جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    5
    گالری
    39

    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@




    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@

    چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟


    وجود گروه دوم متشابهات، تشابه اصلی، کاملا طبیعی می‏نماید، زیرا این گونه ‏تشابه در اثر بیان معانی ژرف توسط الفاظ متداول عرب - که برای معانی سطحی‏ساخته شده - پدید آمد. قرآن در افاده معانی عالیه راهی پیموده که هم برای عامه‏ مردم جنبه اقناعی داشته باشد و هم علما و دانش مندان را متقاعد سازد.لذا دربیانات خود،بیش‏تر فن خطابه و برهان را به هم آمیخته ، از مشهورات و یقینیات ، هردو یک واحد منسجم ساخته است.با آن که در ظاهر این دو فن از هم متنفرند، میان‏آن‏ها سازش داده است، و این خود، یکی از دلایل اعجاز قرآن به شمار می‏رود.
    ابن رشد اندلسی - دانش‏مند و فیلسوف معروف - (متوفای سال 595)در این‏ زمینه می‏گوید:«مردم ، در برخورد با تعالیم عالیه شریعت ‏سه دسته‏اند:
    دسته اول، کسانی‏اند که از حکمت متعالیه برخوردار بوده، صاحب فکر واندیشه‏اند، در برخورد با حوادث استوار و با متانت رفتار می‏کنند.
    دسته دوم،عامه مردم هستند که طبقه جمهور را تشکیل می‏دهند.اینان ممکن‏است چندان با علم و دانش سر و کاری نداشته باشند اما طبعی سلیم،نیتی پاک ودلی تابناک دارند.
    دسته سوم، میانه این دو قرار دارند، نه از طبقه علمای راستین به شمار می‏روند ونه خود را از جمهور مردم به حساب می‏آورند.خود را از سطح همگانی برتر و درردیف دانشمندان می‏دانند، در صورتی که صلاحیت عرض اندام در آن عرصه والا را ندارند».
    گوید:«تشابه ، صرفا درباره دسته سوم است،زیرا دانش مندان در سایه دانش ‏سرشار خود و با اندیشه و متانت‏ شایسته خویش که در راه رسیدن به حقایق مبذول‏ می‏دارند، هرگز تشابهی بر سر راه آنان قرار نمی‏گیرد. طبقه جمهور، با ذهن صاف وساده‏ای که دارند، هیچ ‏گاه شبهه‏ای در تعالیم شریعت احساس نمی‏کنند، زیرا به‏ ظاهر الفاظ و تعابیر بسنده کرده ، نگرانی به خود راه نمی‏دهند».
    گوید:«تعالیم شریعت ،هم چون غذای سالم و پاکیزه برای بدن‏های سالم وطبع‏های ناآلوده،نافع و مفید خواهد بود که بیش‏ترین مردم را تشکیل می‏دهند.

    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@

    الصغائر من الذنوب طرق الی الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر

    گناهان کوچک راهی بسوی گناهان بزرگ هستند و هر که در گناه اندک از خدا نترسد
    در گناه بسیار هم از او ترسی نخواهد داشت.
    بحار الانوار ج68 ص 174


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    5
    گالری
    39



    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@


    گرچه برای برخی که در اقلیت‏اند زیان آفرین می‏گردد، چنان چه خداوند فرموده: وما یضل به الا الفاسقین (1) ، یعنی در سایه تعالیم الهی گمراه نمی‏گردد، جز کسانی که ازمرز طبیعی مردمی بیرون زده‏اند. این حالت، صرفا در برخی از آیات برای برخی ازمردم رخ می‏دهد و در آیاتی است که از عالم ماورای حس سخن گفته ، که در عالم‏ شهود همانندی ندارد. لذا برای تقریب به اذهان، از نزدیک‏ ترین چیزی که بتواند شاهد و مثالی باشد تا واقع را ارائه دهد، استفاده کرده است. همین امر سبب گردیده ‏تا برخی به ظاهر مثال اخذ کرده، تصور کنند آن چه در تعبیر آمده عین واقع است، از این‏رو در حیرت و شک باقی می‏مانند. متشابهات که موجب شبهه می‏گردند، ازاین قبیل هستند ولی نه برای دانشمندان و نه برای طبقه جمهور، زیرا اینان ازسلامت طبع و صحت نفس برخور دارند،غذای سالم برایشان کاملا نافع و مفید می‏افتد ولی بیرون از این دو دسته کسانی‏اند مریض، که نفسی ناسالم دارند ، غذا هر چند کامل و سالم باشد، بر مذاق اینان لذت بخش و نافع نخواهد بود. لذاخداوند فرموده: فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاءتاویله (2) ، اما کسانی که در دل‏هایشان انحراف است، برای فتنه جویی و طلب تاویل ‏آن (به دل خواه خود) از متشابه آن پیروی می‏کنند».
    گوید:«اینان ، همان ارباب جدل و صاحبان مکتب‏های کلامی می‏باشند» و نیز می‏گوید: « شریعت در تعالیم و برنامه‏های خویش، روشی در پیش گرفته تا طبقه‏ جمهور بهره‏مند شده و هم دانشمندان پذیرا باشند. از اینرو قرآن الفاظ وعبارت‏هایی به کار برده که برای هر دو گروه قابل درک باشد.عامه مردم به ظاهر مثال ‏بسنده کرده، گمان می‏برند مورد مثال چیزی همانند آن و نزدیک به آن می‏باشد و به‏همین اندازه قناعت کرده و پیش‏تر نمی‏روند و دانش‏مندان نیز حقیقتی را که در طی‏ مثال نهفته دریافت می‏کنند.
    مثلا چون ‏«نور» رفیع‏ ترین موجود در عالم حس به شمار می‏رود ، آن را مورد مثال قرار داده و گفته است: الله نور السماوات و الارض.. (3) و با این گونه تصور برای طبقه‏ جمهورامکان درک موجودات ماورای حس فراهم گردیده است، به این معنا که ازآن چه هست ‏با کمک قوه متخیله خود سنجیده، بر ایشان قابل پذیرش خواهد بود.
    آن گاه که شریعت در صفات باری تعالی سخن بگوید، راه شک و شبهه را بسته‏ است. پس هرگاه بگوید خدا نور است، حجابی از نور دارد. مؤمنان او را در آخرت ‏نظاره کنند هم چون آفتاب در بلندای روز هیچ گونه شک و شبهه‏ای رخ ‏نمی‏دهد و به ظاهر این تعابیر گرفته بی‏ تردید می‏ پذیرند.
    هم چنین برای علما شبهه‏ ای دست نمی‏دهد ، زیرا می‏دانند که مقصود از این گونه‏ تعابیر تنها مزید علم و یقین است.چه بسا اگر به عامه مردم گفته شود که این تعابیر، ظاهری بیش نیست و حقیقت جز این است ، در آن صورت نپذیرفته اصلا زیر بارنروند، زیرا پیش خود چنین تصور می‏کنند که هر چه قابل حسن نباشد وجود ندارد وهر نامحسوسی با عدم مساوی است.
    مثلا اگر گفته شود: در آن جا موجودی هست ‏که دارای جسم نیست و هر چه از لوازم جسمیت می‏دانند در او نیست ، امکان تخیل ‏از آنان برداشته شده و چنین چیزی را معدوم مطلق می‏پندارند. مخصوصا اگر به ‏آنان گفته شود نه از جهان بیرون است و نه در درون جهان جایی دارد. نه بالا است ونه پایین . لذا هرگز شریعت تصریح به نفی جسمیت نفرموده ، صرفا گفته: لیس کمثله ‏شی‏ء و هو السمیع البصیر... (4). لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف‏الخبیر... (5).
    گوید:« و اگر تامل کنی خواهی یافت که شریعت‏ با آن که برای مردم در افاده ‏این گونه معانی به مثال پرداخته و راهی جز این وجود نداشت تا آنان را به پذیرش وادارد، در عین حال علما را بر دقایق و اسرار این گونه تعابیر واقف ساخته، حقایق را بر ایشان مکشوف نموده است.» (6).


    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@

    الصغائر من الذنوب طرق الی الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر

    گناهان کوچک راهی بسوی گناهان بزرگ هستند و هر که در گناه اندک از خدا نترسد
    در گناه بسیار هم از او ترسی نخواهد داشت.
    بحار الانوار ج68 ص 174

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    5
    گالری
    39



    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@



    پر روشن است در تشبیه غیر محسوس به محسوس، بهترین مثالی که می‏تواند کاملا نمودار ذات حق تعالی باشد همان تشبیه به نور است. حقیقتی که: «الظاهر فی‏ نفسه و المظهر لغیره، خود نمودار خود است، و نمود هر چیزی به او بستگی دارد».
    حقیقتی که:« فیعین الظهور، هو فی غایة الخفاء ، خود، پیداترین موجود در جهان‏ هستی است ، ولی درعین حال حقیقت و کنه آن در نهایت‏ خفا و پنهان از دیدگان ‏است. تاکنون کسی به حقیقت آن راه نیافته و نخواهد یافت‏».
    این گونه صفات و نعوت که خاص ذات پروردگار است، مانندی برای آن - درجهان حس و شهود- جز نور نمی‏توان یافت. در این زمینه امام فخر رازی و شیخ‏ محمد عبده و علامه طباطبایی ، شیوه ابن رشد را دنبال کرده‏اند (7).


    محمد هادی معرفت
    پی‏نوشتها:

    1- بقره 2:26.
    2- آل عمران 3:7.
    3- نور 24:35.
    4- شوری 42:11.
    5- انعام 6:103.
    6- ر.ک:ابن رشد اندلسی،الکشف عن مناهج الادلة،ص 89 و 97-96 و 107.
    7- ر.ک:تفسیر کبیر فخر رازی،ج 7،ص 172.رشید رضا،تفسیر المنار،ج 3،ص 170،علامه طباطبایی،تفسیر المیزان،ج 3،ص 62-58



    @^@چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟@^@

    ویرایش توسط parnian90 : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۹:۱۳
    الصغائر من الذنوب طرق الی الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر

    گناهان کوچک راهی بسوی گناهان بزرگ هستند و هر که در گناه اندک از خدا نترسد
    در گناه بسیار هم از او ترسی نخواهد داشت.
    بحار الانوار ج68 ص 174

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود