جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نحوه اطلاع پیامبر از سرگذشت امم پیشین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نحوه اطلاع پیامبر از سرگذشت امم پیشین




    با عرض سلام

    سوالی که به ذهنم رسیده نحوه اطلاع پیامبر اکرم از سرگذشت امم پیشین است. آیا آیاتی از قرآن که به این داستان ها می پردازد حاصل کشف وحیانی پیامبر بوده است یا این که ایشان از طریق کتب امم پیشین از این وقایع آگاه شده و آن را در قرآن گنجانده اند.

    اگر احتمال اول صحیح باشد آن گاه مسئله نحوه انتقال علوم جزئیه از طریق فرشته وحی به پیامبر مطرح می شود. آیا امکان آگاهی به جزئیات گذشتگان از طریق اتصال به عقل فعال میسر است؟ به چه ترتیب؟

    در صورتی که جوابی برای این احتمال وجود نداشته باشد به نظر من تنها پاسخ معقول این است که پیامبر (ص) از طریق مطالعه متون تاریخی از این داستان ها آگاهی یافته اند.

    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 3
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۲:۲۹

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    مطابق با روايات معصومين (عليهم السلام) وجود با بركت حضرت ختي مرتبت محمد مصطفي (صل الله عليه و آله) اولين مخلوق الهي است همچنانكه خود حضرت در روايتي مي فرمايند : « اول ما خلق الله نوري» («بحار الانوار» طبع حروفى، ج 1، باب حقيقة العقل و كيفيّته و بدو خلقه، ص 97، حديث هفتم‏)

    و در حديث ديگرى است كه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله فرمودند: أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ. «نخستين چيزى كه خداوند خلق نموده است، عقل است.» («بحار الانوار» طبع حروفى، ج 1، باب حقيقة العقل و كيفيّته و بدو خلقه، ص 97، حديث هشتم‏)

    حقيقت رسول خدا (ص) طبق اينگونه روايات واسطه فيض مخلوقات عالم هستي است ؛ خداوند سبحان در حديث قدسي خطاب به رسول معظم مي فرمايد « لو لاك لما خلقتك الافلاك) اي پيامبر اگر وجود اقدس تو نبود فلك ها را خلق نمي كرد ، لذا پيامبر (ص) بهانه خلقت است و فيض الهي به واسطه وجود شريف حضرتش به مخلوقات رسيده است .

    حكما تعابير متفاوتي از حقيقت وجودي حضرت (ص) دارند گاهي وجود وي را عقل اول ، گاهي حقيقت محمديه مي نامند كه از لحاظ رتبه وجودي در بالاترين مرتبه وجودي به غير از خداوند سبحان قرار دارد لذا هيچ موجودي حتي برترين ملائك نيز از لحاظ رتبه وجودي و مقام وجودي از رسول معظم (ص) پايين تر هستند ؛ طبق اين بيان تمام هستي شأني از شئون حضرت است لذا جبرائيل امين نيز شأني از شئون حضرت مي باشد .

    در حقيقت يكي از شئون حضرت براي وي وحي را نازل مي فرمود چون وجود مادي حضرت در عالم سفلي و طبيعت است چاره اي جز اين نيست كه پيامبر وحي الهي را از شئون خود دريافت كند . لذا شما مي بينيد علم حضرت نامتناهي است .

    هر چه رتبه وجودي انسان بالاتر برود علم وي نيز به تناسب رتبه وجودي اش بالاتر خواهد رفت لذا شما مي بينيد برخي بدون اينكه در متكبي تحصيل علوم بكنند با خود سازي به مرتبه اي مي رسند كه علوم براي آن ها منكشف مي شود .

    رتبه وجودي پيامبر همانگونه كه عرض شد در بالاترين رتبه وجودي به غير از خداوند سبحان است لذا علم پيامبر (ص) در اعلاترين رتبه قرار دارد به همين جهت گفته مي شود علم پيامبر (ص) لدني است زيرا علم را بدون واسطه از ذات مقدس ربوبي دريافت مي كند .

    يقينا داستان هاي قرآن كريم حاصل کشف وحیانی پیامبر بوده است ، چون نه تنها همه علوم بلكه همه موجودات شأني از شئونِ حقيقت وجودي پيامبر (ص) است ، پيامبر هيچ علمي با مطالعه ياد نگرفت بلكه هر علمي از خود اوست كه به واسطه خداوند دريافت كرده است .
    عقل فعال و بالاتر از عقل فعال كه به نام حقيقت محمديه شناخته شده است خود حضرت است لذا وجود اقدس ايشان هر موقع اراده مي كردند در مورد مطلبي علم حاصل بكنند بلافاصله اين علم براي ايشان حاصل مي گشت .



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ در ساعت ۱۶:۰۶
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ عمیق حضرت عالی

    ما مشاهده میکنیم که پیامبر اکرم (ص) در بعضی از جاها ابراز جهل میکنند از بعضی از مسائل. مثلا درخواست مشاوره میکنند (مثلا در جنگ خندق) و غیره. آیا میتوان این گونه گفت که دسترسی پیامبر به علم لدنی با توجه به شرایط مختلف به قبض و بسط روحی ایشان تغییر می کند؟ چرا که حضور در اجتماع و اشتغال به دنیا به هر حال تا حدودی باعث تضعیف اتصال به حق می شود و همین امر چیزی است که اغلب باعث گوشه گیر شدن عرفا می شود چرا که آن ها می خواهند به طور پیوسته در حال اتصال به حق به سر برند و از اشتغال به دنیا حتی در حد ضرورت هم اکراه دارند.
    در روایات از همسران پیامبر نقل شده که وقتی موقع نماز میشد رنگ از رخسار پیامبر می پرید و دیگر او به هیچ چیز و هیچ کس توجه نمی کرد. این روایت نشان میدهد که تأثیرپذیری پیامبر از عالم غیب متغیر بوده است.
    حالا سوال این است که آیا برخورداری پیامبر از علوم لدنی که در گروی اتصال به عقل فعال است همیشه به یک شدت برقرار بوده؟ اگر آره پس پیامبر از کسب علوم جزئیه کاملا بی نیاز است. در حالی که می دانیم پیامبر در طول زندگی خود بسیاری از چیزها را از طریق اکتساب متعارف بشری یاد گرفته و تجربه کرده.
    در مورد نحوه تکوین آیات قرآن هم در تاپیک فلسفه ذهن و وحی سوالی پرسیده بودم که ریشه اش به همین سوال بر می گرده.
    آیا تمام آیات قرآن محصول وحی الهی به معنای اخص آن است؟ آیا آیات مربوط به احکام طهارت و غیره نیز به وسیله فرشته وحی القاء شده؟ حقیقتش اینه که باور این که در تدوین چنین احکام جزئی و سافلی فرشته وحی نقش داشته غیرمعقول می نماید. به نظر بنده بسیاری از آیات قرآن از جمله آیات مربوط به احکام عملی و غیره، وحی به معنی اخص آن نیستند بلکه صرفا ابتکارات پیامبر هستند که به واسطه این که مقاصد تکوین این احکام «وحیانی» بوده است به نام آیات قرآن به مردم منتقل شده است.

    ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۷

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست

    با عرض سلام و تشکر از پاسخ عمیق حضرت عالی

    ما مشاهده میکنیم که پیامبر اکرم (ص) در بعضی از جاها ابراز جهل میکنند از بعضی از مسائل. مثلا درخواست مشاوره میکنند (مثلا در جنگ خندق) و غیره. آیا میتوان این گونه گفت که دسترسی پیامبر به علم لدنی با توجه به شرایط مختلف به قبض و بسط روحی ایشان تغییر می کند؟ چرا که حضور در اجتماع و اشتغال به دنیا به هر حال تا حدودی باعث تضعیف اتصال به حق می شود و همین امر چیزی است که اغلب باعث گوشه گیر شدن عرفا می شود چرا که آن ها می خواهند به طور پیوسته در حال اتصال به حق به سر برند و از اشتغال به دنیا حتی در حد ضرورت هم اکراه دارند.
    در روایات از همسران پیامبر نقل شده که وقتی موقع نماز میشد رنگ از رخسار پیامبر می پرید و دیگر او به هیچ چیز و هیچ کس توجه نمی کرد. این روایت نشان میدهد که تأثیرپذیری پیامبر از عالم غیب متغیر بوده است.
    حالا سوال این است که آیا برخورداری پیامبر از علوم لدنی که در گروی اتصال به عقل فعال است همیشه به یک شدت برقرار بوده؟ اگر آره پس پیامبر از کسب علوم جزئیه کاملا بی نیاز است. در حالی که می دانیم پیامبر در طول زندگی خود بسیاری از چیزها را از طریق اکتساب متعارف بشری یاد گرفته و تجربه کرده.



    با سلام و عرض ادب

    دوست بزرگوار اگر توجه بفرماييد برخي از دليل استغفار انبياء سوال مي كنند ! از گريه و زاري و ترس از خداوند سوال مي كنند كه مگر انبياء عصمت نداشته اند دليل اين همه گريه و زاري و استغفارشان چه بود ؟ يكي از پاسخ هايي كه مي توان به اين پرسش داد اين است كه انبياء عظام بالاخص نبي مكرم محمد مصطفي(صل الله عليه و آله) هر لحظه متصل به عالم غيب هستند و لحظه اي مشاغل مادي و دنياي طبيعت فكر و ذهن ايشان را از عالم غيب منقط نساخته است استغفار اين بزرگواران براي اين بود كه اگر يك لحظه از عالم غيب و معني غافل مي شدند اين را براي خود گناه بزرگي قلمداد مي كردند و لذا براي اين گناه ناكرده از خداوند سبحان طلب آمرزش مي كردند .

    هدف از بيان اين مطلب اين بود كه عرض كنم پيامبر (ص) با توجه به مقام رسالتشان در امور معنوي هميشه و هرلحظه متصل به عالم معني بوده اند و حتي يك لحظه از خداوند غافل نبوده اند اما در رابطه با امور مادي از قبيل خوراك و پوشاك و ... همانند ساير مردم زندگي كردند همچنان خداوند خطاب به پيامبر (ص) فرمود : «قل انما انا بشر مثلكم» يعني با توجه به خلقت مادي كه دارم ممكن است اشياء خود را گم كرده و از ديگري استمداد بجويم ، و براي اموري مانند جنگ از مشورت ديگران استفاده كنم ، اما اين امر به هيچ عنوان به اين معني نيست كه پيامبر از عالم معني منقطع شده است چون پيامبر اگر اراده مي كرد همه چيز براي وي عيان مي شد و نيازي به مشورت و يا استمداد از ديگري نداشت همچنانكه در قضيه گم شدن شتر حضرت خود جاي شتر را اعلام كرد .

    حضرت عالي در فرمايشات خودتان به عرفا اشاره كرديد در صورتي كه علي الظاهر عرفا قابل قياس با وجود اشرف حضرت نيستند يك عارف ممكن است در اثر خطا پايش لغزيده و سقوط كند اما پيامبر خدا(ص) محال است خطا و اشتباه از وي سر بزند .

    اگر رسول خدا هنگام ذان رنگ رخسارشان مي پريد بدين جهت بود كه وقت اذان وقت خاصي است كه خداند همه را دعوت به عبادت مي كندهمچانانكه رسول خدا در روايتي مي فرمودند نماز اول وقت آتش نشان است هنگام شنيدن اذان به سوي آتش نشان بشتابيد تا اتش هاي برافروخته در وجودتان را خاموش كنيد . پريدن رنگ رخسار حضرت بدين جهت بود كه اوقات اذان و نماز اوقات شريفي است كه خداوند انسان را دعوت به عبادت مي كند و الا پيامبر هر لحظه در پيشگاه خداوند حضور دارد .


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۷:۰۵
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست
    در مورد نحوه تکوین آیات قرآن هم در تاپیک فلسفه ذهن و وحی سوالی پرسیده بودم که ریشه اش به همین سوال بر می گرده.
    آیا تمام آیات قرآن محصول وحی الهی به معنای اخص آن است؟ آیا آیات مربوط به احکام طهارت و غیره نیز به وسیله فرشته وحی القاء شده؟ حقیقتش اینه که باور این که در تدوین چنین احکام جزئی و سافلی فرشته وحی نقش داشته غیرمعقول می نماید. به نظر بنده بسیاری از آیات قرآن از جمله آیات مربوط به احکام عملی و غیره، وحی به معنی اخص آن نیستند بلکه صرفا ابتکارات پیامبر هستند که به واسطه این که مقاصد تکوین این احکام «وحیانی» بوده است به نام آیات قرآن به مردم منتقل شده است.

    با سلام مجدد

    بر اساس روايات و آيات قرآن كريم پيامبر (ص) سخنان رسول خدا (صل الله عليه و آله) بالجمله سخن خداست چون خداوند فرمود : «و ما ينطق عن الهوي» (نجم آيه 3) و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گويد . لذا هر آنچه پيامبر بيان مي كند بدون استثناء سخن خداست چون وجود شريف رسول خدا (ص) پيامبر الهي است كه براي هدايت بشريت ارسال شده است اگر قرار بود از پيش خود احكامي را صادر كند مورد اعتماد نبود .

    تمامي آيات قرآن كريم محصول وحي الهي است و توسط جناب جبرائيل (كه خود جبرائيل شأني از شئون حضرت است) بر قلب نازنين حضرت فرود آمده است ؛ جناب ملا صدار بيان بسيار لطيفي دارد كه مي فرمايد زبان قرآن نمادين است كه اين سخن برگرفته از روايت رسول خداست كه فرمود « قرآن كريم داراي هفتاد بطن است» آيات الاحكام كه در ظاهر حكم شرعي را بيان مي كنند داراي بطون مختلفي مي باشند كه اشخاص با توجه به رتبه وجودي خود به اين بطون دسترسي مي توانند داشته باشند .

    در صورت نياز توضيح بيشتري در اين رابطه داده خواهد شد ...

    با تشكر


    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  8. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود