جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روح چه زمانی آفریده می شود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روح چه زمانی آفریده می شود ؟




    عرض سلام

    آیا اول روح آفریده می شود یا جسم ؟ به عبارتی دیگر روح هر انسان چه زمانی افریده می شود ؟ آیا قبل از تولدش آفریده شده و در جایی دیگر ساکن است و با تشکیل جسم به درون آن جسم حلول می کند یا همزمان با تشکیل جنین روح نیز خلق می شود ؟ اگر قبل از جسم افریده شده کجا و چگونه زندگی می کند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۱:۲۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط محجوب نمایش پست
    عرض سلام

    آیا اول روح آفریده می شود یا جسم ؟ به عبارتی دیگر روح هر انسان چه زمانی افریده می شود ؟ آیا قبل از تولدش آفریده شده و در جایی دیگر ساکن است و با تشکیل جسم به درون آن جسم حلول می کند یا همزمان با تشکیل جنین روح نیز خلق می شود ؟ اگر قبل از جسم افریده شده کجا و چگونه زندگی می کند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4
    با عرض سلام خدمت شما

    در مورد اینکه روح چه زمانی آفریده می شود، قبل از جسم یا بعد از آن ؛ چند دیدگاه بین فلاسفه وجود دارد:

    الف. نفس روحانیة الحدوث است. (نفس انسان قدیم است.) : نفس انسان قبل از بدن خلق شده و موجود است. و بعد از خلقت جسم در مرحله از رشد بدن به بدن ملحق می شود. طرفداران این دیدگاه به دو دسته تقسیم می شوند:

    الف1. نفس ، روحانیة الحدوث و جسمانیة البقاء است.این گروه معتقدند روح به واسطه اشتغال زیاد به جسم و تعلق زیاد به آن، حکم جسم را پیدا می‏ کند و به گونه ای که روح چیزی جز جسم نیست و این مطلب به تجسد روح، تعبیر می‏ شود.

    الف2. نفس ، روحانیة الحدوث و روحانیة البقاء است.ارسطو از جمله کسانی است که به این دیدگاه قائل است. آنها می گویند ارواح انسان ها از ازل موجود بوده اند ، روحانی هستند و زمانی که جسم انسان (در مرحله جنینی) به مرحله ای از رشدش می رسد روح به جسم منتقل می شود. بعد از مرگ ، روح به جایگاه اولیه خودش بر می گردد.


    ادامه دارد ....

    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    ب. نفس جسمانیة الحدوث است.(نفس انسان حادث است ) .بعد از اینکه جسم به مرحله ای از رشد رسید روح نیز خلق می شود.کسانی که این دیدگاه را قبول دارند خودشان دو دسته می شودند.

    ب1. نفس جسمانیة الحدوث و جسمانیة البقاء است. نفس بعد از اینکه جنین به مرحله ای از رشد رسید به جنین ملحق می شود و عد از مرگ جسم و روح هر دو از بین می روند.

    ب2. روح انسان ، جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است. این قول ، دیدگاه حکمت متعالیه است .طبق این دیدگاه ، روح انسان از ازلی نبوده است. بعد از جسم ، خلق می شود اما با مرگ جسم ، روح از بین نمی رود بلکه روحانی و جاودانه است.
    این دیدگاه با آیات قرآن و روایات ، سازگاری دارد و هماهنگ است.

    طرفداران هر دیدگاه دلایلی بر ادعاهایشان بیان کرده اند . بحث پیرامون این دیدگاه در این تاپیک ضرورتی ندارد و باعث طولانی و تخصصی شدن تاپیک می شود.

    ادامه دارد....

    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    خلقت روح با توجه به آیات قرآن :

    با توجه به آیات قرآن مشخص می شود که نفس انسان ، جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است.

    الف . از جمله آیاتی که اشاره به جسمانیة الحدوث بودن نفس می کند عبارتند از:

    ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿سجده/8-9﴾
    سپس نسل او را از عصارهاي از آب ناچيز و بيقدر خلق كرد. بعد اندام او را موزون ساخت و از روح خويش در وي دميد و براي شما گوشها و چشمها و دلها قرار داد، اما كمتر شكر نعمت هاي او را بجاي مي ‏آوريد!

    " سواه" از ماده" تسويه" به معنى تكميل كردن است، و اين اشاره به مجموع مراحلى است كه انسان از هنگامى كه به صورت نطفه است تا مرحله‏ اى كه تمام اعضاى بدن او آشكار مى‏ گردد طى مى ‏كند و همچنين مراحلى را كه آدم بعد از آفرينش از خاك تا به هنگام نفخ روح پيمود .( تفسير نمونه، ج‏17، ص 127.)
    بعد از اینکه این مراحل طی شد روح به اندام های انسان دمیده می شود.


    ادامه دارد...




    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿مومنون/12-14﴾

    ما انسان را از عصاره ‏اي از گل آفريديم. سپس آن را نطفه ‏اي در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار داديم. سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده) و مضغه را به صورت استخوان هائي در آورديم، از آن پس آن را آفرينش تازه ‏اي ايجاد كرديم، بزرگ است خدائي كه بهترين خلق كنندگان است!

    در این آیه پنج مرحله رشد انسان بیان شده است.
    1.نطفه
    2.علقه
    3. مضغه
    4. استخوان
    5. ایجاد روح

    در مورد چهار مرحله اول واژه "خلق" به کار برده شده است اما در مورد مرحله پنجم از واژه "انشاء" استفاده شده است.

    نش‏ء و نشاه- يعنى بوجود آوردن چيزى و تربيت كردن آن.(مفردات راغب، ذیل نشا)

    در اين جمله سياق را از خلقت، به انشاء تغيير داده و فرموده:" ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ" با اينكه ممكن بود بفرمايد:" ثم خلقناه ..." و اين به خاطر آن است كه دلالت كند بر اينكه آنچه به وجود آورديم چيز ديگرى، و حقيقت ديگرى است غير از آنچه در مراحل قبلى بود، مثلا، علقه هر چند از نظر اوصاف و خواص و رنگ و طعم و شكل و امثال آن با نطفه فرق دارد الا اينكه اوصافى كه نطفه داشت از دست داد و اوصافى همجنس آن را به خود گرفت.
    خلاصه، اگر عين اوصاف نطفه در علقه نيست ليكن در همجنس آن هست مثلا اگر سفيد نبود قرمز مى ‏باشد و هر دو از يك جنسند به نام رنگ، به خلاف اوصافى كه خدا در مرحله اخير به آن داده و آن را انسان كرده كه نه عين آن اوصاف در مراحل قبلى بودند و نه همجنس آن، مثلا در" انشاء" اخير، او را صاحب حيات و قدرت و علم كرد. آرى، به او جوهره ذاتى داد (كه ما از آن تعبير مى ‏كنيم به" من") كه نسخه آن در مراحل قبلى يعنى در نطفه و علقه و مضغه و عظام پوشيده به لحم، نبود هم چنان كه در آن مراحل، اوصاف علم و قدرت و حيات نبود، پس در مرحله اخير چيزى به وجود آمده كه كاملا مسبوق به عدم بود يعنى هيچ سابقه ‏اى نداشت.

    ضمير در" انشاناه"- به طورى كه از سياق بر مى ‏آيد- به انسان در آن حالى كه استخوانهايى پوشيده از گوشت بود بر مى ‏گردد، چون او بود كه در مرحله اخير خلقتى ديگر پيدا كرد، يعنى، صرف ماده ‏اى مرده و جاهل و عاجز بود، سپس موجودى زنده و عالم و قادر شد پس ماده بود و صفات و خواص ماده را داشت، سپس چيزى شد كه در ذات و صفات و خواص مغاير با سابقش مى ‏باشد و در عين حال اين همان است، و همان ماده است پس مى‏ شود گفت آن را به اين مرحله در آورديم و در عين حال غير آن است، چون نه در ذات با آن شركت دارد و نه در صفات و تنها با آن، نوعى اتحاد و تعلق دارد تا آن را در راه رسيدن به مقاصدش به كار گيرد، مانند آلتى كه در دست صاحب آلت است، و در انجام مقاصدش استعمال مى ‏كند، نظير قلم براى نويسنده. پس تن آدمى هم آلتى است براى جان آدمى.
    ترجمه الميزان، ج‏15، ص 26-25.

    ادامه دارد....




    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    ب: آیات زیادی در قرآن دلالت بر روحانیة البقاء بودن نفس دارد تمامی آیاتی که اشاره به دریافت روح ، قیامت ، نعمتهای بهشت و ... دارد از این جمله هستند.

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿زمر/۴۲﴾

    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏ كند، و ارواحى را كه نمرده ‏اند نيز به هنگام خواب مى ‏گيرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى ‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى‏گرداند تا سرآمدى معيّن در اين امر نشانه‏ هاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مى ‏كنند

    إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا *خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا (کهف/108-107)

    بى ‏گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده ‏اند باغهاى فردوس جايگاه پذيرايى آنان است. جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى ‏كنند.



    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی

  9. تشکرها 3


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99

    جمع بندی




    با سلام

    زمان خلقت روح

    پرسش: آیا اول روح آفریده می شود یا جسم ؟ به عبارتی دیگر روح هر انسان چه زمانی افریده می شود ؟ آیا قبل از تولدش آفریده شده و در جایی دیگر ساکن است و با تشکیل جسم به درون آن جسم حلول می کند یا همزمان با تشکیل جنین روح نیز خلق می شود ؟ اگر قبل از جسم افریده شده کجا و چگونه زندگی می کند ؟

    پاسخ:در مورد اینکه روح چه زمانی آفریده می شود، قبل از جسم یا بعد از آن ؛ چند دیدگاه بین فلاسفه وجود دارد:

    1.
    نفس روحانیة الحدوث است. (نفس انسان قدیم است.) : نفس انسان قبل از بدن خلق شده و موجود است. و بعد از خلقت جسم در مرحله از رشد بدن به بدن ملحق می شود. طرفداران این دیدگاه به دو دسته تقسیم می شوند:

    1-1. نفس ، روحانیة الحدوث و جسمانیة البقاء است.این گروه معتقدند روح به واسطه اشتغال زیاد به جسم و تعلق زیاد به آن، حکم جسم را پیدا می‏ کند و به گونه ای که روح چیزی جز جسم نیست و این مطلب به تجسد روح، تعبیر می‏ شود.

    1-2
    . نفس ،
    روحانیة الحدوث و روحانیة البقاء است.ارسطو از جمله کسانی است که به این دیدگاه قائل است. آنها می گویند ارواح انسان ها از ازل موجود بوده اند ، روحانی هستند و زمانی که جسم انسان (در مرحله جنینی) به مرحله ای از رشدش می رسد روح به جسم منتقل می شود. بعد از مرگ ، روح به جایگاه اولیه خودش بر می گردد.

    2. نفس جسمانیة الحدوث است.(نفس انسان حادث است ) .بعد از اینکه جسم به مرحله ای از رشد رسید روح نیز خلق می شود.کسانی که این دیدگاه را قبول دارند خودشان دو دسته می شودند.

    2-1. نفس جسمانیة الحدوث و جسمانیة البقاء است. نفس بعد از اینکه جنین به مرحله ای از رشد رسید به جنین ملحق می شود و عد از مرگ جسم و روح هر دو از بین می روند.

    2-2. روح انسان ، جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است. این قول ، دیدگاه حکمت متعالیه است .طبق این دیدگاه ، روح انسان از ازلی نبوده است. بعد از جسم ، خلق می شود اما با مرگ جسم ، روح از بین نمی رود بلکه روحانی و جاودانه است.
    این دیدگاه با آیات قرآن و روایات ، سازگاری دارد و هماهنگ است.

    طرفداران هر دیدگاه دلایلی بر ادعاهایشان بیان کرده اند . بیان آنها در اینجا باعث اطاله کلام می‌شود.

    خلقت روح با توجه به آیات قرآن :

    با توجه به آیات قرآن مشخص می شود که نفس انسان ، جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است.

    الف . از جمله آیاتی که اشاره به جسمانیة الحدوث بودن نفس می کند عبارتند از:

    1. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿1﴾ سپس نسل او را از عصارهاي از آب ناچيز و بيقدر خلق كرد. بعد اندام او را موزون ساخت و از روح خويش در وي دميد و براي شما گوشها و چشمها و دلها قرار داد، اما كمتر شكر نعمت هاي او را بجاي مي ‏آوريد!

    " سواه" از ماده" تسويه" به معنى تكميل كردن است، و اين اشاره به مجموع مراحلى است كه انسان از هنگامى كه به صورت نطفه است تا مرحله‏ اى كه تمام اعضاى بدن او آشكار مى‏ گردد طى مى ‏كند و همچنين مراحلى را كه آدم بعد از آفرينش از خاك تا به هنگام نفخ روح پيمود .(2)

    بعد از اینکه این مراحل طی شد روح به اندام های انسان دمیده می شود.

    2.وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿3﴾ما انسان را از عصاره ‏اي از گل آفريديم. سپس آن را نطفه ‏اي در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار داديم. سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده) و مضغه را به صورت استخوان هائي در آورديم، از آن پس آن را آفرينش تازه ‏اي ايجاد كرديم، بزرگ است خدائي كه بهترين خلق كنندگان است!

    در این آیه پنج مرحله رشد انسان بیان شده است: نطفه ، علقه ، مضغه ، استخوان، ایجاد روح.
    در مورد چهار مرحله اول واژه "خلق" به کار برده شده است اما در مورد مرحله پنجم از واژه "انشاء" استفاده شده است.

    نش‏ء و نشاه- يعنى بوجود آوردن چيزى و تربيت كردن آن.(4)

    در اين جمله سياق را از خلقت، به انشاء تغيير داده و فرموده:" ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ" با اينكه ممكن بود بفرمايد:" ثم خلقناه ..." و اين به خاطر آن است كه دلالت كند بر اينكه آنچه به وجود آورديم چيز ديگرى، و حقيقت ديگرى است غير از آنچه در مراحل قبلى بود، مثلا، علقه هر چند از نظر اوصاف و خواص و رنگ و طعم و شكل و امثال آن با نطفه فرق دارد الا اينكه اوصافى كه نطفه داشت از دست داد و اوصافى همجنس آن را به خود گرفت.
    خلاصه، اگر عين اوصاف نطفه در علقه نيست ليكن در همجنس آن هست مثلا اگر سفيد نبود قرمز مى ‏باشد و هر دو از يك جنسند به نام رنگ، به خلاف اوصافى كه خدا در مرحله اخير به آن داده و آن را انسان كرده كه نه عين آن اوصاف در مراحل قبلى بودند و نه همجنس آن، مثلا در" انشاء" اخير، او را صاحب حيات و قدرت و علم كرد. آرى، به او جوهره ذاتى داد (كه ما از آن تعبير مى ‏كنيم به" من") كه نسخه آن در مراحل قبلى يعنى در نطفه و علقه و مضغه و عظام پوشيده به لحم، نبود هم چنان كه در آن مراحل، اوصاف علم و قدرت و حيات نبود، پس
    در مرحله اخير چيزى به وجود آمده كه كاملا مسبوق به عدم بود يعنى هيچ سابقه ‏اى نداشت.

    ضمير در" انشاناه"- به طورى كه از سياق بر مى ‏آيد- به انسان در آن حالى كه استخوانهايى پوشيده از گوشت بود بر مى ‏گردد، چون او بود كه در مرحله اخير خلقتى ديگر پيدا كرد، يعنى، صرف ماده ‏اى مرده و جاهل و عاجز بود، سپس موجودى زنده و عالم و قادر شد پس ماده بود و صفات و خواص ماده را داشت، سپس چيزى شد كه در ذات و صفات و خواص مغاير با سابقش مى ‏باشد و در عين حال اين همان است، و همان ماده است پس مى‏ شود گفت آن را به اين مرحله در آورديم و در عين حال غير آن است، چون نه در ذات با آن شركت دارد و نه در صفات و تنها با آن، نوعى اتحاد و تعلق دارد تا آن را در راه رسيدن به مقاصدش به كار گيرد، مانند آلتى كه در دست صاحب آلت است، و در انجام مقاصدش استعمال مى ‏كند، نظير قلم براى نويسنده. پس تن آدمى هم آلتى است براى جان آدمى.(5)

    ب: آیات زیادی در قرآن دلالت بر روحانیة البقاء بودن نفس دارد تمامی آیاتی که اشاره به دریافت روح ، قیامت ، نعمتهای بهشت و ... دارد از این جمله هستند.

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿6﴾خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏ كند، و ارواحى را كه نمرده ‏اند نيز به هنگام خواب مى ‏گيرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى ‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى‏‌گرداند تا سرآمدى معيّن در اين امر نشانه‏ هاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مى ‏كنند

    إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا *خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا (7) بى ‏گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده ‏اند باغهاى فردوس جايگاه پذيرايى آنان است. جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى ‏كنند.

    ----------------------------
    (1)
    سجده/8-9.
    (2) تفسير نمونه، ج‏17، ص 127.
    (3) مومنون/12-14.
    (4) مفردات راغب، ذیل نشا.
    (5) ترجمه الميزان، ج‏15، ص 26-25.
    (6) زمر/۴۲.
    (7)
    کهف/108-107.



    روح چه زمانی آفریده می شود ؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود