صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان حسن مثله جمکرانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    داستان حسن مثله جمکرانی




    سلام
    لطفا داستان حسن مثله جمکرانی رو بفرمایید برامون .
    در ضمن بفرمایید که آیا این داستان مورد قبول هست یا خیر

    از این داستان چندین سوال دارم ، ولی خب اول باید دید اصل داستان دقیقا چه بوده؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ در ساعت ۰۰:۱۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام
    لطفا داستان حسن مثله جمکرانی رو بفرمایید برامون .
    در ضمن بفرمایید که آیا این داستان مورد قبول هست یا خیر

    از این داستان چندین سوال دارم ، ولی خب اول باید دید اصل داستان دقیقا چه بوده؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    آنچه كه در رابطه با ماجراي حسن مثله جمكراني مشهور است از اين قرار است كه:

    شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی (ره) میگوید که :

    من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۳۹۳ در منزل خود خوابیده بودم که نا گهان جمعیتی به درب منزل من آمدند نصفی از شب گذشته بود مرا بیدار کردند و گفتند :

    برخیز ودعوت امام مهدی صاحب الزمان را اجابت کن که تو را می خواند .

    برخاستم وگفتم بگذارید تا پیراهنم رابپوشم صدا زدند که این پیراهن تو نیست دست بردم که شلوار خودرا بپوشم صدا زدند که این شلوار تو نیست آن را انداختم وشلوار خود راپوشیدم
    ودرجستجوی کلید درب حیاط بودم که صدازدند در باز است چون به درب منزل آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم سلام کردم جواب دادند و خوش آمد گفتند.

    آن گاه مرا آوردند به مکانی که اکنون مسجد جمکران است. چون خوب نگاه کردم تختی دیدم که فرشی زیبا روی آن گسترده بود و بالشهای زیبایی روی آن بود و جوانی سی ساله بر آن چهار بالش تکیه کرده وپیر مردی پیش او نشسته و کتابی در دست گرفته وبرای آن جوان میخواند و بیش از شصت نفر هم اطراف او روی زمین نماز می خواندند که بعضی از آنها لباس سفید وبعضی لباس سبز داشتند وآن پیر مرد حضرت خضر بود پس آن پیر مرد مرا نشاند وامام زمان مرا به نام خودم صدا زد وگفت :برو به حسن مسلم بگو : تو چند سال است که روی این زمین کشت وزرع می کنی و ما خراب می کنیم وپنج سال است که زراعت می کنی دوباره امسال آمدی روی آن کشت وزرع می کنی دیگر اجازه نداری در این زمین زراعت کنی .

    وباید هرمنفعتی که از این زمین بدست آورده ای برگردانی تا با آن در این مکان ، مسجد ساخته شود به حسن مسلم بگو که این زمین شریفی است وخداوند این زمین را بر سایر زمینها بر گزیده و شریف تر قرارداده و تو آن را تصرف کرده ای و به خاطر این کار خداوند دوپسر جوانت را از تو گرفت ولی تو هنوز عبرت نگرفته ای واگردست از این کارت بر نداری بلایی به سرت بیاید که از آن خبر نداری .

    حسن مثله گفت :یا سیدی ومولای مردم همین جوری حرف مرا قبول نمی کنند باید یک نشان وعلامت ودلیل برای اثبات ادعای خودداشته باشم .

    امام فرمود:
    ما در این جا نشان وعلامتی قرار می دهیم ،تو برو و مأموریتت را انجام بده.به نزد سید ابوالحسن برو و بگو بیاید و آن مرد را حاضر کند و منافع چند ساله را که از این زمین برداشت کرده است را از او بگیرد و بدهد تا مسجد را بسازند و بقیه مخارج مسجد را از « رهق»در منطقه « اردهال » که ملک ما است بیاورد و مسجد را تمام کند و ما نصف «رهق» را وقف کردیم برای این مسجد تا هر ساله در آمد آنرا خرج تعمیر این مسجد کنند.

    به مردم بگو تا به این مسجد رو کنند و آن را عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در آن بخوانند. دو رکعت نماز تحیت مسجد در هر رکعتی یک حمد وهفت بار« قل هوالله » بخوانند وتسبیح رکوع وسجود را نیز هفت بار بگویند. ودو رکعت نماز « صاحب الزمان» به این روش که: چون سوره حمد به « ایاک نعبد وایاک نستعین» رسید آن را صد بار تکرار کندآن گاه حمد را تمام کنند
    تسبیح رکوع وسجود را هفت بار تکرار کنند، رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بخوانند چون نماز به پایان رسد تهلیل بگویدو تسبیح حضرت فاطمه زهرا بگوید ودر سجده صد صلوات بفرستد.

    واین نقل از لفظ امام است که فرمود:
    « فمن صلیهما (صلیها) فکانما صلی فی البیت العتیق : یعنی هر که این دو رکعت نماز را [در این مکان ] بجا آورد مانند آن است که در خانه کعبه نماز خوانده باشد.

    پس آن جوان [امام زمان ] به من اشاره کرد که برو چون مقداری راه آمدم مجدداً مرا صدا زده و فرمودند :

    بزی در گله ی جعفر چوپان کاشانی است باید آن بز را بخری اگر مردم ده [جمکران ]قیمت بز را دادند آن را بخر و اگر ندادند از پول خودت بخر و فردا شب در این مکان آن بز را بکش [سرببر ]
    و روز 18 ماه رمضان گوشت آنرا بین بیماران وهرکس که عیب وعلت سختی دارد انفاق کن که خداوند متعال همه را شفادهد ( آن بز ابلق است وموهای بسیار دارد وهفت علامت دارد مانند درهم سه علامت در یک طرف وچهار علامت در سمت دیگر .چون به راه افتادم دوباره مرا باز گرداندوگفت:
    ما یا هفتاد روز این جا هستیم یا هفت روز اگر هفت روز بمانیم می شود شب قدر که بیست وسوم است واگر هفتادروز بمانیم میشود بیست وپنجم ذیقعده الحرام که روز با عظمتی است.

    حسن مثله گفت به خانه آمدم و تا صبح درباره این اتفاف فکر می کردم نماز صبح را خواندم و به نز علی منذر آمدم و داستان شب گذشته را به او گفتم او با من آمد رفتیم در همان مکانی
    که شب گذشته مرا برده بودند ، و در آنجا زنجيرهایی را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان می‌داد.سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيد يم، خادم او گفت:

    آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است.

    آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت:

    حسن مثله از جمكران نزد تو می‌آيد، هر چه او گويد تصديق كن و به قول او اعتماد نما كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن. از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را برای وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شدیم،

    چون به نزديك روستاى جمكران رسيدیم، گله جعفر كاشان را ديدیم، آن بز ازعقب همه گوسفندان می‌آمد، چون به ميان گله رفتم،همينكه بز مرا ديدبه طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارک و تعالی و حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه شفا يافت.ابو الحسن رضا ، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانيد.سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و درخانه خود گذاشت،هَر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها می‌ماليد،خداى تعالى او را شفاى عاجل عنایت می‌فرمود، پس از فوت سيدابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد.{نجم الثاقب تألیف مرحوم محدث نوری صفحه ی ۲۹۴؛مجلسی، بحارالانوار، ج 53، 230 ـ 234}.

    این داستان درسال ۳۹۳ هجری قمری اتفاق افتاده است .

    اين داستان حسن مثله جمكراني و چگونگي بناي مسجد مقدس جمكران بود،و علما و مراجع هم اين را پذيرفته و نقل مي كنند.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منبع‌شناسي‌ مسجد جمكران‌

    منابع‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، ارواحنا فداه‌ بر اساس‌ تسلسل‌ زماني‌، به‌ شرح‌ زير است‌:

    1. نخستين‌ كسي‌ كه‌ اين‌ داستان‌ را در كتاب‌ خود آورده‌، ابو جعفر محمد بن‌ علي‌ بن‌ بابويه‌، مشهور به‌ شيخ‌ صدوق‌ (متوفاي‌ 381هجري‌) است‌. ايشان‌، مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ مونس‌ الحزين‌ في‌ معرفة‌ الحق‌ و اليقين‌ درج‌ كرده‌ است‌.

    باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌ تأسيس‌ اين‌ مسجد در عصر شيخ‌ صدوق‌ ؛ واقع‌ شده‌، و ايشان‌ در قم‌ زندگي‌ مي‌كرد، طبعاً همة‌ جزئيات‌ آن‌ را بدون‌ واسطه‌ از حسن‌ بن‌ مثله‌، و سيّد ابوالحسن‌ الرضا و ديگر شاهدان‌ عيني‌، شنيده‌ و نقل‌ كرده‌ است‌.
    كتاب‌ مونس‌ الحزين‌، همانند دهها اثر گران‌ بهاي‌ ديگر شيخ‌ صدوق‌، در طول‌ زمان‌، از بين‌ رفته‌ و به‌ دست‌ ما نرسيده‌ است‌.

    2. حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمي‌، معاصر شيخ‌ صدوق‌، صاحب‌ كتاب‌ گران‌ سنگ‌ تاريخ‌ قم‌، شرح‌ آن‌ واقعه‌ را از كتاب‌ شيخ‌ صدوق‌ نقل‌ كرده‌ است‌.
    كتاب‌ تاريخ‌ قم‌ در عصر شيخ‌ صدوق‌، به‌ سال‌ 378 هجري‌، در بيست‌ باب‌ به‌ رشتة‌ تحرير درآمده‌ است‌.

    3. حسن‌ بن‌ علي‌ بن‌ حسن‌ بن‌ عبدالملك‌ قمي‌، به‌ سال‌ 865 هجري‌ آن‌ را به‌ فارسي‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌.

    4. متن‌ عربي‌ كتاب‌، به‌ دست‌ مولي‌ محمد باقر مجلسي‌، (متوفاي‌ 1110 هجري‌) نرسيده‌، ولي‌ ترجمة‌ فارسي‌ آن‌ به‌ دست‌ ايشان‌ رسيده‌ و احاديث‌ مربوط‌ به‌ قم‌ را در جلد «السماء و العالم‌» از آن‌ روايت‌ كرده‌ است‌.

    5. سيد نعمت‌ الله جزائري‌، صاحب‌ انوار نعمانيه‌ (متوفاي‌ 1112هجري‌) ترجمة‌ فارسي‌ آن‌ را ديده‌ و داستان‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را با خط‌ خود، از آن‌ استنساخ‌ كرده‌ است‌.

    6. شاگرد فرزانة‌ علامه‌ مجلسي‌، ميرزا عبدالله افندي‌، (متوفاي‌ 1130هجري‌) نسخه‌اي‌ از ترجمة‌ فارسي‌ آن‌ را در بيست‌ باب‌، در قم‌ مشاهده‌ كرده‌ و گزارش‌ آن‌ را در تأليف‌ گران‌ بهاي‌ خود آورده‌ و تصريح‌ كرده‌ كه‌ اين‌ ترجمه‌، به‌ سال‌ 865 هجري‌، به‌ دستور خواجه‌ فخرالدين‌ ابراهيم‌، انجام‌ يافته‌ است‌.

    7. سيد امير محمد اشرف‌، معاصر و شاگرد علامه‌ مجلسي‌، صاحب‌ كتاب‌ فضائل‌ السادات‌ (متوفاي‌ 1145هجري‌) متن‌ عربي‌ آن‌ را ديده‌ و از آن‌ نقل‌ كرده‌ است‌.

    8. سيد محمد بن‌ محمد هاشم‌ رضوي‌ قمي‌، به‌ سال‌ 1179 هجري‌، بنا به‌ خواهش‌ محمد صالح‌ معلم‌ قمي‌، كتابي‌ در اين‌ رابطه‌ تأليف‌ كرده‌ و آن‌ را خلاصة‌ البلدان‌ نام‌ نهاده‌ است‌. اين‌ كتاب‌، احاديث‌ مربوط‌ به‌ شرافت‌ قم‌ و تاريخچة‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ رادر بر دارد.

    9. شايستة‌ تأمل‌ است‌ كه‌ آقا محمد علي‌ كرمانشاهي‌، فرزند وحيد بهبهاني‌، (متوفاي‌ 1216 هجري‌) به‌ متن‌ عربي‌ تاريخ‌ قم‌ دست‌ رسي‌ داشته‌ و در حاشية‌ خود بر كتاب‌ نقد الرجال‌ تفرشي‌، شرح‌ حال‌ «حسن‌ بن‌ مثله‌» و خلاصة‌ داستان‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را به‌ نقل‌ از متن‌ عربي‌ آن‌ آورده‌ است‌.

    10. محقق‌ و متتبع‌ بي‌نظير، ميرزا حسين‌ نوري‌، موفاي‌ 1320هجري‌، پس‌ از جست‌ و جوي‌ فراوان‌، به‌ هشت‌ باب‌ از ترجمة‌ تاريخ‌ قم‌ دست‌ يافته‌ (جنة‌ المأوي‌، ص‌ 47 و بحار، ج‌ 53، ص‌ 234) و مشروح‌ داستان‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ترجمة‌ تاريخ‌ قم‌، از روي‌ دست‌ خط‌ سيد نعمت‌ الله جزائري‌، در آثار ارزش‌مند خود آورده‌ است‌:

    الف. جنة‌ المأوي‌، چاپ‌ بيروت‌، دار المحجة‌ البيضاء، 1412هجري‌، ص‌ 42 ـ 46.

    ب. همان‌، به‌ پيوست‌، بحار الانوار، چاپ‌ بيروت‌، مؤسسة‌ الوفاء، 1403 هجري‌، ج‌ 53، ص‌ 230 ـ 234.

    ج. نجم‌ ثاقب‌، چاپ‌ تهران‌، علمية‌ اسلاميه‌، بي‌تا، ص‌ 212 ـ 215.

    د. كلمة‌ طيبه‌، چاپ‌ سنگي‌، بمبئي‌، 1303 هجري‌، ص‌ 337.

    ر. مستدرك‌ الوسائل‌، چاپ‌ قم‌، مؤسسة‌ آل‌ البيت‌ : ، 1407 هجري‌، ج‌ 3، ص‌ 432 و 447.

    11. شيخ‌ محمد علي‌ كچويي‌ قمي‌ (متوفاي‌ 1335هجري‌) مشروح‌ آن‌ را از كتاب‌هاي‌ خلاصة‌ البلدان‌، نجم‌ ثاقب‌، كلمة‌ طيّبه‌، در كتاب‌ ارزش‌مند أنوار المشعشعين‌، چاپ‌ قم‌، كتابخانة‌ آية‌ الله مرعشي‌، 1423 هجري‌، ج‌ اول‌، ص‌ 441 ـ 449 (چاپ‌ سنگي‌ 1327 هجري‌، جلد اول‌، ص‌ 184 ـ 189)، نقل‌ كرده‌ است‌.

    12. حاج‌ شيخ‌ علي‌ يزدي‌ حائري‌ (متوفاي‌ 1333هجري‌) مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ الزام‌ الناصب‌، چاپ‌ بيروت‌، مؤسسة‌ اعلمي‌، 1397 هجري‌، جلد دوم‌، ص‌ 58 ـ 62، به‌ نقل‌ از محدث‌ نوري‌، از ترجمه‌ تاريخ‌ قم‌ آورده‌ است‌.

    13. همة‌ كساني‌ كه‌ بعد از محدث‌ نوري‌ دربارة‌ تاريخ‌ قم‌ كتاب‌ نوشته‌اند، مشروح‌ داستان‌ تأسيس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ايشان‌ نقل‌ كرده‌اند. شيخ‌ محمد حسن‌ ناصر الشريعه‌، متوفاي‌ 1380 هجري‌، در تاريخ‌ قم‌، چاپ‌ قم‌، مؤسسة‌ مطبوعاتي‌ دار العلم‌ 1342 شمسي‌، ص‌ 147 ـ 156، يكي‌ از آن‌ افراد است‌.

    14. همة‌ علماي‌ معاصر كه‌ در اين‌ رابطه‌ كتاب‌ نوشته‌اند، همانند علامة‌ معاصر آية‌ الله حاج‌ شيخ‌ محمد غروي‌، در كتاب‌ گران‌ سنگ‌ المختار من‌ كلمات‌ الامام‌ المهدي‌ (عج) ، چاپ‌ قم‌، 1414 هجري‌، جلد يكم‌، ص‌ 440 ـ 448، نيز به‌ اين‌ واقعه‌ اشاره‌ كرده‌ است‌.

    مأخذ: اينجا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    اين داستان حسن مثله جمكراني و چگونگي بناي مسجد مقدس جمكران بود،و علما و مراجع هم اين را پذيرفته و نقل مي كننداین داستان درسال ۳۹۳ هجری قمری اتفاق افتاده است
    . .
    خوب !

    حالا اولین کسی که این داستان را در کتابش نقل کرد کی بود

    اکنون پاسخ را ببینید !

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    نخستين‌ كسي‌ كه‌ اين‌ داستان‌ را در كتاب‌ خود آورده‌، ابو جعفر محمد بن‌ علي‌ بن‌ بابويه‌، مشهور به‌ شيخ‌ صدوق‌ (متوفاي‌ 381هجري‌) است‌. ايشان‌، مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ مونس‌ الحزين‌ في‌ معرفة‌ الحق‌ و اليقين‌ درج‌ كرده‌ است‌.

    متوجه چیزی غیر طبیعی نشدید ؟

    بله کاملا درسته

    تاریخ ها را نگاه کنید ، گاف وحشتناک را ببینید

    دروغپرداری بی شرمانه برخی افسانه بافان به اصطلاح درستکار ش ی ع ه را ببینید

    کسی که این داستان حسن مثله جمکرانی را نقل کرده خودش زودتر از تاریخ رویداد مرده است !!!

    اتفاقا یکی از اولین چیزهایی که مرا نسبت به وجود موهوم مهدی شیعه بد بین کرد همین داستان ساختگی بی پایه است

    شیعیان به ما بگویند چطور کسی که 12 سال قبل از رویداد داستان مرده است آن را در کتابش نوشته است ؟؟


    براستی من در تعجبم که بزرگان علماء و مراجع به اصطلاح درستکار شیعه چرا اعلام نمی کنند که این داستان ساختگی است
    که مردم ساده لوح این کشور به داستانی و مسجدی بی اساس و هیچ و پوچ دلخوش نکنند


    بله دین الهی اگر ساختگی نبود ، اگر حق و درست بود به داستانهای ساختگی و دروغین نیاز نداشت

    دین اگر حق و درست بود و بحق ، داستانهایش نیز واقعی بود نه ساختگی

    الیس منهم رجل رشید ؟؟؟
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    خوب !

    حالا اولین کسی که این داستان را در کتابش نقل کرد کی بود

    اکنون پاسخ را ببینید !




    متوجه چیزی غیر طبیعی نشدید ؟

    بله کاملا درسته

    تاریخ ها را نگاه کنید ، گاف وحشتناک را ببینید

    دروغپرداری بی شرمانه برخی مورخین به اصطلاح درستکار ش ی ع ه را ببینید

    کسی که این داستان حسن مثله جمکرانی را نقل کرده خودش زودتر از تاریخ رویداد مرده است !!!

    اتفاقا یکی از اولین چیزهایی که مرا نسبت به وجود مهدی شیعه بد بین کرد همین داستان ساختگی بی پایه است

    شیعیان به ما بگویند چطور کسی که 12 سال قبل از رویداد داستان مرده است آن را در کتابش نوشته است ؟؟


    براستی من در تعجبم که بزرگان علماء و مراجع به اصطلاح درستکار شیعه چرا اعلام نمی کنند که این داستان ساختگی است
    که مردم ساده لوح این کشور به داستانی و مسجدی بی اساس و هیچ و پوچ دلخوش نکنند


    بله دین الهی اگر ساختگی ، اگر حق و درست بود به داستانهای ساختگی و دروغین نیاز نداشت

    دین اگر حق و درست بود و بحق داستانهایش نیز واقعی بود نه ساختگی

    الیس منهم رجل رشید ؟؟؟
    بر طبق نقل مشهور، شخصي به نام شيخ "حسن بن مثله جمكراني" مي گويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند: برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است•
    آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواندند و فرمودند: "برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مي كند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند. "
    عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمي كنند، آقا فرمودند: "تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مي دهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد ...".
    چون به راه افتادم، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: "بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خريدارى كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انفاق كن، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد".
    حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مي داد.
    سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيديم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت: حسن بن مثله، از جمكران نزد تو مي آيد، هر چه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.
    از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديك روستاى جمكران رسيد يم، گله جعفر كاشاني را ديديم، آن بز از پس همه گوسفندان مي آمد، چون به ميان گله رفتم، همينكه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت.
    ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانيد.
    سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها مي ماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل مي فرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد. (تلخيص از كتاب نجم الثاقب، ص 383 تا 388)
    در مورد هدف از بناي اين مكان، مطلب قابل اعتمادي در منابع معتبر ذكر نشده است. ضمنا در فضيلت اين بناي مقدس نيز شايد همين بس باشد كه اين مسجد تنها مسجدي است كه به امر مبارك حضرت صاحب الزمان(عج) بنا گرديده و از طرفي توصيه به خواندن نماز در آن شده است.
    علماي رباني و عرفاي بالله در اين مسجد كراماتي ديده اند و احيانا توفيقاتي يافته اند كه در فضيلت آن همين نكته بس است. توجه سيل خروشان مشتاقان مردم و منتظران آن حضرت صلوات الله عليه نيز خود نشان فضيلت اين مسجد مقدس است.
    الهی العفو...

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    حسن بن مثله جمكراني" مي گويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم

    با درود بر رهروان راستی و دورگزینندهگان از کژی و کاستی

    گرامی مثلا آمدی دفاع کنی ؟
    داستان حسن مثله جمکرانی
    این هم که باز ساختگی و دروغین از کوره در آمد !!!


    چرا؟

    چونکه روز 17 رمضان 373 روز سه شنبه نیست و جمعه است


    خوب اگر تاریخ دیگری هم دارین برای راستجویان بیارین

    ما در انتظاریم
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۳۴


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با درود بر رهروان راستی و دورگزینندهگان از کژی و کاستی

    گرامی مثلا آمدی دفاع کنی ؟
    داستان حسن مثله جمکرانی
    این هم که باز ساختگی و دروغین از کوره در آمد !!!


    چرا؟

    چونکه روز 17 رمضان 373 روز سه شنبه نیست و جمعه است


    خوب اگر تاریخ دیگری هم دارین برای راستجویان بیارین

    ما در انتظاریم
    سلام
    اولا هرهرههررهرههرهرهرهر
    دوما من اینو از تبیان برداشتم
    سوما شما با چه نرم افزاری تبدیل کردی که اینجوری شد؟
    مطمئنی اشتباه نکردی؟
    تازه من تو تاپیکی که خودم ایجاد کردم تو اولین پستش نوشته شده سال 393
    http://www.askquran.ir/thread17265.html
    پس شاید شما تو تاریخ فوت نویسنده اولین کتاب اشتباه میکنی
    در ضمن اینم بدون تو یکی از خطوط عربی که نقطه نداره
    هفتاد و نود مانند هم نوشته میشن
    دلیل بر اختلاف تاریخ شهادت حضرت زهرا هم همینه
    که یکی میگه 70 درسته و یکی میگه 90
    الهی العفو...

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با درود بر رهروان راستی و دورگزینندهگان از کژی و کاستی

    گرامی مثلا آمدی دفاع کنی ؟
    داستان حسن مثله جمکرانی
    این هم که باز ساختگی و دروغین از کوره در آمد !!!


    چرا؟

    چونکه روز 17 رمضان 373 روز سه شنبه نیست و جمعه است :ealam:


    خوب اگر تاریخ دیگری هم دارین برای راستجویان بیارین

    ما در انتظاریم :moshtagh:
    سلام
    من الان تبدیل کردم
    اگر 393 باشه میشه دوشنبه
    و اگر 373 باشه میشه پنج شنبه
    که مورد اول نسبت به شمسیش میشه
    دوم مرداد 382
    و مورد دوم هم میشه
    هفتم اسفند 362
    الهی العفو...

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    سوما شما با چه نرم افزاری تبدیل کردی که اینجوری شد؟
    تبدیل تاریخ

    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    پس شاید شما تو تاریخ فوت نویسنده اولین کتاب اشتباه میکنی
    اینواز کارشناس پاسخگوی تاریخی بپرس جناب بهروز که آن تاریخ را با ذکر سند؟؟؟؟؟ آورده است !!
    من که تاریخی اعلام نکرده ام !

    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    در ضمن اینم بدون تو یکی از خطوط عربی که نقطه نداره
    هفتاد و نود مانند هم نوشته میشن
    دلیل بر اختلاف تاریخ شهادت حضرت زهرا هم همینه
    که یکی میگه 70 درسته و یکی میگه 90

    خوب دیگه چه جورایی بلدین ساختگی بودن چیزی رو توجیه کنین

    بهروز جان دیگه دست بردارین بابا

    فهل انتم منتهون ؟؟؟

    براستی که بسی جای شگفتی است که چرا برخی با خود فریبی خود را مجبور می کنند همواره از سراب های دروغینی که
    هیچگونه پایه و اساس راستینی ندارد دفاع کنند

    واقعا که رشادت پذیرش راستی چقدر سخت است !!

    الیس منکم رجل رشید ؟؟؟

    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۹:۳۶


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    خوب دیگه چه جورایی بلدین ساختگی بودن چیزی رو توجیه کنین

    بهروز جان دیگه دست بردارین بابا

    فهل انتم منتهون ؟؟؟

    براستی که بسی جای شگفتی است که چرا برخی با خود فریبی خود را مجبور می کنند همواره از سراب های دروغینی که
    هیچگونه پایه و اساس راستینی ندارد دفاع کنند

    واقعا که رشادت پذیرش راستی چقدر سخت است !!

    الیس منکم رجل رشید ؟؟؟
    سلام
    دیدی دنبال جنجال هستی و قصدت حقیقت نیست؟
    من میگم چون مثلا تو خط الرسم کوفی نقطه نداریم و 70 و 90 شبیه هم هستن این اختلاف ایجاد شده
    تو شروع به ..بازی میکنی
    حرفم غیر منطقی بود؟
    گفتم یقینا این اتفاق افتاده؟
    گفتم شاید
    آدم چقدر باید رو جهلش متعصب باشه که این شاید رو هم نتونه ببینه؟

    در ضمن مهم اتفاقیه که افتاده
    حالا یه خورده تاریخش جابجا شه اصل موضوع فرق میکنه؟
    مثلا روایت شهادت حضرت زهرا رو یکی 90 روز بعد پیامبر میدونه و یکی 70 روز حالا ما باید بگیم اصلا همچین اتفاقی نیافتاده؟؟؟
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۰:۳۵
    الهی العفو...

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود