صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286

    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩




    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩
    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩

    ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى
    گفت‏وگو با محمدكاظم شاكر


    محمدكاظم شاكر در سال 1342 شمسى در شهرستان ميبد از توابع استان يزد ديده به جهان گشود. دبيرستان را در رشته علوم تجربى به پايان برد و كارشناسى علوم دينى و معارف اسلامى را در مدرسه عالى شهيد مطهرى گذراند. آن‏گاه وارد حوزه علميه قم شد و پس از اتمام‏دروس سطح حوزه، از سال 68 به تحصيل در خارج فقه و اصول پرداخت و دوره‏هاى كارشناسى ارشد و دكتراى علوم قرآن و حديث را دردانشگاه‏هاى تهران و تربيت مدرس به پايان برد. در سال 1368 فارغ‏التحصيل ممتاز دانشگاه تهران شد و از رئيس جمهور وقت، على اكبر هاشمى رفسنجانى، لوح تقدير دريافت كرد. وى هم اكنون عضو هيئت علمى دانشگاه قم است. كار تخصصى ايشان، روش‏هاى تفسيرى است و به تازگى تحقيقاتى را نيز در زمينه مقايسه روش‏هاى تفسيرى بين كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان و روش تفسيرى قرآن كريم به عمل آورده است. از وى كتاب‏ها و مقالات متعددى در زمينه علوم قرآنى به چاپ رسيده است. دكتر شاكر، دبير اولين دوره انتخاب كتاب سال علوم و معارف قرآنى است.




    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩

    كتاب‏شناخت دكتر محمد كاظم شاكر


    كتاب‏هاى چاپ شده:


    1. روش‏هاى تأويل قرآنى (در دانشنامه قرآن‏پژوهى آقاى خرمشاهى معرفى شده است)؛


    2. قواعد وقف و ابتدا در قرائت قرآن كريم (در دانشنامه قرآن‏پژوهى آقاى خرمشاهى معرفى شده است)؛


    3. فقر و غنا در قرآن و حديث؛


    4. باطن و تأويل قرآن (كار مشترك با آقاى على اكبر بابايى)؛


    5. مبانى و روش‏هاى تفسير؛


    6. قرآن در آينه پژوهش (از دفتر اول تا دفتر چهارم).




    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    پژوهش و حوزه: چه نوع تحليل‏ها و برداشت‏هايى از وحى وجود دارد و ديدگاه شما در اين باره چيست؟


    ، ديدگاه سنتى در ميان اهل اديان توحيدى، اين است كه پيامبران به واسطه فرشته‏اى (جبرئيل) پيام خداوند را دريافت مى‏كنند كه اين پيام همان «وحى» است. با اين حال در طول تاريخ ديدگاه‏هاى مختلفى، هم در ميان دانشمندان مذهبى و هم غيرمذهبى به‏وجود آمده است. اما در ميان مسيحيان و مسلمانان نظريات جديدى عرضه شده كه كم و بيش با نظريه سنتى متفاوت است. در غرب تا قرن پانزدهم همان ديدگاه سنتى وجود داشت؛ اما با كشف مغايرت برخى قضاياى دينى ـ كه در كتاب مقدس مطرح شده و به عنوان وحى تلقى شده بود ـ با قضاياى علمى، بسيارى را بر آن داشت كه اساساً وحى را منكر شوند. اين تفكر چنين تبليغ مى‏كرد كه پيامبران افرادى بوده‏اند كه براى رسيدن به شهرت و مقام به‏دروغ ادعا كرده‏اند كه از سوى خداوند وحى دريافت مى‏كنند. اين وضعيت تا قرن هيجدهم به همين منوال ادامه داشت تا آنكه علم براساس يك‏سرى آزمايشات روان‏شناسانه پذيرفت كه انسان فقط جسم و ماده نيست، بلكه هر شخصى داراى روحى است كه خارج از ساز و كارهاى مادى و جسمانى عمل مى‏كند. آنها با اجراى خواب مصنوعى روى بسيارى از افراد، دريافتند كه روح انسان در آن حالت قادر است اطلاعات عجيبى را كسب كند كه در حالت عادى امكان ندارد؛ اطلاعاتى كه در يك لحظه به دست مى‏آيد و مربوط به زمان‏هاى گذشته يا مكان‏هاى دور دست است. با اين دستاوردهاى علمى، غرب از موضع خود مبنى بر انكار وحى و دروغ پنداشتن ادعاى پيامبران يك قدم عقب‏نشينى كرد و پذيرفت كه روح انسان مى‏تواند به حالتى برسد كه اطلاعاتى را از غيب كسب كند. اما با اين تحليل نيز پذيرش صحت وحى مستلزم آن نبود كه بپذيرند خداوند بر پيامبران وحى مى‏فرستد؛ بلكه چنين مى‏گفتند كه پيامبران افرادى هستند كه داراى روحى متعالى و شگفت‏اند كه قادر است از جهان‏هاى ديگر (غيب) اطلاعات كسب كنند و همين روح گاهى براى خودشان مجسم مى‏شود؛ به طورى كه فكر مى‏كنند شخص ديگرى، يعنى فرشته نزد آنها آمده، به آنها اطلاعات و اخبارى را مى‏رساند. اين ديدگاه از وحى مى‏توانست خطاهاى كتاب مقدس را نيز توجيه كند. به اين معنا كه وحى اطلاعات خالص نيست كه خداوند به افراد داده باشد، بلكه حاصل تعامل روح پيامبران با بدن، جهان ماده و جهان غيب است و در اين تعامل، گاه اشتباه هم رخ مى‏دهد و امور غيرواقعى هم ممكن است واقعى جلوه كنند.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    ديدگاه ديگرى نيز در غرب در دهه‏هاى اخير به وجود آمده است و آن اينكه وحى يك تجربه دينى است. اين ديدگاه، بر آن است كه پيامبران مواجهه‏اى با خدا و عالم غيب داشته‏اند و بعداً تجربه خود را تفسير كرده‏اند. به عبارت ديگر آن تجربه عارفانه بر شخصيت و روح و زندگى آنها اثر گذاشته، متناسب با آن روش زندگى و آداب خاصى را براى روابط اشخاص با خود، ديگران و خدا ترسيم مى‏كنند كه مجموعه آنها همان آيين‏هاى الهى است. طبق اين ديدگاه، متون دينى، تفسيرها و برداشت‏هاى پيامبران يا نويسندگان كتاب‏هاى مقدس از تجربه‏اى است كه در مواجهه با خدا و عالم غيب داشته‏اند و آنچه در كتاب‏هاى مقدس عرضه شده است، سخن خداوند نيست؛ بلكه تفسيرهايى از تجربه دينى افراد است. همان گونه كه افراد مختلف در تجربه‏هاى عادى، نتيجه‏هاى متفاوتى مى‏گيرند و روش و منش خود را در زندگى براساس آن تجربيات بنا مى‏كنند، پيامبران و عارفان نيز ممكن است تفسيرهاى متفاوتى از تجربه پيامبران يا عارفانه خود عرضه كنند و براساس آن آيينى را براى زندگى دينى پيش نهند.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    در ميان مسيحيان، ديدگاه ديگرى در مورد وحى وجود دارد و اين ديدگاه حاصل نگاه متفاوتى است كه آنها به عيسى و پيامبران دارند. آنها مى‏گويند پيامبران حامل وحى‏اند، اما عيسى خود تجسم وحى الهى است. از اين رو آنها قائل نيستند كه عيسى از جانب خداوند كتابى به نام انجيل آورده است، بلكه خود او تجسم انجيل الهى است. در مورد وحى و الهام بر پيامبران و رسولان نيز بسيارى از مسيحيان امروزه معتقدند كه نوشته‏ها و سخنان آنها دو موءلف و گوينده دارد: موءلف الهى و موءلف انسانى. بنابراين ديدگاه نمى‏توان آنچه را در كتب دينى و مقدس آمده، يكسر سخن خدا دانست، بلكه روحيات، شرايط و مقتضيات زمان و مكان نيز بر محتواى وحى موءثر بوده است.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    در يكى از دائرة المعارف‏هاى مسيحى آمده است كه فرق وحى از ديدگاه مسيحى و ديدگاه اسلامى آن است كه مسلمانان شخصيتِ پيامبر را مانند اسفنجى مى‏دانند كه آب را از درون ظرفى جذب مى‏كند و بدون آنكه كوچكترين دخالتى در آن داشته باشد، مى‏تواند آن را به ظرف ديگرى منتقل كند؛ يعنى شخصيت پيامبر هيچ‏گونه دخالت و تأثيرى بر روى وحى ندارد و پيامبر آنچه را كه دريافت كرده، بى‏كم و كاست به مردم منتقل مى‏كند. اما در ديدگاه مسيحى وحى به رسولان، الهام روح القدس است، اما آنها هر يك با توجه به مقتضيات مختلفى كه داشته‏اند، به شكلى و زبانى به مردم منتقل مى‏كرده‏اند.

    بايد گفت كه بستر همه اين ديدگاه‏ها، «فرهنگ و تمدن غرب»، «علوم تجربى و روش‏هاى كشف حقيقت در آن» و «ويژگى‏هاى متون مقدس عهدعتيق و عهدجديد» است. به عبارت ديگر، اين فرضيه‏ها همگى حاصل تعامل واقعيت‏هاى موجود در متون مقدس يهودى ـ مسيحى، فرهنگ و تمدن غرب و روش‏هاى مرسوم در علوم تجربى براى كشف حقيقت است.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    ما مسلمانان قرآن را كلام خدا مى‏دانيم و ويژگى‏هاى بيانى قرآن به گونه‏اى است كه جز اين را نمى‏توان گفت. در بسيارى از موارد پيامبر اكرم(ص) مورد خطاب خداوند قرار مى‏گيرد و تمام اين خطاب‏ها با همان الفاظ عيناً نقل شده است. حتى در مواردى كه با لفظ قل مورد خطاب قرار گرفته است، فقط محتواى پيام نقل نمى‏شود، بلكه واژه «قل» نيز نقل مى‏شود. بنابراين كسى كه ويژگى‏ها و اسلوب‏هاى كلامى و خطابى قرآن را مطالعه مى‏كند، به روشنى در مى‏يابد كه اسلوب بيانى، حكايت از آن دارد كه اين سخنان از خود پيامبر نيست، بلكه هم محتوا و هم الفاظ از آن خداوند است. با توجه به نظريات جديد در مورد افعال خداوند، مى‏توان گفت كه وحى خداوند بر پيامبران از نوع «افعال گفتارى خداوند» است؛ يعنى همان طور كه خداوند با توجه به صفات فعليه‏اش جهان و موجودات جهان را مى‏آفريند و به آنها روزى مى‏دهد، يكى از افعال خداوند، ايجاد كلام و سخن است. بنابراين نبايد پنداشت كه چون سخن گفتن با اصوات و حروف و كلمات از ويژگى‏هاى انسان‏ها است، پس شأن خداوند، اجلّ است از آنكه با بشر سخن بگويد. در قرآن تأكيد شده است كه خداوند با موسى سخن گفته است: وكلّم الله موسى تكليماً. اين شبهه كه خداوند ممكن نيست مانند انسان سخن بگويد، باطل است؛ زيرا خداوند، سخن و كلام را خلق مى‏كند؛ همان طور كه اجسام را خلق كرده است، بدون آنكه خود جسمانى باشد.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    پژوهش و حوزه: اگر قرآن داراى يك زبان است، آيا همان زبان عموم عقلا و عرف مردم است، يا زبان مخصوص به خود را دارد؟


    ، وقتى گفته مى‏شود كه زبان قرآن، زبان عرف عام است يا زبان عرف خاص، در آغاز بايد تعريفى روشن از «عرف عام» و «عرف خاص» ارائه كرد. طرفداران نظريه «عرف عام» مى‏گويند كه قرآن به زبان فلاسفه سخن نگفته است، يا آنكه مى‏گويند قرآن به زبان عرفا و صوفيه نازل نشده است تا ما ملزم باشيم تفاسيرى را كه آنها مطابق با فرهنگ و اصطلاحات خاص خود عرضه مى‏كنند، بپذيريم. برداشت اين گروه از «عرف خاص بودن زبان قرآن» آن است كه اگر كسى بگويد زبان قرآن، عرف خاص است، يعنى قرآن به زبان يكى از علوم رايج يا مكاتب و فرقه‏هاى كلامى، فلسفى و عرفانى سخن گفته است.

    تعريف ديگر براى «عرف خاص بودن زبان قرآن» اين است كه قرآن كريم زبان خاص خودش را دارد، همان طور كه فلسفه، كلام، منطق و نيز صوفيه، عرفا و... زبان خاص خودشان را دارند.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    به نظر مى‏رسد قرآن زبان عرف خاصى دارد، اما نه به معناى اول، بلكه به معناى دوم؛ به شرحى كه خواهد آمد:

    تحولات مختلف در جامعه انسانى روى زبان و ادبيات اثر مى‏گذارد و معانى واژه‏ها و ساختارها را تغيير مى‏دهد. به طور مثال وقتى در جامعه‏اى انقلاب رخ مى‏دهد، واژه‏هايى با بار معنايى جديد ظاهر مى‏شوند؛ گرچه قبلاً نيز آن واژه‏ها، به كار مى‏رفت، اما در انقلاب با معناى نسبتاً متفاوت و جديد به كار مى‏رود. مجموعه اصطلاحات و واژه‏هايى كه با يك انقلاب متولد مى‏شوند، «ادبيات انقلاب» را تشكيل مى‏دهند. همچنين در جنگ، «ادبيات جنگ» پديد مى‏آيد. اصولاً ايجاد يك عرف خاص به معناى اول نيز جز همين مسير را طى نمى‏كند. به طور مثال وقتى علم پزشكى پديد مى‏آيد، پديدآورندگان اين دانش و كاربران اين دانش، همراه با كار و فعاليت خود در اين رشته، واژه‏هايى را از زبان عمومى مى‏گيرند و با كاربرد خود در معناى خاصى، به آن واژه معناى خاص مى‏دهند. پس عرف خاص پزشكى همراه با علم پزشكى به وجود مى‏آيد، همراه با رشد علم پزشكى نيز رشد مى‏كند و بعد از رواج و گسترش كاربرد واژه‏هاى خاص در اين علم، كسانى به جمع آورى و ثبت آنها در مجموعه‏هايى با عنوان «فرهنگ علوم پزشكى» اقدام مى‏كنند. همه علوم، فنون، حرفه‏ها و تحولات سياسى، اجتماعى، فرهنگى و... همين كاركرد و تعامل را با زبان دارند.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


    دين و قرآن نيز براى جامعه حرف‏هاى جديد و دستور العمل‏هاى جديدى داشته است. به عبارت ديگر جريان آمدن پيامبران و به طور خاص پيامبر اسلام (ص) را مى‏توانيم به عنوان ظهور يك جريان جديد كه مدعى حرف‏هاى جديد و بسيارى است، بدانيم. اين جريان نيز مانند همه جريانات ديگر به طور طبيعى روى زبان اثر مى‏گذارد، واژه‏هاى زبان را به كار مى‏گيرد، اما معانى جديدى را به آنها تزريق مى‏كند. پس همان طور كه فلسفه، پزشكى، فيزيك و نيز عرفا و صوفيه و... سازنده عرف خاص هستند، انبيا و وحى نيز پديدآورنده عرف خاص خود هستند.


    ۩ **♪♪♪**۩----ژرفا و پهناى قرآن‏شناسى ؛ گفت و گو با محمدكاظم شاکر----۩ **♪♪♪**۩


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود