صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیاگزاره های تاریخی یقین آور هستند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش آیاگزاره های تاریخی یقین آور هستند ؟




    در گزاره های تاریخی تردیدهای جدی ای است که با توجه به آن شبهات نمی توان به هیچ گزاره تاریخی یقین کرد ودرنتیجه نمی توان یقین کرد حضرت محمدی در تاریخ بوده نه حضرت علی ای نه...:
    الف)اشکال اول

    فخر رازی می گوید:
    هیچ خبر، مفید علم نیست،لکن غایت فایده خبر ظن باشد و بر ظن اعتقاد کردن جایز نبود.(البراهین فی علم الکلام،ص4)
    ب)اشکال دوم
    در نقل های تاریخی احتمال خطای ناقلان فراوان است برای اینکه بر فرض تواتر گزارش تاریخی و راستگو بودن گزارش کننده،احتمال خطای نا آگاهانه ناقلان خبر و هم چنین مشاهده کنندگان واقع تاریخی وجود دارد چرا که معرفت های انسان به دلیل مادی بودنش ،محدود و متأثر از علل شناخته شده و علل ناشناخته است که احتمال کذب و عدم تطابق خبر را تشدید می کند مانند دیدن سراب و چوب به صورت شکسته در آب و نظائر آن.
    ازاوایل قرن بیستم علم فراروانشناسی به تحقیق و بررسی خطاهای ذهن و روان انسان پرداخت که دو شاخه عمده آن یعنی علم تحقیقات روحی و روان شناسی نا بهنجاران(این علم احساسات و عواطف انسانیی را بررسی می کند که مورد آگاهی و توجه خود شخص نیست مانند تنفر یا محبت نسبت به یک شخص در اولین نگاه)در اواسط آن قرن به موفقیت هایی دست یافت برخی از دستاوردهای او عبارتند از:
    1.اثبات و تأیید خطای نقل خلاف واقع از سوی شاهدان یک واقعه ،هر چند آن شاهدان از انسانهای عالم و فرهیخته باشند به قول سعدی: من در میان جمع و دلم جای دیگر است.(از علتهای خطا می توان به دو علت اشاره کرد:الف:عدم مشاهده واقعه در ذهن ،مانند نشنیدن کلام شخص دیگر؛ب:فرق مقام تجربه و تعبیر ،مثلا وقتی به شما خبر می دهند که علی-که پیوسته با ماشین مسافرت می کرد-به مسافرت رفته است،شما به سرعت سفر وی را با ماشین تصور می کنید(در حالی که ممکن است با ماشین نرفته باشد))
    2.علم نابهنجاران،تأثیر انگیزه ها ،علایق و روحیات نفسانی ودینی را در نوع مشاهده و شنیدن واقعیت ها و اخبار تأیید کرد(حب الشی یعمی و یصم)
    نتایج دو علم مزبور موجب می شود که انسان در خبرهایی که از افراد در تاریخ نقل می کنند دچار تردید و شک شود.چالرز براد که خود رئیس انجمن تحقیقات علم روحی انگلیس بود بعد از تشریح نتایح دو علم فوق می گوید:
    محبتی که اصحاب یک پیامبر نسبت به او دارند موجب می شود که امور را دقیق و صحیح نقل نکنند ،زیرا محبت به پیامبر باعث می شود واقع را خلاف ببینند(جزوه علم ودین،ص80)
    هیوم بعد از احتمال دادن تأثیر احساسات و عواطف درباره تأثیر روحیه دینی می نویسد:
    اگر روح دین با عشق به حیرت انگیزی پیوند یابد ،پایان عقل سلیم فرا می رسد در این شرائط گواهی انسانی تمام شایستگی خود را برای مرجع موثق بودن از دست می دهد . ممکن است به کذب داستان خود عالم باشد و با وجود این ،با منتهای صداقت به خاطر وجود آوردن سببی چنین مقدس در آن اصرار ورزد(فلسفه دین،ص91 و 92)
    (کل اشکال مذکور:معجزه در قلمرو عقل و دین،ص182 و183)
    اشکال سوم
    در مورد نقلهای متواتر می گویم: چه دلیل عقلی ای داریم که اجتماع ناقلان بر کذ ب محال است؟یا حتی بعید است؟ خب ممکن است همه اشتباه نقل کرده باشند و خطا کرده باشند .
    اشکال چهارم
    برفرض اینکه اجتماع ناقلان بر کذب بعید است احتمال کم دلیل بر نادیده گرفتن آن امر نیست برای مثال :برداشتن یک کارت با شماره 999 از میان یک میلیارد کارت.نگاه کنید احتمال در آوردن کارت فوق(999)تنها یک در میلیارد محتمل است که احتمال بعیدی به نظر می رسد ،اما همین احتمال بعید با کشیدن آن به بیرون ، به قطع و واقع می پیوندد .پس صرف احتمال بعید موجب نمی شود که آن محتمل محقق نشود.
    پس همین احتمال کم در گزاره های تاریخی سبب می شود شما یقین نکنی که هیچ کدام از گزاره های تاریخی مطابق با واقع است.و در نتیجه نمی توان به عدالت هیچ کس در تاریخ یقین کرد.
    احتمال پاسخ:
    عقلا به ان احتمال اهمیت نمی دهند
    پاسخ:
    1.عقلا چه کسانی هستند مگر فقط شما عاقلید یک گروه بزرگی در غرب هستند که معتقدند به گزاره های تاریخی نمی توان یقین حاصل کرد
    2.هیچ دلیل عقلی نداریم که عقلا مطابق واقع حکم کنند احتمال دارد همه شان خطا کرده باشند
    3.در منطق حرف عقلا و مردم یعنی همان مشهورات را جزو مبادی جدل قرار داده اند که کارش (یعنی جدل)اسقاط خصم است نه تحری حقیقت
    4.نحن ابناء الدلیل نه ابناء العقلا
    اشکال پنجم
    همانطور که معلوم است نقل متواتر از انسانهای دروغگو حجت نیست لذا علما می گویند نقل متواتر از عادلها حجت است اما در این جا یک اشکال است: شما از کجا می فهمی زید عادل است (زیدی که در زمان پیامبر بوده)خب از شخص دیگری که در گذشته بوده شنیدی خب اون شخص از کی شنیده همین جور تسلسل پیش می آید.
    اشکال ششم
    بر فرض اینکه یقین کردیم زید زمان پیامبر عادل است خب عدالت زید را از کجا می فهمیم از اینکه مثلا مدتی زید دروغ نگویید در این جا می توان اشکال کرد که: از کجا معلوم شخصی که تا مدتی دروغ نگفته الان هم دروغ نگوید شاید این حرف اولین دروغ او باشد.

    نتیجه:
    ما نمی توانیم به وجود هیچ واقعه ای در تاریخ یقین کنیم و حداکثر ظن پیدا می کنیم پس ما تنها می توانیم به وجود حضرت محمد صلی الله علیه و آله در تاریخ ظن پیدا کنیم(در حالی که همین ظن هم قابل خدشه است)و به ظن نمی شود اعتقاد و یقین پیدا کرد چون هر خبری که می آید احتمال دارد جزو خبرهای کاذب باشد پس هیچ کس نمی تواند به حقانیت دین اسلام و هردین تاریخی دیگری مثل یهودیت و مسیحیت یقین پیدا کند

    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در ساعت ۱۷:۴۸
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    در گزاره های تاریخی تردیدهای جدی ای است که با توجه به آن شبهات نمی توان به هیچ گزاره تاریخی یقین کرد ودرنتیجه نمی توان یقین کرد حضرت محمدی در تاریخ بوده نه حضرت علی ای نه...:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    الف)اشکال اول
    فخر رازی می گوید:
    هیچ خبر، مفید علم نیست،لکن غایت فایده خبر ظن باشد و بر ظن اعتقاد کردن جایز نبود.(البراهین فی علم الکلام،ص4)
    ب)اشکال دوم
    در نقل های تاریخی احتمال خطای ناقلان فراوان است برای اینکه بر فرض تواتر گزارش تاریخی و راستگو بودن گزارش کننده،احتمال خطای نا آگاهانه ناقلان خبر و هم چنین مشاهده کنندگان واقع تاریخی وجود دارد چرا که معرفت های انسان به دلیل مادی بودنش ،محدود و متأثر از علل شناخته شده و علل ناشناخته است که احتمال کذب و عدم تطابق خبر را تشدید می کند مانند دیدن سراب و چوب به صورت شکسته در آب و نظائر آن. ....

    اشکال سوم
    در مورد نقلهای متواتر می گویم: چه دلیل عقلی ای داریم که اجتماع ناقلان بر کذ ب محال است؟یا حتی بعید است؟ خب ممکن است همه اشتباه نقل کرده باشند و خطا کرده باشند .
    اشکال چهارم
    برفرض اینکه اجتماع ناقلان بر کذب بعید است احتمال کم دلیل بر نادیده گرفتن آن امر نیست برای مثال :برداشتن یک کارت با شماره 999 از میان یک میلیارد کارت.نگاه کنید احتمال در آوردن کارت فوق(999)تنها یک در میلیارد محتمل است که احتمال بعیدی به نظر می رسد ،اما همین احتمال بعید با کشیدن آن به بیرون ، به قطع و واقع می پیوندد .پس صرف احتمال بعید موجب نمی شود که آن محتمل محقق نشود.
    پس همین احتمال کم در گزاره های تاریخی سبب می شود شما یقین نکنی که هیچ کدام از گزاره های تاریخی مطابق با واقع است.و در نتیجه نمی توان به عدالت هیچ کس در تاریخ یقین کرد.
    احتمال پاسخ:
    عقلا به ان احتمال اهمیت نمی دهند
    پاسخ:
    1.عقلا چه کسانی هستند مگر فقط شما عاقلید یک گروه بزرگی در غرب هستند که معتقدند به گزاره های تاریخی نمی توان یقین حاصل کرد
    2.هیچ دلیل عقلی نداریم که عقلا مطابق واقع حکم کنند احتمال دارد همه شان خطا کرده باشند
    3.در منطق حرف عقلا و مردم یعنی همان مشهورات را جزو مبادی جدل قرار داده اند که کارش (یعنی جدل)اسقاط خصم است نه تحری حقیقت
    4.نحن ابناء الدلیل نه ابناء العقلا
    اشکال پنجم
    همانطور که معلوم است نقل متواتر از انسانهای دروغگو حجت نیست لذا علما می گویند نقل متواتر از عادلها حجت است اما در این جا یک اشکال است: شما از کجا می فهمی زید عادل است (زیدی که در زمان پیامبر بوده)خب از شخص دیگری که در گذشته بوده شنیدی خب اون شخص از کی شنیده همین جور تسلسل پیش می آید.
    اشکال ششم
    بر فرض اینکه یقین کردیم زید زمان پیامبر عادل است خب عدالت زید را از کجا می فهمیم از اینکه مثلا مدتی زید دروغ نگویید در این جا می توان اشکال کرد که: از کجا معلوم شخصی که تا مدتی دروغ نگفته الان هم دروغ نگوید شاید این حرف اولین دروغ او باشد.

    نتیجه:
    ما نمی توانیم به وجود هیچ واقعه ای در تاریخ یقین کنیم و حداکثر ظن پیدا می کنیم پس ما تنها می توانیم به وجود حضرت محمد صلی الله علیه و آله در تاریخ ظن پیدا کنیم(در حالی که همین ظن هم قابل خدشه است)و به ظن نمی شود اعتقاد و یقین پیدا کرد چون هر خبری که می آید احتمال دارد جزو خبرهای کاذب باشد پس هیچ کس نمی تواند به حقانیت دین اسلام و هردین تاریخی دیگری مثل یهودیت و مسیحیت یقین پیدا کند

    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 2
    با عرض سلام به خدمت این دوست و پرسشگر محترم
    ابتداً باید گفت که گذشته به عنوان یک امر کاملاً بدیهی درمورد زندگی انسانها وجود دارد و تاریخ علمی است که به بررسی جوانب مختلف اتفاقات به وقوع پیوسته در گذشته می پردازد.و در واقع تاریخ به عنوان حافظه جامعه بشری می باشد.
    حال این سوال پیش می آید که؛ چگونه می توان از گذشته مطلع شد؟ و از چه راهی می توان صحت و سقم آنها را بررسی کرد؟ یا به عبارت دیگر راه های مطالعه در تاریخ چیست؟
    برای اطلاع از رخدادهای گذشته چند راه وجود دارد:
    1-مکتوبات: شامل تمامی نوشته ها از قبیل کتب ،کتیبه و ...
    2- منقولات: هرنوع گفتاری که از گذشته حکایت کند.
    3-محسوسات (ردها): هر نوع چیزی که از گذشته بر جا مانده باشد نظیر:بناها، ابزارها، سکه ها، نقش ها و...
    4-معقولات: هرنوع استنباطی که انسان از طریق استدلال برای تکمیل و تصحیح اطلاعات خود از گذشته انجام دهد.
    نکته: همانطور که واضح است هر کدام از این موارد را باید کاملا منصفانه و کارشناسانه و بدون هیچ گونه جهت گیری و تعصب نابجایی و با توجه و عنایت به علل قطعی مورد بررسی قرار داد. چراکه امکان زیادی وجود دارد که نوشته یا حکایت یا استدلالی جهت مند و با غرض ورزی، و یا به هر دلیلی ناقص یا اشتباه باشد( همانطور که در مورد دیگر علوم نیز چنین احتمالی وجود دارد ). امّا وجود این احتمال باعث رد کلّی و مطلق علمی نمی شود. مانند اینکه شخصی احتمال دهد که اگر از رختخواب بلند شود ،سرما بخورد و یا زمین بخورد و بمیرد و یا... ولی هیچ کس به چنین احتمالاتی اعتنا نمی کند.
    در مورد این سوال و استدلال و اشکال هایی که این دوست خوبمان گرفته است، اگر بخواهیم تک تک استدلال ها - را که به راحتی قابل رد توسط هر شخص منصفی هستند- مورد بحث قرار دهیم بحث به درازا کشیده و با توجه به نوع نگاه این دوستمان ، قابل پیش بینی است که بحث به نتیجه نرسد. ولی در کل موارد و نکاتی را مختصراً عرض می کنم :
    ابتدا به برخی از مسایلی را که این پرسشگر محترم در متن خود بیان نموده اند دقت می کنیم:
    -زیر سوال رفتن تمامی خبرها به صورت مطلق که هیچ خبری قال اعتماد نیست.!!
    -فراوانی احتمال خطای ناقلان در نقل های تاریخی به هرعلّتی؛ باعث بی اعتباری کل گزارشات تاریخی می شود.!!
    -زیر سوال بردن اخبار قطعی متواتر !!
    -زیر سوال بردن عقلا و نبود تعریف جامع و متقنی از عقل و عقلا!!

    اولاً : با یک نگاه کلی به متن این بزرگوار می توان روح شک و بدبینی نسبت به مسایل را کاملاً احساس کرد .که این نوع نگاه به مسایل کاملاً اشتباه و راه را بی راهه رفتن است.و نشأت گرفته و مخلوطی از افکار پوزیتویستها و یا مکتب شکاکین می باشد.
    ثانیاً: اینکه انسان ، هرمطلب علمی و یا هر نوع سخن و گفتاری را سریعاً نپذیرد، و بعد از قطعیت و واقعیت داشتن موضوع، آن را بپذیرد، کاملاً امر پسندیده و مقبولی است امّا اگر این نگاه افراطی شود و تبدیل به شکاکیت و بدبینی مفرط شود، به طور قطع مردود و ومطرود است .و به صرف وجود احتمال خطا ،یک علم را نمی توان کاملاً بی اعتبار و کنار گذاشت. مانند اینکه شخصی احتمال دهد که اگر از رختخواب بلند شود ،سرما بخورد و یا زمین بخورد و بمیرد و یا... ولی هیچ کس به چنین احتمالاتی اعتنا نمی کند .
    ثالثاً :اگر بخوایم این گونه به مسائل نگاه کرده و فکر کنیم دیگر هیچگاه و در مورد هیچ علمی سنگ روی سنگ نمی ماند چرا که دیگر نه تعریف درست و مورد اتفاقی از علم ، صدق، عقل و عقلا، راه های بررسی خبر کذب وصدق و ... نمی ماند. و پر واضح است هرکس که با چنین دیگاهی به پوچ گرایی و عدم اعتقاد و اعتماد به هیچ نوع دین و مسلکی ، خواهد رسید.چون در هیچ مسئله ای به نتیجه نخواهد رسید. وبا این گونه افراد که در جامعه بعضاً پیدا می شوند نه می توان بحث کرد و نه بحث به جایی می رسد. به قول یکی از فلاسفه بزرگ؛ این گونه افراد را باید مفصل کتک زد و در نهایت به او بگویی که از کجا معلوم است که من تورا زده ام ، شاید تو را نوازش کرده باشم .

    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۲:۵۴
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واقعا جواب این همه تفکر و دقیق بینی من این است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    باورم نمی شود
    شما حق را ببینید چه کار دارید نتیجه اش چه می شود؟؟؟
    اگر سوفیستها درست می گویند چرا قبول نکنیم
    چرا شما روی حرف خود متعصبید
    هرچی سوال می پرسیم می گن وارد شکاکیت شدی
    آخه چه اشکالی داره؟
    در ضمن اون حرفی که از بوعلی زدید من بگویم علم حضوری خطاناپذیر است و درد جزء علم حضوری است ولی بحثهای تاریخی از زمین تا آسمان فرق می کند
    در ضمن این احتمالی که من دادم خداییش معقول است یک ذره انصاف داشتاه باشید قبول می کنید که حداکثر به گزاره های تاریخ می توان ظن کرد نه یقین
    حالا خود دانید.
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=ahlobit;520796]واقعا جواب این همه تفکر و دقیق بینی من این است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    باورم نمی شود
    شما حق را ببینید چه کار دارید نتیجه اش چه می شود؟؟؟
    اگر سوفیستها درست می گویند چرا قبول نکنیم
    چرا شما روی حرف خود متعصبید
    هرچی سوال می پرسیم می گن وارد شکاکیت شدی
    آخه چه اشکالی داره؟
    در ضمن اون حرفی که از بوعلی زدید من بگویم علم حضوری خطاناپذیر است و درد جزء علم حضوری است ولی بحثهای تاریخی از زمین تا آسمان فرق می کند
    در ضمن این احتمالی که من دادم خداییش معقول است یک ذره انصاف داشتاه باشید قبول می کنید که حداکثر به گزاره های تاریخ می توان ظن کرد نه یقین
    حالا خود دانید.[/quote]

    با عرض سلام مجدد خدمت دوست بزرگوارم
    در اظهارات و نوشته های شما مسایل متعددی وجود دارد.
    در مورد اینکه می فرمایید تفکر و دقت بینی داشته اید، باید عرض کنم که همانطور که خودتان می دانید تفکر و دقت بینی تا زمانی مقبول و درست است که منتهی به واقعیت و کشف حقیقت شود، والّا اگر منجر به گیر کردن در باتلاق شک وتردید شودخطرناک و گمراه کننده است ، واینچنین تفکراتی قطعاً به جز وسوسه شیطان و همزات شیطانی هیچ چیز دیگری نیست. همانطور که مشخص است شما با علم منطق آشنایید و میدانید که باید تفکر در مجرای درست خود واقع شود و الّا مفید فایده نیست.
    شهید مطهری جمله مشهوری دارند که مضمونش این است که؛ شک تا زمانیکه پل رسیدن به واقعیت باشد خوب والّا ماندن در روی پل شک و تردید خطرناک است.
    در مورد علم تاریخ هم دوباره عرض میکنم که ؛
    در مورد برخی گزاره ها مانند کلیات تاریخ و گزاره های کلّی آن ،مانند وجود پیامبر ،بعثت ،جنگهای صدر اسلام،وجود پادشاهی به نام کوروش،وجود سلسله ای به نام هخامنشیان ،پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57،وقوع 8 سال جنگ میان ایران و عراق و ... هیچ گونه شک و تردیدی نیست . اما در موردبرخی گزاره ها مانند: گزاره های جزیی تاریخی؛ بعضاً تردید وجود دارد که باید درمورد این چنین گزاره هایی ،بررسی و تحقیق علمی درست و منصفانه صورت گیرد.تا به نتیجه درست برسیم.و این تحقیق هم باید در چارچوب قواعد و ضوابط خاص خودش باشد و نمی توان سلیقه ای و یا غیر علمی در مورد چنین گزاره هایی قضاوت کرد.

    بنا براین با وجود بعضی گزاره های تاریخی که مشکوک و یا ظن آوراست، درست نیست و نباید که
    تمامی علم تاریخ را از اعتبار ساقط کرد .پس باید برای رسیدن به واقعیت از افراط و تفریط دوری و پرهیز کرد.

    ویرایش توسط پاسخگوی تاریخی 2 : ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۸:۳۳
    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه های دست یابی به گزاره های صحیح تاریخی(خصوصاً تاریخ اسلام)
    هرعلم اصول و قواعدي دارد كه با دانستن آن قواعد و اصول ميتوان به صحت و يا عدم صحت آن علم رسيد. علم تاريخ هم از اين قاعده استثناء نيست و با دانستن آن اصول و قواعد خاص خود به درستي يا نادرستي واقعه تاريخي مي توانيم برسيم. شناخت تاريخ صحيح يكي از دغدغه هاي اصلي علم تاريخ است و در آن رابطه تلاش هاي فراواني صورت گرفته و كتب زيادي به رشته تحرير درآمده است. در مجموع مي توان گفت: از بعضي رويدادهاي تاريخي قطعاً نمي توان پرده برداري كرد. اما در مورد خيلي از وقايع امكان پرده برداري و كشف نقاط مبهم وجود دارد. علت اختلاف روايات و گزارش های تاریخی، اختلاف افراد و بتبع آن اختلاف عقايد و مذاهب و ارزشهاي افراد است. در ضمن باید گفت که نمی توان به هر منبعي و یا به هر نويسنده اي، اعتماد كرد.

    عناصر مهم در تاريخ نگاري و بررسی گزاره های تاریخی:
    1. موازين و معيارهاي صحيح را ملاك قرار دادن،
    (یعنی استناد به عينيت هايي كه مبتنی بر اصول نظري، عقلي و شرعي باشد و بر وقايع تكيه دارد، براي مثال كسي كه به اجتهاد و عدالت همة صحابه معتقد است و تنها حضور او زمان پيامبر _ صلّي الله عليه و آله _ را ملاك صحابي بودن مي داند هر چند آن حضرت را از دور درك كرده باشد و آن را معيار داوريهايش قرار دهد مسلّماً هيچ گاه به نتيجة صحيح نخواهد رسيد.( مقدمة ابن خلدون، صص 8-5 و 13.)مطمئناً كسي كه صحابه را نيز همانند ديگر مردم فرض ميكند حقايق را بهتر كشف ميكند چون در ميان صحابه افراد هوشمند و كودن، مطيع و عاصي، دانا و نادان، بي اعتنا به دنيا و شيفتة دنيا _ شجاع و ترسو، مؤمن و منافق وجود داشته است. و نيز كسي كه معتقد است سنت بر قرآن برتري و حاكميت دارد و عمل صحابي يا خبر واحد را بر نصّ قرآن مقدم ميداند قطعاً به حقيقت نميرسد زيرا آن كسي كه به قرآن معتقد است همه چيز را بر قرآن عرضه ميكند اگر منطبق بر آن بود حق ميپندارد و در صورت مخالفت با قرآن آن را باطل و نادرست ميداند.( مجموعه مقالات تاريخ اسلام، نوشتة سيد حسين فلاح زاده، ج 1، ص 23، انتشارات دفتر نشر معارف، 1381.)
    2. رعايت عينيت در تحقيق (حفظ امانت ، و عدم جانب داري و تعصب در انعکاس حقايق)
    3. قدرت جمع بندي صحیح ( داشتن تسلط عقلي و فكري و برخورداري از دقت بسيار و ژرف نگري در موضوع و متكي نبودن به اسناد و مدارك موجود و طالب بيشتر بودن)
    4. توجه همزمان به قرآن و حديث (در تاریخ اسلام)
    5. استفاده از علوم مکمل ( علومی وجود دارند که کیتوانند در کنار گزارش های تاریخی به عنوان یک مکمل و مؤید در صحت و سقم روایاتت و گزارشات تاریخی به کار آیند مانند علوم : باستان شناسی ، جغرافیا، ادبیات، انساب،و...)
    6. آشنا شدن با منابع تاریخی و نویسنده و رویکرد آنها :
    7. مقایسه گزاره های تاریخی مرتبط با همدیگر: مطالب كتاب با مطالب كتب ديگر هم مقايسه شود. در اين صورت است كه اعتمادي نسبي براي ما حاصل مي شود.
    8. دقت در اسناد گزاره های تاریخی: تاريخ از علوم اَسنادي است. يعني ابزار كار مورخ سند است، مورخ با توجه به اسناد مختلف، به بررسی واقعيات می پردازد. و با توجه به تمامي نقل قولها بررسي دقيق و همه جانبه آنها و نقد و بررسي آنها از آن واقعه پرده برداري مي كند.
    علّت اختلاف در گزاره های تاریخی:
    1. اختلاف افراد و ارزشها و عقايد خاص آنان :
    لذا وجود عقايد و ارزشهاي اجتماعي و اخلاقي و ديني و... است كه مورخان بعضاً مطالب را گزينشي نقل مي كنند. و اين امر سبب اختلاف آنها مي شود
    2. عدم توانایی درک کلی و مطلق وقایع توسط ناقل و راوی:عقلاً محال است که یک شخص بتواند در آن واحد تمامی زوایای مختلف یک واقعه توجه داشته باشد و همچنین محال است که ما بتوانیم به تمامی زوایای تاریخ احاطه داشته باشیم و این خود باعث اختلاف در نقل ها و گزاره ها می شود.
    در پایان جا دارد به مطلبی از استاد شهید مطهری در این زمینه اشاره کرد.
    شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي نويسد: «در اين زمينه نظريه هاي افراطي و تفريطي وجود دارد. براي بعضي كه ملّا لغتي هستند همين قدر كه كتابي را پيدا كنند كه مثلاً 700 سال پيش نوشته شده يا در فلان جا چاپ شده، اين ديگر برايشان وحي منزل است. و يك عده اساساً به كلي تاريخ را بي ارزش مي دانند از باب اينكه مي گويند: «انسان هيچ وقت نمي تواند خودش را از تعصّبات و جانبداريها و... تخليه كند.»( مطهري، مرتضي، فلسفه تاريخ، جلد 1، ص 13) ايشان عدمِ اعتمادِ محض به كتابهاي تاريخي را رد مي كند و مي نويسد: هميشه انسانها اين جور نيستند. گاهي اوقات افرادي آنچنان پايبند وجدان خود هستند كه عاري از اغراض و تعصبات و منافع خود، وقايع را آنچنان كه هست مي نويسند.( همان، ص 128) ما در منابع يك سري داده هايي داريم اما صحت يا سقم اين داده ها را نمي دانيم. براي بدست آوردن درستي يا نادرستي اين داده ها بايد منابع ديگر را نيز بررسي كرد و اين سؤال ها را از خودمان بپرسيم: آيا منابع ديگر اين روايت را گفته اند؟ آيا كسي كه اين خبر را مي دهد مورد اعتماد است؟ بررسي اين عوامل سبب اعتماد به خيلي از روايات مي گردد. «شهيد مطهري» مي نويسد: «بعضي وقايع هست كه اساساً در يك حدّش دروغ بردار نيست. قضايايي كه در سطح عموم واقع مي شود، اصلاً امكان تحريف آنها وجود ندارد. يعني قضيه به صورت تواتر نقل مي شود كه ديگر اصلاً قابل اينكه غرض افراد در آن دخالت كرده باشد نيست. شما در همين تاريخ هاي اسلامي مي بينيد، مسائل مشترك زياد وجود دارد. حتي مسائلي كه به نفع يك فرقه معين است، در عين حال در كتابهاي هر دو فرقه نوشته شده است... ما الان چقدر وقايع داريم كه به نفع تشيع است و در كتب اهل تسنن هست؟»( همان، ص 127)
    نتيجه این می شود که به منابع تاريخي مي توان اعتماد كرد اما اولاً اين اعتماد به صورت محض نبايد باشد ثانياً: بايد با بررسي منابع و نقد آنها و جمع بندي ميان اطلاعات بدست آمده قضيه مورد بررسي را روشن ساخت و به آن نوشته اعتمادي نسبي پيدا كرد.

    خارکش پیری با دلق درشت
    پشته‌ای خار همی برد به پشت
    لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت
    هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت
    کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!
    ای نوازنده‌ی دل‌های نژند!
    کنم از جیب نظر تا دامن
    چه عزیزی که نکردی با من


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام خدمت پاسخگوی تاریخی
    با عرض سلام مجدد خدمت دوست بزرگوارم
    در اظهارات و نوشته های شما مسایل متعددی وجود دارد.
    در مورد اینکه می فرمایید تفکر و دقت بینی داشته اید، باید عرض کنم که همانطور که خودتان می دانید تفکر و دقت بینی تا زمانی مقبول و درست است که منتهی به واقعیت و کشف حقیقت شود، والّا اگر منجر به گیر کردن در باتلاق شک وتردید شودخطرناک و گمراه کننده است ، واینچنین تفکراتی قطعاً به جز وسوسه شیطان و همزات شیطانی هیچ چیز دیگری نیست. همانطور که مشخص است شما با علم منطق آشنایید و میدانید که باید تفکر در مجرای درست خود واقع شود و الّا مفید فایده نیست.
    شهید مطهری جمله مشهوری دارند که مضمونش این است که؛ شک تا زمانیکه پل رسیدن به واقعیت باشد خوب والّا ماندن در روی پل شک و تردید خطرناک است.
    در مورد علم تاریخ هم دوباره عرض میکنم که ؛
    در مورد برخی گزاره ها مانند کلیات تاریخ و گزاره های کلّی آن ،مانند وجود پیامبر ،بعثت ،جنگهای صدر اسلام،وجود پادشاهی به نام کوروش،وجود سلسله ای به نام هخامنشیان ،پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57،وقوع 8 سال جنگ میان ایران و عراق و ... هیچ گونه شک و تردیدی نیست . اما در موردبرخی گزاره ها مانند: گزاره های جزیی تاریخی؛ بعضاً تردید وجود دارد که باید درمورد این چنین گزاره هایی ،بررسی و تحقیق علمی درست و منصفانه صورت گیرد.تا به نتیجه درست برسیم.و این تحقیق هم باید در چارچوب قواعد و ضوابط خاص خودش باشد و نمی توان سلیقه ای و یا غیر علمی در مورد چنین گزاره هایی قضاوت کرد.

    بنا براین با وجود بعضی گزاره های تاریخی که مشکوک و یا ظن آوراست، درست نیست و نباید که
    تمامی علم تاریخ را از اعتبار ساقط کرد .پس باید برای رسیدن به واقعیت از افراط و تفریط دوری و پرهیز کرد.
    پاسخ:من این دقتهای عقلی را راهی به سوی حقیت می دانم و اهمیت ندادن به انها را سر در برف کردن و تعصب
    عناصر مهم در تاريخ نگاري و بررسی گزاره های تاریخی:
    1. موازين و معيارهاي صحيح را ملاك قرار دادن، (یعنی استناد به عينيت هايي كه مبتنی بر اصول نظري، عقلي و شرعي باشد و بر وقايع تكيه دارد، براي مثال كسي كه به اجتهاد و عدالت همة صحابه معتقد است و تنها حضور او زمان پيامبر _ صلّي الله عليه و آله _ را ملاك صحابي بودن مي داند هر چند آن حضرت را از دور درك كرده باشد و آن را معيار داوريهايش قرار دهد مسلّماً هيچ گاه به نتيجة صحيح نخواهد رسيد.( مقدمة ابن خلدون، صص 8-5 و 13.)مطمئناً كسي كه صحابه را نيز همانند ديگر مردم فرض ميكند حقايق را بهتر كشف ميكند چون در ميان صحابه افراد هوشمند و كودن، مطيع و عاصي، دانا و نادان، بي اعتنا به دنيا و شيفتة دنيا _ شجاع و ترسو، مؤمن و منافق وجود داشته است. و نيز كسي كه معتقد است سنت بر قرآن برتري و حاكميت دارد و عمل صحابي يا خبر واحد را بر نصّ قرآن مقدم ميداند قطعاً به حقيقت نميرسد زيرا آن كسي كه به قرآن معتقد است همه چيز را بر قرآن عرضه ميكند اگر منطبق بر آن بود حق ميپندارد و در صورت مخالفت با قرآن آن را باطل و نادرست ميداند.( مجموعه مقالات تاريخ اسلام، نوشتة سيد حسين فلاح زاده، ج 1، ص 23، انتشارات دفتر نشر معارف، 1381.)
    2. رعايت عينيت در تحقيق (حفظ امانت ، و عدم جانب داري و تعصب در انعکاس حقايق)
    3. قدرت جمع بندي صحیح ( داشتن تسلط عقلي و فكري و برخورداري از دقت بسيار و ژرف نگري در موضوع و متكي نبودن به اسناد و مدارك موجود و طالب بيشتر بودن)
    4. توجه همزمان به قرآن و حديث (در تاریخ اسلام)
    5. استفاده از علوم مکمل ( علومی وجود دارند که کیتوانند در کنار گزارش های تاریخی به عنوان یک مکمل و مؤید در صحت و سقم روایاتت و گزارشات تاریخی به کار آیند مانند علوم : باستان شناسی ، جغرافیا، ادبیات، انساب،و...)
    6. آشنا شدن با منابع تاریخی و نویسنده و رویکرد آنها :
    7. مقایسه گزاره های تاریخی مرتبط با همدیگر: مطالب كتاب با مطالب كتب ديگر هم مقايسه شود. در اين صورت است كه اعتمادي نسبي براي ما حاصل مي شود.
    8. دقت در اسناد گزاره های تاریخی: تاريخ از علوم اَسنادي است. يعني ابزار كار مورخ سند است، مورخ با توجه به اسناد مختلف، به بررسی واقعيات می پردازد. و با توجه به تمامي نقل قولها بررسي دقيق و همه جانبه آنها و نقد و بررسي آنها از آن واقعه پرده برداري مي كند.

    پاسخ:اگر اندکی دقت کنید در تمام موارد فوق احتمالات مذکور وارد است
    شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي نويسد: «در اين زمينه نظريه هاي افراطي و تفريطي وجود دارد. براي بعضي كه ملّا لغتي هستند همين قدر كه كتابي را پيدا كنند كه مثلاً 700 سال پيش نوشته شده يا در فلان جا چاپ شده، اين ديگر برايشان وحي منزل است. و يك عده اساساً به كلي تاريخ را بي ارزش مي دانند از باب اينكه مي گويند: «انسان هيچ وقت نمي تواند خودش را از تعصّبات و جانبداريها و... تخليه كند.»( مطهري، مرتضي، فلسفه تاريخ، جلد 1، ص 13) ايشان عدمِ اعتمادِ محض به كتابهاي تاريخي را رد مي كند و مي نويسد: هميشه انسانها اين جور نيستند. گاهي اوقات افرادي آنچنان پايبند وجدان خود هستند كه عاري از اغراض و تعصبات و منافع خود، وقايع را آنچنان كه هست مي نويسند.( همان، ص 128) ما در منابع يك سري داده هايي داريم اما صحت يا سقم اين داده ها را نمي دانيم. براي بدست آوردن درستي يا نادرستي اين داده ها بايد منابع ديگر را نيز بررسي كرد و اين سؤال ها را از خودمان بپرسيم: آيا منابع ديگر اين روايت را گفته اند؟ آيا كسي كه اين خبر را مي دهد مورد اعتماد است؟ بررسي اين عوامل سبب اعتماد به خيلي از روايات مي گردد. «شهيد مطهري» مي نويسد: «بعضي وقايع هست كه اساساً در يك حدّش دروغ بردار نيست. قضايايي كه در سطح عموم واقع مي شود، اصلاً امكان تحريف آنها وجود ندارد. يعني قضيه به صورت تواتر نقل مي شود كه ديگر اصلاً قابل اينكه غرض افراد در آن دخالت كرده باشد نيست. شما در همين تاريخ هاي اسلامي مي بينيد، مسائل مشترك زياد وجود دارد. حتي مسائلي كه به نفع يك فرقه معين است، در عين حال در كتابهاي هر دو فرقه نوشته شده است... ما الان چقدر وقايع داريم كه به نفع تشيع است و در كتب اهل تسنن هست؟»( همان، ص 127)
    پاسخ:حرفهای قشنگی زده اند و قابل تامل اما من به شهید مطهری می گویم شهید مطهری جون این حرفهای شما احتمالات فوق را از بین نمی برد فلذا من نمی توانم به تاریخ یقین منطقی کنم شما می توانی خودت را گول بزنی بزن من نمی توانمم و تمام حرفهای شما مثل بحث متواترات احتمال را کم می کند ولی مبدل به صفر نمی کند ولی من یقینی می خواهم که احتمال ضدش صفر شود
    باتشکر از زحماتتان



    ویرایش توسط ahlobit : ۱۳۹۰/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۷:۴۶
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    اگر خدشه وارد کردن به شریعت به همین راحتی بود تا به حال چیزی ازش باقی نمانده بود که به شما برسه و تعقل بفرمایید و بهش شک کنید اگر اعتقاد به خداوند دارید پس باید قبول کنید که خدا با شما باید ارتباط برقرار بکنه و این یا مستقیمه یا غیر مستقیم و چون ما توانایی بندگی واقعی رو در اکثر اوقات عمر نداریم به صورت غیر مستقیم با ما بوسیله پیامیر ارتباط برقرار کرده و برای شناسایی این رابط از رابطین جعلی عقل رو به ما داده .حالا شاید در قول تاریخی صحت وجود نداشته باشه ولی این صد در صدی نیست و بالاخره خدا باید با وسیله ای ما را هدایت بکنه و قادر به این کاره تا در عذر رو بر ما ببنده .والسلام
    يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
    لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام هادی ع

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا حرفی هم از احتمال زدی یک سوال احتمال بهتون میگم جواب بدین /در کیسه ای 3عدد مهره سفید و 6عدد مهره قرمز وجود داره در موقع خارج کردن مهره ها بدون نگاه کردن احتمال خارج شدن مهره قرمز چیست؟
    يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
    لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام هادی ع

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 7 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 2 نمایش پست
    تفکر و دقت بینی تا زمانی مقبول و درست است که منتهی به واقعیت و کشف حقیقت شود، والّا اگر منجر به گیر کردن در باتلاق شک وتردید شودخطرناک و گمراه کننده است ، واینچنین تفکراتی قطعاً به جز وسوسه شیطان و همزات شیطانی هیچ چیز دیگری نیست.

    با سلام
    مرز میان تفکر درست و گیر کردن در باتلاق شک و تردید چیست ؟
    چگونه باید این را فهمید و از خطا و لغزش جلوگریدی کرد ؟
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛ اين جهان، جهان تغيير است نه تقدير



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    187
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من وقایع تاریخی تا جایی که به روند کلی تاریخ مرتبط باشد مثلا سلسله هایی که سقوط کردند و بعد از آنها سلسله های دیگری آمدند و روند اجتماعی و فرهنگی و تمدنی یک کشور را تغییر دادند با قول منابع معتبر قابل یقین است ولی وقایع گذار در تاریخ که آثار مشخصی آز آنها باقی نمانده و صرفاً نقل قولهایی از آنها بیان شده شایسته ظن هستند.
    سقراط:«دانم که ندانم»
    ابن سینا:«تا بدآنجا رسید دانش من که دانم همی که نادانم»
    خیام:«هفتاد دو سال عمر کردم شب و روز.......معلومم شد که هیچ معلوم نشد»
    راسل:«ما با پیشرفت دانش بشری تنها به این میتوانیم یقین کنیم که ندانسته های ما بیشتر از دانسته های ماست»
    ویتگنشتاین:«آنچه را که نمی دانیم میباید در موردش سکوت کنیم»

  15. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود