جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهشت هم سهمیه ای است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب بهشت هم سهمیه ای است




    خبر هولناکی است که اگر چه از نخستین روز تاریخ بشر، فاش شده است، اما هنوز شنیدنش آمادگی می­خواهد. البته فرکانس این خبر بالاتر از سطح گیرایی و درک من است، اما فقط می­دانم که این خبر خیلی­ها را بیچاره کرده است. خبر این است که آخرت، باطن دنیاست، آخرت انعکاس همین دنیاست.

    هیچ می­دانی این یعنی چی؟ یعنی در بهشت هم همه چیز محدود است، جز جاودانی­اش. چون هیچ چیزت در دنیا نامحدود نبوده است، وانعکاس و باطن محدود، هر چه باشد، نامحدود نیست. پس بهشت هم سهمیه­ای است.

    من می­دانم که بهشت بالاتر از تصور و طاقت انسان است و خوب می­دانم که یک اطاق بهشتی، از همه­ی کهکشان­ها و آسمان­های این دنیا بزرگتر و زیباتر و لذت­بخش­تر است، و تا ابد از آن دل­زده نخواهم شد، ومی­دانم اگر تا ابد فقط یک حوری بهشتی داشته باشم، لذتش هزاران بار بر برخورداری از همه­ی زنان و دختران این دنیا می­چربد. می­دانم که احساس بزرگترین پادشاهان این دنیا به گرد پای احساس قدرت کوچکترین انسان بهشتی نمی­رسد. اما بهشت من و تو هر چه بزرگ باشد، همان است و دیگر از آن حد بزرگتر نیست. ومقام من و تو در بهشت هر چه باشد، همان است و دیگر از آن بالاتر نیست. اینجاست که سر انسان نامحدودْطلب به سنگ می­خورد و گریه و زاری­اش در درگاه خدا اوج می­گیرد. و فقط خدا می­داند که چطور می­خواهد بعضی انسان­ها را راضی کند.

    منِ کوچولو که اوج خواسته­هایم در حد جغجغه و شوکلات است، زود راضی می­شوم و در همان کفش­داری بهشت به اوج لذت می­رسم، اما بعضی­ها تا وارد بهشت می­شوند از خانه­ی حسین می­پرسند و سراغ فاطمه را می­گیرند؛ خانه­ای که هر کجا باشد، همان جا بالاشهر بهشت است.

    خوب می­دانم که در بهشت به کسی «نه» نمی­گویند. آنجا سرای «لهم ما یدعون» و «لهم ما یشتهون» است، اما میل و اشتهای من و تو هم سهمیه­ای دارد برای خودش. در بهشت هر کس که هوای بزم حسین کند، به خانه­ی حسین راهش می­دهند، اما برخی هر روز دل­تنگ حسین می­شوند و برخی هر هزار سال یک بار! «ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا»

    اگر این خبر درست باشد که هست، پس میزان رابطه­مان با حسین در بهشت، بازتاب چند و چون رابطه­ی ما با او در این دنیاست. به عبارت دیگر، کارت ورود به مجلس حسین را در همین دنیا پخش می­کنند.

    بعضی­ها شیعه­اند اما روز عاشورا هم به زور چند دقیقه­ای برای امام حسین (علیه السلام) سینه می­زنند، همین.

    اما خوش به حال بعضی­ها که عاشق حسین­اند؛ اینها یک عمر با یاد حسین زندگی می­کنند؛ دست کم هفته­ای یک بار هیئت می­روند، از پولشان مخلصانه برای ابا عبد الله خرج می­کنند، بارها با دیدن نوزادی شش ماهه یاد شش ماهه­ی حسین افتادند و با دیدن دختر سه ساله­ای به یاد سه ساله­ی حسین اشک ریختند، هر روز به یاد تشنگی حسین آب نوشیدند و با چشمی اشک­آلود آهسته گفتند: «السلام علیک یا أبا عبد الله». نماز اینها هم بوی حسین می­دهد، چون منظورشان از «اهدنا الصراط المستقیم»، راه حسین و یاران اوست، روزه­شان هم بوی حسین می­دهد، چون هنگام تشنگی دم ظهر، تنها به یاد تشنگی قیامت نخواهند افتاد، که از یاد تشنگی حسین نیز نخواهند گذشت. حجشان هم بوی حسین می­دهد، چرا که در هروله­ی بین صفا و مروه یادی از اسماعیل کربلا می­کنند، در عید قربان هم اگر فرصتی پیدا کنند، زیر لب چنین زمزمه می­کنند "شاه گفتا کربلا امروز میدان من است، عید قربان من است، عید قربان من است..."

    اگر این خبر درست باشد که هست، پس به این دو گروه به یک اندازه کارت ورودی نمی­دهند، و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود