صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2

    عصبانی قرآن به روایت تصویر - قسمت اول خلقت انسان




    این جنبش در نظر دارد ، پوسترهای قرآنی با موضوعات قرآنی را در اختیار علاقه مندان قرار دهد ، اولین قسمت رو با خلقت انسان ( حضرت آدم ) شروع خواهیم کرد و بعد مراحل خلقت انسان و نهایتا به هدف خلقت خواهیم رسید . با تشکر
    با نظرات شما قرآن دوستان ، این جنبش گسترش خواهد یافت .


    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۴:۵۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2

    خلقت حضرت آدم (ع)




    اولین پوستر رو با خلقت حضرت آدم (ع) و گفتگوی فرشتگان و خداوند که در آیه 30 سوره بقره مطرح شده شروع می کنیم .

    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾
    هنگامي كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روي زمين جانشين و حاكمي قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگاراآيا كسي را در زمين قرار ميدهي كه فساد و خونريزي كند؟ (زيرا موجودات زميني ديگر كه قبل از اين آدم پا به عرصه وجود گذاشتند، به حكم طبع جهان ماده نيز آلوده فساد و خونريزي شدند، اگر هدف از آفرينش انسان عبادت است) ما تسبيح و حمد تو را به جا مي‏آوريم، پروردگار فرمود: من حقائقي را مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد. (۳۰)
    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    اين آيه نكات بسياري را در خود جاي داده كه در اينجا به يكي از نكات آن اشاره ميكنيم :
    ملائكه خدمت خداوند عرض كردند : «خداوندا ، آيا كسي را در زمين قرار ميدهي كه فساد و خونريزي كند؟!…»
    سؤال ميشود كه :
    ملائكه از كجا فهميدند كه قرار است انسانها اينگونه شوند؟
    تقريبا اكثر تفاسير به اين مطلب اشاره كرده اند ، من جمله تفسير گرانقدر مجمع البيان (اثر مرحوم طبرسي) و احتمالاتي را براي آن بيان كرده اند كه در اينجا دو احتمال را ذكر مينماييم:

    1. خداوند بطور اجمال ، آينده انسان را براي ملائكه بيان فرموده بود ، و از همانجا ملائكه به عاقبت برخي انسانها پي بُردند.
    2. حضرت آدم ، اولين انساني كه در روي كُره زمين ميزيسته نبوده (چنانكه در تفسير نمونه و بسياري از تفاسير به اين مطلب اشاره شده) ، بله ايشان اولين انسان فهيم و داراي عقلي بودند كه پس از خلقتي جديد ، همراه همسرشان در اين زمين مشغول به زندگي شدند ؛ و چون ملائكه انسانهاي گذشته را ديده بودند برايشان سؤال شد كه چرا خداوند چنين موجودي را به مقام خليفة اللهي برگزيده است !

    اما بازهم علم ملائكه در اينجا كامل نبود ، چراكه در انتهاي آيه خداوند ميفرمايد :
    « إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » ، «من (خداوند) چيزهايي را ميدانم كه شما نميدانيد … »

    در اينجا نيز احتمالات زيادي براي اين مطرح شده كه :
    ملائكه چه چيز را نميدانستند ؟!
    كه در اينجا ما به دو احتمال ، بسنده ميكنيم :

    1. به تكبّر ابليس كه ملائكه او را بسيار پاك ميپنداشتند.
    2. به بودن انبياء و صالحين ، در فرزندان آدم (عليه السلام)

    آري از فرزندان حضرت آدم ، انسانهايي بوجود مي آيند كه به مقام عالي اي همچون « فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى » (سوره نجم آيه 8) ميرسند و البته از ميان همين فرزندان ايشان عده اي مصداق آيه 179 سوره اعراف ميشوند : « أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ » { آنان همانند حيوانات بلكه پست تر از حيوانات هستند ، اينها همان غافلان هستند (كه از عقل و انصاف تبعيت نميكنند) }
    آري خداوند به فرزندان آدم (عليه السلام) ادامه رُشد داد چرا كه بخاطر بد بودن برخي از انسانها ، نميشود از رُشد برخي ديگر جلوگيري نمود …
    تفسیر آیه به نقل از سایت بنیاد علوم و معارف اسلامی

    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۱:۴۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    دومین پوستر که ادامه آیه قبلی هست ، یعنی آیه 31 تا 32 سوره بقره اشاره دارد به آموختن اسراری توسط خداوند به حضرت آدم (ع) که به سبب آن فرشتگان راضی به علم و حکمت خداوند می شوند .
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۳۱﴾
    قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿۳۲﴾
    سپس علم اسماء (علم اسرار آفرينش و نامگذاري موجودات) را همگي به آدم آموخت بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود اگر راست مي‏گوئيد اسامي اينها را برشماريد! (۳۱)
    فرشتگان عرض كردند: منزهي تو!، ما چيزي جز آنچه به ما تعليم داده‏اي، نمي‏دانيم تو دانا و حكيمي. (۳۲)

    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    مراد از اسماء در "وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الاَْسْمَآءَ کُلَّهَا"(بقره،31)، که خداوند به حضرت آدم آموخت چیست؟
    مفسران در تفسیر "علم اسماء" بیانات گوناگونى دارند که به برخى از آنها اشاره مى کنم:
    الف) علم اسماء: به معنى "علم لغت"، و یاد دادن نام اشیاء نیست؛بلکه مقصود از آن، حقایق و اسرار نهفته در عالم هستى است که به آدم (على نبینا وآله وعلیه السلام) تعلیم داده شد تا بتواند از مواهب مادّى و معنوى این جهان، در مسیر تکامل خویش بهره گیرد.
    همچنین استعداد نام گذارى اشیاء در وجود او قرار داده شد تا بتواند اشیاء را نام گذارى کند و در وقت احتیاج، با ذکر نام، آنها را بخواند تا لازم نباشد عین آن شىء را نشان دهد.
    ب) مقصود از "اسماء"، اسماء حسنى و صفات علیاى الهى است که کاملش در خداوند متعال وجود دارد و مقدارى از آن را به انسان داده است و انسان کامل، مظهر اسماء و صفات حق تعالى مانند: خالق، رازق و... است.
    خداوند همه چیز را آفریده و بشر نیز با قدرت خدادادى; ساختمان، کارخانه و... را به وجود مى آورد و یا براى فرزندان خود روزى فراهم مى کند.۲
    ج) مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر اسماء و مسماها مى فرمایند: مراد از اسمها و مسماها، موجوداتى زنده و داراى شعور بود که در پس پرده غیب بودند.
    از جمله ویژگى هاى آنها عبارتند از:
    1. علم این نام ها و مسماها توأم با کشف حقیقت و وجود عینى آنها بوده
    2. آموزش آنها فقط براى یک موجود زمینى همچون آدم ممکن بوده; ولى براى فرشته ها و موجودات آسمانى ممکن نبود
    3. این علم در خلیفه الهى بودن انسان نیز دخالت داشته است
    4. این علم از سنخ علوم ما نبوده است.
    از جمله دلایلى که مى توان براین مطلب اقامه کرد، عبارتند از:
    الف) اگر از سنخ علم ما بود، مى بایست بعد از آن که آدم به ملائکه از آنها خبر داد، ملائکه هم همچون آدم به آنها دانا و در داشتن آن علم با او مساوى مى شدند; چرا که هر چند آدم آنها را از آن مطلع نموده، ولى خود او هم آنها را از خدا آموخته است، پس دیگر نباید آدم از ملائکه و سایر مخلوقات برتر بوده و شرافت بیشترى داشته باشد.
    ب) اگر این علم از سنخ علوم ما مى بود، ملائکه نباید به صرف عالم شدن آدم قانع شده و اظهار عجز و سرشکستگى مى کردند؛ مثلاً اگر این علم، علم لغت بود. کما این که عده اى از مفسران قائل شده اند
    آدم چگونه مى توانست با آن بر ملائکه مباهات کند; در حالى که ملائکه بدون علم لغت قادر به دریافت اسرار قلبى هستند; پس معلوم مى شود این علم یک علم معمولى نبوده است; حاصل کلام این که: موجوداتى که خداوند بر ملائکه عرضه کرد موجوداتى برتر بودند که نزد خداوند محفوظ بوده، در عالم غیب به سر مى بردند و خداوند به برکت آنها نام هاى دیگر را نازل فرموده، هر آنچه در آسمان و زمین است را از نور آنها گرفت.

    نکته آیه 32 :
    دقت شود که برتری ای که ملائکه آن ا اظهار کردند از نوع مذموم نبوده است بلکه در مقابل فعل خداوند و فهمیدن علت و هدف فعل الهی به علت جهل خود آن برتری را بیان کردند و از روی تکبر نبوده است؛ به همین دلیل است که خداوند آنان را توبیخ نکرده و پاسخشان را داده است تا آگاه شوند.
    در ضمن ملائکه دارای اختیار گناه نیستند و به همین دلیل برتری جستن آن ها مذموم نبوده است.
    در حالی که شیطان از جنیان بود و دارای اختیار .


    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۱:۴۵


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    لطفاً با نظر دادنتون درباره هر یک از این پوسترها و اشکالاتش ما رو در این راه بیشتر یاری بفرمائید .
    در ضمن به درخواست دوستان فایل در اندازه اصلی این پوسترها برای چاپ نیز در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت .



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سومین پوستر رو با آیه 34 سوره بقره ادامه می دیم . همون آیه که در اون قضیه سجده نکردن ابلیس بر انسان و سرباز زدنش از این کار باعث شد شیطان اولین متکبر عالم بشه .
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۳۴﴾
    و هنگامي كه به فرشتگان گفتيم براي آدم سجده و خضوع كنيد، همگي سجده كردند جز شيطان كه سر باز زد و تكبر ورزيد (و به خاطر نافرماني و تكبر) از كافران شد! (۳۴)
    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    با مراجعه به قرآن کریم در می‌یابیم که «تکبر» اولین گناهی است که بعد از خلقت حضرت آدم علیه‌السلام واقع شده است و اولین کسی که «تکبر» ورزید، شیطان رجیم بوده است، همچنین هنگامی که خداوند حضرت آدم علیه‌السلام را آفرید و از روح خود درون او دمید، به ملایکه و ابلیس فرمان داد که بر او سجده کنند، همه سجده کردند، مگر ابلیس که از جنیان بود و از فرمان خداوند سرباز زد.
    از آنجا که دستور بر سجده، فرمان خداوند بود و طبیعی است، مولی هر دستوری بدهد، بر اساس آن باید عبد رفتار کند، متوجه می‌شویم که شیطان که خود راضی به سجده در برابر خلیفه الله نشد، در واقع به روح الهی خداوند که درون انسان دمیده شده بود،سجده نکرد، نه به جسم خاکی انسان و سجده نکردن او در برابر خلیفه خدا، سجده نکردن در برابر خداوند بود، زیرا امر، امر الهی بود.
    در اهمیت و بزرگی «تکبر» همین بس که شیطان (به فرموده امیر مؤمنان علیه‌السلام) 6 هزار سال عبادت خدا کرد، به سبب یک لحظه تکبر ورزیدن همه اعمال خود را نابود ساخت.
    اگر شخص متکبر شود، زمینه انجام سایر گناهان برای او فراهم می‌شود و می‌توان گفت، «تکبر» مادر همه گناهان است، زیرا انسان متکبر و خودپسند خود را بنده در مقابل معبود نمی‌بیند و از روی کبر و خودپسندی به هر عملی دست می‌زند، به عنوان مثال، کسی که دروغ و ناسزا می‌گوید، مال حرام می‌خورد، اگر متکبر نباشد و خود را در مقابل خداوند عبد مطیع بداند، به فرمان خالق خود گوش فرا می‌دهد و سر ارادت در آستانه خالق خود می ساید و از انجام هر عمل ناشایستی دست می‌کشد، ولی اگر تکبر ورزید و خود را موجودی در مقابل خداوند دانست، بدون توجه به دستورات خداوند همه کارهای حرام را انجام می‌دهد.

    این مطلب رو نیز اضافه کنیم که انسان بی نماز نیز متکبر است .
    بنابراین فلسفه واجب شدن نماز، دوری از تکبر و به تبع آن دوری از تمام گناهان است، لذا خداوند حکیم در قرآن کریم می‌فرماید «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»؛ «نماز انسان را از تمام گناهان و منکرات باز می‌دارد»، عیناً امروزه در جامعه مشاهده می‌کنیم، اکثر افرادی که در معرض بذهکاری و فساد واقع می‌شوند، یا اهل نماز نیستند یا به نماز اهمیت نمی‌دهند، برای همین شیطان از نماز و اقامه کننده آن فراری است.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم در این زمینه می‌فرماید «مادامی که انسان بر نمازهای روزانه‌اش محافظت کند، شیطان از او فرار می‌کند، ولی وقتی کسی نماز را سبک شمرد، شیطان جرات نزدیک شدن به او را پیدا می‌کند و او را در گناهان بزرگ وارد می‌کند.»
    در آخر این حدیث رو هم از حضرت زهرا به یادگار داشته باشیم :
    «ففرض الله علیکم الایمان تطهیراً لکم من الشرک والصلاه تنزیها لکم عن الکبر»؛ «خداوند نماز را برای دوری از تکبر واجب گردانیده است»
    متن بالا به نقل از سایت تبیان و به قلم خانم زهرا اجلال بود .
    لینک اصلی مطلب : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=184579

    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۱:۴۵


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    برای چهارمین پوستر از آیات 39 تا 42 سوره حجر استفاده می کنیم که مرتبط با موضوع آیات قبلی است .

    بسم الله الرحمن الرحیم
    قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۳۹﴾
    إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾
    گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت (۳۹)
    مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را (۴۰)
    قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿۴۱﴾
    إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿۴۲﴾
    فرمود اين راهى است راست [كه] به سوى من [منتهى مى‏شود] (۴۱)
    در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند (۴۲)


    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    مقصود شیطان از اغواء و گمراه نمودن خداوندمسأله سرپیچی از سجده بر آدم نبوده ، چون خداوند آن را رد نکرد و جوابش راهم نداد، بلکه مقصود او از اغوا، آن گمراهیی است که از شنیدن خطاب الهی حس کرد و دانست که لعنت مطلقه خدا، که همان دوری از رحمت حق وگمراهی از راه سعادت است ، در باره او مسلم شده و این اضلال الهی در باره اوچنانچه در مورد همه گمراهان گفته ایم ، اضلال ابتدایی نیست بلکه ، اضلال مجازاتی است . و از همینجا معنای سببیت اغوای شیطان برای گمراهی مردم فهمیده می شود، یعنی بخاطر اینکه شیطان خودش از رحمت حق و سعادت دور شد، لذا هروقت که با وسوسه ها و اغوائات خود به درون قلبی راه یابد، همین نزدیک شدن او به آن شخص موجب دور شدن آن شخص از خدا و رحمت اوست و در واقع شیطان اثر غوایت و گمراهی خود را در قلب آن شخص می افکند . به هر جهت شیطان عرضه می دارد که خدایا به سبب آن گمراهی و اغوایی که در باره من نمودی ، من نیز باطل و معاصی را در زندگی دنیا برای آنها زینت می دهم و هر آینه همه آنان را گمراه می سازم .

    شیطان در اغوای خود افراد و بندگان مخلص خداوند را استثناء نمود و مقصود از مخلصین کسانی هستند که خود را برای خدا خالص کرده باشند و مسلما کسی جز خدا آنها راخالص نکرده ، پس در واقع خالص شده حضرت حقند برای او. و اصولاحق بندگی و عبودیت همین است که مولی بنده خود را خالص برای خود کند و غیر او کسی مالک آن بنده نباشد و آن امر به این محقق می شود که آدمی برای خود مالک و مولائی غیر خدا سراغ نداشته باشد و حتی خود را مالک چیزی از نفس خود و آثار و اعمالش نداند و ملک و ملک را تنها از آن خدا بداند.

    (قال هذا صراط علی مستقیم )پرودگار فرمود: این است صراط مستقیم من که حکم آن را رانده ام )، پس همه امور بدست خداست و همچنانکه پیمودن راه دریا اقتضای وجود کشتی و لوازم دریانوردی را می نماید،همینطور(برخدابودن راه شیطان ) معنایش این است که راه شیطان هم مانند همه امور از هر جهت متوقف بر حکم و اقتضای الهیست و هر امری از او آغاز شده وسرانجام بسوی او باز می گردد و جز خدا کسی مالک امر بندگان نیست و هیچ کس جز او نمی تواند حکم براند. لذا این گفتار خدای متعال در جوابیست که به شیطان تفهیم می نماید: اینکه گفتی مردم را گمراه می کنم و چنین و چنان می نمایم اگر پنداشته ای که در انجام آنها مستقل هستی و به حول و قوه خود مرتکب می شوی سخت در اشتباهی ،زیرا من مالک و مدبر همه کائنات هستم و هر عملی از هر کس سربزند مطابق مشیت و اراده من است ، پس من چنین حکم رانده ام که تو مردم را بفریبی ، اما جزکسانی که پیرو تو هستند نمی توانی هیچ کاری نسبت به بندگان من بنمایی.

    (ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین )بدرستی که بندگان مرا، تو بر آنها تسلطی نداری ، مگر آن گمراهانی که خودشان از توپیروی کنند)، این همان حکم و قضائیست که در آیه سابق ، در امر اغواء، به رانده شدن آن حکم اشاره شده و کسی جز خدا در آن دخالتی ندارد. و ماحصل معنای آیه این است که همه بنی آدم بندگان خدایند و چنان نیست که ابلیس پنداشته که تنها، مخلصین بندگان او هستند، و چون بنده خدایند،خداوند به شیطان تسلطی بر آنها قرار نداده تا هر چه می خواهد مستقلا انجام دهد و آنها را گمراه سازد، بلکه همه افراد بشر بندگان خدا هستند و او مالک ومدبر امر همه آنهاست ، منتها خداوند شیطان را بر افرادی که خودشان میل به پیروی از او دارند و سرنوشت خود را بدست او سپرده اند، مسلط فرموده و اینهاهستند که شیطان بر آنها سلطه دارد. پس آیه در سه جهت اصلی به ابلیس پاسخ رد داده است : اولا): ابلیس بندگان خدا را منحصر در مخلصین کرده ، ولی خداوند همه افرادبشر را بنده خود خوانده است . ثانیا): آن ملعون برای خود در اغوای بشر، ادعای استقلال نمود، ولی خداوندادعای او را نفی نمود و به او فهماند که همه اعمالش ناشی از قضای خداست وتسلط او بر بعضی از بنی آدم ناشی از مشیت خداست که او را بر گمراهان وپیروان شیطان مسلط فرموده . و ثالثا): تسلط ابلیس بر گمراهان اضلال ابتدائی نیست ، بلکه به نحو مجازات است ، یعنی اگر خدا عده ای را دستخوش اغوای شیطان می کند به عنوان مجازات و مسبوق به گمراهی و غوایت خود آنها است .

    به نقل از تفسیر المیزان علامه طباطبائی
    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۱:۴۶

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    خداوند به سه طریق به دعا ها جواب میدهد.
    او میگوید آری و هر چه میخواهی به تو میدهد.
    او میگوید نه و چیز بهتری به تو میدهد.
    او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پنجمین پوستر رو پیرو موضوعات پوسترهای قبلی با آیه 35 سوره بقره شروع می کنیم که درباره ورود حضرت آدم (ع) به بهشت و هشدار خداوند نسبت به نزدیک شدن به درخت است :

    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ﴿۳۵﴾
    و گفتيم اي آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن، و از (نعمتهاي) آن گوارا هر چه مي‏خواهيد بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد!(۳۵)

    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان
    خداوند به حضرت آدم فرمود :
    1- در محل امن و آرامی بنام بهشت ساکن شو
    2- در آنجا همسری که مایۀ سکینه و آرامش قلبی توست خواهی داشت
    3- از مواهب و نعمتهای گوارای بهشتی به فراوانی دراختیارت می گذارم
    4- از هرجای این بوستان نعیم که بخواهید می توانید بخورید
    5- اما فقط به همین یک درخت نزدیک نشو
    آیا ما هم در تربیت اینگونه عمل می کنیم؟ یا اینکه 4 محدودیت ایجاد می کنیم ، و در آخر با منت بسیار ، یک آزادی ناچیز اعطاء می کنیم؟! آیا بهتر نیست برای هر " نباید" حداقل یک آزادی مشروع ارائه دهیم؟
    و نکتۀ دیگر اینکه با اینهمه نعمت و رحمت الهی ، آیا انصاف است چشم طمع به آن محدودیت کوچک داشته باشیم و حاضر نباشیم از آنچه "جذاب" ولی "مضر" است چشم بپوشیم؟

    نوشته از مجید سرائی - سایت علوم و معارف اسلامی

    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۲:۲۷

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پوستر ششم که مربوط یه آیه 36 سوره بقره است مربوط می شه به اغوای شیطان و لغزش حضرت آدم (ع) در بهشت که منجر به هبوط ایشان بر روی زمین شد :
    بسم الله الرحمن الرحیم
    فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ﴿۳۶﴾
    پس شيطان موجب لغزش آنها شد، و آنانرا از آنچه در آن بودند (بهشت) خارج ساخت، و (در اين هنگام) به آنها گفتيم همگي (به زمين) فرود آئيد در حالي كه بعضي دشمن ديگري خواهيد بود، و براي شما تا مدت معيني در زمين قرارگاه و وسيله بهره برداري است.(۳۶)

    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    «فازلّهماالشّیطان»
    شیطان آدم و همسرش را دچار لغزش ساخت
    این لغزانیدن بدان دلیل به شیطان نسبت داده شده است که به سبب وسوسه هاى پیاپى او انجام گرفت و کار بجایى رسید که آنان از آن باغ زیبا و نعمتهاى گوناگون و آن مقام رفیع فرود آمدند. و منظور از شیطان نیز همان «ابلیس» است که در آیات گذشته از او سخن رفت.
    «فاخرجهما ممّا کانا فیه»
    شیطان آن دو تن را از آنچه در آن قرار داشتند و غرق در نعمت و آسایش بودند، خارج ساخت
    گفتنى است که بیرون راندن آدم از بهشت و فرودش به زمین، براى کیفر کردن او نبود؛ چرا که او گناهى مرتکب نشده بود. او از پیام آوران خداست و ما با دلایل بسیار و تردیدناپذیر، پیامبران را برخوردار از عصمت مى دانیم؛ آنان به گناه و بیداد و اشتباه و انحراف دست نمى یازند و کسانى که جز این درمورد آنان بپندارند، آن برگزیدگان بارگاه خدا را درست نشناخته و بزرگترین دروغ را به خدا نسبت داده اند.
    با این بیان، بیرون ساختن آدم از بهشت بدان جهت صورت گرفت که با خورده شدن میوه آن درخت ممنوع به وسیله آدم، مصلحت تغییر یافت و حکمت و تدبیر آفریدگار فرزانه هستى ایجاب کرد که آدم و همسرش را به زمین فرود آورد و به اداى وظیفه و رعایت مقررّات خویش و مشکلات زندگى گرفتار سازد؛ لباس بهشت را از اندامشان بیرون آورد و همه نعمتهایى را که از سر مهر و بخشایش به آنان ارزانى داشته بود، بازپس گیرد؛ و همانطور که انسانهاى برخوردار از ثروت و سلامت و جوانى و نشاط و خوشیها و آسایشهاى زندگى را گاه با بازپس گرفتن همه نعمتها و جایگزین ساختن گرفتاریها و نیازها مى آزماید، آدم و همسرش را نیز بدینصورت تحت آزمون سخت قرار داد. و روشن است که همه این فراز و نشیبهاى هدفدار و حکمیانه، به منظور ساخته شدن انسانها و بارورى و شکوفایى استعدادها و تواناییهاى آنها و نیز بخاطر آبدیدگى و استحکام در کوره آزمون و بروز نیروى شگرف مقاومت و پایدارى و شکیبایى انسان است.
    یک پرسش: با توجّه به اینکه شیطان پس از سرباز زدن از سجده برآدم و سرکشى و خودکامگى، از بهشت آدم رانده شد و آدم و همسرش در آنجا سکونت گزیدند، چگونه باز هم شیطان توانست آنان را وسوسه کند؟
    پاسخ: برخى بر این باورند که بعد از رانده شدن شیطان از بهشت، آدم به انگیزه کنجکاوى، نزدیک درِ بهشت مى آمد و شیطان نیز که از نزدیک شدن به آنجا منع نشده بود، به او نزدیک مى شد و با وى سخن مى گفت؛ و در همین گفتگوها او را وسوسه کرد. به هر صورت، ظاهر آیات، نشانگر رویارویى و گفت و شنود مستقیم شیطان با آدم است.
    «قلنااهبطوا»
    [به زمین ] فرود آیید
    چرا قرآن شریف با اینکه روى سخنش با آدم و همسرش بوده، واژه جمع بکار برده است؟
    در پاسخ به این پرسش، نظراتى ارائه شده است؛ ازجمله:
    1. بعضى گفته اند: روى سخن این فراز از آیه شریفه با آدم و همسرش و شیطان بوده است که در بهشت بودند. درست است که شیطان پیش از این مرحله از بهشت رانده شده بود، امّا منافات ندارد که باز هم گفته شود: «بیرون روید».
    2. برخى بر این باورند که روى سخن با آدم و همسر و نسل اوست.
    3. پاره اى مى گویند: روى سخن با آدم و همسر اوست؛ امّا جمع آوردن واژه «اهبطوا» مطابق روش محاوره عربى است که نخستین مرحله جمع را از دو عدد یا دو تن بحساب مى آورند؛ براى نمونه، به این آیه شریفه دقت کنید که ضمیر «نا» به معناى «ما» را درمورد خداى یکتا بکار برده است و ضمیر «هم» را درمورد دو پیامبر او: «... اِذْ نَفَشَتْ فیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدینَ.»(129) (و داوود و سلیمان را [بیاد آور] آنگاه که درمورد آن کشتزار - که گوسفندان قوم، شب هنگام در آن چریده بودند - داورى مى کردند، و ما گواه داورى آنان بودیم).
    4. گروهى گفته اند روى سخن با آدم و همسرش و وسوسه است.
    5. و عدّه اى نیز بر این اندیشه اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسرش و حیوانى است که شیطان با آن، آنها را وسوسه کرد.
    یادآور مى شود که دو نظر چهارم و پنجم، سست و بى دلیل اند.
    «بعضکم لبعض ٍ عدوٌّ»
    شما دشمن یکدیگر خواهید بود
    گرچه در آدم چیزى که باعث دشمنى شود، دیده نشد، و حسدورزى و نافرمانى شیطان این دشمنى را پدیدآورد، امّا پس از آن مرحله، دشمنى میان دو طرف عمیق شد؛ از این رو، دشمنى آدم با شیطان، ایمان و تقوا و ارزش است؛ امّا دشمنى شیطان با آدم، کفر و زندقه و بیداد.
    دسته اى از مفسّران گفته اند: منظور آیه شریفه، دشمنى نسل آدم با شیطان و نسل اوست؛ و روشن است که آیه در مقام هشدار است، نه دستور و فرمان؛ چرا که خدا به دشمنى و عداوت فرمان نمى دهد. و در اینجا سخن درمورد هبوط و فرود است؛ امّا پیش از آن وقایعى رخ داد که دشمنى میان این دو گروه را پدید آورد.
    برخى نیز بر این عقیده اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسر اوست. با این بیان، دشمنى و عداوت نیز همان ناسازگارى میان نسل آنان است؛ و بدان دلیل روى سخن با آدم و همسرش است که اصل و پایه نسل انسانند.
    «ولکم فى الارض مستقرٌّ و متاعٌ الى حین ٍ»
    و براى شما در روى زمین قرارگاه و آرامشى است و تا فرا رسیدن آخرین لحظات زندگى و پایان عمر، از آن بهره مند مى شوید
    ابوبکر سراج مى گوید: اگر در آیه شریفه «الى حین ٍ» نیامده بود، امکان داشت این پندار پیش آید که اقامت در زمین تا بینهایت خواهد بود؛ به همین جهت فرمود: «الى حین ٍ» تا روشن سازد که سکونت در زمین براى آدم و نسل او همیشگى نخواهد بود.
    و آخرین نکته در آیه شریفه این است که: خدا در این آیه و آیات قبل و بعد از آن، گناه آدم را به شیطان و اغواگرى او نسبت مى دهد، نه به خود آدم؛ و این نشانگر این واقعیت است که گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست. خداى پر مهر نه کسى را از عبادت و یکتاپرستى و پیمایش راه نجات و رستگارى بازمى دارد و نه کسى را به گناه و انحراف مى کشاند؛ زیرا آفریدگار هستى از آنچه به شیطان نسبت داده شده و زیبنده شیطان و شیطان صفتان است، پاک و منزّه است.
    این نکته نیز روشن مى شود که وسوسه شیطان در افکندن انسان به گناه، اثر مخرّبى دارد؛ از این رو باید هشیار بود و از شرارت و وسوسه هاى او به خدا پناه برد.


    ویرایش توسط hamedjj : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۲:۴۲

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    هفتمین پوستر مربوط به آیه 37 سوره بقره و توبه انسان و قبول این توبه از سوی خداوند است .

    بسم الله الرحمن الرحیم
    فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴿۳۷﴾
    سپس آدم از پروردگار خود كلماتي دريافت داشت (و با آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذيرفت، خداوند تواب و رحيم است.(۳۷)

    طراحی پوسترهای قرآنی - قسمت اول خلقت انسان

    (فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه )پس آموخت آدم ازپروردگارش کلماتی را و بسوی او توبه نمود)،(تلقی ) به معنای آموختن به وسیله تلقین می باشد و این ، گرفتن کلام با فهم و دریافت درست است و همین آموختن توبه را برآدم (ع ) هموار نمود وازاینجا ظاهر می شود که توبه دو قسم است ،یکی توبه ای ازجانب خدا که آن ، برگشت بسوی بنده است با رحمت و دیگری توبه ای ازجانب بنده و آن بازگشت بسوی خداست با استغفار و ترک معصیت ومتعاقب آن توبه ای از جانب خداست به پذیرش و قبول توبه بنده ،پس توبه بنده پیچیده و محفوف است بین دو توبه از پروردگارش ،(ثم تاب علیهم لیتوبوا)(خدابسوی آنها توبه کرد تا توبه نمودند)، چون همانا ازجمله اسمائی که آدم ازخداوند فرا گرفت کاری بود که گنه کار را هنگام گناه مفید واقع می شود و شایدآموختن و تلقی او ازپروردگار به چیزی ازآن اسماء مربوط باشد ،و آدم پس ازارتکاب آن امر هبوط یافت اما اگر آدم در همان مهبط خود باقی می ماند ،هلاک می شد و اگر به سعادت اولی خود باز می گشت ،نفس خود را به تعب افکنده بود،پس در هر حال به نفس خود ستم کرد، جز اینکه با همین عمل خود را در مسیرسعادت و در طریق کمال قرار دادکه اگر این عمل را نمی کرد و به زمین نازل نمی شد متوجه ذلت و مسکنت و قصور خویش نمی گردید و لذت توبه رانمی یافت و به آن سعادت و کمال نمی رسید و بدون برخورد با رنج و زحمت مادی ارزش روح و راحت در جوار رب العالمین را در نمی یافت ، چون توبه همان راهی است که آن را برای هدایت به روی بشر گشودند و به دنبال همین راه و هدایت بود که در هرعصری ،دینی و ملتی برای بشر تشریع شده ،لذا هبوط آدم امری تکوینی بود که لازمه اش نزدیکی وی به درخت ممنوعه بود، مانند اینکه لازمه کشته شدن ، سم خوردن یابه آتش سوخته شدن است یا لازمه دخول درآتش ترک صلاه است ،(انه هو التواب ): همانا اوست آمرزنده چون با مغفرت خویش بسوی بنده باز می گردد،(الرحیم ):و مهربان است به سبب این مغفرت نسبت به بندگانش .
    برگرفته از تفسیر المیزان


    توبه بنده محفوف و پیچیده به دو توبه از خدا است و در بین آن دو قرار مى ‏گیرد:
    1- اگر بنده بخواهد از لجن ‏زار گناه نجات یافته و توبه کند، محتاج به این است که خداوند چنین توفیقى به او بدهد و اعانت و رحمت خود را شامل حال او بسازد تا او موفق به توبه گردد.
    2- اگر بنده موفق به توبه شد، تازه باز محتاج به یک توبه دیگرى از خداست و آن این است که باز خداوند به رحمت و عنایتش به سوى بنده رجوع کند و رجوع او را بپذیرد.
    پس توبه بنده وقتى قبول شود، بین دو توبه از خداوند قرار گرفته است همچنانکه آیه «ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا» (توبه/118) بر این معنا دلالت دارد.

    گریه حضرت آدم بر امام حسین علیهما السلام - سيد علي بهبهاني صاحب کتـاب درالثـمـین در ذیل این آیه شریفـه نقـل مـى کند؛ که چـون خـداى متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامى خمسه آل عبا را مشاهده کرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئیل پرسید: اینان کیستند؟
    جبرئیل آنها را مـعـرفـى کرد و سپس گفت خدا را به این اسامى بخوان تا توبه ات را بپـذیرد، آدم پـرسید چگونه بخوانم ، جبرئیل گفت : بگو یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على ، یا فاطر بحق فاطمة ، یا محسن بحق الحسن و (یا قدیم الاحسان) بحق الحسین ، و منک الاحسان .
    وقـتـى جبرئیل نام حسین را برد قلب آدم على نبینا و آله و علیه السلام شکست و اشکش جارى شد، گفت : برادرم جبرئیل چرا هنگامى که نام پنجمى را بر زبان جارى نمودم قلبم شکست و اشکم جارى شد؟
    جبرئیل گـفـت : براى این فـرزندت مصیبتى روى مى دهد که مصائب در پیش ‍ آن کوچک و حقیرند.
    آدم گفت : اى برادر آن مصیبت چگونه است ؟
    جبرئیل گـفـت : یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا لیس له ناصر و لا معین (( او را با لب تشنه مى کشند در حالى که غریب و بیکس و تنها است و یار و یاورى ندارد ))
    ولو تـراه یا آدم و هو یقـول : وا عـطشاه وا قـله ناصراه حتـى یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان ، فلم یحبه اءحد الا باسیوف و شرب الحتوف فیذبح ذبح الشاة من قفاه و ینهب رحله اءعداوه و تشهر راسه و رؤ س انصاره فى البلدان و مـعـهم النسوان کذالک سبق فـى عـلم الواحد المـنان فـبکى آدم و جبرئیل بکاء التکلى .
    (( و اگر ببینى اى آدم او را در آن روز که مى گوید: واى از تشنگى و کمى یار و یاور و تـشنگـى چـنان بر او غـلبه کند که آسمـان به چـشمـش تـیره و تـار آید مثل اینکه دود فاصله شده است پس هیچکس او را یارى نکند مگر با شمشیر که بجانش افتند و او را مـانند گـوسفند ذبح کنند و سرش را قفا ببرند و دشمنان پس از کشتن اموالش را غـارت نمایند و سرهاى او و یارانش را شهر به شهر و دیار به دیار بگردانند و زنانش را اسیر نمایند.
    و این چنین در علم خداى واحد منان گذشته است .
    سپس آدم و جبرئیل گریستند مانند زنى که فرزندش مرده باشد.



  12. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود