جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رحمت خدا چقدر است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رحمت خدا چقدر است؟




    با سلام
    در آیاتی خداوند رحمت را بر خود مقرر کرده است (سوره 6 آیه 12) اما در آیاتی هست که هرچند بعضی از اشخاص را هرچند که میتواند هدایت نمیکند (سوره 6 آیه 35، سوره 14 آیه 4).
    اگر خدا رحمتش فراگیر است چرا هدایت نمی کند؟



    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث كلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۲:۰۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    در آیاتی خداوند رحمت را بر خود مقرر کرده است (سوره 6 آیه 12) اما در آیاتی هست که هرچند بعضی از اشخاص را هرچند که میتواند هدایت نمیکند (سوره 6 آیه 35، سوره 14 آیه 4).
    اگر خدا رحمتش فراگیر است چرا هدایت نمی کند؟



    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث كلامي

    با سلام و عرض ادب

    براي پاسخگويي به پرسش حضرت عالي لازم است در ابتدا معناي هدايت را بدانيم ؛ معنای هدایت و ضلالت از طرف خدا در قرآن چیست ؟


    فهم این پرسش مبتنی بر شناخت دقیق اقسام هدایت و ضلالت شرایط هر یک و گونه‏های تعلق مشیت و اراده حکیمانه الهی است.


    اقسام هدایت در قرآن


    در قرآن مجید از چهار نوع هدایت سخن رفته است:


    1) هدایت تکوینی عام:و آن همان نظام و مکانیسمی است که خداوند موجودات را طبق آن آفریده به طوری که تمام هستی هماهنگ و منسجم به سوی غایتی در حرکت و تکاپویند. « ربنا الذی اعطی کل شی‏ء خلقه ثم هدی ». دربرابر این گونه هدایت هیچ گونه ضلالتی وجود ندارد.


    2)هدایت تکوینی اولی خاص:و آن هدایت همه انسان‏ها از طریق عقل و فطرت به سمت یکسری از حقایق و اصول و ارزش‏هاست که از آن جهت به «حجت باطن» تعبیر شده است. چنین هدایتی چند خصوصیت دارد:


    الف) منحصر به انسان‏ها است.


    ب ) در میان انسان‏ها عمومی و استثنا ناپذیر است.


    ج ) ذاتی و درون بود است.


    د ) در برابر آن هیچ گونه ضلالتی نیست. یعنی خداوند هیچ کس را با فطرت خداگریز و عقلی گمراه کننده نیافریده است.


    3)هدایت تشریعی عام:این گونه هدایت مخصوص انسان‏ها و طایفه جن می‏باشد. زیرا تشریع و قانون گذاری در ظرف اختیار و توان کنش‏های انتخابی و گزینش موضوعیت دارد و بدون آن بی معناست. چنین هدایتی نیز از نظرقرآن در ظرف خود فراگیر و همگانی است. یعنی خداوند پیامبران را برای همه انسان‏ها فرستاده و کتاب آسمانی خودرا برای جمیع بشر نازل فرموده است.« ولکل قوم هاد »(رعد، آیه 7) « انا ارسلناک کافه للناس »(سباء، آیه28). در برابر این گونه هدایت نیز هیچ ضلالتی نیست. زیرا ضلالت تشریعی به این معناست که - نعوذ بالله -خداوند پیامبرانی را هم برای گمراه‏سازی برخی از مردم مبعوث سازد و معارف و احکام و قوانین گمراه کننده‏ای برآنان نازل فرماید در حالی که خداوند هرگز چنین نمی‏کند و از او جز سخن حق نازل نمی‏گردد « حقیق علی ان لااقول علی اللّه‏ الا الحق »(اعراف، آیه 105).



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۶:۰۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند نکته مهم

    الف) اولا خداوند به عنوان هادی و شارع خواستار هدایت همه انسان‏ها می‏باشد و از همین‏رو دین حق را برای همگان نازل کرده است.

    ب ) اراده الهی در این زمینه این است که انسان‏ها با اختیار خود راه درست را برگزینند نه جبرا وگرنه می‏توانست همه را جبرا به راه راست کشاند و نیازی هم به بعثت و رسالت نبود. از این رو فرمود:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا».(الانسان آيه 3)
    ج ) انسان‏ها در برابر هدایت تشریعی عام - با توجه به اختیاری که دارند - دوگونه موضع اتخاذ می‏کنند:برخی در برابر آن راه تسلیم و انقیادپیش می‏گیرند و برخی به سرپیچی وطغیان می‏پردازند. دقیقا از همین‏جاست که به مرحله بعد و نوع دیگری از هدایت گذرمی‏کنیم.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    4) هدایت تکوینی پاداشی(ثانوی):

    این هدایت مخصوص موءمنان است. یعنی کسانی که با اختیار خویش دربرابر هدایت رسولان الهی و نورافشانی‏های عقل و فطرت تسلیم گشتند خداوند باب هدایت دیگری برتر ازهدایت‏های قسم پیشین می‏گشاید. به عبارت دیگر چون آنان با اختیار خود از هدایت‏های مراتب پیشین استفادهکردند لذا این نوع هدایت را پاداشی و ثانوی (یعنی مترتب برپذیرش هدایت‏های اولی) می‏نامند. فرق اساسی اینهدایت با مراتب قبلی آن است که وجه غالب آنها جنبه راهنمایی «ارائه‏الطریق» داشت ولی این مرتبه افزون بر آنخاصیت راهبردی «ایصال الی المطلوب» نیز دارد. در برابر این نوع هدایت ضلالتی نیز هست که از آن تعبیر به «اضلال کیفری» می‏شود.

    یعنی همان طور که پذیرش هدایت‏های نخستین تکوینا شرایط و قابلیت راهیابی به مراتب و مدارجبالاتری را در انسان ایجاد می‏کند مخالفت و سرپیچی در برابر حقایق الهی و هدایت‏های او رفته رفته دید حق بین را ازانسان می‏ستاند و کسی که کرارا با علم و عمد و آگاهی با حق بستیزد رفته رفته گویی در برابر حق و نورافشانی‏ های الهی کرو کور و لال می‏شود:« لهم اعین لایبصرون بها و لهم اذان لایسمعون بها»(اعراف 179) و به جایی می‏رسند که«نرود میخ آهنین در سنگ». این همان اثر تکوینی حق ستیزی و حق گریزی عامدانه و اختیاری آنان است. لیکن چنین مکانیسم و تأثیر تکوینی بر اساس نظام آفرینش الهی است. بنابراین گمراهی فقط در این مرحله است و آن از یکسو به خود شخص وابسته است. زیرا او با اختیار خود با حق ستیز کرده و از سوی دیگری نیز به خدا استناد دارد ولی نه به این معنا که از اول او گمراهش کرد بل چون تعمدا راه خلاف را برگزید و بر آن پای فشرد همان را ملکه او ساخت:« فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا »(بقره، آیه 10).





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    از زاویه دیگری نیز می‏توان به این مسأله نگاه کرد و آن این است که

    خواسته ‏ها دو گونه است

    1) خواست و مطلوب بالذات

    2) خواست و مطلوب بالعرض

    در مثل نجاری که در می‏ سازد غرض او از بریدن چوب‏ها ساختن در است و لاجرم مقداری از آنها به صورت خاکاره بر زمین می‏ریزد. حال آیا می‏توان گفت:نجار خواسته است که خاک اره‏ ها بر زمین بریزند؟اگر بگوییم نه گفته آید که:پس چرا آنها را اره کرد؟بنابراین به تعبیری می‏توان گفت:بلی او چنین خواسته است لیکن این نه مقصود بالذات وی بوده. بلکه مقصودش درسازی است و لازمه آن پیدایش چنین ذراتی است. خداوند نیز خواسته است انسان‏ها به اختیار خویش راه هدایت را گزینند و لازمه اختیار آن است که بالاخره کسانی هم مسیر باطل را بپویند. حال آیا می‏توان گفت:خدا خواسته که آنان گمراه شوند؟و اگر نمی‏خواست چرا آنان را آفرید و آزادی داد؟جواب آن است که غرض اصلی خداوند هدایت یا بی اختیاری است و چون پای اختیار به میان آید لاجرم سروکله سرپیچی و طغیان نیز آشکارگردد. بنابراین چون او آزادی داده چنان است که گویی بالتبع گمراهی را نیز اراده کرده است. (دقت شود که این اراده نتیجه اختیار است و هرگز نافی آن نیست و از همین رو هیچ سلب مسؤولیتی از انسان نمی‏کند. زیرا همین انسان گمراه می‏توانست در مسیر هدایت قرار گیرد که مطلوب بالذات الهی است و در رتبه متقدم می‏باشد.)

    مسأله عزت و ذلت نیز از تحلیل فوق روشن می‏گردد. به بیان دیگر نظام هستی نظام اسباب و مسببات است و اینکه چه چیز سبب کدامین معلول است دست ما نیست اما گزینش اسباب در اختیار ما است. مثلا خداوند می‏فرماید:« للّه‏ العزه و لرسوله و للمؤمنین »(منافقون، آیه 8). اگر این آیه را با آیه شریفه « تعز من تشاء و تذل من تشاء »(آل عمران، آیه 26) بسنجیم نتیجه می‏گیریم که اصل عزت از خداست و ایمان و خداگونگی سبب کسب عزت است.پس هر کس الهی شود خداوند می‏خواهد که عزت یابد و هر کس از خداوند دور گردد خداوند خواستار ذلت وی می‏گردد و به همین سبب ذلیل خواهد شد پس اصل تأثیر اسباب از اوست. بنابراین نمی‏شود که کسی راه ذلت در پیشگیرد و از آن عزت بطلبد پس در این که کدامین راه را برگزینیم مختاریم اما در نتیجه‏گیری نه.






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    حضرت علی (ع) می فرماید:
    «بهترین اعمال، اعتدال بیم و امید است؛ یعنی میان خوف خود از عقوبت خدا و امید خود به رحمت خدا حالت اعتدال پدید آوری، از خدا به اندازه بترسی، و به رحمت و عفو او به اندازه امید بندی؛ نه بیش از حد بترسی که یأس از رحمت آورد، و نه بیش از اندازه امیدوار گردی که غرور و غفلت زاید»
    غررالحکم، ترجمه انصاری قمی، ج ‏1، ص 395، چاپ هشتم، تهران.

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۹:۰۸


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود