صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: افرادی که فرصت به کمال رسیدن ندارند ، چرا آفریده میشوند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    افرادی که فرصت به کمال رسیدن ندارند ، چرا آفریده میشوند؟




    سلام به همه

    اگر هدف از آفرینش ما کمال و یا عبادت باشد وقتی کسی زود از دنیا می رود یا بنا به دلایلی فرصت رسیدن به کمال متعالی و شناخت خود را نمی یابد هدف از آفرینش آن انسان چه میشود ؟
    مثلا اگر شخصی در سنین نوجوانی یا کودکی بمیرد و در مورد پسر بچه ها که در سن 14 سالگی به تکلیف میرسند اگر مثلا در 14 سالگی فوت کنند و یا مثلا در 10 سالگی که تکلیف ندارند ما به هدف آفرینش انسان که عبادت و کمال و شناخت خود است نمی رسیم پس هدف خداوند از خلقت آن آدم چه می شود



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۱:۳۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام به همه

    اگر هدف از آفرینش ما کمال و یا عبادت باشد وقتی کسی زود از دنیا می رود یا بنا به دلایلی فرصت رسیدن به کمال متعالی و شناخت خود را نمی یابد هدف از آفرینش آن انسان چه میشود ؟
    مثلا اگر شخصی در سنین نوجوانی یا کودکی بمیرد و در مورد پسر بچه ها که در سن 14 سالگی به تکلیف میرسند اگر مثلا در 14 سالگی فوت کنند و یا مثلا در 10 سالگی که تکلیف ندارند ما به هدف آفرینش انسان که عبادت و کمال و شناخت خود است نمی رسیم پس هدف خداوند از خلقت آن آدم چه می شود



    بر اساس آموزه های قرانی سه مرحله هدف که هر کدام مبتنی بر دیگری است برای آفرینش انسان ذکر شده است.

    1. هدف اولیه که مقدمه است برای هدف میانی و مرحله بعد :

    وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (56/ذاریات)
    عبادت کردن هدف اولیه خلقت است نسبت به انسان.

    2. هدف میانی که نتیجه و ثمره هدف اولیه است و به دنبال ان ایجاد میشود.

    وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ (99/حجر)
    رسیدن به یقین و کسب معرفت.

    3. هدف نهایی که به دنبال مرحله قبل تحقق خواهد یافت.

    إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156/بقره)
    سیر الی اللله و تقرب به خداوند متعال که هدف نهایی است.

    تذکر : توجه داشته باشیم که در بررسی این موضوع باید هدف فاعل را از هدف فعل تفکیک نمود. و ظاهر سوال این است که هدف فعل مورد سوال است و ما نیز بر همین اساس بحث را پیگیری کرده ایم.

    نکته دیگری که در بررسی سوال باید به آن توجه داشت :
    حیات انسان منحصر و محدود در عالم ماده و دنیا نیست که تحقق و عدم تحقق هدف از خلقت او را تنها در همین دنیا پیگیری کنیم. بلکه انسان بعد از جدا شدن از عالم ماده و طی کردن اولین مرحله از حیاتش وارد مراحل بعدی و میشود و بخش اصلی و حقیقی حیات خود را ادامه میدهد.

    لازمه توجه به این نکته این میشود که در بررسی تحقق هدف خلقت انسان کل حیات او را در نظر بگیریم.

    پس وقتی هدف نهایی سیر الی الله است این سیر از ابتدای به دنیا آمدن شروع میشود و تا بینهایت ادامه پیدا میکند؛ زیرا انسان ابتدا دارد ولی انتها ندارد. ازلی نیست ولی ابدی است.

    و اما تحلیل تفاوت افراد در دو مرحله اول یعنی هدف اولیه و هدف میانی.

    الف : ممکن است کسانی اصلا موفق به عبادت نشوند.

    باید توجه داشته باشیم انجام عبادات در قالب تکالیف شرعی یک بعد از عبادت است و در چهارچوب واجبات مطرح میشود در حالی که در نگاه دقیق مبتنی بر رابطه حقیقی بین انسان و خداوند متعال حتی نفس کشیدن انسان هم میتواند عبادت باشد (تشریعا و عبادت است تکوینا). بنابر این هر مقدار که این شخص در این دنیا (با توجه به مجموعه شرایط و از جمله شرایط عمومی تکلیف) عبادت کرده باشد؛ مقدمه و سکوی پرواز او است برای طی کردن مراحل بعدی.

    ممکن است کسانی موفق به کسب اگاهی و معرفت نشوند.
    در اینجا نیز باید توجه داشته باشیم که در تحلیل رابطه حقیقی بین انسان و خداوند ارزشمند ترین و والا ترین علوم همان علوم حضوری یا شهودی و یا فطری است. که همه انسانها در بدو تولد از ان بهره مند هستند.

    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ يَعْنِي الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ كَذَلِكَ قَوْلُهُ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ‏. اصول کافی ج2 ص 12

    و همین مقدار معرفت میتواند مبنای شروع حرکت و سیر الی الله در مراحل بعدی باشد.

    در ضمن باید توجه داشته باشیم که در رابطه بین انسان و خداوند متعال جهت و بعد حیات مهم است همان نیت یا همان بحث مهم بودن کیفت نسبت به کمیت.

    و آخرین نکته : از انجا که انسان موجودی مختار است و قدرت گزینش گری مهمترین ویژگی اوست در اینکه چه مقدار در معرض این هدف قرار بگیرد و خود را با این هدف متعالی و آن جهتی از این هدف که مطابق خواست و اراده خداوند متعال است منطبق کند بستگی به گزینش گری های او دارد.

    البته طبق ایه شریفه : يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ (6/ انشقاق) . همه انسانها سیر الی الله دارند و او را ملاقات خواهند نمود؛ البته بعضی رحمت و رضای الهی را ملاقات خواهند نمود و بعضی خشم و غضب خداوند را.

    مطالعه تفاسیر قران ذیل ایات ارائه شده و مطالعه این لینک برای اطلاع بیشتر
    http://www.hawzah.net/FA/questionvie...estionID=12072

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۳:۱۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    ببخشیدا من نفهمیدم ....
    میشه کمی شفاف تر توضیح بدین



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متاسفانه پاسخ کارشناس محترم ، پاسخی منطقی و متین به این شبهه نیست.
    دنیا به صراحت تمامی روایات و آیات قران کریم ، یگانه محل انجام اعمال صالح و تکامل و تعالی روح و ارتقاء معنوی ناشی از آن اعمال است و بعد از مرگ ، اتیان اعمال صالحه و بطور کلی افعال شایسته و تخلق به صفات و حسناتی که باعث ترقی و تکامل روحی و معنوی می گردد ، منتفی خواهد بود !
    آیات صریحی از قبیل " حتی اذا جاءَ احدهم الموتُ قالَ ربِّ ارجعون لعلّی اعمُل صالحا فیما ترکتُ کلّا انّها کلمةٌ هو قائلها و من وراءهم برزخٌ الی یوم یُبعثون " به روشنی موید عرایض بنده است.
    ( پروردگارا مرا بازگردان ، باشد كار شايسته ­ای در زمينه­هايی كه نكرده­ام انجام دهم. ابدا، اين صرفا سخنی است كه او گوينده آن است و از وراء آنها تا روزی كه مبعوث شوند برزخ و فاصله ای است).

    آری دوستان عزیز ، درعالم برزخ و همچنین قیامت ، دار ، فقط دار جزا و مکافات است ، نه عمل صالح و کوشش و مجاهدت و افعال نیک و عبادات و...
    مگرتنها مواردی که شامل باقیات الصالحات باشد که در اثر اعمال خیری از قبیل ساخت اماکن عام المنفعه یا داشتن فرزندی صالح و آموختن علمی نافع و ... همچنان آثار آن ولو بعد از مرگ ، باعث خشنودی و تعالی و ترقی روح متوفی گردد ، که مسلما این موارد هم در رابطه با طفلی نا بالغ ( که مورد سوال دوستمان است ) هرگز صادق نخواهد بود ( لطفا دقت فرمایید )
    بنا براین پاسخ جناب کارشناس ، بهیچ وجه مستدل و مجاب کننده و منطقی نیست ؛ و ابتر بودن این پاسخ زمانی ملموستر می شود که گاهی ما شاهد مرگ اطفالی هستیم که حتی به یک سالگی هم نرسیده اند ! چرا که روح اساسا فرصتی برای کسب کمالات اکتسابی و نه تکوینی ، ( آنچنانکه ایشان عنوان نموده اند ) ، که هدف خلقت و فلسفه جهان بعد از مرگ را متحقق نماید ، نداشته است! چرا که اعمالی که باعث ترقی و رشد معنوی و کمال روحی می شود اعمالی اختیاری و اکتسابی و از سر اراده و همت شخصی است که مسلما مشمول افرادی با چنین سنی نخواهد بود.
    بعبارت دیگر اگر چه بر اساس قواعد و اصول فلسفه صدرایی ، صرف اعطای وجود به موجودات رحمت است ( چون در حکمت متعالیه به اثبات رسیده که وجود خودش ، مساوی و مساوق با رحمت است ) ، ولی تعالی و تکامل معنوی و روحی بشر که هدف غایی خلقت است ، با اعطای وجود به انسانی که کمالش تنها با اکتساب اختیاری حسنات و طی مدارج معنوی و ارتقاء روحی حاصل می شود ، در مورد چنین افرادی ( که در سنین کم و حتی در چند ماهگی از دنیا می روند ) تامین نخواهد شد.
    ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۰:۴۹


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    کسی نیست به فریاد ما برسه؟


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام به همه

    اگر هدف از آفرینش ما کمال و یا عبادت باشد وقتی کسی زود از دنیا می رود یا بنا به دلایلی فرصت رسیدن به کمال متعالی و شناخت خود را نمی یابد هدف از آفرینش آن انسان چه میشود ؟
    مثلا اگر شخصی در سنین نوجوانی یا کودکی بمیرد و در مورد پسر بچه ها که در سن 14 سالگی به تکلیف میرسند اگر مثلا در 14 سالگی فوت کنند و یا مثلا در 10 سالگی که تکلیف ندارند ما به هدف آفرینش انسان که عبادت و کمال و شناخت خود است نمی رسیم پس هدف خداوند از خلقت آن آدم چه می شود



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 2
    اصلا مگر ما آمده ایم اینجا که به کمال برسیم؟
    واژه کمال واژه قرآنی نیست. ما آمدیم به رشد برسیم نه کمال.
    هدف آفرینش هم عبادت نیست بلکه عبودیت است. یعنی اینکه لجظه لحظه ما خرج خدا شود.
    به کتب مرحوم صفایی مراجعه کنید راجع به رشد. کتاب رشد ایشان تفسیر سوره عصر
    و ملاک نمره دادن خدا هم سعی است. لیس للانسان الا ما سعی و سعی نسبت بین سود به سرمایه است.
    اگر برسم ان شاإ الله توضیح بیشتری می دهم و الا اگر درست می گویم پاسخگوی محترم ادامه دهند.
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رشد، ص: 11
    بحران‏ها و شتاب‏هاى ستمگر
    در لحظه‏هاى بحرانى تاريخ، كلمه‏ها، فكرها، كارها و رابطه‏ها، حدود خويش را از دست مى‏دهند و از مفهوم خالى مى‏شوند.
    در اين مرحله هر چيزى در جاى هر چيز مى‏نشيند، چون مرزها شكسته شده‏اند و فقط آهنگ‏هاى كلمه‏ها و جلوه‏ى كارها و شور فكرها، كارسازى مى‏نمايند و يا درگيرى پيش مى‏آورند و اين درگيرى‏ها، درگيرى‏هايى لفظى هستند و بى‏بار و بى‏نتيجه.
    در اين مرحله، قدرها و اندازه‏ها و در نتيجه، حدها و مرزها و در نتيجه قانون‏ها و ضابطه‏ها در هم مى‏ريزند، هر كس در هر كارى و هر كلمه در هر جايى و هر فكر در هر سرى، ساز مى‏زند و سرگردان، مى‏چرخد و جايگاهى ندارد، همچون غبارى در فضايى.
    اين بلبشوى اجتماعى و انسانى، نتيجه‏ى حادثه‏ها و درگيرى‏ها و
    رشد، ص: 12
    شتابزدگى‏هايى است كه با حادثه‏ها، سبز شده‏اند و انسان را به كار كشيده‏اند و به خويش خوانده‏اند و آماده كرده‏اند.
    اگر انسان در كنار اين حادثه‏ها با تدبير و تقدير و تنظيمى همراه مى‏گرديد، تدبيرى در رهبرى و تقديرى در طرح‏ريزى و تنظيمى در عمل، هيچگاه محكوم حادثه‏ها و اسير شتاب‏ها، نمى‏ماند و حدود را در هم نمى‏ريخت و اندازه‏ها را نديده نمى‏گرفت و هر كلمه و هر فكر و هر گام را در هر جايى نمى‏گذاشت.
    قربانى‏ها و ستمديده‏ها
    در اين لحظه‏هاى بحرانى و در كنار اين بلبشوى ظالم، كلمه‏ها و كارها و فكرهايى كه پس از اندازه‏گيرى‏ها- قدر- و مرزبندى‏ها- حد- مطرح شده‏اند، هميشه مظلوم خواهند ماند و ستم خواهند ديد و با بهره‏بردارى‏هاى غلط، مسأله‏ها و بحران‏هاى تازه‏اى خواهند آفريد ...
    كلمه‏ها و فكرها و طرح‏هاى قرآن، يكى از همين مظلوم‏هاى تنها و ستمديده‏هاى دوران‏هاى بحرانى تاريخ، هستند، كه چوب شتابزدگى و نبود تدبير و تقدير و تنظيم را تا به حال تحمل كرده‏اند و بار تهمت‏ها را به دوش كشيده‏اند.
    و ما هم آفريده‏ى شتاب‏ها هستيم و فرزند حادثه‏ها.
    و اين است كه از قرآن بهره نمى‏گيريم، چون خداى قرآن، نه با شتاب، كه در جاى خود آيه‏ها رانشان مى‏دهد و از شتاب ما، شتابى نمى‏گيرد.
    خُلِقَ الْانسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُريكُمْ آياتى فَلا تَسْتَعْجِلُونَ «1»
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه‏
    ما بازيچه‏ى شتاب‏ها هستيم، مگر هنگامى كه از پيش طرحى داشته باشيم و با حساب احتمالات آماده شده باشيم و خط آخر را خوانده باشيم.
    در اين هنگام، اين ماييم كه چشم به راه حادثه‏ها هستيم و با سازمان و تنظيم خويش به حادثه‏ها نظام داده‏ايم و سازمان بخشيده‏ايم.
    دل‏هايى كه سازمان گرفته‏اند، ديگر بازيچه‏ى حادثه‏ها نمى‏شوند و بحران نمى‏بينند.
    مغازه‏اى كه قفسه بندى شده و تنظيم گرديده، جنس‏هاى زياد آن، به راحتى در دسترس قرار مى‏گيرند. اما دكه‏هاى درهم و شلوغ كه اجناس‏شان پخش و رها و زير پا افتاده است، دست و پاگير و خستگى زا و وقت كش، هستند.
    دل‏هايى كه بر اساس اهميت حادثه‏ها، كارها را، رده‏بندى كرده‏اند، در حاليكه هزار كار دارند، بيش از يك گرفتارى برايشان نيست. چون در يك‏
    رشد، ص: 14
    لحظه، گرفتارى ما، فقط مربوط به آن كار و آن حادثه‏اى است كه اهميت زيادترى دارد و ضرورت بيشترى. اگر تمام كارها را انجام بدهيم و اين يك كار، بماند، كارى انجام نداده‏ايم و بار خود را نگذاشته‏ايم و اگر آن يك كار را، فقط همان را، بياوريم، ديگر حرفى براى ما نيست و باز خواستى نيست. و همين است كه ديگر سيل حادثه‏ها و انبوه كارها، ما را خُرد نمى‏كند و به بازى نمى‏گيرد.
    آنها كه با معيار اهميت و ضرورت، به نظم رسيده‏اند و سازمان گرفته‏اند، اينها در بن بست نمى‏مانند و در درگيرى‏ها نمى‏شكنند و بازيچه‏ى عجله‏ها و شتاب‏ها نمى‏شوند و در بحرانى‏ترين لحظه‏هاى تاريخ و همراه درگيرى‏هاى مستمر، قدرها و حدها را در نظر دارند و هر كلمه و هر كار و هر فكرى را در جايگاه خويش مى‏گذارند و در نتيجه مى‏توانند از كلمه‏ها و طرح‏ها و فكرهايى كه دور از شتاب‏ها و عجله‏ها و همراه قدر و حدى هستند، بهره بگيرند.
    كسانى كه ضرر شتاب‏ها را ديده‏اند و غرامت سنگينى پرداخته‏اند و به سازمان فكرى و نظام ذهنى محكمى رسيده‏اند و با اهميت‏ها و ضرورت‏ها، اين سازمان را برپا كرده‏اند، به آن دقت و سنجشى مى‏رسند، كه هر كلمه‏اى را كنترل كنند بدون آنكه وقت زيادى را تلف كرده باشند.
    آخر راههايى كه براى پياده روها دور است، براى سرعت‏هاى بزرگ و وسيله‏هاى سريع، نزديك است و وقتى نمى‏گيرد.
    رشد، ص: 15
    ورزيده‏ها، در يك ساعت كارى را به پايان مى‏رسانند كه تازه كارها در يك روز از انجام آن عاجز هستند.
    و براى رسيدن به اين ورزيدگى، مى‏توان از دقت در مسايل جزيى، شروع كرد و از زير آوار عادت‏هاى حاكم بيرون آمد و دقت‏ها و سنجش‏ها را در برخورد با هر مسأله بكار گرفت.
    به اينگونه آنها كه در مسائل جزيى، دقيق و آماده شده‏اند، مسائل بزرگ را سطحى و ساده نمى‏نگرند. كسانى كه از وزنه‏هاى كوچك ورزيدگى را هديه گرفته‏اند، در زير وزنه‏هاى بزرگ، از پا نمى‏افتند.
    به اينگونه در وقت كم، كارهاى زياد، عملى مى‏شوند و مرزها و اندازه‏ها در هم نمى‏ريزند و كلمه‏ها و كارها و طرح‏هايى كه همراه حدها و قدرها بوده‏اند، ستم نمى‏بينند. و آن كلمه‏ها و طرح‏هايى كه بى‏حساب و بى‏اندازه و بى‏مرز بوده‏اند، رها نمى‏شوند كه نقد مى‏خورند. با اين ترازوهاى دقيق و ميزان‏هاى ورزيده از سرگردانى، نجات مى‏يابند.
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واژه‏هاى قرآن‏
    ما، در قرآن به كلمه‏هايى برخورد مى‏كنيم. اين كلمه‏ها در زبان ما، در گفت‏وگوهاى روزمره‏ى ما هم جريان دارند و در نتيجه بحران شروع مى‏شود و گره‏هاى كور، سبز مى‏شوند، چون ما به برداشت‏هايى دست مى‏زنيم كه از عادت‏هاى ما مايه مى‏گيرند.
    رشد، ص: 16
    ما به هر كس كه ساده و جانماز آبكش بود، مؤمن مى‏گفتيم و به هر كس كه از ما كنار مى‏كشيد و لب به جام ما نمى‏زد، متقى مى‏گفتيم و هر كس كه دست و دل باز مى‏شد، محسن مى‏گفتيم و هر كس كه رام مى‏گرديد، صابر مى‏گفتيم و هر كس كه دهانش همراه تسبيحش باز و بسته مى‏شد، ذاكر و شاكر مى‏گفتيم. ما به اينگونه با مؤمن و متقى و محسن و صابر و شاكر و ذاكر و ... عادت كرده بوديم و اكنون كه با قرآن و آن كلمه‏هاى دقيق و تيپ‏هاى مشخص «1» برخورد مى‏كنيم، باز همان‏ها را مطرح مى‏كنيم و همان‏ها را مى‏فهميم و يا بهتر بگويم نفهميده با آنها بازى مى‏كنيم و بر آنها ستم مى‏نماييم. اين ستم از آنجا شروع مى‏شود كه ما بدون رسيدن به معنى و مقصود، به كلمه‏ها و لفظها رسيده‏ايم و با الفاظ خالى انس‏
    رشد، ص: 17
    گرفته‏ايم و آنها را در برخوردها به رخ يكديگر كشيده‏ايم.
    اگر ما با حركت فكرى همراه مى‏شديم و در خود مى‏جوشيديم و مطلب‏ها و مفهوم‏ها را درك مى‏كرديم و آنگاه در به در، به دنبال كلمه‏ها مى‏گشتيم، در آن لحظه كه به يك كلمه مى‏رسيديم، از آن بهره مى‏گرفتيم و همچون تشنه‏هاى به آب رسيده، كلمه‏ها را قطره قطره مى‏چشيديم و جذب مى‏كرديم.
    ما پيش از آنكه تشنه شده باشيم، نوشيده‏ايم و پيش از آنكه به اشتها آمده باشيم و با سؤال‏ها گلاويز شده باشيم، خود را تلنبار كرده‏ايم و پيش از آنكه به معناها دست يافته باشيم، به كلمه‏ها رسيده‏ايم و اين است كه باد كرده‏ايم و با آنكه زياد داريم، مريض و بى‏رمق هستيم و به امتلاء ذهنى و پرخورى فكرى دچار شده‏ايم.
    اسفناك اينكه، اين بيمارى و اين پرخورى، همه گير شده و اسفناك‏تر اينكه، اين بيمارى در ابتدا به عنوان يك افتخار و نشانه‏ى سلامتى و روشنفكرى هم قلمداد مى‏گردد، اما رفته رفته سنگينى و خستگى و ضعف ذهنى را به دنبال مى‏آورد و روشنفكر تلنبار شده را به بن بست مى‏رساند.
    اينها با اينكه خيلى دارند، فقير هستند، چون پيش از سؤال، به جواب‏ها رسيده‏اند و پيش از عطش، به آب.
    دواى اينها، همان طرح سئوال‏هاى بنيادى است كه بتواند به تفكرات‏
    رشد، ص: 18
    آنها سازمان بدهد، تا بتوانند با تفكرات سازمان گرفته، به مطالعات خويش سر و سامانى بدهند و آن را هضم كنند و شيره‏كشى نمايند.
    هيچ چيز بى‏حاصل‏تر، از اين مطالعات دستورى و كتاب خواندن‏هاى پيشنهادى نيست، كه پيش از طرح سئوال و جوشش پرسش‏ها، گريبان‏گير تازه راه افتاده‏ها و نو مسلمان‏هاى شعار زده مى‏شود.
    كسانى كه مى‏خواهند ديگرى را به راهى و به تفكراتى و به مطالعاتى وادار كنند، ناچارند كه زودتر زمينه‏ها را فراهم سازند و تشنگى را در طرف بريزند و تنور را داغ كنند و سپس نان بچسبانند و مطالبى و كتاب‏هايى را در دسترس بگذارند.
    اينگونه، حرف‏ها و طرح‏ها زودتر جذب مى‏شوند و كلمه‏ها زودتر مفهوم مى‏شوند و در عمل شكل مى‏گيرند و در خارج پياده مى‏گردند.
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    660
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    265
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خُسر
    خسر، رشد، تكامل، هم از آن كلمه‏هايى هستند كه بسته بندى شده به ما هديه شده‏اند، بدون آنكه آنها را يافته باشيم، با آنها به بازى نشسته‏ايم.
    در برابر ديگران كه مى‏گويند براى چه آفريده شده‏ايم، خيلى پر طمطراق و شتاب‏زده مى‏گوييم براى تكامل و طرف بدون اينكه مفهومى از خودش، از استعدادهايش، از نقص‏ها و كمبودها و نيازهايش و از شكل گرفتن‏ها و به اوج رسيدن استعدادهايش، در نظر داشته باشد، زبانش بند
    رشد، ص: 19
    مى‏آيد و مبهوت نگاه مى‏كند.
    و اگر عصيان‏گرتر و طوفانى‏تر باشد، با خستگى مى‏پرسد، خوب اصلًا تكامل براى چه؟ چرا تكامل پيدا كنيم؟ من نمى‏خواهم به كمال برسم.
    اين هر دو عكس العمل از آنجا مايه مى‏گيرند كه هنوز معناها را نديده، به كلمه‏ها رسيده‏ايم و به جاى همپايى و همراهى، كلمه‏ها را به يكديگر هديه داده‏ايم و مطالب را بسته بندى شده براى هم، پرت كرده‏ايم.
    در حالى كه براى شناخت اينكه براى چه هستم، بايد بدانم با چه چيزهايى هستم. از وسائلى كه در يك اطاق هست مى‏توان كشف كرد كه اين اطاق براى چيست و براى چه آفريده شده. از استعدادها و نيروهاى انسان هم مى‏توان كشف كرد كه او براى چيست و براى چه آفريده شده است.
    براى من از سال‏هاى دور اين سئوال كه براى چه هستم طرح شده بود و به جواب بسته بندى شده‏اش هم رسيده بودم و با شور و حال مى‏شنيدم براى تكامل، تا اينكه دوره‏ى نقادى و عصيان‏گرى شروع شد و حرف‏هاى سربسته به تحليل رسيدند و در برابر سؤال‏ها، با حلم و تأنى، كار تحليل آغاز گرديد.
    در اين دوره بود، كه به اين نكته رسيدم كه انسان در يك مرحله خودش را كشف مى‏كند و در يك مرحله، اين معدن را استخراج و تصفيه مى‏كند و در يك مرحله به استخراج شده‏ها و آهن‏هاى تصفيه شده، شكل‏
    رشد، ص: 20
    مى‏دهد و آنها را به صورت ماشين‏ها و ابزارهاى گوناگون در مى‏آورد و به تكامل مى‏رساند. ولى مسأله در همين‏جا خلاصه نمى‏شود كه پس از شكل گرفتن و به تكامل رسيدن، نوبت رهبرى كردن و جهت دادن به ماشين‏هاى تكامل يافته، مى‏رسد.
    به اينگونه بود، كه يافتم انسان براى مسأله‏اى بالاتر از شكل گرفتن و تكامل يافتن بايد بكوشد، چون تنها اين كافى نيست كه شكل بگيريم و در ابعاد وسيع ماده و معنا تكامل پيدا كنيم، زيرا با اين تكامل يافتن، مسأله‏ى بن‏بست و عبث و پوچى زودتر پيش مى‏آيد و عميق‏تر، مطرح مى‏گردد.
    كسى كه بهترين ماشين را و شكل گرفته‏ترين وسيله‏ها را و تكامل يافته‏ترين مركب‏ها را با خود دارد مسأله‏ى بن‏بست و ترافيك و محدوديت‏ها را بيشتر احساس مى‏كند و عميق‏تر مى‏فهمد.
    انسانى كه در دو بُعد ماده و اخلاق شكل گرفته و به تكامل رسيده، اما جهت ندارد و راه ندارد، به بن‏بست و عبث و پوچى عميق‏ترى گرفتار خواهد شد و اين بن‏بست و عبث و پوچى «1»
    را ديگر نمى‏توان با عرفان شرق هم درمان كرد و با هيپى‏گرى مداوا نمود، چون اين عرفان، خود يك نوع‏
    رشد، ص: 21
    تكامل براى استعدادهاى عظيم‏تر انسان است كه پس از شكل گرفتن و تكامل يافتن، بايد به دنبال راهى بزرگ‏تر براى حركت كردن و جهتى برتر براى دويدنش بود.
    براى اين انسان مسأله‏ى جهت و صراط و مركب‏ها و رهبرى‏ها و روش حركت و منزل‏ها، مطرح مى‏شوند و تنها استعدادهاى تكامل يافته در دو بُعد ماده و اخلاق مسأله‏اى را حل نمى‏كنند.
    آن لحظه‏اى كه انسان فكر و عقل و دلش را مثل ابزارها و ماشين‏هايش شكل بدهد، آيا آن روز اين استعدادها شكل گرفته و به بن‏بست نشسته، بحران‏هاى بزرگترى را سبز نمى‏كنند؟
    انسان هنگامى آدم مى‏شود كه به استعدادهاى شكل گرفته‏اش جهت بدهد. براى اين انسان، مكتبى، مكتب مى‏شود، كه جهت حركت و صراط و روش حركت و ... را به او ياد بدهد و بياموزد، بدون آنكه او را مسخ كند و او را در راه بغلطاند و يا بغل بگيرد.
    با اين ديد بود كه آيه‏هاى الَيْهِ تُرْجَعُونَ «1»، انَّ الى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‏»

    و آيه‏هاى اهْدِنَا الصِّراطَ «3» وَ انَّكَ تَهْدى الى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ «4»
    و آيه‏هاى مربوط به معاد و اينكه بهشت منزل است، نه مقصد و جَنَّات الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا، «5»
    پيام‏هاى عظيمى همراه مى‏آوردند و نورهاى بزرگى بر سر راه مى‏ريختند.
    با اين ديد و پس از اين حركت فكرى وقتى به دنبال جواب سؤال‏
    رشد، ص: 22
    سابقم كه براى چه آفريده شده‏ام، قرآن را مى‏كاويدم، آيه‏هايى از قبيل، أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً «1» و انّا سَمِعْنا قُرآناً عَجَباً يَهْدى الى الرُّشْد «2»
    و يا وَ لَقَدْ آتَيْنا ابْراهيمَ رُشدَه مِن قَبل «3»
    ووو روحم را به گونه‏اى گرفتند كه تمام عصيانم به تسليم رسيد و يافتم كه چگونه انسان پس از تشهد به تسليم مى‏رسد و يافتم كه اين تسليم از تمام عصيان‏هاى تاريخ عظيم‏تر است، كه در چنين تسليمى، تمام عصيان‏ها شكل گرفته‏اند و جهت گرفته‏اند.
    اين تسليمى است كه عصيان‏ها در آن به زنجير بسته‏اند و در راهند.
    قرآن كتابى بود كه به انسان، نه تكامل، كه رشد را هديه مى‏داد. يَهْدى الى الرُّشْدِ «4».
    قرآن كتابى بود كه پس از شكل گرفتن، رهبرى كردن را مى‏آموخت، كه رشد، رهبرى كردن استعدادهاى تكامل يافته است.
    دوست دار و خادم همه قرآن پژوهان عزيز و محترم
    همگام با وحي ( تفسير به ترتيب نزول ) خادم قرآن در سايت
    http://www.hbv.ir

    به جهت مسئولیتی که بر عهده ام قرار گرفته، مدتی حضور فعال ندارم. التماس دعا از همه دوستان

  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود