صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟




    سلام علیکم.
    سوالِ بنده از این است که چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟
    چرا خدا نمی‌تواند ترکیبی از چند خدا باشد که هر کدام نقصی دارند و نقصِ یک دیگر را بر طرف می‌کنند؟
    برای مثال، یک خدا فقط صفتِ «رحمت» را داشته باشد و در صفاتِ دیگر، به خدایانِ دیگر نیاز داشته باشد. خدای دیگر فقط صفتِ «علم» را داشته باشد. دیگری فقط صفتِ «قدرت» را داشته باشد و ... .
    تمامِ این خدایان نیز واجب الوجود باشند.
    چرا چنین چیزی ممکن نیست؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۰۹:۰۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    واجب الوجود و تعدد




    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست
    سلام علیکم.
    سوالِ بنده از این است که چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟
    چرا خدا نمی‌تواند ترکیبی از چند خدا باشد که هر کدام نقصی دارند و نقصِ یک دیگر را بر طرف می‌کنند؟
    برای مثال، یک خدا فقط صفتِ «رحمت» را داشته باشد و در صفاتِ دیگر، به خدایانِ دیگر نیاز داشته باشد. خدای دیگر فقط صفتِ «علم» را داشته باشد. دیگری فقط صفتِ «قدرت» را داشته باشد و ... .
    تمامِ این خدایان نیز واجب الوجود باشند.
    چرا چنین چیزی ممکن نیست؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    ابتدا نگاهی به معنای واجب الوجود داشته باشیم تا بعد مشخص شود که با تعدد قابل جمع هست یا نه ؟

    واجب الوجود یعنی موجودی که در وجودش نیاز به هیچ موجودی دیگری ندارد ، یعنی همه کمالات را دارد و هیچ نقصی ندارد . زیرا اگر نقصی داشته باشد ، از آن نظر آسیب پذیر خواهد بود و وقتی آسیب پذیر شد دیگر وجودش واجب نخواهد بود بلکه موجود بودنش علاوه بر خودش بر امر دیگری نیز متوقف خواهد شد ( امری که نسبت به آن آسیب پذیر است ) فلذا واجب الوجود یعنی دارای همه کمالات و بی نیاز از همه چیز .
    حال با توجه به تعریف فوق از واجب الوجود ، امکان دارد که چند واجب الوجود داشته باشیم ؟
    خیر ، زیرا اگر چند واجب الوجود داشته باشیم و هر کدام بخواهد یکی از صفات خدا را داشته باشند مثلا یکی دارای علم باشد و دیگری دارای قدرت باشد . آنکه به تنهایی دارای علم است واجب الوجود نخواهد بود زیرا دارای قدرت نیست و از این نظر نقص دارد پس طبق تعریف نمی تواند ، واجب الوجود باشد . موجود دیگر هم که تنها دارای قدرت است نیز به همین صورت خواهد بود و واجب الوجود نخواهد بود . نکته ی دیگر اینکه اصلا خدایی که از اجزای متعدد تشکیل شده باشد نمی تواند واجب الوجود باشد زیرا خدایی که مانند پازل از اقسام مختلف تشکیل شده است ، برای موجود شدنش نیاز به اجزای مختلف دارد یعنی وجودش نیازمند است به اجزا و وقتی نیازمند شد ، دیگر واجب الوجود نخواهد بود . فلذا از نظر ما واجب الوجود تنها یکی است و نمی تواند چند تا باشد و علاوه بر یکی بودن دارای اجزا نیز نیست ( بر خلاف آنچه در مسیحیت گفته می شود که خدا را به پدر ، پسر و روح القدس ) تقسیم می کنند . چندخدایی و نیز یک خدای دارای چند جز محال است .
    موفق باشید


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما وقتی فرضا دو واجب الوجود از ازل بوده‌اند و از ازل نیازِ یکدیگر را رفع کرده‌اند، چه مشکلی پیش می‌آید؟ این که آن دو، نیازمند باشند ولی نیازشان از ازل رفع شود، در خدا بودنشان ایرادی وارد نمی‌کند. می‌کند؟ آن وجودی آسیب پذیر است که به یک ممکن الوجود نیازمند باشد. اما وقتی به یک واجب الوجود متکی است و نیازش از ازل رفع می‌شده و تا ابد نیز رفع شده خواهد ماند، دیگر چه مشکلی به وجود خواهد آورد؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    واجب الوجود




    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست
    اما وقتی فرضا دو واجب الوجود از ازل بوده‌اند و از ازل نیازِ یکدیگر را رفع کرده‌اند، چه مشکلی پیش می‌آید؟ این که آن دو، نیازمند باشند ولی نیازشان از ازل رفع شود، در خدا بودنشان ایرادی وارد نمی‌کند. می‌کند؟ آن وجودی آسیب پذیر است که به یک ممکن الوجود نیازمند باشد. اما وقتی به یک واجب الوجود متکی است و نیازش از ازل رفع می‌شده و تا ابد نیز رفع شده خواهد ماند، دیگر چه مشکلی به وجود خواهد آورد؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    همان طور که قبلا توضیح داده شد ، واجب الوجود موجودی است که از اساس نیاز ندارد یعنی دارای ذات کامل و بی نقص است نه اینکه نیاز داشته باشد ولی نیازش برطرف شده باشد . فلذا به موجودی که از ازل نیازش برطرف شده باشد ، واجب الوجود گفته نمی شود .اساسا ملاک واجب الوجود بودن و ممکن الوجود بودن این است که دارای ذاتی نیازمند باشند یا نباشند .

    موفق باشید


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لطفا اجازه بدهید قانع نشوم. واجب الوجود صرفا یک اسم است. حرفِ بنده این است خدا می‌تواند نیازمند باشد و همیشه نیازش توسط یک خدای دیگر رفع شود و هم‌چنین از ازل هم وجود داشته باشد و منشأ آفرینش باشد. شما می‌فرمایید که امکان ندارد. اما دلایلتان برای ذهنِ بنده متأسفانه قابلِ هضم نیستند. اگر ممکن است کمی واضح‌تر بیان بفرمایید.
    متشکرم.

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدای نیازمند




    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست
    لطفا اجازه بدهید قانع نشوم. واجب الوجود صرفا یک اسم است. حرفِ بنده این است خدا می‌تواند نیازمند باشد و همیشه نیازش توسط یک خدای دیگر رفع شود و هم‌چنین از ازل هم وجود داشته باشد و منشأ آفرینش باشد. شما می‌فرمایید که امکان ندارد. اما دلایلتان برای ذهنِ بنده متأسفانه قابلِ هضم نیستند. اگر ممکن است کمی واضح‌تر بیان بفرمایید.
    متشکرم.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی می توان بحث را به نوعی دیگر فرض کرد ، حوض های مختلف آب را تصور کنید که به هم مرتبط هستند ، و آب از حوض بالایی وارد حوض پایینی می شود و حوض پایینی را پر می کند. این حوض ها مانند انسان ها هستند که در وجود خود نیازمند موجودی دیگر هستند که خودش برای موجود شدن ، نیازمند موجود دیگری نیست . حال شما می گوید خدایی باشد که نیازش توسط موجودی دیگر برطرف شود . یعنی مثلا حوض آبی را فرض کنیم که به عنوان سرسلسله ی حوض های دیگر است ولی خودش آب را از جای دیگر به دست می آورد . در حالیکه فرض ما این است که سرچشمه باید به خود متکی باشد و از حوض دیگری آب نگیرد . فلذا اینکه سرسلسله ای را فرض کنیم که در عین اینکه به دیگران نیازمند نیست ، ولی آب را از جای دیگری به دست می آورد ، صحیح نیست .
    اگر فرض شود که خدایی نیاز خدای اولی را برآورده کند ، ثابت می شود که خدای اولی خدا نبوده است زیرا او هم مانند دیگر موجودات نیازمند است . خدای خالق جهان خداوندی بی نیاز است که به هیچ امری نیازمند نیست و همه به او نیازمند اند .
    موفق باشید

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر حوض را مثال بزنیم این فرمایشِ شما درست است. اما من می‌گویم ما دو کس را در نظر بگیریم که متقابلا نیازِ یکدیگر را رفع می‌کنند.
    یک مثالِ واقعی می‌زنم. در دریاها، میگوهایی وجود دارند که به آن‌ها میگوی رفتگر می‌گویند. این میگوها با نوعی ماهی، زندگیِ همزیستی دارند. میگوی رفتگر با خوردنِ غذاهای باقی‌مانده در لابه‌لای دندان‌های ماهی، هم نیازِ خود را به غذا برطرف می‌کند و هم نیازِ ماهی را به تمیز بودنِ دهانش. به این ترتیب، این دو آب‌زی، یکدیگر را کامل می‌کنند در عینِ این که هر دو نیازمندند.
    چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟
    پس از این‌جا می‌توان نتیجه‌ای بر خلافِ فرمایشِ شما گرفت.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیاز




    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست
    اگر حوض را مثال بزنیم این فرمایشِ شما درست است. اما من می‌گویم ما دو کس را در نظر بگیریم که متقابلا نیازِ یکدیگر را رفع می‌کنند.
    یک مثالِ واقعی می‌زنم. در دریاها، میگوهایی وجود دارند که به آن‌ها میگوی رفتگر می‌گویند. این میگوها با نوعی ماهی، زندگیِ همزیستی دارند. میگوی رفتگر با خوردنِ غذاهای باقی‌مانده در لابه‌لای دندان‌های ماهی، هم نیازِ خود را به غذا برطرف می‌کند و هم نیازِ ماهی را به تمیز بودنِ دهانش. به این ترتیب، این دو آب‌زی، یکدیگر را کامل می‌کنند در عینِ این که هر دو نیازمندند.
    چرا خدا نمی‌تواند مرکب باشد؟
    پس از این‌جا می‌توان نتیجه‌ای بر خلافِ فرمایشِ شما گرفت.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی بنده منکر این نیستم که موجودات نیاز یکدیگر را بر طرف می کنند . این مسئله کاملا طبیعی است و موارد بسیار زیادی می توان برای آن برشمرد . نکته ای که به آن اشاره شد این است که اولا بنده دلیلی فلسفی برای شما بیان کردم . و موضوع بحث ما وجود بخشی بود . یعنی ما معتقدیم که خداوند موجودی است که به دیگر موجودات وجود می بخشد ، و وجود خودش را از دیگری نگرفته است فلذا به موجود دیگری نیاز ندارد . یعنی طبق برهانی که قبلا بیان شد واجب الوجود موجودی است که بی نیاز است به موجود دیگر . یعنی وجودش هیچ نیازی به موجود دیگر ندارد . با توجه به مطالب فوق می توان نتیجه گرفت اگر موجودی نیازمند باشد ، هرچند که نیازش توسط موجود دیگری برطرف شود ، آن موجود نمی تواند خدا باشد ، زیرا خداوند موجودی است که نیاز ندارد .

    موفق باشید

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با سلام

    میشه لطفا دقیقتر ایراد این جمله رو توضیح بدید:

    آفریدگار این جهان به صورت ازلی به شکل یک سیستم چند جزیی بوده اند که هر جز همواره نیاز اجزای دیگر را تامین می کند.

    چرا نباید خدا را موجودی با تعریف بالا ندانیم و خدا را بسیط بدانیم؟

    در مثال بالا نمی توان گفت که در آن صورت خدا نیازمند اجزا است. چون هر یک از اجزا قسمتی از خدا هستند و خدا چیزی در خارج این اجزا نیست. همچنین هیچ نیرویی وجود ندارد که در کارکرد این اجزا اختلالی ایجاد کند

    با احترام آتیلا
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدای دارای اجزاء




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام

    میشه لطفا دقیقتر ایراد این جمله رو توضیح بدید:

    آفریدگار این جهان به صورت ازلی به شکل یک سیستم چند جزیی بوده اند که هر جز همواره نیاز اجزای دیگر را تامین می کند.

    چرا نباید خدا را موجودی با تعریف بالا ندانیم و خدا را بسیط بدانیم؟

    در مثال بالا نمی توان گفت که در آن صورت خدا نیازمند اجزا است. چون هر یک از اجزا قسمتی از خدا هستند و خدا چیزی در خارج این اجزا نیست. همچنین هیچ نیرویی وجود ندارد که در کارکرد این اجزا اختلالی ایجاد کند

    با احترام آتیلا:rose:
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در فرض شما ، آیا هرکدام از این اجزا خداوند هست ؟ یا اینکه مجموع این اجزا با هم خداوند است ؟

    اگر بگویید که هر جزئی به تنهایی خداوند است ، پاسخ داده می شود که هر جز به تنهایی نمی تواند خدا باشد زیرا که دارای نیازمندی های است که توسط اعضای دیگر تامین میشود

    اگر بگویید مجموع این اجزا خداوند است ، پاسخ داده می شود که آیا خدایی که از اجزای مختلف تشکیل شده است ، برای تحققش نیاز به اجزا ندارد ؟
    ماشینی را فرض کنید که از اجزای متعددی چون موتور ، چرخ ها ، بدنه و ... تشکیل شده است . حال اگر ما بخواهیم یک ماشین داشته باشیم ، آیا نیاز به وجود این اجزا نداریم ؟ البته که نیاز داریم زیرا تا آن اجزا نباشند ، ماشینی تحقق پیدا نخواهد کرد .
    اما درمورد خداوند از آنجایی که او بی نیاز مطلق است و به هیچ چیزی نیاز ندارد ، نمی توان گفت که دارای اجزا است .

    موفق باشید

  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود