جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال از آیه بلاغ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال از آیه بلاغ؟




    با سلام
    در آیه بلاغ شما شیعیان می‌گویید مراد از این آیه، حضرت علی بوده! پس چرا حضرت علی در طول 30 سال بعد از آن، برای یکبار هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟! و امام حسن هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟ و امام حسین؟ و درست از سرآغاز گسترش غلات در اطراف امامان صادق و باقر به این احادیث از زبان این امامان برمی‌خوریم؟ ضمنا در غدیر خم چه کسی کافر بوده که انتهای آیه ابلاغ آمده: (إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ) ؟![مائده/67]


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۲:۲۸

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    در آیه بلاغ شما شیعیان می‌گویید مراد از این آیه، حضرت علی بوده! پس چرا حضرت علی در طول 30 سال بعد از آن، برای یکبار هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟! و امام حسن هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟ و امام حسین؟ و درست از سرآغاز گسترش غلات در اطراف امامان صادق و باقر به این احادیث از زبان این امامان برمی‌خوریم؟ ضمنا در غدیر خم چه کسی کافر بوده که انتهای آیه ابلاغ آمده: (إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ) ؟![مائده/67]


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی
    با عرض سلام و ادب

    خداوند در قرآن کریم می فرماید:
    يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(المائدة/67)
    اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي‌دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي‌کند.

    جمله بندى هاى آيه و لحن خاص و تاکيدهاى پى در پى آن و همچنين شروع شدن با خطاب يا ايها الرسول که تنها در دو مورد از قرآن مجيد آمده و تهديد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عدم تبليغ رسالت در صورت کوتاهى کردن که منحصرا در اين آيه از قرآن آمده است ، نشان ميدهد که سخن از حادثه مهمى در ميان بوده است که عدم تبليغ آن مساوى بوده است با عدم تبليغ رسالت .

    بعلاوه اين موضوع مخالفان سرسختى داشته که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از مخالفت آنها که ممکن بوده است مشکلاتى براى اسلام و مسلمين داشته باشد، نگران بوده و به همين جهت خداوند به او تأمين ميدهد.

    اکنون اين سؤ ال پيش مى آيد که با توجه به تاريخ نزول سوره که مسلماً در اواخر عمر پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شده است ، چه مطلب مهمى بوده که خداوند پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را با اين تأکيد مأمور ابلاغ آن ميکند.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اهل سنت و آیه ابلاغ:

    گرچه متاسفانه پيشداوريها و تعصبهاى مذهبى مانع از آن شده است که حقايق مربوط به اين آيه بدون پرده پوشى در اختيار همه مسلمين قرار گيرد، ولى در عين حال در کتابهاى مختلفى که دانشمندان اهل تسنن ، اعم از تفسير و حديث و تاريخ نوشته اند، روايات زيادى ديده می شود که با صراحت مى گويد: آيه فوق درباره على (عليه السلام ) نازل شده است .

    اين روايات را جمع زيادى از صحابه از جمله زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى و ابن عباس و جابر بن عبد الله انصارى و ابو هريره و براء بن عازب و حذيفه و عامر بن ليلى بن ضمره و ابن مسعود نقل کرده اند و گفته اند که آيه فوق درباره على (عليه السلام ) و داستان روز غدير نازل گرديد.

    بعضى از احاديث فوق مانند حديث زيد بن ارقم به يک طريق .

    و بعضى از احاديث مانند حديث ابو سعيد خدرى به يازده طريق !

    و بعضى از اين احاديث مانند حديث ابن عباس نيز به يازده طريق !

    و بعضى ديگر مانندحديث براء بن عازب به سه طريق نقل شده است .

    دانشمندانى از اهل سنت که به اين احاديث در کتب خود تصريح کرده اند، عده کثيرى هستند که به عنوان نمونه از جمعى از آنها نام مى بريم :

    - حافظ ابو نعيم اصفهانى در کتاب ما نزل من القرآن فى على (بنقل از خصائص صفحه 29).

    - ابو الحسن واحدى نيشابورى در اسباب النزول صفحه 150.

    - حافظ ابو سعيد سجستانى در کتاب الولايه (بنقل از کتاب طرائف ).

    - ابن عساکر شافعى (بنا بنقل در المنثور جلد 2 صفحه 298)

    - فخر رازى در تفسير کبير خود جلد 3 صفحه 636.

    - ابو اسحاق حموينى در فرائد المسطين .

    - ابن صباغ مالکى در فصول المهمة صفحه 27.

    - جلال الدين سيوطى در در المنثور جلد 2 صفحه 298.

    - قاضى شوکانى در فتح القدير جلد سوم صفحه 57.

    - شهاب الدين آلوسى شافعى در روح المعانى جلد 6 صفحه 172.

    - شيخ سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة صفحه 120.

    - بدر الدين حنفى در عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى جلد 8 صفحه 584.

    - شيخ محمد عبده مصرى در تفسير المنار جلد 6 صفحه 463.

    - حافظ ابن مردويه (متوفاى 416) (بنا به نقل سيوطى در در المنثور)

    و جمع کثيرى ديگر اين شاءن نزول را براى آيه فوق نقل کرده اند.

    رواياتى که در اين زمينه در کتب معروف اهل تسنن - تا چه رسد به کتب شيعه - نقل شده ، بيش از آن است که بتوان آنها را انکار کرد، و يا به سادگى از آن گذشت

    نمى دانيم چرا درباره شان نزول ساير آيات قرآن به يک يا دو حديث قناعت مى شود اما درباره شان نزول اين آيه اينهمه روايت کافى نيست ، آيا اين آيه خصوصيتى دارد که در ساير آيات نيست ؟ و آيا براى اينهمه سختگيرى در مورد اين آيه دليل منطقى ميتوان يافت ؟

    موضوع ديگرى که در اينجا يادآورى آن ضرورت دارد اين است که رواياتى که در بالا ذکر کرديم تنها رواياتى بود که در زمينه نزول آيه درباره على (عليه السلام ) وارد شده است (يعنى رواياتى مربوط به شاءن نزول آيه بود) و گرنه رواياتى که درباره جريان غدير خم خطبه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و معرفى على به عنوان وصى و ولى نقل شده به مراتب بيش از آن است ، تا آنجا که نويسنده محقق علامه امينى در الغدير حديث غدير را از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و با اسناد و مدارک و از 84 نفر از تابعين و از 360 دانشمند و کتاب معروف اسلامى نقل کرده است که نشان مى دهد حديث مزبور يکى از قطعيترين روايات متواتر است و اگر کسى در تواتر اين روايت شک و ترديد کند بايد گفت که او هيچ روايت متواترى را نميتواند بپذيرد.{تفسیر نمونه،ج5ص2-7}.

    بنابراین مشخص شده است که این فقط شیعیان نیستند که می گویند آیه ابلاغ (تبلیغ) درباره امام

    علی(علیه السلام) و حادثه غدیر نازل شده است،بلکه بسیاری از علمای اهل سنت هم این نظر را دارند.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    در آیه بلاغ شما شیعیان می‌گویید مراد از این آیه، حضرت علی بوده! پس چرا حضرت علی در طول 30 سال بعد از آن، برای یکبار هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟! و امام حسن هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟ و امام حسین؟ و درست از سرآغاز گسترش غلات در اطراف امامان صادق و باقر به این احادیث از زبان این امامان برمی‌خوریم؟ [مائده/67]


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی
    با سلام
    اما اینکه فرموده اید،چرا ائمه(علیهم السلام) به این آیه استناد نکرده اند،باید عرض کنم:

    همانگونه که عرض شد،بسیاری از علمای اهل سنت معتقدند که این آیه درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر نازل شده است و بسیاری از علمای اهل سنت،حدیث غدیر« من کنت مولاه،فهذا علی مولاه» را در کتابهای خود آورده اند حتى بعضى از صحاح سته (شش کتاب معروف و مورد اعتماد اهل سنت ) مانند سنن ابن ماجه و مسند احمد حنبل اين حديث آمده است و دانشمندانى مانند حاکم و ذهبى و ابن حجر با تمام شهرت و تعصبى که دارند به صحيح بودن بسيارى از طرق اين حديث ،اعتراف کرده اند.{سنن ابن ماجه،ج1ص55و58؛مسند احمد حنبل،ج1،صص 84،88،118،119،152،331،281،370}.

    در کتب دانشمندان اهل تسنن موارد زيادى نقل شده که خود على (عليه السلام ) و يا ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) و يا علاقمندان به اين مکتب با حديث غدير استدلال کرده اند:

    از جمله خود على (عليه السلام ) در روز شورى طبق نقل خطيب خوارزمى حنفى در مناقب از عامر بن واصله چنين نقل مى کند:
    در روز شورى با على (عليه السلام ) در آن خانه بودم و شنيدم که با اعضاى شورى چنين ميگفت : دليل محکمى براى شما اقامه ميکنم که عرب و عجم توانائى تغيير آن را نداشته باشند: شما را بخدا سوگند آيا در ميان شما کسى هست که قبل از من خدا را به يگانگى خوانده باشد (و سپس مفاخر معنوى خاندان رسالت را برشمرد تا رسيد به اينجا) شما را بخدا سوگند آيا در ميان شما احدى جز من هست که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در حق او گفته باشد. من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و انصر من نصره ليبلغ الشاهد الغائب همه گفتند: نه{مناقب،ص217}.

    اين روايت را حموينى در فرائد السمطين در باب 58 و همچنين ابن حاتم در دار النظيم و دارقطنى و ابن عقده و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نقل کرده اند.

    و نيز مى خوانيم که على (عليه السلام ) بنا به نقل فرائد السمطين در باب 58 در ايام عثمان در مسجد در حضور جمعيت به جريان غدير استدلال کرد، و همچنين در کوفه در برابر کسانى که نص بر خلافت بلافصل او را از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) انکارصريحا به اين روايت استدلال کرد.

    اين حديث را طبق نقل الغدير چهار نفر از صحابه ، و چهارده نفر از تابعين طبق نقل منابع معروف اهل تسنن روايت کرده اند.

    و نيز در روز جنگ جمل طبق نقل حاکم در کتاب مستدرک جلد سوم صفحه 371 در برابر طلحه با آن استدلال فرمود.

    و نيز در روز جنگ صفين طبق نقل سليم بن قيس هلالى على (عليه السلام ) در لشگرگاه خود در برابر جمعى از مهاجرين و انصار و مردمى که از اطراف گرد آمده بودند، به اين حديث استدلال کرد، و دوازده نفر از بدريين (کسانى که جنگ بدر را در خدمت پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) درک کرده بودند) برخاستند و گواهى دادند که اين حديث را از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شنيده اند!

    بعد از على (عليه السلام ) بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام و امام حسن و امام حسين و عبد الله بن جعفر و عمار ياسر و قيس بن سعد و عمر بن عبد العزيز و ماءمون خليفه عباسى به آن استناد جستند و حتى عمرو بن عاص در نامهاى که به معاويه نوشت براى اينکه به او اثبات کند بخوبى از حقايق مربوط به موقعيت على (عليه السلام ) و وضع معاويه آگاه است صريحا مساءله غدير را يادآورى کرده و خطيب خوارزمى حنفى در کتاب مناقب صفحه 124 آن را نقل کرده است.{تفسیر نمونه،ج5ص19-21}.

    بنابراین این مسئله مسلم است که آیه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و واقعه غدیر خم نازل شده است و حدیث غدیر را هم بسیاری از علمای اهل سنت در منابع خود ذکر کرده اند،و باز طبق نقل منابع متعدد اهل سنت،ائمه(علیهم السلام) بارها به حدیث غدیر برای دفاع از حق الهی خود احتجاج کرده اند.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    در آیه بلاغ شما شیعیان می‌گویید مراد از این آیه، حضرت علی بوده! پس چرا حضرت علی در طول 30 سال بعد از آن، برای یکبار هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟! و امام حسن هم به این آیه اشاره نفرموده اند؟ و امام حسین؟ و درست از سرآغاز گسترش غلات در اطراف امامان صادق و باقر به این احادیث از زبان این امامان برمی‌خوریم؟
    ضمنا در غدیر خم چه کسی کافر بوده که انتهای آیه ابلاغ آمده: (إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ) ؟![مائده/67]

    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی
    با سلام
    برخی در مقام اشکال به نزول ایه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و ماجرای غدیر مى گويند:

    اگر اين آيه مربوط به نصب على (عليه السلام ) به خلافت و ولايت و داستان غدير خم است پس اين جمله آخر که مى گويد:ان الله لا يهدى القوم الکافرين : خداوند قوم کافر را هدايت نمى کند چه ارتباطى با اين مساءله ميتواند داشته باشد؟

    براى پاسخ به اين ايراد کافى است بدانيم که کفر در لغت و همچنين در لسان قرآن به

    معنى انکار و مخالفت و ترک است
    ،

    گاهى به انکار خدا و يا نبوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اطلاق مى شود و گاهى به انکار و يا مخالفت در برابر دستورات ديگر.

    در سوره آل عمران آيه 97 در مورد حج مى خوانيم : «و من کفر فان الله غنى عن العالمين : کسانى که دستور حج را زير پا بگذارند و با آن مخالفت نمايند به خدا زيانى نمى رسانند خداوند از همه جهانيان بى نياز است».

    و در سوره بقره آيه 102 درباره ساحران و آنها که آلوده به سحر شدند اطلاق کلمه کفر شده است «و ما يعلمان من احد حتى يقولا انما نحن فتنة فلا تکفر».

    و نيز در آيه 22 سوره ابراهيم مى بينيم که شيطان در برابر کسانى که از او پيروى و اطاعت کردند در روز رستاخيز صريحا اظهار تنفر کرده و به آنها مى گويد: شما در اطاعت او امر الهى مرا شريک او ساختيد و من امروز نسبت به اين کار شما کفر مى ورزم«انى کفرت بما اشرکتمونى من قبل»

    بنابر اين اطلاق کفر بر مخالفان مساءله ولايت و رهبرى جاى تعجب نيست .{تفسیر نمونه،ج5ص21-22}.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    شأن نزول آيه ابلاغ


    پرسش:
    آيا فقط شيعيان مي گويند مراد از آيه ابلاغ(آيه 67 سوره مائده) در مورد امام علي(عليه السلام) است؟

    پاسخ:
    با عرض سلام و ادب

    خداوند در قرآن کریم می فرماید:
    يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(1)
    اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي‌دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي‌کند.

    جمله بندى هاى آيه و لحن خاص و تاکيدهاى پى در پى آن و همچنين شروع شدن با خطاب يا ايها الرسول که تنها در دو مورد از قرآن مجيد آمده و تهديد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عدم تبليغ رسالت در صورت کوتاهى کردن که منحصرا در اين آيه از قرآن آمده است ، نشان ميدهد که سخن از حادثه مهمى در ميان بوده است که عدم تبليغ آن مساوى بوده است با عدم تبليغ رسالت .

    بعلاوه اين موضوع مخالفان سرسختى داشته که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از مخالفت آنها که ممکن بوده است مشکلاتى براى اسلام و مسلمين داشته باشد، نگران بوده و به همين جهت خداوند به او تأمين ميدهد.

    اکنون اين سؤ ال پيش مى آيد که با توجه به تاريخ نزول سوره که مسلماً در اواخر عمر پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شده است ، چه مطلب مهمى بوده که خداوند پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را با اين تأکيد مأمور ابلاغ آن ميکند.
    اينكه شما فرموده ايد كه شيعيان به اين مطلب معتقدند،بايد عرض كنم كه اهل سنت هم به اين مطلب معترفند:
    گرچه متاسفانه پيشداوريها و تعصبهاى مذهبى مانع از آن شده است که حقايق مربوط به اين آيه بدون پرده پوشى در اختيار همه مسلمين قرار گيرد، ولى در عين حال در کتابهاى مختلفى که دانشمندان اهل تسنن ، اعم از تفسير و حديث و تاريخ نوشته اند، روايات زيادى ديده می شود که با صراحت مى گويد: آيه فوق درباره على (عليه السلام ) نازل شده است .

    اين روايات را جمع زيادى از صحابه از جمله زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى و ابن عباس و جابر بن عبد الله انصارى و ابو هريره و براء بن عازب و حذيفه و عامر بن ليلى بن ضمره و ابن مسعود نقل کرده اند و گفته اند که آيه فوق درباره على (عليه السلام ) و داستان روز غدير نازل گرديد.

    بعضى از احاديث فوق مانند حديث زيد بن ارقم به يک طريق .

    و بعضى از احاديث مانند حديث ابو سعيد خدرى به يازده طريق !

    و بعضى از اين احاديث مانند حديث ابن عباس نيز به يازده طريق !

    و بعضى ديگر مانندحديث براء بن عازب به سه طريق نقل شده است .

    دانشمندانى از اهل سنت که به اين احاديث در کتب خود تصريح کرده اند، عده کثيرى هستند که به عنوان نمونه از جمعى از آنها نام مى بريم :

    - حافظ ابو نعيم اصفهانى در کتاب ما نزل من القرآن فى على (بنقل از خصائص صفحه 29).

    - ابو الحسن واحدى نيشابورى در اسباب النزول صفحه 150.

    - حافظ ابو سعيد سجستانى در کتاب الولايه (بنقل از کتاب طرائف ).

    - ابن عساکر شافعى (بنا بنقل در المنثور جلد 2 صفحه 298)

    - فخر رازى در تفسير کبير خود جلد 3 صفحه 636.

    - ابو اسحاق حموينى در فرائد المسطين .

    - ابن صباغ مالکى در فصول المهمة صفحه 27.

    - جلال الدين سيوطى در در المنثور جلد 2 صفحه 298.

    - قاضى شوکانى در فتح القدير جلد سوم صفحه 57.

    - شهاب الدين آلوسى شافعى در روح المعانى جلد 6 صفحه 172.

    - شيخ سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة صفحه 120.

    - بدر الدين حنفى در عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى جلد 8 صفحه 584.

    - شيخ محمد عبده مصرى در تفسير المنار جلد 6 صفحه 463.

    - حافظ ابن مردويه (متوفاى 416) (بنا به نقل سيوطى در در المنثور)

    و جمع کثيرى ديگر اين شاءن نزول را براى آيه فوق نقل کرده اند.

    رواياتى که در اين زمينه در کتب معروف اهل تسنن - تا چه رسد به کتب شيعه - نقل شده ، بيش از آن است که بتوان آنها را انکار کرد، و يا به سادگى از آن گذشت

    نمى دانيم چرا درباره شان نزول ساير آيات قرآن به يک يا دو حديث قناعت مى شود اما درباره شان نزول اين آيه اينهمه روايت کافى نيست ، آيا اين آيه خصوصيتى دارد که در ساير آيات نيست ؟ و آيا براى اينهمه سختگيرى در مورد اين آيه دليل منطقى ميتوان يافت ؟

    موضوع ديگرى که در اينجا يادآورى آن ضرورت دارد اين است که رواياتى که در بالا ذکر کرديم تنها رواياتى بود که در زمينه نزول آيه درباره على (عليه السلام ) وارد شده است (يعنى رواياتى مربوط به شاءن نزول آيه بود) و گرنه رواياتى که درباره جريان غدير خم خطبه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و معرفى على به عنوان وصى و ولى نقل شده به مراتب بيش از آن است ، تا آنجا که نويسنده محقق علامه امينى در الغدير حديث غدير را از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و با اسناد و مدارک و از 84 نفر از تابعين و از 360 دانشمند و کتاب معروف اسلامى نقل کرده است که نشان مى دهد حديث مزبور يکى از قطعيترين روايات متواتر است و اگر کسى در تواتر اين روايت شک و ترديد کند بايد گفت که او هيچ روايت متواترى را نميتواند بپذيرد.{2}.

    بنابراین مشخص شده است که این فقط شیعیان نیستند که می گویند آیه ابلاغ (تبلیغ) درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر نازل شده است،بلکه بسیاری از علمای اهل سنت هم این نظر را دارند.

    پرسش:

    چرا امام علي(عليه السلام) و ديگر ائمه به نزول آيه ابلاغ در مورد امام علي(عليه السلام) استناد نكردند؟

    پاسخ:

    اما در مورد استناد ائمه(عليهم السلام) به اين آيه بايد عرض كنم:
    در کتب دانشمندان اهل تسنن موارد زيادى نقل شده که خود على (عليه السلام ) و يا ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) و يا علاقمندان به اين مکتب با حديث غدير استدلال کرده اند:

    از جمله خود على (عليه السلام ) در روز شورى طبق نقل خطيب خوارزمى حنفى در مناقب از عامر بن واصله چنين نقل مى کند:
    در روز شورى با على (عليه السلام ) در آن خانه بودم و شنيدم که با اعضاى شورى چنين ميگفت : دليل محکمى براى شما اقامه ميکنم که عرب و عجم توانائى تغيير آن را نداشته باشند: شما را بخدا سوگند آيا در ميان شما کسى هست که قبل از من خدا را به يگانگى خوانده باشد (و سپس مفاخر معنوى خاندان رسالت را برشمرد تا رسيد به اينجا) شما را بخدا سوگند آيا در ميان شما احدى جز من هست که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در حق او گفته باشد. من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و انصر من نصره ليبلغ الشاهد الغائب همه گفتند: نه{3}.

    اين روايت را حموينى در فرائد السمطين در باب 58 و همچنين ابن حاتم در دار النظيم و دارقطنى و ابن عقده و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نقل کرده اند.

    و نيز مى خوانيم که على (عليه السلام ) بنا به نقل فرائد السمطين در باب 58 در ايام عثمان در مسجد در حضور جمعيت به جريان غدير استدلال کرد، و همچنين در کوفه در برابر کسانى که نص بر خلافت بلافصل او را از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) انکارصريحا به اين روايت استدلال کرد.

    اين حديث را طبق نقل الغدير چهار نفر از صحابه ، و چهارده نفر از تابعين طبق نقل منابع معروف اهل تسنن روايت کرده اند.

    و نيز در روز جنگ جمل طبق نقل حاکم در کتاب مستدرک جلد سوم صفحه 371 در برابر طلحه با آن استدلال فرمود.

    و نيز در روز جنگ صفين طبق نقل سليم بن قيس هلالى على (عليه السلام ) در لشگرگاه خود در برابر جمعى از مهاجرين و انصار و مردمى که از اطراف گرد آمده بودند، به اين حديث استدلال کرد، و دوازده نفر از بدريين (کسانى که جنگ بدر را در خدمت پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) درک کرده بودند) برخاستند و گواهى دادند که اين حديث را از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شنيده اند!

    بعد از على (عليه السلام ) بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام و امام حسن و امام حسين و عبد الله بن جعفر و عمار ياسر و قيس بن سعد و عمر بن عبد العزيز و ماءمون خليفه عباسى به آن استناد جستند و حتى عمرو بن عاص در نامهاى که به معاويه نوشت براى اينکه به او اثبات کند بخوبى از حقايق مربوط به موقعيت على (عليه السلام ) و وضع معاويه آگاه است صريحا مساءله غدير را يادآورى کرده و خطيب خوارزمى حنفى در کتاب مناقب صفحه 124 آن را نقل کرده است.{4}.

    بنابراین این مسئله مسلم است که آیه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و واقعه غدیر خم نازل شده است و حدیث غدیر را هم بسیاری از علمای اهل سنت در منابع خود ذکر کرده اند،و باز طبق نقل منابع متعدد اهل سنت،ائمه(علیهم السلام) بارها به حدیث غدیر برای دفاع از حق الهی خود احتجاج کرده اند.

    پرسش:
    آيا در روز غدير خم كافري هم بود كه در پايان آيه ابلاغ آمده است:«... إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ»؟

    پاسخ:

    با سلام
    برخی در مقام اشکال به نزول ایه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و ماجرای غدیر مى گويند:

    اگر اين آيه مربوط به نصب على (عليه السلام ) به خلافت و ولايت و داستان غدير خم است پس اين جمله آخر که مى گويد:ان الله لا يهدى القوم الکافرين : خداوند قوم کافر را هدايت نمى کند چه ارتباطى با اين مساءله ميتواند داشته باشد؟

    براى پاسخ به اين ايراد کافى است بدانيم که کفر در لغت و همچنين در لسان قرآن به

    معنى انکار و مخالفت و ترک است ،

    گاهى به انکار خدا و يا نبوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اطلاق مى شود و گاهى به انکار و يا مخالفت در برابر دستورات ديگر.

    در سوره آل عمران آيه 97 در مورد حج مى خوانيم : «و من کفر فان الله غنى عن العالمين : کسانى که دستور حج را زير پا بگذارند و با آن مخالفت نمايند به خدا زيانى نمى رسانند خداوند از همه جهانيان بى نياز است».

    و در سوره بقره آيه 102 درباره ساحران و آنها که آلوده به سحر شدند اطلاق کلمه کفر شده است «و ما يعلمان من احد حتى يقولا انما نحن فتنة فلا تکفر».

    و نيز در آيه 22 سوره ابراهيم مى بينيم که شيطان در برابر کسانى که از او پيروى و اطاعت کردند در روز رستاخيز صريحا اظهار تنفر کرده و به آنها مى گويد: شما در اطاعت او امر الهى مرا شريک او ساختيد و من امروز نسبت به اين کار شما کفر مى ورزم«انى کفرت بما اشرکتمونى من قبل»

    بنابر اين اطلاق کفر بر مخالفان مساءله ولايت و رهبرى جاى تعجب نيست .{5}.

    پي نوشتها:
    1- المائدة،آيه67.
    2- تفسیر نمونه،ج5ص2-7.
    3- مناقب،ص217.
    4. تفسیر نمونه،ج5ص19-21.
    5. تفسیر نمونه،ج5ص21-22.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ در ساعت ۲۳:۵۹

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود