صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با توجه به معصوم بودن پيامبر،چرا خداوند درباره گذشتن ازاو صحبت مي كند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره با توجه به معصوم بودن پيامبر،چرا خداوند درباره گذشتن ازاو صحبت مي كند؟




    با سلام

    سوالم را اينگونه شروع ميكنم...
    پيامبر اكرم(ص) بطور يقين معصوم بوده اند.
    اما در آيه اول و دوم سوره ي فتح كه به فرموده قرآن «انّا فتحنا لك فتحاً مبينا ليغفر لك الله ماتقدم من ذنبك و ما تأخّر...» كه ترجمه اش ميشود ما تو را به فتح آشكاري فيروز ميگردانيم تا از گناهان گذشته و آيندۀ تو (پيامبر) در گذريم... آمده است.اگر مردم معمولي مثل من اين آيه رو بخونيم فكر ميكنيم كه يك تناقضي بين معصوم بودن و اين ايه وجود دارد.
    حال از شما درخواست ميكنم كه از راجع اين موضوع توضيح بدهيد. و اينكه دليل اينگونه سخن قرآن در اينجا چيست؟
    و اينكه آيا هنگام نزول اين آيه اتفاق خاصي رخ داده بوده كه اين ايه در جواب اون آمده و يا نه...

    با تشكر:salavat10:



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۹/۲۲ در ساعت ۰۹:۲۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر آیه




    نقل قول نوشته اصلی توسط h0ssayn نمایش پست
    با سلام

    سوالم را اينگونه شروع ميكنم...
    پيامبر اكرم(ص) بطور يقين معصوم بوده اند.
    اما در آيه اول و دوم سوره ي فتح كه به فرموده قرآن «انّا فتحنا لك فتحاً مبينا ليغفر لك الله ماتقدم من ذنبك و ما تأخّر...» كه ترجمه اش ميشود ما تو را به فتح آشكاري فيروز ميگردانيم تا از گناهان گذشته و آيندۀ تو (پيامبر) در گذريم... آمده است.اگر مردم معمولي مثل من اين آيه رو بخونيم فكر ميكنيم كه يك تناقضي بين معصوم بودن و اين ايه وجود دارد.
    حال از شما درخواست ميكنم كه از راجع اين موضوع توضيح بدهيد. و اينكه دليل اينگونه سخن قرآن در اينجا چيست؟
    و اينكه آيا هنگام نزول اين آيه اتفاق خاصي رخ داده بوده كه اين ايه در جواب اون آمده و يا نه...

    با تشكر:salavat10:


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    نتائج بزرگ فتح المبين در اين دو آيه قسمتى از نتائج پر بركت ((فتح مبين )) (صلح حديبيه ) كه در آيه قبل آمده است تشريح شده مى فرمايد: هدف اين بود كه خداوند گناهان قبل و بعد تو را بيامرزد و نعمتش را بر تو تمام كند و تو را به راه راست هدايت فرمايد (ليغفر لك الله ما تقدم من ذنبك و ما تاخر و يتم نعمته عليك و يهديك صراطا مستقيما). ((و تو را به پيروزى شكستناپذيرى برساند)) (و ينصرك الله نصرا عزيزا). و به اين ترتيب خداوند چهار موهبت عظيم در سايه اين فتح مبين نصيب پيامبرش كرد: مغفرت ، تكميل نعمت ، هدايت ، و نصرت . 1 - پاسخ به چند سؤ ال مهم در اينجا سؤ الات زيادى مطرح شده و مفسران از قديمترين ايام تاكنون به پاسخ اين سؤ الات پرداخته اند. مخصوصا سه سؤ ال زير درباره نخستين موهبت الهى يعنى موهبت ((مغفرت گناهان گذشته و آينده )) مطرح است . 1 - با اينكه پيامبر به حكم مقام عصمت از هر گناهى پاك است منظور از اين جمله چيست ؟ 2 - به فرض كه از اين ايراد صرف نظر كنيم چه ارتباطى ميان فتح حديبيه و آمرزش گناهان مطرح است . 3 - اگر منظور از جمله ((ما تاخر)) گناهان آينده است ، چگونه ممكن است گناهى كه صورت نگرفته مورد عفو قرار گيرد؟ آيا اين اجازه ارتكاب گناه در آينده نيست ؟ و هر يك از مفسران به نحوى به حل اين اشكالات پرداختهاند، اما براى پى بردن به جامعترين پاسخ و تفسير دقيق اين آيات ذكر مقدمه اى لازم به نظر مى رسد و آن اينكه : مهم اين است كه ما رابطه ((فتح حديبيه )) را با مساءله ((آمرزش ‍ گناه )) پيدا كنيم كه كليد اصلى پاسخ به سؤ الات سهگانه فوق در آن نهفته است . با دقت در حوادث و رويدادهاى تاريخى به اين نتيجه مى رسيم : هنگامى كه مكتبى راستين ظاهر مى شود و قد بر مى افرازد، وفاداران به سنن خرافى كه موجوديت خود را در خطر مى بينند هر گونه تهمت و نسبت ناروا به آن مى بندند، شايعه ها مى سازند، و دروغها ميپردازند، گناهان مختلف براى او مى شمرند و در انتظارند ببينند سرانجام كارش به كجا مى رسد؟. اگر اين مكتب در مسير پيشرفت خود مواجه با شكست شود، دستاويزى محكم براى اثبات نسبتهاى ناروا بدست مخالفان مى افتد، و فرياد مى كشند نگفتيم چنين است ، نگفتيم چنان است ؟ اما هنگامى كه به پيروزى نائل گردد و برنامه هاى خود را از بوته آزمايش ‍ موفق بيرون آورد، تمام نسبتهاى ناروا نقش بر آب مى شود، و تمام ((نگفتيم ها)) به افسوس و ندامت مبدل مى گردد و جاى خود را به ((ندانستيم ها)) مى دهد!. مخصوصا در مورد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) اين نسبتهاى ناروا و گناهان پندارى بسيار فراوان بود، او را جنگ طلب ، آتشافروز، بى اعتنا به سنتهاى راستين غير قابل تفاهم ، و مانند آن مى شمردند. صلح حديبيه به خوبى نشان داد كه آئين او بر خلاف آنچه دشمنان ميپندارند يك آئين پيشرو و الهى است و آيات قرآنش ضامن تربيت نفوس انسانها و پايانگر ظلم و ستم و جنگ و خونريزى است . او به خانه خدا احترام مى گذارد، هرگز بى دليل به قوم و جمعيتى حمله نمى كند، او اهل منطق و حساب است ، پيروانش به او عشق مى ورزند، او به راستى همه انسانها را به سوى محبوبشان الله دعوت مى كند، و اگر دشمنانش جنگ را بر او تحميل نكنند او طالب صلح و آرامش ‍ است . به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت ، و بعد از هجرت ، يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست ، و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نمود ميتوان گفت خداوند همه آنها را شستشو كرد. نتيجه اينكه اين گناهان ، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها، چنانكه در آيه 14 سوره شعراء داستان موسى (عليه السلام ) مى خوانيم كه موسى به پيشگاه خدا عرضه داشت : و لهم على ذنب فاخاف ان يقتلون : ((فرعونيان بر من گناهى دارند كه ميترسم به جرم آن گناه مرا بكشند)) در حالى كه گناه او چيزى جز يارى فرد مظلومى از بنى اسرائيل و كوبيدن ستمگرى از فرعونيان نبود. بديهى است اين نه تنها گناه نبود بلكه حمايت از مظلوم ، بود ولى از دريچه چشم فرعونيان گناه محسوب مى شد. به تعبير ديگر ((ذنب )) در لغت به معنى آثار شوم و تبعات كارى است ، ظهور اسلام در آغاز، زندگى مشركان را به هم ريخت ، ولى پيروزيهاى بعد سبب شد كه آن تبعات به دست فراموشى سپرده شود. هر گاه خانه كهنه و فرسودهاى را كه سر پناه فعلى ما است ، و به آن دلبستگى داريم خراب كنند ممكن است اين كار را تخطئه كنيم ، ولى بعد از آنكه ساختمانى محكم و مجهز بجاى آن ساخته شد، و تمام ناراحتيها بر طرف گشت ، قضاوت ما به كلى دگرگون مى شود. مشركان مكه ، چه قبل از هجرت و چه بعد از آن ، ذهنيات نادرستى درباره اسلام و شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) داشتند كه پيروزيهاى بعد بر همه آنها خط بطلان كشيد. آرى اگر رابطه آمرزش اين گناهان را با مساءله فتح حديبيه در نظر بگيريم مطلب كاملا روشن است ، رابطهاى كه از ((لام )) ((ليغفر لك الله )) استفاده مى شود و كليد رمز براى گشودن معنى آيه است . اما آنها كه به اين نكته توجه نكرده اند در اينجا مقام عصمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) را زير سؤ ال برده اند و براى او (نعوذ بالله ) گناهانى قائل شده اند كه خدا در پرتو فتح حديبيه آنها را بخشيده است ، يا آيه را بر خلاف ظاهر معنى كرده اند. از جمله گفته اند: مراد گناهان است ! و بعضى گفته اند: منظور گناهانى است كه مردم درباره پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) مرتكب شده بودند مانند اذيت و آزارها، كه با فتح حديبيه از ميان رفت ! (در اين صورت ذنب اضافه به مفعول شده نه فاعل )!. و يا آن را به معنى ((ترك اولى )) گرفته اند. و يا به معنى گناهان فرضى تفسير كرده اند كه اگر فرضا گناهى در آينده يا گذشته مرتكب ميشدى ما آنها را مى بخشيديم . اما روشن است كه همه اينها تكلفاتى است بدون دليل ، چه اينكه اگر ما عصمت انبياء را مخدوش كنيم فلسفه وجودى آنها از ميان مى رود، زيرا پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) بايد در همه چيز سرمشق باشد چگونه يك فرد گنهكار مى تواند اين نقش را ايفا كند. به علاوه او خود نياز به رهبر و راهنماى ديگرى دارد تا هدايتش ‍ نمايد.
    به نقل از تفسیر نمونه


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت ، و بعد از هجرت ، يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست ، و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نمود ميتوان گفت خداوند همه آنها را شستشو كرد. نتيجه اينكه اين گناهان ، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها
    اولا اینکه در این آیه با صراحت گفته شده است که "گناه تو" نه "گناهی که به تو نسبت می دهند"
    در ثانی گناهی که به کسی نسبت دهند را چه معنی دارد که خداوند استغفار کند؟ شما که ادعا دارید قرآن خیلی فصیح و بلیغ هست، نمی شد این مفهوم رو ساده تر بیان کنه؟
    به هر حال تفسیر قانع کننده ای نیست.

    جالب است که این تنها آیه در این زمینه نیست:

    همان گونه بر تو نيز روحي را بفرمان خود وحي کرديم؛ تو پيش از اين نمي‌دانستي کتاب و ايمان چيست ... (شوري/52)


    الف) بر طبق آیه 7 سوره ضحی محمد گمراه بوده وتوسط الله هدایت شده است.


    ب) بر طبق آیه 12 سوره هود محمد بعضی آیات را ابلاغ نمی کرده و پنهان می کرده است.


    ج)پس صبر و شکيبايي پيشه کن که وعده خدا حق است، و براي گناهت استغفار کن...غافر/
    55
    د)...و براي گناه خود و مردان و زنان باايمان استغفار کن! ...(محمد/19)


    علاوه بر مطالب ذکر شده در آیات، موارد زیادی نیز وجود دارد که معصومیت محمد را بشدت زیر سوال می برد: حادثه بنی قریضه که صدها انسان را (حتی نوجوانان 12 ساله) مقابل چشمان پیامبر رحمت ذبح کردند.
    حادثه غرانیق که در آن پیامبر رحمت فریب شیطان را خورد.
    ازدواج های بیش از چهلگانه محمد بخصوص ازدواجهای معروف با عایشه،صفیه،ماریه،زینب و ریحانه!
    صدور فرمان ترور مخالفان
    راهزنی در پیش از به قدرت رسیدن و ...

    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر قرآن




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    اولا اینکه در این آیه با صراحت گفته شده است که "گناه تو" نه "گناهی که به تو نسبت می دهند"
    در ثانی گناهی که به کسی نسبت دهند را چه معنی دارد که خداوند استغفار کند؟ شما که ادعا دارید قرآن خیلی فصیح و بلیغ هست، نمی شد این مفهوم رو ساده تر بیان کنه؟
    به هر حال تفسیر قانع کننده ای نیست.

    جالب است که این تنها آیه در این زمینه نیست:

    همان گونه بر تو نيز روحي را بفرمان خود وحي کرديم؛ تو پيش از اين نمي‌دانستي کتاب و ايمان چيست ... (شوري/52)


    الف) بر طبق آیه 7 سوره ضحی محمد گمراه بوده وتوسط الله هدایت شده است.


    ب) بر طبق آیه 12 سوره هود محمد بعضی آیات را ابلاغ نمی کرده و پنهان می کرده است.


    ج)پس صبر و شکيبايي پيشه کن که وعده خدا حق است، و براي گناهت استغفار کن...غافر/
    55
    د)...و براي گناه خود و مردان و زنان باايمان استغفار کن! ...(محمد/19)


    علاوه بر مطالب ذکر شده در آیات، موارد زیادی نیز وجود دارد که معصومیت محمد را بشدت زیر سوال می برد: حادثه بنی قریضه که صدها انسان را (حتی نوجوانان 12 ساله) مقابل چشمان پیامبر رحمت ذبح کردند.
    حادثه غرانیق که در آن پیامبر رحمت فریب شیطان را خورد.
    ازدواج های بیش از چهلگانه محمد بخصوص ازدواجهای معروف با عایشه،صفیه،ماریه،زینب و ریحانه!
    صدور فرمان ترور مخالفان
    راهزنی در پیش از به قدرت رسیدن و ...
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    چند نکته خدمت شما عرض می شود :

    - باید به معنایی که از گناه بیان شده است توجه شود . گناه در این تفسیر به معنا پیامد عمل گرفته شده است و پیامد عمل واقعا از سوی دیگران به عمل پیامبر اسناد داده می شد . (خشونت طلبی و ... ) . همچنین استغفار الهی در اینجا باید با توجه به معنا گناه ، تفسیر شود و با توجه به اینکه گناه به پیامد عمل تفسیر شد ، بخشش خداوند هم به معنای رفع آن پیامد ها می شود . (اینکه این تهمت ها -خشونت طلبی- به پیامبر اسناد داده نشود . )

    - نکته دیگر اینکه ذکر کردن لیستی از آیات و ادعا کردن در مورد آنها ما را به نتیجه ای علمی نمی رساند . اگر واقعا طالب هستید که معنای آیات برایتان روشن شود ، می توانید هر کدام از آیات را "یک به یک " مطرح کنید تا "یک به یک " و با دقت بررسی شود و به نتایج علمی برسیم بدون اینکه از پیش و بدون داشتن اطلاعات کافی قضاوت کرده باشیم . مطالبی که شما مطرح کرده اید ، همگی پاسخ دارند و می توان مورد بررسی قرار داد . (مطرح کردن حجم بالایی از سوالات موجب می شود عملا نتوان به بررسی دقیق بحث پرداخت)

    - یکی از نکات قابل توجه در تفسیر قرآن این است که باید توجه داشت که آیات قرآن را باید با هم و همچنین با احادیث معتبر سنجید و سپس تفسیر کرد .

    موفق باشید


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    چند نکته خدمت شما عرض می شود :

    - باید به معنایی که از گناه بیان شده است توجه شود . گناه در این تفسیر به معنا پیامد عمل گرفته شده است و پیامد عمل واقعا از سوی دیگران به عمل پیامبر اسناد داده می شد . (خشونت طلبی و ... ) . همچنین استغفار الهی در اینجا باید با توجه به معنا گناه ، تفسیر شود و با توجه به اینکه گناه به پیامد عمل تفسیر شد ، بخشش خداوند هم به معنای رفع آن پیامد ها می شود . (اینکه این تهمت ها -خشونت طلبی- به پیامبر اسناد داده نشود . )
    بنده هم عرض کردم اگر واقعا منظور گناه نسبت داده شده بود می بایست از اصطلاح "گناه نسبت داده شده به تو" نه "گناه تو " استفاده شود و این بلاغت کتاب قرآن را زیر سوال می برد. تفسیر شما قابل قبول نیست دوست گرامی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    - نکته دیگر اینکه ذکر کردن لیستی از آیات و ادعا کردن در مورد آنها ما را به نتیجه ای علمی نمی رساند . اگر واقعا طالب هستید که معنای آیات برایتان روشن شود ، می توانید هر کدام از آیات را "یک به یک " مطرح کنید تا "یک به یک " و با دقت بررسی شود و به نتایج علمی برسیم بدون اینکه از پیش و بدون داشتن اطلاعات کافی قضاوت کرده باشیم . مطالبی که شما مطرح کرده اید ، همگی پاسخ دارند و می توان مورد بررسی قرار داد . (مطرح کردن حجم بالایی از سوالات موجب می شود عملا نتوان به بررسی دقیق بحث پرداخت)

    - یکی از نکات قابل توجه در تفسیر قرآن این است که باید توجه داشت که آیات قرآن را باید با هم و همچنین با احادیث معتبر سنجید و سپس تفسیر کرد .
    بنده این آیات و روایات تاریخی را در مقام تایید دیدگاه خودم ارائه کردم دوست گرامی. به هر حال منتظر تفسیر های شما هستم.

    با احترام آتیلا
    ویرایش توسط atila360 : ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۹:۴۲
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر آیه مذکور




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    بنده هم عرض کردم اگر واقعا منظور گناه نسبت داده شده بود می بایست از اصطلاح "گناه نسبت داده شده به تو" نه "گناه تو " استفاده شود و این بلاغت کتاب قرآن را زیر سوال می برد. تفسیر شما قابل قبول نیست دوست گرامی.




    بنده این آیات و روایات تاریخی را در مقام تایید دیدگاه خودم ارائه کردم دوست گرامی. به هر حال منتظر تفسیر های شما هستم.

    با احترام آتیلا:rose:

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    با توجه به اینکه ذنب در این آیه به" پیامد عمل " تفسیر شده است و پیامد عمل یعنی امری که دیگران آن را نسبت می دهند ، نیازی به تکرار این نیست که دیگران به تو نسبت می دهند . مانند اینکه مثلا به فردی گفته شود مراقب تهمت هایی که دیگران به تو می زنند باش !
    واضح است که تهمت را دیگران به انسان وارد می کنند ، و تکرار قید "دیگران" خلاف بلاغت است و اتفاقا اگر بخواهد بلیغ سخن بگوید باید آن را حذف کند و بگوید : مراقب تهمت ها باش .

    درمورد آیات دیگر هم اگر سوالی دارید ، یک به یک مطرح کنید تا بحث شود .

    موفق باشید


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    با توجه به اینکه ذنب در این آیه به" پیامد عمل " تفسیر شده است و پیامد عمل یعنی امری که دیگران آن را نسبت می دهند ، نیازی به تکرار این نیست که دیگران به تو نسبت می دهند . مانند اینکه مثلا به فردی گفته شود مراقب تهمت هایی که دیگران به تو می زنند باش !
    واضح است که تهمت را دیگران به انسان وارد می کنند ، و تکرار قید "دیگران" خلاف بلاغت است و اتفاقا اگر بخواهد بلیغ سخن بگوید باید آن را حذف کند و بگوید : مراقب تهمت ها باش .

    درمورد آیات دیگر هم اگر سوالی دارید ، یک به یک مطرح کنید تا بحث شود .

    موفق باشید
    +

    با عرض سلام مجدد

    دوست عزیز "تهمت" با "گناه" خیلی متفاوت است. همه تلاش شما هم این است که منظور از کلمه ذنب در آن آیه معنی تهمت را می دهد. باز هم میگویم اگر منظور خدا تهمت یا گناه نسبت داده شده بود، دقیقا از آن کلمات باید استفاده می شد.
    کلمه ذنب مفهوم گناه را در ذهن تداعی می کند نه گناه نسبت داده شده یا تهمت. با روش شما می توان از هر جمله ای 1000 معنی ساخت!
    تفسیرتان قابل قبول نیست و کماکان مطابق آن آیه محمد بن عبدالله معصوم نبوده است.
    آیات و جملاتی هم که آوردم برای تایید دیدگاه خودم بود اگر ماییلید آنها را نیز تفسیر کنید ولی لطفا نه با این روش که در پیش گرفته اید.

    با احترام آتیلا
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    +

    با عرض سلام مجدد:rose:

    دوست عزیز "تهمت" با "گناه" خیلی متفاوت است. همه تلاش شما هم این است که منظور از کلمه ذنب در آن آیه معنی تهمت را می دهد. باز هم میگویم اگر منظور خدا تهمت یا گناه نسبت داده شده بود، دقیقا از آن کلمات باید استفاده می شد.
    کلمه ذنب مفهوم گناه را در ذهن تداعی می کند نه گناه نسبت داده شده یا تهمت. با روش شما می توان از هر جمله ای 1000 معنی ساخت!
    تفسیرتان قابل قبول نیست و کماکان مطابق آن آیه محمد بن عبدالله معصوم نبوده است.
    آیات و جملاتی هم که آوردم برای تایید دیدگاه خودم بود اگر ماییلید آنها را نیز تفسیر کنید ولی لطفا نه با این روش که در پیش گرفته اید.

    با احترام آتیلا:rose:
    با سلام
    من هم با شما موافق هستم که ذنب در این ایه به معنی گناه شخص پیامبر است اما نوع گناه برای ما مشخس نیست
    از دید روانشناسی وقتی انسان در تنگنا قرار می گیرد و اعتماد بنفسش کم می شود نمی تواند روی خوش به مردم نشان دهد با دیگران بد رفتار عبوس و سنگدل می شود ترس بر او مستولی می شود همه را نا پاک می بیند زیرا به او بدی می شود
    مردم پیامبر را دیوانه و غیره می خواندند و ایمان نمی اوردند مسلم است پیامبر غمگین و عصبانی می شد و مردم در نظرش نا پاک می شد یکسری رفتارها از او سر می زد که به علت همین از دست رفتن صبر بوده است مانند خشم پرخاشگری بی احترامی و حالات هیجانی شهوت و غضب که اینها نتیجه تکذیب بوده است
    گناهان گذشته پیامبر هم به علت گمراهی ایشان از شناخت درست از میان انبوه نادرست بوده است

    تفسیر به معنی استفاده از عقل نیست بلکه تفسیر از طرف خدا و پیامبر انجام می شود نه از طرف غیر که مسلم است افترا است

    البته تفسیر من و شما و سایرین هم تفسیر شخصی و غیر وحی است و اعتباری ندارد

  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره ارائۀ دیدگاه شخصی در خصوص موضوع اصلی




    لااله الا الله
    با عرض سلام و درود به تمام ارواح پاک در سراسر هستی
    ضمن عرض سلام به شمادوستان مهربان
    با اجازه ازشمابزرگواران جسارتا" مایل هستم دیدگاه خودرادرخصوص این مطلب بیان نمایم تاباتفاق موضوع رااززاویۀدیگرهم نیزبررسی کرده باشیم

    ********


    طبق اعتقادات بنده:
    پیدایش سوال درمحدودۀذهن انسان وبیان نمودن آن و همینطورتفکربه آن ویافتن پاسخ وحتی مخالفت باپاسخهایی ،(که همواره بیانگرعقایدبدست آمدۀفرددرمسیرشناختش ازخداوندمیباشد) ،همگی نشاندهندۀ این است که هرسه گروه درمسیرهدایتند.

    اقدام در جهت تحقیق وتفکر درآیات کتابهای آسمانی بطور طبیعی به حاصلی بعنوان تفسیر می انجامد ، که تماما یک هدف مشترک را دنبال میکنند و آن هدف دستیابی به درک از حقیقت آیاتیست که خالق یکتا جاری ساخته و آنرا به عنوان چراغ هدایت و نجاتبخش در این ظلمتکدۀ جهل انسانی مقرر و معرفی نموده است . (در واقع انسانِ مشتاق به ایمان همواره بدنبال این است که منظور سخنان خدایش را در نامه ای که از جانب او بدستش رسیده دریابد)
    از نظر بندۀ حقیر: از دیدگاه حق، تمام پیامبران جز حضرت عیسی،در لحظۀ تولد تا دستیابی به مقام نبوت با انسانهای دیگر در شرایطی یکسان قرار داشتند وهیچ چیزی مازاد بر آنچه به
    دیگر بندگان داده شده به آنها داده نشده است، بلکه دستیابی آنها به مقام نبوت، حاصل تلاشها ورنجها و مراقبهای هوشیارانۀ آنها از نفسشان میباشد که خود نشان از میل شدید آنها به خالق نیکیهاست، در کل تمام ارزشهای والای این نازنینان در همین موضوع آشکار میشود که تفاوتی میان خلق آنها با دیگر مخلوفات در نظر گرفته نشده بلکه تفاوت بواسطۀتلاشهای عاشقانه و از جان گذشتگیهای خالصانۀ آنهادر طول مدت حیاتشان ،پدید آمده است.

    اگر امروز ما آنها را خاص مینامیم لازم است آگاه باشیم که آنها با تلاش بیوقفۀو گذشتن از بسیاری از دلبستگیهایی که همانند دیگران برای آنها هم داشتنش شیرین بود، خاص گشتند،یعنی آنها هم مانند همگان در پلۀ صفر قرارداشتند اما میلشان به لقاءالله بیش از سایرین بود و نیاز واجب خود را در این امر دیدند به همین علت همۀآنها ،پیمودن مسیری را که ایشان را به لقاءالله رسانید رابرای همه میسر نامیدند و دستیابی به جایی که خودشان رسیدند را بر همگان ممکن دانستند.

    بنابراین پیامبران هم نیز
    ،چه پیش از نبوت وچه پس از آن دچار خطا میشدند چرا که باید توجه داشت، فاقد نقص تنهاخداوند متعال است و باقی که همه از بندگان او بشمار می آینددر سیر تکاملی مخصوصی که از ازل برایشان در نظر گرفته شده ،مرحله به مرحله بتکامل میرسند، ضمن اینکه در حقیقت امر انسان شبحیست که فرصتِ ارزشمندِ موجود شدن ،بواسطۀ حضور موقتش ،به اواعطاء گردیده است.
    حضوریکه هم میتواند فریبنده باشد و با به غفلت انداختن انسان وی را تا عمق تاریکیهای سوزانِ شب بدرقه نماید و هم میتواند رحمت بیپایان خالق مهربان شود و انسان را با آغوش بخشایشگر هستیِِ نورانی وجاودان پیوند زند.

    آنچه ارزشهای شخصی بنام حسین
    را دوچندان میکند و او را خاص جلوه میدهد همنوع بودنش با دیگر انسانهاست تا همۀ انسانهای دیگر آگاه باشند که همنوعی از جنس خودشان با داشتن تمام احساسها و عواطف بشری و تمام دلبستگیهای معمول به همسر و فرزند و برادر و خواهر که داشته ، در روزی از روزهای تاریخ حضور بشر برتمامیت دلش پرده کشیده و تمامِ آنچه خواستنی بود را از خانۀ دل بیرون کرد تا خانۀ دل را برای ورود صاحبش ناب و خالص و تهی از غیر نماید.
    اینکه این جلوه های عشق و نور را از تولدشان خاص بنامیم ،بی آنکه خود آگاه باشیم در حال خدمت به شیطانیم و ناخواسته در منحرفسازی بندگان خداوند به همکاری با این دشمن قسم خوردۀ انسانیم، چرا که آنها را دست نیافتنی جلوه میدهیم که این خود بتنهایی شرک محض است و اینگونه جدا کردن آنها از باقی انسانها ،عدالت و همینور شعور الهی را بی ارزش جلوه مینماید

    ،حقیقتا" آیا میتوان پذیرفت که خداوند عادل موجودی راجدا از دیگر موجودات بطورخاص خلق نماید و ویژگیهای منحصربفردی به وی بدهد وآنگاه او را پیام آور خویش نامد و به همه اعلام داردکه باید همانند این موجود شوید؟د!!! بنده صراحتا" اعلام میکنم که هیچگاه چنین بینشی را نپذیرفته و آنرا جزودامهای مستترشیطانی میدانم

    یکی دانستن تمام هستیست که شکوه وحدت را در چشمان هر انسانی با هر دین و آیین به نمایش میکشاند. و هر کس داعیۀ مسلمانی دارد در ایجاد وحدت میان تمام انسانهای زمین وظیفۀ اصلی را دارد چرا که در دین اسلام که نقطۀ تکامل تمام ادیان است و به هیچ عنوان جدا از ادیان دیگر نیست و نمیتواند به تنهایی دین کامل قلمدادشود اساس اصلی بر پایۀ وحدت است و واژۀ نورانی لااله الاالله در این دین، که نماد تمامیت و یکپارچگی هستیست ، از ارکان اصلی بشمار میآید.

    و عرض آخر اینکه: آنچه در عالم هفتم برای یک سالک رسیده به آنجا گناه تلقی میشود با آنچه در اسفل السافلین به عنوان گناه شناخته میشود تفاوتیست اززمین تا آسمانها،

    وهمچنین آیات چون چراغهای معجزه گر قابلیت این را دارند تابه تعداد تمام انسانهای حاضر تفسیر شوند و در عین حال در تمام تفاسیر نور ببخشندو هدایتگر باشند، بر اساس همین امر هر تفسیری در جایگاه خودش مفید است این ما هستیم که بر اساس ظرفیت درکمان نسبت به حقایق میتوانیم هر کدام را که مایلیم برگزینیم و برای به تکامل رسانیدنش با آن همرَاه شویم

    التماس دعا


    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم


  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روش تفسیر




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    +

    با عرض سلام مجدد:rose:

    دوست عزیز "تهمت" با "گناه" خیلی متفاوت است. همه تلاش شما هم این است که منظور از کلمه ذنب در آن آیه معنی تهمت را می دهد. باز هم میگویم اگر منظور خدا تهمت یا گناه نسبت داده شده بود، دقیقا از آن کلمات باید استفاده می شد.
    کلمه ذنب مفهوم گناه را در ذهن تداعی می کند نه گناه نسبت داده شده یا تهمت. با روش شما می توان از هر جمله ای 1000 معنی ساخت!
    تفسیرتان قابل قبول نیست و کماکان مطابق آن آیه محمد بن عبدالله معصوم نبوده است.
    آیات و جملاتی هم که آوردم برای تایید دیدگاه خودم بود اگر ماییلید آنها را نیز تفسیر کنید ولی لطفا نه با این روش که در پیش گرفته اید.

    با احترام آتیلا:rose:
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    مطلبی اساسی که قبل از ورود به هرگونه تفسیری باید مشخص شود "روش تفسیر " است . به این معنا که ما با چه روش و مبانی ای می خواهیم به تفسیر قرآن بپردازیم . موضع ما درمورد آیاتی که باید خلاف ظاهر معنا شود چیست ؟ آیا آیات و نیز روایات در تفسیر قرآن ما را یاری می کنند یا خیر ؟ آیا باید با توجه به مجموعه آموزه های دینی دست به تفسیر تک تک آیات زد یا خیر ؟ و ...
    با توجه به موارد فوق و اتخاذ موضع نسبت به آنها می توان شروع به بحث تفسیر نمود . به طور کاملا خلاصه خدمتتان عرض می شود که کلمه ذنب دارای معنایی مختلف چون ، گناه ، گناه نسبت داده است . اگر بپذیریم که معنای غالب گناه است ولی با توجه به دلایل و قرائن دیگری که بر عصمت پیامبر دلالت می کند ، باید از معنای دیگر آیه استفاده کرد. اگر قرار باشد که هر آیه را فقط با ظاهر خودش معنا کنیم باید خدا را دارای جسم بدانیم چون قرآن او را دارای دست ، کرسی و تخت پادشاهی ، مورد مشاهده قرار گرفتن در روز قیامت و .... معرفی می کند . با مبنای شما نمی توان آیات فوق را معنا کرد و باید قائل به جسمانیت خداوند شد . پس نتیجتا باید با توجه به مجموع آیات ، آیه ای را معنا کرد ، فلذا تفسیر ما از آیه صحیح است .
    موفق باشید


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود