمایید:
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۵:۴۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    آخرین سخن و درخواست قوم نادان!




    در آیات سوره مبارکه عنکبوت (که قوم لوط تعجیل در عذاب را درخواست می کنند)، بعد از پاسخ قوم نادان، سریع و با فاء تفریع، مسأله عذاب را طرح نمی کند بلکه دوباره به داستان ملاقات ابراهیم با فرشتگان بازگشته و ادامه گفتگوی ابراهیم با فرشتگان را مطرح می کند و نحوه شروع و نزول عذاب را کاملا شرح می دهد و با این بیان نشان می دهد که این پاسخ قوم نادان، آخرین پاسخ ها و درخواست آنها بوده است!

    توضیح بیشتر مطلب، اینکه:
    قرآن کریم در سوره عنکبوت از آیه 16 به بعد، ابتدا داستان ابراهیم (ع) را نقل می کند و بعد در آیه 26 از لوط (ع) به عنوان یکی از مؤمنان به ابراهیم (ع) یاد نموده و سپس از فعالیت تبلیغی او میان قومش و آخرین پاسخ های قومش به او یاد می کند و سپس در آیه 31 دوباره به داستان ابراهیم و ملاقات و گفتگویش با فرشتگانِ عذاب باز می گرد؛ اینکه آنها فرشتگان عذابند و برای عذاب قوم لوط آمده اند.

    سیاق این آیات که به تفصیل ماجرا پرداخته (به خلاف سوره های اعراف و نمل که بنا بر خلاصه گویی دارد) به خوبی به ما نشان می دهد که این پاسخ قوم لوط (برای تسریع عذاب) ، از آخرین درخواست ها و گفتمان های میان لوط و قومش بوده؛ یعنی تا پیش از این، قوم نادان، او را به اخراج از شهر و تمسخر و مانند آن تهدید می کردند اما در اینجا از او خواستند برای اثبات حقانیت دعوتش، عذابی که وعده می دهد را بیاورد!

    فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ (عنکبوت/29)
    پس جواب قوم او جز اين نبود كه گفتند: اگر تو از راستگويانى عذاب خدا را براى ما بياور

    اینجا بود که لوط (ع) از هدایت آنان نومید گشته و رو به درگاه حق تعالی آورده و نصرت و یاری می طلبد:

    قالَ رَبِّ انْصُرْني‏ عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدينَ (عنکبوت/30)
    گفت: پروردگارا! مرا بر اين مردم فسادكار يارى ده

    و خداوند سبحان هم با استجابت دعایش، فرشتگان عذاب را به سوی او فرستاده تا او و مؤمنان به او را نجات دهند و باران سنگ را بر قوم نادان فرود آورند:

    وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سي‏ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ
    إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى‏ أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ (عنکبوت/33و34)
    و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به سبب [حضور] آنان [به صورت جوانانى آراسته‏] بدحال و بى ‏طاقت شد، و گفتند: مترس و غمگين مباش، قطعاً ما نجات دهنده تو و خانواده ‏ات هستيم، مگر همسرت را كه از باقى‏ماندگان خواهد بود،
    ما بر اهل اين شهر به علت كار بسيار زشتى كه مرتكب مى‏شوند، عذاب سختى از آسمان نازل خواهيم كرد

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۵:۴۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    خلاصه و نتیجه ای از بحث




    خلاصه عرایض بنده این شد که:

    1- آیات کریمه مورد اشاره، در مقام این نیست که بگوید: یک جمله دیالوگ و گفتگو بین لوط (ع) و قومش صورت گرفت؛ لوط (ع) فلان جمله را گفت و قومش هم فلان جمله را در پاسخ او گفتند! زیرا به گفته روایات، لوط (ع) 30 سال میان قومش تبلیغ کرد. (برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 429)

    قرآن نمی خواهد بگوید: یک جمله دیالوگ و گفتگو بین لوط و قومش صورت گفت و آن هم همین دو جمله بود و بس! خیر، قرآن کریم خلاصه 30 سال دعوت و تبلیغ لوط (ع) و پاسخ قوم نادانش را در این چند جمله برای ما بازگو می کند و اقتضای خلاصه گویی هم همین است که به جان کلام و اصل سخن پرداخته شود. قطعا و یقینا صدها دیالوگ و گفتگوی دیگر هم بین آنها بوده اما خلاصه و چکیده تمام آنها این بود که آنها سخنش را نپذیرفتند، او را تهدید به اخراج از شهر نمودند، مسخره می کردند و نهایتا گفتند: این عذابی که ما را از آن می ترسانی بیاور.

    پس آیات مورد اشاره از اعراف و نمل با آیات مورد اشاره از سوره مبارکه عنکبوت، هیچگونه منافاتی ندارد و همگی در بیان منفی بودن پاسخ قوم نادان و سرسختی و لجاجت آنها در برابر دعوت لوط (ع) است که گاه می گفتند: از شهر بیرونش کنید و گاه مسخره می کردند و گاهی دیگر هم در نزول عذاب تعجیل می کردند و می گفتند: عذابی که وعده می دهی را بیاور .

    2-
    در آیات مورد اشاره از سوره اعراف و نمل، گویی قرآن کریم تنها در صدد بیانی گذرا از ماجرای دعوت لوط (ع) و واکنش قومش به این دعوت است؛ می فرماید: لوط، قومش را از لواط برحذر می داشت اما پاسخ آنان، تهدید او به اخراج از شهر و تمسخر او بود! اما در سوره عنکبوت این گفتمان به شکل دیگری بیان شده و آیات با تفصیل بیشتری، ماجرا را نقل می کند (به خلاف سوره های اعراف و نمل که بنا بر خلاصه گویی دارد)؛ سیاق آیات در سوره مبارکه عنکبوت، به خوبی به ما نشان می دهد که پاسخ قوم لوط (برای تسریع عذاب) ، از آخرین درخواست ها و گفتمان های میان لوط و قومش بوده؛ یعنی تا پیش از این، قوم نادان، او را به اخراج از شهر و تمسخر و مانند آن تهدید می کردند اما در اینجا از او خواستند برای اثبات حقانیت دعوتش، عذابی که وعده می دهد را بیاورد!


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۸:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی (به شیوه پرسش و پاسخ)




    پرسش:
    قرآن کریم در آیه 56 نمل می گوید: و پاسخ قومش [یعنی قوم لوط] غير از اين نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مى‏ نمايند اما در آیه 29 عنکبوت می گوید: و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند اگر راست مى گويى عذاب الله را براى ما بياور. سؤال اینست که با توجه به این آیات، بالاخره تنها پاسخ چه چیزی بوده و چرا در این آیات به دو صورت بیان شده؟


    پاسخ:
    1- آیات کریمه مورد اشاره، در مقام این نیست که بگوید: در زمان نبوت و دعوت لوط (ع) ، تنها یک جمله بین او و قومش صورت گرفته؛ لوط (ع) فلان جمله را گفت و قومش هم فلان پاسخ را دادند! چنین نیست، زیرا به گفته روایات، لوط (ع) 30 سال میان قومش تبلیغ کرد و آنها را به خداپرستی و پرهیز از انحرافات دعوت نمود. (برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 429)

    به دیگر سخن، قرآن نمی خواهد بگوید: در طول دعوت 30 ساله لوط (ع) ، تنها یک جمله دیالوگ و گفتگو بین او و قومش صورت گفته و آن هم همین دو جمله بود و بس! خیر، قرآن کریم خلاصه 30 سال دعوت و تبلیغ لوط (ع) و پاسخ قوم نادانش را در این چند جمله برای ما بازگو می کند و اقتضای خلاصه گویی هم همین است که به جان کلام و اصل سخن پرداخته شود. قطعا و یقینا صدها دیالوگ و گفتگوی دیگر هم بین آنها بوده اما خلاصه و چکیده تمام آنها این بود که آنها سخنش را نپذیرفتند، او را تهدید به اخراج از شهر نمودند، مسخره می کردند و نهایتا گفتند: این عذابی که ما را از آن می ترسانی بیاور.

    پس آیات مورد اشاره از سوره نمل، با آیات مورد اشاره از سوره مبارکه عنکبوت (
    و نیز دیگر آیات سوره هایی که به داستان قوم لوط پرداخته است) هیچگونه منافاتی ندارد و همگی در بیان منفی بودن پاسخ قوم نادان و سرسختی و لجاجت آنها در برابر دعوت لوط (ع) است که گاهی می گفتند: از شهر بیرونش کنید و گاهی مسخره اش می کردند و گاهی هم در نزول عذاب تعجیل می کردند و می گفتند: عذابی که وعده می دهی را برایمان بیاور!

    2-
    در آیات مورد اشاره از سوره نمل، گویی قرآن کریم تنها در صدد بیانی گذرا از ماجرای دعوت لوط (ع) و واکنش قومش به این دعوت است؛ لذا می فرماید: لوط، قومش را از لواط برحذر می داشت اما پاسخ آنان، تهدید او به اخراج از شهر و تمسخر او بود! اما در سوره عنکبوت این گفتمان به شکل دیگری بیان شده و آیات با تفصیل بیشتری، ماجرا را نقل می کند (به خلاف سوره نمل که بنا بر خلاصه گویی دارد)؛ سیاق آیات در سوره مبارکه عنکبوت، به خوبی به ما نشان می دهد که پاسخ قوم لوط (برای تسریع عذاب) ، از آخرین درخواست ها و گفتمان های میان لوط و قومش بوده؛ یعنی تا پیش از این، قوم نادان، او را به اخراج از شهر و تمسخر و مانند آن تهدید می کردند اما در اینجا از او خواستند برای اثبات حقانیت دعوتش، عذابی که وعده می دهد را بیاورد!

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۴:۰۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود