صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2

    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟




    با سلام خدمت دوستان عزیز

    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    بنده اعتقاد دارم خدا را باید آنگونه که خود او در مکاشفات خود بر ما شناسانده است بشناسیم نه آنطور که استدلال می کنیم باید باشد.


    با احترام


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۵:۰۶
    نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
    غم این خفته چند
    خواب در چشم ترم می شکند...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان عزیز

    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟
    با سلام خدمت شما

    همانگونه که مستحضرید ما معتقدیم که کتاب مقدس ، تحریف شده است . و کتابی که الان موجود است آن چیزی که نیست که از طرف خداوند بر پیامبرش وحی شده است.

    با رجوع به کتاب مقدس و مطالعه آن متوجه می شویم بسیاری از صفات و ویژگی هایی که در این کتاب به خداوند نسبت داده شده است با آنچه که عقل سلیم انسان برای خداوند اثبات می کند (این صفات در فلسفه اسلامی اثبات می شود.) مغایرت دارد.

    خداوند در كتاب مقدس بصورت موجودی ضعيف ، دروغگو ، ناقص ، ترسو، حسود ، انسان واره و ... توصيف شده است.در ادامه قسمت هایی از کتاب مقدس را به عنوان نمونه ذکر می کنیم.






    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    1. دروغ گفتن خداوند به دلیل ترس خداوند از عارف شدن انسان (به نیک و بد) !!

    علت منع آدم و حوا از درخت ممنوعه و اخراج آن دو از بهشت آن بوده كه خداوند ترسيده بود كه آدم با خوردن از ميوه درخت ممنوعه عارف به نيك و بد گرديده، از تمام جهات مثل خداوند گردند يعنی حيات ابدی پيدا كنند.

    « و خداوند آدم را امر فرموده گفت : از همه میوه درختان باغ بی ممانعت بخوربجز میوه شناخت نیک و بد زيرا روزي كه از آن خوردي هر آينه خواهی مرد... مار به زن گفت : هر آينه نخواهيد مرد بلكه خدا می ‌داند كه روزی كه از آن بخوريد چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود و چون زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكوست و به نظر خوشنما و درختي دلپذير و دانش‌افزا پس از ميوه ‌اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دو ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند...
    پس خداوند خدا به مار گفت: چونكه اين كار كردی از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا ملعون ‌تر هستی...
    و خداوند خدا گفت: همانا انسان مثل يكی از ما شده است كه عارف نيك و بد گرديده. اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند .
    » (كتاب مقدس عهد عتيق سفر پيدايش باب 2 و باب 3.)







    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    2. پشیمانی خداوند از خلقت انسان !!!

    «و خداوند پشيمان شد كه انسان را بر زمين ساخته بود و در دل خود محزون گشت و خداوند گفت: انسان را كه آفريدم از روي زمين محو سازم، انسان و بهايم و حشرات و پرندگان هوا را چونكه متأسف شدم از ساختن ايشان » (كتاب مقدس عهد عتيق سفر پيدايش ، باب 6‌‌‌.)

    3. ترس خداوند از اتحاد مردم !!!

    «هنگامی که خداوند به شهر و برجی که در حال بنا شدن بودبود نظر انداخت گفت: زبان همه مردم یکی است و متحد شده ، این کار را شروع کرده اند . اکنون اگر از کار آنها جلگیری نکنیم ، در آینده هر کاری بخواهند انجام خواهند داد پس زبان آنها را تغییر خواهیم داد تا سخن یکدیگر را نفهمند . » (كتاب مقدس عهد عتيق سفر پيدايش ، باب11.)

    4. در عهد جديد علت مخالفت يهوديان با حضرت عيسي الوهيت وي دانسته شده است.(کتاب مقدس عهد جديد، انجيل متي يوحنا باب 10. )

    5. در نامه پولس به فيلپيان خدا و عيسي هم طراز و برابر معرفي شده است.(کتاب مقدس رساله پولس به فيلپيان، باب 2. )







    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    این خصوصیات و ویژگی هایی که در کتاب مقدس برای خداوند ذکر شده است با قدرت ، علم ، حمت ، غنی بودن خداوند و ... در تعارض جدی است. عقل سلیم با کمی تعقل ، خداوند متعال را از تمامی این نسبتها ، منزه و مبرا می دارد.

    لذا در پاسخ سوال شما می توانیم بگوییم که :

    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست

    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    خدایی که در کتاب مقدس بیان شده است دارای برخی ویژگی ها است که با فلسفه مغایرت دارد.


    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila360 نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان عزیز

    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    بنده اعتقاد دارم خدا را باید آنگونه که خود او در مکاشفات خود بر ما شناسانده است بشناسیم نه آنطور که استدلال می کنیم باید باشد.


    با احترام


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4

    با درود. نظر به اینکه من با جناب آتیلا پیش از این سر این مسئله بحثی داشته ام، سعی می کنم که پاسخی به مباحث ایشان ارائه بدهم.

    تناقضی بین خدا در کتب مقدّسه(تورات، انجیل و قرآن) و خدا در منطق وجود ندارد

    با توجه به تعریف تناقض، که باید از چند وجه دو گزاره ناسازگار باشند تا متناقض باشند و نتوان آندو را کنار هم جمع کرد، خدایی که کتب مقدّسه به خصوص قرآن معرفی می کنند، با تفسیرهایی می تواند با خدای منطق تطبیق پیدا کند. اسلامستیزان مقاله ای بلند و بالا از تفاوتهای خدای اسلام و خدای منطق ارائه داده اند، و مشکل اساسی آنها این است که فقط تفسیر مورد نظر خویش را در نظر می گیرند. برای مثال می گویند او سوگند یاد می کند تا سخن خودش را ثابت کند، ولی می توان اینگونه تفسیر کرد که برای عظمت مسئله سوگند یاد فرموده است، چنانکه آیات قرآن نیز به این مسئله اشاره دارند. یا ایراد می گیرند که قرآن برای خدا قائل به دست است، ولی می توان این دست را تفسیر به قدرت کرد و اتفاقاً برداشت صحیح از متن آیه هم باید همین باشد. یا مسئله مکر در خدا را در نظر می گیرند و می گویند خدا کمال مطلق است و به مکر دست نمی برد. ولی حقیقت امر این است که مکر معانی مختلفی دارد و تمامی معانی آن بد و منفی نیست، و یک برداشت صحیحتر و بهتر هم این است که بگوییم مکر در معنای طرحریزی برای خدا به کار رفته است. برای مثال وقتی کافران برای حمله به خانۀ پیامبر طرحی ریختند، خدا نیز با طرحی پیامبر را نجات داد و سپس در قرآن این عمل کافران و عمل متقابل خدا مکر خوانده می شود و خداوند خیرالماکرین خوانده شد.

    در واقع مشکل این روش نگرش تناقضجویانه این است که سعی می کنند به ظاهر جمله بسنده کنند، ولی منطق چنین امری را رد می کند. ما باید به منظور گوینده از جمله توجه کنیم و تا وقتی احتمال دارد منظورش چیزی غیرمنطقی نباشد، نمی توانیم ادعای تضاد با منطق را بکنیم.

    به جملات زیر توجه بفرمایید:

    فردی به فرد دیگری می گوید: «اینقدر حرف نزن، مغزم را خوردی!» آیا واقعاً منظور او این است که آن شخص مغزش را خورده است؟

    فردی به فرد دیگری می گوید: «داد نزن! سرم رفت!!» آیا واقعاً منظور گوینده این است که با داد زدن دیگران، سرش جابجا می شود و به جایی می رود؟!

    فردی به فرد دیگر می گوید: «نوکرتم!» آیا واقعاً منظور او این است که حاضر است مثل یک نوکر برای آن فرد خدمتگذاری کند؟

    فردی به فرد دیگر می گوید: «بیا بریم کبابی، دو پرس کوبیده بزنیم تو رگ!» آیا منظور او واقعاً این است که چلوکبابهای کوبیده را به خودشان تزریق کنند؟

    این است که شما باید توجه کنید که منظور گوینده چیست و تا وقتی قطعی نشده است که سخنی غیرمنطقی گفته است، به او خرده نگیرید. مثلاً شما نمی توانید به گویندۀ جملۀ چهارم خرده بگیرید که فرق کبابی و تزریقاتی یا فرق کباب و آمپول را نمی داند!


    آیا منطق می تواند، ولی خدا نمی تواند؟

    شما حداقل کتاب مقدّس، شامل عهدین، را کلام خدا می دانید. حالا شما بفرمایید به فرض تناقض بین خدای کلام خدا و منطق، آیا می خواهید بگویید سخن منطق را ارجح خواهید دانست، آنهم در حالی که همچنان پافشاری می کنید که کتاب مقدّس کلام خداست؟

    با این حساب، شما معتقد خواهید بود که خدا در کلمات خود، قادر نبوده است آنگونه که علم منطق می تواند او را شرح بدهد، خودش را شرح بدهد. فلسفه که سابقه ای چند هزار ساله دارد، قادر هست بفهمد و بفهماند که خدا چگونه است(دقّت کنید با توجه به قدمت فلسفه نمی توان بهانه آورد که مردم در آن زمانها نمی فهمیدند)، ولی خود خدا قادر نیست چگونگی خود را به ما بفهماند.

    پس شما منطقاً راهی ندارید جز اینکه یکی از راههای زیر را (با فرض تناقض بین خدای کتاب مقدّس و خدای منطق) بپذیرید:

    1.کتاب مقدّس کلام دقیق خدا نیست.(از ابتدا نبوده است، یا به گونه ای تحریف شده است)

    2.خدای کتاب مقدّس، قادر نبوده است خودش را درست معرفی کند یا از این کار مضایقه کرده است و خدای منطق خدای صحیح است، ولی طبق همین منطق، خدای کتاب مقدّس به خاطر فقدان قدرت یا مضایقه از معرفی صحیح خود، و به غلط انداختن دیگران، نمی تواند خدا باشد و به کل الوهیت خدای مسیحیت رد می شود.

    3.خدایی که منطق معرفی می کند، خدای حقیقی نیست. البته نظر به اینکه اثبات وجود خدا، کلام خدا بودن کتاب مقدّس و اکثر مبانی مسیحیت نیز جز با منطق ممکن نخواهد بود، باز منجر به عدم قطعیت در الوهیت خدای کتاب مقدّس می شود(دقت کنید که حالت پیشفرض این نیست که علم منطق قادر به درک مسئله نیست، بلکه این حالت است که با خدای کتب مقدّس در تناقض است)


    آیا باید به مکاشفه اعتماد کرد؟

    شما پیشنهاد می کنید که به جای شناخت خدا از مجرای کتب مقدّس، او را از مجرای مکاشفه بشناسیم. گذشته از اینکه کتب مقدّس، تا جایی که کلام خدا بودنشان ثابت باشد، بهترین، مطمئنترین و معتبرترین مکاشفۀ مکتوب از خدا هستند، در اینجا سؤالات زیر در مورد مکاشفات شخصی مطرح هستند:

    چگونه حجیت مکاشفه را ثابت می کنید؟

    چگونه ثابت می کنید موجودی که بر شما مکاشفه می کند، خداست؟

    چگونه ثابت می کنید که مکاشفه شیطانی نیست؟

    چگونه تناقضات در مکاشفات افراد مختلف را توضیح می دهید؟

    چگونه با وجود شباهتهای بین خدای مکاشفه شده، با پیشفرضهای ذهنی افراد، به این مکاشفات اعتماد می کنید؟

    چگونه ثابت می کنید که مکاشفه وهم و خیال نیست؟

    و دهها سؤال اساسی دیگر.


    با تشکّر
    ویرایش توسط مسلمان ایرانی : ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ در ساعت ۱۹:۱۰


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    با درود.

    تناقضی بین خدا در کتب مقدّسه(تورات، انجیل و قرآن) خدا در منطق وجود ندارد

    :gol:
    با سلام خدمت شما و تشکر از شرکت شما در بحث

    یک سوال از شما دارم ، خدا در منطق چگونه تعریف می شود؟؟؟؟ در کدام قسمت از منطق بحث از اثبات خدا ، اوصاف ویژگی های خداوند شده است؟؟؟
    منطق علمی است که در آن یکسری قواعد کلی آموزش داده می شود که به وسیله رعایت آن قواعد ذهن از خطا و اشتباه مصون می ماند.


    بنده احتمال میدهم که منظوز شما از " خدا در منطق " ، خدایی است که در فلسفه و با استفاده از عقل اثبات می شود. که البته واضح است در این استدلال های عقلی و فلسفی از قواعد منطقی نیز استفاده می شود.




    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست

    تناقضی بین خدا در کتب مقدّسه(تورات، انجیل و قرآن) خدا در منطق وجود ندارد
    در صورتی که منظور atila360 گرامی که سوال را پرسیده اند از کتب مقدس هر سه کتاب تورات ، انجیل و قرآن است ؛ پست های قبلی را اینگونه تکمیل می کنم که :

    1. بین خدا در فلسفه (ویژگی ها یی که عقل سلیم برای خداوند اثبات می کند) با خدایی که در تورات و انجیل تحریف شده آمده است ، تناقضاتی وجود دارد که در پست های 2 ، 3، 4 و 5 توضیح داده شد.

    2. بین خدا در فلسفه و خدا در تورات و انجیل واقعی که از جانب خداوند نازل شده بوده و قرآن کریم هیچگونه تعارض و تناقضی وجود ندارد.


    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 4 نمایش پست
    با سلام خدمت شما و تشکر از شرکت شما در بحث

    یک سوال از شما دارم ، خدا در منطق چگونه تعریف می شود؟؟؟؟ در کدام قسمت از منطق بحث از اثبات خدا ، اوصاف ویژگی های خداوند شده است؟؟؟
    منطق علمی است که در آن یکسری قواعد کلی آموزش داده می شود که به وسیله رعایت آن قواعد ذهن از خطا و اشتباه مصون می ماند.


    بنده احتمال میدهم که منظوز شما از " خدا در منطق " ، خدایی است که در فلسفه و با استفاده از عقل اثبات می شود. که البته واضح است در این استدلال های عقلی و فلسفی از قواعد منطقی نیز استفاده می شود.


    با سلام. بله منظور ما همین بود.

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست

    با توجه به تعریف تناقض، که باید از چند وجه دو گزاره ناسازگار باشند تا متناقض باشند و نتوان آندو را کنار هم جمع کرد

    بله همانگونه که بیان کردید در منطق برای اینکه بگوییم دو جمله با یکدیگر متناقض هستند شروطی گذاشته شده است. در صورتی که این شروط باشد جملات با یکدیگر متناقض هستند.

    این شروط به اختصار عبارتند از : وحدت در موضوع ، وحدت در ممحول ، وحدت در زمان، وحدت در مکان، وحدت در شرط، وحدت در اضافه، وحدت در جزء و کل، وحدت در قوه و فعل،وحدت در جهت.


    (علاقه مندان توضیح مفصل شروط را در کتب تخصصی یا یک تاپیک جداگانه می توانند پیگیری کنند.)

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    خدایی که کتب مقدّسه به خصوص قرآن معرفی می کنند، با تفسیرهایی می تواند با خدای منطق تطبیق پیدا کند. .......

    در واقع مشکل این روش نگرش تناقضجویانه این است که سعی می کنند به ظاهر جمله بسنده کنند، ولی منطق چنین امری را رد می کند. ما باید به منظور گوینده از جمله توجه کنیم و تا وقتی احتمال دارد منظورش چیزی غیرمنطقی نباشد، نمی توانیم ادعای تضاد با منطق را بکنیم.


    این است که شما باید توجه کنید که منظور گوینده چیست و تا وقتی قطعی نشده است که سخنی غیرمنطقی گفته است، به او خرده نگیرید.


    1. در مورد قرآن ما دلایل متعدد داریم و بارها در تاپیک های مختلف بحث شده است که معصومین مفسرین قرآن هستند. و همچنین ثابت کرده ایم که دستورات اسلام هیچکدام با عقل انسان تعارض ندارد.

    2. عقل انسان جایگاه بسیار والایی در دین اسلام دارد به گونه ای که یکی از منابع استنباط احکام دین اسلام ، عقل است.

    منابع استنباط احکام شرعی اسلام عبارتند از : عقل ، قرآن ، سنت و اجماع.
    با اندکی دقت ، متوجه می شویم که در اسلام ، عقل همردیف و در عرض قرآن قرار گرفته است . در میان متکلمین و فقها قاعده ای مطرح است که بیان می کند " کل ما حکم به العقل ، حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع ، حکم به العقل " هر چیزی را عقل به آن حکم کند شرع نیز به آن حکم می کند و هرچه را شرع به آن حکم کند عقل نیز به آن حکم می کند. (البته عقل سلیم و سالم نه عقل بیماردلان ، جاهلان و مغرضان)


    آیا در تورات و انجیل ( تورات و انجیل تحریف شده) نیز اینگونه است؟ آیا عقل در دین مسیحیت و یهودیت چنین جایگاهی دارد؟؟؟؟
    آیا عقل و ایمان در این ادیان از یکدیگر جدا نشده است؟؟؟؟

    3. در تفسیر تورات و انجیل باید توجه کرد که علمای پیشین این دو مذهب چه مطالبی در مورد کتبشان گفته اند. اکنون برخی از آنان به تناقضات و تعارضات فاحشی که در برخی قسمت های کتبشان قرار دارد آگاه شده اند و سعی کرده اند آن ها را به گونه ای توجیه کنند حال بگذریم که تا چه اندازه ای موفق بوده اند.
    اگر در قرآن گفته شده است "یدالله" ما با عقل ( عقل در اسلام حجت درونی و پیامبر باطنی انسلن معرفی شده است) ثابت میکنیم که خداوند نمی تواند دست داشته باشد و لذا منظور از "یدالله" دست ظاهری نیست بلکه خداوند منظور دیگری داشته است.
    اما کتب مسیحیت آشکارا مسأله تثلیث و اولوهیت حضرت عیسی علیه السلام بیان می کنند. تثلیث تعارض جدی با عقل ندارد؟؟؟


    آیا خدای کتب مقدس با خدای منطق و فلسفه یکسان است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود