جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگی نامه ی آیت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطاء رحمت الله علیه

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زندگی نامه ی آیت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطاء رحمت الله علیه




    زندگی نامه ی آیت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطاء رحمت الله علیه


    ایشان ملای عجیبی بود. ملای مجهول القدری بود. در زمان ما جایشان خیلی خیلی در حوزه خالی است. رضوان الله تعالی علیه...»[1]

    ولادت
    شیخ محمد حسین كاشفالغطا در سال 1294 ق. در محله عمّاره نجف دیده به جهان گشود.[2]‎
    جدّ او آیت الله شیخ جعفر كاشفالغطا (متوفی 1228 ق.) سرشناسترین و پرآوازهترین فرد این خاندان است و فرزندان و نوادگان وی از دانشمندان و مجتهدان بزرگ عراق بودند. آیت الله شیخ علی كاشفالغطا (متوفای 1320 ق.) ـ پدر قهرمان این دفتر ـ از مراجع بلندپایة تقلید عراق بود.[3]‎‎‎‎

    سالهایِ سبز

    محمد حسین در ده سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد. ادبیان عرب، حساب، نجوم، فقه و اصول را با پشتكار و شوق فراوان فرا گرفت. عطش یادگیری او را بیقرار كرده بود. نوجوان بود و آرزومند فراگیری علوم بیشتر.‎
    محمد حسین در كنار تحصیل علوم حوزوی به مطالعه عمیق در ادبیات عرب پرداخت. ذوق ادبی خوبی داشت. نثر و نظم زیبای نوشتهها و سرودههای او از ابتدای نوجوانی، هویدای روح لطیف و مهربانش بود. محمد حسین از ابتدای نوجوانی به سرودن شعر و نویسندگی پرداخت. پانزده ساله بود كه كتاب «العبقات العنبریه...» را دربارة خاندان خود نوشت. هنوز هیجده بهار بیش ندیده بود كه دروس سطح حوزه را به پایان برد و به درس خارج فقه و اصول آیت الله سید محمد كاظم یزدی و آیت الله آخوند خراسانی راه یافت.‎‎

    روح ناآرامی داشت. ادبیات عرب و تاریخ نتوانست عطشِ ذهنش را فرونشاند. به امیر اینكه گمشدهاش را در اشعار شاعران و تاریخ خاندانش بیاید، سالها در وادی شعر و ادب و تاریخ گام نهاد. اما باز تشنه بود. شگفت كه خود نمیدانست تشنه چیست! به سراغ بركة حكمت و فلسفه رفت تا روحِ تشنهاش را سیراب نماید. وی در این باره میگوید:‎‎‎‎
    تمام كتابهای صدرالمتألهین، ملاصدرا شیرازی ـ از مشاعر، عرشیه و شرح هدایه گرفته تا اسفار و شرح اصول كافی ـ را نزد استادان برجسته آموختم...

    زمانی نیز به یادگیری علم حدیث، تفسیر و عرفان پرداخت تا بتواند اندكی از عطش خود بكاهد. به كتابهای فصوص، نصوص، فكوك و دیوان اشعار مولوی، جامی و.... پناه برد.

    سالها نزد استادان برجستة حوزة علمیه نجف مانند آیات بزرگوار مصطفی تبریزی، میرزا محمد باقر اصطهباناتی، احمد شیرازی، علی محمد نجف آبادی، ملا علی اصغر مازندرانی، حاج آقا رضا همدانی، محمد تقی شیرازی و علامه حسین نوری (محدث نوری) به شاگردی پرداخت.[4]

    در این میان، كاشف الغطا علاقه وافری به محدث نوری داشت. محدث نوری از كارشناسان سرشناس علم حدیث بود. كاشف الغطا هماره با استاد نشست و برخاست داشت. از پندهای استاد برای سیر و سلوك و پیمودن راههای سعادت بهره میجست. روزی به استاد گفت: رطوبت جوانی در جان من رسوخ كرده و مرا از برخاستن برای نماز شب سنگین نموده است. از این رو، در برخی از شبها، نماز شب از دستم میرود. استاد فریاد برآورد: چرا؟ برخیز! برخیز!‎‎‎‎
    كاشف الغطا سالها پس از رحلت استاد، از آن سرزنش استاد یاد میكند و میگوید: صدای استاد مرحومم، در هر شب، پیش از سحر مرا برای نماز شب بیدار میكند.[5]‎‎‎‎

    كاشف الغطا چند دوره در درس خارج فقه و اصول آیت الله سید محمد كاظم یزدی و آیت الله آخوند خراسانی شركت كرد[6] تا توانست قله اجتهاد را فتح نماید. وی شرحی بر كتاب «العروة الوثقی» نوشته آیت الله سید محمد كاظم یزدی نگاشت كه احتمالاً نخستین شرحی است كه بر این كتاب نوشته شده باشد، این شرح چهار جلد است.[7]‎

    ‎‎‎‎آیت الله كاشف الغطا پس از سالها تحصیل و رسیدن به مقام اجتهاد، به تدریس آموخته هایش برای طلاب جوان پرداخت. دهها طلبه در مسجد هندی و مقبره میرزای شیرازی در صحن حرم حضرت علی ـ علیه السّلام ـ گرد می آمدند و در درس او شركت می جستند.

    مدرسه كاشف الغطا -‎
    برخی از مقلّدان آیت الله سید محمد كاظم یزدی كه پس از فوت او، از كاشف الغطا تقلید میكردند، نزدش آمدند و با اصرار از او خواستند كه رسالة عملیّه خود را چاپ كند. «شرح تبصرة المتعلّمین» و «وجیزة الاحكام» نوشته اوست كه در پی اصرار مقلّدانش نوشته شده است. حاشیه بر «سفینةالنجاة» نوشته برادرش، حاشیه بر «مجمعالرسائل» كه حاوی فتواهای مراجع تقلید مشهور است، «مناسك حج» و... از كتب فقهی وی و «سؤال و جواب» و «زاد المقلدین» پاسخ استفتائات مقلّدان اوست.‎‎‎‎

    كاشف الغطا در طول سالیان دراز تدریس شاگردان بسیار تربیت نمود. آیتالله العظمی سید محسن حكیم، آیتالله محمد جواد مغنیه (نویسندة معروف) و شهید آیتالله قاضی طباطبایی «امام جمعه تبریز» از شاگردان اویند.‎‎‎‎
    تولیت مدرسه علمیّه «معتمد» با پیشینة یك قرن بر عهدة خاندان كاشف الغطا بود. این مكان كه زمانی رونقی چشمگیر داشت به مرور زمان رو به خرابی نهاد اما ایشان آن را بازسازی كرد و رونقی تازه بخشید.[8]‎

    كتابخانة مدرسه كاشف الغطا از كتابخانه های بزرگ نجف بود كه كتابهای خطی كمیابی در آن وجود داشت. كاشف الغطا هر روز به مدرسه میآمد و بیشتر دیدارهای سیاسی او و گفتگوهای علمی اش با نویسندگان و دانشمندان عراق در مدرسه صورت میگرفت.‎‎‎‎‎‎
    ایشان هماره در اندیشة حلّ مشكلات طلاب بود و با زحمات فراوان توانست برای طلاب مدرسه، معافیّت تحصیلی بگیرد.[9]

    برای وحدت
    «اصل الشیعة و اصولها» از زیباترین نوشتههای كاشف الغطاست. كاشف الغطا دربارة انگیزة نگارش این كتاب مینویسد:‎‎‎‎

    «دو سال پیش، یكی از جوانان پرشور كه با هیأتی علمی از سوی دولت عراق، برای تحصیل در «دارالعلوم العلیا» به مصر رفته بود، در نامهای طولانی به من نوشت: ... من با برخی از دانشمندان دانشگاه الازهر رفت و آمد دارم. گاه و بیگاه از نظام آموزشی و دانشمندان حوزة علمیه نجف سخن به میان میآید. استادان الازهر از اندیشمندان حوزة علمیّه نجف به بزرگی یاد میكنند، ولی میگویند: متأسفانه شیعه هستند! من از این سخنان آنها شگفت زده شدم. به آنها گفتم: مگر شیعه بودن گناه است؟! مگر شیعیان مسلمان نیستند؟! برخی از آنها در پاسخ گفتند: شیعیان مسلمان نیستند و... من جوانی هستم كه از پیدایش شاخههای گوناگون مذهبها در اسلام آگاهی ندارم. اكنون از سخنان دانشمندان بزرگ اهل تسنن به تردید افتادهام كه آیا شیعه فرقهای از اسلام است؟ اگر مرا از این سرگردانی نجات ندهید مسؤولیت لغزش و گمراهی من بر عهدة شماست.‎‎‎‎‎‎‎

    من به وسیلة نامه دربارة تاریخ شیعه و پاسخ به تهمتهای آنان، او را راهنمایی كردم. ولی در شگفت بودم كه چگونه برخی از دانشمندان بزرگ اهل سنت، این گونه سخن میگویند! تا اینكه كتاب «فجرالاسلام» نوشته احمد امین، نویسندة بزرگ مصری به دستم رسید. مغزم از دروغهای شاخدار این كتاب سوت كشید.

    احمد امین، سال پیش (1349 ق.) همراه شماری از استادان، دانسجویان و دانشمندان مصر، به نجف، شهر دانش آمد. او در نجف همراه دوستانش در یكی از شبهای ماه مبارك رمضان به دیدن من آمد. من او را به نرمی سرزنش كردم كه چرا چنین دروغهایی را به شیعه نسبت داده است! آخرین عذر احمد امین این بود كه آگاهی كافی دربارة شیعه نداشتم. من گفتم: این بهانه پذیرفته نیست. نویسنده باید در موضوعی كه میخواهد بنویسد، خوب بررسی كند. چرا كتابخانه های نجف، از جمله كتابخانه خصوصی خودم كه 5000 جلد كتاب دارد كه بیشتر نویسندگان آنها از اهل سنت هستند، ولی در كتابخانه های قاهره كتابهایی كه نویسندگان آنها شیعه اند، بسیار كم پیدا میشود؟!‎‎‎‎‎‎

    چند ماه پیش، یكی از جوانان پاك شیعه بغداد، در نامه ای به من نوشت سفری به استان «دلیم»، همسایه استان بغداد داشتم، بیشتر مردم آنجا سنّی هستند. من با مردم نشست و برخاست داشتم. آنها از سخنان و ادب من بسیار خوشحال بودند. اما هنگامی كه فهمیدند من شیعه هستم، گفتند: ما گمان نمیكردیم شیعیان با ادب باشند، چه رسد به دانش و دین آنها! ما آنها را یك مشت وحشیان بیابان میپنداشتیم! مدتی بعد به سوریه و مصر رفتم. شگفتآور بود. مسلمانان سنّی مصر نیز همان سخنان مردم «دلیم» را گفتند. آیا موقع آن نرسیده است كه به دفاع از شیعه بپردازید؟[10]‎‎‎‎

    روزنامه های مصر، سوریه و... مقاله های مسمومی دربارة شیعه مینویسند. دیگر تاب نیاوردم و سكوت نكردم. نه از این نظر كه ستمی بر شیعه شده باشد و من بخواهم در برابر سیل تهمتها از آن دفاع كنم. بلكه از این نظر كه پرده های نادانی را از برابر چشم مسلمانان كنار بزنم تا افراد با انصاف در داوری دربارة شیعه راه عدالت پیش بگیرند و عذر و بهانه ای هم برای آن دسته از دانشمندان كه یاوه هایی بر زیان شیعه میگویند و مینویسند، باقی نماند كه بگویند دانشمندان شیعه، مذهب خود را معرفی نكردند. (این جمله را احمد امین در دیدار با كاشف الغطا گفت) و از همه مهمتر امید میرود در سایه این كتاب پیوندهای دوستی در میان مسلمانان استوار گردد و دشمنی از بین آنها برچیده شود. شاید پس از نوشتن این كتاب، نویسندة كتاب «فجر الاسلام» دگربار ننویسد «تشیّع پناهگاه دشمنان اسلام بوده و هست. تشیّع پناهگاه افرادی است كه میخواهند اندیشه های پدران یهودی، نصرانی و زردشتی خود را وارد اسلام كنند.»[11]‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

    «اصل الشیعه و اصولها» در سال 1351 ق. چاپ شد و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت.

    كاشف الغطا در این كتاب مینویسد:‎‎

    نخستین فردی كه بذر تشیع را در سرزمین اسلام كاشت بنیانگذار اسلام، حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود. دهها حدیث در كتابهای اهل سنت آمده است كه در آنها پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، علی ـ علیه السّلام ـ و شیعیانش او را رستگاران جهان آخرت یاد كرده است... اندیشه شیعی از زمان پیامبر آغاز شد... شیعه در لغت به معنای «پیرو» است و به پیروان حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در زمان پیامبر، شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ میگفتند....[12]‎

    آیا این بزرگان میدان دانش، ادب و جهاد میخواستند اسلام را نابود كنند؟!‎


    ولایت فقیه
    كاشف الغطا بخوبی نقش زمان و مكان در اجتهاد را یافته بود و بر این باور بود كه نباید احكام اسلام در تنگنای سلیقه مجتهد قرار بگیرد، زیرا فرجام چنین كاری این است كه احكام اسلام، به صورت خشك و بیروح درآید.‎‎

    كاشف الغطا در مورد اختیارات ولایت فقیه نظرات بسیار بلندی دارد. امام خمینی (ره) میفرماید:‎‎

    ولایتی كه برای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان است، برای فقیه نیز ثابت است. موضوع ولایت فقیه چیز تازه ای نیست كه ما آورده باشیم. بلكه این مسئله از اول مورد بحث بوده است... به طوری كه نقل كرده اند، مرحوم كاشفالغطا نیز بسیاری از مطالب را فرموده اند.[13]‎‎‎‎

    او دربارة حدود اختیارات ولی فقیه مینویسد:‎

    «ولایت فقیه همه مواردی را كه به مصلحت اسلام و مسلمانان است، در برمیگیرد».‎


    اهل سیاست

    آیتالله كاشف الغطا همواره در مسایل سیاسی دخالت میكرد. برخی از كج اندیشان كه دین را از سیاست جدا میدانستند. از او میپرسیدند چرا در سیاست دخالت میكند. او در پاسخ میگفت: اگر سیاست به معنای پند، راهنمایی، نهی از فساد، نصیحت و مبارزه با استعمار است من اهل سیاستم. آری، من تا فرق سر غرق در سیاستم. چنین سیاستی از واجبات است. پدر، پدربزرگ، جد و تمام خاندان من، بیش از سیصد سال رهبری دینی جهان اسلام را بر عهده داشتند. در زیارت جامعه، دربارة ائمه معصوم آمده است: انتم ساسة العباد:شما سیاستمداران مردم هستید. سیاست ما سیاست پیامبر و امامان است.‎‎‎‎‎‎‎‎

    زمانی هم كاشف الغطا نامه ای به محمد علی جناح، اولین نخست وزیر پاكستان مینویسد و هدفهای استعماری پیمانهای نظامی آمریكا را به او گوشزد میكند.[14]‎‎‎‎‎

    سرجان تروتبیك، سفیر انگلیس در عراق، در تاریخ 27 محرم 1373 ق. به دیدار كاشف الغطا میرود. گفتگو بین آنها دربارة كمونیسم، اسرائیل و مسایل دیگر صورت میگیرد.

    كاشف الغطا جنایتهای انگلیس در جهان را به او گوشزد میكند. سفیر كه درمانده بود، میگوید: آیا در این كتابخانه بسیار بزرگ شما كه هزاران جلد كتاب در آن هست، كتابی علیه ما هست. سفیر فكر میكرد كه كاشف الغطا پاسخی نخواهد داشت. زیرا كتابهای او دربارة فقه، اصول، تفسیر، حدیث و دیگر علوم اسلامی است كه در آنها اسمی از انگلیس هم نیامده است. كاشف الغطا فریاد برآورد: كتاب كه چیزی نیست. قلبهای همه ما علیه شماست. از دل یكایك ما به خاطر نیزه ای كه شما به جهان عرب زدید، خون میچكد.‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

    گفتگوی كاشف الغطا با سفیران انگلیس و آمریكا با نام «محاورة الامام مع السفیرین»، سه بار در نجف و یك بار در آرژانتین چاپ شد.[15]‎

    وفات

    آیت الله العظمی شیخ محمد حسین كاشف الغطا سرانجام پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر در ذیقعده 1373 ق.، رخت از جهان بربست. تشییع جنازة باشكوه او در نجف تا قبرستان وادی السلام گویای علاقة وافر مردم به او بود. مراسم یادبود رحلت او در عراق، ایران، پاكستان، لبنان و بسیاری از كشورهای مسلمان برگزار شد.[16]‎‎‎‎

    كاشف الغطا از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. بیش از هشت هزار بیت شعر از او به یادگار مانده است. او كتابهای بسیار سودمندی نیز به نگارش درآورد، كه چندی از آنها چاپ شده است.‎


    پی نوشت:

    [1] . تلخیص از زندگانی «سردار كابلی»، ستاره خاور، چاپ 1372 سازمان تبلیغات اسلامی تألیف نگارنده سید حسن احمدی نژاد بلخی (بلخابی).

    [2] . آوای بیداری (ویژه نامه روزنامه جمهوری اسلامی)، فروردین 1372، ص 12.

    [3] . همان، ص 11 و 19 و 94.

    [4] . همان، ص 12، 15 و 79؛ جنةالمأوی، مقدمه.‎

    [5] . آوای بیداری، ص 118.

    [6] . همان، ص 7 و 12.

    [7] . همان، ص 31.

    [8] . ماضی النجف و حاضرها، ج 1، ص 128 و 129، 152ـ 153، 163 و 164؛ موسوعة العتبات المقدسه، جعفر خلیلی، ج 6، ص 182؛ آوای بیداری، ص 33، 32 ـ 34 و 117.

    [9] . شخصیت و اندیشههای كاشفالغطا، ص 8.‎‎

    [10] . این است آیین ما، محمد حسین كاشفالغطا، ترجمه آیتالله ناصر مكارم شیرازی، ص 71 ـ 74.‎‎

    [11] . همان، ص 81 ـ 83.

    [12] . همان، ص 37 ـ 86.

    [13] . همان، ص 40.

    [14] . همان، ص 89 و 90.

    [15] . آوای بیداری، ص 61، 126 و 127.

    [16] . همان، ص 15.


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود