جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ریشه دشمنی گروه ناکثین با حضرت علی (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ریشه دشمنی گروه ناکثین با حضرت علی (ع)




    سلام

    یکی از گروههایی که در مقابل حضرت علی ایستادند ناکثین بودند ؟ علت دشمنی این گروه با حضرت علی علیه السلام چه بود ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۱:۰۸
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست

    یکی از گروههایی که در مقابل حضرت علی ایستادند ناکثین بودند ؟ علت دشمنی این گروه با حضرت علی علیه السلام چه بود ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2

    انگیزه های ناکثین در جنگ جمل
    1- شراکت در امر خلافت :
    طلحه و زبيراز دير‌زمان آرزوي حكومت را در سر مي‌پروراندند، ولي چون افكار عمومي علي- عليه السلام- را شايستة اين مقام مي‌دانستند، پس از عثمان كسي به سراغ آنان نرفت. از اين‌رو با نيت وطمع خاصي به بيعت با علي- عليه السلام- مبادرت كردند، و در امر بيعت از همه سبقت گرفتند تا با اين كار توجه امام را به خود جلب نمايند و از پست و مقام بيشتري بهره‌مند شوند. اما علي- عليه السلام- با روح عدالتي كه داشتند، بر خلاف توقع و انتظاري كه آن‌ دو داشتند، آنان را با ساير افراد مسلمان برابر قرار داد و كوچكترين امتيازي به آنان نداد،پيش امام آمده وگفتند: اينك كه خلافت در دست توست انتظار داريم كه ما را در امر خلافت شريك و سهيم خود سازي و پست‌هاي حساس حكومتي را در اختيار ما بگذاري. ( يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج2، ص126.)
    2- برخورداری از سهم بیشتر از بیت المال :
    دومين درخواست آنها دريافت سهم بيشتري از بيت‌المال بود. چون علي- عليه السّلام- بيت‌المال را به طور مساوي تقسيم مي كرد و براي كسي امتيازي قايل نمي شد. ابن‌ابي‌الحديد، در اين‌باره مي‌گويد:« علي بر خلاف روش عمروعثمان همة مسلمانان را يكسان قرار داد كه طلحه و زبير به علي ـ عليه السّلام ـ اعتراض كردند و خواستار عمل به روش عمروعثمان در تقسيم بيت‌المال شدند». (ابن ابی ‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج7، ص39 .)
    این در حالی بود که سنت پيامبر- صلي الله عليه و آله- بر مساوات استوار بود بطوري‌كه غلام سياه حبشي وعرب ثروتمند قريشي وسلمان فارسي عجمي، در چشم پيامبر- صلي الله عليه و آله- يكسان بود و روش ابوبكر هم در تقسيم بيت‌المال همان روش پيامبر و به طور مساوات بود. طلحه و زبير باديدن اين اوضاع نا اميد شدند چنانچه طلحه مي گفت:« ما لنا من هذا‌الامر الا كلحسه الكلب انفه،» يعني بهرة ما از اين كار به اندازة بهره‌اي است كه سگ از ليسيدن دماغش مي‌برد، بود.( تاريخ طبري، ج5، ص53.) وما از خلافت علي شكمي سير نكرديم.
    براي همين بعد از چند روزي از علي- عليه السلام- درخواست رفتن به عمره را كردند و چون به راه افتادند علي- عليه السلام- فرمودند:« و الله ما ارادا العمرة و لكنهما ارادا العدوه» يعني قسم به خدا قصد عمره ندارند و قصد بيعت شكني دارند.( تاريخ يعقوبي،ترجمة محمد آيتي، ج2، ص127.)
    البته عومل دیگری در وقوع جنگ جمل تاثیر گزار بود که عبارتند از:
    1ـ صفات رذیله اخلاقي همانند حسد، حقد، جهل و تعصب كوركورانه؛
    به شهادت تاریخ کسانی که باعث به وجود آمدن جنگ جمل بودند با جایگاه و شخصیت امام علی علیه السلام چه در دوران حیات پیامبر و په در دوران بعد از ایشان حسادت میورزیدند و این یکی از مهمترین دلایل و عوامل جنگ جمل بود.
    2ـ ايفاي نقش فعال بني اميه در تحريك پيمان شكنان و مشاركت مستقيم در پديد آمدن غائله جمل؛

    3ـ اصرار عايشه براي رسيدن به خواسته هاي سياسي اش و لجاج و عناد وي با اميرمؤمنان(ع).( دانشنامه امام علي(ع)، ج 9،ص51)

    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۸ در ساعت ۱۸:۲۱
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    حرکت طلحه و زبیر در بیان علی (ع):
    علي- عليه السلام- که بهتر از هر كس شخصیت طلحه و زبير را مي‌شناخت و بهحرکت آنان و مقاصد آن‌ها آگاه بود در مورد علت جنگيدن با آنها چنین فرموده است:
    « من با طلحه و زبير براي اين جنگيدم كه آنان بيعت مرا شكستند و مردان پاك و بندگان بي‌گناه خدا را به قتل رسانيدند. چگونه است كه عده‌ايي خود سرانه و از راه ظلم وتعدّي، خون مردم بي‌گناه را بريزند و پيشوا و بزرگ آنان به مقام دفاع نيايد؟ روشي كه من با طلحه و زبير در پيش گرفتم اختصاص به من ندارد زيرا اگر آنان اين‌گونه پيمان شكني و آشوب‌گري و خونريزي را در دوران ابوبكر و عمر به راه مي‌انداختند ايشان نيز در مقام دفاع برمي‌آمدند و با آنان مي‌جنگيدند. آنان طمع و آرزوي امارت را در سر داشتند ولي چون من حرصي به اين مقام در آنان احساس نمودم اين بود كه از تفويض امارت بصره و يمن به آنان خوداري نمودم، از طرف ديگر عشق به ثروت و فزون‌طلبي در دل آنان موج مي‌زد، آنان بر مال و ثروت مسلمانان چشم دوخته بودند كه مي‌خواستند مسلمانان را به صورت بردگان و غلامان و زنانشان را بصورت كنيزان درآورند وثروتشان را به يغما ببرند و همة اين‌ها از راه تجربه بر من ثابت و مسلم گرديد و مرا بر اين واداشت كه با آنان بجنگم و دستشان را از مال وجان مسلمانان كوتاه كنم. مسلمانان را از فساد و شر آنان آسوده و رها سازم»‌.( متقي هندي، كنزل‌المال ج6، ص83 / ابن‌ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج1، ص63)
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بازخورد جنگ جمل از دیدگاه علمای اهل سنت:
    طلحه و زبیر با طراحي جنگ بر عليه اميرمومنان علي(ع) ، علاوه بر خروج بر عليه امام و خليفه بر حق مسلمانان موجب ريختن خون‏هاي بسياري از مردم مسلمان گرديدند. در اين جنگ تعداد كشته شده‏گان از ده هزار تا بيست و پنج هزار نفر نقل شده است.( تاريخ طبري، ج 3، ص 543، الجمل ص 223.)
    در نتيجه عملكرد اين سه نفر خسارت‏هاي فراواني بر پيكره جامعه اسلامي وارد آمد. در حالي كه آنان مي‏دانستند كه پيامبر گرامي اسلام(ص) قبل از رحلت خويش بارها فرموده بود كه: يا علي! جنگ با تو جنگ با من است و صلح و دوستي با تو صلح و دوستي با من است.( مسند احمد، ج 2، ص 442؛ سنن ابن ماجه، ج 1 ص 52؛ سنن الترمذي، ج 5، ص 656)
    اما عايشه و طلحه و زبير اين سخن پيامبر(ص) و ده‏ها توصيه شبيه آنرا ناديده گرفته و با وصي و خليفه مسلمانان در افتادند. گذشته از اين بنا به نقل حاكم نيشابوري که بزرگان اهل سنت می باشد در مستدرك صحيحين؛ رسول گرامي اسلام در نوبت‏هاي متعدد به همسر خويش، عايشه هشدار داده بود كه مباد به پيكار بر عليه علي(ع) برخيزي و فرموده بود: يا حميراء اَن لا تكوني اَنْتِ؛( مستدرك الصحيحين، محمد حاكم نيشابوري، ج 3، ص 119؛ كنز العمال، ج 6 ص 86 و همان ص 83؛)« اي عايشه! مواظب باشد تو آن كس نباشي كه بر عليه علي(ع) خروج مي‏كند.»
    بنا بر آنچه گفته شد عايشه خطاي بزرگي را در تاريخ زندگي‏اش مرتكب شد و به همين خاطر هم بعد از واقعه جنگ جمل نادم و پشيمان بود، او پيوسته آيه (وَقَرَنَ في بيُوتكُنَّ)، را مي‏خواند و گريه مي‏كرد عايشه آن قدر اشك مي‏ريخت كه قطران آن پوشش بدنش را خيس مي‏كرد و مي‏گفت: اي كاش من از خاطرات مردم فراموش مي‏شد و در واقعه جمل شركت نمي‏كردم.( طبقات ابن سعد، ج 8، ص 81؛ تاريخ بغداد، ج 9، ص 185؛)
    در منابع اهل سنت در مورد زبیر آمده است که ؛قيس بن ابي حازم نقل مي‏كند در صحنه جنگ جمل علي(ع) به زبير گفت: به ياد مي‏آوري روزي را كه من و تو در سقيفه قومي از انصار بوديم و پيامبر(ص) خطاب به تو فرموداي زبير! آيا علي را دوست داري؟ و تو گفتي: چرا دوست نداشته باشم! و پيامبر فرمود: بدان و آگاه باش كه تو روزي براي پيكار با او خروج خواهي كرد و تو آن روز ستمكار مي‏باشي.( مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 366؛ اُسد الغابه، ابن اثير، ج 2، ص 199؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص6)
    امام علي(ع) اصلاً راضي نبود كه در برابر همسر پيامبر قرار بگيرد. شاهد اين مدعا اين است كه بعد از پايان جنگ عايشه را با عزت و احترام و كليه اسباب و لوازم مورد نياز راهي مدينه كرد/
    ابن جوزي در اين‏باره مي‏گويد: «علي(ع) عايشه را به بهترين اسباب مورد نياز مجهز كرد و برادر عايشه، عبدالرحمان بن ابي‏بكر، را به همراه 30 مرد و 20 زن از اشراف و متدينين بصره از قبيله هَمْدان و عبد متين ملازم او ساخت/
    وقتي از عايشه درباره مسافرتش در بازگشت از بصره سؤال كردند، گفت: به خير و خوبي گذشت و به خدا سوگند او (حضرت علي(ع» اموال فراواني به من داد و بيش‏تر هم عنايت فرمود، اما به همراهم مرداني را فرستاد كه آنان را نمي‏شناختم/
    وقتي اين سخن عايشه به زنان ملازم او كه به فرمان امام علي(ع) در لباس مردان در آمده بودند، رسيد، نزد عايشه آمدند و به او اعلام كردند كه زن هستند. در پي آن عايشه سجده كرد و گفت: و الله اي فرزند ابوطالب، جز كرم و خوبي نيفزودي و دوست داشتم كه از اين مسير خارج نمي‏شدم. و دچار مصيبت و ناخوشي مي‏شدم تا توان خروج از من گرفته مي‏شد.( تذكرْ الخواص ابن جوزي، ص 80)
    ابن كلبي مي‏گويد: «هرگاه عايشه به ياد جنگ جمل مي‏افتاد، مي‏گريست؛ به حدي كه مقنعه‏اش تر مي‏شد و گلويش را بغض مي‏گرفت. و هرگاه ام‏سلمه را ياد مي‏كرد كه او را از رفتن به بصره نهي كرده بود، مي‏گريست.( تذكرْ الخواص ابن جوزي، ص 80)



    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاخصه های مشترک میان سه فتنه حکومت امام علی با فتنه 88




    مقدمه
    فتنه در نهج­البلاغه
    فتنه به دو معنا در نهج­البلاغه آمده است:
    1. معنی اول فتنه:جریانی که حق از باطل، مطلقا روشن نیست یا هر دو طرف سهمی از حق و باطل دارند. این فتنه همان است که در اولین کلمات قصار نهج­البلاغه آمده است: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ»( نهج البلاغه ، کلمات قصار1.) هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش، نه پشتی تا سوارش شوند ونه پستانی تا شیرش دوشند».بسیاری از دعواهای ناسیونالیستی که در شهرهاست و بسیاری از دعواهای خانوادگی در این حوزه قابل ارزیابی است و هیچ طرفی نمی­تواند بگوید که صد در صد حق است یا صد در صد باطل است. اینجا باید بی­طرف بود. در جمله «واعصمنا من الفتنه» که در خطبه 171 نهج البلاغه است معنایش این می شود که در فضای چنینی راه را به ما نشان بده
    2. معنای دوم فتنه، فتنه سیاسی است. فتنه سیاسی آن است که باطل، لباس حق بپوشد. مولی علی(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه این فتنه را معرفی کرده است:
    «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ يَتَوَلَّى فِيهَا رِجَالٌ رِجَالًا فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ يَخْفَ عَلَى ذِي حِجًى وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ لَمْ يَكُنِ اخْتِلَافٌ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَيَجِيئَانِ مَعاً فَهُنَالِكَ اسْتَحْوَذَ الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ نَجَا الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَى» همانا آغاز پدید آمدن فتنه­ها، پیروی خواهش­های نفسانی است. و نوآوری در حکم­های آسمانی، نوآوری­هایی که کتاب خدا آن را نمی­پذیرد و گروهی از گروه دیگر یاری خواهند تا بر خلاف دین خدا، اجرای آن را بر عهده گیرد. پس اگر باطل با حق درنیامیزد، حقیقت­جو آن را می­شناسد و میداند، و اگر حق به باطل پوشیده نگردد، دشمنان را مجال طعنه زدن نماند. لیکن اندکی از این و آن گیرند، تا به هم درآمیزد. و شیطان فرصت یابد و حیلت برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود و از راهشان به در برد اما آن را که لطف حق دریافته باشد، نجات یابد و راه حق را به سر برد.
    در حدیث ابوایوب انصاری آمده است که پیامبر اکرم(ص) به عمار فرمود: «سَيَكُونُ بَعْدِي هَنَاتٌ حَتَّى يَخْتَلِفَ السَّيْفَ فِيمَا بَيْنَهُمْ وَ حَتَّى يَقْتُلَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ حَتَّى يَتَبَرَّأَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ فَإِذَا رَأَيْتَ ذَلِكَ فَعَلَيْكَ بِهَذَا الْأَصْلَعِ عَنْ يَمِينِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَإِنْ سَلَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ وَادِياً وَ سَلَكَ عَلِيٌّ وَادِياً فَاسْلُكْ وَادِيَ عَلِي‏..»( بحار الانوار، ج67، ص 342.) به زودی بعد از من حوادث و فتنه­هایی پیش خواهد آمد که کار به درگیری با شمشیر می­کشد. در چنین شرایطی همراه علی(ع) باش اگر همه مردم به راهی رفتند و علی (ع) به راهی دیگر، به راهی برو که علی(ع) می رود.



    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۲:۲۰
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88




    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88(2)
    سه جریانی که در مقابل امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) ایستادند، یعنی «ناکثین ، قاسطین و مارقین» مصداق بارز فتنه بودند. این سه جریان با تفاوت هایی که داشتند و لی در کلّیاتی با هم مشترک بودند که دقت و تدبر د رآنها می تواند برای فتنه ها و مسائل مربوط به امروز ما مفید بوده و به صورت مطلوبی از آنها عبرت گرفت.
    مشخصات عمده هر سه جریان فتنه را می­توان در امور ذیل دید:
    1. ولایت ستیزی:
    مشخصه عمده هر سه جریان «ناکثین ، قاسطین و مارقین» ؛ ولایت ستیزی بوده است. وقتی می­خواهند خوارج را ترسیم کنند انگشت روی عبادت و تمسک آنها می­گذارند این ستون فقرات آنها نیست. ستون فقرات خوارج ولایت ستیزی است. این ویژگی، آنها را به سقوط کشاند و گرنه عبادت و تمسک آنها که باعث سقوطشان نبود، مایه سقوط آنها ولایت ستیزی شان بود.همین امر در جریان ناکثین و قاسطین نیز کااملاً واضح است.آنان با تمرد از اطاعت از ولی زمان خویش راه طغیان و آشوب را انتخاب کردند که موجب سرگردانی امت اسلامی و مشکلات فراوانی برای جامعه و دولت اسلامی شدند.
    نکته: همین امر در جریان فتنه 88 و دیگر فتنه هایی که ممکن است در آینده ای نزدیک واقع شود ،کاملاً روشن بود.فتنه گران با تمرد از دستورات و پیشنهادات ولی فقیه و حمله به اصل ولایت سعی در فتنه انگیزی داشتند.در حالیکه تاریخ و تجربه نشان داده است که قد علم کردن در مقابل ولی برحق نتیجه ای جز شکست ،رسوایی و عاقبت به شرّی نداشته است.
    2. دنیاپرستی
    سران هر سه جریان«ناکثین ، قاسطین و مارقین» دنیاپرست بودند. در خطبه شقشقیه آمده است: «فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَكَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ فَسَقَ آخَرُونَ كَأَنَّهُمْ لَمْ يَسْمَعُوا كَلَامَ اللَّهِ حَيْثُ يَقُولُ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَكِنَّهُمْ حَلِيَتِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا»( نهج البلاغه، خطبه 3.) چون به کار و حاکمیت برخاستم گروهی پیمانشان را شکستند و گروهی از جمع دینداران بیرون رفتند و گروهی دیگر با ستمکاری شدند. گویا هرگز کلام پروردگار را نشنیدند که میفرماید: «سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی­جویند و ار تبهکاری نمی­پویند، و پایان کار، ویژه پرهیزکاران است» آری به خدا دانستند، لیکن دنیا، در دیده آنان زیبا بود، و زیور آن در چشم­هایشان خوش­نما.
    در توضیح باید گفت که دنیاپرستی دو شکل دارد؛ دنیاپرستی آشکار (که ناکثین و قاسطین از مصادیق آن بودند) و دنیاپرستی پنهان، (که خوارج، دنیاپرستی پنهان داشتند).
    نکته:در فتنه 88 طبق اعترافات صریح سران فتنه ، انگیزه دنیا پرستی و دنیادوستی و دل باختن به جلوه های آن (مانند عشق به قدرت ،دوست داشتن ثروت و...)،در میان تمامی سران فتنه و رهبری پشت صحنه فتنه، وجود داشته و همین امر اگر در وجود هر کسی که باشد؛ ممکن است که در فتنه های دیگری که در راه است ، به راحتی گمراه شده و در دام بیأفتد.
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۳:۰۴
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88(3)




    1. ادعاهای باطل و شعارهای عوام­فریبانه
    هر سه گروه، شعارهای عوام­فریبانه داشتند. شعار ناکثین و قاسطین خونخواهی از عثمان بود. می­گفتند عثمان مظلوم کشته شده و شعار خوارج «لاحکم الا لله» بود و بر آن اصرار داشتند. قصه عثمان قصه عجیب و غریبی در تاریخ اسلام است. اینکه عثمان تخلفاتی داشت و حضرت علی(ع) و اصحاب مخالف بوده و اعتراضاتی داشتند از بدیهیات تاریخ است. بدیهیاتی که خود عامه هم اعتراف دارند.
    مولا (ع) می­خواست قضایا مسالمت­آمیز حل شود و نصیحت­ها نسبت به عثمان داشت ولی نشد و آنچه مولا علی(ع) نمی­خواست اتفاق افتاد «اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ، وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَع‏»(نهج البلاغه خطبه) عثمان بی­مشورت دیگران به کار پرداخت و کارها را تباه ساخت. شما بیتابی کردید و کار را از اندازه به در بردید. بیشترین اقدامات دلسوزانه را مولا علی (ع) داشت، اما طلحه خودش در قتل عثمان نقش داشت. شاهدش هم این است که مروان (داماد عثمان) و طلحه در جنگ جمل همسنگر بودند. وقتی طلحه کشته شد، مروان گفت: الان انتقام خون عثمان گرفته شد. آن وقت، همین طلحه خونخواه عثمان شد. با شعار عوام فریبانه خونخواهی از عثمان چه حوادث تلخی را در تاریخ رقم زدند.

    نکته: در فتنه 88 نیز جریان فتنه با سر دادن شعار هایی عوام فریبانه و مطرح کردن ادعاهایی بی اساس مانند «تقلب در انتخابات» ، « شهید سازی» و ... سعی در فریب کاری، در جهت جذب نیرو از میان مردم داشتند ،که طبق اعتراف صریح خود فتنه گران ؛این ادعا ها کاملاَ بی اساس بوده و سعی در منحرف کردن مردم و طرفداران خود داشتند.

    2. قاطعیت در برخورد
    مولا علی (ع) با سران شورش در هر سه جریان، قاطع برخورد کرد و هیچ تسامحی ننمود. در یکی از خطب نهج البلاغه است که فرمود: «قَلَّبْتُ ظَهْرَهُ وَ بَطْنَهُ وَ لَمْ أَرَ لِي إِلَّا الْقِتَالَ أَوِ الْكُفْرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص‏»( نهج البلاغه، خطبه 43.) ظاهر و باطن کار را سنجیدم دیدم راهی جز جنگیدن با آنها یا کافر شدن نسبت به آنچه پیامبر (ص) آورده است، نیست». یعنی با سران فتنه هیچ مسامحه نباید کرد. باز حضرت می­فرماید: «فَإِنِّي فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْهَا أَحَدٌ غَيْرِي‏»( نهج البلاغه، خطبه 93.) من چشم فتنه را در آوردم و جز من هچ کس جرأت چنین کاری را نداشت». خوارج بیست هزار نفر بودند که تمام آنها پیشانی­هایشان پینه بسته بود. حضرت آنها را بارها نصیحت کرد، عده­ای پشیمان و جدا شدند و در پایان تعداد آنها چهارهزار نفر شد. «ابن اثیر» در «الکامل» دارد که مولا اتمام حجت را کرد و فرمود اگر قبول نکنید همه شما را از دم تیغ می­گذرانم. در یک نصف روز امیرالمومنین علی (ع) دستور داد سه هزار و نهصد و نود و یک نفر به جهنم فرستاده شدند. 9 نفر فرار کردند که جریان خوارج را آنها ادامه دادند.

    نکته: در جریان فتنه 88 نیز اگر قاطعیت و اهتمام مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای بر شعار قانون مداری نبود ، و اگر در مقابل خواسته نابه حق فتنه گران کوتاه می آمدند ، فتنه گران به اغراض خود رسیده و انحرافی بزرگ در مسیر انقلاب به وجود می آمد که به هیچ وضع اصلاح نمی شد.


    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاخصه های مشترک میان فتنهای حکومت امام علی(ع) وشباهت آنها به فتنه 88(4)





    5- تظاهر به دین
    هر سه جریان«ناکثین، مارقین و قاسطین» ظواهر دینی داشتند و در هر سه جریان، اذان، نماز یومیه، نماز شب و غیره وجود داشت.

    نکته: در جریان فتنه 88 نیز دیده شد که به صورت وسیع از شعار های مذهبی و مظاهر دینی ،خصوصاً شعار هایی که در اول انقلاب گفته می شد مانند شعار «الله اکبر»استفاده می شد که امر بر مردم مشتبه شود ، و برای مرددین، انتخاب راه درست ،سخت شود.

    6- خواص بی بصیرت
    آنکه در هر سه گروه «ناکثین ، قاسطین و مارقین» چهره­های سابقه­داری بودند. چهره­هایی از اصحاب نبی اکرم(ص) مانند طلحه و زبیر بودند که در مقابله با مولا علی جنگیدند.
    و گروه دیگری از خواص جامعه آن روز با سکوت خود به این جریان های باطل کمک کرده و پشت امام علی (علیه السلام) را خالی کردند.

    نکته: در جریان فتنه 88 نیز نقش خواص بی بصیرت کاملاً هویدا ونمایان بود .گروهی ازخواص با سابقه انقلابی از فتنه گران حمایت کردند و پشت به پشت ضد انقلاب و غربی ها در مقابل انقلاب و دست آوردهای آن ایستادند.
    و گروهی دیگر از خواص بی بصیرت به جای اینکه از حق دفاع کنند و از جان و آبروی خود در راه ولایت قدم بردارند، خود را پشت سر امام خامنه ای مخفی کرده و از ایشان برای خود مایه می گذاشتند تا آنجا که فریاد «این عمارها »ی امامان بلند شد.

    7- جنگ نرم
    هر سه گروه «ناکثین ، قاسطین و مارقین» سر و صدا و جار و جنجال داشتند یا به تعبیر امروز به تمام معنی از جنگ نرم بر راستای اهداف باطل خود استفاده می کردند یعنی از ابزار رسانه ای آن روز یعنی استفاده از سخنوران و خطبای مزدور و همچنین شایعه پراکنی و مطرح کردن شبهه و در آمیختن حق و باطل و استفاده از آیات قرآن و ادله عوام فریبانه برای منفی جلوه دادن امام علی(علیه السلام) و راه او استفاده می کرددند و تا جایی موفق شده بودند که مردم از شهادت امام علی(علیه السلام) در محراب نماز تعجب کرده که مگر علی نماز هم می خواند. و یا آنقدر دروغ بزرگ دست داشتن امام علی(علیه السلام) در قتل عثمان را تکرار کردند که تا سالهای بعد گروه زیادی از مسلمان باور داشتند که علی(علیه السلام) مسئول قتل عثمان بوده است . آری این قدرت جنگ نرم را میرساند.


    « أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَيْنِ الْأَمْرَيْنِ الْفَشَلُ وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لَا نُسِيلُ حَتَّى نُمْطِرَ»( نهج البلاغه، خطبه9.) چون رعد خروشیدند و چون برق سر و صدا به راه انداختند، با این همه کاری نکردند و سرانجام سست گردیدند ولی ما اینگونه نیستیم، تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.
    نکته: در جریان فتنه 88 نیز دیدم که فتنه گران با حمایت اربابان غربی خود تا چه اندازه از انواع مصادیق رسانه (اینترنت،ماهواره ،مطبوعات و...)استفاده کردند که حق را باطل و باطل را حق نشان دهند.و تا چه اندازه غوغاسالارانه ، دروغ های خود را با مظلوم نمایی به رخ مردم دنیا نشان دادند.

    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی
    علل و انگیزه های مقابله ناکثین با امام علی (علیه السلام)

    سؤال :
    یکی از گروههایی که در مقابل حضرت علی ایستادند ناکثین بودند ؟ علت دشمنی این گروه با حضرت علی علیه السلام چه بود ؟
    جواب:

    انگیزه های ناکثین در جنگ جمل
    1- شراکت در امر خلافت :
    طلحه و زبيراز مدت ها پیش آرزوي حكومت را در سر داشتند، ولي به خاطر استقبال عمومي از امام علي(عليه السلام) پس از قتل عثمان در هدف خود ناکام ماندند. از اين‌رو با نيت وطمع خاصي به بيعت با علي- عليه السلام- مبادرت كردند، و به نیت جلب توجه امام را به خود برای رسیدن به پست و مقام بيشتردر امر بيعت از همه سبقت گرفتند. نانه /انان بعد از بیعت پيش امام آمده وگفتند: «اينك كه خلافت در دست توست انتظار داريم كه ما را در امر خلافت شريك و سهيم خود سازي و پست‌هاي حساس حكومتي را در اختيار ما بگذاري».(1)امّا امام علي(عليه السلام) با شناخت و روح عدالت خواهی كه داشتند، بر خلاف توقع و انتظار كه آن‌ دو، آنان را با ساير افراد مسلمان برابر قرار داده و كوچكترين امتيازي برای آنان قایل نشد.
    2- برخورداری از سهم بیشتر از بیت المال :
    از آنجا که امام علي(عليه السلام) بيت‌المال را به طور مساوي تقسيم مي كرد و براي كسي امتيازي قايل نمي شد. دومين درخواست آنها دريافت سهم بيشتري از بيت‌المال بود. ابن‌ابي‌الحديد، در اين‌باره مي‌گويد:« علي بر خلاف روش عمروعثمان همه مسلمانان را يكسان قرار داد كه طلحه و زبير به علي ـ عليه السّلام ـ اعتراض كردند و خواستار عمل به روش عمروعثمان در تقسيم بيت‌المال شدند».(2)
    این در حالی بود که سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله) بر مساوات استوار بود بطوري‌كه غلام سياه حبشي وعرب ثروتمند قريشي وسلمان فارسي عجمي، در چشم پيامبر( صلي الله عليه و آله) يكسان بود و روش ابوبكر هم در تقسيم بيت‌المال همان روش پيامبر و به طور مساوات بود. طلحه و زبير با ديدن اين اوضاع نا اميد شدند چنانچه طلحه مي گفت:« ما لنا من هذا‌الامر الا كلحسه الكلب انفه،» يعني بهره ما از اين كار به اندازه بهره‌اي است كه سگ از ليسيدن دماغش مي‌برد، بود.»(3) وما از خلافت علي شكمي سير نكرديم.
    براي همين بعد از چند روزي از علي- عليه السلام- درخواست رفتن به عمره را كردند و چون به راه افتادند امام علي- عليه السلام- فرمودند:« و الله ما ارادا العمرة و لكنهما ارادا العدوه» يعني قسم به خدا قصد عمره ندارند و قصد بيعت شكني دارند.( 4)
    البته عومل دیگری در وقوع جنگ جمل تاثیر گزار بود که عبارتند از:
    1ـ صفات رذیله اخلاقي همانند حسد، حقد، جهل و تعصب كوركورانه؛
    به شهادت تاریخ کسانی که باعث به وجود آمدن جنگ جمل بودند با جایگاه و شخصیت امام علی علیه السلام چه در دوران حیات پیامبر و په در دوران بعد از ایشان حسادت می ورزیدند و این یکی از مهمترین دلایل و عوامل جنگ جمل بود.
    نقش فعال بني اميه در تحريك پيمان شكنان و مشاركت مستقيم در پديد آمدن غائله جمل؛
    3ـ اصرار عايشه براي رسيدن به خواسته هاي سياسي اش و لجاجت و عناد وي با اميرمؤمنان(ع).(5)
    حرکت طلحه و زبیر در بیان امام علي(ع)
    علي- عليه السلام- که بهتر از هر كس شخصیت طلحه و زبير را مي‌شناخت و بهحرکت آنان و مقاصد آن‌ها آگاه بود در مورد علت جنگيدن با آنها چنین فرموده است:
    «من با طلحه و زبير براي اين جنگيدم كه آنان بيعت مرا شكستند و مردان پاك و بندگان بي‌گناه خدا را به قتل رسانيدند. چگونه است كه عده‌ايي خود سرانه و از راه ظلم وتعدّي، خون مردم بي‌گناه را بريزند و پيشوا و بزرگ آنان به مقام دفاع نيايد؟ روشي كه من با طلحه و زبير در پيش گرفتم اختصاص به من ندارد زيرا اگر آنان اين‌گونه پيمان شكني و آشوب‌گري و خونريزي را در دوران ابوبكر و عمر به راه مي‌انداختند ايشان نيز در مقام دفاع برمي‌آمدند و با آنان مي‌جنگيدند. آنان طمع و آرزوي امارت را در سر داشتند ولي چون من حرصي به اين مقام در آنان احساس نمودم اين بود كه از تفويض امارت بصره و يمن به آنان خوداري نمودم، از طرف ديگر عشق به ثروت و فزون‌طلبي در دل آنان موج مي‌زد، آنان بر مال و ثروت مسلمانان چشم دوخته بودند كه مي‌خواستند مسلمانان را به صورت بردگان و غلامان و زنانشان را بصورت كنيزان درآورند وثروتشان را به يغما ببرند و همة اين‌ها از راه تجربه بر من ثابت و مسلم گرديد و مرا بر اين واداشت كه با آنان بجنگم و دستشان را از مال وجان مسلمانان كوتاه كنم. مسلمانان را از فساد و شر آنان آسوده و رها سازم»‌.(6)
    بازخورد جنگ جمل از دیدگاه علمای اهل سنت:
    طلحه و زبیر با طراحي جنگ بر عليه اميرمومنان علي(ع) ، علاوه بر خروج بر عليه امام و خليفه بر حق مسلمانان موجب ريختن خون‏هاي بسياري از مردم مسلمان گرديدند. در اين جنگ تعداد كشته شده‏گان از ده هزار تا بيست و پنج هزار نفر نقل شده است. (7)
    در نتيجه عملكرد اين سه نفر خسارت‏هاي فراواني بر پيكره جامعه اسلامي وارد آمد. در حالي كه آنان مي‏دانستند كه پيامبر گرامي اسلام(ص) قبل از رحلت خويش بارها فرموده بود كه: يا علي! جنگ با تو جنگ با من است و صلح و دوستي با تو صلح و دوستي با من است. (8)
    اما عايشه و طلحه و زبير اين سخن پيامبر(ص) و ده‏ها توصيه شبيه آنرا ناديده گرفته و با وصي و خليفه مسلمانان در افتادند. گذشته از اين بنا به نقل حاكم نيشابوري که بزرگان اهل سنت می باشد در مستدرك صحيحين؛ رسول گرامي اسلام در نوبت‏هاي متعدد به همسر خويش، عايشه هشدار داده بود كه مباد به پيكار بر عليه علي(ع) برخيزي و فرموده بود: يا حميراء اَن لا تكوني اَنْتِ؛« اي عايشه! مواظب باشد تو آن كس نباشي كه بر عليه علي(ع) خروج مي‏كند.» (9)
    بنا بر آنچه گفته شد عايشه خطاي بزرگي را در تاريخ زندگي‏اش مرتكب شد و به همين خاطر هم بعد از واقعه جنگ جمل نادم و پشيمان بود، او پيوسته آيه (وَقَرَنَ في بيُوتكُنَّ)، را مي‏خواند و گريه مي‏كرد عايشه آن قدر اشك مي‏ريخت كه قطران آن پوشش بدنش را خيس مي‏كرد و مي‏گفت: اي كاش من از خاطرات مردم فراموش مي‏شد و در واقعه جمل شركت نمي‏كردم.(10)
    در منابع اهل سنت در مورد زبیر آمده است که ؛قيس بن ابي حازم نقل مي‏كند در صحنه جنگ جمل علي(ع) به زبير گفت: به ياد مي‏آوري روزي را كه من و تو در سقيفه قومي از انصار بوديم و پيامبر(ص) خطاب به تو فرموداي زبير! آيا علي را دوست داري؟ و تو گفتي: چرا دوست نداشته باشم! و پيامبر فرمود: بدان و آگاه باش كه تو روزي براي پيكار با او خروج خواهي كرد و تو آن روز ستمكار مي‏باشي.(11)
    امام علي(ع) اصلاً راضي نبود كه در برابر همسر پيامبر قرار بگيرد. شاهد اين مدعا اين است كه بعد از پايان جنگ عايشه را با عزت و احترام و كليه اسباب و لوازم مورد نياز راهي مدينه كرد.
    ابن جوزي در اين‏باره مي‏گويد: «علي(ع) عايشه را به بهترين اسباب مورد نياز مجهز كرد و برادر عايشه، عبدالرحمان بن ابي‏بكر، را به همراه 30 مرد و 20 زن از اشراف و متدينين بصره از قبيله هَمْدان و عبد متين ملازم او ساخت.
    وقتي از عايشه درباره مسافرتش در بازگشت از بصره سؤال كردند، گفت: به خير و خوبي گذشت و به خدا سوگند او (حضرت علي(ع» اموال فراواني به من داد و بيش‏تر هم عنايت فرمود، اما به همراهم مرداني را فرستاد كه آنان را نمي‏شناختم.
    وقتي اين سخن عايشه به زنان ملازم او كه به فرمان امام علي(ع) در لباس مردان در آمده بودند، رسيد، نزد عايشه آمدند و به او اعلام كردند كه زن هستند. در پي آن عايشه سجده كرد و گفت: و الله اي فرزند ابوطالب، جز كرم و خوبي نيفزودي و دوست داشتم كه از اين مسير خارج نمي‏شدم. و دچار مصيبت و ناخوشي مي‏شدم تا توان خروج از من گرفته مي‏شد.» .(12)
    ابن كلبي مي‏گويد: «هرگاه عايشه به ياد جنگ جمل مي‏افتاد، مي‏گريست؛ به حدي كه مقنعه‏اش تر مي‏شد و گلويش را بغض مي‏گرفت. و هرگاه ام‏سلمه را ياد مي‏كرد كه او را از رفتن به بصره نهي كرده بود، مي‏گريست.(13)



    ......................................
    1- يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج2، ص126.
    2- ابن ابی ‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه،ج7، ص39.
    3- تاريخ طبري، ج5، ص53.
    4- تاريخ يعقوبي،ترجمة محمد آيتي، ج2، ص127.
    5- دانشنامهامام علي(ع)، ج 9،ص51.
    6- متقيهندي، كنزل‌المال ج6، ص83 / ابن‌ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج1،ص63.
    7- تاريخ طبري، ج 3، ص 543، الجمل ص 223 .
    8- مسند احمد، ج 2، ص 442؛ سنن ابن ماجه، ج 1 ص 52؛ سنن الترمذي، ج 5، ص 656.
    9- مستدرك الصحيحين، محمد حاكم نيشابوري، ج 3، ص 119؛ كنز العمال، ج 6 ص 86 وهمان ص 83 .
    10- طبقات ابن سعد، ج 8، ص 81؛ تاريخبغداد، ج 9، ص 185.
    11- مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 366؛ اُسد الغابه، ابن اثير، ج 2، ص 199؛الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص6.
    12- تذكره الخواص ابن جوزي، ص 80.
    13- همان
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود