صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تاریکی آفریده می شود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2

    آیا تاریکی آفریده می شود؟




    با سلام

    در این آیه به آفرینش تاریکی اشاره شده است که با واقعیت در تناقض است:

    ستايش براي خداوندي است که آسمانها و زمين را آفريد، و ظلمتها و نور را پديد آورد...(انعام/1)
    این آیه اشاره به پدید آمدن تاریکیها توسط خدا، دارد. کلمه استفاده شده به صورت ظلمات یعنی تاریکی ها و به معنای عدم وجود هیچ یک از تابشهای الکترومغناطیسی است.آفریدن عدم مفهومی کاملا بی معنی و محال است .

    لطفا توضیح دهید.

    با تشکر آتیلا


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۲۳:۲۲
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «الحمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّورَ»

    ستايش براى خداوندى است كه آسمانها و زمين را آفريد، و ظلمتها و نور را پديد آورد. (انعام، 1)


    چرا درباره آفرينش زمين و آسمان، كلمه "خلق" به كار رفته، و در مورد نور و ظلمت كلمه "جعل"؟

    آن چه نزديكتر به ذهن مى‏رسد اين است كه خلقت درباره اصل وجود چيزى است، و جعل درباره خواص و آثار و كيفياتى است كه به دنبال آن ها وجود پيدا مى‏كند، و از آن جا كه نور و ظلمت جنبه تبعى دارد از آن تعبير به جعل شده است.(تفسير نمونه، ج‏5، ص 145)







    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۹:۲۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    آيا ظلمت از مخلوقات است در حالی که ظلمت یعنی عدم نور، و عدم را نمی توان مخلوق دانست؟


    در این باره می توان گفت:

    اولا: ظلمت هميشه به معناى ظلمت مطلق نيست، بلكه ظلمت غالبا به معناى نور بسيار كم و ضعيف در برابر نور فراوان و قوى بكار مى‏رود، مثلا همه مى‏گوئيم "شب ظلمانى"، با اين كه مسلم است، در شب، ظلمت مطلق نيست، بلكه همواره ظلمت شب آميخته با نور كم رنگ ستارگان يا منابع ديگر نور مى‏باشد، بنا بر اين مفهوم آيه اين مى‏شود كه خداوند براى شما روشنى روز و تاريكى شب كه يكى نور قوى و ديگرى نور بسيار ضعيف است، قرار داد و بديهى است كه ظلمت به اين معنى از مخلوقات خدا است.

    ثانيا: درست است كه ظلمت مطلق يك امر عدمى است، اما امر عدمى هنگامى كه در شرائط خاصى واقع شود، حتما از يك امر وجودى سرچشمه مى‏گيرد يعنى كسى كه ظلمت مطلق را در شرائط خاصى براى اهداف معينى بوجود مى‏آورد، حتما بايد از وسائل وجودى استفاده كند، مثلا ما مى‏خواهيم در لحظه معينى اطاق را براى ظاهر كردن عكسى تاريك كنيم ناچاريم جلوى نور را بگيريم تا ظلمت در اين لحظه معين بوجود آيد، چنين ظلمتى مخلوق است (مخلوق بالتبع).

    و به اصطلاح عدم مطلق، گرچه مخلوق نيست، اما عدم خاص، سهمى از وجود دارد و مخلوق مى‏باشد. (تفسير نمونه، ج‏5، ص 146)


    به بیان دیگر:

    اين كه مى‏فرمايد خداوند ظلمت را هم پديد آورد، معلوم مى‏شود كه ظلمت هم قابل جعل است البته ظلمت يك امر عدمى است ولى از قبيل عدم مطلق نيست بلكه از قبيل «عدم ملكه» است و به نوعى بهره‏اى از وجود دارد هر چند كه در عالم تصور باشد.

    يعنى اين كه ظلمت عدم صرف نيست بلكه نبودن نور است، و همين قيد نور، آن را در عالم تصور قابل جعل مى‏كند و اين مانند آيه‏اى است كه مرگ را قابل آفرينش و جعل مى‏داند: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ» (ملك،2) خدا كسى است كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را امتحان كند.

    ديگر اين كه ما ظلمت را حسّ مى‏كنيم و در وجود ما حضورى مشخص دارد و هر چيزى كه چنين باشد قابل جعل است اگر چه از نظر فلسفى عدم باشد. (كوثر، ج‏3، ص 325)








    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    قال أمير المؤمنين عليه السلام: و كان في هذه الآية رد على ثلثة أصناف منهم لما قال: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» فكان رادا على الدهرية الذين قالوا: ان الأشياء لا بدء لها و هي دائمة؛ ثم قال: «وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ» فكان ردا على الثنوية الذين قالوا: ان النور و الظلمة هما المدبران؛ ثم قال: «ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ» فكان ردا على مشركي العرب الذين قالوا: ان أوثاننا الهة". (تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص 701)


    در حديثى از امير المؤمنین على علیه السلام در تفسير اين آيه چنين نقل شده است كه فرمودند:

    اين آيه در حقيقت به سه طايفه از منحرفان پاسخ مى‏گويد، اول به مادی ها، كه جهان را ازلى مى‏پنداشتند و منكر خلق و آفرينش بودند؛ دوم به دوگانه ‏پرستانى كه نور و ظلمت را دو مبدء مستقل مى‏دانستند؛ سوم رد بر مشركان عرب كه براى خدا شريك و شبيه قائل بودند.





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    «الحمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّورَ»
    دقت در بکارگیری ظریف کلمات در قرآن بیش از پیش غیربشری بودن آن را اثبات میکند

    جعل= قرار داد (موجب شدن و ایجاد کردن به واسطه چنانچه در مورد ساختگی بودن یک چیز از کلمات جعلی و جعل استفاده میشود یعنی چیزی که ماهیت حقیقی ندارد و قراردادی است)


    قرآن،نمیتواند رونوشت و ترجمه داشته باشد،چون هر ترجمه ای در قبال آن نارساست



    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۰:۵۷
    فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی 1 نمایش پست
    اولا: ظلمت هميشه به معناى ظلمت مطلق نيست، بلكه ظلمت غالبا به معناى نور بسيار كم و ضعيف در برابر نور فراوان و قوى بكار مى‏رود، مثلا همه مى‏گوئيم "شب ظلمانى"، با اين كه مسلم است، در شب، ظلمت مطلق نيست، بلكه همواره ظلمت شب آميخته با نور كم رنگ ستارگان يا منابع ديگر نور مى‏باشد، بنا بر اين مفهوم آيه اين مى‏شود كه خداوند براى شما روشنى روز و تاريكى شب كه يكى نور قوى و ديگرى نور بسيار ضعيف است، قرار داد و بديهى است كه ظلمت به اين معنى از مخلوقات خدا است.

    ولی قرآن از کلمه ظلمات استفاده کرده است نه ظلمت! ظلمات یعنی تاریکی ها که بر عدم وجود هیچ تابشی دلالت دارد! پس این توجیه شما وارد نیست.

    ثانيا: درست است كه ظلمت مطلق يك امر عدمى است، اما امر عدمى هنگامى كه در شرائط خاصى واقع شود، حتما از يك امر وجودى سرچشمه مى‏گيرد يعنى كسى كه ظلمت مطلق را در شرائط خاصى براى اهداف معينى بوجود مى‏آورد، حتما بايد از وسائل وجودى استفاده كند، مثلا ما مى‏خواهيم در لحظه معينى اطاق را براى ظاهر كردن عكسى تاريك كنيم ناچاريم جلوى نور را بگيريم تا ظلمت در اين لحظه معين بوجود آيد، چنين ظلمتى مخلوق است (مخلوق بالتبع).
    شما هم دارید اشتباه قرآن را تکرار می کنید. اصولا تاریکی ذاتی ندارد که بتوان روی آن عملی انجام داده شود. تاریکی به معنای نبود نور است. جمله ای که فرمودید "ظلمت بوجود آید" کاملا اشتباه است. ظلمت بوجود نمی آید بلکه نور به آنجا نمی رسد. تاریکی تنها زاییده ذهن انسان است!
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9




    ولی قرآن از کلمه ظلمات استفاده کرده است نه ظلمت! ظلمات یعنی تاریکی ها که بر عدم وجود هیچ تابشی دلالت دارد! پس این توجیه شما وارد نیست.
    سلام
    این کاربرد در قران نشان میدهد که میزان کمبود نور میتواند لایه های متفاوتی از تاریکی را ایجاد کند
    توضیح بیشتر این معنا را در ایات زیر میخوانیم:
    {أو کظلمات فی بحر لجّیّ یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض إذا أخرج یده لم یکد یرئها و من لم یجعل الله له نور فماله من نور} [ سوره نور، آیه 40]



    شما نمیتوانید با قرار دادن پیش فرض برداشتی اشتباه، از طرف مقابل ردیه بطلبید،مگر اینکه مصداق و قرینه یا نشانه ای در ایات پیدا کنید که ناشی از سهو و خطای گوینده آن باشد و بتوان بر روی آن نظریه ای(ناشی از همان تلقی نادرست) بنا کرد
    دراین مورد، شبهه خود به خود بخاطر وجود فعل(جعل) حل شده است


    جعل در یکی از تعریفات خود یعنی ایجاد کردن چیزی با اسباب و لوازم ،مثلا من و شما میتوانیم سایه ای بر روی دیوار ایجاد میکنم که این ایجاد شدن از گذاشتن مانع بر سر رسیدن نور امکان پذیر میشود (سطوح تاریک و محروم از نور با سطوح روشن دچار کنتراست میشود و شکل سایه را ایجاد میکند؛به عبارتی وجود تاریکی مستلزم وجود نور است)
       

    در مقابل:
    بدع یعنی آفرینش از هیچ،یعنی پدید اوردن یک چیز که مستقل و غیرانتزاعی باشد(خلق نیز در درجه ای پایینتر با تفاوتهایی در معنا )


    در آیه1 سوره انعام برای ایجاد کردن شیئی شبهه انتزاعی و غیرمستقل(تاریکی) از کلمه جعل استفاده شده، و این موید ظرافت و دقت در بگارگیری کلمات در قران است


    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۰:۵۸
    فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    کاربرد دیگری از فعل (جعل) در قرآن:
    و جعل القمر فیهن نورا

    ماه شیئی سوزان(جزو ستارگان) نیست اما جنس سطوح روی آن بگونه ای است که نور را بازتاب میدهد و این باعث درخشش در شب میشود( ماه همیشه میدرخشد اما ما به علت نور خورشید و چرخش زمین تنها در شب قادر به دیدنش میشویم)

    در قران چندین بار در مورد خورشید واژه (سراج) استفاده شده که منشا نور را به خود خورشید منسوب میکند اما در مورد ماه هیچگاه چنین تعبیری بکار نرفته بلکه برعکس ماه تابنده نور خورشید عنوان شده:
    والشمس و ضحاها*والقمر اذا تلاها(سوره شمس ایات 1 و 2)
    قسم به خورشید و پرتویش(1) و ماه انگاه که آن را بازتاب میکند(2)

    قرآن ماه را شیئی مایه نوردهی در اسمانها معرفی میکند
    الم تروا کیف خلق الله سبع السموات طباقا - و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا (نوح,15و16).
    آيا نديده ‏ايد كه خداوند چگونه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريده است؟ و ماه را در آنها(اسمانها) نوری(مایه روشنی) قرار داد و خورشید را چراغی فروزان(با قابیلت نورزایی مستقل)


    نور شیئی مستقل نیست و از یک منبع سرچشمه میگیرد اما چراغ خود خاصیت نورزایی دارد
    و در این ایه هم بسیار ظریف و بجا از فعل (جعل) استفاده شده
    چون ماه مستقلا نورزا خلق نشده(از خود نوری ندارد) و این خاصیت آن به واسطه علل و عواملی است (والشمس و ضحاها*والقمر اذا تلاها)


    در بیساری موارد لزوما ایه ای با نکته علمی بیان نشده اما همینکه بطرز شگفتی مصونست از باورهای عامه و ظاهر انچه یک بشر 1400سال پیش میدیده است، خود یک نشانه بر الهی بودن قران است
       
    زیادند ایه هایی که رفتار ماه و خورشید را با (واو) عطف در کنار هم توصیف کرده اند(روال رایج در خصوص این دو در قرآن اینگونه است)
    اما عجیب است که در مورد تفاوتهای آنان چنین بیاناتی در قران نیست

    همینکه کلمات بطرز شگفتی در جای خود استفاده شده اند تا در 1400سال بعد (یعنی زمان ما) حاوی ایراد علمی نباشند،یک نشانه از غیربشری بودن قران است

    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ در ساعت ۲۳:۲۷
    فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر


  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    ایاتی از قران درباره اینکه نور علت سایه است(سایه وجودی مستقل نیست):

    أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا﴿۴۵﴾
    آيا نديده ‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را دليل آن گردانيديم(۴۵)

    سخنی با جویندگان ایراد در قرآن:
    از این ایه اگر آخرین عبارتش(جعلنا الشمس ..) نبود مطمئنا همین شبهه گرفته میشد
    چون سایه را بگونه ای متحرک(غیر ساکن) توصیف میکند(هرچند در این قسمت نخست ایه هم، کلمات بدرستی استفاده شده اما شیوه اسلام ستیزان برپایه آتو گرفتن و نظریه سازی بر مبنای تلقی اشتباه صاحب قران درباره جهان و حرکت کائنات است لذا نبود قرینه مصحح در یک ایه بهانه خوبی برای ساختن شبهه بدست انان میدهد)
    باید به اصل کلام و منظور ایات توجه کرد و در این ایه بخاطر وجود اخرین جمله(جعلنا الشمس ...) مشخص شده است که منظور قائل شدن وجودی مستقل برای سایه نیست چنانچه در آیه بعد با ظرافت از فعل (قبضنا) بجای حرکت و آوردن و .. استفاده شده است:
    ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا﴿۴۶﴾


    نکته ای که میخواهم با استفاده از این مسئله به اسلام ستیزان عزیز بیان کنم اینست که راجع به قران سطحی برداشت نکنید و حتی اگر قرینه ای نباشد که احتمالات درباره اشتباه تلقی صاحب قران از جهان را مستقیما رد کند، احتمال اشتباه را بر برداشتهای غیرشبهه ناک از قران ترجیح ندهید و روی هرکدام پنجاه پنجاه حساب باز کنید

    اینکه منتظر پیدا کردن ایراد از قران باشیم و هر ایه را به یک اشتباه علمی و .. نسبت دهیم، باعث میشود تمامی کلمات آن را تفسیر به اشتباه و در راستای آن ترجمه کنیم مگر اینکه قرینه ای محکم مثل آیات فوق در کار باشد تا باعث شود از شبهه گرفتن دست برداریم و در نسبت دادن اشتباه به صاحب قران به اشتباهمان پی ببریم
    چه بسیارند ایه هایی که بیانشان در وهله اول تلقی اشتباه گوینده را به ذهن متبادر میکند(بخاطر همان پیش فرضهای نادرست اولیه) ولی با یک قرینه دیگر در ایه همه شبهه ها را از پایه کنار میزند و برداشت حقیقی و منظور صاحبش را میرساند
    پس عجولانه قضاوت نکنیم
    آیا تاریکی آفریده می شود؟

       
    منظور از ذهن در جمله (در وهله اول اشتباه به ذهن متبادر میکند)،ذهن غیرمعتقدین به قرآنست که با دید غیرالهی و پر اشتباه بودن قران به آن نگاه میکنند
    ودر ذهنشان، پیش فرضهایشان بر تفکر در منطق ایات پیشی گرفته

    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۱:۰۱
    فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر


  14. تشکرها 2


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد کوچولو نمایش پست
    جعل در یکی از تعریفات خود یعنی ایجاد کردن چیزی با اسباب و لوازم ،مثلا من و شما میتوانیم سایه ای بر روی دیوار ایجاد میکنم که این ایجاد شدن از گذاشتن مانع بر سر رسیدن نور امکان پذیر میشود (سطوح تاریک و محروم از نور با سطوح روشن دچار کنتراست میشود و شکل سایه را ایجاد میکند؛به عبارتی وجود تاریکی مستلزم وجود نور است)

    ایجاد سایه یک تعبیر اشتباه از طرف انسانهاست! سایه ایجاد نمی شود بلکه نور از آن قسمت، "نیست" میشود.

    همینکه کلمات بطرز شگفتی در جای خود استفاده شده اند تا در 1400سال بعد (یعنی زمان ما) حاوی ایراد علمی نباشند،یک نشانه از غیربشری بودن قران است
    قرآن حاوی ایراد علمی نیست!؟

    در تاپیکهایی در حال بررسی برخی از این موارد هستیم.

    ماه شیئی سوزان(جزو ستارگان) نیست اما جنس سطوح روی آن بگونه ای است که نور را بازتاب میدهد و این باعث درخشش در شب میشود( ماه همیشه میدرخشد اما ما به علت نور خورشید و چرخش زمین تنها در شب قادر به دیدنش میشویم)
    مطمئنی در روز ماه دیده نمی شود؟!

    توصیه می کنم عبارت moon in the daylight را در قسمت تصاویر گوگل سرچ کنید.

    ایاتی از قران درباره اینکه نور علت سایه است(سایه وجودی مستقل نیست):

    أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا﴿۴۵﴾
    آيا نديده ‏اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشيد را دليل آن گردانيديم(۴۵)
    شما که ادعای بی ایرادی قرآن را دارید، چگونه این آیه را ذکر کردید؟ مطابق این آیه اول سایه بوجود آمده بعدا خورشید دلیلی بر آن شده!!! به واژه "ثم" دقت کنید.
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود