جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟




    سلام
    در آيه 18 سوره نمل مى گويد حضرت سليمان(عليه السلام) سخن گفتن مورچه را شنيد ولى علم روز مى گويد مورچه سخن نمى گويد، و اصولاً آيا آن مورچه از همين مورچه هاى معمولى بودند و آيا اين مورچه نر بود يا ماده؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرانی 4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۴:۱۸

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    براساس مفهوم آيه «حتي اذا اتوا علي واد النمل قالت نمله يا ايها النمل ادخلوا مساکنکم لا يحطمنکم سليمان و جنوده وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ»(تا چون به وادی مورچگان رسید موری (یعنی پیشوای موران) گفت: ای موران، همه به خانه‌های خود اندر روید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند.)(1) سه پرسش مطرح مى شود:

    1 نخست آيا اين مورچه كه با حضرت سليمان صحبت كرد از همين معجزه هاى معمولى زمان ما بوده است يا از يك مورچه پيشرفته و فوق العاده بوده است؟

    2. با آنكه معروف است كه مورچه ها سخن نمى گويند و از طريق «بو» كردن با همديگر تماس برقرار مى كنند پس چطور سخن گفت؟

    3. ب اینکه فعل مؤنث براى مورچه «قالت» ذكر شده آيا مورچه ماده بود يا نر؟

    در پاسخ به پرسش اول باید عرض کنم که كار حضرت سليمان به عنوان كار فوق العاده و معجزه اى مطرح بوده و جزو قدرت هاي الهي است که «علمنا منطق الطير» (2).
    همچنين آشنايى با زبان پرندگان را خداوند به حضرت سليمان ياد داد حال اگر مراد از مورچگان و پرندگانى كه حضرت سليمان با آنها حرف زده اين مورچگان و پرندگان نبوده اند. بلكه يك نسل پيش رفته اى بوده اند نبايد كار سليمان كار فوق العاده اى بوده باشد.
    همچنين كلماتى كه در قرآن بكار رفته است و به صورت مطلق و بدون قرينه و قيد هستند بايد آنها را بر معانى عرفيه و آنچه كه عرف مردم مى فهمند حمل كرد. بعضى از دانشمندان جانورشناس گفته اند: مورچه يكى از قديمى ترين جانوران كره خاكى است و هر قدر عقب برويم باز مى بينيم كه مورچگان در دنيا وجود داشته اند!

    منبع:
    1- نمل 18.
    2- نمل: 16.
    آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ پرسش دوم كه چگونه مورچه ها از آمدن حضرت سليمان و لشكريانش با خبر شد و چگونه مورچه سخن گفت:
    اولاً با همه مطالعات دانشمندان در زندگى حيوانات و بحث و بررسى و تأليف كتابهاى زياد در باره حيوانات ولى اطلاعات ما درباره ى آنها بسيار كم مى باشد و هنوز ابهامهاى فراوانى در اين زمينه داريم ولى نمى توانيم اين حقيقت را انكار كنيم كه آثار هوش و ذكاوت و مهارت در كارها براى دانشمندان موجب شگفت مى باشد.
    زندگى اجتماعى بعضى از آنها مثل همين مورچه و زنبورعسل و مسئله خانه سازى و تقسيم كار توجه خاصى براى جمع آورى غذاى ويژه و دقت فوق العاده در مورد بهداشت و بالاتر توجه دقيق و شناخت فوق العاده از جو طبيعت و هوى شناسى و سپس بعضى از آنها از حوادث آينده است و جمع آورى نيازمندى ها زمستان و طرز ذخيره و انبار آنها و مسئله دفاع كردن حيوانات از خود در برابر دشمن و نيز آگاهى آنها از درمان بسيارى از بيمارى ها و پيدا كردن لانه و خانه خود از فاصله بسيار دور دست و صدها نكات علمى ديگر كه از اين طريها معلم دانش تمدن بشرى بودن و به قول علامه طباطبايى در ذيل آيه مى فرمايد از شگفتيهاى مهم و دقت در ادراكات انواع حيوانات... مى باشد و اين ادراكات به قدرى بالاست كه ادراكات اكثر افراد انسان به آن نمى رسند.

    به همين دليل آنها با ادراكاتى كه داشتند از آمدن حضرت سليمان خبر دار شدن و با همان وسايل ارتباطى كه همين خودشان در زندگى اجتماعى داشتن همديگر را خبردار كردند و اين مسئله مثل تقسيم كارى كه بين شان بود مسئله اطلاع رسانى است همين مورچه بود به ديگران خبر داد حضرت سليمان هم كه مجهز بود به دستگاه مجهز گيرنده علمى كه همان علم شناخت زمان حيوانات و متوجه شد.

    بلى نكته اى كه در اينجا قابل بررسى است آن كلام مورچه است كه به عنوان «قالت» مورچه گفت و اگر ما نپذيريم كه آنها سخن مى گويند كلمه قال همه جا به معنى سخن گفتن نيست بلكه بعضى از معانى مجازى اگر نگوئيم حقيقى «قالت» در كتب لغت به «اشاره» و رفتن و ميل توجه كردن اظهار داشتن كوشش كردن... مى آيد كه تمام اين معانى كنايه از وسيله ارتباط بين دو دسته يا دو فرد است و لازم نيست سخن گفتن باشد. ثانياً حكومت سليمان توأم با خارق عادات و كارهاى اعجازآميز بود روى همين اصل بعضى از مفسران اظهار عقيده كرده اند كه دارا بودن اين سطح آگاهى از ناحيه قشرى از حيوانات در عصر سليمان خود يك اعجاز و خارق عادت بوده است و چه مانعى دارد كه علتى بر اساس قانون كنايه و مجاز و مانند آن حمل نمائيم هر چند اگر راه ديگرى نبود آن راه در ادبيات جهان مورد اعتبار و اعتماد است.

    ثانیاً: كسى نمى تواند ادعا كند كه هر نوع نطق و صوت كه در حيوانات وجود داشته باشد قابل درك و فهم براى همه افراد باشد و اين مطلب امروز از ضروريات علوم روز است كه ظرفيت شنوايى گوشهاى ما محدود به حد و ميزان خاصى مى باشد و فقط صداهايى كه امواج و ارتعاش آن از 16 هزار تا 32 هزار باشد و يا بيشتر از 32 هزار باشد گوش ما از شنيدن آن عاجز است و به همين دليل ما معتقديم كه مورچه هاى غير وسايل ديگرى كه عامل ارتباط مقصود ما و مفاهيم بين آنها است دارند بلكه نوعى صدا و حرف زدن با همديگر را دارند كه براى انسان هاى عادى به دليلى كه گفته شد قابل درك نمى باشد و اصولاً دليل ندارد كه سخن گفتن و حرف زدن آنها مثل تكلم انسانها باشد.

    بلكه در علم زيست شناسى ثابت شده كه مورچگان براى خودشان صداهايى دارند و با هم ديگر حرف مى زنند بعضى از علماء زيست شناسى گفته اند مورچگان علاوه بر اين كه با شاخك هاى خود با هم حرف مى زنند وسيله اى ديگر هم دارند زيرا وقتى كه لانه ى مورچه ها مورد حمله قرار مى گيرد يا واقعه ى غير منتظره اى روى مى دهد. مورچگان چنان با سرعت از خطر باخبر مى شوند كه بايد قبول كرد اين اعلام خطر به وسيله ى ديگرى غير از تماس شاخكها به عمل آمده و شايد از امواج هاى كه هنوز ما نشناخته ايم استفاده مى كنند. پس مورچه ها صداهايى براى خودشان دارند كه دلالت بر مقصودشان مى كند اما سيستم شنوايى ما طورى است كه قدرت شنيدن آنها را ندارد اما كسى كه خدا آن قدرت را به او عنايت كرده مثل سليمان و ائمه(عليه السلام) مى توانند آن صداها را بشنوند و آن صداها را هم تشخيص بدهند.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۲:۳۳
    آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اما در پاسخ به پرسش سوم که درباره جنسيت مورچه است بايد گفت:
    بعضى از مفسرين اين احتمال را داده اند مورچه اى كه بقيه ى مورچه ها را مورد خطاب قرار مى دهد و مى گويد به داخل خانه هايتان برويد ماده بوده زيرا در اين آيه آمده است: قالت نملة(1 ) كه فعل به صورت مؤنث است كه دلالت بر ماده بودن مورچه مى كند.
    بعضى از مفسرين هم گفته اند اين تاء در فعل «قالت» تاء تأنيث لفظى است و لذا اين تاء دليل بر مؤنث حقيقى مورچه نمى كند و اين كه فعل مؤنث آمده از باب رعايت مؤنث لفظى و مجازى است چون ممكن است نملة مؤنث مجازى باشد.
    همانطورى كه در كتب لغت مثل المنجد مى گويد:
    «نملة» هم در مؤنث و هم در مذكر استعمال مى شود و به خاطر رعايت مطابقت لفظ كلمه «نملة» فعل «قالت» هم مؤنث آمده باشد. پس اين جمله «قالت» دليل بر مؤنث بودن مورچه نمى باشد.
    البته دانستن اين كه اين مورچه نر بوده يا ماده در آنچه كه هدف قرآن و اين سوره است تأثيرى ندارد.

    1. نمل 18.

    آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    داستان مختصر سلیمان و مورچه




    برای اینکه دوستان از آیه اطلاعات بیشتری داشته باشند بنده اجمالا این داستان را ذکر میکنم.
    همانطور که در بالا مشخص شد داستان سلیمان و مورچه را قرآن در سورة نمل(1) بیان نموده است. بدین شرح:
    حضرت سلیمان پادشاهی و پیامبری را از داوود به ارث برد و خدا سلطنتی بی نظیر به او عنایت کرد و زبان جانوران را به او آموخت، تا سخن آن ها را بفهمد و برای مردم بیان کند. یک روز حضرت سلیمان در کوکبة جلال و موکب عظمت و اقبال به راه افتاد و گروهی از جنّ وانس و پرندگان همراهش بودند تا به سرزمین عسقلان رسید.

    و به وادی مورچگان وارد شد، پس مورچه ای از میان مورچگان کوکیة او را از دور دید و ترسید که مورچگان در زیر سم اسبان سپاه سلیمان نابود شوند، پس به آنان بانگ زد که به لانه های خویش روی تا سلیمان و سپاهیانش بدون توجه شما را هلاک نکنند.

    حضرت سلیمان سخن مورچه را فهمید و از شنیدن آن لبخندی زد و خدا را بر فهمیدن آن منطق عجیب سپاسگزاری کرد و از طرز احساس آن مور در عجب شد، چون که از سخنش معلوم بود که مورچگان می دانستند که سلیمان پیامبر است. و پیامبران خلق خدا را از روی عمد آزار نمی دهند. سلیمان از پروردگار خود خواست که او را بر شکر نعمت ها و مزایایی که به او بخشیده است توفیق دهد و اعمال مفید و شایسته را به دستش روان سازد و او را از عطایای خود بهره مند کند و پس از وفات در زمرة صالحان قرار دهد.(2)

    منابع:
    1. نمل (27) آیة 16 به بعد.
    2. صدرالدین بلاغی، قصص قرآن، ص 190 و 191.

    آیا واقعا سلیمان با مورچه سخن گفت؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود