صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه عرفان و موسیقی چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مطلب رابطه عرفان و موسیقی چیست؟




    سلام دوستان بزرگوار
    من یکسری داستان مشابه پیر طمبور زن که به عرفان رسید یا پیر چنگی با منابع می خواستم، کسی می تونه به من کمک کنه؟ به بیان بهتر دنبال رابطه دین با موسیقی و کسانی که از موسیقی به عرفان رسیده اند هستم، ممنون می شم اگر کمکم کنید!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۰۹:۰۶
    امان از لحظه های غفلتم که شاهدم هستی مهدی جان ...
    التماس دعا !


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت




    نقل قول نوشته اصلی توسط f_raha نمایش پست
    سلام دوستان بزرگوار
    من یکسری داستان مشابه پیر طمبور زن که به عرفان رسید یا پیر چنگی با منابع می خواستم، کسی می تونه به من کمک کنه؟ به بیان بهتر دنبال رابطه دین با موسیقی و کسانی که از موسیقی به عرفان رسیده اند هستم، ممنون می شم اگر کمکم کنید!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    با سلام
    دوست عزیز اول باید دید جایگاه موسیقی در قرآن و اسلام چیست و آیا میشود از طریق موسیقی به خدا رسید یا نه ؟در مرحله بعد میتوان به سراغ داستان ها یا شواهد دیگر رفت.
    اما دیدگاه اسلام درباره موسیقی :
    شما را توجه میدهم به آیات 6 تا 9 سوره مبارکه لقمان و تفسیر آن [سوره لقمان (31): آيات 6 تا 9]
    وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ (6) وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ (7) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (8) خالِدِينَ فِيها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (9)
    ترجمه:
    6- بعضى از مردم سخنان باطل و بيهوده خريدارى مى‏كنند تا مردم را از روى جهل و نادانى گمراه سازند، و آيات الهى را به استهزا و سخريه گيرند، براى آنها عذاب خوار كننده است.
    7- هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى ‏شود مستكبرانه روى بر مى ‏گرداند، گويى آن را نشنيده، گويى اصلا گوش هايش سنگين است! او را به عذاب دردناك بشارت ده.
    8- (ولى) كسانى كه ايمان آورده ‏اند و عمل صالح انجام داده‏ اند باغهاى پرنعمت بهشت از آن آنهاست.
    9- جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعده مسلم الهى است، و اوست عزيز و حكيم (شكست ناپذير و دانا).
    شان نزول:
    بعضى از مفسران گفته ‏اند كه نخستين آيات مورد بحث در باره" نضر بن حارث" نازل شده است.او مرد تاجرى بود و به ايران سفر مى‏كرد، و در ضمن، داستان هاى ايرانيان را براى قريش بازگو مى ‏نمود، و مى ‏گفت: اگر محمد براى شما سرگذشت عاد و ثمود را نقل مى‏ كند، من داستان هاى رستم و اسفنديار، و اخبار كسرى و سلاطين عجم را باز مى‏ گويم!، آنها دور او را گرفته، استماع قرآن را ترك مى ‏گفتند.بعضى ديگر گفته‏اند كه اين قسمت از آيات در باره مردى نازل شده كه كنيز خواننده‏ اى را خريدارى كرده بود و شب و روز براى او خوانندگى مى‏ كرد و او را از ياد خدا غافل می ساخت.
    مرحوم" طبرسى" مفسر بزرگ، بعد از ذكر اين شان نزول مى ‏گويد:حديثى كه از پيامبر ص در اين زمينه نقل شده شان نزول فوق را تاييد مى‏ كند، چرا كه آن حضرت ص فرمود:لا يحل تعليم المغنيات و لا بيعهن، و اثمانهن حرام و قد نزل تصديق ذلك فى كتاب اللَّه:" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ...".
    " آموزش دادن كنيزان خواننده، و خريد و فروش آنها حرام است و درآمدى كه از اين راه به دست مى ‏آيد نيز حرام است، گواه اين مطلب چيزى است كه خداوند در كتابش فرموده: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ...".


    (تفسير نمونه، ج‏17، ص: 13)


    ادامه دارد

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۱۴ در ساعت ۲۱:۵۲
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    پاسخگوی اخلاقی 1 عزیز ، از پاسخگویی شما ممنونم ! ولی من در زمینه ادبیات عرفان کار می کنم و داستان مشابه به پیر چنگی یا پیر طمبور زن نیاز دارم !
    در این داستان ها افراد قهرمان قصه با موسیقی انس گرفته و اصلا خدا را نمی شناخته اند ولی در زندگی به خلق خدا خدمت می کردند و همین ها زمینه را برای قرار گرفتن در سیر و سلوک عرفانی را فراهم می کند.
    اگر داستانی مشابه داستان های فوق سراغ دارید لطفا معرفی کنید!
    جایگاه موسیقی در اسلام برام روشن شد!
    از لطف شما سپاسگزارم!
    امان از لحظه های غفلتم که شاهدم هستی مهدی جان ...
    التماس دعا !

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت




    نقل قول نوشته اصلی توسط f_raha نمایش پست
    سلام دوستان بزرگوار
    من یکسری داستان مشابه پیر طمبور زن که به عرفان رسید یا پیر چنگی با منابع می خواستم، کسی می تونه به من کمک کنه؟ به بیان بهتر دنبال رابطه دین با موسیقی و کسانی که از موسیقی به عرفان رسیده اند هستم، ممنون می شم اگر کمکم کنید!


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1

    با سلام دوست عزیز
    شما صراحتا در سوال خود گفته اید: به دنبال رابطه دین با موسیقی و کسانی که از موسیقی به عرفان رسیده اند هستم، ممنون می شم اگر کمکم کنید!
    حال چطور عنوان میکنید که سوالتان چیز دیگری بوده است ؟
    ضمنا اگر جایگاه موسیقی در اسلام برای شما مشخص بود به دنبال کسانی که از این راه به خدا رسیده اند نبودید!!!شما با پیش فرض، سوال می پرسید، یعنی شما اصل موضوع را مسلم و قطعی فرض کرده اید در حالی که نه خداوند متعال و نه هیچ یک از پیامبران او یا اهل بیت عصمت و طهارت و نه حتی عقل (البته اگر آن را از وحی جدا بدانیم) تایید نمیکنند که از راه موسیقی میتوان به عرفان رسید که حال شما به دنبال داستان های آن هستید!!!

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۱۴ در ساعت ۲۱:۵۴
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت موسیقی و عرفان




    [justifyfull]با سلام
    ادامه تفسیر آیات
    غنا يكى از دامهاى بزرگ شياطين!

    در اين آيات، سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه" محسنين" و" مؤمنين" قرار دارند كه در آيات گذشته مطرح بودند.در اينجا سخن از جمعيتى است كه سرمايه‏هاى خود را براى بيهودگى و گمراه ساختن مردم به كار مى ‏گيرد، و بدبختى دنيا و آخرت را براى خود مى‏ خرد! نخست مى‏فرمايد:" بعضى از مردم، سخنان باطل و بيهوده را خريدارى مى‏ كنند تا خلق خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ). و آيات خدا را به استهزاء و سخريه گيرند" (وَ يَتَّخِذَها هُزُواً) «1».و در پايان آيه اضافه مى ‏كند:" عذاب خوار كننده از آن اين گروه است" (أُولئِكَ لهمْ عَذابٌ مُهِينٌ).خريدارى كردن سخنان باطل و بيهوده يا به اين گونه است كه به راستى افسانه ‏هاى خرافى و باطل را با دادن پول به دست آورند، آن چنان كه در داستان" نضر بن حارث" خوانديم.و يا از اين طريق است كه براى ترتيب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى كنيزان خواننده خريدارى كنند، چنان كه در حديث پيامبر ص ضمن شان نزول بيان شد.و يا صرف كردن مال به هر صورت و به هر طريقى كه به وسيله آن به اين هدف نامشروع يعنى سخنان باطل و بيهوده برسند.عجب اينكه اين كوردلان مطالب باطل و بيهوده را به گرانترين قيمت خريدارى مى‏ كردند، اما آيات الهى و حكمت را كه پروردگار، رايگان در اختيارشان گذارده ناديده مى ‏گرفتند.اين احتمال نيز وجود دارد كه خريدارى (اشتراء) دراينجا معنى كنايى داشته باشد و منظور از آن هر گونه تلاش و كوشش براى رسيدن به اين منظور است.و اما" لَهْوَ الْحَدِيثِ"، مفهوم وسيع و گسترده‏ اى دارد كه هر گونه سخنان يا آهنگ هاى سرگرم كننده و غفلت ‏زا را كه انسان را به بيهودگى يا گمراهى مى‏ كشاند در بر مى ‏گيرد، خواه از قبيل" غنا" و الحان و آهنگ هاى شهوت ‏انگيز و هوس ‏آلود باشد، و خواه سخنانى كه نه از طريق آهنگ، بلكه از طريق محتوى انسان را به بيهودگى و فساد، سوق مى‏ دهد. و يا از هر دو طريق، چنان كه در تصنيف ها و اشعار عاشقانه خواننده گان معمولى است كه هم محتوايش گمراه كننده است و هم آهنگش! و يا مانند داستان هاى خرافى و اساطير كه سبب انحراف مردم از" صراط مستقيم" الهى مى ‏گردد.و يا سخنان سخريه آميزى كه به منظور محو حق و تضعيف پايه ‏هاى ايمان مطرح میشود، همانند چيزى كه از ابو جهل و يارانش نقل مى ‏كنند كه رو به قريش مى ‏كرد و مى ‏گفت:" مى ‏خواهيد شما را از" زقوم" كه" محمد" ما را به آن تهديد میکند اطعام كنم؟! سپس مى ‏فرستاد و" كره و خرما" حاضر مى ‏كردند و مى‏ گفت:اين همان" زقوم" است! ... و به اين ترتيب آيات الهى را بباد استهزاء مى‏ گرفت.به هر حال" لهو الحديث" معناى گسترده‏ اى دارد كه همه اينها و مانند آن را فرا مى ‏گيرد، و اگر در روايات اسلامى و سخنان مفسرين روى يكى از اينها انگشت گذارده شده است هرگز دليل بر انحصار و محدوديت مفهوم آيه نيست.در احاديثى كه از طرق اهل بيت -علیهم السلام- به ما رسيده تعبيرهايى ديده مى ‏شود كه بيانگر همين وسعت مفهوم اين كلمه است:از جمله در حديثى از امام صادق ع مى‏ خوانيم:الغناء مجلس لا ينظر اللَّه الى اهله، و هو مما قال اللَّه عز و جل" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ":" مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است كه خدا به اهل آن نمى ‏نگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمى‏ دهد) و اين مصداق همان چيزى است كه خداوند عز و جل فرموده" بعضى از مردم هستند كه سخنان بيهوده خريدارى مى ‏كنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند" «1».تعبير به" لَهْوَ الْحَدِيثِ" بجاى" الحديث اللهو" گويا اشاره به اين است كه هدف اصلى آنها همان لهو و بيهودگى است، و سخن، وسيله‏اى براى رسيدن به آن است.جمله" لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ" نيز مفهوم وسيعى دارد كه هم گمراه كردن اعتقادى را شامل مى شود آن چنان كه در داستان نضر بن حارث و ابوجهل خوانديم و هم منحرف ساختن اخلاقى آن چنان كه در احاديث غنا آمده است.
    _________________________________________________
    (1) ضمير" يتخذها" به" آيات الكتاب" باز مى ‏گردد كه در آيات قبل آمده است، بعضى نيز احتمال داده ‏اند كه به" سبيل" بر گردد، كلمه" سبيل" گاهى به صورت مذكر و گاه به صورت مؤنث در آيات قرآن آمده است.[/justifyfull]


    ادامه دارد

    تفسير نمونه، ج‏17، ص:14تا 16


    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۸:۳۲
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی مفید بود . ممنون
    اللهم عجل لولیک الفرج

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط f_raha نمایش پست
    من در زمینه ادبیات عرفان کار می کنم و داستان مشابه به پیر چنگی یا پیر طمبور زن نیاز دارم !
    سلام و درو خدا بر دوستان
    دوست بزرگوارم ادبیات عرفانی منظوم یا منثور , تلفیق ادبیات و عرفان است.شعر عرفانی بر پایه ی اثرات عرفان روی فرد شکل میگیرد.
    باتوجه به توضیحاتی که در بالا در مورد پیر چنگی(که متاسفانه بنده اطلاعاتی در موردش ندارم ) یا ... دادید. عرفایی بودند که در لحظاتی از خود بی خود میشدند و اثرات ناب و بی همتایی میسرودند.
    مانند حافظ یا مولانا و شمس و ... که همگی انها عارف و شاعر بودند همزمان . و از موسیقی یا چنگ و ... و یا حتی شعر به عرفان نرسیده اند.
    اگر هم نمونه های پیر چنگی یا موارد مذکور توسط شما باشد در حد قصه و داستان بی پایه است که از نظر کاربردی ارزشی ندارد در علم ادبیات و عرفان.
    در پناه حق
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام دوستان عزیز
    از اینکه با سوالی که طرح کردم چالش ایجاد کردم عذر می خوام، پاسخگوی اخلاقی عزیز من در ابتدای سوال ذکر کرده بودم که " من یکسری داستان مشابه پیر طمبور زن که به عرفان رسید یا پیر چنگی با منابع می خواستم، کسی می تونه به من کمک کنه؟"، پس من سوالم رو تغییر ندادم!
    من ادعا نکردم جایگاه موسیقی در دین برام مشخصه ، گفتم که برام روشن شد! لطفا دوباره به متن قبلی مراجعه کنید، فقط خواستم که بگم که جوابی که دادید به من کمک زیادی کرد ! همین ! و می خواستم تشکر کنم، نمی دونستم اینقدر ناراحتتون می کنه!
    من یک دانشجو هستم و رشته تحصیلیم زیر شاخه ریاضی و فنی مهندسیه، مجبورم که دروس عمومی رو پاس کنم، اگر دنبال یه همچین داستان هایی هستم به خاطر اینه که استاد ادبیاتمون به عنوان تحقیق این موضوع رو به من واگذار کرده که یه همچین نمونه هایی در ادبیات پیدا کنم، من خیلی دنبالش رفتم ولی به نتیجه نرسیدم، گفتم شاید اینجا که در زمینه عرفان کار می کنید به نتیجه برسم، من اصلا با زمینه قبلی و قطع و مسلم درباره این موضوع صحبت نکردم ، علت سوالم رو توضیح دادم ! شما من رو متهم می کنید به اینکه دارم با اصرار ثابت می کنم که می شه از موسیقی به خدا رسید ، ولی از شما که پاسخگوی اخلاقی هستید تعجب می کنم، چون تا اونجایی که من می دونم قضاوت عجولانه نه در شرع و نه در عرف قابل پذیرشه! واقعا متاسفم ! این من رو خیلی ناراحت می کنه که بدون هیچ قصد و غرضی اینطور متهم بشم!
    پاسخگوی عزیز به خاطر "غنا یکی از دام های بزرگ شیطان! " هم ازتون تشکر می کنم!
    ممنونم از همه دوستانی که منت گذاشتند و در بحث شرکت کردند!
    امیدوارم خداوند نظر لطفشون رو شامل حال همه ما کند و ما رو در هنگام لغزش و گناه یاری کند !
    امان از لحظه های غفلتم که شاهدم هستی مهدی جان ...
    التماس دعا !


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    95
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر مردم ایران

    پیش از اینکه به سوال دوست عزیزم پاسخ بدم واقعا جای تاسف و تاثر داره که سوالی پرسیده میشه اینجا و دوتا خادم محترم از پس جواب دادنش بر نمیان و اطلاعات نادرست یا خارج از موضوع تحویل کاربران میدن .اگر واقعا شما اطلاعاتی در مورد سوال ندارید میتونید راحت بفرمایید که ما اطلاعاتی در اینباره نداریم میتونید جاهای دیگه سوالتون رو مطرح کنید یا اصلا بگید در اینباره اطلاعاتی نداریم خیلی راحت، دیگه نمیخواد خودتون رو اذیت کنین و اطلاعات نادرست و نامرتبط با موضوع تحویل بدید...

    اما در مورد سوال دوست عزیزم
    دوست گلم شما باید تفکیک کنید که چه چیز از سوالتون میخواهید.
    اینکه میگید رابطه دین با موسیقی و چجوری از این طریق افراد به عرفان رسیده اند این سوال کاملا ناواضح هستش به دلایل زیر :
    اولا در مقوله ی دین ،موسیقی هیچ جایگاهی ندارد به خصوص در دین اسلام یعنی اساسا دین علم درست حسابی برای توضیح و به چالش کشیدن موسیقی نداره همچنان که میبینید هیچکدام از سردمدارها و وکلا و خلفا و اهل بیت و صحابی و انصار و هیچکس دیگه ای موسیقیدان یا تئوریسین نبوده و نیست زیرا هم توانایی درک همچنین چیزی نداشتن هم موقعیت جغرافیایی اونها و طرز زندگی اونها اجازه ورود به همچنین وادی رو نمیداد.اگرم بوده باشه شایددد موارد خیلی جزیی
    اساسا دین به موسیقی نیازمنده که در خطوط پایین توضیح میدم براتون اما موسیقی به دین نیاز نداره
    مورد بعدی که گفتید روابط عرفان با دین از طریق موسیقی بود،حتما در نظر داشته باشید که دین تنها راه سیروسلوک نیست وراه صوفی گری تنها از منظر دین میسر نخواهد بود و دین یا قران فقط یکی از راه های صوفی گری شاید باشه در صورتی که حس و وجود خود آدم و افرادی که در اثنای زندگی به پست آدم ها میخورن مثل مولانا و شمس ،اینها میتونند راه سیر و سلوک رو به انسان نشان دهند در این بین هم شاید گذری هم به دین داشته باشند اما همش دین نبوده و نیست اما مهمترین بحثی که الان میخوایم به اون بپردازیم روابط عرفان و موسیقی هستش .
    دوست گرامی انچیزی که از اشعار شعرای ما برمیاد و آنچیزی که بزرگان ما از روزی که بوده تا به امروز چه از ادبیاتی تا هنرمند گفته اند و ثبت کرده اند : رابطه بین موسیقی و شعر و ادبیات یک رابطه جداناشدنی است و به هیچ عنوان جدا نخواهد شد زیرا این دو مکمل هم هستند.
    شما اگر اشعار رودکی رو خوانده باشید متوجه خواهید شد که مدام از سازی به اسم چنگ نام میبرن که خود رودکی هم چنگ نواز بوده اند همچنین روابطی که اشعار مولانا با موسیقی داشته و دارد و میبینید که مثنوی های ایشون ک اگرم خواستید براتون مثال میزنیم اصلا یک سیمای اهنگین داره و پیداست که ایسون در حال طرب این اشعار رو سروده همچنین حافظ سعید و اکثر شعرا..
    برخلاف حرف مدیر گرامی اقای رهگذر که ادعا داشتن :

    عرفایی بودند که در لحظاتی از خود بی خود میشدند و اثرات ناب و بی همتایی میسرودند.
    مانند حافظ یا مولانا و شمس و ... که همگی انها عارف و شاعر بودند همزمان . و از موسیقی یا چنگ و ... و یا حتی شعر به عرفان نرسیده اند.
    برخلاف این مدعا کاملا ایشون اشتباه میکنند و اگر این عرفا نشانی از موسیقی در وجودشون نبود هیچگاه اسم سازها رو به زبون نمی اوردند.
    و اینجا باید متذکر شد وقتی کسی اطلاعای از موضوع نداره نباید در موردش سخن بگه به این تناقض در حرف ایشون توجه کنید :

    باتوجه به توضیحاتی که در بالا در مورد پیر چنگی(که متاسفانه بنده اطلاعاتی در موردش ندارم )
    سپس در پایین ضد نقیض حرف خودشون رو میزنن
    اگر هم نمونه های پیر چنگی یا موارد مذکور توسط شما باشد در حد قصه و داستان بی پایه است که از نظر کاربردی ارزشی ندارد در علم ادبیات و عرفان.
    خب شما که اطلاعی در اینباره نداشتید از کجا دریافتید که اون داستان ها افسانه هستش...بگذریم
    رسم بوده در زمان های گذشته کسانی رو علامه خطاب میکردن که علم موسیقی داشتند و بوعلی سینا رو علامه خطاب نمیکردن تا ایشون میره و موسیقی یاد میگیره.
    همچنین کلیه حکما و عرفا همگی بلا استثنا از موسیقی کمک گرفتن برای گذشتن از راه های سلوک و صوفی گری مثل خیام ، عطار ، عراقی ، ابوعلی سینا ، رازی و ....

    و اما رابطه دین با موسیقی
    بنده نمیدونم دشمنی مسلمان ها با موسیقی برای چی هستش اما اون چیزی که واضح و روشن و مبرهن هستش ، موسیقی هیچ نیازی به دین برای پیشبرد زیبایی خودش نداره اما دین به موسیقی نیاز داره و براتون دلیلی میارم :
    اگر توجه کرده باشید یکی از طرز خواندن قران در دستور کار مسلمانان قرائت هستش حالا ترتیل به کنار بحث من در مورد قرائت هستش :
    دوستانی که قاری حرفه ای قران هستند خودشون متوجه هستش که من چی میگیم
    برای قرائت قران با اون صوت حتما باید از موسیقی و گام و نوانس ها کمک بگیرن و این علم موسیقی هستش که به قران خوندن اونها زیبایی میده یعنی با کمک علم موسیقی ایچنین قران رو از نگاه خودشون زیبا میخونن اما در ظاهر میبینید که دشمن موسیقی هستند...
    همچنین در کلیساها از ساز پیانو استفاده میشه و در دین یهو هم جوری دیگر و در دیگر ادیان هم به روش ها دیگر...

    و اما در مورد پیر تمبورزن و پیر چنگی
    در واقع به عنوان مثال داستان پیر چنگی رو اگر خونده باشید متوجه میشید که این چنگ چقدر در راه رسیدن پیر چنگی به خدا موثر بوده و مولوی در واقع به زیبایی این داستان رو ساخته و پرداخته کرده بذار اینجوری براتون توضیح بدم یکی از راه های رسیدن به خدا در عرفان نواختن و گوش دادن به موسیقی هستش و میتونم بگم یکی از بزرگترین راه هاست...موارد اینچنین زیاد داریم بخصوص در اشعار رودکی و عطار..شما اگر به این دو رجوع کنید متوجه میشید...
    سوالی بود در خدمتم...

    مسلمان ها همه ی ادیان و آیین ها را خرافه میداند اما خرافه ی آشکاری که در اسلام است را نمیبینند.

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kherad_gera نمایش پست
    پیش از اینکه به سوال دوست عزیزم پاسخ بدم واقعا جای تاسف و تاثر داره که سوالی پرسیده میشه اینجا و دوتا خادم محترم از پس جواب دادنش بر نمیان و اطلاعات نادرست یا خارج از موضوع تحویل کاربران میدن .اگر واقعا شما اطلاعاتی در مورد سوال ندارید میتونید راحت بفرمایید که ما اطلاعاتی در اینباره نداریم میتونید جاهای دیگه سوالتون رو مطرح کنید یا اصلا بگید در اینباره اطلاعاتی نداریم خیلی راحت، دیگه نمیخواد خودتون رو اذیت کنین و اطلاعات نادرست و نامرتبط با موضوع تحویل بدید...
    سلام و درود بر بندگان صالح خداوند
    شما فقط لطف کنید به بحث در مورد سوال پرسیده شده بپردازید و مسائل دیگر رو به مسولان واگذار کنید.ممنون و متشکر

    اما در مورد موضوع
    اولا در مقوله ی دین ،موسیقی هیچ جایگاهی ندارد به خصوص در دین اسلام یعنی اساسا دین علم درست حسابی برای توضیح و به چالش کشیدن موسیقی نداره همچنان که میبینید هیچکدام از سردمدارها و وکلا و خلفا و اهل بیت و صحابی و انصار و هیچکس دیگه ای موسیقیدان یا تئوریسین نبوده و نیست زیرا هم توانایی درک همچنین چیزی نداشتن هم موقعیت جغرافیایی اونها و طرز زندگی اونها اجازه ورود به همچنین وادی رو نمیداد.اگرم بوده باشه شایددد موارد خیلی جزیی
    اساسا دین به موسیقی نیازمنده که در خطوط پایین توضیح میدم براتون اما موسیقی به دین نیاز نداره
    مورد بعدی که گفتید روابط عرفان با دین از طریق موسیقی بود،حتما در نظر داشته باشید که دین تنها راه سیروسلوک نیست وراه صوفی گری تنها از منظر دین میسر نخواهد بود و دین یا قران فقط یکی از راه های صوفی گری شاید باشه در صورتی که حس و وجود خود آدم و افرادی که در اثنای زندگی به پست آدم ها میخورن مثل مولانا و شمس ،اینها میتونند راه سیر و سلوک رو به انسان نشان دهند در این بین هم شاید گذری هم به دین داشته باشند اما همش دین نبوده و نیست اما مهمترین بحثی که الان میخوایم به اون بپردازیم روابط عرفان و موسیقی هستش .

    بفرمایید پس اهنگین بودن و موزون (دارای وزن) بودن قران نشانه ی چیست؟

    دوست گرامی انچیزی که از اشعار شعرای ما برمیاد و آنچیزی که بزرگان ما از روزی که بوده تا به امروز چه از ادبیاتی تا هنرمند گفته اند و ثبت کرده اند : رابطه بین موسیقی و شعر و ادبیات یک رابطه جداناشدنی است و به هیچ عنوان جدا نخواهد شد زیرا این دو مکمل هم هستند.
    شما اگر اشعار رودکی رو خوانده باشید متوجه خواهید شد که مدام از سازی به اسم چنگ نام میبرن که خود رودکی هم چنگ نواز بوده اند همچنین روابطی که اشعار مولانا با موسیقی داشته و دارد و میبینید که مثنوی های ایشون ک اگرم خواستید براتون مثال میزنیم اصلا یک سیمای اهنگین داره و پیداست که ایسون در حال طرب این اشعار رو سروده همچنین حافظ سعید و اکثر شعرا..
    خب.اولا هر کسی که کمی در علم ادبیات و ... مطالعه داشته باشد و تاریخ ادبیات بداند مسلما خواهد توانست میان شعرا تمیز دهد , اشعار عرفانی . اشعار طبیعی (در وصف طبیعت ), اشعار حماسی , ...
    هر شاعر نیز به نوعی شعر میگفته.حافظ و ... اشعار عرفانی . فردوسی و دقیقی و ... اشعار حماسی . نیما یوشیج و نرودا و ... در توصیف طبیعت و ...
    پس میبینید هر شاعر هم با الهام از یک عنصر شعر میسروده.رودکی هم در سبک خراسانی و ترکستانی شعر گفته . حالا ارتباطش با عرفان بماند !! و اینکه بر فرض حافظ در اشعارش از لولزم موسیقی نام برده ایا حتما ان را مینواخته؟؟؟
    مثلا : همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش ... تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم (سعدی)
    حالا ایا حتما سعدی چنگ داشته و همیشه چنگ مینواخته؟
    یا
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو .... یادم از کشته ی خویش امد و هنگام درو (حافظ)
    ایا حافظ کشاورز بوده و کشاورزی میکرده؟اگر نه پس چرا نام برده از داس و ...
    هر کسی میداند که شعرا از صنایع زیادی برای زیبایی شعر خود استفاده میکردند که تشبیه یا استعاره و ... هم یکی از ارایه ی های ادبی و صنایع بدیع شعری است.
    پس هر کس از لوازم موسیقی در شعر خود نام برد دلیل بر استفاده ی ان نمیشود.
    در ضمن رودکی هم اولا : عارف نبوده و دوما : شعرهایی که از او بر جای مانده بسیار کم و ناچیز است در مقدار که بشود حالت شعری اورا بیان کرد.

    دوست گرامی انچیزی که از اشعار شعرای ما برمیاد و آنچیزی که بزرگان ما از روزی که بوده تا به امروز چه از ادبیاتی تا هنرمند گفته اند و ثبت کرده اند : رابطه بین موسیقی و شعر و ادبیات یک رابطه جداناشدنی است و به هیچ عنوان جدا نخواهد شد زیرا این دو مکمل هم هستند.
    شما اگر اشعار رودکی رو خوانده باشید متوجه خواهید شد که مدام از سازی به اسم چنگ نام میبرن که خود رودکی هم چنگ نواز بوده اند همچنین روابطی که اشعار مولانا با موسیقی داشته و دارد و میبینید که مثنوی های ایشون ک اگرم خواستید براتون مثال میزنیم اصلا یک سیمای اهنگین داره و پیداست که ایسون در حال طرب این اشعار رو سروده همچنین حافظ سعید و اکثر شعرا..
    برخلاف حرف مدیر گرامی اقای رهگذر که ادعا داشتن :
    تا جایی که خبر داریم و خوانده ایم , رابطه ی موسیقی و عرفان و شعر کلا سه مقوله ی جدا بودند.اما با زیبایی هرچه تمامتر در اشعار برخی شاعران مانند حافظ بزرگوار به گونه ای واقعا زیبا با هم امیخته شدند.البته فعلا روی سخنم با عرفان و شعر است.شعر و عرفان و موسیقی مکمل هم دیگر و لازم و ملزوم و ...نیستند.
    جناب خرد گرا به این سوالات پاسخ دهید
    1...اگر شعر عرفان مکمل و لازم و ملزوم هم باشند پس
    اشعار حماسی چیست؟
    پس هزلیات چیست؟
    اینهمه سبک و حالت شعری که اصلا ربطی به عرفان ندارد چیست؟
    نظرتون در مورد ایرج میرزا چیست؟
    و ...

    ادامه دارد...

    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam


  14. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود