جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هدایت و عذاب خداوندی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,122
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    0

    مطلب هدایت و عذاب خداوندی




    سوالی در ذهن من خطور کرد مبنی براینکه با توجه به ایه قران مبنی براینکه خداوند هیچ قومی را بدون آنکه هدایتکری در ان باشد عذاب نمیکند یعنی عذاب هنگامی صورت میگیرد که امید از هدایت قوم برداشته شود :
    سوال:
    الان اقوامی شاید در این عصر در دنیا باشند که هنوز مثل انسانهای اولیه زندگی میکنن نمونه ای که چندین وقت پیش توسط رسانه ها اعلام شد مبنی برپیداشدن قومی در جنگلهای امازون که مانند انسانهای اولیه زندگی میکنن ایا اینان شامل عذاب خدا میشوند در صورتی که زمین هیچوقت بدون هدایتگر نمیماند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۵:۰۲
    اعوذبالله
    ********
    ماشاالله لا قوة الا بالله
    *******
    یافارس الحجاز ادرکنی یا ابا الصالح المهدی ادرکنی

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان


    نقل قول نوشته اصلی توسط raiat.hossin نمایش پست
    سوالی در ذهن من خطور کرد مبنی براینکه با توجه به ایه قران مبنی براینکه خداوند هیچ قومی را بدون آنکه هدایتکری در ان باشد عذاب نمیکند یعنی عذاب هنگامی صورت میگیرد که امید از هدایت قوم برداشته شود :
    سوال:
    الان اقوامی شاید در این عصر در دنیا باشند که هنوز مثل انسانهای اولیه زندگی میکنن نمونه ای که چندین وقت پیش توسط رسانه ها اعلام شد مبنی برپیداشدن قومی در جنگلهای امازون که مانند انسانهای اولیه زندگی میکنن ایا اینان شامل عذاب خدا میشوند در صورتی که زمین هیچوقت بدون هدایتگر نمیماند؟
    سلام بر شما و وقتتون بخیر

    ظاهرا این فرمایش شما مربوط به این آیه شریفه است :

    مَنِ اهْتَدى‏ فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً.[1]

    هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده، و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است. و هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد، و ما تا پيامبرى برنينگيزيم، به عذاب نمى‏پردازيم.

    اصل فرمایش شما درست است و مفهوم آیه شریفه هم همین است که "خداوند متعال بدون فرستادن رسول (قبل از اتمام حجت) هرگز هیچ قومی را عذاب نخواهد کرد.

    فقط باید با تعیین مفهوم و محتوای دقیق واژه های بکار رفته در این آیه شریفه مفهوم این ایه را مشخص کرد.
    و عمدتا دو واژه در این زمینه نقش بیشتری دارند : "عذاب" و "رسول". این دو واژه باید متناسب با هم معنی شوند.
    مثلا اگر بگوییم منظور از این عذاب؛ عذاب اخروی است باید رسول را به گونه ای معنی کنیم که آموزه های عقلانی را نیز شامل شود. به تعبیر امروزی رسول باطنی را نیز شامل شود. چون افرادی که رسول ظاهری را ندیده اند موظف هستند به مقدار درک و علمشان به دستورات رسول باطنی عمل کنند.

    و در مقابل اگر بگوییم منظور از رسول "پیامبران الهی" است این عذاب (که برداشته شده است) به معنای عذاب اخروی نخواهد بود (یا لا اقل همه عذابهای اخروی را شامل نمیشود) زیرا کسی که به ندای عقل خود گوش نداده و مسیر کفر را در پیش گرفته است؛ و لو اینکه هیچ پیامبری را ندیده باشد در مقابل این کفر عذاب خواهد شد.

    بر همین اساس مفسرین نیز سعی کرده اند با کمک قرائن و شواهد از خود آیات قران کریم یکی از دو دیدگاه را انتخاب کنند :

    1. منظور پیامبران الهی و عذاب دنیایی است.
    2. منظور حجت های الهی (اعم از عقل و وحی) و عذاب اخروی است.

    مرحوم علامه طباطبایی در المیزان قول اول را انتخاب کرده اند و میفرمایند :

    از ظاهر سياقى كه در اين آيه و آيات قبل و بعد دارد بر مى‏آيد كه مراد از" تعذيب" تعذيب دنيوى و عقوبت استيصال باشد، و مؤيد اين احتمال سياق نفى در" ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ" است، زيرا فرق است در اينكه گفته شود:" لسنا معذبين" يا" لا نعذب" يا" لن نعذب" و يا اينكه گفته شود:" ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ" كه در سه تعبير اول، تنها نفى عذاب را مى‏رساند، و در تعبير چهارم استمرار نفى آن در گذشته را افاده مى‏كند، و مى‏فهماند كه سنت الهى جارى در امتهاى گذشته بر اين بوده است كه هيچ امتى را عذاب نمى‏كرد مگر بعد از آنكه رسولى به سويشان مى‏فرستاد و ايشان را از عذاب خدا مى‏ترساند. [2]

    و برخی از دیگر مفسران قول دوم را انتخاب کرده اند.

    در هر صورت هر دو دیدگاه و هر دو برداشت درست است فقط باید مراقب بود که واژه را متناسب با هم معنی کنیم.

    بر این اساس در مورد اقوامی که شما مطرح کردید میگوییم :

    طبق دیدگاه اول :

    چنانچه ایشان دسترسی به پیامبری از پیامبران الهی نداشته اند؛ هرگز گرفتار عذاب دنیایی نخواهند شد. مانند برخی از امت های گذشته که بر اثر انکار پیامبران الهی گرفتار عذاب هایی دنیایی می شدند.

    و طبق دیدگاه دوم :

    چنانچه ایشان به هیچ کدام از پیامبران الهی دسترسی نداشته اند و در عین حال مطابق با فرامین رسول باطنی (عقل) عمل کرده باشند (البته در ان مقدار که عقل به آن راه دارد) در اخرت نیز از عذاب الهی در امان خواهند بود.

    شاید بتوان دیدگاه سومی نیز در اینجا ارائه کرد :

    منظور از "رسول" پیامبران الهی است و منظور از عذاب؛ عذاب ناشی از عدم اطاعت از پیامبران است. و نتیجه اش این میشود :
    هر قوم و ملتی که دسترسی به پیامبران الهی نداشته اند در مقابل تعالیمی که فقط از راه پیامبران قابل دسترسی است عذاب نخواهد شد. یعنی عذاب را متناسب با رسول و رسالت معنی کنیم.

    -----------------------------
    [1] اسراء 15.
    [2] ترجمه المیزان ج13 ص78.
    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۱:۰۵

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی





    پرسش : با توجه به آیه قرآن مبنی براینکه خداوند هیچ قومی را بدون آنکه هدایتگری در آن باشد عذاب نمی کند یعنی عذاب هنگامی صورت میگیرد که امید از هدایت قوم برداشته شود؛ الان اقوامی شاید در این عصر در دنیا باشند که هنوز مثل انسانهای اولیه زندگی می کنند نمونه ای که چندین وقت پیش توسط رسانه ها اعلام شد مبنی برپیداشدن قومی در جنگلهای آمازون که مانند انسانهای اولیه زندگی میکنن ایا اینان شامل عذاب خدا میشوند در صورتی که زمین هیچوقت بدون هدایتگر نمی ماند؟

    پاسخ :هر چند شما اشاره ای به آیه مورد نظرتون نکردید ولی ظاهرا منظور شما این آیه شریفه است:

    مَنِ اهْتَدى ‏فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَرَسُولاً.[1]

    هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده، و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است. و هيچبردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد، و ما تا پيامبرى برنينگيزيم، به عذاب نمى‏پردازيم.

    این فرمایش شما در دو بعد میتواند مورد بررسی قرار بگیرد :

    1. گستره مفهومی آیه شریفه قرآن و تعیین وضعیت افراد مورد اشاره در پرتو آن.
    2. تحلیل اصل قضیه و تعیین تکلیف این افراد در پرتو مجموعه آموزه های دینی.

    در بعد اول

    الف : اصل مفهوم آیه شریفه بین مفسرین اختلافی است :

    " و للمفسرين في الآية مشاجرات طويلة تركنا التعرض لها لخروج أكثرها عن غرض البحث التفسيري." مفسرین در این آیه مشاجرات و اختلافات زیادی دارند که متعرض آنها نمیشویم زیرا خارج از غرض تفسیری ما است.[2]

    " در اينكه منظور از عذاب در اينجا هر نوع عذاب دنيا و آخرت است يا خصوص عذاب استيصال (يعنى مجازاتهاى نابود كننده همچون طوفان نوح) در ميان مفسران گفتگو است، ولى بدون شك ظاهر آيه مطلق است و هر نوع عذاب را شامل مى‏شود. و نيز در اينكه آيا اين حكم، مخصوص آن دسته از مسائل شرعى است كه تنها راه فهم آنها ادله نقليه است و يا همه مسائل را اعم از اصول و فروع، عقلى و نقلى شامل مى‏شود؟ باز در ميان مفسران گفتگو است."[3]

    "بيشتر مفسران قرآن مى‏ گويند: مقصود اين است كه خداوند، پيش از بعثت پيامبران نه در دنيا كسى را عذاب مى‏ كند و نه در آخرت... . وانگهى گروهى از محققان گويند: اگر چه كيفر، در برابر اين امور، جايز است، ليكن خداوند پيش از ارسال پيامبران، از راه فضل و كرم و احسان، كسى را در برابر ترك امور عقلى كيفر نمى‏ دهد."[4]

    ب : دیدگاه های مفسرین :


    1. ب : مرحوم علامه طباطبایی (ره) معتقد است؛ ظاهر آیه شریفه نفی عذابهای دنیوی است و خداوند تا پیامبری نفرستد هیچ قومی را بر اثر گناهانشان در دنیا عذاب نمی کند. اصطلاحا عذاب استیصال[5] را بیان می کند.



    "از ظاهر سياقى كه در اين آيه و آيات قبل و بعد دارد بر مى‏آيد كه مراد از" تعذيب" تعذيب دنيوى و عقوبت استيصال باشد، و مؤيد اين احتمال سياق نفى در" ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ" است، زيرا فرق است در اينكه گفته شود:" لسنا معذبين" يا" لا نعذب" يا" لن نعذب" و يا اينكه گفته شود:" ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ" كه در سه تعبير اول، تنها نفى عذاب را مى‏رساند، و در تعبير چهارم استمرار نفى آن در گذشته را افاده مى‏كند، و مى‏فهماند كه سنت الهى جارى در امتهاى گذشته بر اين بوده است كه هيچ امتى را عذاب نمى‏كرد مگر بعد از آنكه رسولى به سويشان مى‏فرستاد و ايشان را از عذاب خدا مى‏ترساند".[6]

    و همچنین در مجمع البیان :
    خلاصه اينكه: خداوند پيش از فرستادن پيامبران كسى را كيفر نمى‏دهد، بلكه بايد پيامبران بيايند و حقايق را براى مردم روشن كنند و آنچه را مردم با عقل خود تشخيص مى‏دهند، به سمع آنها برسانند، تا اعتقاد آنها كامل شود و شك و ترديد از ميان برود.[7]

    و در دیگر تفاسیر. مانند تفسیر نمونه. [8]


    1. ب : مرحوم شیخ طوسی در تفسیر تبیان دیدگاه خود را اینگونه بیان می فرمایند :

    و این کلام خداوند متعال "وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ‏ حَتَّى‏ نَبْعَثَ رَسُولًا" خبر دادن از جانب خداوند متعال است به اینکه که هیچ کسی به خاطر معاصی اش عذاب نمیشود مگر اینکه حجت بر او تمام شود و پیامبران به سوی او فرستاده شوند و او را به سوی حق راهنمایی کنند. و او را به سوی حق و راه حق راهنمایی کنند. زیرا هرگاه عقل و وحی کسی را به سوی حق دعوت کردند موضوع تاکید میشود و هر گونه شکی از بین خواهد رفت. و این بدان معنی نیست که اگر پیامبری فرستاده نشود عقاب کسانی که مرتکب قبائح عقلی شده اند حسن نخواهد بود. مگر اینکه در فرستادن پیامبر لطفی باشد که بدون آن عذاب کردن حسن نباشد.
    و همچنین گفته شده که معنای "وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ" عذاب نکردن به عذاب استیصال در دنیا است.[9]

    خلاصه :

    1. برخی معتقدند عذاب در این آیه "عذاب استیصال" است. و لذا وقوع عذاب استیصال را منوط به آمدن پیامبران میدانند. و در نتیجه رسول فقط پیامبران الهی را شامل می شود.
    2. برخی معتقدند که عذاب اعم از عذاب دنیایی و آخروی است. (طبق این دیدگاه ایه به حجت های الهی تفسیر می شود) که خود دو دسته میشوند. :

    الف : حتی عذاب اخروی نیز بدون آمدن پیامبران محقق نخواهد شد.زیرا آمدن پیامبر خود لطفی مضاعف دارد که بدون ان عذاب قبیح خواهد بود.
    ب : در مقابل تکالیف عقلی عذاب جایز است ولو اینکه پیامبری نیامده باشد خصوصا در قیامت.

    بنابر این در مورد اقوام مورد سوال باید گفت :
    طبق دیدگاه اول (که مشهور تر نیز هست) چنانچه این افراد به پیامبری دسترسی نداشته باشند هرگز دچار عذاب استیصال نخواهد شد.
    و طبق دیدگاه دوم بنابر نظر برخی حتی عذاب اخروی هم نخواهند داشت و بنابر نظر برخی عذاب اخروی خواهند داشت.
    نکته : منظور از ارسال رسل صرف حضور شخصی پیامبر در بین آن قوم نیست؛ بلکه همین مقدار که آیین پیامبر از طریقی قابل اعتماد و علم آور به دست آنها برسد کافی است.

    و اما بعد دوم
    بحث ثواب و عقاب انسانها بر مدار و معیار حجت است. یعنی خداوند متعال بر اساس حجت و دلیل انسانها را ثواب میدهد یا عقاب میکند و در مقابل انسان نیز بر مدار و معیار حجت و دلیل استحقاق ثواب را پیدا می کند. و در مقابل عقاب ساکت میشود. و این موضوع در برخی آیات قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است. بگونه ای که حتی اتمام ححجت به عنوان فلسفه ارسال پیامبران معرفی شده است.
    رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً .[10] از طرفی در روایت امام کاظم علیه السلام خداوند متعال دو حجت بر مردم دارد یکی عقل و دیگری وحی[11]. و همچنین در بحث های اعتقادی نیز این موضوع مورد توجه قرار گرفته است که بدون بدون حجیت عقل هرگز وحی ثابت نخواهد شد. و ما انسانها در برابر فراورده های عقلی (در صورتی که عقلی بودنش با روشی منطقی ثابت شده باشد مسئولیم) مثل اصل باور به اصول دین وزیر مجوعه های آن هر چند که این آموزه ها در شریعت نیز مورد تاکید قرار گرفته اند.و چنانچه ما عقل را در اینجا حجت و مسئولیت آفرین ندانیم کفار در کفرشان مجاز خواهند بود و خداوند هم حق مجازات انها را نخواهد داشت[12].

    و این مطلبی است که برخی مفسرین نیز در ذیل همین آیه شریفه به آن اشاره کرده اند :
    مرحوم علامه طباطبایی می فرمایند : و خلاصه اينكه اصول دين آن مسائلى است كه عقل بطور مستقل آنها را بيان مى‏كند و قبول فروع دين كه دعوت پيامبران متضمن آنست فرع بر اصول دين است، و تماميت حجت الهى در باره آنها، منوط به بيان نبى و رسول نيست، چون حجيت بيان نبى و رسول خود از همان مسائل عقلى است، و اگر حجت الهى هم منوط بر آن باشد دور لازم مى‏آيد كه خلاصه‏اش" موقوف بودن حجيت مسائل عقلى بر حجيت بيان نبى و رسول و موقوف بودن حجيت بيان نبى و رسول بر حجيت مسائل عقلى" است بلكه در اينگونه مسائل همين كه عقل دليلى قاطع يافت حجت تمام شده، و مؤاخذه الهى صحيح خواهد شد[13].
    و همچنین مرحوم این مطلب را زا قول دیگران نقل فرموده اند :
    گفته‏ اند كه: بعثت رسل بجهت تعذيب در امور شرعيه است كه عقل در ادراك آن عاجز و بى‏بهره باشد و الا در امور عقليه كه عقل در ادراك آن مستقل باشد تعذيب قبل از بعثت متصور است و جايز[14].

    و در نتیجه در مورد چنین اقوامی :
    در برابر تکالیف عقلی بر اساس ادراکات عقلی مسئولند و چنانچه عمل نکنند مجازات خواهند شد.
    و در برابر تکالیف شرعی (آنچه که اگاه شدن از آن منحصر در وحی است) نیز چنانکه بدانند و عمل نکنند مسئول خواهند بود و در صورت تخلف مجازات خواهند شد.




    [1] - اسراء ایه 15.
    [2] - المیزان ج13 ص59.
    [3] - تفسير نمونه، ج‏12، ص 52.
    [4] - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏14، ص: 105.
    [5] - عذابی که بدون مهلت نازل میشود و مخصوص افراد غیر قابل اصلاح است. برداشت از تفسیر نمونه ج 14 ص 288.
    [6] - ترجمه المیزان ج13 ص78.
    [7] - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏14، ص 105.
    [8] - تفسیر نمونه همان.
    [9] - التبيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص .458
    [10] - پيامبرانى كه مژده‏رسان و بيم‏دهنده بودند تا مردم را [در دنيا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پيامبران، عذر و بهانه و حجتى نباشد و خدا همواره تواناى شكست‏ناپذير و حكيم است. (165 / نساء)
    [11] - ان لله علي الناس حجتين ، حجه ظاهره و حجه باطنه ، فاما الظاهره فالرسل و الانبياء و الائمه ، و اما الباطنه فالعقول.كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
    [12] - نهج الحق و كشف الصدق ؛ ؛ ص50
    [13] - ترجمه تفسیر المیزان ج 13 ص 80.
    [14] - تفسير شريف لاهيجي، ج‏2، ص 784.

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۱/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۸:۵۱


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود