جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196

    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬




    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬


    جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام


    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬

    چكيده

    اين مقاله جستاري است در مورد چگونگي زندگي
    هاشم بن عتبه بن ابي وقاص ملقب به«هاشم مرقال»
    كه از خواص اصحاب حضرت علي(ع) به شمار مي رود. وي از جمله سرداران جنگهاي اميرالمؤمنين(ع) بود كه مخلصانه و دليرمردانه نبرد كرد تا در نهايت در جنگ صفين به شهادت رسيد.

    اين نوشتار با رويكرد تحليلي و تاريخي و با بهره گيري از منابع گوناگون، مي كوشد گزارش هاي مربوط به زندگي هاشم را با رويكردي تحليلي بررسي كند.
    طبق يافته هاي اين تحقيق هاشم از نزديك ترين ياران امام (ع)بود. چنان که مورد مدح و ستايش آن حضرت قرار گرفت. رجاليان شيعه و سني وي را از افاضل و شجاعان زمانه ياد مي كنند. اما با اين حال، به دليل شجاعت ها و قرابت خاص با امام مورد نفرت معاويه قرار گرفت.


    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬



    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۵:۰۴
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬

    مقدمه ( بخش اول )

    رسول خدا(ص) در تمام زمان ها و مكان ها متعدد، پسر عموي خود علي بن ابي طالب(ع) را به خلافت و امامت پس از خود معرفي كرده بود. آن حضرت پيش از رحلتش و در غديرخم، از حجاج بيت الله براي خلافت علي(ع) بيعت گرفت.
    در ميان حجاج اكثر سران مهاجر و انصار حضور داشتند و جز اولين بيعت كنندگان با اميرمؤمنان(ع) بودند، اما پس از رحلت پيامبر(ص) بار ديگر برتري طلبي اقوام و طوايف عرب بروز يافت؛ ابوبكر به خلافت رسيد و علي(ع) خانه نشين شد. پس از او نيز عمر برمسلمانان مسلط گشت و در پايان عمر با تشكيل شوراي خلافت، خليفه بعد از خود را عثمان قرار داد.

    سرانجام پس از گذشت بيست و پنج سال انحراف در مسير حق و حق طلبي و در حالي كه از اسلام جز نامي و از مسلمانان جز شبحي باقي نمانده بود، دريك اقبال عمومي امام علي(ع) به خلافت رسيد. چهل سال اوليه اسلام- از زمان هجرت پيامبر از مكه به مدينه تا پايان خلافت اميرمؤمنين(ع)- حساسترين و مخاطره آميزترين سال هاي تاريخ اسلام بود.
    چهاردهه اي كه تقريباً تمامي جريانات سياسي و طوايف قدرتمند به قدرت رسيدند و هركدام در كل يا قسمتي از سرزمين اسلامي فرمانروايي كردند.
    در طول اين چهل سال افراد و قهرمانان زيادي مجال بروز و ظهور يافتند كه تحت تاثير آموزه هاي پيامبر(ص) قرار داشتند و دراندك زماني دو امپراطوري قدرتمند عصرخود يعني ايران و روم را سرنگون كردند و بر قسمت هاي عظيمي از كره خاكي تسلط يافتند. از جمله اين فرماندهان شجاع نظامي هاشم بن عتبه بن ابي وقاص معروف به هاشم مرقال از ارزشمندترين سرداران سپاه اسلام است كه در اين مقال گوشه اي از رشادت هاي ولايت‌مدارانه وي به تصوير كشيده شده؛ پهلوان نامور عرب كه از جمله سرداران لشكر عموي خود سعدبن ابي وقاص بود، دروازه هاي ايران به دست او گشوده شد و پايتخت ساسانيان به دست او سقوط كرد و مدائن، شهر رويايي آن زمان، با شمشير او فتح شد.
    سردار پرافتخار قادسيه در مدت زمان اندكي چنان رشادت هايي از خود نشان داد كه نام خود را براي هميشه در تاريخ جاودانه ساخت. وي صحابي بزرگ پيامبر(ص) يار وفادار علي(ع) و از شجاعان پر آوازه عرب است. پس از اسلام آوردن در فتح مكه و شركت در جنگها و فتوحات زمان ابوبكر و عمر، سرانجام در نبرد يرموك يك چشم خود را از دست داد، پس از آن به ياري عموي خود سعدبن ابي وقاص شتافت.

    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬




    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ در ساعت ۲۱:۰۸
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬

    مقدمه ( بخش دوم )


    وي به خاطر سبك ويژه خود در نبرد و يورش و هجوم سريع و تند و تيز خود به دشمن، «مرقال»(1) ناميده شد. به علاوه كه پيامبر در غزوه اي به او فرمودند:
    «ارقل...»(2) به پيش تاز...
    در جنگ هاي دوران مولايش علي(ع) (جمل و صفين) دلاوري ها از خود نشان داد. حماسه سرايي ها، درميان عظمت علي (ع)و فاش گويي ضلالت و سيرت زشت امويان، گواهي است بر عمق و ژرفاي انديشه، حق داني، حق گويي، حق گرايي و استوار گامي او.
    هاشم علمدار جنگ صفين بود. وي به هنگام نبرد با سپاه معاويه به فرماندهي ذوالكلاع، جام شهادت را نوشيد و دعوت حق را لبيك گفت و اين درحالي بود كه در عرصه هاي مختلف رزم و نبرد، امام علي(ع) برنادلي، استوارگامي، تيزبيني او را ستود، (3) چنان که پس از رجزخواني و حماسه سرايي اش براي حركت به صفين، امام در مورد او چنين دعا فرمود:

    «پروردگارا! توفيق شهادت در راه خدا و همراهي با پيغمبر خويش را نصيب و روزي او بفرما.»(4)
    تمام اين گفتارها، به علاوه آنچه در ادامه مي آيد، نشان از جايگاه ويژه هاشم در اسلام است و خدمتي كه او به اسلام و تشيع نموده. ولي با اين همه، هاشم از اكاذيب و مطاعن بني اميه در امان نبود به اين دليل كه آنها از او چنان ضربه سختي خوردند كه هرگز فراموش نكردند، به طوري كه از سرحقد و كينه فرزند او عبدالله را دستگير نمودند و در صدد عقده گشايي خود شدند. از اين رو، از سوي آنان سخناني بي اساس نسبت به او روا مي شد تا همچنان بر عقده هاي ديرينه خود در جنگ صفين سرپوش گذارند. براي زدودن اين اكاذيب برآن شديم تا جايگاه شخصيت و اقدامات هاشم مرقال را بهتر بنمايانيم.


    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬



    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬


    جايگاه هاشم

    بنابرگزارش تاريخ و نيز رجاليان متقدم و متاخر هاشم در تاريخ برگي زرين از خود به جاي گذاشته است. ابن عبدالبر درباره او مي نويسد:
    وي از نخبگان فضلا و پهلوانان قدر بود، يك چشمش را در جنگ يرموك از دست داد. در قادسيه قدرت فوق العاده اي از خود نشان داد، به گونه اي كه قبل از او چنين ارمغاني براي سپاه اسلام نياورده بود. سبب ساز فتح و پيروزي شد. پهلواناني قدرتمند از ميان پهلوانان بود، به علاوه كه فردي فاضل و خير شمرده مي شود(5)
    ابن اثير او را اين گونه توصيف مي كند:
    «كان من الشجعان الابطال والفضلاء الاخيار»؛(6)
    هاشم ازدليرمردان و برجستگان پاك سرشت بود.

    ابن حجر درباره او مي نويسد:
    «هاشم بن عتبه بن ابي وقاص...الشجاع المشهور المعروف بالمرقال ابن اخي سعدبن ابي وقاص...»؛(7) هاشم فردي شجاع و معروف و مرقال، پسر برادر سعدبن ابي وقاص است.

    زركلي مي گويد:
    «صحابي برجسته ملقب به مرقال كه پسربرادر سعدبن ابي وقاص است»(8)
    شيخ عباس قمي در الكني و الالقاب مي نويسد:
    «كان من افاضل النبي و قتل في نصره مولانا اميرالمؤمنين بصفين يوم شهاده عمار وكان عظيم الشان جليل القدر...انه جاهد في صفين و قاتل قتالا شديدا ونصح لرجل شامي فهداه تعالي...»؛(9)

    هاشم از ياران صاحب فضل پيامبر بود. در ياري اميرمؤمنان(ع) در صفين همان روزي كه عمار به شهادت رسيد، كشته شد. وي در صفين جنگ نماياني كرد و مرد (جوان) شامي را نصيحت كرد.(10) ابن قتيبه ذيل نسب سعدبن ابي وقاص از او نام مي برد و مي گويد:
    «هاشم مردي يك چشم، همراه با علي(ع) در صفين بود به علاوه كه از شجاع ترين مردم بوده است.»(11)
    ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:
    «ازاميران و علمداران علي(ع) در صفين كه شهيد شد. صفت بارز وي شجاعت و دليري بود.»(12) سيدمحسن امين نيز در اعيان الشيعه، ترجمه مفصلي از او ارائه داده كه خواندني است.(13)
    علامه اميني نيز در الغدير در مورد او گفته است:
    «هاشم صحابي بزرگ علمدار اميرالمؤمنين (ع)در صفين؛ عبد صالح كه يكي از چشمانش را در جنگ يرموك در راه خدا از دست داد. وي در سپاه علي(ع) شهيد شد.»(14)

    توضيحاتي كه در باره هاشم مرقال ارائه گرديد نشان از جايگاه والاي او و گواهي است برشجاعت، دلاوري و ولايت مداري وي، چه در نزد پيامبر و چه در نزد اميرمؤمنان(ع). او در تاريخ اسلام از چنان جايگاهي برخوردار است كه او را هميشه به عنوان فردي شجاع، خطيب و پيشتاز در عرصه هاي نبرد معرفي مي كند. به علاوه، هاشم در نزد امام (ع)و پيشواي خود رتبه و درجه اي كسب كرد كه چشم اميد او شده بود.
    هنگامي كه به شهادت رسيد امام براي او گريست، چنان که نقل است: هاشم و عمارياسر در يك روز شهيد شدند. علي در شهادت هر دو گريست و برآن دو نماز خواند.
    ابتدا هاشم را به طرف قبله گردانيد و پس از او عمار را اين چنين قرار داد و آنها را بدون اينكه غسل و يا حتي كفن كند، دفن نمود.»



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬



    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬

    نسب هاشم


    هاشم اصلاً و نسباً از خاندان بني زهره، يكي از خاندان هاي قبيله قريش است.
    نسبت كامل او چنين است:
    عاشم بن عتبه بن ابي وقاص(مالك) بن اهيب(16) بن عبدمناف بن زهره بن كلاب بن مره بن كعب بن لؤي بن غالب(17) بن فهربن مالك بن نصربن كنانه بن خزيمه بن مدركه بن الياس بن مضربن نزار بن معدبن عدنان.(18).
    پدرهاشم يعني عبته، كسي است كه در روز احد دندان پيامبر(ص) را شكست، لبهاي مباركش را زخمي و صورتش را خراشيد و باعث شد از چهره مباركش خون جاري و سرازير شود.(19)

    سعدبن ابي وقاص كه گرچه در ابتدا از جمله كساني بود كه خلافت علي (ع)را تأييد كرد ويا حتي برضد حكومت ابوبكر از جمله متحصنان در خانه حضرت زهرا(س) بود(20) ولي به سرعت تغيير موضع داد و در زمره كساني قرار گرفت كه با علي (ع)دشمني خود را در دل پروراند. از اين رو، با علي بيعت نكرد. البته چنان که نقل است، بعدها از عدم بيعت خود پشيمان شد ودر زمان معاويه، وقتي كه دستور سب نام علي(ع) برمنابر را صادر كرد، وي را هشدار داد تا از اين عمل دست بكشد


    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬




    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬


    ولادت هاشم


    متاسفانه سال ولادت هاشم در منابع ذكر نشده، (1) ولي آنچه برمي نمايد سال شهادت اوست: سال 37ق كه در ماجراي جنگ صفين و در ركاب علي به شهادت رسيد.(2)
    در مصادر و منابع كهن ابتدايي ترين مطلبي كه مي توان ديد، اسلام آوردن اوست. هاشم در روز فتح مكه اسلام آورد.(3)
    به علاوه، وقتي ابوبكر، هاشم را به همراه سه هزار نفر براي جنگهاي شام آماده كرد و به عزيمت فرستاد، به او گفت: «ما همواره از مشورت ها و نظرات و حسن تدبير شيوخ و همچنين از دلاوري و صبوري جوانها بهره ها برديم، و قطعاً خداوند تمام اين خصلت ها را در تو گرد آورده، و به راستي تودر عين اينكه نورسي، دليرمرد و پخته و نيكونگري.»(4)
    فتوحات شام در سال هاي 12و13 هجري به وقوع پيوسته است. اينكه ابوبكر او را به فرماندهي يك سپاه عظيم بگمارد، اقتضا مي كند كه سن وي در آن زمان حدود سي سال باشد.

    اين حدس و تخمين به اين دليل است كه پيش از اين واقعه، هاشم در زمان محاصره شعب ابي طالب جواني نورس بود كه به محاصره شدگان شعب، غذا و وسايل مورد نياز را مي رساند. اين محاصره قريب دو يا سه سال طول كشيد و اين آذوقه رساني هاشم، مقتضي براين است كه وي حدوداً پانزده ساله بوده باشد. طريقه هاشم با ترفند و فريب نگهبانان، داخل شعب مي شد و آذوقه و وسايل ضروري را به محاصره شدگان مي رساند.(5)
    علاوه بر دليل پيشين، مي توان ماجراي ذيل را نيزبه عنوان دليل ذكر كرد: عمروبن عاص در صفين سپاهيان را خطاب قرار داد و در مورد هاشم گفت: «عليكم بالشيخ الدجال.»(6)

    شيخ در كلام عرب به فردي گفته مي شود كه حدود پنجاه ساله باشد. از اين رو، اين دليل براين مطلب صحه مي گذارد كه ولادت هاشم مي تواند حدوداً در سال پانزده پيش از هجرت باشد؛ چرا كه ماجراي صفين در سال 37هجري اتفاق افتاده است

    ╬♥╬ جستاري در زندگاني هاشم مرقال سردار پرافتخار اسلام ╬♥╬




    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «هاشم» فرزند «عتبه» بود و با این که پدرش از دشمنان سرسخت پیامبر(صلى الله علیه وآله)محسوب مى شد، خودش مسلمانى بسیار پرشور و باافتخار بود و از یاران برجسته پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امیر مؤمنان(علیه السلام) محسوب مى شد و این سخن از او است که به امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى گفت: «به خدا سوگند! دوست ندارم که تمام آنچه روى زمین است و آنچه زیر آسمان قرار دارد، ملک من باشد و در برابر آن یکى از دشمنان تو را دوست داشته باشم، یا یکى از دوستان تو را دشمن!» او در جنگ «صفّین» در رکاب على(علیه السلام) بود، و آرزو داشت در راه خدا و در برابر امیر مؤمنان(علیه السلام)شربت شهادت بنوشد و بسیار شجاعانه جنگید و از آنجا که در امر جهاد سرعت به خرج مى داد او را «مرقال» گفتند (زیرا «مرقال» به معناى سریع و پرتحرّک است) و سرانجام به آرزوى خود رسید و پس از جنگ نمایانى در میدان صفّین شهید شد و لشکریان على(علیه السلام) و خود آن حضرت، از شهادت او اندوهگین شدند. سپس فرزندش پرچم را به دست گرفت و بر لشکر معاویه حمله کرد و جنگ نمایان و شایسته تحسینى داشت; سرانجام اسیر شد، او را نزد معاویه آوردند، میان او و «معاویه» و «عمرو بن عاص» سخنان زیادى رد و بدل شد و او شجاعانه از مکتب على(علیه السلام) دفاع کرد; عاقبت معاویه دستور داد او را زندانى کنند.(1)

    «هاشم» از همان آغاز جوانى شجاعت نمایانى داشت. در جنگ «یرموک» که بزرگترین پیروزى در ناحیه شامات نصیب مسلمانان شد، او فرماندهى بخشى از سواران لشکر اسلام را بر عهده گرفته بود و در همین میدان بود که یکى از چشم هاى خود را از دست داد و به همین دلیل بود که بعضى او را «اعور» (صاحب یک چشم) مى نامیدند و در جنگ «قادسیّه» که عمویش «سعد بن ابىوقّاص» فرمانده لشکر بود، شرکت داشت. مى گویند سبب فتح مسلمین، شجاعت و کفایت «هاشم» بود، فتحى که بعداً به عنوان «فتح الفتوح» نامیده شد. و در جنگ «صفّین» فرمانده جناح چپ لشکر امیر مؤمنان على(علیه السلام) بود.(2)

    در حالات «هاشم» آمده است: «روزى در «صفّین» در میان اصحاب خود، مشغول جنگ بود که جوانى از لشکر معاویه در حالى که شمشیر مى زد و لعن مى کرد و ناسزا مى گفت، نزدیک هاشم آمد. «هاشم» به او گفت: «اى جوان! این سخنانى را که تو مى گویى و این جنگ (بى هدفى را) که دنبال مى کنى روز قیامت حساب و کتابى دارد، از خدا بترس و به فکر زمانى باش که خدا از تو درباره این کارت سؤال مى کند!» جوان گفت: «من با شما مى جنگم زیرا پیشواى شما آنگونه که به من گفته اند، نماز نمى خواند و شما هم نماز نمى خوانید و براى این با شما جنگ مى کنم که پیشواى شما خلیفه ما را کشته است و شما او را در کشتن خلیفه یارى کردید». «هاشم» گفت: «تو را با «عثمان» چه کار؟ او را اصحاب پیامبر و قاریان قرآن به خاطر کارهایى که بر خلاف قرآن انجام داد، کشتند و اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)اصحاب دین خدا و شایسته ترین افراد براى نظارت در امور مسلمین هستند. امّا اینکه گفتى مولاى ما على(علیه السلام) نماز نمى خواند، او نخستین کسى است که با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نماز خواند و به او ایمان آورد و اینها را که مى بینى با او هستند (و همچون پروانگان گرد شمع وجود او مى گردند) همه آنها قاریان قرآن هستند، شب را به پا مى خیزند و خدا را عبادت مى کنند; مراقب باش اشقیاى مغرور، تو را در دینت فریب ندهند!»

    سخنان «هاشم» جوان را منقلب کرد، صدا زد اى بنده خدا، من گمان مى کنم تو مرد صالحى هستى (و سخنانت نور صدق و راستى دارد) آیا راه توبه اى براى من مى یابى؟ گفت: آرى به سوى خدا بازگرد، او توبه تو را مى پذیرد. جوان دست از جنگ کشید و برگشت، مردى از شامیان به او گفت: «این مرد عراقى تو را فریب داد» جوان گفت: «نه! او مرا نصیحت کرد (و هدایت فرمود).»

    آرى یاران على(علیه السلام) همچون خودش در میدان نبرد نیز دست از هدایت گمراهان بر نمى داشتند. سعى آنها کشتن دشمن نبود، بلکه سعیشان در هدایت آنان بود.

    به هر حال «هاشم» و «عمّار» در روز «صفّین» با شجاعت و شهامت تمام، جنگیدند و شربت شهادت را عاشقانه نوشیدند و یاران على(علیه السلام) از شهادت آن دو سخت ناراحت شدند.(3)

    پي نوشتها:
    1. مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 61.
    2. اعیان الشیعة، جلد 10، صفحه 250، و سفینة البحار، مادّه «هشم» و کتب تاریخى دیگر.
    3. سفینة البحار، مادّه «هشم» و مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 61 به بعد و مصادر دیگر.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هاشم همراه با اميرمؤمنان

    پيش از اينكه درباره جايگاه هاشم در خلافت اميرالمؤمنين(ع) سخن بگوييم، ذكر اين نكته ضروري است كه آيا هاشم در زمان سقيفه با ابوبكر بيعت كرد؟ آيا وي جز وافقان حكومت وي به شمار مي رود يا مخالفانش؟ و آيا اصلاً وي در زمان به خلافت رسيدن ابوبكر درمدينه و زير سقف سقيفه حضور داشت؟

    در پاسخ بايد گفت: پس از كندوكاو در كتب متقدم تاريخي اين مطلب بدست مي آيد كه پيش از رحلت پيامبر(ص) اسامه توسط ايشان فرمانده سپاهي شد تا بنا به قول پيامبر به جنگ با كفار در بيرون مدينه رود. پس از انتشار خبر رحلت پيامبر(ص) به گوش همگان، اسامه نيز با تني چند از صحابه به مدينه بازگشت و اين در حالي بود كه سپاه وي در منطقه «جرف» در بيرون از مدينه اردو زده بود و خود را براي حمله آماده مي كرد. از اين رو، به هنگام رخداد«سقيفه بني ساعده» عده اي از اصحاب در منطقه «جرف» ساكن بودند و انتظار فرمانده خود را مي كشيدند. ابوبكر به هر نحوي كه شد زمام امور را بدست گرفت، در حالي كه افرادي همچون هاشم مرقال و ديگر اصحاب در مدينه حضور نداشتند تا از علي به همراه ديگر صحابه معدود دفاع كنند. اين سخن به اين دليل است كه هاشم با ارادتي كه ما از وي نسبت به امام سراغ داريم محال است در چنان جلسه كذايي حضور داشته و ازامام دفاعي به عمل نياورده باشد. حتي شايد وي ازجمله كساني بوده كه در بدو امر با خليفه وقت بيعت نكرده و يا پس ازبيعت اميرالمؤمنين(ع) با ابوبكر دست بيعت ساييده باشد. البته بايد گفت كه اين مطلب(عدم حضور هاشم در رخداد سقيفه) در كتب تاريخي، چنان که ما به جست وجو و كاوش آن پرداختيم، موجود نيست.(1)

    هاشم از شيعيان و پيروان خاص حضرت به شمار مي رفت. به علاوه، هاشم از كساني بود كه با حضرت در مورد مصلحت هاي جنگي و نظامي مشورت مي كرد، چنان که وقتي امام با او در مورد حركت كردن به طرف شام مشورت نمود، هاشم با ايراد خطبه اي وضعيت شاميان را توصيف كرد و آنان را دنياطلب و زيورپرست خواند.(2)

    هاشم در جنگ ها مسئوليت يكي از حلقه هاي سپاه را برعهده داشت. مثلاًً، هنگامي كه امام قصد داشت به سمت بصره حركت كند، هاشم را به همراه ناممه اي به سمت ابوموسي اشعري در كوفه فرستاد. حضرت در اين نامه از ابوموسي خواسته بود كه مردم را براي حركت در بصره و همراه كردن با او بسيج كند، ولي ابوموسي كمي در اجراي دستور سستي ورزيد. از اين رو، هاشم سريعاً نامه اي بدين مضمون براي امام نوشت:
    بنام خداوند بخشنده مهربان، به اميرالمؤمنين از هاشم به عتبه. پس از حمد و ثناي الهي، اي اميرالمؤمنين! نامه ات را براي كسي بردم كه سخت نافرمان و به دور از رحمت است و حيله گري و اختلاف افكني اش آشكار. اين نامه را با مغل بن خليفه از قبيله«طي» و از پيروان و شيعيانت به سمت تو فرستادم و ماجرا و اخبار ما را مي داند، هرچه مي خواهي از او بپرس و نظرت را برايم بنويس تا از آن پيروي كنم. والسلام عليك و رحمه الله و بركاته.(3)
    از ديگراقدامات امام براي هاشم اين بود كه ايشان وي را علاوه بر پرچمداري سپاه، سرپرست گروه پياده نظام قرار داد.(14)
    البته هاشم در دوران حكومت امام مناصب متعددي از جمله علمداري داشت، ولي نهايت امر اينكه وي در تمام اين مدت مي كوشيد تحت هر عنواني گوش به فرمان امام باشد.

    پي نوشتها:

    1- براي مطالعه بيشتر، ر.ك: ابن سعد، همان، ج4، ص49و53؛ محمدبن جريرطبري، همان، ج3، ص220و230؛ شمس الدين محمدذهبي، تاريخ الاسلام، ج3، ص10و20.

    2- نصربن مزاحم منقري، همان، ص92.

    3- ابن ابي الحديد، همان، ج14، ص9.
    ویرایش توسط Masoomi : ۱۳۹۱/۰۲/۱۹ در ساعت ۲۳:۲۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود