صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩ |♥|♥|♥| ۩ شیوه تفسیری معتزله ۩ |♥|♥|♥| ۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩ |♥|♥|♥| ۩ شیوه تفسیری معتزله ۩ |♥|♥|♥| ۩




    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩



    شيوه تفسيرى معتزله


    چكيده


    مكتب اعتزالى با كناره‏ گيرى واصل ‏بن‏ عطا (131- 80 ق) از مجلس درس حسن‏ بصرى (ت 110ق) پا گرفت و دوره رونق آن در زمان خلافت مامون، معتصم و واثق بود .

    اساس عقايد آنان را رجحان عقل بر نقل تشكيل مى ‏داد; به همين روى در تفسير قرآن هر آيه‏ اى را كه با عقل اعتزالى آنان مخالفت داشت، تاويل مى ‏كردند .

    گرايش آنان به مجاز واستعاره، مباحث لغوى و قرائات شاذ هم در همين راستا بود . يكى از مهمترين آثار تفسيرى معتزله، "تنزيه‏ القرآن" عبدالجبار است . در آن به رفع شبهه و ابهام از آيات قرآن پرداخته شده است . در اين مقاله مباحث فوق به تفصيل آمده است .




    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    1) مقدمه

    پيامبر اكرم (ص) همزمان با دريافت اولين آيات قرآن كريم، وظيفه ديگرى را كه عبارت از ابلاغ اين آخرين وحى ‏نامه الهى بود، بر عهده داشت . به تصريح قرآن، پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم موظف بود آن چه را كه بر وى وحى مى‏شود، براى مردم "تبيين" و تفسير كند .

    آيه «و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم‏» (1) [نحل 44] ناظر به همين حقيقت است . بر اين اساس پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم ماموريت داشت موارد نياز جامعه اسلامى را شناسايى كرده، به شرح و تفسير آيات قرآن بپردازد و اگر صحابه ايشان در فهم آيه‏اى به مشكل بر مى‏خوردند و يا پرسشى داشتند، به حضرت مراجعه و ابهام و اشكال خويش را برطرف مى ‏ساختند .

    مجموع آن چه را كه نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و آله وسلم در شرح و توضيح آيات در موارد متعدد بيان فرمود، در حاديث‏ حضرت موجود بود و صحابه آن را نقل مى ‏كردند . به تدريج كه تفسير به صورت علمى مستقل در آمد، اين روايات هم از درون احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بيرون آورده شد و به صورت كتبى مستقل به نام تفاسير جاى گرفت .

    البته تعداد اين احاديث از چندصد حديث فراتر نمى‏ رود [1]. بگذريم از اين كه در بين همين تعداد هم چه بسا روايات جعلى و ساختگى فراوانى يافت مى‏ شود و يا اجتهادات شخصى صحابه و تابعان، بعضا به عنوان روايات تفسيرى پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم نقل شده‏اند . پس از عصر صحابه و پيدايش مكاتب و فرقه ‏هاى مختلف مذهبى، هر دسته‏اى براى تاييد پايه‏ هاى عقيدتى خويش به قرآن روى مى ‏آورد و آيات اين كتاب عزيز را بر مبناى اصول مكتب خويش تفسير مى‏ كرد . اين عامل سبب گرديد كه مكاتب مختلف تفسيرى در تفسير قرآن راه يابد .

    در دوره صحابه و حتى تابعان محور تفسير، روايات و منقولات پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بود و اساس و بنيان تفسير نقلى يا تفسير به ماثور، در اين دوره پايه‏ريزى شد . رواج اين شيوه تفسيرى ناشى از دو عامل اساسى بود: نخست اين كه جامعه نوپاى اسلامى هنوز به كمال عقلى خويش نرسيده و نقل‏ گرايى ويژگى بارز آن دوران بوده است; ديگر اين كه روايات منع تفسير به راى، دستاويز مناسبى براى برخى گروه‏ها بود كه راه هر گونه اظهارنظر و عقل‏گرايى در تفسير را به كلى مسدود سازند . از اين رو تفسير عقلى و اجتهادى در آن دوره يا به چشم نمى‏خورد و يا بسيار اندك و نادر است .

    اما بديهى است جامعه‏ اى كه كتاب آسمانى‏اش دلايل و براهينى در اثبات حق يا رد باطل عرضه مى‏دارد و با صراحت تمام مردم را به تدبر و تامل در آيات مقدس و نورانى قرآن فرا مى‏ خواند، هرگز نمى‏ تواند بدون توجه به اين امور و صرفا بر پايه پاره اى روايات تفسيرى، فهم خود از قرآن را كامل بداند [2] ; بدين سبب، تفسير نقلى يگانه راه فهم قرآن تلقى نشد و با پيدايش مذاهب مختلف كلامى و فقهى، به تدريج زمينه ‏هاى تفسير عقلى هم فراهم آمد .


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩



    2) آغاز پيدايش معتزله


    يكى از مهم‏ترين فرقه‏ هايى كه بر مبناى عقل‏ گرايى پا به عرصه ظهور نهاد، فرقه معتزله بود . اين فرقه به وسيله واصل بن عطا (131- 80 ق) يكى از شاگردان حسن بصرى پديد آمد و به دليل پيوند و ارتباطى كه در دوران خلافت مامون با دستگاه حاكم برقرار كرد، توانست قدرت بلامنازعى بيابد و مكتب اعتزال را رسميت ‏بخشيده، تفاسيرى با تكيه بر مبانى و عقايد اين مكتب پديد آورد .

    گويند: روزى واصل‏بن‏عطا در محضر درس استادش نشسته بود كه سخن از اختلاف خوارج و مرجئه درباره كفر و ايمان مرتكب كبيره به ميان آمد . پيش از آن كه استاد سخنى بگويد، واصل گفت: به عقيده من اهل كبائر فاسق هستند نه كافر [3].

    پس از اين سخن از جمعيت جدا شد و به تبليغ عقيده و مرام خويش پرداخت . عمروبن عبيد، شاگرد و برادر زنش نيز به او ملحق شد . اين جا بود كه حسن بصرى گفت: «اعتزل عنا» ، يعنى واصل از ما جدا شد و بنا به نقلى ديگر گفت: «اعتزلا عنا» ، يعنى واصل و عمرو از ما جدا شدند و قول ديگرى اختيار كردند [4]. بر اين اساس طرفداران واصل‏بن عطا به معتزله معروف شدند .

    معتزله در دوره بنى ‏اميه با دستگاه خلافت رابطه خوبى نداشت . در آغاز حكومت‏ بنى‏ عباس بيشتر حالت‏ بى‏طرفى به خود گرفت . در دوره مامون كه به ظاهر اهل فضل و دانش بود مورد توجه قرار گرفت; به گونه اى كه خليفه خود را معتزلى و طرفدار مكتب اعتزال معرفى كرد . پس از مامون نيز معتصم و واثق هر دو شيوه وى را پيش گرفتند و معتزله توانست‏ با حمايت دستگاه خلافت عقايد خويش را ترويج كند .

    اهل حديث ‏يا اهل سنت - كه در نقطه مقابل معتزله قرار داشتند - به شدت طرفدار اين عقيده بودند كه كلام خداوند همانند ذات الهى قديم و غيرمخلوق است . اما معتزله به شدت مروج اين باور بود كه كلام خداوند مخلوق و حادث است و كسى كه معتقد باشد قرآن قديم است كافر است . مامون و دو خليفه بعد از او، يعنى معتصم و واثق، به حمايت از عقيده معتزله دستور دادند مخالفان شكنجه شده، به زندان افكنده شوند [5].

    اما وقتى نوبت‏ به متوكل رسيد، وى بر ضد معتزله گرايش پيدا كرد و به قلع و قمع آنها اقدام كرد . به گونه ‏اى كه "معتزله پس از دوره محنت كمر راست نكرد و ميدان براى هميشه به دست مخالفانشان افتاد .

    در عين حال برخى شخصيت‏هاى بارزى در دوره‏ هاى ضعف آنها ظهور كرده‏ اند; از قبيل ابوالقاسم بلخى معروف به كعبى (ت‏237ق)، ابوعلى جبايى (ت‏303ق)، ابوالقاسم جبايى، پسر ابوعلى جبايى، قاضى عبدالجبار معتزلى (ت 415 ق)، ابوالحسن خياط، صاحب‏ بن‏ عباد، زمخشرى و ابوجعفر اسكافى [6].



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩



    3) برخى از عقايد معتزله

    ذيلا برخى از مبانى اعتقادى اين مكتب را كه تا حدودى با اين مقال در ارتباط است‏ به اجمال بر مى‏ شمريم:

    1- افعال خداوند معلل به اغراض بوده، بر اساس حكمت و مصلحت انجام مى ‏پذيرد;

    2- رؤيت‏خداوند در دنيا و آخرت محال است;

    3- توحيد و عدل از باورهاى اولى و اصلى معتزله به شمار مى‏ آيد;

    4- كلام خداوند مخلوق و حادث است و قديم‏ بودن منحصر به ذات اقدس الهى است;

    5- تكليف مالايطاق محال است;

    6- مؤمن قادر بر كفر است، چنان كه كافر قادر بر ايمان است;

    7- مغفرت بدون توبه امكان‏پذير نيست;

    8- فاسق نه مؤمن است و نه ‏كافر، بلكه در منزلتى بين‏ المنزلتين است;

    9- قرآن با عقل قابل تفسير است;

    10- در تعارض عقل و نقل، عقل مقدم ‏است .

    همان‏گونه كه ملاحظه مى‏شود يكى از مهم‏ترين اصول پذيرفته شده اين مكتب، دخالت عقل در نقل، به ويژه در فهم و تفسير قرآن است .


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩



    4) آغاز پيدايش راى در تفسير

    گرچه برخى عقيده دارند راه‏يابى عقل و راى در تفسير به عصر معتزله بر مى‏گردد، لكن به نظر مى‏رسد قضاوت صحيح در اين مورد آن است كه بگوييم دخالت دادن عقل و انديشه در فهم قرآن ريشه در خود قرآن دارد و اين آخرين وحى نامه الهى، بارها مسلمانان را به تدبر در آيات نورانى‏اش فرا خوانده است . چنان كه مثلا در سوره محمد صلى الله عليه و آله وسلم فرمود:

    «افلا يتدبرون القران ام على قلوب اقفالها» (2) [آيه 24]

    و در سوره زخرف فرمود:

    «انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون‏» (3) [آيه 3].

    بنابراين تعقل در قرآن را كه اساس تفسير عقلى و اجتهادى است، بايد در خود قرآن جستجو كرد; اما به هر حال به نظر مى‏رسد تفسير عقلى در اواسط خلافت‏حكام اموى با پيدايش تدريجى فرقه‏ هاى مختلف مذهبى پايه ‏ريزى شد .

    در اين دوران متكلمان درباره مسايلى نظير قضا و قدر يا جبر و اختيار سخن گفته، هر يك براى تاييد مبانى اعتقادى خويش به قرآن مراجعه و استشهاد مى ‏كردند . در دوره بنى‏عباس كه معتزله نفوذ سياسى و قدرت حكومتى بدست آورد، دخالت عقل در تمامى ابعاد معارف دينى، از جمله تفسير قرآن به فراوانى رواج يافت .


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    5) ويژگيهاى تفسيرى معتزله

    به نظر مى ‏رسد مهم‏ترين ويژگيهاى تفسير معتزله را به اجمال مى ‏توان اينگونه برشمرد:

    1- 5) عقل‏گرايى افراطى

    همان‏گونه كه پيش از اين اشاره شد، يكى از اصول عقايد معتزله حاكميت عقل بر همه تعاليم دين، از جمله تفسير است . معتزله با تكيه بر اين اصل و براى ابطال دلايل مخالفان، آيات قرآن را به گونه‏اى تفسير مى ‏كردند كه با اصول مكتب و مرام خويش سازگار باشد .

    البته ترديدى نيست كه جوهره معارف دين و حقايق قرآن، عقلانيت و تكيه بر منطق و استدلال است . آن چه معتزله را از ساير مذاهب اسلامى، از جمله شيعه، متمايز مى‏سازد، گرايش افراطى آنان به توجيهات عقلى است .

    گرچه شايد عامل عمده اين تمايل افراطى، همان‏گونه كه شهيد مطهرى مى ‏نويسد، دفاع از اسلام در مقابل دهرى ‏ها، مانوى ‏ها، صابئان، يهود و نصارى باشد [7] ; ولى اين هرگز نمى ‏تواند توجيه كننده اظهارنظرهاى ناصواب و تفسيرهاى خلاف واقع اين جماعت‏ باشد .

    مثلا معتزله وجود جن را كه به تصريح آيات و روايات وجودى واقعى دارد، نه تمثيلى و تشبيهى، انكار مى‏ كنند و برخى مانند زمخشرى هم كه كمى معتدل‏تر سخن مى‏ گويد و وجود جن را به كلى منتفى نمى ‏داند، تاثير آن را نپذيرفته، به توجيه و تاويل آيات و احاديث صحيح در اين‏باره مى‏ پردازد .

    همچنين در برابر كرامات اولياءالله و سحر و تاثير آن موضع انكارآميزى اتخاذ مى ‏كردند و با اين بهانه كه عقل نمى‏ تواند آن را اثبات كند، به توجيه متكلفانه آيات و روايات روى مى‏آوردند . به اعتقاد آنان تفسير صحيح قرآن ايجاب مى‏كند كه با تكيه بر عقل افسانه‏ ها و خرافات را از حقايق دين بزداييم; اما در اين مسير دچار انحراف شدند و برخى واقعيات و مسلمات را انكار كردند كه باعث‏ خشم عامه شد [8].



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    2- 5) گرايش به مجاز و استعاره

    يكى ديگر از وجوه تمايز تفسير معتزله گرايش به مجاز و استعاره و تشبيه است . در هر آيه‏اى كه با اصول عقايدشان مطابق نبوده، از معناى ظاهرى عدول كرده، به مجاز و تمثيل روى آورده‏اند . بى‏ترديد استعاره، مجاز، كنايه، تشبيه و ساير صنايع بديعى در قرآن به بهترين شكلى بكار رفته است; ولى اين هرگز روا نمى ‏سازد كه هر جا در فهم آيه ‏اى در مانده، تفسير آن مشكل بود، از معناى ظاهرى دست كشيده، آيات را بر معانى مجازى‏شان حمل كنيم; زيرا اصل اولى در تفسير، حمل‏ الفاظ بر معناى ظاهرى متبادر به ذهن است .

    معناى مجازى در جايى است كه قرينه‏اى در ميان باشد يا حمل معنا بر ظاهر موجب قول به تشبيه يا تجسيم درباره خداوند شود; بنابرين آن چه در ذيل آيه «و اذ اخذ ربك من بنى ‏آدم من ظهورهم ذريتهم‏» (4) [اعراف 172] بيان كرده و آن را به دليل استبعاد عقلى، بر مجاز و استعاره حمل كردند، سخنى به گزاف گفتند; زيرا اخذ ذريه از ظهور بنى ‏آدم به وضع و شيوه‏اى كه بر ما پوشيده است، در حيطه قدرت خداوند است و استبعاد عقلى در آن بى‏ جاست . هزاران استبعاد عقلى در طول تاريخ در پيش روى بشر بوده است كه علم و كشف و اختراع مستبعد بودن آنها را باطل ساخته است [9].


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩




    3- 5) توجه به مباحث لغوى

    شك نيست كه يكى از مهم‏ترين بخشهاى تفسير مباحث مربوط به الفاظ و واژگان آيات است . اهتمام به اين بخش در حد نياز نه تنها مخل به برداشت درست قرآن نيست، بلكه ضرورت توجه به آن به حدى واضح و آشكار است كه جاى درنگ و تامل ندارد . دليل بارز اين ادعا آن است كه در هيچ دوره‏اى از تاريخ تفسير، از اولين روزهاى نزول وحى تاكنون هيچ يك از تفاسير موجود از مباحث لغوى خالى نبوده است .

    اما آن‏چه باعث تمايز تفسير معتزله از ديگر تفاسير شده اين است كه آنان اهميت فوق‏العاده‏اى به بحث‏هاى لغوى از خود نشان داده ‏اند . البته اگر در جايى، معناى لغتى با عقايد آنان ناسازگار بوده است، به راحتى از آن صرف‏نظر كرده يا آن را با برداشت‏هاى اعتقادى خويش توجيه كرده ‏اند; چنانكه مثلا "ابوعلى جبايى" براى فرار از معنى "جعل" در آيه «و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا من المجرمين‏» (5) [فرقان 13] جعل را به معناى "بين" گرفته و معنى آيه را چنين گمان كرده است: و كذلك ان الله سبحانه بين لكل نبى عدوه حتى ياخذمنه حذره (6) [10].

    [قيامت 23- 22] و آيه «على ‏الارائك ينظرون‏» (8) [مطففين 23] درباره رؤيت‏ يا عدم رؤيت‏ خداوند به توجيهات لغوى پرداختند و از اين رهگذر سعى كردند ديدگاه خود را مبنى بر عدم رؤيت مطلق خداوند اثبات كنند . به عقيده آنان مراد از نظر كردن در آيات مذكور «رجاء» به رحمت و مغفرت الهى و اميد به نعمت و كرامت‏خداوند است [11].


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    4- 5) استناد به قرائات شاذ


    هر چند بسيارى از علماى شيعه و سنى جواز استناد به قرائات سبعه - حتى در نماز - را جايز دانسته، بر آن ادعاى اجماع كرده‏ اند; اما نبايد ترديد داشت كه قرائت همانند روايت است و از هر قارى كه باشد، بايد با نقل صحيح از پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم يا ائمه معصومين عليهم السلام ثابت‏ شده باشد [12].

    بنابراين استناد به قرائات شاذى كه مورد تاييد پيشوايان دين نباشد، نه تنها باعث‏ بطلان نماز مى ‏شود، بلكه استناد به آن در تفسير قرآن نيز جايز نيست . ولى معتزله گاهى براى نصرت عقايد خويش، قرائت مشهور را رها كرده، به قرائت‏ شاذى تمسك جسته ‏اند . چنان‏كه در آيه «وكلم الله موسى تكليما» (9) [نساء 164] براى تنزيه خداوند «الله‏» را به فتح خواندند تا تكلم به موسى برگردد [13].

    همچنين واژه "غلف" را در آيه «و قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم الله بكفرهم‏» (10) زمخشرى مانعى نمى‏ بيند كه آن را به جاى سكون لام يعنى "غلف"، به ضمه لام يعنى "غلف" جمع غلاف قرائت كند [14]. اگر واژه مذكور بر طبق قرائت مشهور يعنى به سكون لام باشد با مذهب و عقيده معتزله سازگارى ندارد; زيرا معنا چنين مى‏ شود كه خداوند دلهاى يهوديان را به گونه ‏اى آفريده است كه نمى ‏توانند اسلام را بپذيرند و اين عامل اصلى ضلالت و عدم راهيابى ‏شان است . براى پرهيز از چنين معنايى، آن را به ضمه لام قرائت مى‏ كنند تا به معناى غلاف و ظرف باشد . يعنى يهود مى‏ گويد: دلهاى ما ظرف هايى است كه علومى در آن جاى دارد و ما به داشتن اين دانشها و معارف، از پذيرش دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بى‏ نياز هستيم [15].



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


    6) برخى از آثار تفسير معتزله

    تفاسير و كتب فراوانى را معتزله تاليف كردند; اما بسيارى از آنها به مرور زمان از بين رفت . از بزرگان اين فرقه كه در تفسير كتابى تاليف كرده ‏اند، مى‏توان از ابوبكر عبدالرحمان‏بن كيسان‏اصم (ت 240 ق) و ابراهيم‏ بن‏ اسماعيل بن‏ علية نام برد [16].

    همچنين ‏بايدازمحمدبن‏ عبدالوهاب‏ بن ‏سلام‏ مشهوربه ‏ابوعلى ‏جبايى (ت‏سال‏303ق) نام برد كه يكى از شيوخ برجسته اين مكتب و آشنا به فلسفه و كلام بوده است [17]. از ديگر عالمان برجسته معتزله ابوالقاسم عبدالله ‏بن احمد بلخى حنفى معروف به كعبى معتزلى (ت 319 ق) است .

    حاجى خليفه درباره وى مى ‏نويسد: او تفسيرى بزرگ در 12 مجلد داشت [18]. پسر ابوعلى جبايى، يعنى ابوهاشم عبدالسلام (ت 321 ق) نيز در تفسير صاحب تاليف بوده و سيوطى مدعى است كه جزيى از آن را مشاهده كرده است [19] ; هر چند امروزه چيزى از آن در اختيار ما نيست .

    همچنين ابومسلم محمدبن بحراصفهانى (ت 322 ق) تفسيرى به نام «جامع‏ التاويل لمحكم التنزيل‏» نگاشته بود كه در چهارده جلد، و به عقيده برخى در بيست جلد تدوين يافته بود [20]. ظاهرا اين تفسير همان است كه برخى اقوال آن را امام فخر رازى در تفسير كبير خود ياد كرده است .

    اين تفسير گرچه به تمامى به دست ما نرسيده است; اما برخى معاصران نظير ذهبى ادعا مى‏ كند كه جزئى از آن را در كتابخانه الازهر مشاهده كرده است [21]. به علاوه بايد از على ‏بن‏ عيسى رمانى، يكى از شيوخ معتزله (ت 384 ق) نام برد كه صاحب تفسيرى بوده است; ولى متاسفانه چيزى از اين تفسير به دست ما نرسيده است [22].

    در خاتمه بايد از دو كتاب مهم كه هر دو موجود است و به عنوان منابع بسيار ارزشمندى در شناخت آراء و عقايد معتزله به شمار مى‏رود، ياد كرد:
    الف - تنزيه‏ القران‏ عن‏ المطاعن، تاليف‏ قاضى ‏عبدالجباربن‏ احمد همدانى (ت‏415ق)

    ب - الكشاف عن‏ حقائق التنزيل و عيون الاقاويل فى‏ وجوه التاويل، تاليف ابوالقاسم جارالله محمودبن‏ عمر زمخشرى خوارزمى (ت 538 ق).



    ۩ |♥|♥|♥| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |♥|♥|♥| ۩


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود