جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب از کلمه مولی برای جانشینی استفاده نکردند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب از کلمه مولی برای جانشینی استفاده نکردند؟




    با سلام
    شیعه می‌گویید: مراد پیامبر از کلمه مولی در غدیر خم یعنی خلیفه! پس چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب، قبل و بعد از پیامبر اسلام از این کلمه برای معرفی جانشین خودشان استفاده نکرده اند؟ و اگر یک کلمه به خودی خود می‌تواند شامل معنایی شود پس نقش کلمه در جمله چه می‌شود؟ مثلا: بیشتر مردم از کلمه شیر، معنای شیر مایع خوردنی را بفهمند آیا این دلیل می‌شود که در عبارت زیر، شیر، همین معنا را داشته باشد: شیر درنده جنگل! پس معنای مولی را باید در جمله پیامبر فهمید و پیامبر هم در انتها فرموده اند: خدایا دوست داشته باش هر که علی را دوست دارد، پس معنای مولی دوستی با علی و آقایی و سروری معنوی علی است و نه خلافت منصوص من عندالله!


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۲:۴۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    شیعه می‌گویید: مراد پیامبر از کلمه مولی در غدیر خم یعنی خلیفه! پس چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب، قبل و بعد از پیامبر اسلام از این کلمه برای معرفی جانشین خودشان استفاده نکرده اند؟ و اگر یک کلمه به خودی خود می‌تواند شامل معنایی شود پس نقش کلمه در جمله چه می‌شود؟ مثلا: بیشتر مردم از کلمه شیر، معنای شیر مایع خوردنی را بفهمند آیا این دلیل می‌شود که در عبارت زیر، شیر، همین معنا را داشته باشد: شیر درنده جنگل! پس معنای مولی را باید در جمله پیامبر فهمید و پیامبر هم در انتها فرموده اند: خدایا دوست داشته باش هر که علی را دوست دارد، پس معنای مولی دوستی با علی و آقایی و سروری معنوی علی است و نه خلافت منصوص من عندالله!


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی
    با عرض سلام

    در پاسخ به این سوال شما مطالبی خدمت شما عرض می گردد،به این امید که مفید واقع گردد:
    بر طبق مبانی اعتقادی شیعه امام و خلیفه جز به نصب و تعیین پیغمبر که نصب و تعیین خداست ، معیین نمیشود.

    بر این اعتقاد شیعه هم دلایل عقلی وجود دارد هم دلایل قرآنی و هم از سنت.

    بنابراین اینکه قبل یا بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) امراء و خلفا از لفظ مولی برای معرفی جانشین خود استفاده کرده باشسند یا نکرده باشند،تأثیری در این موضوع ندارد،هر چند بعد از آن حضرت،خلفا برای خود«ولیعهد» انتخاب می کردند،و جانشین خود را با عنوان« ولی عهد» معرفی می کردند،کلمه ولی،هم خانواده کلمه مولی می باشد.

    اولین کسی هم که در اسلام،برای خود ولیعهد انتخاب کرد،معاویة بن ابی سفیان بوده است. از آن پس، اين موضوع ميان امويان و عباسيان متداول گرديد، به گونه‌اي كه تعيين وليعهد تنها به خواست خليفه بستگي داشت. او بود كه بر مي‌گزيد و كسي حق هيچ‌گونه اعتراضي نداشت و معمولاً اين گزينش از ميان خاندان و فرزندان شخص خليفه صورت مي‌گرفت.

    اما در مورد اینکه لفظ «مولی» در بیانات پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم چه می باشد،باید عرض کنم،همانگونه که شما در مثال هم بیان فرموده اید،معنا و مراد از برخی کلمات با توجه به قرائنی که وجود دارد،مشخص می شود،در مثال شما از قرینه درنده و جنگل،فهمیده می شود که مراد از کلمه شیر در این جمله،شیر خوردنی یا شیر آب،نیست.
    و اتفاقاً در مورد کلمه «مولی» در حدیث معروف غدیر که بسیاری از علمای اهل سنت هم آن را نقل کرده اند، قرائن متعددی وجود دارد که به وضوح این مطلب را می رساند که معنا و مفهوم این کلمه در این مورد همان معنای ولی و سرپرست (یا به تعبیر شما خلیفه و جانشین) می باشد نه چیز دیگر،که به این قرائن اشاره خواهم کرد.

    رواياتى که درباره جريان غدير خم و خطبه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و معرفى على بن ابیطالب(علیه اسلام) به عنوان وصى و ولى نقل شده به مراتب بيش از آن است ، تا آنجا که نويسنده محقق علامه امينى در الغدير حديث غدير را از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با اسناد و مدارک و از 84 نفر از تابعين و از 360 دانشمند و کتاب معروف اسلامى نقل کرده است که نشان مى دهد حديث مزبور يکى از قطعيترين روايات متواتر است و اگر کسى در تواتر اين روايت شک و ترديد کند بايد گفت که او هيچ روايت متواترى را نميتواند بپذيرد(1)

    علاوه بر این تمام شیعیان و بسیاری از علمای اهل سنت،می گویند آیه تبلیغ «يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»(2) درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر خم نازل شده است.
    به عنوان نمونه از جمعى از آنها نام مى بريم :

    - حافظ ابو نعيم اصفهانى در کتاب ما نزل من القرآن فى على (بنقل از خصائص صفحه 29).

    - ابو الحسن واحدى نيشابورى در اسباب النزول صفحه 150.

    - حافظ ابو سعيد سجستانى در کتاب الولايه (بنقل از کتاب طرائف ).

    - ابن عساکر شافعى (بنا بنقل در المنثور جلد 2 صفحه 298)

    - فخر رازى در تفسير کبير خود جلد 3 صفحه 636.

    - ابو اسحاق حموينى در فرائد المسطين .

    - ابن صباغ مالکى در فصول المهمة صفحه 27.

    - جلال الدين سيوطى در در المنثور جلد 2 صفحه 298.

    - قاضى شوکانى در فتح القدير جلد سوم صفحه 57.

    - شهاب الدين آلوسى شافعى در روح المعانى جلد 6 صفحه 172.

    - شيخ سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة صفحه 120.

    - بدر الدين حنفى در عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى جلد 8 صفحه 584.

    - شيخ محمد عبده مصرى در تفسير المنار جلد 6 صفحه 463.

    - حافظ ابن مردويه (متوفاى 416) (بنا به نقل سيوطى در در المنثور)

    و جمع کثيرى ديگر اين شأن نزول را براى آيه فوق نقل کرده اند.

    بنابراین نزول آیه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر خم تقریباً قطعی است.
    اما واقعاً جای شگفتی است که نمى دانيم چرا درباره شان نزول ساير آيات قرآن به يک يا دو حديث قناعت مى شود اما درباره شان نزول اين آيه اينهمه روايت کافى نيست ، آيا اين آيه خصوصيتى دارد که در ساير آيات نيست ؟ و آيا براى اينهمه سختگيرى در مورد اين آيه دليل منطقى ميتوان يافت ؟(3)

    اما آنچه در پاسخ به پرسش شما لازم است ذکر گردد،قرائنی است که در این آیه و اتفاقات مربوط به حادثه غدیر وجود دارد که معنا و مفهوم واقعی از کلمه مولی را بیان می کند.

    ادامه دارد...

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معانی واژه«مولی»:

    واژه ی «مولی» در لغت عرب در معانی متعددی به کار رفته است تا آنجا که علامه امینی(ره) در کتاب ارزشمند الغدیر، 27 معنا برای آن ذکر نموده است که عبارتند از:

    1 – الرب «پروردگار» 2 – العم «عمو» 3 – ابن العم «پسر عمو» 4 – الابن «پسر» 5 – ابن الاخت «پسر خواهر» 6 – المعتِق «آزاد کننده» 7 – المعتَق «آزاد شده» 8 – العبد «برده» 9 – المالک 10 – التابع «پیرو» 11 – المنعَم علیه «مورد احسان قرار گرفته» 12 – الشریک 13 – الحلیف «هم پیمان» 14 – الصاحب «همراه - رفیق» 15 – الجار «همسایه» 16 – النزیل «کسی که بر او وارد می شود و نزد او منزل می کنند[5]» 17 – الصهر«داماد» 18 – القریب «نزدیک» 19 – المنعِم «نعمت بخش» 20 – العقید «هم عهد» 21 – الولی 22 – الاولی بالشیء 23 – السید غیر المالک و المعتِق 24 – المحب «دوستدار» 25 – الناصر «یاور» 26 - المتصرف فی الامر 27 – المتولی فی الامر(4)

    حتماً این را می دانید که نزد اهل لغت و علوم دینی شرط است که لفظ مشترک المعانی در هیچ یک از معانی خود آورده نمی شود، مگر آنکه قرینه ای دالّ بر معنی خاصّ مورد نظر متکلّم در آن رعایت شود.

    منظور از «مولی» در حدیث غدیر کدام معنی می باشد؟

    برای یافتن معنا و مفهوم کلمه«مولی» د رحدیث غدیر باید تک تک معانی لغوی مولی را بررسی کنیم تا از یک سو دریابیم که پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) در حدیث غدیر، کدام یک از معانی کلمه مولی را اراده فرموده است و از سوی دیگر اوضاع و اوحال واقعه غدیر بر اراده کدام معنی دلالت دارد؟

    1 – بدون تردید پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) واژه مولی را در حدیث غدیر به معنای «رب» به کار نبرده است. چرا که پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) منادی توحید است و به منظور رهایی بشر از «چندگانه پرستی» مبعوث شده است، تا در پرتو دعوت به یکتا پرستی، مردم را به سعادت ابدی هدایت نماید. حال چگونه ممکن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) واژه ی مولی را در معنای «رب» به کار برده باشد؟

    بنابراین قطعا پیامبر (ص) از واژه «مولی» معنای «رب» را اراده نفرموده است زیرا «اراده چنین معنایی مستلزم کفر است»(5)

    2 – همچنین به طور قطع پیامبر (صلی الله علیه وآله) از واژه ی «مولی» معانی «دوم» تا «چهاردهم» را نیز اراده نفرموده است. چرا که «اراده هریک از این معانی مستلزم کذب می باشد.(6)

    به عنوان نمونه یکی از معانی «مولی»، «معتَق» است و اگر منظور از «مولی» در حدیث غدیر «معتَق» باشد کذب محض خواهد بود چرا که «رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه اسلام) برده و آزاد شده کسی نبوده اند و از چنین تصو رو توهمی باید از پیشگاه خداوند آمرزش خواست.(7)

    3 – برخی از معانی «مولی» نیز به گونه ای است که اگر مراد پیامبر(صلی الله علیه وآله) باشد، نه تنها با اوضاع و احوال واقعه غدیر معقول به نظر نمی رسد بلکه تلازمی نیز بین آنها وجود ندارد. به عنوان نمونه یکی از معانی «مولی»، «همسایه» است.

    آیا معقول است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمان توقف جمعیت انبوه زائران بیت الحرام را در آن گرمای تاقت فرسا صادر نماید تا به مردم اعلام نماید که :هرکس من همسایه او هستم علی(علیه اسلام) نیز همسایه ی اوست!

    و اساسا ملازمه ی وجود ندارد که با هرکس، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همسایه باشد، حتما حضرت علی(علیه اسلام) نیز با او همسایه باشد.

    4 – برخی از دانشمندان اهل سنت تاکید دارند که منظور از «ولی» محب و ناصر می باشد؛ اما این سخن گفتاری است که ضعف و بی پایگی آن از جهات مختلف پیداست:

    الف: «لزوم دوستی با افراد با ایمان، تا چه رسد نسبت به مؤمنی مانند علی(علیه السلام) امر مخفی و پنهانی نبود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن را در اجتماع بزرگ اعلام بفرماید.(8)

    چرا که «قرآن این مساله را برای آنان بازگو کرده و پیامبر هم مکرر در باره لزوم آن، به مسلمانان گوشزد فرموده و لازم نبوده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن هنگام به بیان آن مساله اهتمام بورزد و آنان را از موضوعی خبر دهد که پیش از آن قرآن با صراحت آن را (چنین) بیان کرده(9):

    «المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض»(10): مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند.

    ب: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آغاز خطبه غدیر، از مردم به اصل مهم اسلامی اقرار گرفت و فرمود:

    «الستم تشهدون ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق»(11)

    (حال) این مسئله (بیان محبت و دوستی و نصرت و یاری) این قدر هم اهمیت نداشت که در ردیف اصول سه گانه قرار بگیرد.»[12]

    ج: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آغاز خطبه خود، از مرگ و رحلت خویش سخن می گوید و این جمله حاکی از آن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) می خواهد برای پس از مرگ خود چاره ای بیندیشد و خلائی را که از رحلت آن حضرت پدید می آید پر کند آنچه می تواند چنین خلائی را پر کند تعیین امام و رهبری است که زمام امور را پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله) بدست بگیرد نه مودت و دوستی یک فرد و نصرت و کمک به او»(13)

    د: به گواهی تاریخ عمر اولین فردی بود که به حضرت علی (ع) چنین تبریک گفت:

    بخ بخ لک یابن ابی طالب اصبحت مولای و مولای کل مسلم(14) : آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای فرزند ابوطالب، تو مولا و رهبر من و تمام مسلمانان شدی.

    «آیا جز مقام زعامت و رهبری امت، شایسته چنین تهنیت هست؟»(15)

    ذ. اگر منظور از مولی «محب و ناصر» باشد آیا می توان پذیرفت که عدم ابلاغ آن موجب عدم ابلاغ رسالت گردد؟

    ر. اساسا اراده معنای «محب و ناصر» از واژه «مولی» از نظر شرایط و اوضاع و احوال به کلی منتفی است؛ چرا که در آن گرمای طاقت فرسا! به گونه ای که طبق روایت تاریخ، مردم از شدت گرما گوشه ای از عبای خود را به زیر پا و گوشه ی دیگر را به روی سر افکنده بودند، عده ای جلوتر افتاده بودند و پیامبر دستور بازگشت آنان را صادر نمود.

    حال با توجه به چنین شرایطی آیا می توان پذیرفت که پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن جمعیت عظیم را در آن گرمای طاقت فرسا و آن هم به مدت چندین ساعت نگه داشت تا به آنها محبت و نصرت را اعلام نماید!!!

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- منظور از «مولی» در حدیث غدیر «اولی بالشیء» است:

    گرچه در کتب لغت برای واژه «مولی» معانی متعددی بیان شده است؛ اما با توجه به بررسی های که انجام گرفت، روشن می گردد که «مقصود از کلمه مولی در حدیث غدیر، «اولی بالشیء» است»(16) «که همان امارت و خلافت است.»(17)
    چنانکه بسیاری از صاحب نظران نیز به آن اذعان نموده اند.

    ابن بطریق در این رابطه چنین می گوید: «کسی که مراجعه به کتب لغت داشته باشد پی به وجود معانی مختلف برای کلمه «مولی» می برد... حق این است که کلمه «مولی» بیش از یک معنا ندارد و آن اولی و سزاوارتر به یک چیز است.»(18)

    علامه امینی نیز در این راستا می فرماید:
    «ان الحقیقة من معانی المولی لیس الا الاولی بالشیء، و هو الجامع لهاتیک المعانی جمعاء، ... و لم یطلق لفظ المولی علی شیء منها الا بمناسبة هذا المعنی»(19)

    معنای واقعی مولی چیزی جز «اولی بالشیء» نیست و همین معنی، جامع همه معانی است. و لفظ مولی به مناسبت همین معنی، بر سایر معانی اطلاق شده است.

    در حدیث غدیر نیز واژه مولی به معنای «اولی بالشیء» به کار رفته است(20). و دلایل فراوانی این سخن را تایید می کند که ذیلا به برخی از آنها اشاره می گردد:

    1 – آیه تبلیغ:
    «یا ایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»(21)
    ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای و خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می دارد.(22)

    آیه شریفه به وضوح بیانگر این مطلب است که باید پیامبر(صلی الله علیه وآله) مطلبی مهمی را برای مردم ابلاغ نماید، و آن مطلب از چنان اهمیتی برخوردار است که عدم تبلیغ آن به منزله عدم تبلیغ رسالت می باشد.

    «اکنون این سؤال پیش می آید که ... چه مطلب مهمی بوده که خداوند پیامبر(صلی الله علیه وآله) را با این تاکید مامور ابلاغ آن می کند.

    آیا مسائل مربوط به توحید و شرک و بت شکنی بوده که از سال ها قبل برای پیامبر و مسلمانان حل شده بود؟

    آیا مربوط به احکام و قوانین اسلامی بوده با اینکه مهمترین آنها تا آن زمان بیان شده بود؟

    آیا مربوط به مبارزه با اهل کتاب و یهود و نصاری بوده با اینکه می دانیم مساله اهل کتاب بعد از ماجرای «بنی النضیر» و «بنی قریظه» و «بنی قینقاع» و «خیبر» و «فدک» و «نجران» مشکلی برای مسلمانان محسوب نمی شد.

    و آیا مربوط به منافقان بوده در حالی که می دانیم پس از فتح مکه و سیطه و نفوذ اسلام در سراسر جزیره عربستان منافقان از صحنه اجتماع طرد شدند و نیروهای آنها در هم شکسته شد و هرچه داشتند در باطن بود.

    راستی چه مساله مهمی در این آخرین ماههای عمر پیامبر (ص) مطرح بوده که آیه فوق این چنین در باره آن تاکید می کند؟»(23)

    واقعا چه مساله ی مهمی بوده حتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) از اعلام آن واهمه داشته است؟ و خداوند متعال برای رفع این نگرانی می فرماید: «والله یعصمک من الناس»

    آیا می توان پذیرفت که این مسئله مطرح نمودن این مطلب بوده که: ای پیامبر به مردم بگو که با هرکس تو هم پیمان هستی علی هم پیمان است؟ با هرکس که تو همسایه هستی علی نیز همسایه است؟ با هر کس که تو شریک هستی علی نیز شریک است؟

    و اگر بر فرض مقصود از آن امر مهم بیان این امور باشد آیا بیان این مطلب چه خطری داشته که پیامبر(صلی الله علیه وآله) از اعلام آن واهمه داشته است؟ و آیا معقول است که عدم ابلاغ این امر موجب عدم ابلاغ رسالت گردد؟

    بدون شک هر فردی که به نعمت خرد و اندیشه آراسته و از تعصب و تنگ نظری پیراسته باشد به وضوح در می یابد که آن مساله مهم چیزی جز تعیین جانشین برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) نبوده است؟ مساله ای که سعادت بشریت به آن بستگی دارد.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2 – قرینه صدر حدیث:

    با عنایت به صدر حدیث غدیر، روشن می گردد که منظور از «مولی» در حدیث غدیر چیزی جز «اولی» نیست چنانکه علامه امینی در این زمینه می فرماید:

    «پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) در مقدمه حدیث غدیر چنین فرمود: «ألست اولی بکم من أنفسکم» آنگاه فرمود:

    «فمن کنت مولاه فعلی مولاه» حال اگر حضرت در حدیث غدیر، غیر از معنایی که در مقدمه حدیث اراده فرموده، معنای دیگری را اراده فرموده باشد، در این صورت رشته کلام به هم می خورد و کلام عاری از فصاحت و بلاغت خواهد شد در حالی که حضرت در فصاحت و بلاغت نظیر ندارد.»(24)

    3 – قرینه ذیل حدیث:

    در ادامه حدیث غدیر آن حضرت چنین می فرماید:

    «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»(25)

    «این جمله که برخی از علمای اهل سنت همچون ابن کثیر و البانی تصریح به صحت آن دارند، تنها با معنای «سرپرستی و امامت» سازگاری دارد نه با معنای «محب و دوست» که اهل سنت می گویند.»(26)

    4 – اکمال دین به ولایت حضرت علی(علیه السلام):

    به گواهی تاریخ بعد از واقعه غدیر خداوند این آیه را نازل فرمود:

    «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»(27)

    از این آیه استفاده می شود که خداوند متعال به اسلام با ولایت حضرت علی (علیه السلام) رضایت داده است و نیز دین با ولایت او کامل و نعمت با ولایت او تمام خواهد شد. و این با امامت و سرپرستی امام علی(علیه السلام) سازگاری دارد.»(28)

    گرچه قرائن و دلایل فراوانی دیگری نیز مؤید این مطلب است که مراد از «ولی» در حدیث غدیر «اولی بالشیء» می باشد؛ اما به همین اندازه اکتفا می کنیم .

    پی نوشتها:
    1- تفسیر نمونه،ج5ص2-7
    2- المائدة/67
    3- تفسیر نمونه،ج5ص2-7
    4- الامینی، عبد الحسین، الغدیر، ج 1، ص 362، الطبعة 1379 هـ. الناشر: دار الکتاب العربی – بیروت.
    5- الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 363.
    6- همان.
    7 . فرج الله، محمد رضا، غدیر در اسلام ، ص 109.
    8 . سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی ، ص 418.
    9 . فرج الله، محمد رضا، غدیر در اسلام، ص 113.
    10 . توبه 71.
    11 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ج 1، ص 27.
    12 . سبحانی، جعفر پیشین، ص 418.
    13 . همان.
    14- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 8، ص 284، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.

    15 . همان، ص 419.
    16 . الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 370.
    17 . فرج الله، محمد رضا، پیشین، ص 116.
    18 . رضوانی، علی اصغر، غدیر شناسی و پاسخ به شبهات، ص 119، جاپ اول، 1384، ناشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران. به نقل از: ابن بطریق، العمدة، ص 114 و 115.
    19 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ص 368.
    20 . الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 370.
    21 .مائده، 67.
    22 . ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
    23 . تفسیر نمونه، ج 5، ص 3 و 4،
    24 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ص 370 و 371.
    25 . همان ص 372.
    26 . رضوانی، علی اصغر، پیشین، ص 122.
    27 . مائده 3.
    28 . رضوانی، علی اصغر، پیشین، ص 123.

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    90
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل قرآنی نمایش پست
    با سلام
    شیعه می‌گویید: مراد پیامبر از کلمه مولی در غدیر خم یعنی خلیفه! پس چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب، قبل و بعد از پیامبر اسلام از این کلمه برای معرفی جانشین خودشان استفاده نکرده اند؟ و اگر یک کلمه به خودی خود می‌تواند شامل معنایی شود پس نقش کلمه در جمله چه می‌شود؟ مثلا: بیشتر مردم از کلمه شیر، معنای شیر مایع خوردنی را بفهمند آیا این دلیل می‌شود که در عبارت زیر، شیر، همین معنا را داشته باشد: شیر درنده جنگل! پس معنای مولی را باید در جمله پیامبر فهمید و پیامبر هم در انتها فرموده اند: خدایا دوست داشته باش هر که علی را دوست دارد، پس معنای مولی دوستی با علی و آقایی و سروری معنوی علی است و نه خلافت منصوص من عندالله!


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی
    پاسخ این سوال بسیار ساده ست .

    در ذی الحجة واقعه ایی رخ داد به نام غدیر در این روز با عظمت دین تکمیل شد و نعمت به اتمام رسید با چه چیزی ؟ با تعیین خلیفه و امام مشروع از طرف خداوند متعال .

    خب این قضیه به سمع تمامی مردم رسید چه مسلمانان چه مسیحیت و چه یهود و همه ناامید شدند و داشتن از غضب منفجر می شدن .

    رحلت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم نزدیک شد و شهادت آن بزرگوار رقم خورد .

    در این جا - یعنی بعد از شهادت نبی مکرم اسلام - دو چیز بود که گرداندگان سقیفه باید یه فکری به حالش می کردن .

    1 : نص : که نص پیامبر اکرم بر امامت امیر المومنین صلوات الله علیه بود از جانب خداوند متعال .

    2 : منصوص علیه : که حضرت امیر علیه السلام می باشد .


    شما دقت کنید روساءی سقیفه با هیچ کس مشکلی نداشتن جزء با حضرت امیر علیه السلام و به طور کل با بیت وحی .

    در غدیر خم پیامبر فرمودند : ولی کل مومن بعدی یا من کنت مولاه فهذا علی مولاه . ( صحیح و عمده در کلام مقدسشون این بود که من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم والی من والاه و عادی من عاده و انصر من نصره و اخذل من خذله ... )

    از کلمه مولی استفاده کرد . واقعیت امر مولی در نزد عرب یک معنی بیشتر ندارد و اون سر پرستی و قیادت است و عرب - حتی بی سواداش مثل خود عمر که کل تاریخ گواه است معنای لغوی کلمات را بلد نبود - خوب این مساله را می دانست ( هر چند که مولی معانی دیگری دارد که متفرع بر معنای واقعی و اصلیش می شود با عنایت به بلاغت کلام )

    بنابر این خلیفه اول با منع حدیث خواست تمام آثار مربوط به امیر المومنین صلوات الله علیه را پاک کند و از کلماتی چون مولی هم بشدت پرهیز می کردن و عموما از حدیث غدیر و نقل اون بر خورد می کردن و اصلا اساس منع حدیث همین بود .

    در یک کلمه روساءی سقیفه می بایست به هر شکلی شده با نص و منصوص علیه مقابله می کردن حتی اگه مستلزم کشتن حضرت امیر یعنی منصوص علیه و سوزاندن بیت وحی باشد .

    این خیلی خلاصه بود وقت شرح بشیتر نیست متاسفانه .

    عن الرسول الأقدس صلی الله علیه و آله صحيحا .

    تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَافْهَمُوا آياتِهِ، وَانْظُرُوا إلى مُحْكَماتِهِ وَلا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَواللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسِيرَهُ إلاّ الَّذِي أَنَاآخِذٌ بِيَدِهِ ومُصْعِدُه إِليَّ وشائِكٌ بِعَضُدِهِ ورافِعُهُ بِيَدَيَّ وَمُعْلِمُكُمْأَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذَا عَلِيٌّ مَوْلاهُ، وَهُوَ عَلِيُّ بْنُ أبِي طالِبٍ أَخِي، وَوَصِيِّي، وَمُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ ـ عَزَّوَجلَّ ـ أَنْزَلَها عَلَيَّ.

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    كلمه مولي به معناي جانشين

    پرسش:

    با اينكه شیعه می‌گویید مراد پیامبر از کلمه مولی در غدیر خم یعنی خلیفه! پس چرا هیچیک از امراء و خلفای عرب، قبل و بعد از پیامبر اسلام از این کلمه برای معرفی جانشین خودشان استفاده نکرده اند؟

    پاسخ:

    با عرض سلام

    در پاسخ به این سوال شما مطالبی خدمت شما عرض می گردد،به این امید که مفید واقع گردد:
    بر طبق مبانی اعتقادی شیعه امام و خلیفه جز به نصب و تعیین پیغمبر که نصب و تعیین خداست ، معیین نمیشود.

    بر این اعتقاد شیعه هم دلایل عقلی وجود دارد هم دلایل قرآنی و هم از سنت.

    بنابراین اینکه قبل یا بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) امراء و خلفا از لفظ مولی برای معرفی جانشین خود استفاده کرده باشند یا نکرده باشند،تأثیری در این موضوع ندارد،هر چند بعد از آن حضرت،خلفا برای خود«ولیعهد» انتخاب می کردند،و جانشین خود را با عنوان« ولی عهد» معرفی می کردند،کلمه ولی،هم خانواده کلمه مولی می باشد.

    اولین کسی هم که در اسلام،برای خود ولیعهد انتخاب کرد،معاویة بن ابی سفیان بوده است. از آن پس، اين موضوع ميان امويان و عباسيان متداول گرديد، به گونه‌اي كه تعيين وليعهد تنها به خواست خليفه بستگي داشت. او بود كه بر مي‌گزيد و كسي حق هيچ‌گونه اعتراضي نداشت و معمولاً اين گزينش از ميان خاندان و فرزندان شخص خليفه صورت مي‌گرفت.

    اما در مورد اين سخن شما كه گفته ايد شيعه اعتقاد دارد كه لفظ مولي در حديث غدير يعني خليفه،بايد عرض كنم:

    در مورد کلمه «مولی» در حدیث معروف غدیر که بسیاری از علمای اهل سنت هم آن را نقل کرده اند، قرائن متعددی وجود دارد که به وضوح این مطلب را می رساند که معنا و مفهوم این کلمه در این مورد همان معنای ولی و سرپرست (یا به تعبیر شما خلیفه و جانشین) می باشد نه چیز دیگر،که به این قرائن اشاره خواهم کرد.

    رواياتى که درباره جريان غدير خم و خطبه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و معرفى على بن ابیطالب(علیه اسلام) به عنوان وصى و ولى نقل شده به مراتب بيش از آن است ، تا آنجا که نويسنده محقق علامه امينى در الغدير حديث غدير را از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با اسناد و مدارک و از 84 نفر از تابعين و از 360 دانشمند و کتاب معروف اسلامى نقل کرده است که نشان مى دهد حديث مزبور يکى از قطعيترين روايات متواتر است و اگر کسى در تواتر اين روايت شک و ترديد کند بايد گفت که او هيچ روايت متواترى را نميتواند بپذيرد(1)

    علاوه بر این تمام شیعیان و بسیاری از علمای اهل سنت،می گویند آیه تبلیغ «يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»(2) درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر خم نازل شده است.
    به عنوان نمونه از جمعى از آنها نام مى بريم :

    - حافظ ابو نعيم اصفهانى در کتاب ما نزل من القرآن فى على (بنقل از خصائص صفحه 29).

    - ابو الحسن واحدى نيشابورى در اسباب النزول صفحه 150.

    - حافظ ابو سعيد سجستانى در کتاب الولايه (بنقل از کتاب طرائف ).

    - ابن عساکر شافعى (بنا بنقل در المنثور جلد 2 صفحه 298)

    - فخر رازى در تفسير کبير خود جلد 3 صفحه 636.

    - ابو اسحاق حموينى در فرائد المسطين .

    - ابن صباغ مالکى در فصول المهمة صفحه 27.

    - جلال الدين سيوطى در در المنثور جلد 2 صفحه 298.

    - قاضى شوکانى در فتح القدير جلد سوم صفحه 57.

    - شهاب الدين آلوسى شافعى در روح المعانى جلد 6 صفحه 172.

    - شيخ سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة صفحه 120.

    - بدر الدين حنفى در عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى جلد 8 صفحه 584.

    - شيخ محمد عبده مصرى در تفسير المنار جلد 6 صفحه 463.

    - حافظ ابن مردويه (متوفاى 416) (بنا به نقل سيوطى در در المنثور)

    و جمع کثيرى ديگر اين شأن نزول را براى آيه فوق نقل کرده اند.

    بنابراین نزول آیه تبلیغ درباره امام علی(علیه السلام) و حادثه غدیر خم تقریباً قطعی است.
    اما واقعاً جای شگفتی است که نمى دانيم چرا درباره شان نزول ساير آيات قرآن به يک يا دو حديث قناعت مى شود اما درباره شان نزول اين آيه اينهمه روايت کافى نيست ، آيا اين آيه خصوصيتى دارد که در ساير آيات نيست ؟ و آيا براى اينهمه سختگيرى در مورد اين آيه دليل منطقى ميتوان يافت ؟(3)

    در این آیه و اتفاقات مربوط به حادثه غدیر قرائني وجود دارد که معنا و مفهوم واقعی از کلمه مولی را بیان می کند.

    معانی واژه«مولی»:

    واژه ی «مولی» در لغت عرب در معانی متعددی به کار رفته است تا آنجا که علامه امینی(ره) در کتاب ارزشمند الغدیر، 27 معنا برای آن ذکر نموده است که عبارتند از:

    1 – الرب «پروردگار» 2 – العم «عمو» 3 – ابن العم «پسر عمو» 4 – الابن «پسر» 5 – ابن الاخت «پسر خواهر» 6 – المعتِق «آزاد کننده» 7 – المعتَق «آزاد شده» 8 – العبد «برده» 9 – المالک 10 – التابع «پیرو» 11 – المنعَم علیه «مورد احسان قرار گرفته» 12 – الشریک 13 – الحلیف «هم پیمان» 14 – الصاحب «همراه - رفیق» 15 – الجار «همسایه» 16 – النزیل «کسی که بر او وارد می شود و نزد او منزل می کنند[5]» 17 – الصهر«داماد» 18 – القریب «نزدیک» 19 – المنعِم «نعمت بخش» 20 – العقید «هم عهد» 21 – الولی 22 – الاولی بالشیء 23 – السید غیر المالک و المعتِق 24 – المحب «دوستدار» 25 – الناصر «یاور» 26 - المتصرف فی الامر 27 – المتولی فی الامر(4)

    حتماً این را می دانید که نزد اهل لغت و علوم دینی شرط است که لفظ مشترک المعانی در هیچ یک از معانی خود آورده نمی شود، مگر آنکه قرینه ای دالّ بر معنی خاصّ مورد نظر متکلّم در آن رعایت شود.

    منظور از «مولی» در حدیث غدیر کدام معنی می باشد؟

    برای یافتن معنا و مفهوم کلمه«مولی» د رحدیث غدیر باید تک تک معانی لغوی مولی را بررسی کنیم تا از یک سو دریابیم که پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) در حدیث غدیر، کدام یک از معانی کلمه مولی را اراده فرموده است و از سوی دیگر اوضاع و اوحال واقعه غدیر بر اراده کدام معنی دلالت دارد؟

    1 – بدون تردید پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) واژه مولی را در حدیث غدیر به معنای «رب» به کار نبرده است. چرا که پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) منادی توحید است و به منظور رهایی بشر از «چندگانه پرستی» مبعوث شده است، تا در پرتو دعوت به یکتا پرستی، مردم را به سعادت ابدی هدایت نماید. حال چگونه ممکن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) واژه ی مولی را در معنای «رب» به کار برده باشد؟

    بنابراین قطعا پیامبر (ص) از واژه «مولی» معنای «رب» را اراده نفرموده است زیرا «اراده چنین معنایی مستلزم کفر است»(5)

    2 – همچنین به طور قطع پیامبر (صلی الله علیه وآله) از واژه ی «مولی» معانی «دوم» تا «چهاردهم» را نیز اراده نفرموده است. چرا که «اراده هریک از این معانی مستلزم کذب می باشد.(6)

    به عنوان نمونه یکی از معانی «مولی»، «معتَق» است و اگر منظور از «مولی» در حدیث غدیر «معتَق» باشد کذب محض خواهد بود چرا که «رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه اسلام) برده و آزاد شده کسی نبوده اند و از چنین تصو رو توهمی باید از پیشگاه خداوند آمرزش خواست.(7)

    3 – برخی از معانی «مولی» نیز به گونه ای است که اگر مراد پیامبر(صلی الله علیه وآله) باشد، نه تنها با اوضاع و احوال واقعه غدیر معقول به نظر نمی رسد بلکه تلازمی نیز بین آنها وجود ندارد. به عنوان نمونه یکی از معانی «مولی»، «همسایه» است.

    آیا معقول است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمان توقف جمعیت انبوه زائران بیت الحرام را در آن گرمای تاقت فرسا صادر نماید تا به مردم اعلام نماید که :هرکس من همسایه او هستم علی(علیه اسلام) نیز همسایه ی اوست!

    و اساسا ملازمه ی وجود ندارد که با هرکس، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همسایه باشد، حتما حضرت علی(علیه اسلام) نیز با او همسایه باشد.

    4 – برخی از دانشمندان اهل سنت تاکید دارند که منظور از «ولی» محب و ناصر می باشد؛ اما این سخن گفتاری است که ضعف و بی پایگی آن از جهات مختلف پیداست:

    الف: «لزوم دوستی با افراد با ایمان، تا چه رسد نسبت به مؤمنی مانند علی(علیه السلام) امر مخفی و پنهانی نبود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن را در اجتماع بزرگ اعلام بفرماید.(8)

    چرا که «قرآن این مساله را برای آنان بازگو کرده و پیامبر هم مکرر در باره لزوم آن، به مسلمانان گوشزد فرموده و لازم نبوده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن هنگام به بیان آن مساله اهتمام بورزد و آنان را از موضوعی خبر دهد که پیش از آن قرآن با صراحت آن را (چنین) بیان کرده(9):

    «المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض»(10): مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند.

    ب: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آغاز خطبه غدیر، از مردم به اصل مهم اسلامی اقرار گرفت و فرمود:

    «الستم تشهدون ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق»(11)

    (حال) این مسئله (بیان محبت و دوستی و نصرت و یاری) این قدر هم اهمیت نداشت که در ردیف اصول سه گانه قرار بگیرد.»[12]

    ج: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آغاز خطبه خود، از مرگ و رحلت خویش سخن می گوید و این جمله حاکی از آن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) می خواهد برای پس از مرگ خود چاره ای بیندیشد و خلائی را که از رحلت آن حضرت پدید می آید پر کند آنچه می تواند چنین خلائی را پر کند تعیین امام و رهبری است که زمام امور را پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله) بدست بگیرد نه مودت و دوستی یک فرد و نصرت و کمک به او»(13)

    د: به گواهی تاریخ عمر اولین فردی بود که به حضرت علی (ع) چنین تبریک گفت:

    بخ بخ لک یابن ابی طالب اصبحت مولای و مولای کل مسلم(14) : آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای فرزند ابوطالب، تو مولا و رهبر من و تمام مسلمانان شدی.

    «آیا جز مقام زعامت و رهبری امت، شایسته چنین تهنیت هست؟»(15)

    ذ. اگر منظور از مولی «محب و ناصر» باشد آیا می توان پذیرفت که عدم ابلاغ آن موجب عدم ابلاغ رسالت گردد؟

    ر. اساسا اراده معنای «محب و ناصر» از واژه «مولی» از نظر شرایط و اوضاع و احوال به کلی منتفی است؛ چرا که در آن گرمای طاقت فرسا! به گونه ای که طبق روایت تاریخ، مردم از شدت گرما گوشه ای از عبای خود را به زیر پا و گوشه ی دیگر را به روی سر افکنده بودند، عده ای جلوتر افتاده بودند و پیامبر دستور بازگشت آنان را صادر نمود.

    حال با توجه به چنین شرایطی آیا می توان پذیرفت که پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن جمعیت عظیم را در آن گرمای طاقت فرسا و آن هم به مدت چندین ساعت نگه داشت تا به آنها محبت و نصرت را اعلام نماید!!!

    4- منظور از «مولی» در حدیث غدیر «اولی بالشیء» است:

    گرچه در کتب لغت برای واژه «مولی» معانی متعددی بیان شده است؛ اما با توجه به بررسی های که انجام گرفت، روشن می گردد که «مقصود از کلمه مولی در حدیث غدیر، «اولی بالشیء» است»(16) «که همان امارت و خلافت است.»(17)
    چنانکه بسیاری از صاحب نظران نیز به آن اذعان نموده اند.

    ابن بطریق در این رابطه چنین می گوید: «کسی که مراجعه به کتب لغت داشته باشد پی به وجود معانی مختلف برای کلمه «مولی» می برد... حق این است که کلمه «مولی» بیش از یک معنا ندارد و آن اولی و سزاوارتر به یک چیز است.»(18)

    علامه امینی نیز در این راستا می فرماید:
    «ان الحقیقة من معانی المولی لیس الا الاولی بالشیء، و هو الجامع لهاتیک المعانی جمعاء، ... و لم یطلق لفظ المولی علی شیء منها الا بمناسبة هذا المعنی»(19)

    معنای واقعی مولی چیزی جز «اولی بالشیء» نیست و همین معنی، جامع همه معانی است. و لفظ مولی به مناسبت همین معنی، بر سایر معانی اطلاق شده است.

    در حدیث غدیر نیز واژه مولی به معنای «اولی بالشیء» به کار رفته است(20). و دلایل فراوانی این سخن را تایید می کند که ذیلا به برخی از آنها اشاره می گردد:

    1 – آیه تبلیغ:
    «یا ایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»(21)
    ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای و خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می دارد.(22)

    آیه شریفه به وضوح بیانگر این مطلب است که باید پیامبر(صلی الله علیه وآله) مطلبی مهمی را برای مردم ابلاغ نماید، و آن مطلب از چنان اهمیتی برخوردار است که عدم تبلیغ آن به منزله عدم تبلیغ رسالت می باشد.

    «اکنون این سؤال پیش می آید که ... چه مطلب مهمی بوده که خداوند پیامبر(صلی الله علیه وآله) را با این تاکید مامور ابلاغ آن می کند.

    آیا مسائل مربوط به توحید و شرک و بت شکنی بوده که از سال ها قبل برای پیامبر و مسلمانان حل شده بود؟

    آیا مربوط به احکام و قوانین اسلامی بوده با اینکه مهمترین آنها تا آن زمان بیان شده بود؟

    آیا مربوط به مبارزه با اهل کتاب و یهود و نصاری بوده با اینکه می دانیم مساله اهل کتاب بعد از ماجرای «بنی النضیر» و «بنی قریظه» و «بنی قینقاع» و «خیبر» و «فدک» و «نجران» مشکلی برای مسلمانان محسوب نمی شد.

    و آیا مربوط به منافقان بوده در حالی که می دانیم پس از فتح مکه و سیطه و نفوذ اسلام در سراسر جزیره عربستان منافقان از صحنه اجتماع طرد شدند و نیروهای آنها در هم شکسته شد و هرچه داشتند در باطن بود.

    راستی چه مساله مهمی در این آخرین ماههای عمر پیامبر (ص) مطرح بوده که آیه فوق این چنین در باره آن تاکید می کند؟»(23)

    واقعا چه مساله ی مهمی بوده حتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) از اعلام آن واهمه داشته است؟ و خداوند متعال برای رفع این نگرانی می فرماید: «والله یعصمک من الناس»

    آیا می توان پذیرفت که این مسئله مطرح نمودن این مطلب بوده که: ای پیامبر به مردم بگو که با هرکس تو هم پیمان هستی علی هم پیمان است؟ با هرکس که تو همسایه هستی علی نیز همسایه است؟ با هر کس که تو شریک هستی علی نیز شریک است؟

    و اگر بر فرض مقصود از آن امر مهم بیان این امور باشد آیا بیان این مطلب چه خطری داشته که پیامبر(صلی الله علیه وآله) از اعلام آن واهمه داشته است؟ و آیا معقول است که عدم ابلاغ این امر موجب عدم ابلاغ رسالت گردد؟

    بدون شک هر فردی که به نعمت خرد و اندیشه آراسته و از تعصب و تنگ نظری پیراسته باشد به وضوح در می یابد که آن مساله مهم چیزی جز تعیین جانشین برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) نبوده است؟ مساله ای که سعادت بشریت به آن بستگی دارد.



    2 – قرینه صدر حدیث:

    با عنایت به صدر حدیث غدیر، روشن می گردد که منظور از «مولی» در حدیث غدیر چیزی جز «اولی» نیست چنانکه علامه امینی در این زمینه می فرماید:

    «پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) در مقدمه حدیث غدیر چنین فرمود: «ألست اولی بکم من أنفسکم» آنگاه فرمود:

    «فمن کنت مولاه فعلی مولاه» حال اگر حضرت در حدیث غدیر، غیر از معنایی که در مقدمه حدیث اراده فرموده، معنای دیگری را اراده فرموده باشد، در این صورت رشته کلام به هم می خورد و کلام عاری از فصاحت و بلاغت خواهد شد در حالی که حضرت در فصاحت و بلاغت نظیر ندارد.»(24)

    3 – قرینه ذیل حدیث:

    در ادامه حدیث غدیر آن حضرت چنین می فرماید:

    «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»(25)

    «این جمله که برخی از علمای اهل سنت همچون ابن کثیر و البانی تصریح به صحت آن دارند، تنها با معنای «سرپرستی و امامت» سازگاری دارد نه با معنای «محب و دوست» که اهل سنت می گویند.»(26)

    4 – اکمال دین به ولایت حضرت علی(علیه السلام):

    به گواهی تاریخ بعد از واقعه غدیر خداوند این آیه را نازل فرمود:

    «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»(27)

    از این آیه استفاده می شود که خداوند متعال به اسلام با ولایت حضرت علی (علیه السلام) رضایت داده است و نیز دین با ولایت او کامل و نعمت با ولایت او تمام خواهد شد. و این با امامت و سرپرستی امام علی(علیه السلام) سازگاری دارد.»(28)

    گرچه قرائن و دلایل فراوانی دیگری نیز مؤید این مطلب است که مراد از «ولی» در حدیث غدیر «اولی بالشیء» می باشد؛ اما به همین اندازه اکتفا می کنیم .

    پی نوشتها:
    1- تفسیر نمونه،ج5ص2-7
    2- المائدة/67
    3- تفسیر نمونه،ج5ص2-7
    4- الامینی، عبد الحسین، الغدیر، ج 1، ص 362، الطبعة 1379 هـ. الناشر: دار الکتاب العربی – بیروت.
    5- الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 363.
    6- همان.
    7 . فرج الله، محمد رضا، غدیر در اسلام ، ص 109.
    8 . سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی ، ص 418.
    9 . فرج الله، محمد رضا، غدیر در اسلام، ص 113.
    10 . توبه 71.
    11 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ج 1، ص 27.
    12 . سبحانی، جعفر پیشین، ص 418.
    13 . همان.
    14- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 8، ص 284، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.

    15 . همان، ص 419.
    16 . الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 370.
    17 . فرج الله، محمد رضا، پیشین، ص 116.
    18 . رضوانی، علی اصغر، غدیر شناسی و پاسخ به شبهات، ص 119، جاپ اول، 1384، ناشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران. به نقل از: ابن بطریق، العمدة، ص 114 و 115.
    19 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ص 368.
    20 . الامینی، عبدالحسین، پیشین، ص 370.
    21 .مائده، 67.
    22 . ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
    23 . تفسیر نمونه، ج 5، ص 3 و 4،
    24 . الامینی، عبد الحسین، پیشین، ص 370 و 371.
    25 . همان ص 372.
    26 . رضوانی، علی اصغر، پیشین، ص 122.
    27 . مائده 3.
    28 . رضوانی، علی اصغر، پیشین، ص 123.



    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۲:۰۸

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود