صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه ی آیه ی ششم از سوره ی مائده چیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین فلسفه ی آیه ی ششم از سوره ی مائده چیست ؟




    سلام خدمت زحمت کشان کانون گفتگوی قرآنی.
    من خودم شیعه هستم و نکته به نکته ی احادیث امامان معصوم را رعایت میکنم اما
    یه سوال در مورد ایه ی ششم سوره ی مائده داشتم که ترجمه اش این میشه
    ((ای اهل ایمان چون خواهید برای نماز حاظر شویدصورت و دستها را تا مرفق(آرنج) بشویید))

    همن طور که میدونید وقتی کسی میگه از تهران تا تبریز را دویدم یا از تهران تا تبریز 100 کیلومتره به طور قطع این هست که تهران مبداء من هست و تبریز مقصد من دلیلش چون از تا استفاده شده. این هم معلوم هست که اگه کسی این حرف رو میزنه مقصودش از مبداء تا مقصد هست نه اندازه ای یا حدی که دویده .
    حال طبق این گفته ها آیه قران از یا استفاده کرده.
    از علماء و اهل دین خواهش میکنم به این سوال که ذهنم رو مشغول کرده جواب بدهند.من از قواعد عربی زیاد سر در نمیارم.اگه تو این آیه ی شریفه قواعدی هست که باعث میشه طبق اون قائده یا باب و... فهمید که به حد اشاره شده لطفا با ذکر دقیق برام توضیح بدهید تا در دلم آرام بگیره.
    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۹:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    توضیحی درباره مثال های مطرح شده در پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    سلام خدمت زحمت کشان کانون گفتگوی قرآنی.
    من خودم شیعه هستم و نکته به نکته ی احادیث امامان معصوم را رعایت میکنم اما
    یه سوال در مورد ایه ی ششم سوره ی مائده داشتم که ترجمه اش این میشه
    ((ای اهل ایمان چون خواهید برای نماز حاظر شویدصورت و دستها را تا مرفق(آرنج) بشویید))
    سلام دوست گرامی
    از پرسش خوبی که مطرح فرمودید تشکر می کنم. ابتدا متن و ترجمه آیه کریمه را که شاهد بحث است را عرض می کنم:

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن‏ ... (مائده/6)
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! هنگامى كه به نماز مى‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد...

    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    همن طور که میدونید وقتی کسی میگه از تهران تا تبریز را دویدم یا از تهران تا تبریز 100 کیلومتره به طور قطع این هست که تهران مبداء من هست و تبریز مقصد من دلیلش چون از تا استفاده شده. این هم معلوم هست که اگه کسی این حرف رو میزنه مقصودش از مبداء تا مقصد هست نه اندازه ای یا حدی که دویده . حال طبق این گفته ها آیه قران از یا استفاده کرده. از علماء و اهل دین خواهش میکنم به این سوال که ذهنم رو مشغول کرده جواب بدهند.من از قواعد عربی زیاد سر در نمیارم.اگه تو این آیه ی شریفه قواعدی هست که باعث میشه طبق اون قائده یا باب و... فهمید که به حد اشاره شده لطفا با ذکر دقیق برام توضیح بدهید تا در دلم آرام بگیره.
    ان شاء الله که خدای مهربان دل شما و همه ما را به نور ایمان و یقین، روشن و آرام گرداند. ابتدا چند نکته مقدمه ای درباره مقدماتی که در استدلالتان داشته اید عرض می کنم و سپس به بحث آیه کریمه می پردازم:

    1- فرمودید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    همن طور که میدونید وقتی کسی میگه از تهران تا تبریز را دویدم یا از تهران تا تبریز 100 کیلومتره به طور قطع این هست که تهران مبداء من هست و تبریز مقصد من دلیلش چون از تا استفاده شده
    دو مثال شما با هم متفاوته؛

    در مثال اول (از تهران تا تبریز را دویدم) قرینه ای داریم و آن اینکه در «دویدن» (چون از سنخ حرکت است)، حتما مبدأ و مقصدی وجود دارد و آقای دونده از تهران (=مبدأ) تا تبریز (=مقصد) حرکت می کند و می دود و عُرف هم از این جمله، مبدأ و مقصد را می فهمد.

    اما در مثال دوم (از تهران تا تبریز 100 کیلومتره) روشن است که گوینده تنها در صدد بیان فاصله و مسافت بین دو نقطه مشخص (تهران و تبریز) است و «بیان فاصله بین دو نقطه»، نیازی به مبدأ و مقصد ندارد بلکه نیاز به دو نقطه معین برای تعیین فاصله دارد لذا عُرف از این جمله مبدأ و مقصدی برداشت نمی کند و از اینجاست که عُرف از دو جمله زیر تنها یک چیز متوجه می شود و آن بیان فاصله بین دو شهر است:

    از تهران تا تبریز 100 کیلومتره
    از تبریز تا تهران 100 کیلومتره

    پس بین دو مثال شما تفاوت روشنی وجود دارد.


    2-
    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    دلیلش چون از تا استفاده شده
    با توضیحی که گذشت، روشن شد که حرف «تا» لزوما دلالتی بر مبدأ و مقصد نمی کند؛ همچنانکه لزوما دلالتی بر «جهت حرکت» ندارد. (مانند مثال دوم)


    3-
    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    آیه قران از یا استفاده کرده
    با توجه به نوشتارتان و مثال ها و ترجمه ای که ذکر فرمودید، به نظرم منظورتان «تا» هست، نه «یا» !
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۶:۴۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    توضیح آیه مورد بحث (1)




    حد دست كه بايد در وضو شسته شود، «تا آرنج» ذكر شده، زيرا مرافق جمع «مرفق» به معنى «آرنج» است و هنگامى که گفته شود: «دست را بشویيد»، از آنجا که غالبا دستها را تا مچ شسته می شود لذا ممكن است مخاطب آیه گمان کند که منظور همین مقدار شستن است لذا براى رفع اين برداشت، آیه کریمه مى‏ فرمايد: تا آرنج بشویيد (إِلَى الْمَرافِقِ) ؛ یعنی به شستن دست تا مچ، اکتفا نکنید بلکه تا آرنج را هم بشویید. (1)

    به بیان دیگر، قيد «إِلَى الْمَرافِقِ»، براى بيان محدوده‏ ى شستن است، نه جهت شستن. از آنجا كه كلمه ‏ى «يَد» در زبان عربى، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا كتف، اطلاق مى ‏شود لذا اين آيه مى ‏فرمايد: در وضو، دست تا آرنج را بشوييد، نه كمتر و نه بيشتر. (2)

    با اين توضيح، روشن مى‏ شود که كلمه «الى» در این آيه، تنها براى بيان حد شستن است و نه كيفيت شستن. (برخی پنداشته‏ اند که آيه مى‏ گويد: بايد دستها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشویيد! هم چنان كه در ميان جمعى از اهل تسنن رایج است!)

    اینکه آیه می فرماید: «دستها را تا آرنج بشوييد»، درست به آن مى ‏ماند كه انسان به كارگری سفارش مى‏ كند: «ديوار اطاق را از كف تا يك متر، رنگ كند»؛ بديهى است منظور اين نيست كه ديوار از جهت «پایين به بالا» رنگ شود، بلكه منظور اين است كه اين مقدار بايد رنگ شود؛ نه چیزی کمتر و نه چیزی بيشتر.

    بنا بر اين فقط مقدارى از دست كه بايد شسته شود، در آيه ذكر شده و اما كيفيت آن (مثل جهت شستن از بالا به پایین) در سنت پيامبر (ص) كه به وسيله اهل بيت (ع) به ما رسيده، بیان شده است. (3)


    ادامه در پست بعدی...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۶:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    توضیح آیه مورد بحث (2)




    امین الاسلام طبرسی، ذیل آیه مورد بحث می نویسد: همه علمای اسلام [شیعه و سنی] در اینکه در وضو می توان دست ها را از طرف آرنج به پایین شست، اتفاق نظر دارند و آن را صحیح می دانند اما در اینکه آیا می توان دست ها را از طرف انگشتان به طرف بالا شست، اختلاف نظر دارند [زیرا امامیه بنا بر روایات معتبر از چگونگی وضوی پیامبر (ص)، اینگونه وضو را صحیح نمی دانند.] (4)

    جالب اینکه آلوسی _مفسر نامدار اهل سنت_ با نقل این قسمت از نوشتار جناب طبرسی، قول به «وجوب شستن دست از طرف آرنج به پایین» را غریب دانسته و می گوید: دلیلی [از آیه] بر آن نیافتم. (5) و ظاهرا متوجه نبوده که این حکم وجوب، از متن آیه کریمه به دست نیامده بلکه از سنت پیامبر اکرم (ص) و نحوه وضو گرفتن ایشان (که در روایات معتبر اهل بیت (ع) آمده) استفاده شده است.

    فاضل مقداد، فقیه نامدار شیعه، هم ذیل آیه کریمه مورد بحث، بر این مطلب تصریح می کند که: تعبیر «الی المرافق» در آیه، هیچ دلالتی بر جهت شستن دست (از بالا به پایین یا بالعکس) ندارد و «وجوب از بالا به پایین شستن دست در وضو» تنها از روایاتی که وضوی پیامبر (ص) را نقل کرده است، استفاده می شود. (6)


    پی نوشت
    --------------------------
    1- تفسير نمونه، ج‏4، ص: 286
    2- تفسير نور، ج‏3، ص: 36
    3- تفسير نمونه، ج‏4، ص: 286/با تصرف
    4- مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 254
    5- روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص: 244
    6- كنز العرفان في فقه القرآن، ج‏1، ص: 10


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۷:۰۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نکته تکمیلی (1)




    در آيه کریمه مورد بحث، همه احکام وضو بیان نشده مثلا حدودی که باید از صورت شسته شود دقیقا بیان نشده ولی در روايات ائمه اهل بيت (ع) كه وضوى پيامبر (ص) را مشروحا بيان كرده‏ اند، این حدود دقیقا بیان شده است یعنی: حد صورت از طرف طول از رستانگاه مو تا چانه و از طرف عرض آنچه در ميان انگشت وسط و ابهام (انگشت شست) قرار می گیرد، بیان شده و اين در حقيقت توضيح همان معنايى است كه از كلمه "وجه" [=مفرد وجوهکم] در عرف فهميده مى‏ شود، زيرا وجه همان قسمتى است كه انسان به هنگام برخورد بر ديگرى با آن "مواجه" مى ‏شود. ( تفسير نمونه، ج‏4، ص: 286)

    در مورد شستن دستها هم همه حکم بیان نشده است و تنها محدوده شستن دست بیان شده، به کیفیتی که عرض کردم.


    به طور کلی، یکی از وظایفی که خدای سبحان بر عهده پیامبر اکرم (ص) گذاشته، همین توضیح و تبیین احکام ساده و مختصر قرآنی است؛ توضیح اینکه:

    قرآن کریم از یک سو، تبیین آیات و تفصیل احکامش را به پیامبر گرامی اسلام واگذار کرده است:

    وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/44)
    و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند

    و از سوی دیگر در آیات متعدد، مردم را به تبعیت مطلق از دستورات و سخنان پیامبر دعوت نموده است:

    ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (حشر/7)
    آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است

    ادامه...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۷:۰۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نکته تکمیلی (2)




    مثال روشنش، نماز است؛ همانطور که می دانیم از واجبات مسلم قرآنی، نماز است:

    إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً (نساء/103)
    نماز را (بصورت كامل) برپا داريد. همانا، نماز بر مؤمنان در وقت ‏هاى معيّن واجب شده است.

    و از سوی دیگر در هیچ آیه قرآنی کیفیت نماز نیامده (جز در آیه 102 نساء که توضیح بسیار مختصری درباره نماز خوف می دهد).

    این تفصیل و جزئیات به پیامبر واگذار شده که برای مردم بیان نماید، لذا حضرت نماز را به مردم آموزش داد و فرمود:

    صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي (عوالي‏ اللآلي/ج1/ص 198)
    مردم! به شیوه ای که من نماز می خوانم، نماز بخوانید

    در مورد وضو هم همین توضیح مطرح است.


    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما سوال دوم در مورد همين موضوع




    سوال دومم در مورد همين موضوع خاص اين است كه من از يكي از دوستانم شنيدم كه تغييرات اصلي كه بين شيعه و سني مخصوصا در مورد وضو در نماز هست از زمان امام جعفر صادق(ع) بوده است.

    آيا اين حقيقت وجود دارد كه امام جعفر صادق به جهت تمايز بين شيعه و سني نحوه ي وضو گرفتن و حتي اضافه كردن شهادت به ولي و امام بودن حضرت علي(ع) در اذان و اقامه را انجام داده اند؟
    آيا قبل از امام جعفر صادق وضو گرفتن به نحو برادران اهل سنت انجام ميگرفته يا از اول(زمان پيامبر) همانگونه كه شيعيان وضو ميگيرند گرفته ميشد؟

    اگر از زمان پيامبر همچنين بوده است اين نوع وضو گرفتن از كجا وارد مكاتب سني و غير شيعي شده است؟


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    منشأ اختلاف (1)




    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    سوال دومم در مورد همين موضوع خاص اين است كه من از يكي از دوستانم شنيدم كه تغييرات اصلي كه بين شيعه و سني مخصوصا در مورد وضو در نماز هست از زمان امام جعفر صادق(ع) بوده است.

    آيا اين حقيقت وجود دارد كه امام جعفر صادق به جهت تمايز بين شيعه و سني نحوه ي وضو گرفتن و حتي اضافه كردن شهادت به ولي و امام بودن حضرت علي(ع) در اذان و اقامه را انجام داده اند؟
    آيا قبل از امام جعفر صادق وضو گرفتن به نحو برادران اهل سنت انجام ميگرفته يا از اول(زمان پيامبر) همانگونه كه شيعيان وضو ميگيرند گرفته ميشد؟

    اگر از زمان پيامبر همچنين بوده است اين نوع وضو گرفتن از كجا وارد مكاتب سني و غير شيعي شده است؟
    سلام مجدد خدمت شما

    شكى نيست كه مسلمانان در صدر اسلام همانند پيامبر اکرم (ص) وضو مى‌گرفتند و نماز مى‌خواندند و اختلافى بين آنان نبود چرا که دائما وضو و نماز حضرت را می دیدند و دلیلی برای اختلاف وجود نداشت و هر جا پرسشی داشتند، از حضرت می پرسیدند.

    در برخی اخبار ذکر شده که وضوی همه مسلمانان تا خلافت عثمان، صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است. یک علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود، نسبت به چگونگی وضوی پیامبر، گرفتار تردید شد. سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است، اعلام کرد. این موضوع، مخالفت بسیاری از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به دنبال داشت امّا حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی، در نقاط مختلف سرزمین های اسلامی، شیوه عثمان را تبلیغ کرد و جوّی به وجود آورد که برخی از اصحاب، جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشتند و در نتیجه، این گونه وضو گرفتن رواج یافت. عثمان عده‌اى از اصحاب را جمع كرد و همانند اهل سنت وضو گرفت يعنى به جاى مسح، پاهايش را شست و گفت: ديدم كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) همين گونه وضو گرفت و عده‌اى از اصحاب مانند: طلحة بن عبدالله، عبدالله بن مسعود، محمدبن‌ابى‌بكر و... به او اعتراض كردند و به او نسبت بدعت دادند، اما نتيجه‌اى نبخشيد. (برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به: على شهرستانى، وضوء النبى، ص 58 ـ 88 ؛ جعفر سبحانى، اضواء على عقائد الشيعة الامامية، ص491و492)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    منشأ اختلاف (2)




    به طور کلی، اختلاف شیعه و اهل سنت در مسائل فقهی از یک جهت به اختلاف در مبانی استنباط احکام دینی بر می گردد؛ یعنی هر یک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یکسرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است که اگر در اصول و مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و رهاورد استنباط ها هم متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،‌ ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین نیستند.

    در زمان خلفا به ویژه خلیفة دوم (عمر) دستور منع کتابت و نشر حدیث پیامبر (ص) رواج یافت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند؛ بر اثر این سیاست اشتباه، بسیارى از روایت هاى پیامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند.

    از این پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پیامبر(ص) را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ در مورد وضوی صحیح هم مطلب به همین شکل بود و شیعیان وضوی پیامبر را از طریق اهل بیت (ع) آموزش می دیدند. به عنوان نمونه، امام باقر(ع) برای یادآوری سنت راستین پیامبر (ص) در وضو گرفتن، در حضور برخی اصحابشان، ظرف آبى خواستند و وضویی گرفتند (که کیفیت آن به طور کامل نقل شده) و فرمودند که پیامبر اکرم (ص) هم به همین شکل وضو مى گرفته است. (
    الكافي ج : 3 ص : 24 ، بَابُ صِفَةِ الْوُضُوءِ)


    توضیح بیشتر را از اینجا مطالعه فرمایید:
       
    منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در كیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمی گردد:

    1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اكرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول خدا (ص)، از منظر اهل سنت دوران دسترسی به كسی كه مبین حكم الهی بود به سر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اكرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - كه راه دسترسی به بیانگر حكم الهی را بسته می دیدند - برای یافتن پاسخ سؤالات خود، با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند.
    اما از دیدگاه شیعه، ائمه معصومین، مفسر و بیانگر حكم الهی بعد از نبی اكرم(ص) و بنا به سفارش ایشان بودند. و در نتیجه مسائل را از ایشان اخذ می کردند؛ و طبیعتا منبع متفاوت سبب ایجاد تفاوت هایی شد. مثلا در مسائلی چون: آیا می توان با كفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار، چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود، می توان بر آن سجده كرد یا نه؟ آیا خواندن سوره هایی كه سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و...، اختلافاتی به وجود آمد. چون اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد می کردند اما شیعه دستور اهل بیت را ملاک قرار می دادند.


    2- تغییرات و تشریعاتی كه از سوی خلفا, پس از رحلت رسول اكرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تكتف (دست بسته نماز خواندن )، عموما از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند، آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این عمر را جویا شد، گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم. عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم.[1]
    در مسأله وضو آمده است كه وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی كنونی شیعه بوده است. این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد كه می فرماید:
    «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَیْن؛ [مائده/6]و بر سرتان و روى پاهاتان تا برآمدگى روى هر دو پا مسح كنید.»
    در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است، در حالی كه اهل تسنن پاها را می شویند، علت تغییر وضو این بود كه عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد، او سپس وضوی پیامبر را به شكلی كه اكنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد، لكن حكومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ كردند و شرایطی به وجود آوردند كه برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاكم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت.[2]

    [1]. مستند العروه الوثقی، آیت الله خویی، ج 4, ص 445 - جواهرالكلام، ج 11، ص 19.
    [2]. وضوی پیامبر (ص) - سید على شهرستانى مترجم : حسین صابرى - ص 2

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۷:۰۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    موارد اختلاف وضوی شیعه و سنی




    در مجموع، در باره وضو بین شیعه امامیه و مذاهب چهارگانه اهل سنت دو اختلاف عمده وجود دارد:

    یکی: در کیفت شستن دستها (که بحثش گذشت)
    و دیگری: در مسح یا شستن پاها

    خلاصه ای از بحث اختلاف در مورد کیفیت شستن دست:
    مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى ‏دانند و مى‏ گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود. امامیه (=شیعه) می گوید: از طرف آرنج (یعنی از بالا به پایین) واجب است و عکس آن (یعنی از پایین به بالا شستن دست) صحیح نیست و وضو را باطل می کند؛ نیز در شستن، مقدّم داشتن دست راست بر دست چپ را واجب می دانند و مستند امامیه در این فتوی، روایات معتبر اهل بیت است که وضوی پیامبر را توضیح می دهد. باقى مذاهب گفته ‏اند: شستن آنها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است (یعنى ثواب بیشترى دارد). (محمد جواد مغنیه، فقه تطبیقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص 40)


    خلاصه ای از بحث اختلاف در مورد مسح یا شستن پاها:
    اهل سنت روایاتی مى‌كنند كه برخى از آنها بر مسح پاها و برخى بر شستن پاها دلالت دارد؛ بيشتر فقهاى اهل سنت، روايات شستن را بر روايات مسح مقدم داشته‌اند. از اين رو، آيه وضو (=مائده/6) را هم بر طبق همان روايات معنا و توجيه مى‌كنند امّا دانشمندان شيعه با تمسک به آیه 6 سوره مائده و راهنمایی های اهل بیت (ع) که حافظان راستین قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) هستند، مسح به طریقی که در رساله های عملیه توضیح داده شده را برداشت می کنند.

    در رواياتى از «زُراره» و «بُكَيْر»، نحوه وضو گرفتن حضرت امام محمد باقر(ع) نقل شده است و امام تصريح می کند كه وضوى پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) همين گونه بوده است. ( الكافي ج : 3 ص : 24 ، بَابُ صِفَةِ الْوُضُوءِ ؛ براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: علامه طباطبايى، الميزان، ج5، ص220; جعفر سبحانى، الاعتصام بالكتاب والسنه و...)

    توضیح کامل اختلافات وضوی شیعه و سنی و برخی مستندات آنها درباره کیفیت و احکام وضو را از اینجا مطالعه فرمایید:
       
    در باره وضو بین شیعه امامیه و مذاهب چهارگانه اهل سنت دو اختلاف عمده وجود دارد.
    یکی: در کیفت شستن دستها
    و دیگری: در مسح ویا شستن پاها
    اینک تأملی در این دو نکته
    الف: در کیفیت شستن دستها:
    آیا باید از آرنج شروع کرد و به انگشتان ختم نمود؟ و یا برعکس از انگشتان وکف دست شروع و به آرنج ختم کرد؟ همان گونه که در چند صفحه گذشته ذکر شد شیعه امامیه می گوید در وضو در شستن دستها باید از آرنج شروع شود و به انگشتها ختم گردد.
    اما مذاهب چهارگانه اهل سنت میگویند به هر گونه شسته بشود صحیح است لیکن بهتر این است که از انگشتان شروع و به آرنج ختم گردد. (7)
    بنابراین در کیفیت شستن دستها در وضو، آن گونه که شیعیان وضو می سازند، در نزد دیگر مذاهب اسلامی به اتفاق صحیح است. هیچ کدام ازمذاهب چهارگانه اهل سنت ، حنبلی ، حنفی، شافعی و مالکی این گونه شستن را باطل نمی دانند.
    اما شستن دست به گونه ای دیگر یعنی شروع آن از انگشتان باشد و به آرنج ختم گردد، این را شیعه نمی پذیرد و باطل میداند.
    اهل سنت که می گویند بهتر است در شستن دست از انگشتان شروع و به آرنج ختم گردد، به جمله "الی المرافق" در آیه ششم از سوره مائده تمسک کرده اند.
    فخر رازی در ذیل تفسیر این آیه می نویسد:
    "مستحب است که در هنگام شستن دستها در وضو آب را به روی کف دست بریزد و از کف به آرنج جاری کند و از پایین به بالا بشوید.
    بر عکس اگر شسته بشود یعنی ریختن آب از آرنج به کف دست، از بالا پایین برخی در این گونه شستن اشکال کرده اند ، برای این که خداوند متعال فرموده است: "و ایدیکم الی المرافق" دراین آیه "مرافق" را غایت و پایان غسل قرار داده است. پس قرار دادن "موفق" به عنوان مبدأ و آغاز غسل برخلاف آیه است. ولی جمهور فقها گفته اند این گونه شستن اشکالی ندارد، گرچه برخلاف استحباب عمل شده است." (8)
    اما شیعه می گوید: این آیه هیچ اشاره ای به آغاز و پایان شستن ندارد بلکه حد شستن را بیان کرده است.
    به تعبیری دیگر: جمله " الی المرافق" قید جمله "ایدیکم" است، نه قید" فاغسلو" لفظ " ایدیکم" دراین آیه مشترک است بین کل و جزء هم در کل استعمال می شود و هم در جزء به کف دست ، دست می گویند و تا آرنج را هم می گویند: "دست" تا بازو و کتف را هم می گویند: "دست" . آیه می گوید در وضو دستهایتان را بشویید چون که این دست از نظر مقدار ابهام دارد. و بین کل و جزء ، همه دست یا قسمتی از دست مشترک است، و بین کل و جزء، همه دست یا قسمتی از دست مشترک است، واژه "الی المرافق" این ابهام را می زداید و معلوم می کند که مقدار شستن چه مقدار است به تعبیر فخر رازی ، این جمله " الی المرافق" برای تحدید امر است. (9) برای روشن کردن مقدار شستن است نه بیش ا زاین . (نه جهت شستن)
    شستنی که به دستها تعلق گرفته است، از نظر کیفیت آن مطلق است ممکن است همان گونه که به همین صورت از آرنج شروع و به انگشتان ختم گردد و ممکن است به عکس آن شسته بشود آیه از این جهت مطلق است و به هیچ یک از این دو نوع شستن اشاره ای ندارد.
    اما این که چرا شیعه یک نوع شستن را طرد می کند و می گوید باید از بالا به پایین شسته بشود نه برعکس، این نظر فقهی به جهت احادیثی است که از اهل بیت پیامبر (ص) وارد شده است شیعه به پیروی از دستور پیامبر (ص) که فرمود از اهل بیت من جدا نشوید، به اهل بیت و عترت آن حضرت به عنوان "ثقل اصغر" تمسک می کنند و در این تمسک در می یابند که در ساختن وضو باید دستها را از بالا به پایین بشویند نه از پایین به بالا.
    اما پنجم (ع) می فرماید پیامبر(ص) این گونه وضو می گرفت ، آب را به روی آرنج ریخت و آن گاه ا ز بالا به پایین شست. (10)
    حالا اگر بگوییم حکم آیه (= فاغسلوا) به "الی المرافق" مقید است یعنی این قید، قید "ایدیکم" نباشد بلکه قید "فاغسلوا" باشد، در این صورت باید شستن از سرانگشتان شروع شود و به آرنج پایان پذیرد نه برخلاف این و اگر از آرنج شروع شود و به انگشتان ختم گردد. باید بگوییم وضو باطل است.
    در حالی که همه مذاهب اسلامی می گویند که اگر دروضو دستها از آرنج شسته بشود و به انگشتان ختم گردد، این وضو صحیح است، خود این حکم به درست بودن این وضو از سوی مذاهب اهل سنت ، دلیل بر این است که آنان نیز "الی المرافق" را قید برای شستن نمی دانند . هیچ راهی جز این نیست که بگوییم: "الی المرافق" قید "ایدیکم" است نه قید "فاغسلوا" و وقتی که "الی المرافق" قید ایدیکم شد برای شستن از انگشتان دست به طرف آرنج دلیلی وجود ندارد .
    ب: در مسح و یا شستن پاها:
    آیا در وضو شستن پاها واجب است یا مسح آن؟
    شیعه امامیه می گوید: در وضو لازم است روی پاها با رطوبت دست مسح بشود.
    اما چهار مذهب اهل سنت می گویند شستن پاها در وضو لازم است، مسح کافی نیست.
    دلیل اهل سنت درباره شستن پاها در وضو:
    آنها می گویند: به مقتضای روایات و سنت رسول خدا (ص) باید دروضو پاها شسته بشود، مسح کافی نیست. "مسلم بن حجاج نیشابوری" در کتاب " الجامع الصحیح" از ابوهریره و عبدالله بن عباس نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) به شستن پاها در وضو عنایت داشت. (11)
    نقدی بر این دلیل:
    این استدلال اهل سنت برای شستن پاها در وضو تمام نیست زیرا:
    اولاً: روایات دیگری حتی از طرق اهل سنت وجود دارد که پیامبر (ص) در هنگام وضو روی پاها را مسح می کرد و به این کار دستور صادر نمود. در سنن ابن داوود آمده است که پیامبر (ص) در وضو روی دو پای خویش را مسح نمود. (12)
    "ابن قدامه" در "المغنی" می نویسد: ابن عباس گفت درباره وضو در قرآن مجید دو شستن (شستن دستها و صورت) و دو مسح ( مسح پاها و سر) آمده است. (13)
    ابن جریر طبری در تفسیر قرآن می نویسد: از ابن عباس درباره وضو پرسشی به عمل آمد وی در پاسخ گفت: وضو دو شستن و دو مسح کردن است. (شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها).
    بنابراین از خود روایات اهل سنت می توان برای مسح پا استدلال کرد.
    آنان هم برای شستن پاها روایت دارند و هم برای مسح پاها پس اخذ به این روایات برای شستن پاها در وضو تمام نیست.
    ثانیاً: روایاتی که می گوید که در وضو باید پاها شسته بشود ، مخالف با قرآن است. قرآن می گوید سرها و پاهایتان را در وضو مسح نمایید حتی اگر روایت بگوید پاهایتان را در وضو بشویید ، چون این گونه روایات با قرآن مخالف است، نمی توان پذیرفت . فخررازی در تفسیرش می نویسد: پیامبر(ص) فرمود:
    "اذا روی لکم عنی حدیث فاغر ضوه علی کتاب الله فان وافقه فاقبلوه والا فردوه".
    : " اگر از من روایتی برای شما نقل کردند ، آن را به قران عرضه کنید ، اگر موافق با قرآن بود قبول کنید و آن را بپذیرید و گرنه طردش کنید. (14)
    دلیل شیعه درباره مسح پاها در وضو
    شیعه می گوید: به مقتضای آیه قرآن و سنت یا روایاتی که از طریق اهل بیت پیامبر (ص) به ما رسیده است، دروضو روی پاها مسح کشیده بشود.
    اما از آیه قران درباره مسح روی پاها:
    قران می گوید: "وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم الی الکعبین ، در وضو به قسمتی از سر و پاها را تا برآمدگی روی پا مسح نمایید.
    د راین آیه خداوند متعال با صراحت بیان داشته است که در وضو سر و پاها باید مسح بشود.
    ابن عباس که از مفسران بزرگ قرآن است می گوید در وضو دو شستن و دو مسح لازم است. این روایت را ابن قدامه در مغنی (15) و ابن جریر طبری در تفسیرش آورده است. (16)
    در وسایل الشیعه ، شیخ حر عاملی از ابن عباس روایتی نقل می کند که گفت:
    "ان فی کتاب الله المسح و یأبی الناس الا الغسل، در قران آمده است که پاها مسح بشود اما مردم(برخی از مسلمانان) میگویند: نه ، تنها باید پاها را شست." (17)
    ونیز از "قتاده" نقل شده است که گفت: در وضو خداوند دو غسل و دو مسح را واجب نمود. (18)
    دفع یک توهم
    بعضی ها گفته اند استدلال به آیه مذکور برای مسح پا تمام نیست چون که در قرائت خوانده اند و ارجلکم " به نصب" "ارجل" قرائت شده است پس عطف به "برؤوسکم" نیست. بنابراین "ارجل" متعلق فعل "وامسحوا" نیست بلکه متعلق به فعل قبلی یعنی "واغسلوا" است.
    این سخن درست نیست چرا که در قرائت خواه ارجلکم(به نصب) خوانده شود و دلخواه ارجلکم(به جر) گفته شود، در هر دو صورت به مقتضای قوانین ادبی باید به مسح پاها ملتزم شد نه به شستن آن. شستن بر خلاف دستور قران است . توضیخ این که : در صورت قرائت به جر یعنی "ارجلکم" جای کوچکترین شکی نیست که "ارجل" عطف به "رؤوس " است و همان گونه که مسح سر واجب است مسح پاها نیز واجب است.
    بنابراین نوشته امام فخر رازی در تفسیر الکبیر: "ابن کثیر" ، "حمزه" "ابوعمرو" و "عاصم" (بنابه روایت ابی بکر از او)، به جر(وارجلکم) قرائت نمودند.
    در برابر این قرائت عده ای هم مانند "نافع"، "ابن عامر" و "عاصم" (بنا روایت حفص از او) ، به نصب ارجل (وارجلکم) قرائت نمودند. (19)
    در این صورت نصب "ارجل" نیز به مقتضای قواعد ادبی "ارجل" متعلق به فعل "وامسحوا" است و ارجل عطف به رؤوس است.
    و همان گونه که در وضو مسح سر لازم است، مسح پا هم لازم است چون که ادبا و نحوییون می گویند در چنین مواردی هم عطف به لفظ جایز است و هم عطف به محل به مقتضای عطف به لطظ"ارجلکم" به جر و به مقتضای عطف به محل " ارجلکم" به نصب خوانده می شود. چون که رؤوس لفظاً مجرور است ولی محلاً منصوب و مفعول به واسطه، برای فعل "امسحوا" است
    در صورتی که به نصب "ارجل" قرائت شده باشد، ممکن است گفته بشود عطف به "وجوهکم" است حال اگر چنین باشد به مانند "وجوهکم" مفعول به "اغصلوا" است که در نتیجه لازم است پاها شسته شود . در پاسخ به این سخن می گوییم:
    اولاً: اشکالش این است که در ادبیات، این گونه سخن گفتن برخلاف قانون و برخلاف مقتضای بلاغت است چون که بین دو کلمه "وجوهکم" و "ارجلکم" جمله "وامسحوا برؤوسکم" فاصله شده است هم چنان که در مثال "رایت حسنا" و حسینا" و اکرمت عمروا "و بکرا" گفته نمیشود که نصب بکر به جهت عطف آن به حسن و حسین است.
    اگر "ارجل" عطف به "وجوهکم" می بود باید گفته می شد "وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و ارجلکم الی الکعبین" در بین آن نباید جمله " وامسحوا برؤوسکم" فاصله می شد.
    ثانیاً: در علم نحو ثابت شده است که چنانچه در کلامی دو عامل با هم در یک معمولی نزاع داشته باشند، معمول به عامل نزدکتر مربوط می شود در این جا کمله "ارجل" که هم می تواند مفعول "وامسحوا" باشد و هم مفعول "فاغسلوا" باید به عامل نزدیکتر مربوط دانست و آن "وامسحوا" است پس مسح پا لازم است نه شستن پا.
    ثالثاً: عطف "ارجلکم" بر "وجوهکم" این نتیجه را در بردارد که هر یک از این دو قرائت معنایی مغابر با دیگری داشته باشد، زیرا : معنای آن بنا به قرائت نصب و به عنوان عطف به وجوهکم "غسل" و شستن پاها لازم است و اما بنا به قرائت جر مسح آن لازم است.
    ولی چنانچه "ارجل" به "رؤوس" عطف بشود چه به نصب خوانده بشود و چه به جر معنای آن یکسان است و اولیت با همین عطف و همین یکسانی معنا است. (20)
    آن چه که ذکر شد مربوط به ظاهر آیه قرآن در این باره است افزون بر این امامان اهل البیت (ع) و عترت و پیامبر (ص) از محتوای آیه همین گونه بیان داشته و تفسیر نموده اند ، و آنان فرموده اند که در وضو مسح پا لازم است و از پیامبر اسلام (ص) نیز روایت کرده اند که آن حضرت در هنگام وضو روی پاهای خود را مسح می کرد.
    اینک چند روایت در این باره:
    - از امیر مؤمنان علی علیه السلام و روی پاهایش را مسح کشید. (21)
    - از ابن عباس درباره وضوی پیامبر(ص) روایت رسیده که گفت:
    - :" پیامبر (ص) در هنگام وضو روی پاهایش را مسح می کشید. (22)
    - از امام پنجم، امام باقر – علیه السلام- درباره وضو سؤال شد که آیا باید روی پاها را مسح کشید یا باید آن را شست، حضرت فرمود: "هو الذی نزل به جبرئیل " آن چه که جبرئیل درباره وضو فرود آورده است، مسح روی پاها است ( نه شستن آن) (23)
    - از امام صادق (ع) روایت رسیده است که فرمود:
    - "انه یاتی علی الرجل ستون و سبعون سنه ما قبل الله منه الصلاة قلت کیف ذاک؟ قال لانه یغسل ما امرالله بمسحه."
    : "آدمی ممکن است شصت و یا هفتاد سالش باشد ولی نمازش مورد قبول پیشگاه خداوندی نباشد را وی می گویند پرسیدم: این چگونه می شود؟ حضرت فرمود: به جهت این که خداوند دستور داده است در وضو پاها را مسح کنند، ولی به جای مسح ، پاها را می شویند." (24)
    - و نیز روایتی دیگر از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
    "ان الرجل لیعبدالله اربعین سنه و ما یطیعه فی الوضوء لانه یغسل ما امرالله بمسح."
    :" ممکن است آدمی چهل سال خدا را عبادت کند ولی وضویش صحیح نباشد چون که به جای مسح روی پاها، آن را می شوید در حالی که خداوند به مسح آن فرمان داده است." (25)
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشتها
    7- التفسیر الکبیر، همان، ص 160
    8- همان، ص 160
    9- همان ، ص 161
    10- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، کتاب الطهاره، ابواب وضو، باب 15 ، ح 2و 3 ، ج 1، ص 272
    11- صحیح مسلم، جلد اول کتاب الطهاره باب وجوب غسل رجلین
    12- سنن ابی داود، ج 1، ص 26
    13- مغنی ابن قدامه، ص 133
    14- التفسیر الکبیر، همان، ص 163
    15- مغنی ابن قدامه ، ص 132
    16- الجامع البیان فی تفسیر القرآن، محمد بن جریر طبری، ج 6، ص 128
    17- وسایل الشیعه ، ج 1، ص 25 ، ح 7
    18- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج 3، ص 165
    19- تفسیر فخر رازی، ج 11، ص 161
    20- در این باره به تفسیر فخررازی ، ج 11، صص 161 و 162 مراجعه شود.
    21- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 1، ص 295 ، ح 5
    22- همان ، ح 6
    23- همان، ح 4
    24- همان، ح 2
    25- همان ، ص 297 ، ح 16


    مطالعه این نوشته هم برای دوستانی که علاقه مندند بیشتر درباره این موضوع بدانند، مفید است:
       

    نظر فقهی مذاهب پنجگانه اسلامی درباره واجبات وضو

    - نیت در وضو:
    شیعه امامیه و سه مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنت، می گویند که در وضو نیت(قصد فعل به انگیزه اطاعت و امتثال امر خداوند متعال) شرط است.
    ابوحنیفه می گوید: در وضو نیت واجب نیست، اگر آدمی به قصد خنک شدن یا نظافت تمامی اعضای وضو را بشوید و با آن نماز بخواند نمازش صحیح است چون که مقصود از وضو طهارت و پاکیزگی است و این با شستن(بدون نیت نیز) حاصل می شود. (1)
    ابوحنیفه می گوید: نیت در وضو مستحب است. (2)

    - شستن صورت در وضو:
    برای انجام وضو یک بار لازم است صورت شسته بشود. در این حکم، اندازه صورت از نظر درازا از رستنگاه موی پیشانی تا پایین چانه و از پهنا از نظر شیعه امامیه و مالکیه، به پهنای فاصله بین دو انگشت ابهام و وسطی و از نظر سه مذهب دیگر اهل سنت ( حنفیه، شافعیه، حنابله) از نرمی گوش راست تا نرمی گوش چپ است. (3)

    - شستن دستها:
    همه مذاهب اسلامی (شیعه امامیه،حنفیه، حنابله، مالکیه و شافعیه) می گویند که در وضو یک بار شستن دست تا آرنج لازم است.
    شیعه امامیه می گوید: باید از آرنج شسته بشود از بالا به پایین شروع از آرنج و ختم آن نوک انگشتان ، نه برعکس که در این صورت وضو باطل است و نیز واجب است اول دست راست از آرنج تانوک انگشتان شسته بشود و سپس به همین روال دست چپ شسته بشود.
    اما دیگر مذاهب اسلامی می گویند: آن چه واجب است شستن دستها تا آرنج است به هر صورتی شسته بشود کافی است لیکن اول دست راست شسته بشود و سپس دست چپ بهتر است و نیز در شستن دستها بهتر است از انگشتها شسته بشود و به آرنج ختم گردد.

    - مسح سر:
    حنابله می گویند: در وضو مسح تمامی سر و گوشها واجب است لیکن اگر به جای مسح سر، آن را بشوید و به همراه شستن دست بکشد کافی و مجزی است.
    مالکی می گوید: در وضو مسح تمام سر لازم است، نه مسح گوشها.
    حنفی می گوید: تنها مسح یک چهارم سر واجب است.
    شافعی می گوید: مسح قسمتی از سر – ولو خیلی کم – واجب است وشستن و یا آب پاشیدن سر- از مسح آن کفایت می کند.
    امامیه میگوید: مسح جزیی از قسمت جلو سر واجب است و اندازه اش اگر چه کم باشد به قدری که بتوان گفت که مسح کرده است کافی است. (4) شستن و آب پاشیدن سر جایز نیست.

    - مسح یا شستن پاها
    چهار مذهب اهل سنت، حنبلی ، شافعی ، مالکی و حنفی ، می گویند یک بار شستن پاها تا مچ واجب است.
    شیعه امامیه می گوید: با رطوبت دست لازم است از سرانگشتان تا برآمدگی روی پاها را مسح نمود.
    سخنی از امام فخر رازی
    فخر رازی درباره مسح پا یا شستن آن در وضو می نویسد:
    در این باره چهار قول است.
    1- ابن عباس، انس بن مالک، عکرمه، شعبی و ابی جعفر محمد بن علی الباقر(ع) می گویند: در وضومسح پاها واجب است و این نظر شیعه امامیه است.
    2- جمهور فقها و مفسران می گویند: در وضو شستن پاها واجب است.
    3- داوود اصفهانی می گوید: دروضو واجب است که پاها هم مسح بشود و هم شسته گردد و این قول "ناصر للحق " از امامان زیدیه است.
    4- حسن بصری و محمد بن جریر طبری می گویند:
    5- مکلف مخیر است بین شستن و مسح پاها هر کدام را انجام داد ، کافی است. (5)
    - ترتیب:
    امامیه ، شافعیه و حنابله می گویند که در وضو ترتیب لازم است به همان صورتی که آیه بیان داشته است) اول صورت بعد دستها و بعد مسح سر و سپس مسح پاها. این ترتیب واجب و شرط در صحت وضو است.
    - موالات و یا انجام عمل پی در پی
    - امامیه ، حنابله و مالکیه می گویند موالات در وضو لازم است یعنی بعد از شستن صورت فوراً شستن دستها و سپس مسح سر و پا لازم است.
    حنفیه و شافعیه میگویند موالات در وضو لازم نیست لیکن تفریق بین غسل اعضای وضو بدون عذر کراهت دارد. (6)


    پی نوشتها
    -------------------------------
    1- مجموعه رسائل ابن عابدین ج 1، ص 76، الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغینه ، ص 35
    2- کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمان الجزری، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت ، ج 1، ص 63
    3- الفقه علی المذاهب الخمسه ، همان ، ص 35 ، الفقه علی المذاهب الاربعه، همان صص 55 – 54
    4- ریشه این اختلاقی که در مقدار مسح سر بین مذاهب اسلام وجود دارد این است که آیا کلمه باء حرف جر در "برووسک" به چه معنا است. آنان که می گویند این "باء" برای تبعیض است(یعنی بعضی و قسمتی از سر در وضو کافی است. مانند قول شافعی و ابوحنیفه اما آنان که می گویند "باء" در کلمه" برووسکم" زائده است اینان می گویند باید در وضو تمامی سر مسح گردد.
    5- التفسیر الکبیر، امام فخررازی ، ج 11 ، ص 161
    6- الفقه علی المذاهب الخمسه، همان، صص 35 تا 38، الفقه علی المذاهب الاربعه ، همان، صص 53 تا 62

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۷:۰۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود