صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری






    هو المحبوب


    سلام دوستان

    هر روز یک حدیث به همراه توضیح مختصری از شهید مطهری در این تایپک می گذاریم انشالله دست مایه ی برای عمل به کلام ائمه اطهار علیهم السلام باشد .


    از احادیثی که دوستان بگذارند استفاده می کنیم.

    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331





    امام سجاد علیه السلام:

    حلِّنى بحلْيةِ الصّالحينَ وَ البِسنى زينةَ الْمتّقينَ فى بَسطِ العدلِ وَ كَظمِ الغيظِ


    خدايا! مرا مزيّن كن به زينت صالحان، مرا بپوشان به لباس زيباى پرهيزكاران و متقيان.


    براى اينكه مردم بفهمند كه او زينت صالحان و جامه متقيان را چه مى‏شناسد، مى‏فرمايد: فى بَسْطِ الْعَدْلِ در گسترش دادن به عدالت. زينت صالحان و جامه زيباى متقيان اين است كه عدالت را گسترش مى‏دهند. وَ كَظْمِ الْغَيْظِ وقتى كه خشم مى‏گيرم، بتوانم بر خشم خود غالب بشوم و خشم خود را كَظم كنم.

    «كظم» يعنى چه؟ غيظى كه انسان پيدا مى‏كند، درست حالت عقده‏اى را دارد كه در انسان پيدا مى‏شود. حل كردن اين عقده را «كظم» گويند، مثل غده سرطان كه وقتى آن را زير برق مى‏گذارند آب مى‏شود. از نظر روحى، كظم غيظ اين است كه انسان كارى بكند كه نه تنها اثرى بر غيظ خودش مترتب نكند بلكه آن عقده، آن كينه كه در قلبش وجود دارد حل بشود و مثل يخى كه آب مى‏شود، آب بشود.

    زينت متقيان و حليه صالحان اين است كه بتوانند خشم را در خودشان حل كنند. 1

    1مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ى، ج‏22، ص:


    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331






    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    شهید مطهری درباره امامت میفرماید:


    حديثى در باب امامت‏


    قبل از ذكر آيات قرآن در باب امامت، حديث معروفى را برايتان عرض مى‏كنم كه آن را، هم شيعه روايت كرده است و هم سنى.

    معمولًا حديثى را كه مورد اتفاق شيعه و سنى باشد، نمى‏شود كوچك شمرد زيرا وقتى هر دو فريق از دو طريق روايت مى‏كنند، تقريباً نشان‏دهنده اين است كه پيغمبر اكرم يا امام قطعاً اين مطلب را فرموده است. البته عبارتها كمى با هم فرق مى‏كنند ولى مضمون آنها تقريباً يكى است.

    اين حديث را ما شيعيان اغلب به اين عبارت نقل مى‏كنيم: مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً «دلائل الصّدق، ص 6 و 13»:

    هركس بميرد و پيشواى زمان خود را نشناسد، مرده است از نوع مردن زمان جاهليت.

    اين، تعبير خيلى شديدى است چون در زمان جاهليت مردم اصلًا مشرك بودند و حتى توحيد و نبوت هم نداشتند. اين حديث در كتب شيعه زياد آمده و با اصول شيعه هم صددرصد قابل انطباق است. در كافى كه معتبرترين كتاب حديث شيعه مى‏باشد، اين حديث هست.

    عمده اين است كه اين حديث در كتابهاى اهل تسنن هم هست. آنها در روايتى به اين عبارت نقل كرده‏اند: مَنْ ماتَ بِغَيْرِ امامٍ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً «مسند احمد»:

    هر كس بدون امام بميرد، مانند اين است كه در جاهليت مرده است.



    عبارت ديگرى كه نقل كرده‏اند اين است: مَنْ ماتَ وَ لَيْسَ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً

    آن كه بميرد و در گردن او بيعت يك امام نباشد، مردنش از نوع مردن جاهليت است.


    به عبارتى هم كه شيعه نقل مى‏كند، سنّى‏ها زياد نقل كرده‏اند.

    عبارت ديگر: مَنْ ماتَ وَ لا امامَ لَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً. اين عبارتها خيلى زياد است و نشان‏دهنده اهتمام زياد پيغمبر اكرم به مسأله امامت است.

    كسانى كه امامت را تنها به معنى رهبرى اجتماعى مى‏دانند، مى‏گويند ببينيد پيغمبر اكرم به مسأله رهبرى تا كجا اهميت داده كه معتقد شده است اگر امت رهبر و پيشوا نداشته باشد، اصلًا مردنش مردن جاهلى است، براى اينكه صحيح تفسير كردن و صحيح اجرا كردن دستورات اسلامى بستگى دارد به اينكه رهبرى، رهبرى درستى باشد و مردم پيوندشان را با رهبر محكم كرده باشند.

    اسلام يك دين فردى نيست كه كسى بگويد من به خدا و پيغمبر اعتقاد دارم و بنابراين به هيچ كس كارى ندارم. خير، غير از خدا و پيغمبر، تو حتماً بايد بفهمى و بشناسى كه در اين زمان رهبر كيست و قهراً در سايه رهبرى او فعاليت كنى. آنها كه امامت را به مفهوم مرجعيّت دينى معنى مى‏كنند، [در معنى اين حديث‏] مى‏گويند كسى كه مى‏خواهد دين داشته باشد، بايد مرجع دينى خودش را بشناسد و بداند كه دين را از كجا بگيرد.

    اينكه انسان دين داشته باشد ولى دينش را از مأخذى بگيرد كه ضد آن است، عين جاهليت است. آن كسى كه امامت را در حد ولايت معنوى مى‏برد، مى‏گويد اين حديث مى‏خواهد بگويد كه اگر انسان مورد توجه يك ولىّ كامل نباشد، مانند اين است كه در جاهليت مرده است.


    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری


    منبع:
    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ، ج‏4، ص: 722


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



       


    حضرت علي(ع) از نگاه شهيد مطهري
    فيلسوف شهير و حكيم فرزانه، علامه شهيد مطهري(ره) كتابي دارد به نام “جاذبه و دافعه علي(ع) “ اين كتاب مشتمل است بر يك مقدمه و دو بخش، در مقدمه، كلياتي درباره جذب و دفع به طور عموم و جاذبه و دافعه انسان‌هابه طور خصوص بحث شده است. در بخش اول جاذبه علي(ع) كه همواره دل‌هايي را به سوي خود كشيده و مي‌كشد و فلسفه آن و فايده و اثر آن، موضوع بحث قرار گرفته است. در بخش دوم، دافعه نيرومند آن حضرت كه چگونه عناصري را به سختي طرد مي‌كرد توضيح و تشريح شده است. استاد شهيد در اين كتاب ثابت نموده كه علي(ع) دو نيرويي بوده است و هركس كه بخواهد در مكتب او پرورش يابد بايد دو نيرويي باشد. با اين مقدمه كوتاه اينك فرازهايي از ديدگاه آن شهيد بزرگوار را پيرامون شناخت وي از شخصيت ملكوتي حضرت علي(ع) به صورت اختصار خواهيم آورد؛
    1. تاثير علي(ع) بر روي انسان‌ها: يكي ازجوانب و نواحي وجود اين شخصيت عظيم، ناحيه تاثير او بر روي انسان‌ها به شكل مثبت يا منفي است و به عبارت ديگر “جاذبه و دافعه” نيرومند اوست كه هنوز هم نقش فعال خود را ايفا مي‌نمايد.
    2. امتياز اساسي علي(ع: ) امتياز اساسي علي(ع) و ساير مرداني كه از پرتو حق روشن بوده‌اند اين است كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها، به دل‌ها و روح‌ها نور و حرارت و عشق و نشاط و ايمان و استحكام مي‌بخشند.
    3. خاصيت و مكتب علي(عدر علي(ع) هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابي و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتي از نوع خاصيت پيامبران مكتب او هم مكتب عقل و انديشه است و هم مكتب شور و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم مكتب حسن و زيبايي و جذبه و حركت.
    4. بيان اوصاف علي(ع پيش از آنكه امام عادل براي ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند خود شخصا موجودي متعادل و متوازن بود. كمالات انسانيت را باهم جمع كرده بود. هم انديشه‌اي عميق و دور رس داشت و هم عواطفي رقيق و سرشار، كمال جسم و كمال روح را توام داشت. شب هنگام عبادت از ماسوي مي‌بريد و روز در متن اجتماع فعاليت مي‌كرد. روزها چشم انسان‌ها مواسات و از خودگذشتگي‌هاي او را مي‌ديد و گوش‌هايشان پند و اندرزها و گفتارهاي حكيمانه‌اش را مي‌شنيد و شب چشم ستارگان اشك‌هاي عابدانه‌اش را مي‌ديد و به گوش آسمان مناجات‌هاي عاشقانه‌اش را مي‌شنيد. هم مفتي بود وهم حكيم، هم عارف بود و هم رهبر اجتماعي، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضي بود و هم كارگر، هم خطيب بود و هم نويسنده، بالاخره به تمام معني يك انسان كامل بود با همه زيبايي‌هايش.
    5. علي(ع) شخصيت دو نيرويي:علي(ع) از مرداني است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه و جاذبه و دافعه او سخت نيرومند است. شايد در تمام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه‌اي به نيرومندي جاذبه و دافعه علي(ع) پيدا نكنيم. دوستاني دارد عجيب، تاريخي، فداكار، با گذشت، از عشق او همچون شعله‌هايي از خرمني آتش سوزان و پرفروغ‌اند جان دادن در راه او را آرمان و افتخار مي‌شمارند ودر دوستي او همه چيز را فراموش كرده‌اند. از مرگ علي(ع) ساليان، بلكه قروني گذشت اما اين جاذبه همچنان پرتو مي‌افكند و چشم‌ها را به سوي خويش خيره مي‌سازد. در دوران زندگيش عناصر شريف و نجيب، خداپرستاني فداكار و بي‌طمع، مردمي با گذشت و مهربان، عادل و خدمتگزار خلق كرد و حول محور وجودش چرخيدند كه هركدام تاريخچه‌اي آموزنده دارند و پس از مرگش در دوران خلافت معاويه و امويان، جمعيت‌هاي زيادي به جرم دوستي او در سخت‌ترين شكنجه‌ها قرار گرفتند اما قدمي را در دوستي و عشق علي(ع) كوتاه نيامدند و تا پاي جان ايستادند.
    6. جاودانه ماندن علي(ع علي(ع) اگر رنگ خدا نمي‌داشت و مردي الهي نمي‌بود فراموش شده بود. تاريخ بشر قهرمان‌هاي بسيار سراغ دارد قهرمان‌هاي سخن، قهرمان‌هاي علم و فلسفه، قهرمان‌هاي قدرت و سلطنت،‌ قهرمان ميدان جنگ ولي همه را بشر از ياد برده و يا اصلا نشناخته است اما علي(ع) نه تنها با كشته شدنش نمرد بلكه زنده‌تر شد خود مي‌گويد: “گردآورندگان دارايي‌ها در همان حال كه زنده‌اند مرده‌اند و دانشمندان (علماي رباني) پايدارند تا روزگار پايدار است جسم‌هاي آنها گمشده است اما نقش‌هاي آنها بر صفحه دل‌ها موجود است. ”(1) درباره شخص خودش مي‌فرمايد: “فردا روزهاي مرا مي‌بينيد و خصايص شناخته نشده من برايتان آشكار مي‌گردد و پس از تمام شدن جان من و ايستادن ديگري به جاي من مرا خواهيد شناخت”(2)
    در حقيقت علي(ع) همچون قوانين فطرت است كه جاودانه مي‌مانند. او منبع فياضي است كه تمام نمي‌گردد بلكه روز به روز زيادتر مي‌شود و به قول “جبران خليل جبران” از شخصيت‌هايي است كه در عصر پيش از عصر خود به دنيا آمده‌اند.
    بعضي از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند و بعضي‌ اندكي بعد از زمان خويش نيز رهبرند و به تدريج رهبريشان رو به فراموشي مي‌رود. اما حضرت علي(ع) و معدودي از انسان‌ها با خصايص بيان شده هميشه هادي و رهبرند.
    7. علي(ع) تجسم حقيقت: علي(ع) مقياس ميزاني است براي سنجش فطرت‌ها و سرشت‌ها، آن كه فطرتي سالم و سرشتي پاك دارد از وي نمي‌رنجد ولو اينكه شمشيرش بر او فرود آيد و آن كه فطرتي آلوده دارد به او علاقه‌مند نگردد ولو اينكه احسانش كند. چون علي(ع) جز تجسم حقيقت چيزي نيست او خود مي‌فرمايد: “اگر با اين شمشيرم بيني مومن را بزنم كه با من دشمن شود هرگز دشمني نخواهد كرد و اگر همه دنيا را بر سر منافق بريزم كه مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت. زيرا كه اين سخن بر زبان پيغمبر امي جاري گشته كه گفت: “يا علي! مومن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمي‌دارد. ”(3)
    8. سبب دوستي و محبت علي(ع) در د‌ل‌ها: فوق‌‌العادگي علي(ع) در چيست كه عشق‌ها را برانگيخته و دل‌ها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاوداني گرفته و براي هميشه زنده است؟ چرا دل‌ها همه خود را با او آشنا مي‌بينند و اصلا او را مرده احساس نمي‌كنند بلكه زنده مي‌يابند؟ مسلما ملاك دوستي او جسم او نيست زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده‌ايم، و با محبت علي(ع) از نوع قهرمان‌دوستي كه در همه ملت‌ها وجود دارد نيست. هم اشتباه است كه بگوييم محبت علي(ع) از راه محبت نيست هم اشتباه است كه بگوييم محبت علي(ع) از راه محبت فضيلت‌هاي اخلاقي و انساني است و حب علي(ع) حب انسانيت است. درست است علي(ع) مظهر انسان كامل بوده و درست است كه انسان نمونه‌هاي عالي انسانيت را دوست مي‌دارد اما اگر علي(ع) همه اين فضايل انساني را كه داشت مي‌‌‌داشت آن حكمت و آن علم، آن فداكاري‌ها و از خود گذشتگي‌ها، آن تواضع و فروتني‌، ‌آن ادب، آن مهرباني و عطوفت، آن ضعيف‌پروري، آن عدالت، آن آزادگي و آزاديخواهي، آن احترام به انسان، آن ايثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگي نسبت به دشمن، آن سخا و جود و كرم و... اگر علي(ع) همه اينها را داشت مي‌داشت اما رنگ الهي نمي‌داشت مسلما اين قدر كه امروز عاطفه‌انگيز و محبت خيز است نبود. علي(ع) از آن نظر محبوب است كه پيوند الهي دارد، دل‌هاي ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سرو سر و پيوستگي دارد و چون علي(ع) را آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مي‌يابند به او عشق مي‌ورزند. درحقيقت پشتوانه عشق علي(ع) پيوند جان‌ها با حضرت حق است كه براي هميشه در فطرت‌ها نهاده شده و چون فطرت‌ها جاوداني است مهر علي(ع) نيز جاودان است. نقطه‌هاي روشن در وجود علي(ع) بسيار زياد است اما آنچه براي هميشه او را درخشنده و تابان قرار داده ايمان و اخلاص اوست و آن است كه به وي جذبه الهي داده است.
    9. علي(ع) مردي دشمن‌‌ساز و ناراضي‌ساز: علي(ع) مردي دشمن ساز و ناراضي ساز بود، اين يكي ديگر از افتخارات بزرگ اوست. هر آدم هدفدار و مبارز و مخصوصا انقلابي كه در پي عملي ساختن هدف‌هاي مقدس خويش است مصداق قول خداست كه “يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومه لائم: در راه خدا مي‌كوشند و از سرزنش، سرزنشگري بيم نمي‌كنند. ” (4)
    اگر شخصيت علي (ع)، امروز تحريف نمي‌شد و همچنان‌كه بوده ارائه داده مي‌شد، بسياري از مدعيان دوستيش در رديف دشمنانش قرار مي‌گرفتند! علي(ع) در راه خدا از كسي ملاحظه نداشت بلكه اگر به كسي عنايت مي‌ورزيد و از كسي ملاحظه مي‌كرد به خاطر خدا بود. قهرا اين حالت، دشمن ساز است و روح‌هاي پر طمع و پر آرزو را رنجيده مي‌كند و به درد مي‌آورد. در ميان اصحاب پيغمبر (ص) هيچ‌كس مانند علي(ع) دوستاني فداكار نداشت، همچنانكه هيچ كس مانند او دشمناني اين چنين جسور و خطرناك نداشت. مردي بود كه حتي بعد از مرگ، جنازه‌اش مورد هجوم دشمنان واقع گشت. او خود از اين جريان آگاه بود و آن را پيش‌بيني مي‌كرد و لذا وصيت كرد كه قبرش مخفي باشد و جز فرزندانش ديگران ندانند، تا آنكه حدود يك قرن گذشت و دولت امويان منقرض گشت، خوارج نيز منقرض شدند و يا سخت ناتوان گشتند، كينه‌ها و كينه‌توزي‌ها كم شد و به دست امام صادق (ع) تربت مقدسش اعلان گشت.
    10. علي(ع) مظهر جامعيت و انسان كامل: يكي از مظاهر جامعيت و انسان كامل بودن علي(ع) اين است كه در مقام اثبات و عمل با فرقه‌هاي گوناگون و انحرافات مختلف روبرو شده و با همه مبارزه كرده است. گاهي او را در صحنه مبارزه با پول پرست‌ها و دنيا پرستان متجمل مي‌بينيم، گاهي هم در صحنه مبارزه با سياست پيشه‌هاي ده رو و صدرو، گاهي با مقدس نماهاي جاهل و منحرف. لذا وجود مقدس حضرت علي(ع) در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد كرد و با آنان به پيكار برخاست؛ اصحاب جمل كه خود آنان را ناكثين ناميد و اصحاب صفين كه آنها را قاسطين خواند و اصحاب نهروان يعني خوارج كه خود آنها را مارقين مي‌خواند. (5)
    11. مبارزه علي(ع) با دو طبقه: سراسر وجود علي (ع)، تاريخ و سيرت علي (ع)، خلق و خوي علي (ع)، رنگ و بوي علي (ع)، سخن و گفتگوي علي(ع) درس و سرمشق و تعليم و رهبري است. همچنان كه جذب‌هاي علي(ع) براي ما آمرزنده و درست است، دفع‌هاي او نيز چنين است، ما معمولا در زيارت‌هاي علي(ع) و ساير اظهار ادب‌ها مدعي مي‌شويم كه ما دوست دوست تو، و دشمن دشمن تو هستيم. تعبير ديگر اين جمله اين است كه به سوي آن نقطه مي‌رويم كه در جو جاذبه تو قرار دارد و تو جذب مي‌كني و از آن نقاط دوري مي‌گزينم كه تو آنها را دفع مي‌كني.
    علي(ع) دو طبقه را سخت دفع كرده است1؛ - منافقان زيرك. -2 زاهدان احمق.
    همين دو درس، براي مدعيان تشييع او كافي است كه چشم باز كنند و فريب منافقان را نخورند، تيزبين باشند و ظاهربيني را رها نمايند.
    پي نوشت
    1. نهج‌البلاغه، حكمت 139
    2. نهج‌البلاغه، خطبه 149
    3. نهج‌البلاغه، حكمت 42
    4. سوره مائده، 54
    5. و قبل از آن حضرت، پيغمبر (ص) آنان را به اين نام‌ها ناميد كه به وي گفت: “ستقاتل بعدي الناكثين و القاسطين و المارقين” پس از من با ناكثين و قاسطين و مارقين مقاتله خواهي كرد. اين روايت را ابن‌ابي‌الحديد در شرح نهج‌البلاغه، ج 1، ص 201 نقل مي‌كند و مي‌گويد اين روايت يكي از دلايل نبوت حضرت ختمي مرتب است، زيرا كه اخباري صريح است از آينده و غيب كه هيچ‌گونه تاويل و اجمالي در آن راه ندارد.




    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری

    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ در ساعت ۱۶:۱۷

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331





    موضوع حدیث: عزت نفس

    حديثى از حضرت امام حسين خوانديم كه:

    الصِّدْقُ عِزٌّ وَ الْكِذْبُ عَجْزٌ. دروغ گفتن از زبونى است، آدم نيرومند هرگز دروغ نمى‏گويد.

    اين، متوجه كردن به اين نكته است كه انسان بايد در خود احساس نيرو كند، و هم اينكه دروغ و غيبت و از اين قبيل از زبونى است.

    كما اينكه حديثى در باب غيبت داريم كه: الْغيبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ1 يعنى غيبت كردن منتهاى كوشش ناتوان است؛ يك آدم نيرومند به خود اجازه نمى‏دهد كه پشت سر مردم حرف بزند.2


    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    1 نهج البلاغه حکمت 453
    2مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ى ج‏22 / 656


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    حديثى از امام سجّاد عليه السلام‏

    اين حديث را از امام سجاد براى شما بخوانم، تعجب كنيد:

    روزى امام سجاد (سلام‏اللَّه عليه) عبيداللَّه بن عباس بن على پسر حضرت ابوالفضل العباس را ديدند؛
    نوشته‏اند: فَاسْتَعْبَرَ گريه كرد و اشكش جارى شد.
    عمويش اباالفضل و صحنه عاشورا و قضاياى عاشورا به يادش آمد، اشكش جارى شد.
    بعد فرمود: چند روز بر پيغمبر بسيار سخت گذشت:

    يكى روز احد بود كه عمويش حمزه به آن وضع شهيد شد، ديگر روز موته بود كه پسرعمويش جعفر شهيد شد.
    هيچ روزى مثل روز حسين بر پيغمبر سخت نگذشت. بعد امام فرمود: سى هزار نفر در كربلا جمع شدند وَ كُلٌّ يَتَقَرَّبونَ الَى اللَّهِ بِدَمِهِ سى هزار نفر به قصد قربت، فرزند پيغمبر را كشتند. اين شهادت امام سجاد است.
    از جمله‏هاى روز عاشورا يكى آن خطبه خيلى عجيب است كه من اگر صدهزاربار بخوانم هر وقت كه اين خطبه را مى‏خوانم اصلًا دگرگونى در روحم پيدا مى‏شود از بس كه حماسه در اين خطبه وجود دارد: تَبّاً لَكُمْ ايَّتُهَا الْجَماعَةُ وَ تَرَحاً تا آنجا كه مى‏فرمايد:
    شما ما را دعوت كرديد ما آمديم، حَشَشْتُمْ عَلَيْنا ناراً اقْتَدَحْناها عَلى‏ عَدُوِّكُمْ وَ عَدُوِّنا «اللّهوف، ص 41.»

    : آتشى كه ما آن را براى دشمنان ما و شما افروختيم شما اين آتش را عليه خود ما به كار برديد. شمشيرى كه ما به دست شما داديم با همان شمشير خود ما را مى‏خواهيد بكشيد، مرا با شمشير اسلام داريد مى‏كشيد. واقعاً وقتى كه انسان به اين چيزها تأمل و دقت مى‏كند مى‏بيند كه اينها از آن زخمهاى ظاهرى كه بر بدن مقدس اباعبداللَّه وارد مى‏كردند بالاتر و ناراحت‏كننده‏تر بود.

    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    منبع:
    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ، ج‏25، صفحه 214


  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331





    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    موضوع حدیث: عزت نفس در امر معاش

    امام صادق علیه السلام فرمودند: وَ لا تُخْبر النّاسَ بکل ما انت فيهِ فتَهونَ علیهم.

    هر گرفتارى كه دارى جلو مردم بازگو نكن [زيرا] نزد ايشان خوار مى‏شوى.

    و اين كار يعنى در زندگى شكست خورده‏ام.جمله وَ رَضِىَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ يعنى آن كه درد و رنج و ناراحتى خود را جلو مردم بازگو مى‏كند به ذلت تن داده.

    جمله ديگرى در نهج البلاغه هست: الْمَنِيَّةُ وَ لَاالدَّنِيَّةُ مرگ و نه پستى، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ .

    باز همان روح عزت نفس موج مى‏زند. انسان چرا دست پيش ديگران دراز كند؟! به كم مى‏سازم و دست پيش ديگران دراز نمى‏كنم.

    سعدى داستانى در بوستان دارد كه آن را از عارفى نقل مى‏كند. ولى اين داستان، حديث است كه حضرت امير از جلو دكان قصابى مى‏گذشتند. قصاب گفت: گوشتهاى خوبى‏آورده‏ام. حضرت فرمودند: الآن پول ندارم كه بخرم. قصاب گفت: من صبر مى‏كنم. حضرت فرمودند: من به شكمم مى‏گويم كه صبر كند.
    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ، ج‏22، ص: 655




  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331





    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری

    موضوع حدیث : تعقل

    پیامبر اکرم ص مى‏فرمايد: كفى‏ بالمَرء جهـلا ان يـحَدِّثَ بكُل ما سـمـع

    براى جهالت انسان همين بس كه هرچه مى‏شنود نقل كند (خوش باورى).
    بعضى‏ها خاصيت ضبط صوت و گرامافون را دارند. كأنّه هرچه ديگران مى‏گويند پر مى‏شوند و بعد هم در جاى ديگر تحويل مى‏دهند، بدون آنكه تشخيص بدهند كه آنچه كه مى‏شنوند [صحيح است يا غلط.] خيلى چيزها انسان مى‏شنود، كمى از آن را بايد قابل قبول و قابل نقل بداند.

    قبلًا هم عرض كرديم بعضى از عالمها هستند (عالمهاى خيلى عالم) كه كمتر از آنچه كه عالمند عاقلند. (عقلى كه در اينجا مى‏گوييم، معيارش يكى همين است).

    عالمند به معناى اينكه اطلاعات بسيار وسيعى دارند. كمتر عاقلند براى اينكه هرچه را از هرجا ديدند جمع مى‏كنند و برايشان فرق نمى‏كند، همه را هم پس مى‏دهند بدون اينكه فكر بكنند كه اين [با واقع‏] جور در مى‏آيد يا جور درنمى آيد. و عجيب اين است كه با اينكه ما در روايات خودمان داريم كه راوى بايد نقّاد باشد و هرچه را كه مى‏شنود روايت نكند، مع ذلك مى‏بينيم كه در ميان همين راويان و محدّثان يا مورخان خودمان فراوان ديده مى‏شوند [افرادى كه اين اصل را رعايت نمى‏كنند.]
    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ج‏22 / 539


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331




    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری


    موضوع حدیث: اگر نمی فهمی رد نکن

    در كافى از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه:

    لو انّ العباد اذا جهلوا وقفوا و لم يجحدوا، لم يكفروا .


    «اگر مردم آنگاه كه نمى‏دانند، توقف كنند و در صدد انكار بر نيايند، كافر نمى‏شوند».

    اگر كسى در رواياتى كه از ائمه اطهار (عليهم السلام) رسيده است كه بيشترين آنها در «كتاب الحجّة» كافى و «كتاب الايمان و الكفر» كافى گرد آمده است دقت كند مى‏يابد كه ائمه (عليهم السلام) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصّب و عناد بورزد، و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند و نكند.

    اما افرادى كه ذاتا و به واسطه قصور فهم و ادراك و يا به علل ديگر در شرايطى بسر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصّر در تحقيق و جستجو به شمار نمى‏روند، آنها در رديف منكران و مخالفان نيستند، آنها از مستضعفين و مرجون لامر اللّه به شمار مى‏روند؛ و هم از روايات استفاده مى‏شود كه ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند.

    مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ج‏1 /323 (سند روایت کافی/388)



    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331







    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری
    موضوع حدیث: زهد و معنویت

    حديث از امام صادق عليه السلام رسيده است كه:

    ... وَ كُلُّ قَلْبٍ فيهِ شَكٌّ اوْ شِرْكٌ فَهُوَ ساقِطٌ وَ انَّما ارادُوا الزُّهْدَ لِتَفْرَغَ قُلوبُهُمْ لِلْاخِرَةِ .

    هر دلى كه در آن شك يا شرك وجود داشته باشد از درجه اعتبار ساقط است. از اين جهت زهد را برگزيدند كه دلهايشان براى آخرت از هر آرزوى ديگر خالى و فارغ باشد.

    چنانكه مى‏بينيم، در اين حديث هر نوع هواپرستى و لذت پرستى «شرك» و بر ضد خداپرستى خوانده شده است. بوعلى در نمط نهم اشارات كه به «مقامات العارفين» اختصاص يافته است، زهد را به زهد عارف و زهد غيرعارف تقسيم مى‏كند. مى‏گويد:

    «زاهدانى كه از فلسفه زهد آگاهى ندارند، به خيال خود «معامله» اى انجام مى‏دهند؛ كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مى‏كنند، از تمتعات دنيا دست مى‏شويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهره‏مند گردند، به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمى‏كنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند. ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفه زهد از آن جهت زهد مى‏ورزد كه نمى‏خواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد.

    چنين شخصى شخصيت خويش را گرامى مى‏دارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مى‏داند كه خود را بدان مشغول سازد و در بند اسارتش درآيد.

    مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏16، ص: 534(سند روایت کافی 2/16)

    هر روز یک حدیث از نگاه شهید مطهری


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود