صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال از آيات 60 تا 83 سوره كهف؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند سوال از آيات 60 تا 83 سوره كهف؟




    سلام
    آيات 60 تا 83 سوره كهف
    اين آيات به شرح مسافرت موسي با همراهي يك مرد خدا كه از موسي بسيار داناتر بوده مي پردازد.
    (معلوم نيست چرا او كه در علم بر موسي برتري داشته به جاي او پيامبر نشده ، شايد تو انتخاب پيامبر هم پارتي بازي ميشه ، احتمالا موسي سفارش شده بوده!)


    در اين داستان مرد خدا بي جهت يك كشتي را مي شكند و سر نشينان آنرا غرق مي كند و در جاي ديگر يك پسربچه را بي دليل مي كشد و در جاي ديگر يك ديوار خراب را تعمير مي كند.


    وقتي موسي علت را مي پرسد جواب مي دهد : آن كشتي را كه غرق كردم به اين دليل بود كه پادشاه كشتي هاي بي نقص را غضب مي كرد و چون اين كشتي متعلق به زن و مردي فقير بود خواستم چشم طمع پادشاه را از آن دور كنم.
    (آيا جان چندين سرنشين كشتي بر امرار معاش دو نفر ارجعيت داشت؟؟ مگر امرار معاش وسيله اي براي زنده ماندن نيست؟ كدوم آدم با انصافي پيدا ميشه كه به خاطر امرار معاش دو نفر "كه حتي مي تونسته از يك راه ديگه هم تامين بشه" جون چندين انسان رو بگيره!!!)


    در پاسخ علت قتل پسربچه مي گويد : اين پسر پدر و مادر صالح داشت ، من ترسيدم كه اين پسر آنها را گمراه كند. به اين وسيله مي خواستم خدا فرزندي صالح به آنها عطا كند.
    (آيا قصاص قبل از جنايت درست است؟! پس آخر و عاقبت همه ي ما مشخصه ... ما آخرش نفهميديم اختيار داريم يا برامون سرنوشت مشخص كردن؟؟؟ سرنوشت و اختيار با هم نمي خونه. اون پسربچه به خاطر سرنوشتش كشته شد ، اگه اختياري در كار بود پس نمي شد گفت كه در آينده چي ميشه. اگه خدا مي دونست كه اون پسربچه آينده ي بدي داره و والدينشو گمراه ميكنه ، چرا آفريدش كه بعدا يكي رو مامور كنه كه بكشش؟؟!! آيا اون زن و شوهر فقط با مرگ اون پسر مي تونستن صاحب فرزندي صالح بشن؟ از كجا معلوم فرزند بعديشون هم ناصالح نشه؟؟)


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ در ساعت ۱۱:۵۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    مقدمه




    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    سلام
    آيات 60 تا 83 سوره كهف
    اين آيات به شرح مسافرت موسي با همراهي يك مرد خدا كه از موسي بسيار داناتر بوده مي پردازد.
    (معلوم نيست چرا او كه در علم بر موسي برتري داشته به جاي او پيامبر نشده ، شايد تو انتخاب پيامبر هم پارتي بازي ميشه ، احتمالا موسي سفارش شده بوده!)
    سلام دوست عزیز،
    متن شما شامل پرسش های متعددی می باشد لذا با ذکر مقدمه ای کوتاه، پرسش های شما را جدا نموده و ان شاء الله در پست های پیاپی پاسخ خواهم داد:
    ------------------------------------------------------

    تعبیر قرآن کریم درباره معلم موسی چنین است:

    فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (کهف/65)
    (در آن جا) بنده ‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.

    تعبير به "وجدا" نشان مى‏ دهد كه آنها در جستجوى همين مرد عالم بودند و سرانجام گمشده خود را يافتند.
    تعبير به "عَبْداً مِنْ عِبادِنا" (بنده‏ اى از بندگان ما) نشان مى‏ دهد كه برترين افتخار يك انسان آنست كه بنده راستين خدا باشد و اين مقام عبوديت است كه انسان را مشمول رحمت الهى مى‏ سازد و دريچه‏ هاى علوم را به قلبش مى‏ گشايد.
    تعبير به "مِنْ لَدُنَّا" نيز نشان مى‏ دهد كه علم آن عالم يك علم عادى نبود بلكه آگاهى از قسمتى از اسرار اين جهان و رموز حوادثى بود كه تنها خدای تعالی به آن آگاه است و به او تعلیم داده بود.
    تعبير به "علما" كه نكره است و در اين گونه موارد معمولا براى تعظيم مى‏ آيد، نشان مى‏ دهد كه آن مرد عالم، بهره قابل ملاحظه‏ اى از اين علم يافته بود.

    در اینکه نام معلم موسی چه بوده قول های مختلفی ذکر شده که مشهورترین آن، «خضر» است و در روایات هم از او نام برده شده است. در قرآن کریم تنها در همین آیات از او یاد شده است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۲:۵۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    آیا خضر، پیامبر بوده؟




    در اینکه این عالِم، پیامبر بوده یا نه، قرآن کریم لفظ صریحی نیاورده؛ در روایات هم در این باره دو مطلب متعارض وجود دارد: در برخی روایات پیامبر معرفی شده و در برخی روایات او را پیامبر ندانسته که برخی روایاتش در المیزان (ج13/ص 352) نقل شده است لذا بهترین منبع کشف این مطلب (که آیا او پیامبر بوده یا نه) خود آیات کریمه است؛ برخی مفسران با استناد به برخی تعبیرات آیات او را پیامبر دانسته اند:

    علامه طباطبایی در المیزان (ج13/ص341) از تعبیر «رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا» در آیه 65 سوره کهف، پیامبر بودن او را استدلال می کند و در صفحه 352 می فرماید: ظاهر آیات سوره کهف، دال بر پیامبر بودن اوست مخصوصا اینکه از نزول حکم الهی بر او خبر داده است.

    برخی نیز با این استدلال او را پیامبر دانسته اند:

    1- تعابير «عَبْدِنا، عَبْدِهِ، عِبادِنا» در قرآن، غالباً مخصوص پيامبران است.
    2- خضر به موسى گفت: تمام كارهاى خارق‏العاده كه از من ديدى و صبر نكردى، همه طبق‏ فرمان و رأى خدا بوده، نه رأى من. «ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي»
    3- موسى به خضر قول داد كه من خلاف دستور تو كارى انجام نمى‏ دهم: «لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً» و كسى كه پيامبر اولو العزمى همچون موسی، تسليم بى‏ چون و چراى او مى‏ شود، حتماً معصوم و پيامبر است.
    4-علم لدنّى، مخصوص انبياست. خداوند درباره خضر فرمود: «عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا»؛ بعضى از مفسّران نيز مراد از «رَحْمَةً» را نبوّت دانسته‏ اند. «آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا» (تفسير نور، ج‏7، ص: 198)

    در پست بعد عرض خواهم کرد که اگر خضر پیامبر هم نباشد، باز اشکالی وارد نمی شود.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۵:۰۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    اگر خضر پیامبر هم نباشد، باز ایرادی وارد نمی شود.




    درباره اینکه چرا موسى به ديدار خضر شتافت، در حديثى از "ابن عباس" از "ابى بن كعب" مى‏ خوانيم كه از رسول خدا (ص) چنين نقل مى‏ كند:

    يك روز موسى در ميان بنى اسرائيل مشغول خطابه بود، كسى از او پرسيد: در روى زمين چه كسى از همه اعلم است؟ موسى گفت: كسى عالم تر از خود سراغ ندارم. در اين هنگام به موسى وحى شد كه ما بنده‏ اى داريم در "مجمع البحرين" كه از تو دانشمندتر است. در اينجا موسى از خدا تقاضا كرد كه به ديدار اين مرد عالم نائل گردد و خداوند هم راه وصول به اين هدف را به او نشان داد. (مجمع البيان/ج6/ص481)

    نظير اين حديث از امام صادق ع نيز نقل شده است. (نور الثقلين/ج3/ص 275)

    در حقيقت اين هشدارى بود به موسى كه با تمام علم و دانشش هرگز خود را برترين شخص نداند ولى در اينجا اين سؤال پيش مى ‏آيد كه آيا نبايد پيامبر اولوا العزم و صاحب رسالت دانشمندترين فرد زمان خودش باشد؟

    در پاسخ مى‏ گویيم:
    بايد دانشمندترين آنها نسبت به قلمرو ماموريتش، يعنى نظام تشريع باشد و موسى هم چنين بود، اما قلمرو ماموريت دوست عالمش قلمرو جداگانه‏ اى بود كه ارتباطى به عالم تشريع نداشت و خودش هم به این مطلب اشاره نمود:
    فَأَرادَ رَبُّكَ ... وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري... (کهف/82)
    پس پروردگارت خواست... و من اين را از پيش خود انجام ندادم...

    به تعبير ديگر آن مرد عالم، از اسرارى آگاه بود كه دعوت نبوت بر آن متكى نبود.

    اتفاقا در حديثى كه از امام صادق (ع) نقل شده با صراحت مى‏ خوانيم كه: موسى در علم شرع از خضر آگاه ‏تر بود، ولى خضر در رشته و مأموريّت ديگرى غير از آن، آگاه ‏تر بود. از حديثى كه از امام على بن موسى الرضا (ع) نقل شده نيز اين نكته استفاده مى ‏شود كه قلمرو ماموريت اين دو بزرگوار با يكديگر متفاوت بوده و هر كدام در كار خود از ديگرى آگاهتر بود. (تفسير نمونه/ج‏12/ص 515)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۵:۳۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    داستان معیوب کردن کشتی




    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    وقتي موسي علت را مي پرسد جواب مي دهد : آن كشتي را كه غرق كردم به اين دليل بود كه پادشاه كشتي هاي بي نقص را غضب مي كرد و چون اين كشتي متعلق به زن و مردي فقير بود خواستم چشم طمع پادشاه را از آن دور كنم.
    (آيا جان چندين سرنشين كشتي بر امرار معاش دو نفر ارجعيت داشت؟؟ مگر امرار معاش وسيله اي براي زنده ماندن نيست؟ كدوم آدم با انصافي پيدا ميشه كه به خاطر امرار معاش دو نفر "كه حتي مي تونسته از يك راه ديگه هم تامين بشه" جون چندين انسان رو بگيره
    اولا: جریان کشته شدن چندین سرنشین کِشتی، در قرآن نیامده ، و ساخته و پرداخته ذهن شماست.
    ثانیا: کشتی مطابق تعبیر آیه قرآن، متعلق به چند مسکین بی نوا بود. (تعبیر زن و مرد از شماست).
    ثالثا کِشتی اصلا غرق نشد، چون موسی و خضر هم مطابق صریح آیه سوار کشتی بودند و سالم هم ماندند (رَكِبا فِي السَّفينَةِ : سوار كشتى شدند) و خضر کشتی را اندکی معیوب کرد تا آن پادشاه ستمگر رغبتی به بردن آن نداشته باشد.

    به آیات کریمه توجه فرمایید:

    فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً (کهف/71)
    آن دو به راه افتادند تا آن كه سوار كشتى شدند، (خضر) كشتى را سوراخ كرد. (موسى) گفت: «آيا آن را سوراخ كردى كه اهلش را غرق كنى؟! راستى كه چه كار بدى انجام دادى!»

    أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَتْ لِمَساكينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْباً (کهف/79)
    اما آن كشتى مال گروهى از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مى‏ كردند و من خواستم آن را معيوب كنم (چرا كه) پشت سرشان پادشاهى (ستمگر) بود كه هر كشتى (سالمى) را بزور مي گرفت!

    پس کسی در اینجا کشته نشده و کِشتی هم غرق نشده؛
    نتیجه اینکه : استناد شما در این قسمت نادرست است.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۳:۴۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    در پاسخ علت قتل پسربچه مي گويد : اين پسر پدر و مادر صالح داشت ، من ترسيدم كه اين پسر آنها را گمراه كند. به اين وسيله مي خواستم خدا فرزندي صالح به آنها عطا كند.
    (آيا قصاص قبل از جنايت درست است؟! پس آخر و عاقبت همه ي ما مشخصه ... ما آخرش نفهميديم اختيار داريم يا برامون سرنوشت مشخص كردن؟؟؟ سرنوشت و اختيار با هم نمي خونه. اون پسربچه به خاطر سرنوشتش كشته شد ، اگه اختياري در كار بود پس نمي شد گفت كه در آينده چي ميشه. اگه خدا مي دونست كه اون پسربچه آينده ي بدي داره و والدينشو گمراه ميكنه ، چرا آفريدش كه بعدا يكي رو مامور كنه كه بكشش؟؟!! آيا اون زن و شوهر فقط با مرگ اون پسر مي تونستن صاحب فرزندي صالح بشن؟ از كجا معلوم فرزند بعديشون هم ناصالح نشه؟؟)
    اینکه انسان دارای اختیار است و سرنوشت خود را با کردار و رفتار خود رقم می زند، مطلبی روشن و از مسلمات قرآنیست:

    إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً
    إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (انسان/2و3)
    ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏آزماييم (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم!
    ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس

    كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ (مدثر/38)
    هر كس در گرو اعمال خويش است

    اما جریان آن نوجوان در داستان خضر (ع):

    اتفاقا قبل از اینکه شما این پرسش را مطرح نمایید، موسای کلیم همانجا همین اعتراض را به بیانی دیگر مطرح نمود و خطاب به خضر گفت:

    قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً (کهف/74)
    (موسى) گفت: «آيا انسان پاكى را، بى آنكه قتلى كرده باشد، كشتى؟! براستى كار زشتى انجام دادى!»

    پاسخ خضر هم چنین بود:

    وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً (کهف/80)
    و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ايمان بودند و بيم داشتيم كه آنان را به طغيان و كفر وادارد

    گفت: آن پسر كه كشتم خودش كافر و پدر و مادرش مؤمن بودند. اگر او زنده مى‏ ماند با كفر و طغيان خود، پدر و مادرش را هم منحرف مى‏ كرد! رحمت خدا شامل حال آن دو بود و به همين جهت مرا دستور داد تا او را بكشم، تا خدا به جاى او به آن دو فرزند بهترى دهد؛ فرزندى صالح‏ تر و به خويشان خود مهربان تر؛ بدين جهت او را كشتم.

    ادامه...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۳:۵۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    موسى گفت: تو "نفس زكيه" و پاکی را كشتى! او در جواب مى‏ گويد: نه، او پاكيزه نبود؛ خواستيم خدا به جاى او فرزند پاكيزه‏ اى به آنها بدهد.

    در چندين حديث كه در منابع مختلف اسلامى آمده است مى‏ خوانيم: «ابدلهما اللَّه به جارية ولدت سبعين نبيا» : خداوند به جاى آن پسر، دخترى به آنها داد كه هفتاد پيامبر از نسل او به وجود آمدند. (نور الثقلين/ج3/ص 286)(1)

    از سياق آیات و از جمله: وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري‏ (کهف/82) ؛ و من اين را از پيش خود انجام ندادم، چنين به نظر مى‏ رسد كه "خشيت" ، در اینجا به معنای مجازی یعنی «پرهيز از روى رأفت و رحمت» است؛ نه به معناى حقيقي اش كه همان تاثر قلبى خاص است.

    دلیل این مطلب اینست که خداى تعالى در آيه 309 احزاب، ترس از غیر خدا را از انبياى عظامش نفى كرده است(2):

    الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً (احزاب/39)
    (پيامبران) پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏ كردند و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است!



    پی نوشت:
    -------------------------
    1- تفسير نمونه، ج‏12، ص: 504 به بعد
    2- ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 482
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۳:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اما اینکه چرا قصاص قبل از جنایت؟ به نظر بنده این قسمت از عبارت آیه پاسخ قانع کننده ای در این باره می دهد:

    ... وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري... (کهف/82)
    ... و من اين را از پيش خود انجام ندادم...

    این قسمت آیه به روشنی دال بر اینست که مأموریت خضر، یک مأموریت عادی و فقهی در قلمرو دستورات تشریعی نبود؛ بلکه یک مأموریت خاص الهی و در قلمرو نظام تکوین بود.

    توضیح مطلب اینکه:

    ما در اين جهان داراى دو نظام هستيم: نظام تكوين و نظام تشريع؛ گر چه اين دو نظام در اصول كلى هماهنگ هستند، ولى گاه مى‏ شود كه در جزئيات از هم جدا مى‏ شوند؛ مثلا خداوند براى آزمايش بندگان آنها را مبتلا به خوف (ناامنى) و نقص اموال و ثمرات (از بين رفتن نفوس و عزيزان) مى‏ كند، تا معلوم شود چه اشخاصى در برابر اين حوادث صابر و شكيبا هستند:

    وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ (بقره/155)
    قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ‏ها، آزمايش مى‏ كنيم و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان

    آيا هيچ فقيهى و يا حتى پيامبرى مى‏ تواند اقدام به چنين كارى بكند يعنى اموال و نفوس و ثمرات و امنيت را از بين ببرد تا مردم آزمايش شوند!

    مثالی دیگر:
    خداوند بعضى از پيامبران و بندگان صالح خود را به عنوان هشدار و تربيت در برابر ترك اولى گرفتار مصيبتهاى عظيم نمود، همچون مصيبت يعقوب به خاطر كم توجهى به بعضى از مستمندان و يا ناراحتى يونس به خاطر يك ترك اولاى كوچك. آيا كسى حق دارد به عنوان مجازات و كيفر اقدام به چنين كارى كند؟

    مثالی دیگر:
    گاهى خداوند به خاطر ناشكرى نعمتى را از انسان مى‏ گيرد، مثلا شكر اموال را بجاى نياورده لذا اموالش در دريا غرق مى‏ شود و يا شكرانه سلامتى را بجا نياورده لذا خداوند سلامت را از او مى‏ گيرد. آيا از نظر فقهى و قوانين تشريعى كسى مى‏ تواند به خاطر ناشكرى اموال ديگرى را نابود كند و سلامت را به بيمارى مبدل سازد؟

    نظير اين مثالها فراوان است، و مجموعا نشان مى‏ دهد كه جهان آفرينش، مخصوصا آفرينش انسان بر اين نظام احسن استوار است كه خداوند براى اينكه انسان راه تكامل را بپيمايد، قوانين و مقرراتى براى او از نظر تكوين قرار داده كه تخلف از آنها عكس العمل‏هاى مختلفى دارد؛

    در حالى كه از نظر قانون شرع نمى‏ توانيم همه آنها را در چارچوب اين قوانين بريزيم، فى المثل طبيب مى‏ تواند انگشت انسانى را به خاطر اينكه زهر به قلب او سرايت نكند قطع نمايد، ولى آيا هيچكس مى‏ تواند انگشت انسانى را براى پرورش صبر و شكيبايى در او و يا به خاطر كفران نعمت قطع نمايد؟! مسلما نه، اما خداوند مى‏ تواند چنين كارى را بكند چرا كه چنین کاری از سوی او موافق نظام احسن است.

    پس روشن شد که دو نظام داريم و خداوند سبحان هم حاكم بر هر دو نظام است؛ با این بیان، هيچ مانعى ندارد كه بگوییم: خداوند گروهى را مامور پياده كردن نظام تشريع كند، و گروهى از فرشتگان يا بعضى از انسانها (همچون خضر) را مامور پياده كردن نظام تكوين نماید. به تعبير ديگر، گروهى از ماموران خدا در اين عالم مامور به باطنند و گروهى مامور به ظاهر، آنها كه مامور به باطنند ضوابط و اصول برنامه‏ اى مخصوص به خود دارند همانگونه كه ماموران به ظاهر براى خود اصول و ضوابط خاصى دارند. درست است كه خط كلى اين دو برنامه هر دو انسان را به سمت كمال مى‏ برد، و از اين نظر هماهنگند، ولى گاهى در جزئيات مانند مثال هاى بالا از هم جدا مى‏ شوند. البته بدون شك در هيچ يك از دو خط هيچكس نمى‏ تواند خودسرانه اقدامى كند، بلكه بايد از مالك و حاكم حقيقى یعنی خدای سبحان مجاز باشد، لذا خضر با صراحت اين حقيقت را بيان كرد و گفت «ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي» (من هرگز از پيش خود اين كار را انجام ندادم) ، بلكه درست طبق يك برنامه الهى و ضابطه و خطى كه به من داده شده است گام برمى‏ دارم.

    اينكه مى‏ بينيم موسى تاب تحمل كارهاى خضر را نداشت به خاطر همين بود كه خط ماموريت او از خط ماموريت خضر جدا بود، لذا هر بار مشاهده مى‏ كرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است فرياد اعتراضش بلند مى‏ شد چون از باطن آن کارها آگاه نبود اما بعدا كه توضيحات خضر را شنيد، قانع شد و نهایتا چون قلمرو مأموریت این دو رهبر بزرگ الهى متفاوت بود لذا نمى‏ توانستند براى هميشه با هم باشند، بنابراین از هم جدا شدند:

    قالَ هذا فِراقُ بَيْني‏ وَ بَيْنِك‏ (کهف/78)
    او گفت: «اينك زمان جدايى من و تو فرا رسيده


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۳:۴۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    سلام
    آيات 60 تا 83 سوره كهف
    اين آيات به شرح مسافرت موسي با همراهي يك مرد خدا كه از موسي بسيار داناتر بوده مي پردازد.
    (معلوم نيست چرا او كه در علم بر موسي برتري داشته به جاي او پيامبر نشده ، شايد تو انتخاب پيامبر هم پارتي بازي ميشه ، احتمالا موسي سفارش شده بوده!)


    در اين داستان مرد خدا بي جهت يك كشتي را مي شكند و سر نشينان آنرا غرق مي كند و در جاي ديگر يك پسربچه را بي دليل مي كشد و در جاي ديگر يك ديوار خراب را تعمير مي كند.


    وقتي موسي علت را مي پرسد جواب مي دهد : آن كشتي را كه غرق كردم به اين دليل بود كه پادشاه كشتي هاي بي نقص را غضب مي كرد و چون اين كشتي متعلق به زن و مردي فقير بود خواستم چشم طمع پادشاه را از آن دور كنم.
    (آيا جان چندين سرنشين كشتي بر امرار معاش دو نفر ارجعيت داشت؟؟ مگر امرار معاش وسيله اي براي زنده ماندن نيست؟ كدوم آدم با انصافي پيدا ميشه كه به خاطر امرار معاش دو نفر "كه حتي مي تونسته از يك راه ديگه هم تامين بشه" جون چندين انسان رو بگيره!!!)


    در پاسخ علت قتل پسربچه مي گويد : اين پسر پدر و مادر صالح داشت ، من ترسيدم كه اين پسر آنها را گمراه كند. به اين وسيله مي خواستم خدا فرزندي صالح به آنها عطا كند.
    (آيا قصاص قبل از جنايت درست است؟! پس آخر و عاقبت همه ي ما مشخصه ... ما آخرش نفهميديم اختيار داريم يا برامون سرنوشت مشخص كردن؟؟؟ سرنوشت و اختيار با هم نمي خونه. اون پسربچه به خاطر سرنوشتش كشته شد ، اگه اختياري در كار بود پس نمي شد گفت كه در آينده چي ميشه. اگه خدا مي دونست كه اون پسربچه آينده ي بدي داره و والدينشو گمراه ميكنه ، چرا آفريدش كه بعدا يكي رو مامور كنه كه بكشش؟؟!! آيا اون زن و شوهر فقط با مرگ اون پسر مي تونستن صاحب فرزندي صالح بشن؟ از كجا معلوم فرزند بعديشون هم ناصالح نشه؟؟)


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    خوب است که شما به نام معلمِ موسی (پیامبر خدا) ا اشاره نکرده اید زیرا قطعی نیست که او خضر بوده باشد (هر چند روایات وجو داشته باشد). شاید او یکی از فرشتگان الهی بوده مثلا ملک الموت. در این صورت برای بعضی ابهامات که مطرح می شود پاسخ قانع کننده تری خواهد بود.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط اتمام حجت نمایش پست
    خوب است که شما به نام معلمِ موسی (پیامبر خدا) ا اشاره نکرده اید زیرا قطعی نیست که او خضر بوده باشد (هر چند روایات وجو داشته باشد). شاید او یکی از فرشتگان الهی بوده مثلا ملک الموت. در این صورت برای بعضی ابهامات که مطرح می شود پاسخ قانع کننده تری خواهد بود.
    سلام دوست عزیز،
    معلم موسی قطعا یک انسان بوده و نه یک فرشته؛ دلایل مختلفی شاهد این مدعاست از جمله:

    1- سیاق آیات ناظر به این است که این فرد یک انسان والامقام است و نه یک فرشته؛ اگر چه تعبیر «عباد» در آیات دیگر قرآن در مورد فرشتگان هم بکار رفته اما تعبیرات «آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا» و «عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» تنها در مورد پیامبران و انسان های والامقام بکار رفته و این به خوبی نشان می دهد که صحبت از یک انسان کامل است و نه فرشته.

    فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (کهف/65)
    پس بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه او را از نزد خود رحمتى داده و از پيشگاه خود دانشى ويژه به او آموخته بوديم

    2- در ادامه آیات سخن از اینست که آنها غذا خواستند در حالیکه می دانیم فرشتگان نه غذایی می خورند و نه خوراکی طلب می کنند:

    فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما... (کهف/77)
    پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامى كه به مردم شهرى رسيدند، از مردمش خوراك خواستند و آنان از اينكه آن دو را مهمان كنند، خوددارى كردند...

    3- مجموعه روایات تا جاییکه بنده دیدم در مورد یک انسان کامل سخن می گوید (با اختلافی که در نام او وجود دارد) و صحبتی از فرشته به میان نیامده است.*

    نتیجه اینکه، فرشته بودن آن فرد، نه با ظاهر آیات تناسب و همخوانی دارد و نه در جایی ادعا شده است.


    پاسخ این پرسش که «نام همراه موسی چه بوده؟»، را در پست بعدی مطالعه فرمایید.


    -----------------------------
    *برای مطالعه این روایات رجوع کنید به: الميزان، ج‏13، ص 354

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۵:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود