جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قاسطین چه کسانی بودند و چرا در مقابل حضرت علی (ع) ایستادند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قاسطین چه کسانی بودند و چرا در مقابل حضرت علی (ع) ایستادند ؟




    بنام خدا

    سلام


    قاسطین چه کسانی بودند و چرا در مقابل حضرت علی ایستادند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ در ساعت ۰۹:۱۷
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    بنام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست

    سلام


    قاسطین چه کسانی بودند و چرا در مقابل حضرت علی ایستادند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2

    پاسخ:

    امير المؤمنين امام علي (عليه السلام) در دوران حکومت خويش با گروه ها و جریان هایی از مسلمانان اختلاف پيدا کرد و بعد از اينکه اينان به هيچ وجه دست از تمرد و سرپيچي خود بر نداشتند و جامعه اسلامي را با اعمال خود به نا امني کشاندند ، امير المؤنين امام علي (عليه السلام) مجبور شد که با سه گروه از اينان به جنگ بپردازد.
    حضرت امير ـ عليه السّلام ـ اين سه گروه را چنين وصف مي‌كنند: «من مأمور شده‌ام كه با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگ كنم، و مأموريت خود را انجام دادم. ناكثين همان اهل بصره و از ياران جمل بودند، و مارقين همان خوارج بودند و قاسطين اهل شام و از هواخواهان معاويه‌اند.»( ابن كثير، البدايه و النهايه، ج7، ص305. قاضي نعمان، دعائم الاسلام، ج 1، ص 388.)
    بنابر اين متوجه مي شويم که قاسطين معاويه و ياران او مي باشند . همچنين امام ـ عليه السلام ـ در برخي از فرمايشات خود، اصحاب معاويه يا همان قاسطين را فاسق خوانده‌اند: «چون به امر حكومت برخاستم، گروهي پيمان شكني كردند و گروهي از دين خارج شدند و ديگراني هم فاسق شدند.»( نهج البلاغه، خطبه 3.)
    گفتني است پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ جنگ امام با سه گروه ناكثين، قاسطين و مارقين را پيش بيني و طبق روايات معتبر و متعدد، اين حوادث را پيشاپيش به علي ـ عليه السّلام ـ خبر داده بودند و حقانيت ايشان را در اين فتنه‌ها يادآور شده و مسلمانان را از مخالفت و دشمني با او برحذر داشته بودند. در اين باره روايات بسياري، هم از طريق شيعه و هم از طريق اهل سنت، وارد شده است برخي از اسن روايات عبارتند از:
    رواياتي كه در آنها پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به صراحت از سه گروه نام مي‌برد كه در آينده با علي ـ عليه السلام ـ خواهند جنگيد: نقل كرده‌اند كه روزي پيامبرخدا به منزل ام سلمه آمد و در آن حال علي ـ عليه السّلام ـ نيز وارد شد. پيامبر به ام‌سلمه فرمود: اي ام‌سلمه، به خدا سوگند كه اين شخص كشندة قاسطين، ناكثين و مارقين است.( اربلي، كشف الغمه، ج1، ص126. طبري، ‌محب الدين، الرياض النضره، ج 3، ص 522.) وامام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: پيامبر خدا جنگ با ناكثين، مارقين و قاسطين را به من فرمان داده است.( خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج8، ص340. مجلسي، بحار الانوار، ج 44، ص 34.) در برخي از روايات از معاويه به عنوان رئيس گروه قاسطين نام برده شده و پيامبر دستور داده است كه هر گاه معاويه را بر منبر من ديديد، او را بكشيد.( ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج1، ص94. نصر بن مزاحم، وقعة صفين، ص22.)
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۳
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    در پاسخ به قسمت دوم سؤال یعنی علل مخالفت وبروز این اختلاف بایدگفت که ؛امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) در ابتدای حکومت خود، اقدام به یکسری عزل ونصب ها نمود که عده ای از امرای بلاد را ابقا و برخی را غزل نمود . در مورد معاویه که در یکی از مهمترین مناطق جهان اسلام یعنی شامات حکومت می کرد، دستور به عزل او دادند و همین امر باعث شروع اختلافات و جنگ صفین شد. در مورد این دستور امام علی (علیه االسلام) و علل مخالفت معاویه باید به عنوان مقدمه در مورد دو طرف جریان جنگ صفین ،یعنی امام علی علیه السلام و معاویه ،مطالبی را در نظر داشت:
    نگاهی به شخصیت امام علی علیه السلام:
    اولین نکته ای که در بررسی دوران حکومت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام باید در نظر داشت این است که؛ ایشان خواستار تحول در روش حکومت و حکومت داری جهان اسلام بوند و به هیچ وجه نمی خواستند که به روشهای قدیمی عمل کند ، که این کار را با هدف والای خود، یعنی گسترش عدالت و باز گرداندن اداره جهان اسلام به روش حکومت داری پیامبر (ص)، در تعارض می دانسته است.
    امام علی علیه السلام در کنار عدالت گستری که از مهمترین اهداف ایشان در دوران حکومتشان بود، از امور دیگر نیز غافل نبود. از جمله آن امور که بر آن اصرار ویژه ای داشتند؛ «زهد» و پرهیز از اشرافیگری در دستگاه حکومت خود و تمامی امرای تحت حکومت خود بود.ایشان خود نیز به عنوان یک الگو و مظهر کاملی از دوری از دنیا و زهد بودند. و آن چنان زهد مي ورزید كه گاهی براي لباس تنش نيازمند می شد. از ابن حيان تميمي از پدرش گزارشی وجود دارد كه علي بن ابيطالب را بر منبر ديدم كه مي گفت:
    (من يشتري منّي سيفي هذا؟ فلو كان عندي ثمن ازار مابعته، فقام اليه رجل فقال: سلفك ثمن ازار.)
    «چه كسي است كه اين شمشيرم را بخرد؟ اگر پول ازاري داشتم، اين را نمي فروختم. سپس مردي برخاست و گفت: من وجه ازار را به صورت سلف به تو مي دهم.»
    عبدالرزاق در ادامه مي گويد: آن روز كه علي(ع) چنين گفت، جز شام، ديگر سرزمينهاي اسلامي در دستش بود.( استيعاب 212/3.)
    روشن است انساني كه خود اين گونه زندگي مي كند، هرگز نمی تواند تحمل کند که كارگزارانش به هر شكلي عمل كنند .

    نگاهی به شخصیت معاویه:
    نکته دیگری که باید به آن توجه داشت شناخت شخصیت معاویه است.
    با نگاهی به سرگذشت زندگی معاويه عملکردها وخصیصه ها و ویژگی هایی از او دیده می شود که بنابر بر آنها نتیجه می گیریم که معاویه به هیچ وجه صلاحیت امارت از طرف امام علی علیه السلام را نداشته است . در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود.
    - معاویه شخصيتي است كه همراه پدرش، ابوسفيان، بيشترين ايستادگي را در مقابل اسلام و پيامبر اكرم(ص) داشت. حتي هنگامي كه پدرش در سال فتح مكه (سال هشتم هجرت) ناگزير مسلمان شد، معاويه از مكه گريخت و به سبب پذيرش اسلام، پدرش را توبيخ كرد. بعدها وقتي همه راه‏ها را بسته ديد، ناگزير اسلام آورد. بي ترديد چنين شخصيتي، هرگز دغدغه اسلام و ارزش‏هاي اسلامي نداشت و امام(ع) - كه به اسلام و ارزش‏هاي الهي مي‏انديشيد - نمي‏توانست فرمان امارتش را امضا كند.

    - بعد از فتح مكه، در حالي كه پيامبر اكرم(ص) مي‏توانست همه مكيان را برده سازد؛ بر آنها منت گذاشت و آزادشان كرد و آنان از آن هنگام به بعد، «طُلَقاء» (آزاد شدگان) خوانده شدند. حضرت علي(ع) در نامه‏اي به معاويه به اين مطلب اشاره كرده، مي‏فرمايد: «مهاجر مانند طليق نيست».نهج‏البلاغه، نامه 17. كنايه از آن كه طليق هيچ گاه براي حكومت شايستگي ندارد.

    - معاويه بيشترين كينه را از حضرت علي(ع) به دل داشت؛ زيرا امام(ع) در جنگ بدر برادرش حنظله و دايي‏اش و ليد بن عقبه را به هلاكت رسانده بود و در كشتن جدش عتبه يا عمويش شيبه مشاركت داشت.(ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 338.) بي‏ترديد اگر چنين فردي برامكانات شام مسلط مي‏ماند، با هدف انتقام از امام(ع) به گردآوري نيرو روي مي‏آورد، نه همكاري.

    - در پی موضع گیری ابوسفیان در جریان سقیفه (موسوعة الامام علي‏بن ابي طالب، ج 3، ص 54.) ،حکام آن زمان در پی یک معمله سیاسی زمینه حکومت 17 ساله معاویه را بر شامات فراهم آوردند واین تا زمان حکومت امام علی ادامه داشت(.شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 338؛ انساب الاشراف، ج 4، ص 298.)وبا این شرایط امام نمی خواست آن امتیاز و سازشی را که پیشینیان به معاویه داده بودند ،به او بدهد .وسازش براي كسي است كه در انديشه حفظ خويش و مقامش باشد؛ حضرت در انديشه حفظ ارزش‏هاي الهي بود، نه خود و فرمانروايي‏اش.

    - معاويه در سال‏هاي امارتش بر شام نشان داد، به هيچ وجه اسلام‏خواه نيست. او در شام زندگي آكنده از تجمّل پي‏ريزي كرد و با بيت المال مسلمانان براي خود كاخ‏ها ساخت و وقتي با انتقاد عمر روبه رو شد؛ نزديكي به روم و لزوم نشان دادن عظمت و هيبت مسلمانان به كافران را بهانه قرار داد. هنگامي كه ابوذر، به دستور عثمان، دوران تبعيد خود را در شام سپري مي‏كرد، معاويه به ساختن كاخ پرتجمّل خود (الخضراء) اشتغال داشت. ابوذر، با مشاهده عظمت كاخ، از اسراف معاويه بر آشفت و فرياد كشيد: «معاويه! اگر اين كاخ را با اموال بيت المال - كه از آن خداوند است - مي‏سازي، اين خيانت است و اگر با مال خود مي‏سازي، اسراف است».(الغدير، ج 8، ص 304.) ابوذر، در موارد مختلف به كردار معاويه اعتراض مي‏كرد و مي‏گفت: «معاويه! كارهايي مي‏كني كه ما آنها را به نيكي نمي‏شناسيم و در كتاب خدا و سنت پيامبرش اثري از آنها نمي‏يابيم. به خداوند سوگند! من حق را مي‏بينم كه در حكومت تو خاموش مي‏شود و باطل را مي‏نگرم كه زنده مي‏گردد و...».
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۹
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سر آغاز مخالفت معاویه با امام علی علیه السلام:
    در ابتدای حکومت امام علی علیه السلام قضایایی اتفاق افتاد که زمینه مناسب را برای مخالفت معاویه با دستور امام علی علیه السلام و فریب بعضی از مسلمانان کم بصیرت ،به وجود آورد .آری با كشته شدن عثمان و طرح ستمديدگي عثمان و وجوب خون خواهي او و نبرد جمل، بهانه اي به ظاهر ديني و مشروع، به دست آمد تا به وسیله آن بتواند به توطئه و اغفال مردم بر ضد حکومت مرکزی امام علی (علیه السلام) بپردازد و به رايزني و فعالیت برای جذب نیرو برای پیش برد مقاصد خود بپردازد.
    او با عَلَم كردن پيراهن خون آلود عثمان براي برانگيختن احساسات مردم، روش ها و ترفند هایی را به کار برد مانند اینکه؛ پيرمرداني ريش سفيد را در مسجد دمشق به گريه و زاري واداشت و با سخنراني و اعلام خود به عنوان ولي دَمْ، افراد را براي خون خواهي آماده كرد و از اين راه و با اين ترفند، سپاهي از شاميان تدارک دید و به سوي امام و براي جنگ با آن حضرت، حركت كرد.
    امام چون از توطئه شاميان آگاهي يافت، سپاهي بزرگ را سازمان داد و براي رويارويي، به سوي شام حركت كرد. دو سپاه در ربيع الاول سال 36 هجري يا در صفر سال 37هجري، در منطقه صفّين رويارو شدند. چون مي دانست معاويه با ترفندي كه به كار بسته و تبليغاتي كه انجام داده استف ،گروهي را با خويش دارد كه مقابله با آنان آسان نيست، همچنين اين نبرد در نگاه حضرت، پيكاري با ستمگران است كه تنها راه چاره آن، ريشه كن كردن آنان است.
    انگیزه های دشمنی معاویه با امام علی (ع):
    با توجه به زوایای مختلفی که از شخصیت و سیره حکومتی امام علی علیه السلام و معاویه ذکر شد برخی از انگيزه هاي دشمني معاویه با امام علي(ع) كه به نبرد صفّين ختم شد ، را بیان میکنیم:
    1. قدرت طلبي معاويه: معاويه که با تبانی و سیاست خاصی فرمانده سپاه تصرف شام و پس از آن حاکم آنجا شده بود به توسعه دايره اقتدار خويش پرداخته بود و در زمان خلافت عثمان، در آن ديار اختياراتي تام داشت و به عادت ديرين، حكومتي جاهلي و اشرافي به پا كرد. (الاصابه, ج260/2.) معاويه با اين كه كارگزار عثمان در سرزمين شام بود، امّا به گونه مستقل و خودكامه عمل مي كرد و همواره در پي آن بود كه حكومتي را شكل دهد. بدين منظور در كمين تغيير اوضاع بود، تا بتواند خود را به صورت رسمي خليفه بنامد.در جریان محاصره خانه عثمان ،با وجودی که عثمان از معاویه کمک خواسته بود ، معاویه حاضر به ياري عثمان نشد(انساب الاشراف، ج40/5.) چون با وجود او، بهانه اي براي سركشي خويش نمي يافت و زمینه ای برای ایجاد حکومت مستقل نداشت. چنانكه بلاذري مورخ اهل سنت قرن سوم هجري مي نويسد:
    (معاويه، در ياري عثمان درنگ ورزيد تا وي در آن گيرودار كشته شود و سپس به نام عموزادگي، ادعاي خون خواهي و سپس خلافت و حكومت كند.) (انساب الاشراف، ج40/5.)
    2. رقابت قومي و نژادي: یکی از مهمترین عوامل مخالفت معاویه با امام علی علیه السلام اختلاف قدیمی میان دو تيره بني هاشم و بني اميه بود، این اختلاف با ظهور اسلام نیز لدامه داشت ولی شکلی دیگر پیدا کرده بود. با وجود اینکه در زمان خلافت عثمان اهمیت ویژه ای به بنی امیه داده شد ولی در واقع ، معاويه نماينده رسمي جريان رقابت قوم اموي بود; چرا كه عثمان، هر چند خود از امويان بود، امّا روش روي كارآمدن او، وجهه اي ديني يافته بود, از اين روي, مي شد براي او جهتي غير نژادي ترسيم كرد؛ امّا معاويه بي هيچ رنگ ديني به رويارويي با امام علي(ع) هاشمي پرداخت و اين رويارويي، براي معاويه، بازگشتي به دوران جاهليت بود كه از اين رهگذر مي توانست همه افتخارات گذشتگان خويش را بازپرورده و احيا كند. از اين روي، بي توجه به اصول ديني و ارزشهاي اجتماعي، به ناسازگاري و ستيز با خليفه براي به دست گرفتن قدرت برآمد. البته پيداست كه اين پيروزي، تنها برتري يافتن يك نژاد و قوم، بر نژاد و قوم ديگرنبود، بلكه چون امويان، پس از ظهور اسلام و در زمان پيامبر(ص) نماد كفر و شرك به شمار مي آمدند و پس از آن نيز هيچ گاه جز اين عمل نكردند، در اين زمان پيروزي آنان، پيروزي همان انديشه و نگرش بر دستاوردهاي اسلامي و پيامي نگران كننده بود. به همين جهت امام علي(ع) مبارزه با معاويه و يارانش را ضرورتي مي داند كه جامه عمل نپوشيدن و به حقيقت نپيوستن آن، به انكار دستاوردهاي رسالت مي انجامد.و این یکی از دلائلی است که می بینیم امام علی علیه السلام جنگ با معاویه را جنگ با فسق به شمار ی آورد. «چون به امر حكومت برخاستم، گروهي پيمان شكني كردند و گروهي از دين خارج شدند و ديگراني هم فاسق شدند.»( نهج البلاغه، خطبه 3.)
    3. اشرافی گری و رفتار شاهانه معاویه: بي بندوباري اخلاقي، سياسي و مالي و… با آنچه علي(ع) در جست وجوي آن بود، سازگار نبود. آنچه از تاريخ درباره خاندان اموي به طور عام و معاويه به گونه خاص بر مي آيد، پاي بند نبودن آنان به مباني و اصول است. رفتار شاهانه معاويه، كيد و خدعه هاي او، بذل و بخششهاي نابجا و نيز جمع مال و گماردن افراد ناشايست بر كارها، همگي از نااستواري باورهاي او حكايت دارد. داستان تشريفات و شكوه مادي او و گفت وگويي كه با عمر داشته، به روشني گوياي اين ادعاست(الاصابه ، ج413/3.)
    ابن عساكر، در تاريخ دمشق، به بخشي ديگر از بي بندوباري معاويه اشاره مي كند. (تهذيب تاريخ دمشق, ج8 211/ ـ 212.) بنابراين چنين فردي نمي تواند خود را با كسي كه تمام تلاشش اجراي احكام و حدود الهي است، سازگار كند. خليفه اي در تلاش بودند که مدیریت اسلامی و زمام داری اسلامی را آنگونه که هست ،اجرا کنند ، و یکی از شاخصه های اصلی یک امیر و یک مدیر مسلمان زهد دنیا گریزی است و خود هم چنانکه در قبل نمونه ای از زهد ورزی ایشان ذکر شد، مصداق کامل زهدبودند. تحمل اين وضع براي معاويه بي گمان ناممكن بود؛ زيرا بنابر روایت از منابع اهل سنت «علي(ع) را تنها مؤمن مي تواند درک کند، چنانكه تنها منافق از او دوري مي جويد.» (سنن نسايي، 116/8؛ تاريخ بغداد 417/8.)

    با توجه به اين شخصيت و كردار معاویه ، بديهي است حضرت علي(ع) لحظه‏اي امارتش را تحمل نمي‏كند و در پاسخ مغيرة - كه به وي پيشنهاد كرد معاويه را تا يك سال بركنار نسازد - مي‏فرمايد: «من حاضر نيستم حتي دو روز معاويه را به كار گمارم؛(مروج الذهب، ج 2، ص 364.) به خداوند سوگند! به جهت مصلحت دنيايم، فساد در دينم را نمي‏پذيريم».(نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج 1، ص 226.) اين سخن آشكارا نشان مي‏دهد كه بقاي معاويه در امارت جز فساد دين و مباني آن نتيجه‏اي ندارد.
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اقدامات روشن گرانه امام علی (ع)در حین جنگ:
    امام علیه السلام که وظیفه هدایت گری جامعه رابر عهده دارد در حین این تقابل و جنگ با معاویه بارها و به روشهای مختلف سعی بر شناساندن معاویه ،و راه و مسلک باطل او به گمراهان می نمودند که برخی از آنها در ذیل ذکر می شود:
    - در صفّين که در كنار فرات, دو لشكر با يك ديگر رو به رو مي شوند. امام(ع) براساس دستورات اسلامي, از پیشی گرفتن در شروع جنگ, مي پرهيزد و به لشكر خود فرمان مي دهد تا زماني كه آنان پاي به ميدان ننهادند, آغازگر جنگ نباشند.
    - زماني كه معاویه بر آب فرات دست یافتند، آب را از آن را بر سپاه امام مي بندد، ولی زمانیکه آن حضرت با تاكتيكي خاص، بر آب دست مي يابد،همانند آنان، رفتار نمي كند و به سپاه معاویه اجازه می دهد که از آب فرات استفاده کنند. امام در نامه اي به معاويه مي نويسد:
    «ما عمل بد تو را به بدي كيفر نمي دهيم. ما و شما در استفاده از آب برابريم, بياييد و آب برداريد. آب براي استفاده همگان است.»( وقعه صفّين, ابن مزاحم193/.)
    - امام براي جلوگيري از خون ريزي و كشتار، از معاويه مي خواهد تا در نبردي تن به تن تكليف كار را يك سره كنند:
    «وقد دعوت الي الحرب, فدع الحرب جانباً واخرج اليّ واعف الفريقين من القتال لتعلم ايّنا المرين علي قلبه والمغطّي علي بصره.»( نهج البلاغه, نامه 10.)
    «خواهان جنگي؟ پس مردم را به يك سو بگذار و خود رو به من آر! و دو سپاه را از كشتار بزرگ معاف دار! تا بداني پرده تاريك بر دلِ كدام يك از ما كشيده است و ديده چه كسي پوشيده.»
    - زمانیکه معاويه از نبرد تن به تن سر باز زد ، امام همچنان با به تاخیر انداختن جنگ و درنگ, در پي آگاهی دادن به مردم و اصلاح آنان است تا شايد از اين راه, نور حقيقت را در دل آنان بتاباند.( نهج البلاغه, خطبه 55.)
    - امام پيشنهاد مي كند تا در آرامش به چاره جويي و درمان بپردازند و با جنگ قوام و انسجام كار مسلمانان از دست نرود تفرقه ای ایجاد نشود; امّا معاويه و يارانش, تنها راه نبرد و جنگ انتخاب کردند. در نتيجه «جنگ درگرفت و پايدار گرديد و آتش آن برافروخت و سركشيد.» (نهج البلاغه نامه 58.)

    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ در ساعت ۲۳:۴۵
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88




    مقدمه
    فتنه در نهج­البلاغه
    فتنه به دو معنا در نهج­البلاغه آمده است:
    برای استفاده از مطالب مبط به بحث به لینک ذیل مراجعه کنید
    http://www.askquran.ir/post509913-5.html

    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88
    1. ولایت ستیزی:
    2. دنیاپرستی
    برای استفاده از مطالب مربوط به بحث به لینک ذیل مراجعه کنید
    http://www.askquran.ir/post509920-6.html
    3. ادعاهای باطل و شعارهای عوام­فریبانه
    4. قاطعیت در برخورد
    برای استفاده از مطالب مربوط به بحث به لینک ذیل مراجعه کنید
    http://www.askquran.ir/post509922-7.html
    5- تظاهر به دین
    6- خواص بی بصیرت
    7- جنگ نرم

    برای استفاده از مطالب مربوط به بحث به لینک ذیل مراجعه کنید
    http://www.askquran.ir/post509923-8.html
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۳:۴۲
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندي




    شناخت قاسطین و علل و انگیزه های مقابله آنان در برابر امام علی (علیه السلام)
    جمع بندي

    سؤال: قاسطین چه کسانی بودند و چرا در مقابل حضرت علی ایستادند ؟

    پاسخ: امير المؤمنين امام علي (عليهالسلام) در دوران حکومت خويش با گروه ها و جریان هایی از مسلمانان اختلاف پيدا کرد و بعد از اينکه اين جریان ها به هيچ وجه دست از تمرد و سرپيچي خود بر نداشتند و جامعه اسلامي را با اعمال خود به نا امني کشاندند ، امير المؤمنين امام علي (عليه السلام) مجبور شد که با سه گروه از آنها به جنگ بپردازد.
    امام علی ( عليه السّلام ) اين سه گروه را چنين وصف مي‌كنند: «من مأمور شده‌ام كه با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگم ، و مأموريت خود را انجام دادم. ناكثين همان اهل بصره و از ياران جمل بودند، ومارقين همان خوارج بودند و قاسطين اهل شام و از هواخواهان معاويه‌اند.»( 1)
    بنابر اين می توان دریافت که قاسطين معاويه و ياران او مي باشند .
    همچنين امام ـ عليه السلام ـ در برخي از فرمايشات خود، اصحاب معاويه يا همان قاسطين را فاسق خوانده‌اند(2)
    سؤال: انگیزه های مقابله قاسطین با امام علی (علیه السلام)چه بود؟
    پاسخ: امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) درابتدای حکومت خود، اقدام به یک سری عزل ونصب ها نمود که عدّه ای از إمرای بلاد را ابقا و برخی را غزل نمود . در مورد معاویه که در یکی از مهمترین مناطق جهان اسلام یعنی شامات حکومت می کرد، دستور به عزل او دادند و همین امر باعث شروع اختلافات وجنگ صفین شد. در مورد این دستور امام علی (علیه االسلام) و علل مخالفت معاویه بایدبه عنوان مقدمه در مورد شخصیت و پیشینه دو طرف جریان جنگ صفین ،یعنی امام علی علیه السلام و معاویه، مطالبی را در نظر داشت تا جریانات بعدی را بهتر فهمید و درک کرد:
    نگاهی به شخصیت امام علی علیهالسلام:
    اولین نکته ای که در بررسی دوران حکومت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام باید در نظر داشت این است که:
    - ایشان خواستار تحول در روش حکومت و حکومت داری جهان اسلام بودندو خواهان باز گرداندن اداره جهان اسلام به روش حکومت داری پیامبر (ص)،بودند.
    ایشان داراي هدف والای « گسترش عدالت » در جامعه بودند.
    خواستار نهادینه شدن «زهد» و «پرهیز از اشرافیگری» در دستگاه حکومت و تمامی امرای تحت حکومت خودبودند.
    ایشان خود نیز به عنوان یک الگو و مظهر کاملی از دوری از دنیا و زهد بودند. و آن چنان زهد مي ورزید كه گاهی براي لباس تنش نيازمند می شد. از ابن حيان تميمي از پدرش گزارشی وجود دارد كه علي بن ابيطالب را بر منبر ديدم كه مي گفت:
    «چه كسي است كه اين شمشيرم را بخرد؟ اگر پول ازاري داشتم، اين را نمي فروختم. سپس مردي برخاست و گفت: من وجه ازار را به صورت سلف به تو مي دهم.»
    عبدالرزاق در ادامه مي گويد: آن روز كه علي(ع) چنين گفت، جز شام، ديگر سرزمينهاي اسلامي در دستش بود.(3) روشن است انساني كه خود اين گونهزندگي مي كند، هرگز نمی تواند تحمل کند که كارگزارانش به هر شكلي عمل كنند .
    نگاهی به شخصیت معاویه:
    نکته دیگری که باید به آن توجه داشتشناخت شخصیت معاویه است.
    - معاویه شخصيتي است كه همراه پدرش، ابوسفيان، بيشترين ايستادگي را در مقابل اسلام و پيامبر اكرم (ص) داشت .حتي هنگامي كه پدرش در سال فتح مكه (سال هشتم هجرت) ناگزير مسلمان شد، معاويه از مكه گريخت و به سبب پذيرش اسلام، پدرش را توبيخ كرد. بعدها وقتي همه راه‏ها را بسته ديد، ناگزير اسلام آورد.
    - معاويه بيشترين كينه را از امام علي(علیه السلام) به دل داشت؛ زيرا امام(ع) در جنگ بدر برادرش حنظله و دايي‏اش و ليد بن عقبه را به هلاكت رسانده بود و در كشتن جدش عتبه يا عمويش شيبه مشاركت داشت. (4)
    - در پی موضع گیری ابوسفیان در جریان سقیفه (5) ،حکّام آن زمان در پی یک معمله سیاسی زمینه حکومت 17 ساله معاویه را بر شامات فراهم آوردند واین تا زمان حکومت امام علی ادامه داشت (6)وبا این شرایط امام نمی خواست آنامتیاز و سازشی را که پیشینیان به معاویه داده بودند ،به او بدهد .
    انگیزه های دشمنی معاویه با امام علی (ع):
    با توجه به زوایای مختلفی که از شخصیت و سیره حکومتی امام علی (علیه السلام) و معاویه ذکر شد برخی از انگيزه هاي دشمني معاویه با امام علي(ع) كه به نبرد صفّين ختم شد ، را بیان میکنیم:
    1. قدرت طلبي معاويه
    2. رقابت قومي و نژادي
    3. اشرافی گری و رفتار شاهانه معاویه
    با توجه به اين شخصيت و كردار معاویه ، بديهي است امام علي(علیه السلام) لحظه‏اي إمارتش را تحمل نمي‏كند و در پاسخ مغيرة كه به وي پيشنهاد كرد معاويه را تا يك سال بركنار نسازد ، مي‏فرمايد: «من حاضر نيستم حتي دو روز معاويه را به كار گمارم؛(7) به خداوند سوگند! به جهت مصلحت دنيايم،فساد در دينم را نمي‏پذيريم».(8) اين سخن آشكارا نشان مي‏دهد كه بقاي معاويه در إمارت شام جز فساد دين و مباني آن نتيجه ‏اي در پی نداشت.
    .........................
    1- ابن كثير،البدايه و النهايه، ج7، ص305. قاضي نعمان، دعائم الاسلام، ج 1، ص 388.
    2- نهج البلاغه، خطبه 3.
    3- استيعاب 212/3.
    4- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 338.
    5- موسوعة الامام علي ‏بنابي طالب، ج 3، ص 54.
    6- شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 338؛انساب الاشراف، ج 4، ص 298.
    7- مروج الذهب، ج 2، ص 364.
    8- نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج 1، ص 226.


    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۱/۰۱/۲۶ در ساعت ۱۳:۲۳
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود