جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر ▐★*★ ▐

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر ▐★*★ ▐




    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐

    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐




    مبانى تفسير

    اصول موضوعه و باورهاى بنيادينى كه تفسير قرآن بر آن ها استوارند را مبانی تفسیر می نامند .

    مبانى جمع «مبنا» است كه در لغت به معانى چندى از جمله بنياد، اساس، شالوده و پايه آمده است.[1] «مبانى تفسير» از مصطلحات رايج در دوره معاصر است كه عمدتاً در تفسيرپژوهى پژوهشگران فارسى زبان شهرت يافته است. در حوزه تفسير، نخستين بار عميد زنجانى اين اصطلاح را در نام كتاب خود مبانى و روشهاى تفسير قرآن آورد. وى هيچ تعريفى از «مبنا» يا «مبانى» به دست نداده است؛ اما از عطف كلمه «روش» بر «مبانى» برمى آيد كه مقصود وى از مبانى همان روش و متد تفسير بوده است.[2]

    امروزه با توجه به معناى لغوى «مبانى» تقريباً تعريفى يكسان از آن در ميان محققان شهرت يافته و نسبت به اصل تعريف آن اتفاق نظر وجود دارد، گرچه در نوع مبانى اختلاف نظر است؛ به طور كلى مبانى هر علم، باورهاى بنيادينى اند كه در قالب مجموعه اى از قضايا، بخشى از مبادى تصديقى آن علم را تشكيل داده، اصول موضوعه آن علم شناخته مى شوند و مسائل آن علم بر آن ها استوارند.[3]

    دانش تفسير نيز از اين قاعده مستثنا نيست، بنابراين مبانى تفسير، اصول موضوعه و باورهاى بنيادينى اند كه تفسير قرآن بر آن ها استوار است. اين باورها و قضايا بر اصل امكان و جواز تفسير يا كيفيت و روش و اصول و قواعد تفسير اثرگذار بوده، به آن ها جهت مى دهند.[4]

    مبانى تفسير سبب چگونگى رويكرد مفسران در تفسير و شكل گيرى روش ها و احياناً گرايش ها و اصول و قواعد تفسيرى مفسران مى گردد[5]؛ به طور مثال، مفسر بايد پيش از ورود به تفسير موضع خود را درباره ظواهر قرآن روشن سازد كه آيا آن را حجت مى داند يا نه؟

    پاسخ به هريك از دو طرف اين پرسش، مبنايى تفسيرى و در نتيجه تفسير نيز اثرگذار است؛ همچنين درباره «تواتر قرائات سبعه» يا «حجيت و اعتبار قرائات سبعه» بايد مفسر نظر و موضع خود را مشخص سازد، زيرا هريك از اين دو قضيه يعنى «قرائات سبعه متواترند»، يا «متواتر نيستند»، و نيز «قرائات سبعه حجت و معتبرند»، يا «حجت و معتبر نيستند»يك مبناست كه مفسر قرآن هريك از آن ها را مبناى خود قرار داده و براساس آن به تفسير قرآن مى پردازد؛ نيز اينكه مفسرى قرآن كريم را به عنوان كتابى ادبى در نظر گيرد و در مقام تفسير هيچ گونه قداستى براى آن قائل نباشد و به تحليل و تفسير صرفاً ادبى آن بپردازد يا مفسرى كه به تبيان بودن قرآن براى خود باور دارد به روشى در تفسير (قرآن به قرآن، تفسير ادبى معاصر) منتهى خواهد شد كه آن را از ساير روش ها در تفسير متمايز مى گرداند يا مفسرى كه با اين باور كه قرآن مشتمل بر همه علوم است يا قرآن كريم كتابى است كه براى اصلاح نظام اجتماعى و سياسى بشر نازل شده است به تفسير آن روى مى آورد، به گرايشى در تفسير (تفسير علمى، تفسير اجتماعى، سياسى) منتهى مى شود و تفسير او را از مفسرى كه اين باور را ندارد متفاوت مى گرداند.

    وجود مبانى براى هر علمى امرى طبيعى، لازم و مسلم است. در دانش تفسير قرآن بر اثر اهميت اين دانش از نظر موضوع و غرض و فايده آن، لازم تر و بحث درباره آن ها مهم تر است، از همين رو مفسران در طول تاريخ تفسير همواره براساس مبانى از پيش پذيرفته شده اى به تفسير قرآن كريم پرداخته اند؛ اما طرح بحث درباره مبانى تفسير به عنوان دانشى مستقل از آنجا پيدا شد كه درباره برخى مبانى ميان مفسران اختلاف نظر پديد آمد و در حالى كه گروهى مبنا بودن قضيه اى را در تفسير پذيرفتند عده اى ديگر نفى آن قضيه را مبناى تفسير خود قرار دادند، چنان كه درباره تواتر قرائات سبعه، گروهى از مفسران با پذيرش آن به تفسير روى آوردند و در نتيجه با توجه به همه قرائت هاى هفت گانه به استنباط احكام و معارف از اين قرائات روى آورده و همه را مراد خداوند يا دست كم حجت الهى تلقى كردند.[6]در مقابل، بعضى ديگر حجيت قرائات سبعه را منكر شده، تنها قرائت رايج و رسمى[7] يا هر قرائتى را كه اعتبار آن ثابت شود[8] حجت و معتبر شمردند.

    بالطبع چنين كسانى آن بخش از احكام و معارفى را كه از ساير قرائت هاى قرآن به دست مى آيد نبايد حجت الهى و مراد خداوند به شمار آورند. يا كسانى فارغ از قرائت هاى سبعه معتقدند هر قرائتى كه در زمان امامان معصوم(عليهم السلام) رايج بوده است فقط خواندن آن در نماز حجت و معتبر است؛ خواه از قرائات سبعه باشد يا نباشد.[9] چنين مفسرانى نيز در مقام تفسير قرآن لازم است از همه قرائت هاى موجود در عصر امامان معصوم(عليهم السلام) تحقيق كنند و به هر قرائتى كه رواجش در آن عصر ثابت شود توجه كنند، از همين رو در تفسير و تفسير پژوهى ضرورت بحث از مبانى تفسير به ويژه مبانى مورد اختلاف دوچندان احساس مى شود، چنان كه اخيراً مبانى تفسير به صورت جدى ترى مورد بحث قرار مى گيرند.

    اين در حالى است كه در گذشته مفسران كمتر به بحث درباره مبانى تفسير مى پرداخته اند. مفسران گذشته غالباً در مقدمه تفاسير[10] و گاه ذيل برخى آيات مانند آيه تقسيم قرآن به محكم و متشابه (7 آل عمران/3) يا آيه نسخ (106 بقره/2) يا آيه حفظ و صيانت قرآن از تحريف (9 حجر/15) مبانى تفسيرى خود را به بحث مى گذاشته اند. به جز تفاسير، بخشى از مبانى تفسير نيز به صورت پراكنده در كتاب هاى اصول فقه و قواعد تفسير و علوم قرآنى آمده اند.[11]






    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐





    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۰۹/۳۰ در ساعت ۰۳:۲۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐


    شمار مبانى:

    درباره شمار مبانى نيز محققان شمارگان مختلفى را بيان داشته اند كه بعضى از آن مبانى مشترك و بعضى متفاوت اند؛ اما مبانى تفسير به آنچه مفسران و تفسيرپژوهان بيان كرده اند محدود نمى شوند، چنان كه هيچ يك از آنان انحصار مبانى تفسير را در آنچه خود بيان داشته ادعا نكرده اند.
    بعضى از مشهورترين مبانى تفسير بر محور اين امور شكل مى گيرند:

    1. وحيانى بودن الفاظ و معانى قرآن؛
    2. مصونيت قرآن از تحريف لفظى؛
    3. جاودانگى دعوت قرآن؛
    4. همگانى بودن دعوت قرآن؛
    5. جامعيت قرآن؛
    6. امكان و جواز فهم و تفسير قرآن؛
    7. حجيت ظواهر قرآن؛
    8. روا بودن اجتهاد در تفسير قرآن؛
    9. برخوردارى قرآن از سطوح و لايه هاى متعدد معنايى؛
    10. حجيت و اعتبار قرائات مختلف قرآن؛
    11. تفسيرپذيرى آيات متشابه قرآن؛
    12. منسوخ بودن حكم شمارى از آيات قرآن؛
    13. عدم اختلاف و تناقض درونى و بيرونى قرآن؛
    14. توقيفى بودن نظم آيات و سوره ها؛
    15. تناسب ميان آيات و سوره هاى قرآن.

    بايد توجه داشت كه در هر يك از روش هاى تفسيرى تعداد مبانى متفاوت است و ممكن است
    در يك روش تفسيرى قضيه اى از مبانى آن باشد و در روش تفسيرى ديگر از مبانى آن نباشد يا مفسرى قضيه اى را از مبانى تفسير قرار دهد و مفسر ديگر مبنا بودن آن را باور نداشته باشد؛ مثلا مبانى روش تفسيرى قرآن به قرآن كه مفسر در اين روش هيچ سهمى براى روايات قائل نيست متفاوت با مبانى مفسرى خواهد بود كه معتقد به تفسير نقلى و روايى است و جز آن را نمى پذيرد. در ميان طرفداران تفسير روايى نيز بعضى به حجيت قول صحابى و مفسر تابعى باور دارند و برخى اين دو را نمى پذيرند؛ همچنين ممكن است مفسرى معجزه بودن يا الهى و مقدس بودن متن قرآن را از مبانى تفسير دانسته، باور به اين دو قضيه را در فهم و تفسير قرآن مؤثر بداند؛ ولى مفسر ديگر براى اين دو قضيه نقشى در تفسير قائل نباشد





    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



    اقسام مبانى:
    مبانى تفسير تقسيمات مختلفى دارند كه عبارت اند از:
    1. مبانى صدورى و دلالى:
    به آن بخش از مبانى تفسير كه نسبت صدور قرآن موجود را به طور كامل به خداى متعالى ثابت مى كنند «مبانى صدورى» گفته مى شود؛ مانند اين قضايا: «قرآن كريم سخن خداى متعالى است كه بر پيامبرش وحى شده است»، «الفاظ قرآن نيز از طرف خداى متعالى نازل شده اند»، «رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در دريافت و ابلاغ وحى از خطا مصون است» و «قرآن موجود بدون هيچ گونه تحريف و كم و زيادى همان قرآن نازل شده بر رسول خداست».[12]
    اما مبانى دلالى آن هاست كه زيرساخت هاى فرايند فهم و تفسير مراد خداوند از متن را سامان مى دهند؛ مانند حجيت ظواهر قرآن، تفسيرپذيرى آيات متشابه قرآن و منسوخ شدن احكام برخى آيات. در گذشته معمولا اين مبانى از دانش هاى منطق، اصول فقه و علم كلام اخذ مى شده اند؛ اما امروزه با توسعه مباحث زبانشناسى و اصول و مبانى هرمنوتيك در غرب، دايره مبانى دلالى تفسير قرآن نيز گسترش يافته و برخى از مباحث در حوزه مبانى از اهميت بيشترى برخوردار شده اند؛ مباحثى همچون فهم پذيرى زبان قرآن، نوع زبان مفاهمه در قرآن، استقلال دلالى قرآن، سطوح و لايه هاى معنايى در قرآن، نسبيت يا عدم نسبيت برداشت ها از قرآن و عصرى بودن فهم قرآن.[13]

    اين كه برخى، مبانى صدورى را در برابر مبانى دلالى قرار داده اند.[14] بدان معناست كه اين بخش از مبانى با صدور قرآن كريم از ناحيه خداى متعالى و اثبات اسناد متن قرآن به او پيوند دارند، بدون آنكه در دريافت آن از خدا يا ابلاغ آن به مردم توسط پيامبر خطا يا تحريفى رخ داده باشد، فارغ از اينكه اين مبانى در فهم قرآن مؤثر باشند يا نباشند. با اين همه ممكن است از نظر بعضى محققان، مبانى صدورى قرآن نيز در فهم و تفسير آن مؤثر باشند.

    2. مبانى مشترك و مختص:
    مبانى مشترك، آن دسته از مبانى اند كه همه يا غالب مفسران آن ها را پذيرفته اند؛ مانند وحيانى بودن الفاظ قرآن و حجيت قرائت رايج در ميان مسلمانان؛ اما مبانى مختص آن دسته از مبانى اند كه مفسران در پذيرش يا ردّ آن ها با يكديگر اختلاف داشته، هريك مبناى خاصى دارد.[15]

    3. مبانى عام و خاص:
    مى توان از مبانى پذيرفته شده در همه انواع روش ها و گرايش هاى تفسيرى به مبانى عام و از مبانى مختص به هريك از روش ها و گرايش هاى تفسيرى به مبانى خاص ياد كرد، چنان كه هريك از روش هاى تفسير روايى، اجتهادى، ادبى، علمى و... و گرايش هاى كلامى، فقهى، عرفانى، فلسفى و... افزون بر پذيرفتن مبانى مشترك ميان آن ها، هريك داراى مبانى خاص است كه در روش يا گرايش ديگر تفسير، مبنايى مخالف يا متضاد با آن وجود دارد.

    4. مبانى روشى و گرايشى:
    مبانى روشى به آن دسته از مبانى تفسيرى اطلاق مى شود كه ناظر به روش خاص يك مفسر است؛ به عبارت ديگر بخشى از اختلافات و تمايزهاى روش هاى مختلفى كه امروزه در تفسير قرآن تعريف شده اند به تفاوت و تمايز مبانى آن ها باز مى گردند؛ براى مثال در روش تفسير روايى محض مفسر براى اجتهاد در فهم و تفسير جايگاهى نمى شناسد و به عقل نقشى در كشف مراد خدا نمى دهد يا در تفسير قرآن به قرآن مفسر نقشى به روايات تفسير نمى دهد يا در تفسير ادبى، مفسر به روايات تفسيرى اعتنا نمى كند، بنابراين آن دسته از مبانى تفسيرى كه ناظر به كيفيت استفاده از منابع تفسير يا جواز و عدم جواز استفاده از يك منبع براى تفسير باشند و موجب تمايز يك روش تفسيرى از ساير روش ها گردند مبانى روشى تفسير خوانده مى شوند.

    مبانى گرايشى تفسير نيز به آن بخش از مبانى تفسير اطلاق مى شود كه شكل دهنده گرايش خاصى در تفسيرند و آن گرايش را از ديگر گرايش هاى تفسيرى متمايز مى سازند؛ به عبارت ديگر، بخشى از اختلاف ها و تمايزهاى گرايش هاى گوناگون تفسيرى به تفاوت مبانى آن ها برمى گردند؛ براى مثال از جمله مبانى تفسير علمى «همسانى كتاب تشريع (قرآن كريم) و تكوين (عالم هستى)»، «اشتمال قرآن بر همه علوم» و «تأثير علوم جديد در فهم دقيق بعضى آيات»اند و مفسرِ داراى گرايش علمى با تكيه بر اين سه مبنا به تفسير علمى روى مى آورد[16]، در حالى كه مفسر ادبى با انكار اين سه مبنا به ويژه مبناى دوم به مخالفت با تفسير علمى روى آورده،
    گرايش ديگرى را در تفسير مى پذيرد.


    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



    5. مبانى فقهى و كلامى:
    مقصود از مبانى فقهى آن بخش از مبانى تفسيرى اند كه موجب تمايز تفاسير فقهى مختلف همچون تفسير فقهى امامى، حنفى، شافعى، مالكى، حنبلى از يكديگر مى شوند، مبانى اى همچون حجيت يا عدم حجيت قرائات سبعه در استنباط احكام شرعى از آن ها، جواز يا عدم جواز نسخ يا تخصيص و تقييد قرآن با خبر واحد و حجيت يا عدم حجيت قول صحابه و تابعين در تفسير آيات شريفه به ويژه آيات فقهى و قضايايى از اين دست از مبانى تفسير فقهى شمرده مى شوند.

    مبانى تفسير آيات كلامى قرآن نيز آن بخش از مبانى اند كه زير ساخت هاى باورهاى اعتقادى و كلامى مفسران را تشكيل داده، مفسران مذاهب مختلف چون امامى، معتزلى، اشعرى و زيدى بر اساس آن ها به تفسير آيات قرآن به ويژه آيات كلامى روى مى آورند.

    براى مثال باور به اختيار انسان از مبانى تفسير كلامى اعتزالى و باور به جبر انسان از مبانى تفسير اشعرى است كه اين هر دو مبنا اثر فراوانى بر تفسير آيات كلامى داشته و موجب تمايز دو مكتب و مذهب اعتزالى و اشعرى شده اند. بايد توجه داشت كه مبانى تفسير فقهى و تفسير كلامى را مى توان جزئى از مبانى گرايشى به شمار آورد؛ همچنين مى توان گفت مبانى تفسير كلامى آن بخش از مبانى تفسيرند كه محل بحث و جايگاه اثبات آن ها علم كلام است؛ همچون عصمت پيامبر از خطا در دريافت و ابلاغ وحى، عدم تحريف قرآن، اعجاز قرآن و قضايايى از اين دست و مبانى تفسير فقهى آن بخش از مبانى اند كه محل بحث و اثبات آن دانش اصول فقه است؛ مانند جواز يا عدم جواز نسخ قرآن يا خبر متواتر، خبر واحد و اجماع يا حجيت يا عدم حجيت قرائات سبعه براى استنباط احكام شرعى و قضايايى از اين دست.


    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



    منابع
    آسيب شناسى جريانهاى تفسيرى (مجموعه مقالات)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389 ش؛ آلاءالرحمن، البلاغى (م. 1352 ق.)، تهران، بعثت، 1420 ق؛ اثر اختلاف القراءات فى الاحكام الفقهيه، عبدالله بن برجس، الدوسرى، مصر، دارالهدى النبوى، 1426 ق؛ اصول التفسير و قواعده، خالد عبدالرحمن العك، دارالنفائس، 1406 ق؛ بحوث فى اصول التفسير، فهد بن عبدالرحمن، رياض، مكتبة التوبة، 1416 ق؛ البيان فى تفسير القرآن، الخوئى (م. 1413 ق.)، انوارالهدى، 1401 ق؛ التبيان، الطوسى (م. 460 ق.)، به كوشش العاملى، بيروت، دار احياء التراث العربى؛ تفسير اطيب البيان، عبدالحسين طيب، تهران، انتشارات اسلامى، 1364 ش؛ جامع البيان، الطبرى (م. 310 ق.)، بيروت، دارالمعرفة، 1412 ق؛ الجامع لاحكام القرآن، القرطبى (م. 671 ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1405 ق؛ روش شناسى تفسير قرآن، محمود رجبى و ديگران، تهران، الهادى، 1379 ش؛ شرح منظومة السبزوارى، به كوشش حسن زاده آملى، تهران، ناب، 1417 ق؛ علوم القرآن عند المفسرين، فرهنگ و معارف قرآن، قم، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1416 ق؛ فرهنگ بزرگ سخن، حسن انورى و ديگران، تهران، سخن، 1381 ش؛ فرهنگ فارسى، معين (م. 1350 ش.)، تهران، اميركبير، 1375 ش؛ لغت نامه، دهخدا (م. 1334 ش.) و ديگران،
    دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 8، صفحه 28
    تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران، 1373 ش؛ مبانى تفسير قرآن، سيد رضا مؤدب، دانشگاه قم، 1386 ش؛ مبانى كلامى اجتهاد، مهدى هادوى، مؤسسه خانه خرد، 1377 ش؛ مبانى و روشهاى تفسير قرآن، عميد زنجانى، تهران، وزارت ارشاد، 1379 ش؛ مبانى و روشهاى تفسيرى، محمد كاظم شاكر، قم، مركز جهانى علوم اسلامى، 1382 ش؛ مقدمة فى اصول التفسير، ابن تيميه (م. 728 ق.)، به كوشش محمود نصار، قاهرة، مكتبة التراث الاسلامى؛ منطق تفسير قرآن (مبانى و قواعد تفسير)، محمد على رضايى، قم، جامعة المصطفى، 1387 ش؛
    سيد محمود طيب حسينى

    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐





    [1]. لغت نامه، ج 12، ص 17759؛ فرهنگ فارسى، ج 3، ص 3777؛ فرهنگ بزرگ سخن، ج 7، ص 6591، 6603، «مبنى».
    [2]. نك: مبانى و روشهاى تفسير قرآن، ص 7.
    [3]. نك: شرح المنظومه، ج 1، ص 87 - 88.
    [4]. نك: روش شناسى تفسير قرآن، ص 3؛ مبانى و روش هاى تفسيرى، ص40؛ منطق تفسير قرآن، ص 11 -12.
    [5]. مبانى تفسير قرآن، ص 25.
    [6]. براى نمونه رك: اثر اختلاف القرائات، ص 27 به بعد؛ علوم القرآن عند المفسرين، ج 2، ص 75 - 123.
    [7]. آلاء الرحمن، ج 1، ص 29؛ اطيب البيان، ج 1، ص 27، 31.
    [8]. نك: روش شناسى تفسير قرآن، ص 64 ـ 71.
    [9]. البيان، ص 168.
    [10]. براى نمونه نك: التبيان، ج 1، ص 3 به بعد؛ جامع البيان، ج 1، ص 4 به بعد؛ تفسير قرطبى، ج 1، ص 4 به بعد.
    [11]. براى نمونه نك: اصول التفسير و قواعده؛ مقدمة فى اصول التفسير؛ بحوث فى اصول التفسير.
    [12]. مبانى كلامى اجتهاد، ص 31.
    [13]. نك: مبانى و روش هاى تفسيرى، ص 42.
    [14]. مبانى كلامى اجتهاد، ص 31 به بعد.
    [15]. مبانى تفسير قرآن، ص 37.
    [16]. نك: آسيب شناسى جريان هاى تفسيرى، ج 1، ص 414، 416، 420




    ▐★*★ ▐ مبانی تفسیر   ▐★*★ ▐



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود