جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا بتهای عصر جاهلیت در زمان نوح پرستیده می شده اند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2

    آیا بتهای عصر جاهلیت در زمان نوح پرستیده می شده اند؟




    با سلام



    و گفتند: دست از خدايان و بتهاي خود برنداريد بتهاي «ود»، «سواع»، «يغوث»، «يعوق» و «نسر» را رها نکنيد!(نوح/23)
    در این آیه اسامی بتهایی که متعلق به عصر جاهلیت اعراب ذکر می شود و ادعا می شود که مردم زمان نوح نیز آنها را می پرستیده اند.
    با توجه به فاصله زمانی چند هزار ساله بین نوح و اعراب، چگونه مردم نوح بت اعراب را می پرستیده اند؟

    منتظرپاسخ هستم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ در ساعت ۲۳:۳۴
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام



    و گفتند: دست از خدايان و بتهاي خود برنداريد بتهاي «ود»، «سواع»، «يغوث»، «يعوق» و «نسر» را رها نکنيد!(نوح/23)
    در این آیه اسامی بتهایی که متعلق به عصر جاهلیت اعراب ذکر می شود و ادعا می شود که مردم زمان نوح نیز آنها را می پرستیده اند.
    با توجه به فاصله زمانی چند هزار ساله بین نوح و اعراب، چگونه مردم نوح بت اعراب را می پرستیده اند؟

    منتظرپاسخ هستم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2
    در اينكه اين پنج بت از كجا پيدا شدند؟ روايات گوناگونى وجود دارد:
    1- بعضى گفته‏اند اينها نام پنج مرد صالح است كه قبل از نوح مى‏زيستند، هنگامى كه از دنيا رفتند مجسمه‏هاى آنان را به عنوان يادگار به تحريك ابليس ساختند و گرامى داشتند، و تدريجا به صورت بت پرستى در آمد.
    2- بعضى گفته‏اند اينها نامهاى پنج فرزند آدم است كه هر كدام از دنيا مى‏رفت مجسمه او را براى ياد بود مى‏ساختند، ولى مدتى بعد اين مسائل فراموش شد و در عصر نوح موج پرستش آنها بالا گرفت.
    3- بعضى ديگر معتقدند كه اينها نام بتهايى است كه در عصر خود نوح ساخته شد، و اين به خاطر آن بود كه نوح مردم را از طواف قبر آدم جلوگيرى مى‏كرد، گروهى به تحريك ابليس بجاى آن مجسمه‏هايى ساختند و به پرستش آنها مشغول شدند (مجمع البيان" تفسير على بن ابراهيم،" تفسير ابو الفتوح رازى").
    اتفاقا اين بتهاى پنجگانه به عرب جاهلى منتقل شد، و هر قبيله‏اى يكى از اين بتها را براى خود برگزيدند، البته بسيار بعيد است كه خود آن بتها منتقل شده باشد، بلكه ظاهر اين است كه نام آنها منتقل شد و بتهايى به اين نامها ساختند، ولى بعضى از مفسران از ابن عباس نقل كرده‏اند كه اين بتهاى پنجگانه‏ در طوفان نوح دفن شد و در عصر جاهليت عرب شيطان آنها را بيرون كشيد و مردم را به پرستش آن دعوت نمود .( تفسير قرطبى" جلد 10 صفحه 6787.)
    باز در اينكه اين بتها در ميان قبائل عرب جاهلى چگونه تقسيم شد؟نظرات مختلفی است.
    بعضى گفته‏اند بت" ود" متعلق به طايفه" بنى كلب" در سر زمين" دومة الجندل" قرار داشت (شهرى در نزديكى تبوك كه امروز آن را" جوف" مى‏نامند) و" سواع" متعلق به قبيله" هذيل" در سرزمين" رهاط" بود، و بت" يغوث" بطائفه" بنى قطيف" يا طائفه" بنى مذجح" تعلق داشت، و" يعوق" به طايفه" همدان" و" نسر" به طايفه" ذى الكلاع" از قبائل حمير .( مجمع البيان جلد 10 صفحه 364 و اعلام القرآن صفحه 631.)
    روي هم رفته از اين پنج بت سه بت (يغوث و يعوق و نسر) در سرزمين يمن قرار داشت كه با تسلط" ذو نواس" بر يمن از ميان رفت و مردم آن سامان به آئين يهود گرويدند (" مجمع البيان" جلد 10 صفحه 364 و" اعلام القرآن" صفحه 631.)
    " واقدى" مورخ معروف مى‏گويد:" بت ود" به شكل" مرد" بود و" سواع" به صورت" زن" و" يغوث" به صورت" شير" و" يعوق" به صورت" اسب" و" نسر" به صورت" باز" (پرنده معروف). (" مجمع البيان" جلد 10 صفحه 364.)
    البته عرب جاهلى مخصوصا اهالى مكه بتهاى ديگرى نيز داشتند كه از جمله بت" هبل" بود كه بزرگترين بتهاى آنان محسوب مى‏شد و در داخل خانه كعبه قرار داشت، و 18 ذراع طول آن بود! و بت" اساف" در مقابل حجر الاسود و بت" نائله" در مقابل ركن يمانى (گوشه جنوبى خانه كعبه) و همچنين بت" لات" و" عزى" بود (" مجمع البيان" جلد 10 صفحه 364.).(تفسير نمونه، ج‏25، ص: 84و 85)
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۰/۱۹ در ساعت ۲۳:۱۷
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با عرض سلام مجدد و قدردانی بخاطر پاسخ.

    متاسفانه من پاسخ سوال خودم رو پیدا نکردم در میان جوابهاتون.

    سوال من این بود : در زمان نوح زبان عربی وجود نداشت. چطور بتهاشون رو با کلمات عربی نامگذاری کرده بودند؟

    در ضمن تو نوشته هاتون مرتب آورده اید "گفته اند..." لطفا سند گفته ها را نیز بفرمایید. فلانی از کجا می دانسته که اینگونه است؟
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با عرض سلام به خدمت دوست عزیزم

    در مورد این قسمت از سوال یعنی «نامگذاری بتها به زبان عربی» باید گفت که آنچه از روایات معصومین (ع) بر می آید این است که زبان حضرت آدم (ع) سُریانی بوده است ؛(بحارالأنوار ج : 11 ص : 57) لذا زبان سریانی اولین زبان انسان است ؛ لکن زبان سریانی در طول قرون واعصار تغییرات بسیاری کرده است ؛ و شکلهای تغییر یافته آن به صورت گویشهای گوناگون زبان سریانی هنوز موجودند.
    متخصصین زبان شناسی و لغت شناسان در مورد زبان اولیه انسان ها در روی کره زمین معتقدند که زبان سریانی ، یکی از زبانهای اقوام سامی است که اهل سوریه و عراق بوده اند ؛ (قابل ذکر است که در سفری که حقیر به سوریه و شهرها و مناطق مختلف آن داشته ام ،با مناطقی که هنوز به زبان سریانی و یا آرامی صحبت میکنند برخورد کرده ام مانند شهر کوچک مذهبی و تاریخی «مار تقلا» که شباهت و کلمات مشترک میان آن زبانها با زبان عربی کاملاً ملموس است) و سام نام پسربزرگ حضرت نوح است ؛ و نژاد سامی از فرزندان او هستند. لهجه آشوریها و کلدانیهای سوریه و عراق و ترکیه و ایران سریانی است ؛ البته لهجه آشوریها با کلدانیها تفاوتهایی نیز دارد. دیگر زبانهای سامی عبارتند از آشوری ، بابلی ، عبری ، آرامی ، عربی و حبشی ( ر.ک: فرهنگ معین ؛ واژه سریانی و واژه سام و سامی)
    طبق روایات معصومین (ع) تا زمان حضرت ابراهیم غلبه با زبان سریانی بوده است ؛ ولی بعد از آن زبان عبری که تکامل یافته تر است ، رواج پیدا کرده است ؛ لذا کتب انبیاء بعد از حضرت ابراهیم (ع) به زبان عبری بوده است. ( بحارالأنوار ج : 11 ص : 57)عبر یکی از اجداد حضرت ابراهیم است و عبری و عبرانی منسوب به اوست ؛عبرانی نام اول قوم بنی اسرائیل است ؛ زبان عبری نیز از زبانهای سامی است .(ر.ک: فرهنگ معین ؛ واژه عبری و عبرانی) زبان عربی هم از زبانهای سامی است و با عبری و سریانی خویشاوندی داشته و تکامل یافته تر از همه آنهاست ؛ و از نظر ظاهر و وزن کلمات و دستور زبان ،قرابت زیادی با عبری دارد. (ر.ک:فرهنگ معین ؛ واژه عربی)
    از برخی روایات استفاده می شودکه حضرت نوح (ع) ابوالبشر ثانی است ؛ یعنی در طوفان نوح بسیاری از مردم نابود شده اند و از بین افراد باقی مانده ، تنها نسل فرزندان حضرت نوح در زمین گسترش یافته است ؛ این فرزندان هر کدام در روی زمین به سمتی کوچ کرده و نسل انسان را گسترش داده اند ؛ و زبان آنها به خاطر دوری از همدیگر به گونه های متفاوتی تغییر یافته است. لذا می توان گفت که ریشه تمام زبانها در اصل زبان سریانی که در اثر عوامل گوناگون تغییر یافته است.
    بنا براین علت نامگذاری بتها را باید یک نوع تشابه و اشتراک الفاظ در زبان سریانی و عربی دانست.



    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۹:۴۷
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در جواب قسمت بعدی سوال نیز باید گفت که :
    در اينكه اين پنج بت از كجا پيدا شدند؟ روايات گوناگونى وجود دارد:
    1- بعضى گفته‏اند اينها نام پنج مرد صالح است كه قبل از نوح مى‏زيستند، هنگامى كه از دنيا رفتند مجسمه‏هاى آنان را به عنوان يادگار به تحريك ابليس ساختند و گرامى داشتند، و تدريجا به صورت بت پرستى در آمد.( البدايةوالنهاية،ج‏1،ص:106)
    2- بعضى گفته‏اند اينها نامهاى پنج فرزند آدم است كه هر كدام از دنيا مى‏رفت مجسمه او را براى ياد بود مى‏ساختند، ولى مدتى بعد اين مسائل فراموش شد و در عصر نوح موج پرستش آنها بالا گرفت.( الأصنام،ترجمه،ص:16)
    3- بعضى ديگر معتقدند كه اينها نام بتهايى است كه در عصر خود نوح ساخته شد، و اين به خاطر آن بود كه نوح مردم را از طواف قبر آدم جلوگيرى مى‏كرد، گروهى به تحريك ابليس بجاى آن مجسمه‏هايى ساختند و به پرستش آنها مشغول شدند (مجمع البيان" تفسير على بن ابراهيم،" تفسير ابو الفتوح رازى").
    برای اینکه معلوم شود که چگونه این بتها که مربوط به زمان نوح نبی هستند به میان اعراب شبه جزیره آمده و مورد پرستش قرار گرفته اند ، خوب است که ابتدا این گزارش تاریخی را مطالعه کنیم.
    عمرو بن لحى کسی بود كه دين اسماعيل پيغمبر عليه السلام را به بت‏پرستى تبدیل كرد، و این اتقاق زمانی بود که ،بعد از اتمام مراسم حج وقتی که همه قبيله ها که به وطن خود بر می گشتند ، از سنگ های حرم (مکّه) سنگی را برمیداشتند، و بقبايل خود میبردند و مانند كعبه آنرا طواف میكردند و به آن احترام میگذاشتند .
    عمرو بن لحى که رئيس قبیله بنى جرهم بود، زمانی که اوضاع را این چنین ديد، بتهای قديمی را طلب کرد، متوجه نشانی اختفای «ودّ ، سواع ، نسر و يعوق»، شد که در زمان طوفان نوح آنها را در زيرِ زمين، در ساحل جدّه ،دفن كرده بودند، .سپس با تلاش فراوان آنها را بدست آورد، و از خاك بیرون آورد.
    زمان حج که رسید ‏ مردم را به بت پرستی دعوت کرد، اول از همه بنى قضاعه دعوتش را اجابت كردند، عوف بن حارثه رییس قبیله ايشان آن بت را كه نام ود داشت سوى شهر خويش برد ، و فرزندانش را به نام آن بی نامگزاری کرد . مانند عبدودّ و... . پس هذيل بن مدركى «سواع» را پذيرفت و به قبیله خويش برد. و حمير «نسر» را برای خود و خانواده خود به صورت خصوصی ، و «يعوق» را برای پرستش قومش به صورت عمومی به يمن برد . به این ترتیب همه عرب را بت پرستى فرا گرفت، و دست از پیروی دين ابراهيم عليه السلام کشیدند.( الأصنام،ترجمه،ص:107،مجمل‏ا تواريخ‏والقصص،متن،ص:152-153)
    بعضى از مفسران از ابن عباس نقل كرده‏اند كه اين بتهاى پنجگانه‏ در طوفان نوح دفن شد و در عصر جاهليت عرب شيطان آنها را بيرون كشيد و مردم را به پرستش آن دعوت نمود .( تفسير قرطبى" جلد 10 صفحه 6787.)
    می توان احتمال داد که همان شخصی که آدرس بتها را به « عمرو بن لحى » داد، همان شیطان بوده و شیطان او را در بت پرست کردن مردم شبهه جزیره، وسوسه وهدایت کرده است.
    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۹:۵۹
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود