صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟




    سلام
    آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟

    منظور از دو مشرق همان دو مکان ظاهری طلوع خورشید در زمستان و تابستان است، مشرق‌ها هم مکان‌های ظاهری طلوع خورشید است که در میان این دو مشرق قرار دارند. مانند همین استدلال برای مغربین و مغارب صادق است.
    اما عده ای چنین استدلال می‌نمایند که این آیه دلیل بر علمی بودن قرآن است و از دل همین ایه کروی بودن زمین را خارج می‌کنند.


    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ در ساعت ۱۱:۵۳

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    سلام
    آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟

    منظور از دو مشرق همان دو مکان ظاهری طلوع خورشید در زمستان و تابستان است، مشرق‌ها هم مکان‌های ظاهری طلوع خورشید است که در میان این دو مشرق قرار دارند. مانند همین استدلال برای مغربین و مغارب صادق است.
    اما عده ای چنین استدلال می‌نمایند که این آیه دلیل بر علمی بودن قرآن است و از دل همین ایه کروی بودن زمین را خارج می‌کنند.


    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي


    با عرض سلام و ادب

    خداوند متعال در آيه17سوره الرحمن م يفرمايد:«رَبُّ الْمَشْرِقَينِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَينِ : او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!».
    يكي از سوالتي كه پيرامون اين آيه مطرح مي شود اين است كه : چگونه از اين آيه كرويت زمين استفاده مي شود؟

    در پاسخ بايد عرض كنم:
    مشرق از شرق ، به معني طلوع آفتاب است و اصل آن به معني روشن شدن مي‏باشد؛ شرق اسم مكان و به معني محل طلوع مي‏باشد.
    مغرب از غرب به معني دور شدن است و مغرب محل غروب و دور شدن مي‏باشد. غروب آفتاب عبارت است از دور شدن و پنهان شدن آفتاب از نظرها.[1]

    در آيات قرآن مجيد، گاهي تعبير (مشرق و مغرب) به صورت مفرد آمده است مانند «و لله المشرق و المغرب»؛[2] مشرق و مغرب از آن خداست.
    و گاهي به صورت تثنيه آمده است: مانند «رب المشرقين و رب المغربين»؛[3] پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب.
    و گاهي به صورت جمع آمده است: مانند: «فلا اقسم برب المشارق و المغارب»؛[4] سوگند به پروردگار مشرق‏ها و مغرب‏ها.

    هر يك از اين‏ها اشاره به نكته‏ اي است و آن اين‏كه خورشيد، هر روز از نقطه تازه‏ اي طلوع و در نقطه تازه ‏اي غروب مي‏كند، بنابراين به تعداد روزهاي سال مشرق و مغرب داريم. از سوي ديگر، در ميان همه مشرق‏ها و مغرب‏ها، دو مشرق و دو مغرب ممتاز است كه يكي در آغاز تابستان، يعني حداكثر اوج خورشيد در مدار شمالي و يكي در آغاز زمستان يعني حداقل پايين آمدن خورشيد در مدار جنوبي است (كه از يكي تعبير به مدار رأس سرطان و از ديگري تعبير به مدار رأس جدي مي‏كنند).[5]

    اين آيات در عين اين‏كه بر متعدد بودن محل طلوع و تابش آفتاب و محل غروب آن دلالت مي‏كنند، بر كروي بودن زمين نيز اشاره دارند، زيرا اگر زمين كروي باشد طلوع كردن و تابيدن آفتاب بر هر جزئي از اجزاي كره زمين مستلزم اين خواهد بود كه از جزء ديگر آن غروب بكند و در اين صورت تعدد مشرق‏ها بدون هيچ گونه تكلف و زحمت روشن و واضح مي‏گردد. ولي در غير كروي بودن زمين تعدد مشرق‏ها و مغرب‏ها كه از آيه استفاده مي‏گردد قابل درك و فهم نمي‏باشد.[6]



    زيرا جسم مسطح بيش از يك شرق و يك غرب ندارد. فقط جسم كروي است كه هر نقطه آن يك طرف مشرق و طرف ديگر مغرب است، و هر قسمتي كه در مقابل آفتاب واقع شود، شروق آفتاب از آن‏جاست، در صورتي كه در جاي ديگر غروب كرده است. همچنين اختلاف افق‏ها دلالت بر كرويت زمين مي‏كند و آن‏را مشارق و مغارب متعددي است.[7]



    چنان‏كه از حضرت امير المؤمنين -عليه السلام- روايت شده كه فرمود: خورشيد سي‏صدو شصت مشرق و سي‏صدو شصت مغرب دارد، از آن نقطه‏اي كه امروز طلوع كرد ديگر طلوع نمي‏كند تا سال بعد در همان روز.[8]
    از جمله در حديثى از امير مؤ منان على (عليه السلام ) مى خوانيم که در تفسير اين آيه فرمود:« ان مشرق الشتاء على حده ، و مشرق الصيف على حده ، اما تعرف ذلک من قرب الشمس و بعدها؟: :مشرق (آغاز) زمستان جداگانه است ، و مشرق (آغاز) تابستان جداگانه است آيا نمى بينى که خورشيد در اين دو فصل نزديک و دور مى شود (اشاره به بالا آمدن خورشيد در آسمان در فصل تابستان و پائين رفتن در فصل زمستان است»[9]
    از احاديث و خطبه‏ ها و دعاهايي كه از پيشوايان ديني ما نقل شده است، اين مطالب به روشني استفاده مي‏گردد، از امام صادق‏-عليه السلام- نقل شده است كه فرمود:

    «در يكي از سفرها مردي با من هم سفر گرديد، او هميشه نماز مغرب را پس از تاريكي شب و نماز صبح را قبل از طلوع صبح در تاريكي آخر شب مي‏خواند؛ ولي من بر خلاف او رفتار مي‏كردم و نماز مغرب را در موقع غروب و نماز صبح را در موقع فجر به ‏جا مي‏آوردم. او به من گفت: تو نيز به مانند من رفتار كن، زيرا آفتاب پيش از آن‏كه از افق سر زند بر ديگران طلوع كرده است و آن‏گاه كه از ما غروب مي‏كند، هنوز در پاره ‏اي از افق‏ها ناپديد نگرديده است.

    امام صادق -عليه السلام- فرمود: من به وي گفتم كه در طلوع و غروب آفتاب، هر قوم و ملتي بايد از افق خود پيروي كنند و طبق آن وظايف و مراسم مذهبي خويش را انجام دهد نه طبق افق ديگران.»

    در اين روايت آن مرد به اختلاف و تعدد مشرق‏ها و مغرب‏ها كه از كرويت زمين به وجود مي‏آيد اشاره مي‏كند و امام صادق‏-عليه السلام- نيز در اين باره گفتار وي را تصديق مي‏نمايد، سپس حكم مسأله را بيان نموده و او را به اشتباهش متوجه مي‏سازد.[10]
    تعبير «فلا اقسم رب المشارق و المغارب»، ممكن است به مشرق‏ها و مغرب‏هاي مختلف مكاني اشاره داشته باشد؛ چرا كه كرويت زمين سبب مي‏شود كه به تعداد مناطق روي آن، مشرق و مغرب وجود داشته باشد؛ يا اشاره به مشرق‏ها و مغرب‏هاي زماني باشد، زيرا مي‏دانيم كه حركت زمين به دور آفتاب سبب مي‏شود كه هرگز دو روز پشت سر هم خورشيد از يك نقطه طلوع و غروب نكند.

    اين تفاوت مشرق‏ها و مغرب‏ها كه با نظم بسيار دقيق و حساب شده‏ اي انجام مي‏گيرد، از يك سو سبب پيدايش فصول چهار گانه سال با آن همه بركات مي‏شود و از سوي ديگر، باعث تعديل حرارت و برودت و رطوبت در سطح زمين مي‏گردد؛ همچنين زندگي انسان‏ها و حيوانات و گياهان را سرو سامان مي‏ بخشد كه هر يك از اين‏ها آيتي از آيات خدا و نشانه ‏اي از نشانه ‏هاي اوست.[11]

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

    1. آيت الله خويي، شناخت قرآن، تلخيص محمد صادق نجفي و هريس ، صص104-94، قم، مدينه العلم، 1402ق.

    2. آيت الله سبحاني، قرآن و معارف عقلي، صص 66- 63
    3. آيت الله مكارم، تفسير نمونه، ذيل آيات (اعراف، 137)، (صافات، 5)، (معارج، 40)، (بقره، 11).
    4. مكارم شيرازي، در جستجوي خدا، صص 221 -195.
    پي نوشتها:
    [1]. قرنشي، سيد علي اكبر، احسن الحديث، قم، واحد تحقيقاتي اسلامي، چاپ اول، 1366، ج 1، ص 220.
    [2]. بقره/115.
    [3]. رحمن/17.
    [4]. معارج/40.
    [5]. مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ ششم، 1368، ج 25، صص 45 -46.
    [6]. خويي، ابوالقاسم، البيان، قم، انتشارات انوار المهدي، چاپ هشتم، 1401ق، ص 76-75.
    [7]. ميرزا خسروي شاهزاده، علي رضا، تفسير خسروي، تهران، انتشارات اسلاميه، 1397، ج 5، ص 382.
    [8]. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1363، ج 2، ص 36.
    [9].تفسير نورالثقلين،ج5ص190.
    [10]خويي، ابوالقاسم، البيان، قم، انتشارات انوار المهدي، چاپ هشتم، 1401ق، ص 76 -75.
    [11]. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، قم، مطبوعاتي هدف، چاپ سوم، 1371، ج 21، ص 194.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۲:۳۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2

    رب المشرقین و مغربین معجزه علمی؟؟!!




    با سلام

    در این تاپیک ادعا شده است که رب المشرقین و مغربین اعجاز علمی قرآن است. حال به بررسی این ادعا می پردازیم:

    آیه مورد بحث ما آیه 17 سوره الرحمن است:«رَبُّ الْمَشْرِقَينِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَينِ : او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!».

    زيرا جسم مسطح بيش از يك شرق و يك غرب ندارد. فقط جسم كروي است كه هر نقطه آن يك طرف مشرق و طرف ديگر مغرب است، و هر قسمتي كه در مقابل آفتاب واقع شود، شروق آفتاب از آن‏جاست، در صورتي كه در جاي ديگر غروب كرده است. همچنين اختلاف افق‏ها دلالت بر كرويت زمين مي‏كند و آن‏را مشارق و مغارب متعددي است.[7]
    شما چگونه این احتمال را رد می کنید که زمین مسطح است و این خورشید است که مسیر حرکت خود در فلک را در هر روز کمی به سمت شمال و جنوب منحرف نمی کند؟

    چنان‏كه از حضرت امير المؤمنين -عليه السلام- روايت شده كه فرمود: خورشيد سي‏صدو شصت مشرق و سي‏صدو شصت مغرب دارد، از آن نقطه‏اي كه امروز طلوع كرد ديگر طلوع نمي‏كند تا سال بعد در همان روز.[8]
    اولا اینکه تعداد روزهای سال 365 است نه 360 که امام علی فرموده اند. در ثانی تعداد مشرقها و مغربها حتی اگه روزها رو 360 در نظر بگیریم 180 میشه چون در هر مشرق و مغرب در سال خورشید 2 با طلوع و غروب می کنه!


    اما قسمت اصلی بحث ما:

    در سوره الرحمن آیه 19، به دو دریا اشاره می شود و در آیه 53 سوره فرقان این دو دریا را بیشتر توصیف می کند.
    آب یکی از این دو دریا شور و دیگری شور است. حالا سوال اینه کدوم دریا روی زمین هست که آب او شیرین و گوارا باشه؟! من که دریایی با این مشخصات پیدا نکردم!

    منظور خدا دریای خیالی بالای آسمان هست که آبش شیرین هست و باران هم از اونجا میاد.
    حتما می دونید که قدیمیا فکر می کردن مروارید دونه بارون هست که میفته تو دریا بعدش تبدیل به مروارید میشه:

    يخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ(الرحمن/22)
    از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مي‌شود.

    همون دریایی که خورشید و ماه توش شناور هستند. (یس/40)

    همون دریایی که موسی و دوستش آنقدر رفتند تا مطابق آیه 61 سوره کهف به محل بر خورد آن با دریای زمین رسیدند.

    حالا موقع طلوع و غروب چرا دو تا مشرق و مغرب ذکر شده؟

    چون خورشید هم برای زمین هم برای آسمان اول طلوع و غروب می کنه پس دو تا مشرق و مغرب هست.

    حالا چرا چند تا مشرق و مغرب؟

    چون برای آسمانها ی دیگر هم طلوع و غروب می کنه

    با احترام آتیلا
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۱۴:۵۹
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام

    در این تاپیک ادعا شده است که رب المشرقین و مغربین اعجاز علمی قرآن است. حال به بررسی این ادعا می پردازیم:

    آیه مورد بحث ما آیه 17 سوره الرحمن است:«رَبُّ الْمَشْرِقَينِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَينِ : او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!».

    شما چگونه این احتمال را رد می کنید که زمین مسطح است و این خورشید است که مسیر حرکت خود در فلک را در هر روز کمی به سمت شمال و جنوب منحرف نمی کند؟

    با احترام آتیلا
    با عرض سلام و ادب
    قبل از بيان دلايلي كه بر كروي بودن كره زمين دلالت مي كنند،مناسب است به اين مطلب اشاره كنم كه طبق آيات متعددي از قرآن كريم،هم كروي بودن زمين استفاده مي شود،بعنوان مثال در قرآن مي خوانيم:
    «الم تر انّ الله یولج الّیل فی النّهار و یولج النّهار فی الّیل؛آیا ندیدی که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل می کند».(سوره لقمان، آیه 29)

    داخل شدن در اینجا به این معناست که،شب آهسته و به تدریج تبدیل به روز می شود و برعکس.این پدیده صرفا زمانی رخ می دهد که زمین کروی باشد.اگر زمین مسطح باشد تبدیل شب به روز و روز به شب به طور ناگهانی صورت می گیرد.

    اما از لحاظ علمي هم اين مطلب ثابت شده است:
    يونانيان عقيده داشتند كه زمين به شكل كره است. فيثاغورس اولين كسي بود كه كروي بودن زمين را در سال 525 قبل از ميلاد بيان كرد. اما نخستين استدلال ها در مورد كروي بودن زمين منصوب به ارسطو است.

    وي در كتاب در باره ي افلاك نوشت، زمين جسمي كروي است و نه يك سطح صاف و براي اين ادعا دو دليل آورد:

    نخست آنكه او دريافته بود كه ماه گرفتگي به دليل قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد است، چون سايه زمين بر روي ماه همواره گرد است، پس زمين بايد كروي باشد كه سايه اش دايره مي شود.

    دومين دليل اين بود كه يونانيان طي سفرهاي خود متوجه شده بودند كه ستاره شمال، در مناطق جنوبي پائين تر از نواحي شمالي در آسمان ظاهر مي شود، و چون ستاره شمال بر فراز زمين ظاهر مي شود، اين جابجايي تنها در صورتي مي تواند رخ دهد كه زمين كروي باشد.


  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای اثبات کرویت زمین می توان از دلایل زیر استفاده نمود:

    1- انجام چند پرواز همزمان با هواپیما با سرعتهای مساوی از مسیر دایره عظیمه کره زمین در جهات مختلف نشان خواهد داد که فواصل آنها از یکدیگر و از سطح زمین مساوی است . چنین حالتی تنها برای یک کره یا مقطع آن دایره ، صدق می کند .

    2- محو یا ظهور تدریجی بدنه و سایر قسمتهای کشتی در سواحل دریا نشانی از کرویت سطح آبها و در نتیجه سطح کلی زمین است .

    3- حاشیه سایه زمین به هنگام خسوف در کره ماه به صورت قوسی از دایره دیده می شود . از نظر هندسی کره تنها شکلی است که بر روی کره ای دیگر سایه دایره ای شکل دارد .

    4- عکسهای ماهواره ای و ارتفاع بالا ، افق زمین را به صورت خط قوسی نشان می دهند . فضانوردان نیز از فاصله دور زمین را کروی دیده اند .
    گاگارین اولین فضانورد روسی از سفینه وستک یک اعلام داشته که " برای اولین بار با چشمانم کرویت زمین را مشاهده کردم " .

    5- تغییر زاویه دید ستاره قطبی بر حسب تغییر عرض جغرافیائی نشانی از کرویت زمین است . این ستاره در استوا در افق و در قطبها در بالای سر ناظر ( 90 درجه ) دیده می شود و به ازای هر درجه حدود 69 مایل تغییر قوس می دهد .

    6- تغییر فاصله خط تراز نقشه برداری از سطح افق زمین بر حسب افزایش فاصله از ایستگاه نقشه برداری که به علت تغییر قوس افق زمین است .

    7- مساوی بودن تقریبی وزن اجسام در تمامی نقاط کره زمین نشان دهنده تساوی فاصله این نقاط از مرکز زمین است ( شعاع کره ) ، هر چند که اختلاف وزن حقیقی اجسام ناشی از تغییر شعاع و کامل نبودن شکل کروی زمین است .

    8- روشهای جدید دریانوردی بر اساس کرویت زمین است ( مانند راه دایره ای بزرگ ، جهات یابی و سیستم تصاویر ) و به مدتی بیش از یک قرن موقعیت کشتیها بر این اساس تعیین می شود و در عمل هم اشتباهی رخ نداده است .

    9- وجود شب و روز ( دو نیمکره تاریک و روشن ) از نظر فیزیکی نشان می دهد که با یک منبع نورانی نمی توان بیش از نیمی از کره را روشن کرد .

    10- اختلاف زمان ، طلوع و غروب آفتاب و ظهر نقاط مختلف در ارتباط با حرکت وضعی ، ناشی از کرویت زمین است .

    11- تصویر تمامی سیارات منظومه شمسی و سایر ستارگان را در آسمان به صورت دایره می بینیم و دایره نیز تصویر یک کره است ، لذا دلیلی وجود ندارد که زمین نیز به عنوان یک سیاره همانند آنها کروی شکل نباشد .

    12- تغییر وسعت افق دید بر حسب تغییر ارتفاع نتیجه کرویت زمین است زیرا با افزایش ارتفاع از سطح دریا بر وسعت دید ناظر افزوده می شود .

    13- تغییر منظره ستارگان آسمان با تغییر افق از نقطه ای به نقطه ای دیگر نتیجه کرویت زمین است .

    14- اگر از هر نقطه کره ای در یک جهت به خط مستقیم حرکت بکنیم پس از طی محیط آن دوباره به نقطه اول بر می گردیم . سفر تاریخی ماژلان در سال 1352 میلادی این مسئله را ثابت کرد .

    منبع : مجله رشد جغرافیا؛« علم جغرافیا و تقسیمات آن »

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام


    اما قسمت اصلی بحث ما:

    در سوره الرحمن آیه 19، به دو دریا اشاره می شود و در آیه 53 سوره فرقان این دو دریا را بیشتر توصیف می کند.
    آب یکی از این دو دریا شور و دیگری شور است. حالا سوال اینه کدوم دریا روی زمین هست که آب او شیرین و گوارا باشه؟! من که دریایی با این مشخصات پیدا نکردم!

    منظور خدا دریای خیالی بالای آسمان هست که آبش شیرین هست و باران هم از اونجا میاد.
    حتما می دونید که قدیمیا فکر می کردن مروارید دونه بارون هست که میفته تو دریا بعدش تبدیل به مروارید میشه:

    يخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ(الرحمن/22)
    از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مي‌شود.

    همون دریایی که خورشید و ماه توش شناور هستند. (یس/40)

    همون دریایی که موسی و دوستش آنقدر رفتند تا مطابق آیه 61 سوره کهف به محل بر خورد آن با دریای زمین رسیدند.

    حالا موقع طلوع و غروب چرا دو تا مشرق و مغرب ذکر شده؟

    چون خورشید هم برای زمین هم برای آسمان اول طلوع و غروب می کنه پس دو تا مشرق و مغرب هست.

    حالا چرا چند تا مشرق و مغرب؟

    چون برای آسمانها ی دیگر هم طلوع و غروب می کنه

    با احترام آتیلا
    با عرض سلام و ادب
    در رابطه با اين مواردي كه بيان فرموده ايد،مطالبي خدمت شما عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد:

    در چند آيه از قرآن كريم، از دو درياى خاص ياد شده كه در كنار هم و چسبيده به هم هستند، ولى به همديگر مخلوط نمى‏ شوند، گويا ميان آنها حجاب و پرده‏ اى قرار دارد، يكى از اين دو دريا شيرين و گوارا و ديگرى شور و تلخ است. از اين دو دريا در قرآن يك بار با لفظ «بحران» و چند بار با لفظ «بحرين» تعبير آورده شده است.

    بايد ديد كه منظور از اين دو دريا چيست و در كجا واقع شده ‏اند؟ ولى پيش از پاسخ به اين سؤال، متن آيات را با هم مى ‏خوانيم:

    1 - وهو الذى مرج البحرين هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج وجعل بينهما برزخا وحجرا محجورا (فرقان/53)
    و اوست آن‏كه دو دريا را به همديگر جارى كرد، اين شيرين و گوارا و آن شور و تلخ است و ميان آن دو فاصله و مانعى قرار داد.

    2 - امّن جعل الارض قرارا وجعل خلالها انهارا وجعل لها رواسى وجعل بين البحرين حاجزا (نمل/61)
    آيا (بتها بهترند) يا كسى كه زمين را قرارگاهى ساخت و ميان آن نهرهايى پديد آورد و بر آن كوههاى استوارى نهاد و ميان دو دريا مانعى قرار داد.

    3 - و ما يستوى البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه وهذا ملح اجاج ومن كلّ تأكلون لحما طريا وتستخرجون حلية تلبسونها (فاطر/12)
    دو دريا يكسان نيستند، اين يكى گوارا و شيرين كه نوشيدنش خوشگوار و آن يكى شور و تلخ است و از هر دو، گوشتى تازه مى‏ خوريد و زينتى را استخراج مى ‏كنيد كه مى ‏پوشيد.

    4 - مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبغيان فباى آلاء ربكما تكذبان يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان (الرحمن/19-22)
    دو دريا را به همديگر جارى كرد تا به هم برسند. ميان آن دو برزخ و فاصله‏ اى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمى ‏كند، پس كدام يك از نعمتهاى خدا را تكذيب مى‏ كنيد؟ از آن دو دريا مرواريد و مرجان خارج مى ‏شوند.

    علاوه بر اين آيات، در يك آيه ديگر هم تعبير «مجمع البحرين» به كار رفته كه مربوط به جريان حضرت موسى و همراه اوست كه به دنبال خضر مى‏ رفتند و منظور از آن، دو درياى شيرين و شور كه در آيات بالا آمده است، نمى ‏باشد:

    واذ قال موسى لفتاه لا ابرح حتى ابلغ مجمع البحرين او امضى حقبا (كهف/60)
    و هنگامى كه موسى به جوان خود گفت: از حركت باز نمى ‏ايستم تا به محلى كه دو دريا به هم مى ‏پيوندند برسم يا سالها راه بپيمايم.

    ظاهر اين است كه منظور از «مجمع البحرين» يا محل تلاقى دو دريا در اين آيه، همان محلى است كه در آنجا خليج عقبه و خليج سوئز در شمال درياى سرخ به هم مى ‏رسند، يعنى همان محلى كه شهر شرم الشيخ نزديك آن است.

    از مجموع چهار آيه ‏اى كه در بالا آورديم، چنين استفاده مى ‏شود كه در زمين، دو دريا وجود دارد كه داراى مشخصات زيرند:

    1 - دو دريا در كنار هم قرار دارند و به هم رسيده ‏اند.

    2 - در عين حال ميان آن دو، برزخ و مانعى وجود دارد كه نمى ‏گذارد آن دو به هم آميخته شوند.

    3 - آب يكى از اين دو دريا شيرين و خوشگوار است، ولى آب درياى ديگرتلخ و شور است.

    4 - از هر دو دريا مرواريد و مرجان به دست مى ‏آيد.

    پس از ملاحظه آيات، اكنون بايد ديد كه منظور از اين دو دريا چيست؟

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۰/۰۳ در ساعت ۲۱:۴۸

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين دو دريا كدامند؟؟

    از لحن آيات به روشنى فهميده مى ‏شود كه اين دو دريا واقعا وجود دارند و خدا آن را به عنوان يكى از آثار قدرت خود بيان مى ‏كند و اگر مثلى هم در كار باشد، حقيقتى مانند ايمان و كفر را مى ‏توان به اين دو دريا تشبيه كرد. حال اين سؤال پيش مى ‏آيد كه اين دو دريا با اين ويژگيها در كجا قرار دارند؟

    در تعيين محل اين دو دريا از سوى مفسران، نظرات گوناگونى ارائه شده است و ما مهم‏ترين آنها را در زير مى ‏آوريم :

    1 - منظور از دو دريا آبهاى زيرزمينى است كه شيرينند و آبهاى دريا كه شورند و قشر زمين فاصله ميان آنهاست.(1)

    2 - منظور درياى آسمان (يعنى آب باران و برف) و درياى زمين است و برزخ ميان آن دو قسمت، پايين جوّ زمين است.(2)

    در روايتى از حضرت على(ع) راجع به تشكيل مرواريد در دريا مطلبى آمده كه مى ‏توان اين وجه را از آن به نوعى استفاده كرد.(3)

    3 - منظور رودخانه ‏ها و درياهاست كه اولى شيرين و دومى شور است.(4)

    4 - منظور اقيانوس هند و بحر احمر و درياى عمان و بحر احمر است كه در باب المندب به هم مى ‏رسند.(5)

    5 - منظور درياى فارس و درياى روم است.(6)

    6 - منظور از درياى شيرين رود فرات است كه پس از تلاقى با چند رود ديگر به خليج فارس مى ‏ريزد و منظور از درياى شور خليج فارس است. ابن عاشور كه اين وجه را ترجيح داده مى ‏گويد:

    مقصود همان چيزى است كه عرب از اين دو نوع مى ‏شناسند كه عبارتند از نهر فرات و درياى عجم كه امروز به آن خليج فارس مى‏ گويند و محل تلاقى آنها مصب فرات به خليج فارس در نزديكي هاى بصره است و به همين جهت است كه شهرهايى كه در سمت عربى خليج فارس قرار دارند به بلاد «بحرين» معروفند.(7)

    7 - منظور از درياى شيرين رودخانه‏ هاى جارى در بستر درياهاست و درياى شور هم كه خود درياهاست.

    8 - منظور از درياى شيرين دلتاى رودخانه‏ هاى بزرگ در كناره‏ هاى درياهاى شور است. وقتى رودخانه ‏هاى بزرگى مانند اروند رود و يا نيل به دريا مى ‏ريزند، در مصب آنها دريايى از آبهاى شيرين تشكيل مى ‏يابد، و به خاطر وزن مخصوص آبهاى شور با آنها مخلوط نمى ‏شوند و اگر هم مخلوط شوند در مدت زمان كوتاهى مخلوط نمى ‏شوند. در واقع اين دو دريا در كنار هم و چسبيده به هم هستند ولى برزخى ميان آنهاست كه آنها را از هم جدا مى ‏كند.

    همين آبهاى شيرين كنار درياهاست كه در حالت جزر و مدّ دريا به ساحل مى ‏ريزند و زمينهاى كشاورزى را سيراب مى‏ كنند و رنگ اين آبها هم از رنگ آبهاى شور متمايز است و از فاصله دور مى‏ توان به خوبى آن را ديد.

    به نظر مى ‏رسد كه اين وجه از وجوه ديگرى كه گفته شده مناسب‏تر است.

    در پايان اين بحث به مطلبى اشاره مى‏ كنيم كه در كتب روايى آمده است. در تفسير آيه «مرج البحرين يلتقيان بينهما بزرخ لايبغيان فباى آلاء ربكما تكذبان يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان (الرحمن/19-21) كه ترجمه آن گذشت، چندين روايت نقل شده كه طبق مضمون آنها، دو دريا على(ع) و فاطمه(س) و برزخ وجود رسول خدا(ص) و لؤلؤ ومرجان حسن و حسين(ع) هستند.

    پي نوشتها:

    1 - الميزان، ج 19، ص 100.

    2 - قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج 13، ص 59 به نقل از ابن عباس و ابن جبير.

    3 - نورالثقلين، ج 5، ص 191.

    4 - فخررازى، التفسيرالكبير، ج 8، ص 475.

    5 - اين احتمال را ابن عاشور در التحرير والتنوير، ج 13، ص 249 داده است.

    6 - قرطبى، ج 13، ص 59 به نقل از حسن و نيز: سيوطى، الدرالمنثور، ج 6، ص 142.

    7 - التحرير والتنوير، ج 13، ص 248.

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟

    در شکل بالا يک خليج و درحوض شوری آب آن را نشان داده شده است. در اين تصوير مي توانيم جدايی آب شيرين و شور را همانطوری که خداوند دانا در قرآن کريم بیان فرموده است ببنيم.

    آیا آیه‌ی "رب المشرقین و رب المغربین" از معجزات علمی قرآن است؟

    در تصویر بالا مي توانيم جدايي آب شيرين و شور را همانطور درياها ونيز آبهای داخل زمين که مصدرش باران می باشد با هم يکجا در حرکت هستند ليکن بدون هيچ تغيری در آميزش يکديگر چنانکه خداند فرمودمرج البحرين هذا عذب فرات وهذا ملح أجاج)اين يکی شيرين است, وآن ديگر شور شور!

    منبع: اينجا


  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    با عرض سلام و ادب
    قبل از بيان دلايلي كه بر كروي بودن كره زمين دلالت مي كنند،مناسب است به اين مطلب اشاره كنم كه طبق آيات متعددي از قرآن كريم،هم كروي بودن زمين استفاده مي شود،بعنوان مثال در قرآن مي خوانيم:
    «الم تر انّ الله یولج الّیل فی النّهار و یولج النّهار فی الّیل؛آیا ندیدی که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل می کند».(سوره لقمان، آیه 29)

    داخل شدن در اینجا به این معناست که،شب آهسته و به تدریج تبدیل به روز می شود و برعکس.این پدیده صرفا زمانی رخ می دهد که زمین کروی باشد.اگر زمین مسطح باشد تبدیل شب به روز و روز به شب به طور ناگهانی صورت می گیرد.

    اما از لحاظ علمي هم اين مطلب ثابت شده است:
    يونانيان عقيده داشتند كه زمين به شكل كره است. فيثاغورس اولين كسي بود كه كروي بودن زمين را در سال 525 قبل از ميلاد بيان كرد. اما نخستين استدلال ها در مورد كروي بودن زمين منصوب به ارسطو است.

    وي در كتاب در باره ي افلاك نوشت، زمين جسمي كروي است و نه يك سطح صاف و براي اين ادعا دو دليل آورد:

    نخست آنكه او دريافته بود كه ماه گرفتگي به دليل قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد است، چون سايه زمين بر روي ماه همواره گرد است، پس زمين بايد كروي باشد كه سايه اش دايره مي شود.

    دومين دليل اين بود كه يونانيان طي سفرهاي خود متوجه شده بودند كه ستاره شمال، در مناطق جنوبي پائين تر از نواحي شمالي در آسمان ظاهر مي شود، و چون ستاره شمال بر فراز زمين ظاهر مي شود، اين جابجايي تنها در صورتي مي تواند رخ دهد كه زمين كروي باشد.
    دوست عزیر من از دوران راهنمایی با این اثباتهای کروی بودن زمین، گردش زمین و ... آشنا هستم.منظور من این بود که با این آیات قرآن نمی توان کروی بودن شب را ثابت کرد.

    دو احتمال وجود دارد یا زمین مسطح و آسمان کروی است. یا زمین کروی است.
    شما احتمال اول را چگونه با توجه به این آیات رد می کنید؟ مثلا خورشید در مدار فلکی خود هر بار مقداری به طرف جنوب یا شمال مسیر خود را منحرف می کند. چگونه با آیات قرآن این احتمال را رد می کنید تا کروی بودن زمین را نتیجه بگیرید؟

    داخل شدن شب و روز نیز یک معجزه علمی نیست. چیزی است که همه انسانها هر روز آن را می بینند!

    ظاهر اين است كه منظور از «مجمع البحرين» يا محل تلاقى دو دريا در اين آيه، همان محلى است كه در آنجا خليج عقبه و خليج سوئز در شمال درياى سرخ به هم مى ‏رسند، يعنى همان محلى كه شهر شرم الشيخ نزديك آن است.
    سند شما برای این سخن چیست؟ در قرآن بارها از دو دریا سخن به میان آمده است. در این آیه نیز چون توضیحی در باره آن نیامده است، منطقی است که همان دو دریای بحث شده در دیگر آیات را مصداق آن بدانیم!

    1 - منظور از دو دريا آبهاى زيرزمينى است كه شيرينند و آبهاى دريا كه شورند و قشر زمين فاصله ميان آنهاست.(1)
    آبهای زیر زمینی دریا نیستند، از این دو آب مرجان تولید نمی شود! پس این توجیه وارد نیست.

    3 - منظور رودخانه ‏ها و درياهاست كه اولى شيرين و دومى شور است.(4)
    رودخانه دریا نیست.

    4 - منظور اقيانوس هند و بحر احمر و درياى عمان و بحر احمر است كه در باب المندب به هم مى ‏رسند.(5)

    5 - منظور درياى فارس و درياى روم است.(6)
    آبهایشان شور است نه شیرین و گوارا!
    و...

    بهترین احتمال همان گزینه 2 است که تصور می کند دریایی در بالای آسمان اول وجود دارد! و این یک خطای علمی است.
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    دوست عزیر من از دوران راهنمایی با این اثباتهای کروی بودن زمین، گردش زمین و ... آشنا هستم.منظور من این بود که با این آیات قرآن نمی توان کروی بودن شب را ثابت کرد.

    دو احتمال وجود دارد یا زمین مسطح و آسمان کروی است. یا زمین کروی است.
    شما احتمال اول را چگونه با توجه به این آیات رد می کنید؟ مثلا خورشید در مدار فلکی خود هر بار مقداری به طرف جنوب یا شمال مسیر خود را منحرف می کند. چگونه با آیات قرآن این احتمال را رد می کنید تا کروی بودن زمین را نتیجه بگیرید؟
    با عرض سلام و ادب
    اينكه شما سوال خود را اينگونه مطرح مي كنيد كه چگونه با آيات قرآن مسطح بودن زمين را رد مي كنيد؟
    همانگونه كه شما هم فرموده ايد زمين يا مسطح است يا كروي،پس نمي تواند هم مسطح باشد هم كروي!

    حال وقتي با دلايل علمي و همچنين با استفاده از برخي آيات قرآن كروي بودن زمين ثابت شد،طبيعتاً مسطح بودن زمين رد مي شود،و ديگر نيازي به اين نيست كه مسطح نبودن زمين ثابت شود.

    براي آشنايي بيشتر با دلالت قرآن بر كروي بودن زمين،مطالبي خدمت شما عرض مي كنم،اميدوارم كه مفيد واقع گردد:

    در قرآن آیاتی هست که بنا به گفته صاحب نظران با کروی بودن زمین هم آهنگ و سازگار می باشند. و این آیات به عنوان معجزه علمی قرآن مطرح شده اند. که در زیر به برخی از آنها می پردازیم .

    1. آیه اول: « یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً : شب را در روز مى‏ پوشاند و روز شتابان آن را مى‏ طلبد”.[1]

    این آیه مى ‏فهماند که شب فراگیر روز است؛ یعنى همه آن مکان هایى را که روز بود شب فرا مى‏ گیرد، و اگر زمین کروى نبود صحیح نبود بگوییم دائما شب روز را فرا مى ‏گیرد، و آن را دنبال مى‏ کند؛ زیرا در این صورت چند ساعتى شب به دنبال روز مى ‏بود. و چون به انتهاى سطح زمین مى ‏رسیدند، روز بر مى‏ گشت و شب را دنبال مى ‏کرد. و به عبارتى دیگر: در هر روزى یک روز شب به دنبال روز مى ‏رفت ، و روز دیگر، روز به دنبال شب، پس این که قرآن به طور مطلق فرمود: شب به دنبال روز مى ‏رود جز با کرویت زمین درست در نمى‏ آید.[2]

    ۲ – آیه دوم:«... یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّیْل... : شب را بر روز داخل مى‏ کند و روز را بر شب‏ …”.[3]‏
    در تفسیر این آیه آمده است :”اگر انسانى بیرون کره زمین ایستاده باشد و به منظره حرکت وضعى زمین به دور خودش و پیدایش شب و روز بر گرد آن نگاه کند، مى ‏بیند که گویى به طور مرتب از یک سو نوار سیاه رنگ شب بر روشنایى روز پیچیده مى‏ شود و از سوى دیگر نوار سفید رنگ روز بر سیاهى شب، و با توجه به این که”یکوّر” از ماده” تکویر” به معناى پیچیدن است … نکته لطیفى که در این تعبیر قرآنى، نهفته است روشن مى‏ شود، که زمین کروى است و به دور خود گردش مى ‏کند، و بر اثر این گردش، نوار سیاه شب، و نوار سفید روز، دائما گرد آن مى‏ گردند، گویى از یک سو نوار سفید بر سیاه و از سوى دیگر نوار سیاه بر سفید پیچیده مى ‏شود”.[4]

    ۳ –آیه سوم: « فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ : پس سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما تواناییم”[5]

    سید هبة الدین شهرستانی در تفسیر این آیه آورده است: « این آیه دلالت دارد بر کثرت مشرق ها و مغرب ها و کرویّت زمین نیز مستلزم آن است که در هر نقطه از زمین برای گروهی دیگر مغرب باشد. پس کثرت مشارق و مغارب با قول به کرویت زمین سازگار می باشد».[6]

    توضیح این که اگر زمین مسطح بود تنها یک مشرق و مغرب وجود داشت، ولی جایی که زمین کروی باشد لازم است دارای مشرق ها و مغرب ها باشد چرا که در این صورت با چرخشش مشرق و مغرب مکان ها تفاوت می کند.[7]

    «كریمرز» دانشمند غربی معتقد است اولین بار جغرافی‎دانان اسلامی در اثر مطالعات خود به این حقیقت (كروی بودن زمین) پی بردند و بدون درك این حقیقت كشف قاره آمریكا غیر ممكن بود.(8)

    4- يكي ديگر از آيات آيه 137 سوره اعراف است كه خداوند متعال مي فرمايد:

    وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ كَانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَكْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ

    الْحُسْنَى عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ یصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا یعْرِشُونَ
    : وما(پس از زوال فرعون) طایفه ای را که فرعونیان ذلیل و ناتوان می داشتند ارث مشرق و مغرب زمین با برکت(مصر و شامات) گردانیدیم و احسان خدا بر بنی اسرائیل به حد کمال رسید به پاداش صبری که در مصائب کردند و فرعون و قومش را با آن صنایع و عمارات و کاخ ظلمت نابود و هلاک نمودیم.»
    به آن جمعیت که تضعیف شده بودند، مشرق و مغرب های پربرکت زمین را، ارث دادیم. این تعبیر تنها با کروی بودن زمین می سازد، زیرا اگر فرض بگیریم که زمین مسطح است، دراین صورت یک مشرق و یک مغرب بیش تر نخواهد داشت؛ اما اگر زمین را کروی فرض نمائیم، هر نقطه ای از زمین برای نقاط شرقی آن،(غرب) خواهد بود و برای نقاط غربی آن،(شرق) خواهد بود.

    5- آيه ديگر،آيه 7 سوره ق است كه مي فرمايد:« و الارض مددناها ... : و زمين را گسترش داديم...».

    «مددناها» از «مدّ» به معنای «بَسَطَ» است. و معنای آيه این است که خداوند می‌فرماید: ما زمین را مبسوط و پهن قرار داده و گستردیم.

    از ظاهر این آیه نمی‌توان کروی بودن زمین را فهمید، زیرا آیه تنها می‌گوید، زمین مفروش، مبسوط و پهن است و نمی‌گوید گرد و کروی است.

    ولی اگر دقت کنیم مي‌توانيم کروی بودن زمین را از آیه بفهمیم، زیرا آیه به طور مطلق گفته است زمین مبسوط و پهن است. معنای آن این است که تمام نقاط زمین به صورت فرش، پهن و گسترده است. این حالت تنها با کروی بودن آن سازگار است، چرا که تنها در این صورت است که اگر در هر نقطه از نقاط زمین قرار بگیریم، آن را مسطح و مبسوط وپهن خواهیم یافت، زیرا زمین اگر (به جز کروی‌شکل بودن) در شکل‌های مثلث و یا مربع و یا هر شکل دیگر از اشکال هندسی قرار داشت، خواهی نخواهی در گوشه‌ای از گوشه‌های جهان، می‌بایست به نقطه صفر یعنی غیرمفروش‌بودن زمین، بر مي‌خوردیم. اما تا حالا نه تنها کسی به چنین نقطه‌ای برنخورده، که بر عکس در هر ناحیه‌ای که قدم گذاشته و پیرامونش را تماشا کرده، آن را مفروش، پهن و گسترده یافته است. و این مسئله تنها با کروی‌شکل بودن زمین سازگار است، نه غیر آن.

    با نگاهی موشکافانه در این آیات چنین بنظر می‌رسد که این سلسله آیات در عین اینکه بر متعدد بودن محل طلوع و تابش آفتاب و محل غروب آن دلالت می‌کنند، بر کروی بودن زمین نیز اشاره دارند زیرا اگر زمین کروی باشد، طلوع کردن و تابیدن آفتاب بر هرجزئی از اجزای کره زمین مستلزم این است که از جزء دیگرآن غروب بکند و در این صورت تعدد مشرقها ومغربها بدون هیچگونه تکلف وزحمتی، روشن می‌گردد ولی در غیر کروی بودن زمین، تعدد مشرقها و مغربها که از آیه استفاده می‌شود، قابل درک ومفهوم نخواهد بود.

    در رابطه با حركت خورشيد هم بايد عرض كنم:
    قرآن كریم در آیات متعددی به حركت خورشید اشاره كرده است. عقیده رایج در عصر نزول قرآن و حتی تا چند قرن بعد، این بود كه خورشید به دور زمین می‎گردد. اما بعدها دانشمندان حركت زمین را به دور خورشید اثبات كردند و معتقد به ثابت بودن خورشید شدند. قرآن كریم علاوه بر اینكه به حركت زمین اشاره دارد، به حركت خورشید و تمامی افلاك نیز اشاره كرده است. در این كتاب آسمانی آمده است:

    «وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(9)
    و خورشيد (نيز براي آنها آيتي است) که پيوسته بسوي قرارگاهش در حرکت است؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست».

    در قرون اخیر به اثبات رسیده است كه خورشید دارای چند نوع حركت می‎باشد:
    1- حركت وضعی كه در 5/25 روز یك بار به دور خود می‎چرخد.
    2- حركت انتقالی از جنوب آسمان به سوی شمال آن كه در هر ثانیه 5/19 كیلومتر همراه با منظومه شمسی حركت می‎كند.
    3- حركت انتقالی با سرعت 225 كیلومتر در ثانیه كه به دور مركز كهكشان می‎گردد و منظومه شمسی را نیز به همراه خود می‎برد.[10]

    نتیجه این که: قرآن نه تنها زمین را مسطح (در مقابل کروی بودن) نمی داند بلکه آیات زیادی وجود دارد که با کرویت زمین کاملاً سازگار می باشند.

    پي نوشتها:
    1- سوره اعراف،آيه54.
    2- طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۱۰ ، ص ۲۲۲، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.
    3- سوره زمر،آيه ۵.
    4- مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج ۱۹، ص ۳۷۶٫.
    5- سوره معارج،آيه 40.
    6. رضائی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، ص ۱۸۸ و ۱۸۹، انتشارات کتاب مبین ، چاپ سوم، ۱۳۸۱ ش.
    7. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۳ و ۱۴٫.
    8. مطهری، مرتضی؛‌ وحی و نبوت، تهران، صدرا،1371ش، ششم.
    9. سوره يس،آيه 38.
    10. مطهری، مرتضی؛ فلسفه تاریخ، تهران، صدرا،1386ش، سوم.

  17. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود