جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چطور این حدیث مورد استناد شماست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چطور این حدیث مورد استناد شماست؟




    سلام
    موردی که علمای شیعه مرتب به آن استناد می‌كنند حدیثی است مبنی بر اینكه در جهان آخرت پیامبر سراغ اصحاب خویش را می گیرد و به او می‌گویند: تو نمی دانی اصحاب و یارانت پس از تو چه كردند و آنها پس از تو مرتد شدند.
    سوال ما این است كه چطور این حدیث مورد استناد شماست؟ مگر شما عقیده ندارید كه پیامبر و امامان پس از مرگ نیز از احوال ما باخبرند و در واقع زنده اند، پس چطور در این حدیث پیامبر از یاران خودش هم بی خبر است؟ و حتی از حوادث پس از رحلت خویش اطلاعی ندارد.

    مگر شما نمی‌گوئید: حضرت فاطمه به كسانیكه علیه او ظلم كرده بودند فرموده كه شكایت شما را نزد پدرم خواهم برد، پس چطور پیامبر بی اطلاع است.



    كارشناس بحث : پاسخگوي كلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۲:۰۹

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    سلام
    موردی که علمای شیعه مرتب به آن استناد می‌كنند حدیثی است مبنی بر اینكه در جهان آخرت پیامبر سراغ اصحاب خویش را می گیرد و به او می‌گویند: تو نمی دانی اصحاب و یارانت پس از تو چه كردند و آنها پس از تو مرتد شدند.
    سوال ما این است كه چطور این حدیث مورد استناد شماست؟ مگر شما عقیده ندارید كه پیامبر و امامان پس از مرگ نیز از احوال ما باخبرند و در واقع زنده اند، پس چطور در این حدیث پیامبر از یاران خودش هم بی خبر است؟ و حتی از حوادث پس از رحلت خویش اطلاعی ندارد.

    مگر شما نمی‌گوئید: حضرت فاطمه به كسانیكه علیه او ظلم كرده بودند فرموده كه شكایت شما را نزد پدرم خواهم برد، پس چطور پیامبر بی اطلاع است.


    سلام بر شما

    بررسی این مطلب در چند محور قابل توجه است :

    اول
    این طیف از روایات با تعابیر مختلف در کتابهای اهل سنت امده است و علی الخصوص در صحیح بخاری و مسلم وجود دارد. بنابر این این حرف شیعه نیست بلکه مطالبی است اهل سنت می گویند. البته اهل سنت به جای اینکه فکری به حال خود و این روایات کنند، سعی میکنند اشکال را با تغییر صورت مسئله حل کنند. به جای اینکه با تدبر در این روایات قبول کنند که بسیاری از اصحاب پیامبر بر خلاف روش و ایین پیامبر حرکت کرده اند سعی می کنند با برگرداندن اشکال به طرف مقابل خود را از پاسخگویی راحت کنند.

    دوم
    متن این حدیث / یا سند این حدیث / یا حتی با یک سند قابل اعتماد از مفهوم این حدیث ارائه شود تا بتوان بعد از بررسی سند و دلالت حدیث در مورد ان بحث علمی انجام داد.

    سوم
    در مورد زنده بودن اولیای الهی بعد از مرگ؛ این موضوع اختصاصی با ائمه و پیامبران ندارد بلکه همه انسانها بعد از مرگشان زنده اند. تفاوتشان در نوع زندگی است که مومنین و خصوصا اولیای با توجه به جایگاهی که در پیشگاه خداوند دارند و همچین سعه وجودی شان بر این عالم اشراف دارند و رابطه شان با عالم مادی محدودی نشده و به اصطلاح قدرت تاثیر در این عالم را دارند.
    این یک بحث فلسفی است؛ همانطور که فرشتگان موجوداتی مجرد هستند ولی در عین حال میتوانند در عالم ماده اثر گذار باشند روح انسان نیز موجودی مجرد است که بعد از مرگ در صورتی که اسر اعمال بد و کج روی ها نشده باشد می تواند در عالم ماده به اذن الهی اثر گذار باشد.
    و در مورد علم پیامبر اسلام و یا دیگر اولیای الهی باید توجه داشته باشم که علم پیامبران بالجمله نیست، یعنی اینگونه نیست پیامبر به همه چیز علم داشته باشد. بلکه علم پیامبر فی الجمله است یعنی قید می خورد و حداقل قیدش این است که هرگاه به هر دلیلی خداوند متعال نخواهد که پیامبرش از چیزی اگاه شود؛ چنین اگاهی در اختیار پیامبر قرار نخواهد گرفت.

    که بر هر دو مورد دلایل قرانی برای کسانی که خواسته باشند از قران پیروی کنند وجود دارد.

    چهارم
    صورت مسئله ای که در اینجا شما نوشته اید لزوما به معنای ندانستن و عدم علم پیامبر اسلام نیست. مفهومی که در اینجا به ان اشاره کردید با تعابیر مختلفی در صحیح بخاری بیان شده است :
    من پیش از شما وارد حوض می شوم و گروهی از شما را بلند میکنند برای بردن به جهنم . می گویم خدایا اصحابم ! در جوابم چنین گفته میشود : تو نمیدانی بعد از تو چه کردند.

    بخاری ج 7 ص 206. چاپ دارالفکر.
    ... خداوند می فرماید : تو نمیدانی انها بعد از تو چه کردند. من میگویم : غضب خدا غضب خدا برکسانی که بعد از من بدعت گذاری کردند و دینم را تغییر دادند.
    بخاری ج 7 ص 208.

    ((خدا یا تو را به خاطر همه نعمتهایت شکر. تورا به خاطر همه مهربانیت شکر. تورا به خاطر برترین نعمتت یعنی هدایت شکر. خدا تورا شکر که در هر گوشه ای نشانه ای از هدایتت را برای کسانی که خواهان هدایت باشند قرار داده ای و حفظ نموده ای)).

    از همه خواندگان گرامی درخواست دقت دارم حتی کسانی که نمی خواهند بپذیرند :

    یکم :

    ایا این رویات در کتابهای اهل سنت وجود دارد یا خیر؟
    طبق کتابهایی که الان در دسترس است بیش از ده (10) روایت با تعابیر مختلف و اسناد مختلف در این موضوع فقط در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم وجود دارد.

    دوم :
    طبق مفهوم این روایات پیامبر اسلام دارد از اینده گزارش میدهد آن هم نه اینده نزدیک و دنیایی بلکه از عالم بعد از مرگ و عالم قیامت خبر میدهد.
    ایا همین مقدار برای اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم دارای علم غیب بوده است کافی نیست؟ اگر نام چنین دانشی را علم غیب نگذاریم پس چه نامی میتوان بر ان نهاد؟

    اهل سنت به جای اینکه در حقیقت این روایات تدبر کنند؛ به بخشی از متن حدیث توجه نموده و به خیال خود با این مطلب سوالهای نفسگیر از شیعه میپرسند.

    گاهی نگاه کردن به خورشید باعث میشود که انسان جایی را نبیند یعنی نور باعث ندیدن میشود دقت کنید :

    پیامبر میفرماید : در روز قیامت خدا به من میگوید که تو نمی دانی. ما به جای اینکه تدبر کنیم پیامبر این مطلب را از کجا گفته است؟ ایا راهی غیر از آنچه که با نام علم غیب شناخته میشود دارد؟
    به جای این چسبیده ایم به این کلمه "نمیدانی" که در متن روایت امده است.

    در ضمن همانطور که اشاره شد مفهوم این روایات این است که عده ای از اصحاب پیامبر اهل دوزخ هستند. به جای اینکه فکری به حال مفهوم اصلی روایات کنیم. رفته ایم سراغ اینکه پیامبر نمیداند. باشد حالا فعلا مشکل ارتداد برخی از اصحاب پیامبر را حل کنیم که مفهوم اصلی این روایات است تا بعدا برسیم به علم پیامبر.



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما تحلیل مفهوم این طیف از روایات با نگرش شیعی :
    همانگونه که در قران امده است :

    عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً (26) إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) سوره جن

    در اینجا خداوند متعال میفرماید به برگزیدگان از رسل علم غیب را میدهد.
    و از طرفی آمده است :

    وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى‏ عَذابٍ عَظِيمٍ (101) سوره توبه

    گروهى از عربهاى باديه‏نشين كه گرد شما را گرفته‏اند منافقند و گروهى از مردم مدينه نيز در نفاق اصرار مى‏ورزند. تو آنها را نمى‏شناسى، ما مى‏شناسيمشان و دو بار عذابشان خواهيم كرد و به عذاب بزرگ گرفتار مى‏شوند.


    همانطور که می بینیم از یک طرف خداوند متعال میفرماید که اگر بخواهد علم غیبش را در اختیار برگزیدگان قرار میدهد و از طرفی میفرماید که تو منافقین از اهل مدینه را نمی شناسی.
    یعنی علم پیامبر مطلق نیست یعنی در برخی موارد بنابر دلایلی پیامبر علم ندارد.

    ممکن است طبق مفهوم همین ایه به هر دلیلی که خداوند متعال خود بهتر میداند همانگونه که در دنیا منافقان را به پیامبر معرفی نکرده است تا روز قیامت نیز انها را به او نشناسانده باشد.

    و همچنین ممکن از تعبیری که در این روایات به کار رفته است جنبه سوالی داشته باشد که به اسفهام انکاری معروف است، مانند :

    وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ (116) سوره مائده


    و آن گاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللَّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‏كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‏دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‏گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‏خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى.

    اینکه خدا دارد از حضرت عیسی ع سوال میکند ایا تو به مردم گفته ای این کار را انجام بدهند نه به این معناست که خدا از این موضوع بی اطلاع است و نه اینکه حضرت عیسی بی اطلاع است. بلکه هر دو مطلع بودند.

    یعنی متن روایت چنین میشود :
    ... خداوند می فرماید : تو نمیدانی انها بعد از تو چه کردند؟ من میگویم : غضب خدا غضب خدا برکسانی که بعد از من بدعت گذاری کردند و دینم را تغییر دادند.

    یعنی نه به این معنی است که خدا نمیداند و نه به این معنی است که پیامبر نمیداند. بلکه هر خبر دارند.

    خلاصه اهل سنت بهتر است فکری به حال خود کنند و به جای اینکه با این سوالهای نفسگیر از شیعه؛ بیشتر به حقانیت شیعه کمک کنند؛ بی اندیشند که :
    اولا

    طبق این روایات علم غیب پیامبر ثابت میشود چون پیامبر دارد از عالم قیامت خبر می دهد.
    و ثانیا

    طبق این روایت تعداد زیادی از اصحاب پیامبر جهنمی بوده و مرتد شده اند. و من و شما باید فکری به حال شناسایی انها بکنیم که ناخواسته در دام انها نیافتیم و دست در دست انها تا "سقر" (بدترین جای جهنم) برویم.

    زیرا
    شیعه بر اساس مبانی خود جوابهای متعددی برای این طیف از روایات دارد.

  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود