صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟




    سلام یه سوال داشتم در مورد قرائت های هفتگانه و اونم اینکه آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ وجود داشته؟ منشأ اين قرائتها كجاست؟ممنون




    کارشناس بحث : پاسخگو قرآنی 4
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۹:۲۴

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    ببینید دوست عزیز در مورد سوال شما باید عرض کنم که يكي از مهمترين فعاليّت هاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ در طول 23 سال زندگي پس ازبعثت، كه شايد بتوان آن را اصلي ترين بخش رسالت ايشان نيز به حساب آورد، آموزش قرآن كريم به اصحاب شان و نشر و گسترش قرائت قرآن در ميان مردمان بود. زيرا زلال آيات نوراني الهي بود كه زنگارهاي قلب و جان انسانها را زدوده و آنان را به ايمان به مبدأ و معاد و تسليم در برابر فرامين سعادتبخش اسلام، ترغيب ساخت. امّا اين فقط مردم زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نبودند كه نيازمند به استفاده ازكتاب سراسر نور و هدايت قرآن باشند. بلكه نسلهاي بعديِ آدميان نيز در طول و عرضِ زمان و زمين تا هنگامة قيامت محتاج خوشهچيني از هدايتهاي آن بوده و خواهند بود. لذا براي حفظ و صيانت و جلوگيري از نابودي ‌تحريف و يا حتي اندك تغييري در قرآن كه باعث شود معارف اسلامي به صورت غيرصحيح به انسانها منتقل شود، لازم بود تا اقداماتي به انجام برسد.
    از جمله نخستين كارها در اين مسير حفظ كردن و به خاطر سپردن آيات قرآن بود و علاوه بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ كه قرآن را حفظ بوده، گروهي از صحابه نيز آيات الهي را كه بر دو لب مبارك ايشان جاري شده و تلاوت ميفرمودند ياد ميگرفتند و به خاطر ميسپردند. كه اين گروه به «حُفّاظ» و يا «قُرّاء» قرآن ناميده شدند.
    پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ دائماً اصحاب و يارانش را به خواندن و حفظ نمودن قرآن دعوت و تشويق كرده(1) و از آنان ميخواستند تا قرآن خواندن شان را بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ عرضه كنند تا هرجا لغزش و يا اشتباهي در قرائت شان وجود داشت با راهنمايي و ارشاد ايشان تصحيح گردد.(2) و آن قدر ميزان توجّه و اهتمام پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و اصحاب ايشان در صحيح به خاطر سپردن قرآن و بيعيب خواندن آن بالا بود كه احياناً اگر در قرائت كسي يك «واو» كم يا زياد ميشد و شايد حتّي ظاهراً تغييري هم در معني و مقصود آيه ايجاد نميكرد، مورد مؤاخذه قرار گرفته و به دقت مورد نقد و بررسي قرار ميگرفت.
    پس با اين اوصاف آيا ميتوان گفت كه در زمان حيات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ در بين مسلمين قرائتي جز قرائت ايشان يعني همانگونه كه از طرف خدا بر ايشان نازل ميشد وجود داشته باشد؟ مسلّماً‌ جواب منفي است.
    امّا بعد از رحلت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ صحابه بر سر جمع و نظم و تأليف قرآن دچار اختلاف شده و بر سر قرائت بعضي از كلمات قرآن اختلاف پيدا كردند. اين اختلافات موجب شد تا در زمان خليفه سوم، مصحف واحدي تهيه شود و از روي آن نسخههاي متعدّد و همانندي تهيه گرديده و به مراكز مهم كشور اسلامي فرستاده شود.
    امّا اگر بخواهيم به صورتي دقيقتر با برخي از منشأها و عوامل به وجود آمدن اختلاف قرائات(3) آشنا شويم ميتوانيم موارد زير را با يكديگر مرور نماييم:

    1. ابتدايي بودن خط خط در ميان عربها به صورت اوليه وجود داشته و عموم مردم با فنون خط و چگونگي درستنگاري آشنا نبودند و بسياري از كلمات را به مقياس تلفظ مينوشتند. در آن رسمالخطِ عربيِ ابتدايي، كلمه به شكلي نگاشته ميشد كه به چند وجه قابل خواندن بود نون آخر كلمه را به شكلي مينوشتند كه با «ر» فرقي نداشت و نيز شكل «و» با «ي» يكي بود. چه بسا «م» آخر كلمه را به شكل «و» و «د» را به صورت كاف كوفي و عين وسط را به شكل «هـ» مينوشتند و موارد ديگري از قبيل.

    2. بينقطه بودن حروف از ديگر عواملي كه موجب بروز اختلاف در قرائت شد، بينقطه بودن حروفِ نقطهدار بود. لذا ميان «س» و «ش» يا «ب»، «ت» و «ث» و همچنين «ج»، «ح» و «خ» و... هيچ تفاوتي در نوشتن وجود نداشت و خواننده مجبور بود با دقت در معاني جمله و تركيب كلامي، تشخيص دهد كه حرف موجود، جيم است يا حاء و يا خاء.

    3. نبودن علايم و حركات در مصاحف اوليه، كلمات قرآني بدون هيچگونه علامت، اعراب و حركتي نوشته ميشد. زيرا همچنانكه هنوز در خط عربي نقطه اختراع نشده بود، علايم و حركات نيز ابداع نشده بودند. لذا براي خواننده غير عرب مشكل بود تا چگونگي حركات كلمه را تشخيص دهد.
    خلاصه آنكه، اين عوامل و نيز عواملي نظير لهجه هاي مختلف قوم عرب(4) و عواملي ديگر كه در كتب علوم قرآني به تفصيل آمده است،‌ موجب گرديد كه قُرّا بر سر قرائت صحيح برخي كلمات قرآن با هم اختلاف پيدا كرده و هريك طبق اجتهاد خود و دلايل و اسنادي كه در دست دارد، قرائت خود را توجيه مي كند.
    ادامه دارد...
    منابع:
    1. محدث قمي، عباس ،سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار، ايران، 1355 هـ ق، ج 2، ص 415 و كليني، محمّد بن يعقوب، اصول كافي، با ترجمه و شرح سيد هاشم رسولي، تهران، 1387 هـ ق، ج 4، ص 394 ـ 418.
    2. اصطلاحاً به اين عمل، «اِقْراء» گفته ميشود. ر.ك: ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، مجمعالبيان في علوم القرآن، تهران ، طبع صيدا، 1333 هـ ق، ج 10، ص 474.
    3. معرفت، محمّدهادي، التمهيد في علوم القرآن، قم ، مؤسسة النشر الاسلامي، چاپ اول، ذيالحجه، 1411 هـ ق، ج 2، ص 9 ـ 40.
    4. حجتي، سيد محمّد باقر، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ نهم، 1375، ص 277.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۷:۴۴
    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه بحث...
    تعداد قاريان در طي ساليان متمادي افزايش مييافت و هر قاري قرآن، راوياني داشت كه چگونگي قرائت از او فرا گرفته و به ديگران ميآموختند و در مناطق مختلف كشور بزرگ و پهناور اسلامي، مردم، قرآن را به قرائتهاي مختلفي ميخواندند تا سرانجام شخصي به نام ابوبكر احمد بن موسي بن عباس بن مجاهد (245ـ324 هـ ق) معروف به «ابن مجاهد» كه در زمان خود رياست إقراء(1) در شهر مدينه را داشته و علاوه بر مزاياي علمي و فضل و اخلاقي كه از او شخصيتي بينظير ساخته بود، آگاهي عميقي نسبت به قرائت و علوم قرآن داشت.(12) از بين قرائت قاريان مشهوري كه استادي ومهارت ويژهاي در قرائت قرآن داشتند و با واسطههاي اندكي قرائت شان را از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ اخذ كرده بودند، هفت تن را برگزيده و با نوشتن كتابها و رسالههايي به جمع و تدوين قرائت آنان پرداخت.(3) كه البتّه از بين اين هفت نفر (قرّاء سبعه) نيز قرائت «عاصم» به روايت «حفص» از مقبوليت و شهرت به سزايي برخوردار شد .

    قرائت صحيح و علت انتخاب آن از بين قرائت هاي هفت گانه قرائت عاصم به روايت حَفْص، صحيح تر مي باشد كه با بررسي شخصيت عاصم و حفص و بررسي سند قرائت آن ها، پي به علت اين انتخاب خواهيم برد.

    الف) شخصيت عاصم «عاصم بن ابي النّجود الأسدي الكوفي»، در بين قاريان ديگر معروف به كسي بود كه قرائت قرآن را به طور دقيق ضبط و نگه داري مي كند و از طرفي، نسبت به كسي كه مي خواست قرائت صحيح قرآن را از او ياد بگيرد بسيار احتياط مي كرد, از اين رو قرائت قرآن را به غير از استادش كه او هم از علي بن ابي طالب(عليه السلام)شنيده بود نمي گرفت, علاوه بر آن آموخته هاي خويش را به افراد مطمئن ديگر نيز ارائه مي داد تا از نداشتن اشتباه و خطا مطمئن شود. عاصم، شيعي مذهب بود و علاقه ي شديدي نسبت به خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)داشت و قرآن را به روايتي كه متواتر بين مسلمين بود قرائت مي كرد.

    ب) بررسي شخصيتي حفص «حفص بن سليمان» از اصحاب امام صادق(عليه السلام) و يكي از روايت كنندگان قرائت عاصم است كه بر ديگر راويان از او ـ در زمينه ي حفظ و ضبط دقيق قرائتِ عاصم ـ فضيليت و برتري دارد. او نيز مانند استادش عاصم، دقت زيادي بر اين داشت كه قرائت او مطابق با نقل و قرائت متواتر مسلمين باشد, به همين دليل اكثر مسلمانان قرائت عاصم را از حفص گرفته اند.

    ج) بررسي اسناد قرائت سند قرائت حفص از عاصم، از بهترين و والاترين اسناد قرائات مي باشد, زيرا حفص از استادش عاصم و عاصم از استادش عبدالرحمان و او نيز از حضرت علي(عليه السلام) قرائت مي كرد كه آن حضرت نيز از رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل فرموده است.

    نتيجه گيري
    قرآن كريم با قرائت هاي مختلف بيان شده كه از بين آن ها، هفت قرائت را انتخاب و به عنوان قرائات سبعه معرفي كرده اند. در بين اين قرائت ها، قرائت حفص از عاصم، برتر و صحيح تر از ديگر قرائات مي باشد كه قرآن هاي موجود نيز مطابق اين قرائت نوشته شده اند. اين قرائت، يك قرائت شيعي خالص است, زيرا حفص و عاصم و استادش عبدالرحمان ـ هر سه ـ شيعه مي باشند و اين قرائت را از امام علي(عليه السلام) گرفته اند كه آن حضرت نيز از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)فرا گرفته است، ولي با توجه به دقت نظري كه در اين قرائت وجود دارد حتي اهل سنت نيز همان را قبول كرده و قرآن هايي كه توسط اهل سنت چاپ مي شود با همين قرائت مي باشد.

    البته به اين نكته ي مهم بايد توجه داشت كه فرق است بين قرآن و بين قرائت ها. زيرا قرائت و قرآن، دو حقيقتِ از هم جدا هستند و آن چه مهم است، اين است كه قرآنِ موجود در دسترس مسلمين، همان قرآني است كه بر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)نازل شده و بدون كم و زيادي نسل به نسل، به دست ما رسيده است. اختلاف قرائت ها، چيزي جز اجتهاد و نظر شخصي قاريان مختلف نمي باشد, در نتيجه، اين قرائاتِ متعدد اعتباري ندارند و آن چه كه معتبر است، اصل قرآن مي باشد كه به طور كامل و بدون نقصان يا اضافه اي، به دست امّت اسلامي رسيده است.

    منابع:
    1. ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، مجمعالبيان في علوم القرآن، تهران ، طبع صيدا، 1333 هـ ق، ج 10، ص 474..
    2. ابن النديم، الفهرست، مصر، 1348 هـ ق، ص 47.
    3. همان.
    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام ممنون از پاسخ کاملتون.
    لطفاً منابعي در بارة تأثير لهجه هاي عربي در اختلافات قرائات، معرفي نمائيد؟و هم اینکه علت اختلاف قرائت كُفُوًا أَحَدٌ (اخلاص : 4) چيست؟ و وجه صحيح آن را بيان فرمائيد؟

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هانی110 نمایش پست
    لطفاً منابعي در بارة تأثير لهجه هاي عربي در اختلافات قرائات، معرفي نمائيد؟
    با سلام و عرض ادب
    در این زمینه چند کتاب خدمت شما معرفی میکنم که کمک زیادی بهتون می کند،بعضي از منابع قرائات به شرح ذيل است:
    1. پژوهشي در تاريخ قرآن كريم. دكتر سيد محمد باقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
    2. التمهيد في علوم القرآن. شيخ محمد هاي معرفت، ج2، مؤسسه نشر الاسلامي.
    3. تاريخ و علوم قرآن. سيد ابوالفضل ميرمحمدي،‌دفتر انتشارات اسلامي.
    4. علوم قرآن و فهرست منابع. سيد عبدالوهاب طالقاني، قم،دارالقرآن الكريم حضرت آيت الله گلپايگاني.
    5. علوم قرآني. محمد هادي معرفت،‌مؤسسة فرهنگي التمهيد.
    6. تاريخ قرآن. محمد هادي معرفت، انتشارات سمت، تهران.
    7. شناخت قرآن. آيت الله خويي، قم ، دارالعلم.
    8. تاريخ قرآن. دكتر راميار، تهران، نشر انديشه.
    9. لطائف الاشارات لفنون القرائات. شهاب الدين قسطلاني، قم، مهر.
    10. علوم قرآن. سعيدي روشن، مؤسسه پژوهشي قم.

    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هانی110 نمایش پست
    علت اختلاف قرائت كُفُوًا أَحَدٌ (اخلاص : 4) چيست؟ و وجه صحيح آن را بيان فرمائيد؟
    خداوند متعال در آيه ي 4 سوره ي اخلاص مي فرمايد: وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ و براي او هيچ گاه شبيه و مانندي نبوده است. كُفو، در اصل به معناي هم رديف و هم سطح بودن در مقام منزلت مي باشد و سپس براي هرگونه شبيه و مانند، آورده شده است, يعني در اين آيه، وجود هرگونه شبيه و مانند و همانند بودن چيزي با خداوند در مقام و منزلت، منتفي شده و به طور قاطع و محكم رد شده است.

    قرائت هاي موجود در آيه
    در اين آيه كلمه ي كُفُوًا به چهار صورت متفاوت قرائت شده است:
    الف) كاف و فاء باحركت ضمه و همراه با همزه خوانده شود كُفُوًا
    ب) كاف با ضمّه و فاء به صورت سكون و همراه با همزه خوانده شود كُفْؤاً
    ج) كاف و فاء با حركت ضمّه و همراه با واوِ فتحه دار خواند شود كُفُوَاً
    د) كاف با ضمه و فاء به صورت ساكن و همراه با واو فتحه دار خوانده شود كُفْوَاً
    البته در بين اين چهار حالت، حالت سوم كه مطابق با قرائت حفص از عاصم مي باشد، صحيح تر است.

    علت اختلاف در قرائات
    در اين زمينه علل متعددي بيان شده است كه به طور اختصار به بعضي از آن ها اشاره مي شود:
    1- ابتدايي بودن خط
    در گذشته، خط در مراحل ابتدايي خود بود, به گونه اي كه اصول آن هنوز استوار نشده بود و مردم عرب، فنون خط و روش نوشتن صحيح را نمي دانستند, از اين رو بعضي حروف را شبيه به حروف ديگر مي نوشتند, مثلا «ن» آخر كلمه، شبيه حرف «ر» و «ميم» آخر، شبيه حرف «واو» و «دال» شبيه «كاف» نوشته مي شد كه تشخيص آن ها به عهده ي قاري بود.

    2- خالي بودن حروف از نقطه
    در آن زمان، حروف بدون نقطه نوشته مي شدند, از اين رو بين «ش» و «س» ، «ع» و «غ»، «د» و «ذ» در نوشتن فرقي نبود و خودِ قاري با قراين و شواهد بايد تشخيص بدهد كه اين كدام حرف است.

    3 - خالي بودن حروف از شكل و علايم
    حروف از علايمي كه وزن و اِعراب را نشان مي دهند برهنه بود, بنابراين، تشخيص وزن و اِعراب به عهده ي خود قاري بود, مانند كلمه ي «اعلم» كه هم به صورت فعل امر «اِعْلَمْ» و هم به صورت فعل مضارع «اَعْلَمُ» قرائت مي شد.

    4- تأثير لهجه
    اَعراب داراي قبايل مختلفي بودند و هر كدام لهجه هاي مخصوص به خود داشتند كه اين لهجه ها از جهات گوناگوني با يكديگر اختلاف داشتند, مانند اختلاف در حركاتِ كلمات، در خواندن و نوشتن همزه، در اِعراب، ادغام و اشباع و... .

    5- رأي و نظر شخصي، همراه با روحيه هاي غير متعارف
    قاريان در اكثر موارد، طبق رأي و نظر شخصي خود قرائت مي كردند كه به طور طبيعي، نظر شخصي هر كدام از آن ها با ديگران متفاوت بود و مورد قبول آن ها قرار نمي گرفت, از اين رو مهم ترين عامل اختلاف در قرائات را همين مورد دانسته اند, از طرفي بعضي از قاريان، روحيه هاي غير متعارفي داشته و به دنبال شهرت طلبي بودند, تا اين حدّ كه با نظر مشهور مخالفت مي كردند, فقط براي اين كه اسم آن ها بر سر زبان ها افتاده و مشهور شوند.

    6 ـ كثرت قاريان
    در گذشته هر يك از شهرهاي بزرگ مانند كوفه، شام، بصره و مكّه چندين قاري معتبر داشتند كه مسلمانان به آن ها مراجعه مي كردند, ولي با متفرق شدن آن ها در شهرهاي مختلف و زياد شدن قاريان قرآن، اختلاف در قرائات، بيش تر شده و از سطح علمي آن كاسته و قرائت هاي صحيح و ناصحيح در هم آميخته شد, از اين رو عدّه اي از بزرگان و پيش گامانِ اين فن، بر آن شدند تا از اين اختلافات كاسته و قرائت هاي مشهور و صحيح را از غير آن ها جدا كنند. اولين كساني كه متصدّي اين كار شدند، تعداد زيادي را به عنوان قاريان معتبر و مورد اطمينان معرفي كردند, به گونه اي كه تعداد آن ها به 25 نفر هم مي رسيد, ولي از موقعي كه شخصي به نام «ابن مجاهد» متصدّي اين كار شد، به قرائات هفت گانه اكتفا نمود كه از آن زمان به بعد، بر همان منوال ادامه يافت و معروف به قرائات سبعه شد, ولي با اين حال با مراجعه به كتاب هاي علوم قرآني، در مي يابيم كه قرائات سبعه مورد اتفاق همه نيست و ديگران تعداد بيش تري را به عنوان قاريان معتبر و موثّق معرفي كرده اند.
    ادامه دارد...
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۰:۰۸
    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه بحث...
    قرائت صحيح و علت انتخاب آن از بين قرائت هاي هفت گانه قرائت عاصم به روايت حَفْص، صحيح تر مي باشد كه با بررسي شخصيت عاصم و حفص و بررسي سند قرائت آن ها، پي به علت اين انتخاب خواهيم برد.

    الف) شخصيت عاصم
    «عاصم بن ابي النّجود الأسدي الكوفي»، در بين قاريان ديگر معروف به كسي بود كه قرائت قرآن را به طور دقيق ضبط و نگه داري مي كند و از طرفي، نسبت به كسي كه مي خواست قرائت صحيح قرآن را از او ياد بگيرد بسيار احتياط مي كرد, از اين رو قرائت قرآن را به غير از استادش كه او هم از علي بن ابي طالب(عليه السلام)شنيده بود نمي گرفت, علاوه بر آن آموخته هاي خويش را به افراد مطمئن ديگر نيز ارائه مي داد تا از نداشتن اشتباه و خطا مطمئن شود. عاصم، شيعي مذهب بود و علاقه ي شديدي نسبت به خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)داشت و قرآن را به روايتي كه متواتر بين مسلمين بود قرائت مي كرد.

    ب) بررسي شخصيتي حفص
    «حفص بن سليمان» از اصحاب امام صادق(عليه السلام) و يكي از روايت كنندگان قرائت عاصم است كه بر ديگر راويان از او ـ در زمينه ي حفظ و ضبط دقيق قرائتِ عاصم ـ فضيليت و برتري دارد. او نيز مانند استادش عاصم، دقت زيادي بر اين داشت كه قرائت او مطابق با نقل و قرائت متواتر مسلمين باشد, به همين دليل اكثر مسلمانان قرائت عاصم را از حفص گرفته اند.

    ج) بررسي اسناد قرائت
    سند قرائت حفص از عاصم، از بهترين و والاترين اسناد قرائات مي باشد, زيرا حفص از استادش عاصم و عاصم از استادش عبدالرحمان و او نيز از حضرت علي(عليه السلام) قرائت مي كرد كه آن حضرت نيز از رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل فرموده است.

    نتيجه گيري:
    قرآن كريم با قرائت هاي مختلف بيان شده كه از بين آن ها، هفت قرائت را انتخاب و به عنوان قرائات سبعه معرفي كرده اند. در بين اين قرائت ها، قرائت حفص از عاصم، برتر و صحيح تر از ديگر قرائات مي باشد كه قرآن هاي موجود نيز مطابق اين قرائت نوشته شده اند. اين قرائت، يك قرائت شيعي خالص است, زيرا حفص و عاصم و استادش عبدالرحمان ـ هر سه ـ شيعه مي باشند و اين قرائت را از امام علي(عليه السلام) گرفته اند كه آن حضرت نيز از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم)فرا گرفته است، ولي با توجه به دقت نظري كه در اين قرائت وجود دارد حتي اهل سنت نيز همان را قبول كرده و قرآن هايي كه توسط اهل سنت چاپ مي شود با همين قرائت مي باشد.

    البته به اين نكته ي مهم بايد توجه داشت كه فرق است بين قرآن و بين قرائت ها. زيرا قرائت و قرآن، دو حقيقتِ از هم جدا هستند و آن چه مهم است، اين است كه قرآنِ موجود در دسترس مسلمين، همان قرآني است كه بر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)نازل شده و بدون كم و زيادي نسل به نسل، به دست ما رسيده است. اختلاف قرائت ها، چيزي جز اجتهاد و نظر شخصي قاريان مختلف نمي باشد, در نتيجه، اين قرائاتِ متعدد اعتباري ندارند و آن چه كه معتبر است، اصل قرآن مي باشد كه به طور كامل و بدون نقصان يا اضافه اي، به دست امّت اسلامي رسيده است.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۰:۱۰
    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و تشکر یه سوال دیگه در مورد همین بحث قرائت دارم .طبق گفته «زهري» پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ ابوبكر، عمر، عثمان و معاويه مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (فاتحه : 4) قرائت مي‌كردند و نخستين كسي كه آن را تغيير داد مروان بود، كه مَلِكِ يَومِ الدِّينِ قرائت كرد، آيا واقعيت دارد؟

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست عزیز

    در جواب این سوال شما هم باید عرض کنم که كلمه « مَالِكِ» را برخي از قاريان «مَلِكِ» قرائت كرده‌اند و برخي از مفسران نيز همين قرائت را ترجيح داده‌اند، ولي قرائت « مَالِكِ» مشهورتر است.
    طرفداران قرائت « مَالِكِ» معتقدند كه يكي از وجوه ترجيح قرائت مزبور، وسعت مفهومي آن است، به گونه‌اي كه «مَلِكِ» را نيز در بر مي‌گيرد. چون خداوند متعال هم مالك بدنه ي موجودات امكاني و هم مالك نفوذ و سلطة بر آنها و هم مالك نفوذ و سلطة ديگران است. قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ(1) بگو: بارالها! مالك حكومت ها تويي.» توضيح آن كه كلمه « يَوْمِ » و «يومئذٍ» در بيشتر استعمال‌هاي قرآني، مربوط به جهان آخرت (برزخ و قيامت) است و در همه موارد به صورت ظرف مطرح شده است نه مملوك و از باب غلبه استعمال مي‌توان دريافت كه « يَوْمِ » را در آيه مذكور(2) ظرف دانست، مانند: آن كه گفته شود: «قاضي يوم الدين».
    پس سخن در اين است كه مالكيت مطلق خداي سبحان نسبت به همه اشيا در آن ظرف خاص ظهور مي‌كند و اين معنا با قرائت « مَالِكِ» سازگارتر است.
    گرچه مالكيت مطلق خداي سبحان بر اشياء اختصاص به جهان آخرت ندارد، ولي چون اين حقيقت در آن روز به خوبي بر همگان رخ مي‌نمايد و همه به آن اعتراف مي‌كنند. يَومِ الدِّينِ ‌ به صورت ظرف مالكيت الهي در آيات قرآن كريم مطرح شده است.(3)
    براساس قرائت حفص از عاصم قرائت« مَالِكِ» به واقع نزديك تر است. قرائت حفص از عاصم از آن جا كه از خصوصيات ممتازي برخوردار است. قرائت معتبري است و در تمام دوره‌هاي تاريخ، بر همه ي قرائت‌ها ترجيح داشته و بين عموم مسلمانان رواج داشته و همگان بدان توجه داشته‌اند.
    قرائت حفص از عاصم، از سندي معتبري برخوردار است و حفص از عاصم و او از عبدالرحمن سلمي و او از مولي اميرالمؤمنين حضرت علي ـ عليه السلام ـ نقل كرده است و رجال آن همگي از بزرگان طايفه و ثقه و مورد اطمينانند و عاصم سعي داشت كه محكم‌ترين و استوارترين قرائت را به دست آورد و در ميان مردم معروف و مورد اطمينان بود و هر قرائتي را كه ياد مي‌گرفت بر عده‌اي از صحابه و تابعان عرضه مي‌كرد و بعد از اطمينان كامل از صحت يا عدم صحت آن، مي‌پذيرفت و يا رد مي‌كرد.(4)
    قرائت «مَلِكِ» به نظر بسياري از مفسران و دانشمندان علوم قرآني كم است و عاصم، كسايي، خلف و يعقوب الحصري معتقدند كه قرائت « مَالِكِ» به الف صحيح است. قرائت مروان غالباً جزء قرائات شاذ و نادر است و بعيد نيست كه نخستين كسي كه مَلِكِ يَومِ الدِّينِ قرائت كرد همين شخص باشد. ولي چنين مطلبي در منابع يافت نشد.(5)

    منابع:
    1. آل عمران : 28 .
    2. فاتحه : 4 .
    3. جوادي آملي، عبدالله، تفسير تسنيم، قم، مركز نشر اسراء، چاپ اول، 1378 ش، ج1، ص 385 .
    4. معرفت، محمد هادي، تاريخ قرآن، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، بي‌تا، ص 152.
    5. بابايي، علي اكبر، روش شناسي تفسير قرآن، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص 64 ، حاشيه9.
    آيا قرائات هفتگانه در زمان پيامبر اسلام(ص) وجود داشت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    قرآن كريم با قرائت هاي مختلف بيان شده كه از بين آن ها، هفت قرائت را انتخاب و به عنوان قرائات سبعه معرفي كرده اند.
    سلام میشه در مورد این هفت قرائات سبع توضیح بدید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 4 نمایش پست
    البته به اين نكته ي مهم بايد توجه داشت كه فرق است بين قرآن و بين قرائت ها. زيرا قرائت و قرآن، دو حقيقتِ از هم جدا هستند و آن چه مهم است، اين است كه قرآنِ موجود در دسترس مسلمين، همان قرآني است كه بر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)نازل شده و بدون كم و زيادي نسل به نسل، به دست ما رسيده است. اختلاف قرائت ها، چيزي جز اجتهاد و نظر شخصي قاريان مختلف نمي باشد, در نتيجه، اين قرائاتِ متعدد اعتباري ندارند و آن چه كه معتبر است، اصل قرآن مي باشد كه به طور كامل و بدون نقصان يا اضافه اي، به دست امّت اسلامي رسيده است.
    ولی به نظر میاد اینطور نباشه و این اختلاف در قرائات موجب تحریف قران بشه؟
    ویرایش توسط هانی110 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۷:۵۸

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود