صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی صرفی و نحوی آیه 59 سوره ال عمران

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2

    بررسی صرفی و نحوی آیه 59 سوره ال عمران




    با سلام

    در آیه (آل عمران/59) عبارت "...ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ" ذکر شده است، که به معنی "...سپس گفت موجود باش پس موجود می شود" می باشد.با توجه به اینکه این آیه به فعل امر و انجام آن در زمان ماضی اشاره دارد، جمله باید بصورت "...سپس گفت موجود باش،پس موجود شد" می بود که عربی آن "ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فکان" است.

    لطفا دلیل این تفاوت را توضیح دهید:

    با احترام آتیلا


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۲۳:۱۷
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام آتیلای گرامی،
    دقت جالبی بود؛ تشکر می کنم.

    إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (آل عمران/59)
    در واقع، مَثَلِ عيسى نزد خدا همچون مَثَلِ [خلقت‏] آدم است [كه‏] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت: «باش» پس وجود يافت

    به این پرسش، مفسران اشاره کرده اند و نکاتشان را ذیل آیه ذکر کرده اند. به نظرم بهترین پاسخ را جناب آلوسی در روح المعانی آورده که گفته:

    «تعبیر به فعل مضارع (با اینکه طبیعتا باید فعل ماضی استعمال می کرد) به خاطر این نکته است که خواسته واقعه خلقت آدم را به صورت رُخدادی که الان اتفاق می افتد، پیش روی مخاطب مجسم کند و با این تعبیر، شگفتی و خارق العاده بودن خلقت آدم را یادآور شود».

    آلوسی به نکته دیگری هم اشاره می کند و آن اینکه:
    «ممکن است تعبیر فعل ماضی در اینجا، به معنای این باشد که در همین رخدادی که در گذشته اتفاق افتاده، فرمانِ «کُن»، پس از جریان قبلش و با یک فاصله زمانی رخ داده است لذا نسبت به جریان قبلش زمان آینده را دارد» ؛ به بیان ساده تر، فعل ِ «فیکون»، «آینده در گذشته» است. (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۴:۳۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    آلوسی می نویسد:
    «خداوند ابتدا آدم (ع) را از خاک خلق نمود و قالبش را ساخت، سپس با فاصله ای طولانی در این قالب خاکی روحی دمید و او به صورت بشری دارای گوشت و خون در آورد.»

    آلوسی معنای «ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» را به «سپس به او گفت بشر باش، پس بشر شد» معنا می کند؛ یعنی تبدیل همان قالب گلی به بشری دارای روح و گوشت و خون.

    و در ادامه روایتی نقل می کند که می گوید:
    «قالب آدم، 40 سال بر آستانه بهشت وجود داشت و در این فاصله 40 ساله، روح در او دمیده نشده بود». (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)

    توجه: در اینجا برداشت جناب آلوسی از مجموع ترکیب نحوی آیه را نقل نمودم اما اینکه این تفسیر از منظر امامیه چگونه است، بحث دیگری می طلبد و بایستی در تاپیکی مستقل تحت عنوان «خلقت آدم (ع) از منظر قرآن» دقیق بررسی شود و نظر فریقین در آنجا تجزیه و تحلیل گردد. در این تاپیک تنها با بحث نحوی آیه کار داریم.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۴:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نظر برخی دیگر از مفسران و نحویون




    جهت اطلاع بیشتر
    --------------------

    برخی دیگر از مفسران و نحویون هم «فیکون» را حکایت حال ماضی دانسته اند. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 213 ، إعراب القرآن و بيانه، ج‏1، ص: 523 ، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏1، ص: 368)

    برخی دیگر هم آن را به معنای ماضی دانسته اند؛ یعنی همان «آینده در گذشته» (إعراب القرآن، ج‏1، ص: 162) ؛ آلوسی هم این اعراب را محتمل دانسته بود که توضیحش در پست 2 گذشت. (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۴ در ساعت ۲۳:۳۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با عرض سلام خدمت پاسخگوی محترم و سپاس به خاطر پاسختان

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    «تعبیر به فعل مضارع (با اینکه طبیعتا باید فعل ماضی استعمال می کرد) به خاطر این نکته است که خواسته واقعه خلقت آدم را به صورت رُخدادی که الان اتفاق می افتد، پیش روی مخاطب مجسم کند و با این تعبیر، شگفتی و خارق العاده بودن خلقت آدم را یادآور شود».
    تفسیرتان قابل قبول نیست! با همان حالت ماضی نیز حادثه خلقت آدم در ذهن انسان تداعی می یابد و نیازی به ساختار شکنی صرف و نحوی نبوده است!

    «ممکن است تعبیر فعل ماضی در اینجا، به معنای این باشد که در همین رخدادی که در گذشته اتفاق افتاده، فرمانِ «کُن»، پس از جریان قبلش و با یک فاصله زمانی رخ داده است لذا نسبت به جریان قبلش زمان آینده را دارد» ؛ به بیان ساده تر، فعل ِ «فیکون»، «آینده در گذشته» است. (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)
    برای دو امری که با تاخر زمانی نسبت به یکدیگر در زمان گذشته روی داده اند. از زمانهای ماضی ساده و ماضی بعید استفاده می شود نه ماضی ساده و مضارع! این تفسیرتان نیز قابل قبول نیست.

    برخی دیگر از مفسران و نحویون هم «فیکون» را حکایت حال ماضی دانسته اند. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 213 ، إعراب القرآن و بيانه، ج‏1، ص: 523 ، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏1، ص: 368)

    برخی دیگر هم آن را به معنای ماضی دانسته اند؛ یعنی همان «آینده در گذشته» (إعراب القرآن، ج‏1، ص: 162) ؛ آلوسی هم این اعراب را محتمل دانسته بود که توضیحش در پست 2 گذشت. (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)
    کلمه فیکون فعل زمان مضارع است نه ماضی! مفسرین محترم بر چه اساسی این کلمه را ماضی دانسته اند؟! صرفا به خاطر اینکه قرآن درست شود باید کل زبان عربی زیر سوال رود؟

    هیچکدام از پاسخهایتان قانع کننده نبودند، منتظر پاسخهای بهتر هستم.

    با احترام آتیلا
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با عرض سلام خدمت پاسخگوی محترم و سپاس به خاطر پاسختان
    علیکم السلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    تفسیرتان قابل قبول نیست!
    بنده تفسیری از خود ارائه نکردم. سخن برخی بزرگان یا آشنایان این فن (صرف و نحو و بلاغت) را با آدرس دقیق عرض کردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با همان حالت ماضی نیز حادثه خلقت آدم در ذهن انسان تداعی می یابد و نیازی به ساختار شکنی صرف و نحوی نبوده است!
    پاسخ شما را ضمن چند مطلب عرض می کنم:

    اول اینکه:
    آنچه که عرض شد استعمالی است که در زبان عربی وجود دارد و به مقوله ساختار شکنی ارتباطی ندارد.

    دوم اینکه:
    وقتی با اینگونه استعمالات عربی مواجه می شویم، می پرسیم چرا گوینده کلام، مطلبش را آن گونه استعمال کرد و به فلان شکل بیان نکرد. پاسخی که می دهیم ما را به شناخت بدایع و بلاغت کلام رهنمون نموده و نکته ای که در ذهن گوینده بوده و آن را اراده کرده، برای ما روشن می سازد.

    سوم اینکه:
    ممکن است یک مفهوم را با چند بیان بتوان به مخاطب تفهیم کرد. مسیر تفهیم مفاهیم و مطالب، یک جملات خاص به شکل (اول فعل، بعد فاعل، بعد مفعول، بعد قید زمان، بعد ...) نیست. این ساده ترین شکل بیان و گفتار است اما چنین شکلی، لزوما واجد بلاغت و فصاحت بیانی و گفتاری نیست. بیانات بلیغ و فصیح در بسیاری از موارد، این ساختار و چینش اولیه و ساده را تغییر داده و وضع جدیدی از ترتیب یا چینش و حتی جایگزینی با صیغه های دیگر افعال و ... را پدید می آورند و با ساختاری متفاوت با ساختار و چینش اولیه، مفاهیم بیشتری به مخاطبش القا و تفهیم می کنند؛ این مطلب شیوه ای رایج و متداول در زبان عربی است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۴:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    برای دو امری که با تاخر زمانی نسبت به یکدیگر در زمان گذشته روی داده اند. از زمانهای ماضی ساده و ماضی بعید استفاده می شود نه ماضی ساده و مضارع! این تفسیرتان نیز قابل قبول نیست.
    لطفا یک مثال از متنی عربی و فصیح بیان کنید تا شبهه اختلاط با دستور زبان فارسی پیش نیاید. همانطور که می دانیم دستور زبانهای متفاوت، در مواردی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و ممکن است ناخواسته به شبهه اختلاط دو دستور زبان متفاوت گرفتار شویم و فهم مطلبی ساده مشکل گردد.

    در پست قبلی عرض کردم بیان یک مفهوم، لزوما یک شکل و ساختار خاص غیر قابل تبدیل ندارد. یک شکل اولیه دارد و چندین استعمال رایج و غیر رایج دیگر؛

    مثالی فصیح از زبان عربی بیان کنید و ثابت بفرمایید که تنها شکلی انحصاری اش همان است که می فرمایید تا ادعای شما هم مستند باشد.

    نکته دیگر اینکه، این مطلب، تفسیر بنده نبود بلکه نقل بیان جناب آلوسی در روح المعانی بود. ایشان از علمای بزرگ اهل سنت و عرب زبان هستند و البته در فن صرف و نحو هم تخصص دارند.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۴:۳۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    کلمه فیکون فعل زمان مضارع است نه ماضی!
    کجا گفته اند فعل ماضی است! ظاهرا درست مطلب را نخوانده اید. هیچ کدام نگفته اند این فعل ماضی است، گفتند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 2 نمایش پست
    برخی دیگر از مفسران و نحویون هم «فیکون» را حکایت حال ماضی دانسته اند. (الميزان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 213 ، إعراب القرآن و بيانه، ج‏1، ص: 523 ، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏1، ص: 368)

    برخی دیگر هم آن را به معنای ماضی دانسته اند؛ یعنی همان «آینده در گذشته» (إعراب القرآن، ج‏1، ص: 162) ؛ آلوسی هم این اعراب را محتمل دانسته بود که توضیحش در پست 2 گذشت. (روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏2، ص: 179)
    ضمنا با این بیان انصافا کار بزرگی کرده اید چون زمخشری (صاحب کشاف) که کلامش را نقل کرده ام، از بزرگان و متخصصان این فن است و در حقیقت طرف اشکال نحوی شما، ایشان است! (البته منظورم این نیست که سخن ایشان همیشه درست است، خواستم عرض کنم که مستند مطلب را از بزرگان و متخصصان این فن نقل کردم اما بنده در کلام شما کمترین مستندی از متخصصین این فن که این استعمال را نادرست بدانند یا اشعار و جملات اصیل و ناب و معتبر عربی (که از منابع و مستندات نگارش دستور زبان عربی هستد)، ندیدم!)

    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    صرفا به خاطر اینکه قرآن درست شود باید کل زبان عربی زیر سوال رود؟
    به نظرم با توجه به مطالب بالا پاسخ این قسمت هم روشن شد. عرب زبانان و متخصصان فن صرف و نحو، این استعمال را درست می دانند و دلیلش را گفتند (که نقل شد)، آن وقت شما که فارسی زبان هستید و مستند معتبری که این استعمال را نادرست بداند ارائه نکرده اید، می فرمایید این استعمال اشتباه است و کل زبان عربی زیر سؤال رفته؟!
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۰:۰۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  16. تشکرها 3


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به كاربري فعل مضارع در اين آيه احتمالا به اين دليل است كه آدم نيز همانند انسانهاي فعلي از پدر و مادري متولد شده است. البته به تصريح قران شروع خلقت انسانها از خاك است ولي اين بدان معنا نيست كه مجسمه آدم را از خاك درست كرده اند و سپس در او دميده اند.

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    به كاربري فعل مضارع در اين آيه احتمالا به اين دليل است كه آدم نيز همانند انسانهاي فعلي از پدر و مادري متولد شده است. البته به تصريح قران شروع خلقت انسانها از خاك است ولي اين بدان معنا نيست كه مجسمه آدم را از خاك درست كرده اند و سپس در او دميده اند.
    سلام لاچینی گرامی،
    حالتون چطوره؟ مدت زیادی است که با هم بحثی نداشته ایم.

    اینکه چگونه از فعل مضارع این نکته را استفاده کرده اید، متوجه نشدم اما در هر صورت، نکته ای که برداشت نموده اید مخالف صریح آیات قرآن است! توجه فرمایید (جملات شاهد مثال را رنگی کرده ام):

    إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (آل عمران/59)
    قطعاً داستان عيسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرينش‏] مانند داستان آدم است، كه [پيكر] او را از خاك آفريد، سپس به او فرمود: [موجود زنده‏] باش پس بى‏ درنگ [موجود زنده‏] شد

    در این آیه تصریح می کند که خود آدم (ع) از خاک درست شد و بدون پدر و مادر زاده شد و برای همین هم تولد عیسی (ع) که بدون پدر از مادر متولد شد، را به خلقت آدم که بدون پدر و مادر متولد شد، تشبیه می کند.

    يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً (نساء/1)
    اى مردم! از [مخالفت با فرمان‏ هاىِ‏] پروردگارتان بپرهيزيد، آنكه شما را از يك تن آفريد و جفتش را [نيز] از [جنس‏] او پديد آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسيارى را پراكنده و منتشر ساخت

    در این آیه کریمه هم تصریح می کند که نسل کنونی همه انسانها به آدم و همسرش برمی گردد و آنان پدر و مادر همه انسانهای فعلی هستند؛ یعنی نقطه شروع پیدایش نسل فعلی بشر.

    در آیه قبلی فرمود: آدم را از خاک خلق نمود و در این آیه هم فرمود: همسرش را [از اضافه گل] او خلق نمود و بقیه نسل انسانها هم از ازدواج این دو به وجود آمدند.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۰:۲۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  20. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود