صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پيوستگي در ترجمه قرآن

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    240
    مورد تشکر
    588 پست
    حضور
    6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    سلام بر خدای آینده

    نوشته اید قران از پیامبر نفی علم نمی کند اما درس خواندن را نفی می کند.

    نه این طور نیست در تفسیر آیه رب زدنی علما نفی علم از پیامبر اثبات می شود .

    در حالی که بر عکس است قران پیامبر را دارای علم نمی داند اما تعلیم دیدن وی را تایید می کند.
    دلایل این است که فردی که در یک جامعه زندگی می کند دارای سوابقی است که این سوابق به دو بخش تقسیم می شوند:

    1 سوابقی که واقعیت دارند 2 سوابقی که تهمت است.

    علت تهمت بیمار بودن جامعه است که نیازی نیست وارد این بحث شویم.

    اما سوابق انکار ناپذیر سوابقی است که همه می دانند مانند این که فردی چند نسل ساکن مکه باشد این برای تمام مردم مکه به علت شناختی که همه از هم دارند قابل انکار نیست .

    بخشی از قرآن خاطرات یا نقل قولی است که خدا از کفار دارد تمامش دروغ یا تعمت نیست بخشی از مفاهیمی که بیان میشود واقعیت دارد مانند معلم مجنون

    البته هر چه جمعیت کمتر باشد این شناخت از هم عمیق تر است . اینجا دیگر حافظه افراد سابقه فرد را بیاد دارد مثلا دایی خاله عمه همسایه دور و نزدیک همچنین سایر مردم می دانند که محمد در مکه تعلیم دیده است یا نه ندیده است .

    دقت نمایید که سند چیزی است که واقعیت انکار ناپذیر دارد مثلا وقتی می گوییم در 5 دی سال فلان زلزله ای بم را ویران کرد این سند است.

    کسی روی اسناد تشکیک یا تردید نمی کند حتی یک نفر

    همیشه نیز تشکیک و تردید نشانه باطل بودن سند نیست همچنین تایید یک سند نیز همیشه به معنی صحیح بودن سند نیست

    سه حالت شد یک سند معتبر است و همه توافق دارند مانند زلزله بم

    دو سند معتبر است همه توافق ندارند مانند قرآن خدا قیامت و احکام اسلام

    سوم سند باطل است اما طرفداران کم یا زیاد دارد مانند توهمات یهود و نصارا و سایر موارد از این قبیل

    سند اثبات تعلیم دیدن پیامبر در قرآن

    وقتی در سوره دخان نقل قول می کند که می گویند:

    تعلیم دیده ای دیوانه است.

    این یک نقل قول است

    استدلال مخالفین است که سابقه ای در اذهان دارد اذهان کسانی هستند که در عصر پیامبر می زیسته اند


    برای اینکه استدلال موثر واقع شود باید به قدر کافی قوی باشد و قوی بودنش به این است که واقعیت داشته باشد


    و واقعیت داشتنش به این است که بنیانش بر هیچ نباشد

    حداقل باید قدری واقعیت داشته باشد در غیر این صورت در مخاطب نفوذ نمی کند

    ................

    این دلایل اثبات می کند که پیامبر درس خوانده و تعلیم دیده بوده است.
    سلام و رحمت الهی بر حضرت محمد(ص) پیامبر راستی و پاکی

    نمی توان فرضی و خیالی از آیات قرآن برداشت داشت.

    بی اساس بودن چنین استدلالی واضح و روشن است. طبق این استدلال، نسبت مجنون و دیوانه بودن که به پیامبر زده شده نیز واقعیت دارد!! (نعوذ بالله)



    اما آیه ی رب زدنی علما نیاز به افزایش علم را تایید می کند و حرف شما در این مورد را رد می کند.
    دعا برای زیاد کردن علم، به معنای مکتب رفتن و درس خواندن نزد افراد آن زمان نیست.

    خداوند علم را داده و انسان دعا می کند تا این علم افزایش یابد. این کجایش ثابت می کند که پیامبر پیش دیگران درس خوانده است

    مگر تعداد باسوادان آن زمان چقدر بوده، حدود 17 نفر بوده اند، پس اگر پیامبر پیش هر کدام درس خوانده بود حتما باید همه با خبر بوده و آن را نقل می کردند، در حالی که چنین نقلی نداریم.



    این که نوشته بودید قران را از اهلش بپرسید .
    ...
    وقتی کسی ادعا می کند اهلش و از این حرفها باید حرفش قابلیت پیگیری و اثبات داشته باشند این تنها یک ادعا است و باید اثبات شود این اهلش وجود خارجی دارند یا ندارند.
    همان طور که قبلا گفته ام طبق اتفاق شیعه و سنی بر اساس حدیث ثقلین، حداقل جایگاهی که برای اهلبیت (ع) ثابت می شود همین مفسر قرآن بودن است، یعنی آنها بیش از هر کس به مراد الهی آگاه و عالم هستند.

    امیدوارم در وجود خارجی داشتن اهلبیت(ع) شکی نداشته باشید.


    نکته: برای این که این صحبتها خارج از موضوع تاپیک و حذف نشود، باشد برای تاپیک دیگر.
    ویرایش توسط صدید : ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ در ساعت ۰۸:۲۵

  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    80 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خواهشمند است در مورد مطلبی که نوشتم دقت نظربعمل آورید در غیر این صورت بیاناتی که در پاسخ


    می آورید بر ضد خوتان خواهد بود و باعث ابطال خواهد شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدید نمایش پست
    سلام و رحمت الهی بر حضرت محمد(ص) پیامبر راستی و پاکی

    نمی توان فرضی و خیالی از آیات قرآن برداشت داشت.

    بی اساس بودن چنین استدلالی واضح و روشن است. طبق این استدلال، نسبت مجنون و دیوانه بودن که به پیامبر زده شده نیز واقعیت دارد!! (نعوذ بالله)



    .
    از جمله دقت نفرمودید که در مورد سواد و علم پیامبر در قران بحث می کردیم در مورد دیوانه بودن پیامبر یا نبودنش بحث نمی کردیم و در جمله تعلیم دیده ای دیوانه است در اثبات کلمه مجنون حرف نمی زدیم در مورد کلمه معلم حرف میزدیم و اگر دوباره به مطلب من رجوع کنید من اثباتی برای کلمه مجنون نداشتم و در حال اثبات کلمه معلم بودم.
    دقیقا همان چیزی که برای شما اهمیت یافت و ضعف کلام من تلقی نمودید.
    حرف منم همین است اگر سخن پوچ باشد منکر برای رد استفاده می کند حال چه این منکر رسول باشد چه مخالف فرقی نمی کند .
    به همین جهت ﺁن جوری که شما می پندارید کافران بی منطق و پوچ نبوده اند اگر بودند باعث می شد که در مقابل منطق قرآن و رسول کم بیاورند.
    ﺁن چنان که مشرکان در عبادت مورد شرک استدلال منطقی می آورند که علت عبادت مورد شرک این است که ما را به خدا نزدیک می کند این یک استدلال منطقی است .
    اما متاسفانه رویه غلطی در مومنان توسط علمایشان در طول تاریخ تلقین شده است که کافران از بیخ و بن پوچ هستند حتی این را هم نمی فهمند که باید استدلال منطقی بیاورند.
    این توهم باعث شده است که تصویر غلطی از شخصیت و عقل کافر در مومنان شکل بگیرد و در نتیجه تمام حرفهای آنها را شایعه و تهمت تلقی کنید .
    این اعتماد به نفس کاذب و دروغین باعث شده است حتی در طول تاریخ اقدام به قتل انبیاءالله بزنند
    علت قتل انبیا توسط مومنان به خدا و کتاب و انبیا قبلی تنها به علت توهم بوده است توهم به معنی این که رسولی نخواهد آمد کتابی نخواهد آمد دین همان دین قبلی ما به بهشت می رویم
    همین خود باوری های دروغین و جلوتر از خدا حرکت کردن باعث ضلالت آنها می شد و تمام پندارهایشان که در بالا عرض کردم محو می شود .
    نکته مهم در علوم قران که باید رعایت شود این است که:
    سخن دارای ریشه ای است که باید این ریشه را پیدا کرد و سپس قضاوت کرد چنان که در ترجمه قران و در سطح پیشرفته تر تفسیر قران و در سطح عالی تر تاویل قران بدون درک صحیح از کلمات قران افراد به بیراهه می روند
    به عنوان یک مثال از تعداد زیادی مثال در انحراف اتوالعلم من قبله اشاره به ترجمه آیه 102 از سوره بقره می نمایم که همه از احتمالات زیاد در مفهوم ایه اتفاق نظر دارند
    احتمال یعنی فرد قادر به درم مفهوم اصلی نیست .
    می دانند همگان که آیه یک مفهوم اصلی بیش ندارد و نمی تواند بیش از یک مفهوم داشته باشد .
    مفسران در مورد ﺁیاتی همچون معلم مجنون بنا را بر این گذاشته اند که این ادعا یک ادعای واهی است در حالی که ادعای واهی نه این که منجر به پراکندگی نمی شود بلکه موجب جذب دیگران می شود .
    معلم مجنون سخنی است که منکران گفته اند و خدا نقل قول کرده است
    خدا در تایید یا غیر تایید سخن منکران در اینجا چیزی نگفته است اما در مورد مجنون نبودن پیامبر و نوشتن او با قلم در جاهای دیگر نوشته است.
    در اینجا من مواردی را اشاره می کنم
    در مورد مجنون نبودن پیامبر در سوره قلم سخن رانده است و در جاهای دیگر که در این مورد بر کسی پوشیده نیست که منکران در مجنون بودن پیامبر شکی نداشته اند به همین خاطر خدا این اعتقاد منکران را رد کرده و می گوید تو دیوانه نیستی.

    بعضی ها فکر می کنند که سخن منکران در مورد مجنون بودن پیامبر یک اعتقاد و یک فکر نیست در حالی که ﺁنها یقین داشتند که پیامبر مجنون شده است .
    اکنون هم روانپزشکان کسانی را که ادعاهایی از این نوع را داشته باشند در دسته بیماران روانی قرار می دهند.

    وقتی می گویند دیوانه است از نظر آنان دیوانه است.
    اما در مورد نوشتن با قلم در سوره ن والقلم در این مورد ﺁیاتی را ﺁورده است.
    قبل از اینکه در این مورد توضیح دهم یک قاعده را که مفسران در تفسیر قران بکار برده اند را ابراز می دارم
    قاعده این است که هر جا خدا قسم خورده است ﺁیات بعدش جواب قسم است. شما هم حتما این قاعده را قبول دارید و بکار هم می بندید.
    و این بدین مفهوم است که باید بین قسم و جواب قسم یک رابطه منطقی وجود داشته باشد.
    یعنی خدا حتما از این قسم و جواب قسم منظوری دارد و نباید این پیوستگی خدشه دار شود.
    در ﺁنجا می گوید ن و قلم و ﺁن چه می نویسد .
    حرف ن از رموز قران است و همه در این موارد اتفاق نظر دارند.
    رمز ورود به مفهوم ﺁیات است مانند ورود به یک سایت تنها با رمز عبور ممکن است.
    و تا این رمز را کسی نداند نمی تواند ادعا کند مفهوم را فهمیده است . چون مفهوم پوشیده است.
    چنانکه همه مفسران در فهم این گونه ﺁیات به بیراهه رفته اند.
    گفته اند از رموز قرﺁن است اما باز ﺁمدن حدس هایی زده اند و کارشان حتما محکوم است.
    از جمله باید بین ن وقلم و ﺁن چه می نویسد و ﺁیات بعدش ارتباط باشد و مفسر باید این ارتباط را اثبات کند و الا سخنش نادرست است.
    در ﺁیه 2 بعد از قسم می گوید تو به نعمت پرورد گارت دیوانه نیستی
    اکنون که شما مدعی هستی فرضی و خیالی از ﺁیات برداشت ندارید خواهشمندم ارتباط بین دو ﺁیه اول و دوم سوره قلم را توضیح دهید چون توضیح من از نظر جنابعالی با بر چسب فرضی و خیالی باطل می شود.
    فقط خواهشمندم فرضی و خیالی مطلبتان را نفرمایید
    بعضی از افراد به اصطلاح کارشناس برای ترجمه و تفسیر ﺁیات اقدام به کپی پیست از کتبی چون نمونه و حتی نور می کنند .
    درحالی که یک قاعده کلی وجود دارد که رموز قران از جمله حرف ن در دست ﺁنان نیست و خدا حرف ن را نیاورده که فردایش به دست مردم نااهل بدهد ن مانند تمام حروف رمز تولید شده با علم خداست و حدس زدن بشر غیر ممکن است
    حدس زدن مجاز است اما حدس زدن اشتباه سودی برای مفسر ندارد.

    بنا براین ﺁوردن مطلب از زبان دیگران بخصوص در مواردی که رمز است نه این که سودی ندارد بلکه هم وقت تلف کردن است و هم ﺁب در هاون کوبیدن
    ﺁیات 1 و 2 سوره قلم جوابی است به منکران هم جواب اعتقاد ﺁنان که می گفتند تعلیم دیده است و هم می گفتند مجنون شده است.
    در این مورد هم می گوید نوشتنش مورد تایید است گرچه با سواد است اما دلیلی بر دروغگوییش نیست.
    و هم این که شما که اعتقاد دارید او مجنون است بزودی خواهید دانست که کدام یک واقعا در توهم بسر می برید

    گفته اید دعا برای افزایش علم به معنی باسواد بودن نیست
    من توضیح دادم اما باز تکرار می کنم که سواد با علم متفاوت است
    سواد مسلط بودن بر قرائت است حتی تسلط بر ترجمه و تفسیر اما این علمی که در ﺁیه بکار رفته رب زدنی علما منظور علم تبیین و تاویل است که علمی بالاتر از علم تفسیر است و علم تاویل است
    نکته مهم «علما» می توانند قران را تفسیر کنند اما علما نمی توانند قران را تاویل کنند
    خدا هم نگفته برو درس بخوان علمت را زیاد کن بلکه گفته بگو ای رب علمم را زیاد کن که منظورش علم تاویل است که احدی حتی پیامبر قادر به دریافت ﺁن و اختراع نیست چه برسد که حدس بزند.
    در سوره قیامت نیز همین را بیان کرده که تند تند خواندن قرﺁن تو را به مرتبه درک قران نمی رساند و خدا خود قران را جمع می کند و بر تو بیان می کند که در اینجا بیان قران نیز همچون الفاظ قران از علوم الهی است و پیامبر نیز قادر به دست یافتنش نیست مگر به وحی
    سعی نکنید از حدیث برای اثبات قران استفاده نمایید زیرا شما 1400 سال عمر ندارید. یادتان باشد که گفتید
    نمی توان فرضی و خیالی از آیات قرآن برداشت داشت.
    دقیقا افرادی که شما پیروشان هستید همه فرضی و خیالی در مورد دین و قران حرف زده اند
    اگر بگویید پیامبر قران را تاویل کرده است من ﺁیاتی را می ﺁورم شما تاویل پیامبر را اگر وجود دارد بیار.
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۲/۰۴/۲۰ در ساعت ۱۵:۲۲

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود