صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا خداونددارای احساسات است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22

    ایا خداونددارای احساسات است ؟




    در خیلی ازایات قران صحبت از محبت و خشم خدا شده است
    ایا این به این معناست که خدا دارای احساسات است ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ در ساعت ۱۴:۵۰
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    در خیلی ازایات قران صحبت از محبت و خشم خدا شده است
    ایا این به این معناست که خدا دارای احساسات است ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    با سلام و عرض ادب

    1.ذات خداوندی از هر تغییری منزّه است ؛ لذا تأثیر پذیری و انفعال ، در ذات خدا راه ندارد ؛ و محال است مخلوقات در ذات خدا تأثیر بگذارند ؛ بنابراین نه رضایت خدا ، از سنخ تأثیر پذیری و انفعال است و نه غضب او .

    غضب حالتى است که براى رفع ناملایمات و انتقام عارض انسان مى‏گردد و در مورد خداوند عبارت است از کیفر عذاب. یکى از یاران امام باقرعلیه‏ السلام گوید: از آن حضرت سوال شد: چه مى‏فرمایید در آیه "و من یحلّل علیه غضبى فقد هوى، و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط مى‏کند".(طه آيه 81) مراد از غضب در این جا چیست؟

    حضرت فرمود: "همان عذاب است، چه اگر کسى بپندارد خداوند از حالتى به حالتى دیگر متحول مى‏شود، او را به صفتى از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) نموده است، زیرا خداوند را هیچ چیزى تحریک نکند تا او را دگرگون سازد".(اصول کافى، ج 1، ص 110)



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    2. رضا و غضب خدا ، از صفات فعلی او هستند ؛ و صفات فعلی خدا ، از نسبتی که بین خدا و فعل او (مخلوقات) وجود دارد انتزاع می شوند. همانطور که صفات و اسماء فعلی انسان نیز از رابطه بین انسان و فعلش انتزاع می شوند ؛ مثلا وقتی کسی فعلش درست کردن وسائلی مثل در و پنجره و ... از چوب است ، به اعتبار فعلش به او نجّار گفته می شود ؛ یا اگر کسی کارش با آهن است او را آهنگر می گویند؛ امّا نه نجّار بودن جزء ذات انسان است نه آهنگر بودن ؛ آنچه در ذات انسان است فعّال بودن (ایجاد فعل کردن)است ؛ نجّاری و آهنگری در اصل صفت انسان نیست بلکه عین خودفعل اوست ؛ لذا ما از فعل انسان اسمهایی مثل نجّار و آهنگر را انتزاع نموده و به انسان نسبت می دهیم نه از ذات او . انتزاع صفات و اسماء فعلی خدا نیز به همین ترتیب از نسبت خدا به فعلش انتزاع می شوند ؛ و افعال خدا ،خود مخلوقات هستند.

    بنا براین ، با صرف نظر از وجود مخلوقات ، نه رضا برای خدا معنی دارد و نه غضب . به عبارت دیگر رضای خدا و غضب او عین خود مخلوق است ؛ لکن از آن جهت که این مخلوق ، رابطه ای با خدا دارد ،از آن مخلوق ،صفت و اسمی فعلی برای خدا انتزاع می کنیم.






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    نتيجه اينكه :

    همه موجودات عالم و از جمله انسان ، تکویناً به سوی خدا می روند. لکن انسان افزون بر سیر تکوینی می تواند سیر تشریعی نیز داشته باشد ؛ و البته می تواند از حرکت تشریعی به سمت خدا سر باز زده و پشت به خدا کند. ولی به هر حال وجود او تکویناً به سوی خدا می رود. لذا او در حالی خدا را ملاقات می کند که پشت به خداست. لذا از نور الهی بی بهره می ماند. از اینروست که روی اهل بهشت در آخرت ، سفید و نورانی بوده و نامه اعمال خود را از روبرو می گیرند ؛ ولی روی اهل جهنّم سیاه بوده و نامه اعمال خود را از پشت سر می گیرند.
    چون نامه اعمال از جانب خدا داده می شود. بنا بر این ، رضای خدا چیزی نیست جز رو به خدا بودن و از نور او بهره بردن و غضب خدا چیزی نیست جز پشت به خدا بودن و از نور او بی بهره گشتن. هر کس دین خدا را که خواست و اراده تشریعی او بوده و مطلبق با فطرت انسان و نظلم تکوین است ، پیش روی خود گذاشته و آن را نقشه راه خود قرار داده و مطابق آن حرکت کند در مسیر فطرت و نظام تکوین به سوی خدا می رود. لذا هم تکویناً و هم تشریعاً به کمال خود می رسد. و هیچگاه با خود و نظام هستی اصطکاک پیدا نمی کند ؛ و این یعنی کسب رضای خدا.

    خداوند متعال می فرماید :« پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند،انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمى‏دانند »( الروم : 30) و حضرت ابراهیم (ع) فرمود: « من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشركان نيستم» (الأنعام/79) و اگر کسی پشت به دین حقّ کند او در مسیر عکس مسیر فطرت و نظام تکوین گام برمی دارد. لذا هم در درون خود دچار تصادم و تضادّ است ؛ هم عالم خلقت با او سر ناسازگاری دارد. لذا از درون و بیرون خود را تحت فشار می بیند. واین یعنی غضب خدا. خداوند متعال می فرماید:« و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى تنگى خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم »( طه : 124)




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام وتشکر از جناب پاسخگو بابت توضیح و بیان زیبا
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خداازهرنظر بی نیازه اگردر قرآن از خشنودی و خشمگین شدن خداصحبت شده به خاطر اینه که بخواد با زبان ساده بیان کنه که چه کارهایی انجام بدیم و از چه کارهایی دوری کنیم اگر خدا دارای احساسات خوشحالی غم و... بود گناهکاران عذاب نمیدیدندپس عدل خدا ممکن نبودخداوند صلاح مارامیخواهد اگر احساس داشت هرچه از خدا میخواستیم به ما میداد درحالیکه بعضی مواقع صلاح ما در چیزی خلاف خواسته مان است پس خداوند ازروی عدل و حکمت وقاطع سخن میگوید واما احساس براساس شرایط متغیراست.:salavat10:

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    باسلام
    از مجموع نوشته های شما اینگونه برداشت می شود که خدا دارای احساسات نیست و خشم و غضب و مهربانی خدا همه کلماتی
    ظاهری برای فهم بیشتر ما انسانهاست
    اما در قران ایه هایی وجود دارد که در ان به ظاهر خدا از گروهی انتقام می گیرد و به گروهی محبت دارد
    بطور مثال در ایه 160 سوره نسا می فرماید بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد و بخاطر جلوگیری بسیار انها از راه خدا بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر انها حلال بود حرام کردیم
    به نظر می رسر اینجا خداوند یک نوع مجازات احساسی برای انها صادر کرده است
    و این منافات با این مطلب دارد که خداوند دارای احساسات نیست
    منتظر پاسخ شما پاسخگوی گرامی هستم
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    پستهای 66 الی 74 تاپیک "دلیل افرینش فرد جهنمی " به دلیل غیر مرتبط بودن با موضوع بحث به این تاپیک انتقال یافت :

    66
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    سلام به همه دوستان

    شما تا وقتی که خدا را مانند انسانها موجودی با احساسات فرض کنید هیچگاه جواب قانع کننده ای برای این سوال
    پیدا نخواهید کرد کافی هست به جای کلمه خدا کلمه قانون را بکار ببرید تا به جواب برسید


    http://www.askquran.ir/thread28912.html#post595652


    67
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    با عرض سلام خدمت دوست عزیزم اشک خدا

    بنده قصد مشارکت در بحث فعلی تاپیک (دلیل افرینش فرد جهنمی) را ندارم تنها در رابطه با قسمت بولد شده متنتان :

    شما عرض کردید کافیست به جای کلمه خدا کلمه قانون را بکار ببرید ! بنظر بنده بهتر است ابتدا تعریفی دقیق از "قانون" ارائه دهید تا ببینیم تعریفتان چیست و ایا حقیقتا میتوان به جای واژه خدا از واژه قانون استفاده کرد یا خیر ؟!!

    از اینکه بی مقدمه وارد بحثتان شدم عذرخواهی میکنم .

    متشکرم ...


    68
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    با عرض سلام خدمت دوست عزیزم اشک خدا

    بنده قصد مشارکت در بحث فعلی تاپیک (دلیل افرینش فرد جهنمی) را ندارم تنها در رابطه با قسمت بولد شده متنتان :

    شما عرض کردید کافیست به جای کلمه خدا کلمه قانون را بکار ببرید ! بنظر بنده بهتر است ابتدا تعریفی دقیق از "قانون" ارائه دهید تا ببینیم تعریفتان چیست و ایا حقیقتا میتوان به جای واژه خدا از واژه قانون استفاده کرد یا خیر ؟!!

    از اینکه بی مقدمه وارد بحثتان شدم عذرخواهی میکنم .

    متشکرم ...
    سلام به دوست عزیزم ازاده جان

    از اینکه وارد بحث شدید خیلی خوشحالم

    ببین دوست من منظورم از کلمه قانون رو بطور ساده اینطوری می تونم بگم
    یعنی اینکه در جهان هستی همه چیز طبق قانون بسیار دقیق اتفاق می افتد و در اجرای این قانون هیچگونه رحم و احساساتی
    نمی تواند خللی ایجاد کند

    اگر جز این بود و جهان طبق احساسات اداره می شد انگاه هرج و مرج زیادی در اداره جهان پیش می امد مثلا
    از نظر زمین شناسی فلان شهر مستعد ایجاد زلزله شده است در اینجا بدون هیچ رحم و احساساتی زلزله رخ خواهد داد حتی اگر
    هزاران کودک بی گناه فدا شوند
    اگر خدا دارای احساسات بود قطعا از ایجاد زلزله جلوگیری می گرد
    حالا شما این مثال و داشته باشید تا هزارام موارد دیگر
    مثلا کودک بی گناهی کور بدنیا می اید اگر احساسات در کار بود قطعا این کودک یا بدنیا نمی امد یا کور بدنیا نمی امد
    پس با یک نگاه ساذه می بینیم در اداره جهان هستی قانون حاکم هست تا احساسات

    حال چرا می گویم بجای کلمه خدا قانون را بکار برید چون خدای متعال خالق این جهان با این قانون منظم هست
    و تخطی از نظم و قانون حاکم بر جهان هرگز نمی تواند اتفاق بیفتد حتی اگر خدا بخواهد
    امر محال در حیطه قدرت خدا نیست
    مثا اینکه بگویید ایا خدا می تواند جهان هستی را در یک تخم مرغ جا دهد ؟
    خوب مسلم هست که خدا هرگز نمی تواند این امر محال را انجام دهد
    به همین صورت تخطی از نظم و قانون حاکم بر جهان از عهده خدا خارج هست
    چرا خارج هست چون کوچکترین تخطی از ان باعث بهم ریختن جهان هستی می شود

    پس به نظر من ما مکی توانیم بجای کلمه خدا از کلمه قانون استفاده کنیم
    اینجا فقط واژه تغییر کرده است و مفهوم یکی هست



    69
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    سلام مجدد
    از پاسخ شما سپاس گزارم اشک عزیز

    بنظر بنده خدا و قانون دو مفهوم متفاوت از یکدیگر هستند و ما هیچگاه نمیتوانیم واژه قانون را جایگزین واژه خدا کنیم .. چیزی ورای قوانین وجود دارد که همه این قوانین تحت سلطه ان هستند و ان خداوند است .

    شما فرمودید:
    تخطی از نظم و قانون حاکم بر جهان هرگز نمی تواند اتفاق بیفتد حتی اگر خدا بخواهد !
    اگر خداوند بخواهد به سادگی قوانین حاکم بر ماده را تغییر میدهد مثل اتشی که به امر خدا سرد میشود و ابراهیم ع را نمیسوزاند !

    اما اینکه خداوند دارای احساسات نیست که شکی در ان نیست . شما میفرمایید اگر خداوند را قانون بدانیم این شبهه که خداوند دارای احساسات است رفع میشود اما بنظر بنده اصلا نیازی نیست که خداوند را در قوانین فیزیک محدود کنیم . خداوند دارای احساسات نیست به این دلیل که احساس نتیجه تاثیر پذیری و انفعال است و ذات خداوند منزه است از تاثیر پیذیری و انفعال .



    70
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    اگر خداوند بخواهد به سادگی قوانین حاکم بر ماده را تغییر میدهد مثل اتشی که به امر خدا سرد میشود و ابراهیم ع را نمیسوزاند !
    سلام به دوست عزیزم

    به نظر من اگر خدا قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد حاکی از وجود احساسات است و چون خدا دارای احساسات نیست پس نمی تواند
    قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد



    71
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد67 نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    به نظر من اگر خدا قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد حاکی از وجود احساسات است و چون خدا دارای احساسات نیست پس نمی تواند
    قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد

    با این که این موضوع کاملاً از موضوع تاپیک منحرف شده اما برای من جالب هست که چرا میگید خدا نمی تواند قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد با این که میدونید یکی از قوانین طبیعت این هست که هرجا آب در شیب قرار بگیره و مقدارش به اندازه ای باشه که برایند نیروی وزن آب بتونه بر اصطکاک بستر غلبه کنه آب جریان خواهد یافت ، اما این قانون طبیعی در ماجرای عبور بنی اسرائیل از رود نیل نغض شد !
    این رو چجوری می خواهید توجیه کنید ؟



    72
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد67 نمایش پست
    با این که این موضوع کاملاً از موضوع تاپیک منحرف شده اما برای من جالب هست که چرا میگید خدا نمی تواند قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد با این که میدونید یکی از قوانین طبیعت این هست که هرجا آب در شیب قرار بگیره و مقدارش به اندازه ای باشه که برایند نیروی وزن آب بتونه بر اصطکاک بستر غلبه کنه آب جریان خواهد یافت ، اما این قانون طبیعی در ماجرای عبور بنی اسرائیل از رود نیل نغض شد !
    این رو چجوری می خواهید توجیه کنید ؟
    شما نظرتون درباره جذرو مد دریا چیه؟
    احتمال داره عبور حضرت موسی از رود نیل در جذر اتفاق افتاده باشه
    این موضوع در یک برنامه تلوزیونی هم مورد بررسی قرار گرفته بود



    73
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    سلام به دوست عزیزم

    به نظر من اگر خدا قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد حاکی از وجود احساسات است و چون خدا دارای احساسات نیست پس نمی تواند
    قوانین حاکم بر طبیعت را تغییر دهد
    با عرض سلام خدمت شما اشک عزیز

    دوست من خداوند حکیم میتواند در صورت لزوم و بنابر مصلحت قوانین یا خواص ماده را برای مدت زمانی تغییر دهدو این از حکمت خداوندیست نه اینکه نعوذبالله احساساتی شده باشد! احساساتی شذن که نتیجه تاثیر پذیریست در ذات خداوند راهی ندارد . مرکز ایجاد و کنترل احساس و عواطف و موارد اینچنینی مغز است و احساساتی شدن در موجوداتی که دارای مغز هستند وجود و معنا دارد .

    در رابطه با موضوعی که شما پیش از این در رابطه با محالات ذاتی اشاره کردید و حالا نیز به گونه ای دیگر! باید عرض کنم که این بحث در پاسخ به سوالاتی که اشکالات منطقی داشته باشد مطرح میشود به عنوان مثال این سوال که ایا خداوند میتواند جهان را در داخل تخم مرغ جای دهد انهم بدون تغییر حجم! دارای اشکال منطقی ست و باید صورت سوال را تصحیح کرد .



    74
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    دوست من خداوند حکیم میتواند در صورت لزوم و بنابر مصلحت قوانین یا خواص ماده را برای مدت زمانی تغییر دهدو این از حکمت خداوندیست نه اینکه نعوذبالله احساساتی شده باشد!
    سلام به دوست عزیزم
    دوست من خوب به جمله دقت کن نوشته ای در صورت لزوم و بنا بر مصلحت
    ایا این جمله تداعی کننده این مساله نیست که خداوند فکر می کند مثلا اینجا لارم است و بنا بر مصلحت باید قوانین را برای مدت زمانی تغغیر دهد یعنی شما خداوند را موجودی در نظر گرفته ای که فکر می کند
    ازطرفی گفته ای


    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    احساساتی شذن که نتیجه تاثیر پذیریست در ذات خداوند راهی ندارد . مرکز ایجاد و کنترل احساس و عواطف و موارد اینچنینی مغز است و احساساتی شدن در موجوداتی که دارای مغز هستند وجود و معنا دارد .
    مگر برای فکر کردن مغز لازم نیست ؟ مرکز ایجاد و کنترل افکار و حتی علم و دانش به نظر شما کجاست ؟
    پس طبق گفته شما باید گفت فکر کردن و تصمیم گیری و نظایر این در موجوداتی که دارای مغز هستند وجود و معنا دارد

    ویرایش توسط az4deh : ۱۳۹۱/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۰:۰۰


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    شما نظرتون درباره جذرو مد دریا چیه؟
    احتمال داره عبور حضرت موسی از رود نیل در جذر اتفاق افتاده باشه
    این موضوع در یک برنامه تلوزیونی هم مورد بررسی قرار گرفته بود
    همونطور که خودتون گفتید جزر و مد مخصوص دریا و اقیانوس هست نه رود !
    جزر و مد در اثر جاذبه ی ماه اتفاق می افته و هنگامی که ماه حداقل فاصله رو نسبت به زمین داشته باشه باعث میشه که مطابق قانون جاذبه ی نیوتون (F=G.m1.m2/r^2)که بیان می کنه میزان جاذبه بین دو جسم با مجذور فاصله ی آن دو از هم رابطه ی عکس داره ، با کاهش فاصله ی ماه با زمین جاذبه افزایش پیدا می کنه و سبب میشه که آب دریاها و اقیانوس ها که میزان جرم آنها بالاست در این رابطه تحت تاثیر قرار بگیرن و سطح آب مقداری نسبت به حالت عادی بالا بیاد .
    پس هیچ جزر و مدی باعث نمیشه که آب اونقدر پایین بره که به سطح بستر برسه و اتفاقی که برای موسی و قوم بنی اسرائیل افتاد خرق عادت و به هم زدن قوانین طبیعت بود .
    جوری زندگی کن که وقت مردن از خودت و زندگیت راضی باشی و خدا رو شکر کنی که بهت فرصت زنده بودن داد ...

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد67 نمایش پست
    همونطور که خودتون گفتید جزر و مد مخصوص دریا و اقیانوس هست نه رود !
    دوست عزیز جزرو مد فقط مخصوص دریا نیست و در رودهای بزرگ هم اتفاق می افتد
    و جزرو مد رود نیل هم در ان زمان انقدر مهم بوده است که عده ای بر ان نظارت می کرده اند
    بر زمینهایی که در موقع
    جزر خالی از اب می شده است

    البته من همان اول گفتم احتمال داره عبور موسی از رود نیل در هنگام جذر نیل بوده باشه
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود