جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرفان دین را بهتر بیان می کنید یا اخلاق ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عرفان دین را بهتر بیان می کنید یا اخلاق ؟




    عرفان دين را بهتر بيان مي كند يا اخلاق؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۴ در ساعت ۱۶:۰۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت عرفان یا اخلاق




    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم الامام نمایش پست
    عرفان دين را بهتر بيان مي كند يا اخلاق؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 1
    با سلام
    تقسیم بندی مسایل دینی طبق نظر مشهور)
    1- اعتقادات (عرفان نظری)
    2- احکام
    3- اخلاق یا عرفان عملی
    نتیجه :
    هر کس بخواهد دین مدار واقعی باشد بایستی هر سه مرحله را طی کند .
    نکته:
    هر یک از این مراحل بخشی از دین را معرفی میکند و ماموریت خویش را در معرفی همان بخش عهده دار است.
    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۲۰ در ساعت ۲۲:۰۹
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    31
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ببخشید موضوع چیه
    صلی الله علی سیدی و مولای یا علی (ع)

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقایسه اخلاق و عرفان1




    با سلام
    مقایسه اخلاق و عرفان (1)
    تعریف اخلاق
    کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است. چنان چه خَلق شکل ظاهری و صوری اشیاء از جمله انسان است. غرایز و ملکات و صفات روحی و باطنی که در انسان است، اخلاق نامیده می شود و به اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق و یا رفتار اخلاقی می گویند. کلمه خَلق و خُلق در لغت عرب از یک ماده است اما از نظر معنا با هم متفاوت است.
    انواع اخلاق
    علماء اخلاق در یک تقسیم بندی اخلاق را به سه بخش نظری، تطبیقی و عملی تقسیم کرده اند.
    الف: اخلاق نظری: در این بخش از اخلاق از فلسفه اخلاق یعنی از مبانی و زیر بنای اخلاق و معیار خوبی ها و بدی ها بحث می شود. به عنوان نمونه آیا اخلاق از امور نسبی است یا مطلق؟ آیا زیر بنای اخلاق، حسن و قبح ذاتی یا مصالح و مفاسد است؟ و... از زیر مجموعه های اخلاق نظری است پس اخلاق نظری از معرفت فلسفی نشأت می گیرد.
    ب: اخلاق تطبیقی: در این بخش از اخلاق از مقایسه بین مکاتب و مقارنه دیدگاه های گوناگون بحث می شود. به عنوان نمونه آیا ذاتاً امکان دارد که بگوئیم اخلاق نظری وجود دارد یا نه؟ آیا مبنای نظریه ارسطو و افلاطون با نظریه فروید و دکارت متفاوت است و یا نظریه مسیحیت با اسلام متفاوت است و کدام یک صحیح است؟ و یا نظام احسن کدام است در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد. در واقع این بخش متکفل بررسی مبانی نظریات اخلاقی و مقایسه آن ها با یکدیگر است.
    ج: اخلاق عملی: مقصود از اخلاق عملی، آداب و دستور هائی خاص است که در مسیر تزکیه و تهذیب، التزام به آنها ضرورت دارد و از طریق عمل، فرد را به اهداف نزدیک می کند. البته منظور از عمل در اینجا اعم از اعمال قلبی (نیت، حب، بغض، سوء ظن، حسد و ...) و اعمال بدنی (سخاوت، عبادات، دفاع) است.(اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی /ص15)

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۲:۳۸
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقایسه اخلاق و عرفان:(2)




    با سلام

    مقایسه اخلاق و عرفان2)
    موضوع اخلاق :
    [JUSTIFYFULL]اخلاق خواه نظری یا عملی، مثل سایر علوم دارای موضوعی است. موضوع این علم، «نفس انسانی» است از آن جهت که می تواند منشأ صدور اعمال ارادی زیبا و پسندیده و یا زشت و نکوهیده باشد. نکاتی درباره اخلاق نظری :واژه اخلاق نظری، در مباحث اخلاق کمتر به کار برده شده است. بیشترین واژگان در این خصوص عناوینی چون علم الاخلاق و فلسفه اخلاق است. موضوع اصلی این علم همان انسان و کمال انسان است. اما شیوه و وظیفه آن با قسیم خود یعنی اخلاق عملی و اخلاق تطبیقی تفاوت دارد، سئوالاتی از قبیل این که آیا قضایای اخلاقی از امور واقعی حکایت دارند یا به قرارداد و اعتبار وابسته اند؟ اخلاق مطلق است یا نسبی؟ ملاک اصلی ارزش های اخلاقی چیست؟ افعال اخلاقی را چگونه می توان ارزیابی نمود؟ و...سئوالاتی است که بحث و بررسی در آن به «فلسفه اخلاق» نیاز دارد که گاه به آن «فرا اخلاق» نیز گفته می شود.(1)علامه طباطبایی متفکر اسلامی درباره این علم می نویسد: علم اخلاق همان فن بررسی کننده از ملکات انسانی متعلق به قوای نباتی، حیوانی و انسانی است. ثمره این بحث و بررسی جداسازی رذائل از فضائل است، به خاطر تعامل انسان و اتصاف انسان به صفات پسندیده و صدور افعال و کارهایی که
    موجب تمجید انسان در جامعه انسانی می شود.(2)استاد جعفر سبحانی نیز درباره مفاهیم اخلاقی معتقد است که مفاهیم اخلاقی از قبیل حسن و قبح، باید و نباید و... موضوعاتی اند که یا از مقوله فعل محض و حرکات و سکنات خاص هستند و یا این که عنوانی اعتباری مانند اهانت و احترام؛ به عبارت دیگر مفاهیمی که موضوع تعابیر اخلاقی است یا
    ماهوی اند و یا اعتباری ذهنی(3)علامه محمد تقی جعفری نیز درباره موضوعات فلسفه اخلاق یا اخلاق شناسی فلسفی معتقد است: برخی از موضوعات و مباحث این علم را می توان بدین ترتیب بیان کرد: واقعی یا پنداری و قراردادی بودن ارزش ها و اخلاق، رابطه هست و باید، رابطه اخلاق با هنر، دین، حقوق، علم و... اقسام اخلاق مطلوب متفکران، مبنای ارزش ها و مبادی اخلاق، ثبات و تغییر در اخلاق، مساله وجدان اخلاقی، بازیگری و تماشاگری در وجدان اخلاقی و...علامه جعفری در این خصوص معتقد است: در باب بنیاد و اساس اخلاق و اصول اساسی ارزشی دو نکته قابل ذکر است: نخست آن که اصول عمومی اخلاق از اعماق روح بشر سر بر می کشد و بنای تحریک را می گذارد. مثل این اصل: آن چه را که بر دیگران می پسندی بر خود بپسند و آن چه را که بر دیگران نمی پسندی بر خود نپسند. نکته دوم: این که همه اصول اخلاقی و قضایای ارزش انسانی قابل تحلیل به دو عنصر اساسی و ناشی از دو ویژگی بنیادی در وجود و شخصیت انسان هستند. 1. استعداد اخلاق ورزی و ارتقای ارزشی و تعالی اخلاقی؛ 2. اشتیاق به رشد و تکامل که اقتضای خاص را به دنبال دارد و آن «ضرورت و بایستگی تکامل و کمال» است. به بیان دیگر،
    اشتیاق به سوی کمال که فی نفسه اقتضا و بایستگی کمال طلبی را به دنبال دارد.
    (4)[/JUSTIFYFULL]
    --------------------------------------------------------------------------------

    (1) . مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق (سلسله دروس اندیشه های بنیادین اسلامی)، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ هفتم، 1380ش، ص18.
    (2). طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص370.
    (3). امید، مسعود، درآمدی بر فلسفه اخلاق از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر ایرانی چاپ دانشگاه تبریز، 1381ش، ص285.
    (4) . همان، ص34.



    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۹
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و با کسب اجاده از اساتید کانون

    اخلاق به طور عام به معنی قواعد و آداب رفتار صحیح و پسندیده می باشد. هر مکتبی میتواند دارای اخلاقیاتی خاص خود باشد. اما در مکتب اسلام اخلاق ارتباط تنگاتنگی با اصول اعتقادات اسلام دارد یعنی دارای زیربناهای فلسفی است.

    اما عرفان
    عرفان حوزه های مختلفی دارد:
    1- عرفان نظری: الف. خداشناسی (تبیین اسماء و صفات خدا و نحوه ارتباط خدا با هستی و انسان)، ب. تبیین نظری آداب و قواعد سیر الی الله و اتحاد با او

    2- عرفان عملی: سیر و سلوک الی الله یا همان اخلاق عملی

    لذا همان طور که می بینید اخلاق در این تقسیم بندی همان عرفان عملی است.

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقایسه اخلاق و عرفان:(3)




    با سلام

    مقایسه اخلاق و عرفان3)


    استاد شهید مطهری(ره) در کتاب آشنایی با علوم اسلامی ج2می نو یسد:
    عرفان به عنوان يك دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است :
    بخش‏
    عملی و بخش نظری .
    بخش عملی عبارت است از آن قسمت كه روابط و وظايف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بيان می‏كند و توضيح می‏دهد . عرفان در اين بخش‏ مانند اخلاق است ، يعنی يك " علم " عملی است با تفاوتی كه بعدا بيان‏ می‏شود . اين بخش از عرفان علم " سير و سلوك " ناميده می‏شود . در اين‏ بخش از عرفان توضيح داده می‏شود كه " سالك " برای اينكه به قله منيع‏ انسانيت ، يعنی " توحيد " برسد از كجا بايد آغاز كند و چه منازل و مراحلی را بايد به ترتيب طی كند و در منازل بين راه چه احوالی برای او رخ می‏دهد و چه وارداتی برای او وارد می‏شود . و البته همه اين منازل و مراحل بايد با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته كه قبلا اين راه را طی كرده و از رسم و راه منزلها آگاه است صورت گيرد و اگر همت انسان‏ كاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی است . عرفا از انسان كاملی كه ضرورتا بايد همراه " نوسفران " باشد گاهی به‏ " طايرقدس " و گاهی به " خضر " تعبير می‏كنند :
    همتم بدرقه راه كن ای " طايرقدس "/
    كه در از است ره مقصد و من نوسفرم.
    ترك اين مرحله بی‏همرهی خضر مكن/
    ظلمات است بترس از خطر گمراهی
    .

    ادامه دارد


    آشنايی با علوم اسلامی ج2/ص85

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۲
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقایسه اخلاق و عرفان:(4)




    با سلام

    مقایسه اخلاق و عرفان4)

    البته توحيدی كه از نظر عارف ، قله منيع انسانيت به شمار می‏رود و آخرين مقصد سير و سلوك عارف است ، با توحيد مردم عامی ، و حتی با توحيد فيلسوف ، يعنی اينكه واجب الوجود يكی است نه بيشتر ، از زمين تا آسمان متفاوت است . توحيد عارف ، يعنی موجود حقيقی منحصر به خدا است ، جز خدا هر چه هست‏ " نمود " است نه " بود " . توحيد عارف يعنی " جز خدا هيچ نيست " . توحيد عارف ، يعنی طی طريق كردن و رسيدن به مرحله جز خدا هيچ نديدن . اين مرحله از توحيد را مخالفان عرفا تأييد نمی‏كنند و احيانا آنرا كفر و الحاد می‏خوانند ، ولی عرفا معتقدند كه توحيد حقيقی همين است و ساير مراتب توحيد خالی از شرك نيست . از نظر عرفا رسيدن به اين مرحله كار عقل و انديشه نيست ، كار دل و مجاهده و سير و سلوك و تصفيه و تهذيب‏ نفس است .
    به هر حال اين بخش از عرفان ، بخش عملی عرفان است ، از اين نظر مانند علم اخلاق است كه درباره " چه بايد كرد " ها بحث می‏كند با اين‏ تفاوت كه :
    اولا عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث می‏كند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است و حال آنكه همه سيستمهای‏ اخلاقی ضرورتی نمی‏بينند كه درباره روابط انسان با خدا بحث كنند ، فقط سيستمهای اخلاقی مذهبی اين جهت را مورد عنايت و توجه قرار می‏دهند .
    ثانيا سير و سلوك عرفانی - همچنان كه از مفهوم اين دو كلمه پيدا است -
    پويا و متحرك است ، بر خلاف اخلاق كه ساكن است . يعنی در عرفان سخن از نقطه آغاز است و از مقصدی و از منازل و مراحلی كه به ترتيب سالك بايد
    طی كند تا به سرمنزل نهايی برسد .
    ادامه دارد

    آشنايی با علوم اسلامی ج2/ص86


    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۲
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت مقایسه اخلاق و عرفان:(5)




    با سلام

    مقایسه اخلاق و عرفان5)


    از نظر عارف واقعا و بدون هيچ شائبه مجاز ، برای انسان " صراط وجود دارد و آن صراط را بايد بپيمايد و مرحله به مرحله و منزل به منزل طی‏ نمايد و رسيدن به منزل بعدی بدون گذر كردن از منزل قبلی ناممكن است .
    لهذا از نظر عارف ، روح بشر مانند يك گياه و يا يك كودك است و كمالش در نمو و رشدی است كه طبق نظام مخصوص بايد صورت گيرد . ولی در اخلاق صرفا سخن از يك سلسله فضائل است از قبيل راستی ، درستی ، عدالت ، عفت ، احسان ، انصاف ، ايثار و غيره كه روح بايد به آنها مزين و متجلی‏ گردد . از نظر اخلاق ، روح انسان مانند خانه ه‏ای است كه بايد با يك سلسله‏ زيورها و زينت ها و نقاشي ها مزين گردد بدون اينكه ترتيبی در كار باشد كه‏ از كجا آغازشود و به كجا انتها يابد ؟ مثلا از سقف شروع شود يا از ديوارها و از كدام ديوار ؟ از بالای ديوار يا از پائين ؟ در عرفان بر عكس ، عناصر اخلاقی مطرح می‏شود اما به اصطلاح به صورت‏ ديالكتيكی ، يعنی متحرك و پويا . ثالثا عناصری روحی اخلاقی محدود است به معانی و مفاهيمی كه غالبا آنها را می‏شناسند ، اما عناصر روحی عرفانی بسی وسيعتر و گسترده‏ تر است . در سير و سلوك عرفانی از يك سلسله احوال و واردات قلبی سخن می‏رود كه‏ منحصرا به يك " سالك راه " در خلال مجاهدات و طی طريق ها دست می‏دهد و مردم ديگر از اين احوال و واردات بی‏ خبرند .

    آشنايی با علوم اسلامی ج2/ص87


    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۳
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت جمع بندی(اخلاق یا عرفان)




    سوال : عرفان دين را بهتر بيان مي كند يا اخلاق؟

    با سلام

    پاسخ:
    تعریف اخلاق :کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است. چنان چه خَلق شکل ظاهری و صوری اشیاء از جمله انسان است. غرایز و ملکات و صفات روحی و باطنی که در انسان است، اخلاق نامیده می شود و به اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق و یا رفتار اخلاقی می گویند.(1)اما عرفانبه عنوان يك دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است :بخش‏ عملی و بخش نظری . قسمت دوم آن ارتباطی با اخلاق ندارد اما بخش عملی عبارت است از آن قسمت كه روابط و وظايف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بيان می‏كند و توضيح می‏دهد . عرفان در اين بخش‏ مانند اخلاق است ، يعنی يك " علم " عملی است با تفاوتی كه بعدا بيان‏ می‏شود . اين بخش از عرفان علم " سير و سلوك " ناميده می‏شود . در اين‏ بخش از عرفان توضيح داده می‏شود كه " سالك " برای اينكه به قله منيع‏ انسانيت ، يعنی " توحيد " برسد از كجا بايد آغاز كند و چه منازل و مراحلی را بايد به ترتيب طی كند و در منازل بين راه چه احوالی برای او رخ می‏دهد و چه وارداتی برای او وارد می‏شود . و البته همه اين منازل و مراحل بايد با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته كه قبلا اين راه را طی كرده و از رسم و راه منزلها آگاه است صورت گيرد و اگر همت انسان‏ كاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی است . لهذا از نظر عارف ، روح بشر مانند يك گياه و يا يك كودك است و كمالش در نمو و رشدی است كه طبق نظام مخصوص بايد صورت گيرد . ولی در اخلاق صرفا سخن از يك سلسله فضائل است از قبيل راستی ، درستی ، عدالت ، عفت ، احسان ، انصاف ، ايثار و غيره كه روح بايد به آنها مزين و متجلی‏ گردد . از نظر اخلاق ، روح انسان مانند خانه ه‏ای است كه بايد با يك سلسله‏ زيورها و زينت ها و نقاشي ها مزين گردد بدون اينكه ترتيبی در كار باشد كه‏ از كجا آغازشود و به كجا انتها يابد ؟ مثلا از سقف شروع شود يا از ديوارها و از كدام ديوار ؟ از بالای ديوار يا از پائين ؟ در عرفان بر عكس ، عناصر اخلاقی مطرح می‏شود اما به اصطلاح به صورت‏ ديالكتيكی ، يعنی متحرك و پويا . ثالثا عناصری روحی اخلاقی محدود است به معانی و مفاهيمی كه غالبا آنها را می‏شناسند ، اما عناصر روحی عرفانی بسی وسيعتر و گسترده‏ تر است . در سير و سلوك عرفانی از يك سلسله احوال و واردات قلبی سخن می‏رود كه‏ منحصرا به يك " سالك راه " در خلال مجاهدات و طی طريق ها دست می‏دهد و مردم ديگر از اين احوال و واردات بی‏ خبرند .(2) در نتیجه اینکه کدامیک دین را بهتر میشناساند شاید سوال دقیقی نباشد چرا که عرفان با همه خوبی هایش اما برای عده خاصی فایده دارد اما اخلاق برای عموم جامعه مفید است، به همین دلیل هر دو نیاز است. برای آنان که می خواهند اهل معنا باشند عرفان و سیر و سلوک وبرای عموم جامعه اخلاق عملی کاربرد بیشتری دارد.
    ----------------------------------------------------------------------------------
    (1) اخلاق عملی / آیت الله مهدوی کنی/ص15
    (2) آشنایی با علوم اسلامی / شهید مطهری/ج2/ص85





    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۱۲/۱۹ در ساعت ۲۲:۳۹
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود