جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    شهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشت




    شهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشت

    شهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشت

    ایام دانشکده اش اوج دوران ذکر گفتنش بود وبه ذکر صلوات بسیار علاقه مندبود.
    به حدی که همان قدر که می توانست با لب و زبان ودهن ذکرش رامی گفت وهیچوقت ترک نمیکرد.
    و اگر هم شرایط را مهیا میدید، شروع می کرد به نوشتن صلوات، با همه حرفایش وبا تمام زیر وبرش.
    مجسم کنید ک نفر یک گوشه بنشیند صلوات بنویسد.
    نوشتن صلوات با تمام زیروزبر، آن هم به تعداد زیادطوری بود که ایشان مست صلوات شده بود.


    ***شهید یوسف فدایی نژاد
    ***

    شهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشتشهیدی که به ذکرصلوات علاقه بسیاری داشت

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    9



    با سلام به همه عزیزان دوست دار صلوات

    خاطره ای نقل میکنم از شهید نیست اما از جبهه است. از پیر مردی نورانی که تیپ شهرستانی و شاید هم روستایی داشت. بی ریا بود و خالص . عاشق صلوات. بیسواد بود اما نور خدا از وجودش و از سیمایش می تابید. اسمش مشهدی علی بود. در مقر لشکر بود. محل تردد و استقرار افراد مسئولین لشکر و واحدهای مربوطه بود. مشهدی علی هم مسئول سفره بود. در سوله ای که به منزله غذاخوری آنجا بود.

    موقع ناهار سفره را باز میکرد. حدود شاید 30 تا 40 نفر یا کمتر و بیشتر را پذیرایی میکرد. در مدتی که افراد آنجا بودند مرتب صلوات میگرفت. به هر بهانه و به هر عنوان. میگفت اینها همان لشکریان امام حسین هستند. آن موقع 72 نفر بودند اما اکنون مثل درختی شاخ و برگ آن درخت بسیار زیاده شده است. اینها همان لشکرند. ...

    یک روز سر سفره موقع ناهار بعد از اینکه مکرر از بچه ها صلوات گرفت حرفی گفت که هیچوقت یادم نمیرود و حکایت از اشتیاق او به صلوات داشت. گفت: عزیزانِ من شما اگر غذایتان یک بشقاب است؛ اگر من نصف بشقاب به شما غذا بکشم و بدهم شما شاکی میشید و میگید آخه عمو مشهدی علی من که سیر نشدم. حالا من هم که از صلوات سیر نشده ام. بدنبال این حرف همه یک صلوات بلند فرستادند.

    الان که این خاطره را میگویم اشک چشمهایم را پر کرده است. یادش به خیر . به روال عادی از نظر سنی الان باید به رحمت خدا رفته باشد. یادش بخیر. یاد آن ایام بخیر. یاد آن افراد بخیر.
    خدایا ما را نیز با آن مردان با صفا و با اخلاص و بی ریا و سبکبالان عاشق محشور کن. توفیقمان ده تا امانتشان را به شایستگی حفظ کنیم. انشا الله.

    اگر به صلوات علاقمندید دو آدرس در این امضای بنده است که پیشنهاد میکنم ببینید.

    خداوند بر توفیقات همه شما نور چشمانم بیفزاید.
    ویرایش توسط faez114 : ۱۳۹۰/۰۸/۱۷ در ساعت ۰۶:۲۱
    بر روحِ رسولِ مهربانی صلوات
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    بهار سوره ها 1- بوستان نیایش اینجا
    رباعیات صلوات 14 معصوم و کاربردهای آن اینجا
    انس با قرآن از پیش دبستان تادانشگاه اینجا
    رباعیات صلوات (فعلا بخشی از 250 رباعی صلوات) اینجا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مشابه اين داستان را در استان فارس ديده ام فردى به نام حاجى صراطى كه پيرمردى دل زنده بود و از بس طلب صلوات مى كرد به حاجى صلواتى معروف شد ايشان پدر شهيد بود و تا پايان جنگ در جبهه حضور داشت و پس از جنگ به دليل كهولت سن از دنيا رفت روحشان شاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود