جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یونس بالاخره به بیابان رسید یا نرسید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یونس بالاخره به بیابان رسید یا نرسید؟




    با سلام
    یونس بالاخره به بیابان رسید یا نرسید؟
    در جایی از قرآن می فرماید:ما در حالی که ناخوش بود، او را به بیابان رساندیم (
    فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقيمٌ سوره 37 آیه 145)
    در جای دیگر می فرماید: اگر نعمت پروردگارش نبود، در حین بد حالی به صحرایی بی آب و گیاه می افتاد (
    لَوْ لا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ سوره 68، آیه 49).


    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ در ساعت ۱۴:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقيمٌ»

    (به هر حال ما او را رهايى بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالى از گياه افكنديم در حالى كه بيمار بود! (1)


    «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ»

    و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود، (از شكم ماهى) بيرون افكنده مى‏شد در حالى كه نكوهيده بود! (2)


    نکته:

    هر دو آیه در مورد این که حضرت یونس در بیابان (عراء) افکنده شد، یک بیان مشترک و واحد دارند.

    ولی در آیه دوم توضیح بیشتری بیان شده و نسبت به کیفیت افکنده شدن یونس، می فرماید اگر لطف الهی شامل حال او نمی شد و توبه اش قبول نشده بود او را در حالی که مطرود و دور از رحمت الهی مانده و مذموم شمرده شده، در بیابان می افکندیم ولی اکنون که توبه اش قبول شده افکندن او در بیابان به نحو مذموم و دور از رحمت الهی نیست.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دو مجازات مختلف، يكى شديدتر و ديگرى خفيف‏تر، در انتظار يونس بوده است:

    نخست اين كه تا پايان دنيا در شكم ماهى بماند، و اين به بركت تسبيح و حمد الهى برطرف شد. «فَلَوْ لَا أَنَّهُ كاَنَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (3)

    و ديگر اين كه هنگامى كه از شكم ماهى بيرون مى‏آمد مذموم و دور از لطف خدا باشد آن هم به بركت نعمت پروردگار و رحمت خاص او برطرف گرديد. «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ» (4). (5)



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كلمه "عراء" به معناى محلى روباز است، كه ديوار و حايلى ديگر در آن نباشد و چيزى كه انسان در زير سايه‏اش قرار گيرد نداشته باشد، نه سقفى و نه خيمه‏اى و نه درختى.

    و معناى جمله اين است كه يونس در شكم ماهى از تسبيح‏گويان شد و در نتيجه ما او را از شكم ماهى بيرون انداختيم و در بيرون دريا در زمينى كه نه سايه داشت و نه سقف، پرت كرديم، در حالى كه بيمار بود، و سايه‏اى هم نبود كه به آنجا برود. (6)


    و معناى آيه 49 سوره قلم، اين است كه اگر يونس(ع) نعمت توبه‏اى را از پروردگارش در نمى‏يافت، و مافاتش را جبران نمى‏كرد، در بيابانى بدون سقف و گياه افكنده مى‏شد، در حالى كه به خاطر عملى كه كرده بود مذمت هم مى‏شد.

    در اين جا ممكن است بگويى: اين آيه شريفه با آيه " فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ" (7) منافات دارد، براى اين كه مقتضاى عمل يونس به حكم اين آيه آن بود كه تا قيامت در شكم ماهى بماند، و به حكم آيه مورد بحث، مقتضاى عملش اين بوده كه جسدش در بيابانى بى‏سقف و گياه، و در حالى كه مذموم هم باشد بيفتد، و اين دو مقتضا با هم جمع نمى‏شوند.

    در پاسخ مى‏گوييم دو آيه مذكور هر يك از يك مقتضاى خاصى حكايت مى‏كند، كه هر يك از آن دو اثرى جداگانه دارد، آيه سوره صافات اين معنا را خاطرنشان مى‏سازد كه:

    اگر مداومت يونس در تسبيح خداى عز و جل در طول زندگيش و قبل از ابتلايش نبود چنين و چنان مى‏شد، چون كلمه "مسبحين" مداومت در تسبيح را مى‏رساند، و آيه مورد بحث از اين معنا خبر مى‏دهد كه خدا در شكم ماهى او را دريافت و توبه‏اش را قبول كرد، و به همين جهت ماهى او را در بيابان نينداخت.


    در نتيجه مجموع دو آيه دلالت مى‏كند بر اين كه:

    بيرون رفتن يونس با خشم اقتضاى اين را داشته كه تا روز قيامت در شكم ماهى بماند، و ليكن تسبيح دائميش قبل از افتادن در شكم ماهى و بعد از آن از اين اقتضا منع كرده، و باعث شده كه مقدرش طورى ديگر شود، و آن اين است كه ماهى او را در بيابان بيندازد.

    و نيز مقتضاى عملش اين بود كه او را به صورتى زشت و مذموم بيندازد، و ليكن مانعى ديگر از آن جلوگيرى نمود، و آن نعمتى از پروردگارش بود، كه او را دريافت، و نه تنها مذموم نشد، بلكه پروردگارش او را اجتبا كرد و از صالحانش قرار داد، پس بين دو آيه منافاتى نيست. (8)


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ» (9)


    اگر تفضلات الهی در حق او نشده بود مورد مذمت واقع مي شد لكن خداوند تفضل فرمود و مورد مذمت واقع نشد. تفضلات الهى در حق او عبارتند از:

    1. اين بود كه ماهى او را بلعيد كه در دريا غرق نشود.
    2. او را طعمه ماهى قرار نداد كه گفتند: خطاب شد به ماهى كه ما او را طعمه تو قرار نداديم بلكه شكم تو را محفظه او قرار داديم.
    3. او را در شكم ماهى زنده نگهداشت با اين كه در ظلمات بود و راه تنفس نداشت كه مشغول ذكر شد كه مي فرمايد: "فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ" و اعتراف به تقصير خود نمود.
    4. او را زنده كنار دريا انداخت.
    5. درخت كدو فورى روئيده شد و سايه بر او انداخت.
    6. بز كوهى آمد و او را شير داد.
    7. او را ارسال فرمود به قوم خود و تمام آنها ايمان به او آوردند.
    8. توبه او را قبول فرمود.
    و غير اينها از تفضلات.


    «وَ هُوَ مَذْمُومٌ» جواب "لولا" است، و چون مشمول اين تفضلات شد رفع ذم هم از او شد. (10)


    ___________
    (1) صافات، 145.
    (2) قلم، 49.
    (3) صافات، 143و 144.
    (4) قلم، 49.
    (5) تفسير نمونه، ج‏24، ص 422.
    (6) ترجمه الميزان، ج‏17، ص 249.
    (7) صافات، آيه 144.
    (8) ترجمه الميزان، ج‏19، ص 648.
    (9) قلم، 49.
    (10) أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص 153.





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در جایی از قرآن می فرماید: ما در حالی که ناخوش بود، او را به بیابان رساندیم. در جای دیگر می فرماید: اگر نعمت پروردگارش نبود، در حین بد حالی به صحرایی بی آب و گیاه می افتاد.
    بالاخره یونس به بیابان رسید یا نرسید؟


    پاسخ:
    «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقيمٌ»؛ (به هر حال ما او را رهايى بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشک خالى از گياه افكنديم در حالى كه بيمار بود.(1)
    «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ»؛ و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود، (از شكم ماهى) بيرون افكنده مى ‏شد در حالى كه نكوهيده بود.(2)
    هر دو آیه در مورد این که حضرت یونس در بیابان (عراء) افکنده شد، یک بیان مشترک و واحد دارند. در آیه دوم توضیح بیشتری بیان شده و نسبت به کیفیت افکنده شدن یونس، می فرماید اگر لطف الهی شامل حال او نمی شد و توبه اش قبول نشده بود او را در حالی که مطرود و دور از رحمت الهی مانده و مذموم شمرده شده، در بیابان می افکندیم ولی اکنون که توبه اش قبول شده افکندن او در بیابان به نحو مذموم و دور از رحمت الهی نیست.

    لازم به ذکر است دو مجازات مختلف، يكى شديدتر و ديگرى خفيف‏ تر، در انتظار يونس بوده است:
    نخست اين كه تا پايان دنيا در شكم ماهى بماند، و اين به بركت تسبيح و حمد الهى برطرف شد: «فَلَوْ لَا أَنَّهُ كاَنَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»(3)
    و ديگر اين كه هنگامى كه از شكم ماهى بيرون مى ‏آمد مذموم و دور از لطف خدا باشد آن هم به بركت نعمت پروردگار و رحمت خاص او برطرف گرديد: «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ»(4).(5)

    علامه طباطبایی(ره) آیات را این گونه تفسیر می کنند:
    كلمه "عراء" به معناى محلى روباز است، كه ديوار و حايلى ديگر در آن نباشد و چيزى كه انسان در زير سايه ‏اش قرار گيرد نداشته باشد، نه سقفى و نه خيمه ‏اى و نه درختى. و معناى جمله اين است كه يونس در شكم ماهى از تسبيح ‏گويان شد و در نتيجه ما او را از شكم ماهى بيرون انداختيم و در بيرون دريا در زمينى كه نه سايه داشت و نه سقف، پرت كرديم، در حالى كه بيمار بود، و سايه ‏اى هم نبود كه به آنجا برود.(6)
    و معناى آيه 49 سوره قلم اين است كه اگر يونس (علیه السلام) نعمت توبه ‏اى را از پروردگارش در نمى ‏يافت و مافاتش را جبران نمى ‏كرد، در بيابانى بدون سقف و گياه افكنده مى ‏شد، در حالى كه به خاطر عملى كه كرده بود مذمت هم مى ‏شد.

    در اين جا ممكن است بگويىد اين آيه شريفه با آيه «فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»(7) منافات دارد، براى اين كه مقتضاى عمل يونس به حكم اين آيه آن بود كه تا قيامت در شكم ماهى بماند، و به حكم آيه 49 سوره قلم، مقتضاى عملش اين بوده كه جسدش در بيابانى بى‏ سقف و گياه، و در حالى كه مذموم هم باشد بيفتد، و اين دو مقتضا با هم جمع نمى‏ شوند.
    در پاسخ مى‏ گوييم دو آيه مذكور هر يک از يک مقتضاى خاصى حكايت مى ‏كند، كه هر يک از آن دو اثرى جداگانه دارد، آيه سوره صافات اين معنا را خاطر نشان مى ‏سازد كه اگر مداومت يونس در تسبيح خداى عز و جل در طول زندگيش و قبل از ابتلايش نبود، چنين و چنان مى ‏شد، چون كلمه "مسبحين" مداومت در تسبيح را مى‏ رساند؛ و آيه مورد بحث از اين معنا خبر مى ‏دهد كه خدا در شكم ماهى او را دريافت و توبه ‏اش را قبول كرد، و به همين جهت ماهى او را در بيابان نينداخت.

    در نتيجه مجموع دو آيه دلالت مى‏ كند بر اين که بيرون رفتن يونس با خشم، اقتضاى اين را داشته كه تا روز قيامت در شكم ماهى بماند، و ليكن تسبيح دائميش قبل از افتادن در شكم ماهى و بعد از آن، از اين اقتضا منع كرده، و باعث شده كه مقدرش طورى ديگر شود، و آن اين است كه ماهى او را در بيابان بيندازد.
    و نيز مقتضاى عملش اين بود كه او را به صورتى زشت و مذموم بيندازد، و ليكن مانعى ديگر از آن جلوگيرى نمود، و آن نعمتى از پروردگارش بود، كه او را دريافت، و نه تنها مذموم نشد، بلكه پروردگارش او را برگزید و از صالحانش قرار داد. پس بين دو آيه منافاتى نيست.(8)

    _ تفضلات الهی در حق یونس (علیه السلام):
    اگر تفضلات الهی در حق او نشده بود مورد مذمت واقع می شد لكن خداوند تفضل فرمود و مورد مذمت واقع نشد. تفضلات الهى در حق او عبارتند از:
    1. اين بود كه ماهى او را بلعيد كه در دريا غرق نشود.
    2. او را طعمه ماهى قرار نداد كه گفتند: خطاب شد به ماهى كه ما او را طعمه تو قرار نداديم بلكه شكم تو را محفظه او قرار داديم.
    3. او را در شكم ماهى زنده نگهداشت با اين كه در ظلمات بود و راه تنفس نداشت كه مشغول ذكر شد كه می فرمايد: «فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ» و اعتراف به تقصير خود نمود.
    4. او را زنده كنار دريا انداخت.
    5. درخت كدو فورى روئيده شد و سايه بر او انداخت.
    6. بز كوهى آمد و او را شير داد.
    7. او را ارسال فرمود به قوم خود، و تمام آن ها ايمان به او آوردند.
    8. توبه او را قبول فرمود.
    و ... .

    نکته: «وَ هُوَ مَذْمُومٌ» جواب "لولا" است، و چون یونس (علیه السلام) مشمول اين تفضلات شد، از او هم رفع ذم شد.(9)

    __________
    (1) صافات/ 145.
    (2) قلم/ 49.
    (3) صافات/ 143و 144.
    (4) قلم/ 49.
    (5) مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏24، ص 422.
    (6) محمد حسین طباطبایی، الميزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏17، ص 249.
    (7) صافات/ 144.
    (8) ترجمه الميزان، ج ‏19، ص 648.
    (9) طیب، أطيب البيان فی تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏13، ص 153.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۲/۰۱ در ساعت ۲۳:۰۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود