جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقصر اصلی در گمراه شدن مردم و عوام کیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مقصر اصلی در گمراه شدن مردم و عوام کیست؟




    سلام
    مدعیان تشیع می‌گویند: مقصر اصلی در گمراه شدن مردم و عوام، شخص ابوبکر و عمر هستند، چون مردم اکثرا به خواص خود نگاه می‌کنند و چون اینها جزء خواص بوده اند، بقیه نیز به دنبالشان رفته اند و بیعت کرده اند و در نتیجه حق الهی علی غصب شده است، پس تمامی‌گناهان و انحرافات بعدی نیز بر گردن ابوبکر و عمر است!!!
    سوال: شما معتقد هستید که علی و تعدادی از طرفدارنش در منزل تجمع کرده و معترض بوده اند و حتی تا مدتی بیعت نکرده اند، پس با این اوصاف چرا مردم به این خواص نگاه نکرده اند؟ مگر اینها جزء خواص نبوده اند؟ کسانی چون حضرت علی، فاطمه زهرا، ابوذر، سلمان، عمار و مقداد، مگر ایشان در اطراف حضرت علی تجمع نکرده بودند؟ چرا مردم به آنها توجهی نکردند؟ سوال دیگر اینکه شما از طرفی ابوبکر و عمر را جزء افراد بی اهمیتی می‌دانید که دائماً مورد توبیخ و سرزنش پیامبر بوده اند، ولی در اینجا ناگهان آنها را جزء خواص می‌کنید، شما باید تکلیف ما را روشن کنید، ابوبکر و عمر جزء یاران نزدیک و از خواص بوده اند یا جزء افراد بی اهمیت؟ علمای شما علی و فاطمه را بالاترین و مهمترین خواص می‌دانند و به سفارشات دائم پیامبر در مورد ایشان اشاره دارند، پس چرا مردم به سمت ایشان نرفته اند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی مباحث کلامی

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۸/۱۶ در ساعت ۰۱:۱۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    سلام
    مدعیان تشیع می‌گویند: مقصر اصلی در گمراه شدن مردم و عوام، شخص ابوبکر و عمر هستند، چون مردم اکثرا به خواص خود نگاه می‌کنند و چون اینها جزء خواص بوده اند، بقیه نیز به دنبالشان رفته اند و بیعت کرده اند و در نتیجه حق الهی علی غصب شده است، پس تمامی‌گناهان و انحرافات بعدی نیز بر گردن ابوبکر و عمر است!!!
    سوال: شما معتقد هستید که علی و تعدادی از طرفدارنش در منزل تجمع کرده و معترض بوده اند و حتی تا مدتی بیعت نکرده اند، پس با این اوصاف چرا مردم به این خواص نگاه نکرده اند؟ مگر اینها جزء خواص نبوده اند؟ کسانی چون حضرت علی، فاطمه زهرا، ابوذر، سلمان، عمار و مقداد، مگر ایشان در اطراف حضرت علی تجمع نکرده بودند؟ چرا مردم به آنها توجهی نکردند؟ سوال دیگر اینکه شما از طرفی ابوبکر و عمر را جزء افراد بی اهمیتی می‌دانید که دائماً مورد توبیخ و سرزنش پیامبر بوده اند، ولی در اینجا ناگهان آنها را جزء خواص می‌کنید، شما باید تکلیف ما را روشن کنید، ابوبکر و عمر جزء یاران نزدیک و از خواص بوده اند یا جزء افراد بی اهمیت؟ علمای شما علی و فاطمه را بالاترین و مهمترین خواص می‌دانند و به سفارشات دائم پیامبر در مورد ایشان اشاره دارند، پس چرا مردم به سمت ایشان نرفته اند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی مباحث کلامی

    با سلام و عرض ادب

    براي پاسخگوي به پرسش حضرت عالي لازم است خلاصه اي از حديث قرطاس(يا قلم) ذكر شود تا معلوم گردد مقصر اصلي در گمراهي مردم كه بوده است ؟

    در روزهاى پايانى عمر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن حضرت به جمعى از اصحاب كه به عيادتش رفته بودند، فرمود: «قلم و دواتى برايم حاضر كنيد تا براى شما نامه اى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد». ولى بعضى از صحابه به مخالفت برخاستند و مانع نوشتن اين نامه شدند!

    در بدو امر چنين به نظر مى رسد كه همه اصحاب كه حضور داشتند با شنيدن اين خواسته رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، با شوق و علاقه فراوان قلم و دواتى حاضر كردند، تا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)وصيت نامه اش را بنويسد; زيرا از يك سو اطاعت فرمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) واجب است و از سوى ديگر، اين نوشته به هدايت جاويدان و ترك ضلالت آنان پيوند مى خورد; و از سوى سوم، پيامبر(صلى الله عليه وآله)در بستر بيمارى و رحلتش نزديك بود و طبعاً كلماتى جامع و هدايت ويژه اى را عرضه مى كرد; از اين رو، بايد براى دريافت اين دستورالعمل از سوى پيامبر و پيشواى خود، سر از پا نشناسند و بدون فوت وقت، قلم و دوات حاضر كنند; ولى شگفت آور آنكه جمعى از صحابه با آن به مخالفت برخاستند!
    راستى عكس العمل بعضى از آنان باوركردنى نيست! اما واقعيت دارد، زيرا در كتب صحاح و كتاب هاى معروف تاريخى آمده است.

    مطابق اين روايت، در حضور آن حضرت نزاع و درگيرى شد! برخى گفتند: قلم و دوات را حاضر كنيد و برخى گفتند نيازى نيست. در پاره اى از روايات، نام آنان كه مخالفت كرده اند، نيامده است ولى در پاره اى از روايات تصريح شده است كه «عمر» به مخالفت برخاست.
    از جمله در صحيح بخارى آمده است كه پس از درخواست رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى مهيا ساختن قلم و دوات، «عمر» گفت: «إنّ النّبيّ غلب عليه الوجع!!، وعندكم القرآن، حسبنا كتاب الله; بيمارى بر پيامبر چيره شده است (كه چنين سخنانى مى گويد)، قرآن نزد شماست و كتاب خدا ما را كافى است!».(صحيح بخارى،كتاب المرضى،باب17 (باب قول المريض قوموا عنى)،ح1)






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بعد از ذكر اين حديث مطالبي به عرض مي رسد :

    الف: همچنانكه سلمان و ابوذر و ... از اصحاب پيامبر (صل الله عليه و آله) بودند عمر و ابوكر نيز جزو اصحاب پيامبر بودند ، اما مگر قرار است همه اصحاب پيامبر به يك درجه باشند ! مگر قرار است همه اصحاب پيامبر (ص) همانند سلمان و ابوذر باشند ؟

    ب: وقتي رسول خدا (ص) كاغذ و قلم مطالبه كردند بر همه اصحاب حاضر در جلسه واجب بود دستور رسول خدا (ص) را اطاعت كرده و قلم و دوات را نزد ايشان بياورند ، چون طبق فرموده قران كريم « ما ينطق عن الهوي » پيامبر از روي هوي و هوس سخن نمي گويد و هر چه بگويد عين واقعيت است . اما عمر با جسارت تمام در محضر رسول اكرم(ص) و در حضور صحابه عالي قدر پيامبر اكرم (ص) را متهم به هذيان گويي كرد .

    ج: قران كريم صراحتا دستور مي دهد كه در محضر پيامبر اكرم (ص) كسي حق ندارد صداي خويش را بر رسول خدا (ص) بلند كند و بدون اذن وي سخن بگويد اما عمر اين جسارت را كرد و بر خلاف دستور قران عمل كرد . علي (ع) مي توانستند جواب عمر را بدهند اما مطابق دستور قرآن كريم علي (ع) بدون اذن پيامبر (ص) لب به سخن نگشودند .

    د: اگر عمر اين مخالفت را نمي كرد پيامبر (ص) نامه را مرقوم مي فرمودند كه بعد از آن احدي گمراه نمي شد ، اما با مخالفت عمر حضرت رسول (ص) از نوشتن نامه منصرف شدند و به افراد حاضر در جلسه فرمودند از نزد من برخيزيد و برويد . از اين جهت مي توان گفت مسئوليت گمراهي تمامي گمراهان بر عهده عمر است چون وي مانع نوشتن نامه رسول خدا (ص) شد ؛ اگر اين نامه نوشته مي شد شايد كسي بعد از وفات پيامبر (ص)گمراه نمي شد .

    و: مسئله آخري كه بايستي تذكر داده شود اين است كه اگر چه قبل از اين واقعه رسول گرامي (ص) مهم ترين موضوع را كه مسئله ولايت باشد مطرح فرموده بودند تا جاي شك و شبهه اي باقي نماند كه علي (ع) وصي و جانشين پيامبر (ص) است اما با اين وصف بسياري از مردم به بهانه هاي مختلف اين واقعه را توجيه كردند . مقصر اصلي گمراهي مردم نه تنها امثال عمر بلكه خود مردم است كه با وجود نشانه هاي آشكار حقيقت يعني ولايت و امامت از ولايت روي برگرداندند و روي باز به امثال عمر نشان دادند ، كساني كه مقام خلافت را از صاحب اصلي اش غصب كرده و به ناحق تصاحب كردند چه ظلمي بالاتر از اين كه مقام خلافت رسول الله را به ناحق تصرف كني ...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    90
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم .

    دین حق دین پیامبر اکرم و امیر المومنین صلوات الله علیهم و همچنین دین خدا و ملائکه مقربین که دین تشیع می باشد به وضوح روش می کند که بزرگان سقیفه باعث انحراف بشر از ولی الله مشروع حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه شده و بار تمامی گناهان از گناهان قابیل گرفته تا روز قیامت را بر دوش می کشن به علت این که جرمی که مرتکب شدن بس عظیم و غیر قابل تصور است .

    به اختصار به نکاتی اشاره می شود .

    سائل می گوید ابوبکر و عمر از خواص هستن در حالی که چنین نیست و أبوبکر و عمر در منابع صحیح سنی از صعالیک عرب بودن و هیچ گونه منزلتی در قریش خصوصا و عرب عموما نداشته اند .

    حدود 14 نفر تاریخ ذکر می کند که از ما بعد بیعة الرضوان تصمیم گرفتن پیامبر را ترور کنن از جمله آنها أبوبکر و عمر و المغیرة بن شعبة و ...

    عملیات ترور رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم در تبوک مشهور است و قرآن کریم به زیبایی به آن اشاره کرده است .

    هر چند که تاریخ سنی سعی کرده با تمام قوا و زیرکی نام أفراد را ذکر نکند ولی بر محققین مخفی نیست که خود منابع سنی تصریح کرده اند با این همه شیطنت که ابوبکر و عمر جزء ترورکنندگان بوده اند با این هم سانسوری که در تاریخ به اجراء در آوردن . و لکن الباطل کان زهوقا .

    نفاق و تسلط بر حاکمیت بعد از پیامبر از فتح مکه شروع شد و قریش سعی بر آن داشت .

    در هنگام شهادت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم حزب اینا در مدینه مجتمع نبودن که قدرتی هم به دست داشتن فتنه چندمی که عمر به راه انداخت این بود که پیامبر فوت نشده است تا ایجاد هیاهو کند و ابوبکر و حزبش برسند .

    در هنگامی که حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه با جمعی از صحابه کرام مشغول تغسیل پیامبر اکرم بودند و جمله ایی از صحابه کرام دیگه به ذهنشون هم خطور نمی کرد که مهاجرین اصل و اساس نفاق از مکه تا مدینه دست به چنین کاری بزنند .

    آنها دست به تشکیل سقیفه زدند تا ابوبکر را خلیفه اعلام کنن در این بین صحابه با بصریت دینی ( نه سیاسی ) که با حضرت امیر علیه السلام بوده اند نوعا تهدید شدند یا آنها را به قتل رسانند و گفتن توسط جن کشته شدند .

    بعد از به دست گرفتن قدرت ( که عمر در راس قدرت نظامی بود و به حدی خشن و وحشی بود که حضرت امیر تعبیری دارن که وقتی زن حامله خشم او را می دید سقط حمل می کرد ) تهدید کردن تمامی مخالفین را به مرگ . و به حدی رسید که بیت وحی را نیز تهدید کرده اند و همه این مساله از قبل پیش بینی شده بوده از سالیان درو قبل از رحلت پیامبر اکرم .

    ( البته ناگفته نماند سران سقیفه به خوبی می دانستن که حضرت امیر علیه السلام از طرف رسول اکرم موظف به اختیار سوکت هستن از این جهت از سطوفت و شجاعت حضرت ترسی نداشتن چون می دانستن حضرت به امر حضرت رسول و مصالح فعلی اسلام و مسلمین دست به شمشیر نمی برد و اگه غیر از این بود هیچ وقت چنین غلطی نمی کردن )

    بنابر این مردم کاملا متوجه حضرت امیر علیه السلام بودن . ولی دو سوال می ماند .

    1 : این که عامه مردم از مهاجرین و انصار - غیر از سران سقیفه و حزب ابوسفیان و منافقین از اطراف که قدرت برتر دستشون بود - کجا بودن و چه می کردن . ؟؟؟!!!! ( که روشن شد البته ترس عمومی دلیل نیست در خانه هاشون بشینن و دست رو دست بزارن )

    2 : تمامی فتنها از مکه مکرمه توسط منافقین که مهاجرین بودن بود به در این بین انصار چه می کردن ( که حضرت زهراء به خوبی از آنها یاد کرده و مدحشون می کند در خطبه شریفشون و از طرفی همراه با مدح ملامت هم هست ) . ؟؟؟!!!!

    بحث مفصل می طلبد اگه ما باشیم و این تاریخ نوشته شده توسط سنیها مشکلی حل نمی شود و از طرفی هم مساله تحلیلی بحث نشده است حتی خود آقای جعفر مرتضی تحلیل کاملی از این مساله ارائه نداده و همچنین علامه مظفر در کتاب قیمشون السقیفة تحلیلی در این جهت ارائه نداده .

    ویرایش توسط شعاع الفقه و الأصول : ۱۳۹۰/۰۸/۱۷ در ساعت ۰۲:۳۴
    عن الرسول الأقدس صلی الله علیه و آله صحيحا .

    تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَافْهَمُوا آياتِهِ، وَانْظُرُوا إلى مُحْكَماتِهِ وَلا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَواللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسِيرَهُ إلاّ الَّذِي أَنَاآخِذٌ بِيَدِهِ ومُصْعِدُه إِليَّ وشائِكٌ بِعَضُدِهِ ورافِعُهُ بِيَدَيَّ وَمُعْلِمُكُمْأَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذَا عَلِيٌّ مَوْلاهُ، وَهُوَ عَلِيُّ بْنُ أبِي طالِبٍ أَخِي، وَوَصِيِّي، وَمُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ ـ عَزَّوَجلَّ ـ أَنْزَلَها عَلَيَّ.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود