جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نکاتی از رعایت آداب بندگی نسبت به آنچه میدانیم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره نکاتی از رعایت آداب بندگی نسبت به آنچه میدانیم






    لا اله الا الله

    سلام و درود به تمام ارواح پاک در هستی

    با عرض ادب و احترام به تمام دوستان مهربان و انسانهای مشتاق ایمان در سراسر هستی

    در مطالعۀ یکی از مطالب سالن، نکته ای به ذهنم خطور نمود که درج آن شاید از ارادۀ حق برای برخی ازهمنوعان موثر واقع گردد. انشاءالله

    هر انسانیکه ماقبل تاریخ به حیات مشغول بوده بدون استثناء نیز هم اکنون و از آغاز تا پایان ،بخشی از وجود هر یک از ماست ، این ادعای عجیبی نیست بلکه واضح و روشن ،آن یگانه خالق بیهمتا در کتاب مقدس و نورانی قرآن به مباحث مربوط به یکتن واحد اشاره نموده و توجه همگی را به اهمیت بسیار بالای این مبحث بارها با بکارگیری جملات گوناگون و متنوع بصورت حکیمانه و ماهرانه ای متذکر گردیده است و در نهایت مهمترین مبحث اسلام را در رسیدن به ایمان موجود در آیۀ عظیمی به نام
    (لا اله الا الله) قرار داده و بر این مهم به تکرار سفارش نموده است . این آیات و بسیار آیات روشن و آشکاریکه خالق حکیم برای هدایت تمام انسانهای جهان نازل نموده به ما یاد آور میشود که :
    وظیفۀ هر انسان رعایت تمام ابعاد انسانیت است و نباید هیچ انسان دیگری را به یقین پست تر و یا برتر از خود بخواند .

    آنچه بهتر است انسان کنونی آگاه شود این است که بداند همۀ اعضای هستی از جمله انسان در سیر تکاملی رو به الله قرار دارند( انا لله و انا علیه راجعون ) و چنانچه در آغاز تفاوتی میان انسانها نبود ،در پایان این مسیر پر فراز و نشیبی که تمامیت اجزای هستی طی مینماید، همه با یکدیگر برابر خواهند شد ، اگر امروز هر انسانی پستی یا برتری میان هر یک از مخلوقات قائل شود بی هیچ تردیدی بیانگر عدم تکامل در خود اوست و این خود اوست که درهدایت شدن نیازمند میباشد ، هر مخلوقی *-بی استثناء -*خالقی جز خالق یگانه و یکتا نداشته و نخواهد داشت .
    از لحظۀ جاری به بعد ،هرگاه هر یک از مخلوقات را دارای نقص دانستید به این بیاندیشید که خالقش همان خالقیست که تمام آفرینش را آفریده پس اگر پذیرای این حقیقت گشتید از پروردگارتان به هر طریقی که آموخته اید بخواهید تا آگاهتان نماید که چگونه میشود خالقی با این کمال مطلق اثری آفریند ناقص ! و دارای ایرادی که مخلوقی مانند من ،آن ایراد را میفهمم؟!! نقص ها را در ظواهر مخلوقات میبینید، بطن همه چیز بمانند نظام بینقصیکه انسان را به این زیبایی از ازل تا به امروز در سیر تکاملی بدون هیچ وقفه ای رسانیده و به تکاملش میرساند بی نقص و فاقد هر تضادیست ،
    باید و لازم است ،چنانچه در حج با طواف هفتگانه حول محور حق به مرکز حق و بطن آن محیط میرسید سفری را آغاز نمود از ظاهریکه باطل و فریبندست تا باطنیکه جایگاه همیشگی حقایق هستیست و در این سفریکه هر مخلوقی را به لقاءالله که والاترین منزلگه است میرساند( سرانجام خواه نا خواه باید پیمود) به آنچه تا به امروزغفلت بار دیده میشد و سنگینی پلکان ،بیداری را ازدیدگان ربوده بود ،بیدارانه شاهد بود ،شاهد جهالت های تاسف بار خود آنهم در حالیکه تصور میشد تمام نکات رعایت گشته و چیزی از قلم بجا نمانده.
    ولی افسوس که در این نکته همیشه غفلت گشته: والعصر، قسم به زمان ، که انسان همواره در خسارت و زیان است......اما اگر خویش را جزو دسته ایکه در آیۀ بعدی عنوان شده میدانید و فارغ از زیان .................... درصدی به این احتمال هم که هشداری حکیمانه از سوی خالفتان در قرآن بی مانند آمده بیاندیشید(( مبادا شیطان شما را به خدایتان مغرور نماید))

    لحظه ای برای اندیشیدن و کشف حقیقت
    براستی که هیچگاه ،تحت هیچ شرایطی از یاد نباید برد که وظیفۀ هر انسان در برابر خالقش رعایت اصول آداب بندگیست ، و اصول این آداب به هیچ بندۀ حقیقی و مخلصی اجازه نخواهد داد که در جاییکه حضور زندۀ خداوند یکتا فاقد هر تردیدیست به قضاوت در امری بپردازد ،
    اکنون باید آموخت و به جدیت بکار گرفت که هر عملی از جمله هرزه گویی و عیب جویی آنهم در محضر ارباب و پیش چشمان همیشه بینای اوکه هر لحظه حضورش را در هر نقطه ای حق میدانیم، عملیست که ((حقیقتا نیازمند اصلاح است،))
    توچه شود که عملی اینچنینی در برابر خالق هستی،حتی اشتباه خوانده نمیشود، بلکه نیازمند اصلاح است
    .
    هر روز هزاران بار باید به خود یادآور شد که در ملک چنین خالقی کامل و بینقص و چنین مدیری مدبر و حکیم و چنین اختیار دار مطلقی که حاضر و آگاه در هر لحظه از زمان و هر نقطه از مکان است --اشتباه وجود ندارد ،
    این درک تکامل نیافتۀ انسان از حقیقت و شناخت ناکافی او از خالقست که هر صفتی را بجز اصفات نیکو در ملک خالقی که نیکو صفات مطلق است و همۀ هستی از آن اوست ، موجود میداند ،
    ای انسان بیاندیش در آنچه غیر از اصفات نیکو را برای هر چیز موجود در هستی بر گزیدی که طبق آنچه معتقدی و همه چیز را در هستی از آن خداوند میدانی ،آنها را از آن خدایت دانستی .

    حذر کن و جز اصفات نیک در اندیشه ات هیچ راه مده و هنگام قضاوت در هر چیز خود را معاف دار و قضاوت را به یگانه قاضی عادل بسپار و آنچه نفس تو به کمک عقلت به تو جز نیکوییها حکم نمود تو مختاری و صاحب نظر که حکم نفس جاهل را بپذیری و یا به ایمان و آگاهیت در شناخت از خدا تکیه کنی ،به هوش باش که هر یک را برگزیدی به پیروی از آن جزو پیروان آن به شمار خواهی آمد .
    بخوان و تکرار کن ،هر روز هزاران بار که جز خالق نیکو صفات و غالب و مختار و مهربان نیست قدرتی دیگر و بگو و بخوان و تکرار کن که :
    ای پروردگار یکتای عالمیان جز تو قدرتی وجود ندارد و تو برترین قدرت جهان هستی میباشی و به حق که نیکو صفاتی و آنچه آفریدی همگی حق و زیباست ،چرا که آنچه تو زیبا میدانی زیباست ،پس به من بیاموز شناخت از زیبایی را که جز زیبا در ملک تو نبوده و نیست در جهانی که تو مالک آنی.
    مرا آگاه کن که در تردیدی در افتادم ، تردیدی که ناشی از تضاد میان آنچه معتقدم با آنچه عمل مینمایم میباشد. پس به من بگوتا راه دستیابی به رضایتت را در انجام اعمالم بیابم:
    اگرآنچه پیش رو دارم جزو ملک هستی و از آن توست شایسته نیست غیر تو را که سراسرنیکویی پاک، در آن یابم.
    واگر نیست ،نمیتواند حاضر باشد چرا که آنچه حاضر است را خارج از ملک تو نمیتوان دانست.
    حقیقت را از تو خواهانم ای پروردگار یکتا و مقتدر و دانای هستی
    ای تنها فریاد رس انسان

    ای انسان بپرس و بجوحقیقت را، پس یقین دار که دلسوزی عاشق همواره در درونت منتظر پاسخ دادن به تمام پرسشهای مخلصانۀ توست باورش کن، او زنده و حاضر در وجود تو در وجود گلها و در وچود تمام ارکان هستیست ،اما در میان تمام مخلوقات عظمت او را تنها تویی که قادری درک کنی نه گل و نه موجود دیگر،
    کلام حق از قر آن ......پس آن امانت را به انسان سپردیم و او پذیرفت ........))
    تنها تویی که مخلوق برتر اویی ، او هست چنانچه از آغاز تا همیشه هست ،او برایت فرشی تدارک میبیند و تختی همچون سریر سلیمان مقرر میدارد تا تو را به تمام آنچه باید بدانی برساند ،تو تنها ذره ای به او ایمان داشته باش و از او بپرس و همواره هوشیار باش که بزودی پاسخهایت را خواهی یافت
    ، و برای خشنودی او درک از شناخت در حقیقت نیکوییها را طلب کن وغیر از نیکوییها را در ذهن ،در عمل و در هیچیک از ارکان وجودت پرورش نده تا شاهد معجزه های زندۀ او گردی و از حضور دائمی اش در کنارت تمامیت عرش را به نظاره بنشینی ،فارغ از هر تاریکیه خیال انگیزی که به حق همۀ آنچه انسان جز اصفات نیکو دریابد ناشی از حضور حقیقی اش در همین تاریکیه خیال انگیز است.عالم هستی یکپارچه نور است ،برای حضور در این یکپارچگی نورهدایت خویش را از انوار جاری در تمام نیکوییهای پیدا و پنهان در هستی میتوان دریافت نمود ،همه چیز برای بهره برداری از این سفرۀ سخاوتمندانه و رحمانی ،که خالق بی همتایت برای رساندنت به درک کامل از حق تدارک دیده ،مهیاست ،جز اینکه نقاب هزار رنگ غرورت مانع از این لذتمند شدن گردد.

    حق همواره یار و یاورت خواهد بود ای انسان حق جو
    التماس دعا

    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود