صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آخرت (بهشت و جهنم) چگونه اند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب آخرت (بهشت و جهنم) چگونه اند؟




    با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان و بخشنده

    سلام به دوستان عزیز اسک قرآنی خصوصا" پاسخگوی مباحث کلامی عزیز ...

    لطفا این تاپیک رو تایید کنید و به دلیل تکراری بودن حذف نکنید چون در این مورد حرفایی زده شده ولی پراکنده بوده و من میخوام این موضوع در این تاپیک کاملا باز بشه...

    میدونم که هیچکس آخرت رو ندیده اما گاهی حرفایی میشنوم از زبان فلاسفه ! که اصلا خوشایند نیست ! لا اقل برای من..

    بهشت یا جهنم چه جاییه؟
    آیا انسانها همین شکل هستند که تو دنیا هستند؟
    آیا بینایی و شنوایی و لامسه وجود داره؟
    آیا سن وجود داره؟
    آیا درخت و طبیعت موجوده؟
    فلاسفه ی محترم و بعضی اساتید جدیدالورود میگن که نه ! اینطور نیست و اصلا هیچ ماده ای وجود نداره و بعد از قیامت و در عالم ملائکه (بهشت و جهنم خودمون) هیچ جسمی وجود نداره !!!!!!!
    که این به نظر من کاملا غیر منطقیه ... چرا؟؟؟ چون با قرآن هماهنگی نداره...
    توی قرآن بارها کلمه هایی مثل نخل ، چشمه ، عسل ، سیب ، حوری و ... ذکر شده که همگی مادی اند و گفته شده جسم به روح می پیونده...

    دوستان جدید میگن که اون فقط یه تمثیله در قرآن ... ولی اینطور نیست !! قرآن یک کتاب هدایت کننده و بی نقصه ، شعر نیست که از استعاره و تشبیه و مراعات نظیر استفاده کنه !!!!
    در ضمن کتابی است برای همه زمانها یعنی برای ما و رک و صریح حرفشو میزنه و اینطوری نیست که برای اعراب جاهل اون زمان باشه ، و برای ما هم هست و خداوند هم هرچی میگه عین حقیقته ... همچنین در بیانات پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) بسیار از این واژه ها شنیدم برای توصیف بهشت...
    به نظرتون اگه منظور اونی بود که دوستان جدید میگن ، پیامبر تفسیر نمیکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟
    + به اضافه اینکه پیامبر بزرگمون (ص) در شب معراج فکر میکنم از بهشت دیدن فرمودن و دیدن که بالای درش کلمه جلاله ی "الله" نوشته شده بود و ...

    با این تفاسیر واقعا متعجبم که این دوستان فیلسوف !! حرفشون چیه و چطور و از چه منبعی این برداشت رو کردن آیا این توهم این عزیزان نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ در ساعت ۱۳:۵۶

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامي و تشكر از پرسش بسيار خوب و مهم تان

    زبان‌ قرآن‌ زبان‌ رمز و اشاره‌ است؛ از این‌ رو آن‌چه‌ از ظاهر عبارات‌ قرآن‌ کریم‌ فهمیده‌ می‌شود، تمام‌ معانی‌ حقایق‌ قرآن‌ نیست؛ بلکه‌ این‌ ظاهر، نماد برای‌ حقایقی‌ است‌ که‌ آن‌ها را جز به‌ زبان‌ نمادین‌ نمی‌توان‌ بیان‌ کرد. (جناب ملاصدرا)

    فلذا در تفسير آيات قرآن كريم نبايستي با متد و معيار دنيايي سجنيد ؛ توصيفاتي كه قرآن كريم از بهشت و جهنم دارد در حقيقت نمادي است براي حقايقي كه در بهشت و جهنم موجود است و الا اين مطلب واضح است كه عالم ماده قابل قياس با عالم مجردات نيست فلذا قياس بين اين دو عالم واضح البطلان است .

    بله در بهشت هم قوه سامعه وجود دارد و هم قوه باصره و ... اما اين قوا در بهشت در مرتبه اعلاي خود خواهند بود ، البته قواي مادي مربوط به عالم ماده است و در حين مفارقت روح از بدن در عالم ماده باقي مي ماند اما در بهشت قواي انسان كه اصالتا مربطو به روح است در حد اعلاي خود موجود است .

    طبق روايات چون بهشت دار تجرد است فلذا زمان در ان جا مطرح نيست بنابراين سن و امثال آن در بهشت مطرح نمي باشد .

    درخت ، ميوه و ... هم كه آيات شريفه بيان فرمودند همچنانكه خدمت شما عرض شد نمادي از حقايق بهشتي است كه به جز زبان نمادين نمي توان توصيف كرد ، رسالت انسان اين است كه از اين نماد ها به حقايق باطني آن ها پي ببرد .

    اما آيا بهشت حقيقتا وجود دارد يا نه بهشت نتيجه اعمال خود انسان هاست ؟ مطابق با آيات شريفه قرآن كريم بهشت حقيقتا وجود دارد و تنها نتيجه اعمال انسان نيست ، اما روايات دو گونه تعبير دارند :




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الف: طبق روایات معصومین (ع) خلقت بهشت مقدّم بر خلقت عالم مادّه بوده است ؛ البته نه به تقدّم زمانی بلکه به تقدّم وجودی و رتبی.

    « جابر جعفى از امام پنجم عليه السّلام نقل نموده كه آن حضرت فرموند:

    اى جابر خدا بود و چيزى جز او نبود، نه معلومی بود و نه مجهولی. خداوند متعال آفرينش را آغاز نمود به محمّد ــ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ــ و ما اهل بیت ، به همراه او ، از نور عظمتش و ما را سايه‏هاى سبزى در برابر خود نگه داشت ؛ آنجا كه نه آسمانى بود و نه زمينى، نه مكانى، نه شب، نه روز و نه خورشيد و نه ماه، جدا مي شد نور ما از نور پروردگارمان چون پرتو خورشيد از خورشيد؛ خدا را تسبيح و تقديس و سپاس مي كرديم و او را چنانچه شايسته است ، مي پرستيديم ؛ سپس براى خدا برآن شد كه مكانى را بیافريند و آن را آفريد، و بر آن مكان نگاشت : لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، و على امير المؤمنين و وصى او است ؛ كه به او كمكش دادم و ياريش نمودم ؛ سپس خدا عرش را آفريد و بر پرده‏هاى عرش همان را نوشت، سپس آسمانها را آفريد و بر كناره‏هايش مانند آن را نوشت، سپس بهشت و دوزخ را آفريد، و بر آنها مانند آن را نوشت، سپس فرشته‏ها را آفريد و در آسمان جا داد، سپس هوا را آفريد و بر آن هم ، مانند آن را نوشت، سپس جنّ را آفريد و در هوا جا داد، سپس زمين را آفريد و بر كنارهايش مانند آن را نوشت، اى جابر بدان بود كه آسمانها بى‏ستون بر پا ماندند و زمين بر جا ماند، سپس خدا آدم را از خاک روى زمين آفريد. »(بحار الأنوار؛ ج‏54 ؛ص 169)

    از این قبیل روایات که بیانگر خلقت بهشت را قبل از عالم مادّه هستند بسیار زیادند. البته فهم این روایات نیز کار آسانی نیست ؛ چون مراد از کلماتی مثل مکان و نوشتن و هوا و آسمان و امثال آنها در اینگونه از روایات همان معنای متداول آنها در میان عرف نیست. لذا تفسیر درست این روایات نیازمند معونه علمی بالایی است.

    ب:
    طبق برخی دیگر از روایات ، نعمات بهشتی و عذابهای جهنّم ، ظهور و تجسّم اعتقادات و خلقیّات و اعمال انسانها هستند. برای مثال ، پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

    «مَنْ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ غَرَسَ اللَّهُ لَهُ بِهَا شَجَرَةً فِي الْجَنَّة. ... ــ هر کس سبحان الله گوید خدا برای او درختی به سبب آن در بهشت می کارد. ...»( أمالي الصدوق؛ ص607 ؛المجلس الثامن و الثمانون‏)


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ در ساعت ۲۰:۱۰


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با توجه به دو طیف مختلف از روایات فوق الذکر این سوال پیش می آید که بالاخره ، بهشت و جهنّم قبل از موجودات مکلّف و اعمال و خلقیّات و عقائد آنها وجود داشته اند یا اینکه ظهور و تجسّم اعمال و عقائد و خلقیّات موجودات مکلّف هستند؟ و آیا بین این دو طیف از روایات تعارض نیست؟

    جواب این است که این تعارض ظاهری از راه فلسفه اسلامی و به خصوص با حکمت متعالیه و همچنین از راه عرفان نظری ، قابل حلّ است. طبق نظر عرفا و حکمای اسلامی ، عالم وجود ، دارای مراتب است. از نگاه عرفا ، اوّلین ظهور حق تعالی با اسم الاحد بوده و بعد از آن اسم الواحد ظاهر شده است ؛ و از اسم الواحد ، سایر اسماء و صفات به ترتیبی خاص ظهور یافته اند ؛ و بعد از مرتبه اسماء و صفات ذاتیّه حق تعالی ، مرتبه علم ذاتی اوست. این محدوده از بحث از موضوع فلسفه خارج است ؛ لذا فلاسفه در این باب ، جز نقل سخنان عرفا سخنی دیگر نگفته و بحث چندانی نکرده اند. به نظر عرفا و حکما بعد از مرتبه علم الهی مرتبه عالم عقول است ؛ که عالمی است کاملاً غیر مادّی که از شکل و رنگ و مقدار و حرکت و مکان و زمان مبرّاست. بعد از عالم عقول ، عالم مثال است که آن هم عالمی غیر مادّی است ؛ ولی برخی از آثار مادّه مثل شکل و رنگ و مقدار در آن وجود دارد. بعد از عالم مثال عالم مادّه واقع شده خصوصیّت اصلی آن حرکت و سیلان ذاتی و جوهری است.

    از دید حکما و عرفا ، رابطه این عوالم رابطه طولی است ؛ یعنی عالم بالاتر علّت و حقیقت عالم پایین تر از خود ، و عالم پایین تر رقیقه و معلول عالم بالاتر از خود است. عرفا در سیر نزولی عالم ، برای بهشت ، سه مرتبه کلّی بیان نموده اند ؛ جنّت اسماء ، جنّت ارواح (جنّت عقول) وجنّت اجساد(بهشت عالم مثال) ، ولی این بهشتهای قوس نزول ، از آن هیچ کس نیست بلکه اینها مراتب هستی هستند. در واقع بهشت اسماء چیزی جز خود نظام اسماء نیست ؛ و جنّت ارواح نیز ، چیزی جز عالم عقول نیست ؛ جنّت اجساد نیز عین خود عالم مثال است.






  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    به بیان دیگر این بهشت های طولی به ترتیب علّت وجودی یکدیگرند. و جنّت اجساد در قوس نزول که همان عالم مثال نزولی است علّت عالم مادّه است با تمام موجوداتش. لذا تمام کمالات موجودات مادّی در جنّت اجساد نزولی موجود است ؛ کما اینکه کمال جنّت مثال نزولی در جنّت ارواح نزولی است ؛ و کمال همه در جنّت اسماء است. بنا بر این حقیقت همه موجودات عالم مادّه در عوالم بالاتر موجود است ؛ و این موجودات مادّی تنزّل یافته آن حقایق غیر مادّی هستند.

    از طرف دیگر همه موجودات عالم مادّه و از جمله انسان ، به طور تکوینی ، دائماً در حال صعود به عوالم بالا هستند. یعنی همه موجودات به همان مرتبه از وجود بازمی گردند که از آن تنزّل یافته اند.«أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُور»( الشورى : 53) لکن در این میان انسان افزون بر صعود تکوینی ، دارای صعود تشریعی و اختیاری نیز هست. لذا ممکن است انسان با سوء اختیار خود ، در سیر صعودی ، به آن مرتبه ای که از آن آمده است باز نگردد. یا بر عکس افزون بر بازگشت تکوینی با اختیار نیز به جایگاه اوّلی خود بازگردد. اگر انسان به آن جایگاه اوّلی خود باز گشت همان جایگاه بهشت اوست ؛ و اگر به آن مرتبه باز نگشت در مرتبه ای پایین تر خواهد ماند ؛ و آن مرتبه پایین برای او جهنّم خواهد بود ؛ در حالی که همان مرتبه برای موجود دیگری بهشت است. برای مثال برخی موجودات جهنّم مثل مار و عقرب و امثال آنها نسبت به اهل جهنّم عذابند ولی همان جهنّم برای خود آنها بهشت است ؛ چون نهایت درجه مرتبه وجودی آنها همان مرتبه است.

    بنا بر این ، اینکه گفته می شود اعمال انسان ، به صورت نعمات بهشت یا عذاب جهنّم تجسم می یابد مقصود این است که انسان با هر عمل خوبی ترقّی وجودی یافته و با مرتبه ای از مراتب بهشت یا با نعمتی از نعمتهای آن ، متّحد می شود. و متقابلاً هر معصیتی باعث می شود که انسان از رسیدن به جایگاه خود باز مانده و به جایگاهی پایین تر از جایگاه اصلی خود برسد ؛ درنتیجه آن جایگاه پایین ، در مقایسه با جایگاه اصلی آن شخص ، جهّنم او خواهد بود.
    بنا بر این ، در قوس نزول بهشت وجود دارد ولی ، آن بهشت ، تعلّق به کسی نداشته و بهشت اعمال و خلقیات و عقائد نیست ؛ بلکه آن بهشت ، جامع کمالات همه موجودات مادون خود است ؛ لکن در قوس صعود ، موجودات مکلّف می توانند به میزان ترقّی وجودی خود با مراتب این بهشت مرتبط شودند . لذا به سبب این ارتباط در قوس صعود ، برای هر کسی بهشتی حاصل می شود.





  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نتیجه؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامي و تشكر از پرسش بسيار خوب و مهم تان

    زبان‌ قرآن‌ زبان‌ رمز و اشاره‌ است؛ از این‌ رو آن‌چه‌ از ظاهر عبارات‌ قرآن‌ کریم‌ فهمیده‌ می‌شود، تمام‌ معانی‌ حقایق‌ قرآن‌ نیست؛ بلکه‌ این‌ ظاهر، نماد برای‌ حقایقی‌ است‌ که‌ آن‌ها را جز به‌ زبان‌ نمادین‌ نمی‌توان‌ بیان‌ کرد. (جناب ملاصدرا)

    فلذا در تفسير آيات قرآن كريم نبايستي با متد و معيار دنيايي سجنيد ؛ توصيفاتي كه قرآن كريم از بهشت و جهنم دارد در حقيقت نمادي است براي حقايقي كه در بهشت و جهنم موجود است و الا اين مطلب واضح است كه عالم ماده قابل قياس با عالم مجردات نيست فلذا قياس بين اين دو عالم واضح البطلان است .

    بله در بهشت هم قوه سامعه وجود دارد و هم قوه باصره و ... اما اين قوا در بهشت در مرتبه اعلاي خود خواهند بود ، البته قواي مادي مربوط به عالم ماده است و در حين مفارقت روح از بدن در عالم ماده باقي مي ماند اما در بهشت قواي انسان كه اصالتا مربطو به روح است در حد اعلاي خود موجود است .

    طبق روايات چون بهشت دار تجرد است فلذا زمان در ان جا مطرح نيست بنابراين سن و امثال آن در بهشت مطرح نمي باشد .

    درخت ، ميوه و ... هم كه آيات شريفه بيان فرمودند همچنانكه خدمت شما عرض شد نمادي از حقايق بهشتي است كه به جز زبان نمادين نمي توان توصيف كرد ، رسالت انسان اين است كه از اين نماد ها به حقايق باطني آن ها پي ببرد .

    اما آيا بهشت حقيقتا وجود دارد يا نه بهشت نتيجه اعمال خود انسان هاست ؟ مطابق با آيات شريفه قرآن كريم بهشت حقيقتا وجود دارد و تنها نتيجه اعمال انسان نيست ، اما روايات دو گونه تعبير دارند :
    اگر در بهشت قوه بینایی و شنوایی و ... هست پس چطور گفته میشه ماده نیست؟؟؟
    در ضمن مجرد بودن و عالم مجردات یعنی چه؟؟؟ اگه توضیح بیشتری بدید ممنون میشم...

    در ضمن شما با این صحبتها یعنی معاد جسمانی رو هیچ اعلام کردید دیگه؟؟؟؟
    مگه گفته نشده که جسم به روح می پیونده و ماده هم موجوده بعد از قیامت؟؟؟؟
    من فکر میکنم که درسته که در برزخ فقط روح وجود داره (به قول شما عالم مجردات)
    ولی بعد از برپایی قیامت دوباره جسم و روح مثل دنیا به هم می پیوندند... به من بگید کجای این تعبیر غلطه؟؟؟
    یعنی جسم و روح به هم نمی پیوندند؟؟؟
    (با زبان ساده تر لطف بفرمایید ممنون میشم تا بهتر درک بشه)


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    با سلام
    بهشت و جهنم نتیجه اعمال انسان است و نه جریمه آن.
    خداوند برای افروختن جهنم یک کبریت هم نمیزند.

    وبلاگ
    "براي كساني كه مايلند دينشان عميق و علمي باشد"

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    با سلام به دوستان عزیز
    من قسمتهایی از صحبتهای شما عزیزان که بر اساس تاویلات قرآن مجید و بر اساس احادیث ائمه معصومین درست است را تیتر وار از نوشته های خودتان گلچین میکنم و با اطمینان جواب میدهم. اما چون تازه به این مجموعه پیوسته ام و خیلی به تایپ و موارد وبلاگ نویسی آشنا نیستم برای پاسخ های تشریحی شما را به خواندن کتابهایی رهنمون میشوم تا پاسخ سوالاتتان را از آنجا بگیرید راستی روال آپلود کتاب را اگر تسهیل کنند مجموعه نفیسی اطلاعات دینی دارم که فعلا یکی از آنها بیش از چند روز از منتظر تایید مدیریت است.
    بسم الله
    1- بهشت وجهنم حقيقتا وجود دارد و تنها نتيجه اعمال انسان است و نه جریمه آن.
    2- بهشت بدون انسان بهشتی معنی ندارد و شهر بدون آدم معنایش بهشت نیست
    3-پیش از خلفت آدم و حوا بهشت بوده و آن به آن معناست که انسانهای بهشتی در آن حضور داشته اند
    4- انسان ترکیبی از روح و نفس و ماده است و بدون هر یک از این اجزا انسان نیست و لذا انسان با تمامی حواسش در بهشت خواهد بود منظور حواس ششگانه یعنی لامسه, سامعه, بینایی و بویایی و چشایی و حس ششم و حس هفتم یعنی تعقل.
    5- درجه انسانها در آنجا درجات علمی در بهشت و درجات محرومیت در جهنم است.نام سعیر برای جهنم به همین دلیل است.
    6-برزخ به معنی فاصله است از مرگ تا رستاخیز و در آنجا چیزی بر انسان نمیگذرد الا اینکه نفس انسان در نزد خدا به امانت مانده و پس از رستاخیز تمامی نتایج صالحات و باقیات مرتبط بعد از مرگ تا لحظه رستاخیز به او مخابره میشود.
    7-مجردات ابزار و اسباب اداره و پایداری عالم هستند. مانند فرشتگان. به خطبه اول نهج البلاغه یعنی خطبه آفرینش مراجعه کنید.
    8-فلاسفه در راه شناخت حقیقت به بیراهه رفته و خود را در آنجا گیر انداخته اند
    9-تعارضی در معانی احادیث نیست به قول شما "
    البته فهم این روایات نیز کار آسانی نیست ؛ چون مراد از کلماتی مثل مکان و نوشتن و هوا و آسمان و امثال آنها در اینگونه از روایات همان معنای متداول آنها در میان عرف نیست. لذا تفسیر درست این روایات نیازمند معونه علمی بالایی است." در صورت توضیح بسیار روشن میشود.
    10- به جای دنیا بگویی زندگی دنیایی یعنی پست و به جای آخرت بگویید زندگی آخرتی یعنی آنچه بعد و در آخر میآید. به جای بهشت و جهنم بگویید زندگی در وضعیت بهشتی و جهنمی . حالا معنی همه چیز عوض میشود. تمامی این مفاهیم بدون انسان بی معنی است.
    11- در بهشت سن به معنی گذر زمان معنی دارد ولیبه معنی پیر شدن معنی ندارد چون مرگ و پیری از نتایج جهل است اما گذشت زمان و سن به معنی کمال , معنی دارد.


    ویرایش توسط badgoodboy7 : ۱۳۹۰/۰۸/۰۱ در ساعت ۰۸:۲۷ دلیل: غلط تایپی
    بهشت و جهنم نتیجه اعمال انسان است و نه جریمه آن.
    خداوند برای افروختن جهنم یک کبریت هم نمیزند.

    وبلاگ
    "براي كساني كه مايلند دينشان عميق و علمي باشد"

  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hmlk نمایش پست
    در ضمن مجرد بودن و عالم مجردات یعنی چه؟؟؟ اگه توضیح بیشتری بدید ممنون میشم...

    با سلام
    عالم هستي در يك تقسيم بندي كلي به دو قسم عالم مادي و عالم مجردات تقسيم مي شود ؛ عالم ماده كه به تعابير مختلفي مانند عالم ناسوت يا عالم طبيعت نيز مطرح مي شود داراي ويژگي هاي خاص خود است كه عالم مجردات از اين ويژگي ها مبراست .

    برخي از ويژگي هاي عالم ماده و عالم اجسام يا همان عالم طبيعت عبارتند از:

    1 - جسم جوهري است که داراي ابعاد سه گانه طول و عرض و عمق مي باشد و به عبارتي جسم جوهري است که بتوان سه خط متقاطع را در آن به گونه­اي فرض کرد که زاويه­هايي که از تقاطع اين خطوط سه گانه، حاصل مي­شوند، ‌همه قائمه باشند. البته اينکه تعبير به «‌فرض کردن» ‌نموده­اند به خاطر آن است که شامل ابعاد جوهري اجسام کروي نيز بشود. چون کره، اگر چه خطوط بالفعل ندارد ولي مي­توان در درون آن چنين خطوطي را فرض کرد، همانطور که مي­توان با بريدن آن، خطوط مزبور را به وجود آورد.[مصباح يزدي ؛ آموزش فلسفه ، ج 2 ، درس 41 ،‌ ص 134]

    2- اجسام يا امور مادي، فضايي را حتماً اشغال مي کنند و اين از اصطلاح متکلّمين در تعريف جسم به دست مي آيد که گفته­اند: جسم« شاغل حيِّز» است.

    3- اجسام و ماديات قابل اشاره حسي هستند. چنان که شيخ اشراق جوهر جسماني را چنين تعريف کرده است. [مصباح يزدي ؛ آموزش فلسفه ، ج 2 ، درس 41 ،‌ ص 134]

    4- ماده و جسم از سه جهت (طول، عرض و عمق جوهري) تا بي­نهايت قابل انقسام فرضي است. (البته مراد از انقسام فرضي انقسام بالقوه است نه انقسام بالفعل، زيرا اگر امتداد واحدي را تقسيم نموديم طبعاً‌، انقسام ازبين رفته و امتداد جديدي به وجود مي آيد در اين صورت دیگر نمي­توان گفت اين اجزاء‌ همان امتداد سابق­اند. چون امتداد سابق معدوم شده است[موزش فلسفله ، ج 2، درس 42 ( ص 134)] و به تعبير برخي از محققين، مقصود از "اجزای فرضی امتداد" این است که وصف جزئیت آنها فرضی است همانطور که وصف کليت امتداد مفروض نيز فرضي است.

    معنای این سخن این نیست که آنها در خارج حقیقتاً موجود نيستند و ما آنها را موجود فرض مي کنيم بلکه مقصود اين است که ذات اجزاء‌، يعني خودشان، در خارج با وجود اجمالي، حقيقتاً ‌موجودند اما وصف جزئيت آنها مانند وصف کليت امتداد اصلي، فرضي و ذهني است، همانطور که وجود تفصيلي آنها فرضي و ذهني­اند.[
    عبوديت ، عبد الرسول ؛ درآمدي به نظام حکمت صدرايي ، قم ، موسسه امام خميني و سمت ، 1385 ، ج 1، ص 266-265]

    5- عالم ماده و اجسام،‌ زمان دار است[آموزش فلسفه ، ج 2، درس 42، ( ص 134)] و به تبع همواره در تغيير است.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ در ساعت ۲۲:۱۸
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    از أمیرالمؤمنین علیه السلام درباره عالَم عِلوی که عالم مجردات است و از عالم اجسام به حسب مرتبه بالاتر است پرسیدند:
    «حضرت فرمود: صورت هائی هستند بدون ماده و بالاتر از اینکه کمال آنها به قوه و استعداد باشد، خداوند ظهور و انکشاف پیدا کرد برای آنها پس درخشیدند، و طلوع کرد بر آنها پس متلالی شدند.

    موجودات را در یک تقسیم بندی می توان به موجودات مادی و غیر مادی تقسیم کرد. موجودات مادی عالم ماده و جسمانی را تشکیل می دهند و بر آنها نظام مادی حکم فرماست عالم آنها را عالم نا سوت و در اصطلاح قرآن عالم شهادت می نامند. این عالم را عالم ماده و حرکت و زمان و مکان گویند و در یک کلام عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا است.

    موجودات غیر مادی و به تعبیر فلسفی مجردات ، آنهایی هستند که مادی نیستند و در واقع مجرد از ماده اند. از آنجا که موجود مجرد همواره از موجود مادی دارای وجودی برتر است از این رو آنها عالمی برتر از عالم ماده دارند. آنها نیز با توجه به شدت و سعه وجودشان و میزان تجردشان از وجودی متفاوت بر خوردارند و از این رو در عالمی متناسب با شدت وجودی شان بسر می برند. این موجودات به ترتیب شدت وجودی شان در عالم مثال یا ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت بسر می برند . عالم مثال یا ملکوت عالمی است برتر از طبیعت و در آن صور و ابعاد وجود دارد اما از حرکت و زمان و تغییر در آن خبری نیست. عالم جبروت همان عالم الوهیت و احدیت است و لاهوت در اصل لاهوالاهو است، یعنی عالم اسماء و صفات الهی است.

    از آنجا که عالم هستی دارای سلسله مراتب وجودی است و این سلسله از وجودی محض و مطلق که همان خداوند باشد آغاز می گردد و رفته رفته از شدت وجودی اش کاسته می گردد تا سرانجام آنقدر این وجود ضعیف گشته و دست آخر به عالم ماده می رسیم.
    همانطور که گفتیم مجردات آنهایی اند که مادی نیستند و خداوند که در راس سلسله وجودات قرار دارد از تجری تام و تمام برخوردار است و موجودی مجرد محض است و دارای وجودی در نهایت حد خود.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود