جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارتباط با حضرت مهدي

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارتباط با حضرت مهدي




    ارتباط با حضرت مهدي

    ارتباط با حضرت مهدي

    بي‌گمان يکي از آرزوهاي پيروان راستين امامان معصوم علیهم السلام آن است که در دوران پنهان‌زيستي آخرين پيشواي معصوم خويش به ديدار جمال نوراني آن امام همام نايل شوند.

    از آن‌جا که در روايات، پنهان‌زيستي آن امام بزرگوار، رازي از رازهاي خداوند دانسته شده و دربارة چگونگي آن غيبت، ديدگاه‌هاي متفاوتي ذکر شده، دربارة ملاقات با آن حضرت در عصر غيبت، نگاه‌هاي مختلفي ارائه شده است.

    بنابراين يكي از بحث‌هايي كه دربارة حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف لازم است به طور ويژه مورد توجه قرار گيرد، بحث «ملاقات با آن حضرت در دوران غيبت» است.

    دانشوران شيعه، زندگي حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف را از زواياي گوناگون به گونه‌هاي متفاوت تقسيم كرده‌اند.

    در يكي از اين تقسيم‌ها، عمر آن حضرت به چهار دورة متفاوت تقسيم شده است.

    1. دوران زندگي با پدر خود؛

    2. دوران غيبت صغرا؛

    3. دوران غيبت کبرا؛

    4. دوران ظهور.

    بحث ارتباط با آن حضرت نيز به تناسب دوره‌هاي مختلف، متفاوت خواهد بود.

    شکي نيست که در دورة نخست، افرادي به صلاحديد امام يازدهم علیه السلام به ديدار آخرين حجّت الهي نايل شدند.

    دربارة دورة دوم و پس از شهادت آن حضرت نيز از روايات و حكايات استفاده مي‏شود ديدار با حضرت حجّت، مانند دوران حيات پدر بزرگوارشان نبوده است؛ ولي در عين حال گروهي با آن حضرت ديدار داشته‏اند كه شيخ صدوق، در كتاب كمال‏الدين و تمام النعمة و نيز ديگران، اسامي آنان را ذكر كرده‏اند.

    دورة سوم كه با مرگ آخرين نايب خاص آغاز شده است و همچنان ادامه دارد، به دليل وجود روايات متعارض، همچنان محل بحث و گفت‌وگو بوده است.

    سرانجام دربارة دورة چهارم، شکي نيست که جهانيان از ديدار آن حضرت به کامل‌ترين صورت بهره‌مند خواهند شد.

    از آن‌جا که دورة نخست و دوم و نيز دورة چهارم چندان محل مناقشه نيست، در اين مجال، فقط به دورة سوم خواهيم پرداخت.

  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پيش از آن که به بحث در اين‌باره بپردازيم اشاره به اين نکته لازم است كه دربارة تلاش براي ملاقات با حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف دو ديدگاه وجود دارد:

    برخي دستورالعمل‌هايي را براي ديدار با حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف ارائه مي‌كنند، ايشان طلب ديدار را نوعي ابراز ارادت نسبت به آن حضرت مي‌دانند و آن را برخاسته از شيدايي و عشق خود به ايشان مي‌دانند. اگرچه چنين باوري قابل تقدير و به عنوان امري شخصي بين افراد با آن حضرت قابل قبول است اما به عنوان يك دستور العمل شرعي، نيازمند روايت و دليل است كه به نظر مي‌رسد در ميان روايات معتبر چنين توصيه‌اي صورت نگرفته است. در مقابل برخي بر اين باورند از هيچ روايت موثقي به دست نمي‌آيد كه توصيه شده باشد كاري انجام دهيم تا به ملاقات با آن حضرت نايل شويم. اگر در برخي دعاها نيز از خداوند مي‌خواهيم که چهرة نوراني آن حضرت را ببينيم، به زمان ظهور آن حضرت انصراف دارد و به نوعي دعا براي ظهور آن حضرت است.

    اينها معتقدند در برخي روايات سفارش شده است دنبال چنين كاري نباشيم.

    از جمله خود حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف تأكيد فرموده‌است شيعيان در دوران غيبت در جست‌وجو و ديدار با آن حضرت نباشند. آن حضرت در توقيع شريف، در پاسخ كسي كه از خانه و ديار خود دل كنده بود و در پي ديدار آن حضرت تلاش فراواني مي‌كرد، وي را از اين تلاش برحذر داشته، فرموده است:

    مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشَاطَ وَ مَنْ أَشَاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ؛[1]

    هر کس جست‌و‌جو کند، هر آينه مي‌طلبد و هر کس بطلبد، به ديگران بنمايد و هر کس به ديگران بنمايد، به کشتن دهد و هر کس به کشتن دهد، مشرک شود.

    آن شخص نيز در امتثال امر مولاي خود چنين كرده، به ديار خود باز گشت. ‏

    نيز آن حضرت در توقيعي ديگر، پس از آن که سير امامت را تا امام عسكري علیه السلام بيان مي‌فرمايد، اين‌گونه ادامه مي‌دهد:

    ... َوْصَي بِهَا إِلَي وَصِيٍّ سَتَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَمْرِهِ إِلَي غَايَةٍ وَ أَخْفَي مَكَانَهُ بِمَشِيَّتِهِ... فَلْيَدَعُوا عَنْهُمُ اتِّبَاعَ الْهَوَي وَ لْيُقِيمُوا عَلَي أَصْلِهِمُ الَّذِي كَانُوا عَلَيْهِ وَ لَا يَبْحَثُوا عَمَّا سُتِرَ عَنْهُمْ فَيَأْثَمُوا وَ لَا يَكْشِفُوا سَتْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَنْدَمُوا... ؛[2]

    ...وصايتي که در دست داشت، به وصي خود سپرد که خداي عزّ و جلّ او را پنهان کرد، تا مدتي که دارد. و به مشيّت خود جايش را نهان داشت... و بايد پيروي هواي نفس را از سر بگذارند و بر اساسي که داشتند و بر آن بودند، بر سر پا بايستند. و از آنچه بر آن‌ها پوشيده شده است، کاوش نکنند كه به گناه مي‌افتند. و پرده‌اي که خداي عزّ و جلّ افکنده است، بالا نزنند، تا پشيمان شوند...».

    برخي مراجع تقليد نيز در پاسخ به اين پرسش كه «آيا از جمله‌ تكاليف‌ شيعه‌ در عصر غيبت، درخواست‌ و تقاضاي‌ ديدار با امام‌ است يا چنين‌ تكليفي‌ نيست؟» گفته است:

    نه؛ ما مأ‌مور نيستيم‌ كه‌ اصرار به‌ ديدن‌ حضرت‌ داشته‌ باشيم. كسي‌ ممكن‌ است‌ خدمت‌ حضرت‌ مشرف‌ بشود؛ امّا آناني‌ كه‌ مشرّف‌ شدند، خبري‌ نمي‌دهند. آنان، تظاهر به‌ اين‌ مسايل‌ نمي‌كنند. بر اساس‌ رواج‌ همين‌ تفكر غلط، خيلي‌ها مي‌آيند پيش‌ ما و مي‌گويند: «آقا! دعا كنيد تا حضرت‌ مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببينيم».[3]

    يكي ديگر از مراجع، اين مطلب را اين‌گونه بيان كرده است:

    نبايد اين مطلب را در جامعه گسترش دهيم كه بايد بيابان‏ها و كوه و دشت را طي كنيم تا آن حضرت را ببينيم. خود آن حضرت نيز فرموده ‏اند: «هر كسي ادعاي مشاهده نموده، بايستي او را تكذيب كنيد.» اصلاً ما نيازي به اين حرف‏ها نداريم. آنچه وظيفه ما و همه شيعيان و دوستداران آن حضرت است، اشاعه فرهنگ صحيح «مهدويّت»، «مهدي زيستي» و «ترويج افكار ائمه علیهم السلام » است.[4]

  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط با حضرت مهدي

    صرف‌نظر از اين‌كه به دنبال ديدار حضرت بودن، امري لازم و يا غير لازم است، مي‌پردازيم به ديدگاه‌هاي متفاوت دربارة ملاقات با آن حضرت.

    همان‌گونه كه پيش از اين ياد شد، به دليل وجود روايات و حکايات متعارض، در اين بحث، ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد:[5]

    1. عدم امکان ملاقات به طور مطلق

    اين ديدگاه، به طور اساسي از رواياتي قابل استفاده است که از ناپيدايي آن حضرت در دوران غيبت سخن به ميان آورده است. برخي از اين روايات، با مضامين ذيل[6] اين ديدگاه را شکل مي‌دهند:

    1. «تَري وَ لا تُري؛ مي بيند و ديده نمي‌شود».[7]

    2. «لا يَرَوْنَهُ؛ او را نمي‏بينند».[8]

    3. «يَرَي النَّاسَ وَ لَا يَرَوْنَهُ؛ مردم را مي‌بيند و مردم او را نمي‌بينند».[9]

    4. «يَغِيبُ عَنْكُمْ شَخْصُهُ؛ شخص او از شما غايب مي‌شود».[10]

    5. «لَا يُرَي جِسْمُهُ؛ جسم او ديده نمي‌شود».[11]

    6. «لَا يُرَي شَخْصُهُ؛ شخص او ديده نمي‌شود».[12]

    7. «لَا تَرَوْنَ شَخْصَهُ؛ شخص او را نمي‌بينيد».[13]

    8. «أَرَي الْخَلْقَ وَ لَا تُرَي؛ مردمان را مي‌بينم و تو ديده نمي‌شوي».[14]

    روشن است که همه روايات پيشين و احاديثي مانند آن، دلالت مي‌كند آن حضرت با وجود اين که زنده است و بين مردم زندگي مي‌کند و مردم را مي‌بيند، مردم آن او را نمي‌بينند.

    روايات پيشين و مانند آن، باعث شده است ابن ابي زينب نعماني ـ در جايگاه نخستين كسي كه به طور شايسته روايات مربوط به حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف را گردآوري و بررسي كرده است ـ درفصلي از كتاب خود، به روشني مشاهده حضرت را در عصر غيبت جايز ندانسته و تحقيق در اين زمينه را ممنوع و شيعيان را در نديدن حضرت، معذور بداند. وي به اين نكتة مهم، اين‌گونه اشاره كرده است:

    ... و هم معذورون في أن لايروا حجتهم و إمام زمانهم في أيام الغيبة و يضيق عليهم في كل عصر و زمان قبله أن لا يعرفوه بعينه و اسمه و نسبه و محظور عليهم الفحص و الكشف عن صاحب الغيبة و المطالبة باسمه أو موضعه أو غيابه أو الإشادة بذكره فضلا عن المطالبة بمعاينته[15]؛

    ... براي شيعيان، جست‌وجوي امام و كشف صاحب غيبت و در پي نام و محلّ سكونت و محل غيبت او بودن يا اشاره به ذكر او كردن، ممنوع است، چه رسد بر آن‌كه بخواهند آشكارا او را ببينند.

    با وجود آن‌كه اين ديدگاه، از روايات پيشين قابل استفاده است، و نيز به رواياتي که امام را بسان خورشيد پس ابر معرفي کرده، نزديک‌تر است، كسي به روشني قائل به آن نشده و امكان ملاقات را ممتنع ندانسته است؛ به دليل آن که:

    1. در دسته دوم روايات، برخي روايات، امکان ملاقات را منتفي ندانسته، ديدن بدون شناخت را ممکن دانسته‌اند.

    2. شکي نيست در دوران غيبت صغرا که بخشي از دوران غيبت آن حضرت است، برخي شيعيان ـ به‌ويژه نايبان خاص آن حضرت را ملاقات کرده‌اند؛ بنابراين شکي نيست که روايت‌هاي ياد شده، تخصيص خورده و ملاقات با آن حضرت امکان دارد.

    دربارة امکان ملاقات، برخي انديشوران شيعه نيز چنين نوشته‌اند:

    1. سيّد مرتضي مي‌نويسد:

    ... همانا ممتنع نيست که امام براي برخي دوستانش آشکار شود؛ از افرادي که از سوي آن‌ها ترسي وجود ندارد.[16]

    2. شيخ طوسي نيز مي‌نويسد:

    نخست ما با جزم و يقين نمي‌دانيم که آن محبوب دل‌ها از ديدة همة دوستدارانش نهان و غايب است؛ بلکه امکان دارد براي بيشتر آنان ظاهر شود[17].

    3. سيّد بن طاووس نيز خطاب به فرزند خود در اين‌باره فرموده است:

    امام، اكنون از جميع شيعيان غايب است؛ ولي ممتنع نيست گروهي از آنان به ملاقات حضرت مشرف شده، از گفتار و کردار او استفاده کنند[18].

  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2. امکان ملاقات بدون شناخت

    در اين ديدگاه، بر خلاف ديدگاه نخست، امکان ملاقات مورد پذيرش است؛ ولي وقوع ملاقات همراه شناخت آن حضرت را در اين دوران، غير قابل پذيرش و آن را با فلسفة غيبت در تعارض مي‌داند.

    در اين ديدگاه، به طور عمده به رواياتي استناد مي‌شود که در آن، سخن از ديده‌شدن حضرت به ميان آمده است؛ امّا تصريح شده که در آن ديدار، هرگز شناختي از حضرت صورت نمي‌گيرد؛ بنابراين امکان ديدار هست؛ اما چون فرد، آن حضرت را نخواهد شناخت.

    شيخ صدوق در کمال الدين و تمام النعمة و نيز در علل الشرايع با ذکر سند از سدير نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود:

    إِنَّ فِي الْقَائِمِ سُنَّةً مِنْ يُوسُفَ... فما تنکر هذه الامة ان يکون الله عزّ و جلّ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ أَنْ

    يَكُونَ يَسِيرُ فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّي يَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ كَمَا

    أَذِنَ لِيُوسُفَ
    ... ؛

    در قائم، سنّتي از يوسف است... چرا اين مردم منکرند که خداي تعالي با حجت خود همان کند که با يوسف کرد؟ بين ايشان گردش کند و در بازارهاي آن‌ها راه رود و بر بساط آن‌ها پا نهد و آن‌ها او را نشناسند، تا آن‌گاه که خداي تعالي به او اذن دهد که خود را به آن‌ها معرفي سازد؛ همان‌گونه که به يوسف اذن داد.... [19]

    برخي، اين روايت را دليلي بر امكان ملاقات و وقوع آن و نيز پذيرش ادعاي ملاقات انگاشته‌اند؛ در حالي كه با كمي تأمل در مي‌يابيم كه نه فقط چنين استفاده‌اي از روايت نادرست است، بلكه براي ديدگاه عدم شناخت، بهتر به كار مي‌آيد. چرا كه از حكايات تاريخي و روايات، هرگز به دست نمي‌آيد تا زماني كه حضرت يوسف خود را معرفي نكرد، كسي او را با عنوان يوسف شناخته باشد.

    اين پاسخ، زماني قاطعيت بيشتري مي‌يابد كه بدانيم صريح آيه قرآن، از اين حكايت دارد كه حتي برادران يوسف كه مدت‌ها با وي زندگي كردند، در ديدار نخست او را نشناختند.

    بنابراين دست كم، با استناد به اين روايت و مانند آن، شباهت آن حضرت با يوسف اقتضا دارد كه هرگز با عنوان حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف شناخته نشود.

    سخن ديگري نيز در تأييد اين ديدگاه از نايب خاص حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف محمد بن عثمان نقل شده است که مي‌گويد:

    وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَي النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ؛

    به خدا سوگند! همانا صاحب اين امر، هر سال در موسم حج حاضر مي‌شود؛ مردم را مي‌بيند و آن‌ها را مي‌شناسد و مردم، او را مي‌بينند؛ ولي نمي‌شناسند.[20]

    از اين روايات، استفاده مي‌شود نه فقط هنگام ملاقات که پس از آن هم، حضرت شناخته نمي‌شود. منطقي است گفته شود کسي که هنگام ديدار، آن حضرت را نشناخته است، دليلي وجود ندارد پس از آن بگويد آن کسي را که ديده، به طور حتم حضرت بوده است. چه بسا از ملازمان آن حضرت يا يکي از اولياي الهي بوده که به دستور آن حضرت، براي رفع مشکل او اقدام كرده است. اين نکته، قابل تأمل است.

    حجم روايات اين ديدگاه، بسيار کمتر از دستة نخست است؛ امّا به هر حال مي‌توان ديدگاه ياد شده را از آن به دست آورد.

    جمع بين دو ديدگاه ياد شده به اين صورت است که آن حضرت، از نگاه عموم مردم پنهان است و اگر اراده كند کسي آن حضرت را ببيند، او را نخواهد شناخت.

  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3. وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا

    ارتباط با حضرت مهدي

    در اين ديدگاه، نه فقط امکان و وقوع ملاقات مورد پذيرش است، بلکه ملاقات همراه با شناخت آن حضرت نيز پذيرفته شده است؛ امّا آنچه مورد انکار است اين که ملاقات کننده، حق ندارد مشاهده خود را براي ديگران نقل نمايد. به بيان ديگر ادعاي ملاقات نمايد.

    اين ديدگاه، به طور عمده از توقيعي با اين مضمون استفاده شده است. در اين توقيع كه شش روز پيش از مرگ علي بن محمد سمري، واپسين سفير خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ناحيه آن حضرت صادر شده، [21]چنين آمده است:

    به نام خداوند بخشنده مهربان.‌اي علي بن محمد سمري! خداوند پاداش برادرانت را درباره تو بزرگ نمايد. تو در فاصله شش روز مي‏ميري. كارهاي خود را انجام بده و به هيچ كس وصيت نكن كه پس از تو جانشينت باشد كه غيبت دوم و كامل واقع شد و ظهوري نيست، مگر پس از اذن خداوند. اين اذن پس از مدتي طولاني است كه دل‏ها قسي و سخت شود و زمين، از ستم پر گردد.

    به زودي از شيعيان من، كساني خواهند آمد كه ادعاي مشاهده بكنند. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهده كند او دروغگوي افترا زننده است. و توان و نيرويي نيست مگر از سوي خداوند بزرگ.[22]

    اين توقيع شريف، حد اقل به سه نكتة اساسي تصريح كرده است:

    1. نيابت خاصي كه با عثمان بن سعيد آغاز شده بود، با رحلت سمري به پايان رسيد (وَ لَا تُوصِ إِلَي أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ

    2. غيبتي كه در دوران پيش به دلايلي ناقص بود، اينك با رفع آن عوامل، تمام و كامل شده است (فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ

    3. مدعي مشاهده، دروغگوي افترا زننده است (أَلَا فَمَنِ ادَّعَي الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ).

    در اين جا مدعي، اعم از اين است كه به ادعاي خويش اطمينان داشته باشد يا به دروغ، ادعايي را مطرح كند يا بپندارد حق است.

    البته برخي بزرگان، اشكالاتي به توقيع وارد ساخته، نوشته‌اند:

    اين خبر، ضعيف و غير آن خبر واحد است كه جز ظني از آن حاصل نشود و مورث جزم و يقين نباشد؛ پس قابليت ندارد كه معارضه كند با وجدان قطعي كه از مجموع آن قصص و حكايات پيدا مي‏شود. هر چند از هر يك آن‌ها پيدا نشود؛ بلكه از جمله ‏اي از آن‌ها دارا بود كرامات و خارق عاداتي را كه ممكن نباشد صدور آن‌ها از غير آن جناب؛ پس چگونه روا است اعراض از آن‌ها به جهت وجود خبر ضعيفي كه ناقل آن كه شيخ طوسي است ـ عمل نكرده به آن، در همان كتاب.[23]

    در مجموع، اين مؤلف بزرگوار بر توقيع چهار اشكال وارد كرده است:

    1. توقيع، خبر واحد و غير قابل اعتماد است؛

    2. خبر، مرسل و ضعيف است؛

    3. شيخ طوسي كه توقيع را نقل كرده به آن عمل نكرده است؛

    4. توقيع، معرض عنه است؛ چرا كه اصحاب، حكايات زيادي نقل كرده‏اند كه اشخاص با امام زمان علیه السلام ديدار داشته‏اند.

    در پاسخ به اشکال‌هاي پيشين، گفته شده است:

    1. توقيع مرسل نيست؛ چرا که شيخ صدوق در کمال الدين آن را با سند ذکر کرده است. افزون بر آن، شيخ طوسي اين حديث را از ابن بابويه نقل مي‌کند و مي‌گويد: «اخبرنا جماعة»؛ پس توقيع از يک طريق نيست؛ بلکه از طرقي گوناگون آن را نقل مي‌کند. سرانجام آن که، اگر در کتاب احتجاج طبرسي به صورت مرسل ذکر شده است، وي در ابتداي کتاب خود مي‌گويد: «سند روايات را نياورده‌ام يا به سبب شهرت يا مطابقت با عقول يا اين‌كه مجمع عليه است».

    2. توقيع ضعيف نيز نيست؛ چرا که همة راويان آن، ثقه هستند و خبر واحد ثقه است كه حجيت آن در اصول ثابت شده است و مي‏توان به آن اعتماد كرد.

    از نقل‌هاي متعدد استفاده مي‌شود که به اين حديث، توجه و اعتنا شده است؛ گر چه منظور ما، شهرت اصطلاحي نيست. اين تعدد نقل در کتاب‌هاي بزرگان مذهب از قدما و متأخران و معاصران، بدون اشاره به ضعف و ردّ آن را مي‌توان يکي از شواهد ـ نه دلايل ـ اعتبار قرار داد.[24]

    3. اين كه گفته شده است: «راوي آن، شيخ طوسي، به توقيع عمل نكرده است»، درست نيست؛ چرا كه آنچه شيخ طوسي نقل كرده است، به دوران غيبت صغرا مربوط مي‏شود و توقيع، نفي ادعاي ديدن در دوران غيبت كبرا را مورد نظر دارد و مدعي ديدار در اين زمان را بايد تكذيب كرد.

    4. اين كه گفته ‏اند: «از توقيع اعراض شده است» درست نيست؛ زيرا عالمان بزرگوار ما كه پس از شيخ صدوق، به نقل توقيع پرداخته‏اند، به آن، باور داشته و در سند و دلالت آن، ترديدي نكرده‏اند.

    افزون بر آن، اين که هنگامي اعراض اصحاب از توقيع اثبات مي‌شود که همة ناقلان حديث ياد شده، ادعاي ملاقات را باور داشته باشند و چون چنين چيزي ـ نه به دلالت مطابقي و نه التزامي ـ از کلام آن‌ها قابل برداشت نيست و بلکه در مواردي بر خلاف آن است، نمي‌توان گفت به طور کلي اصحاب از آن اعراض كرده‌اند. علاوه بر آن، اعراض برخي باعث ضعف حديث نمي‌شود.

    ممکن است گفته شود منظور توقيع، مشاهدة همراه با ادعاي سفارت يا وکالت از جانب حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف و رساندن پيام به آن حضرت و گرفتن پاسخ از ايشان است.

    اين احتمال، خلاف ظاهر عبارت حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقيع شريف است؛ زيرا در آن صورت، امام بايد مي‌فرمود: ألا فَمنِ ادعي المشاهدة مع السفارة او الوکالة فهو کذّاب؛ در حالي که به صورت مطلق مي‌گويد: «هر كس ادعاي مشاهده کند، دروغگو است».
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۳:۱۴

  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين جا لازم است به برخي سخنان بزرگان اشاره كنيم كه در آن، ضمن پذيرش امكان ملاقات، گفته‌اند در صورت ملاقات، فرد ملاقات‌كننده پرده از راز ديدار خود بر نخواهد داشت و اين، همان تكذيب ادعاي ملاقات است.

    1. سيّد مرتضي، بدون آن‌كه قاطعانه ملاقات با حضرت را بپذيرد، عدم امكان ملاقات را غير قطعي دانسته، مي‌نويسد:

    انا غير قاطعين علي ان امام لايصل اليه احد و لايلقاه بشر فهذا امر غير معلوم ولاسبيل الي القطع عليه... ؛[25]

    ما قطع نداريم دست کسي به امام نمي‌رسد و بشر نمي‌تواند او را ملاقات کند. اين، امري غير معلوم است که راهي بر قطع به آن نيست.

    وي آن‌گاه با فاصلة چند صفحه، در پاسخ به اين پرسش که اگر غيبت حضرت به سبب ترس از دشمنان است، چرا از دوستان پنهان است؟ مي‌نويسد:

    ...انه غير ممتنع ان‌يکون الامام علیه السلام يظهر لبعض اوليائه ممن لايخشي من جهته شيئاً من اسباب الخوف، فان هذا مما لايمکن القطع علي ارتفاعه و امتناعه، و انما يعلم کل واحد من شيعته حال نفسه ولا سبيل له الي العلم بحال غيره؛[26]

    ... همانا ممتنع نيست که امام براي برخي دوستانش آشکار شود؛ از افرادي که از سوي آن‌ها ترسي وجود ندارد. پس به درستي که اين، از اموري است که قطع بر امتناع و ارتفاع آن ممکن نيست. و هر يک از شيعيان حال خودش را مي‌داند و راهي نيست براي آگاهي به حال ديگران.

    دربارة فرمايش سيّد مرتضي نكاتي قابل تأمل است:

    الف. در بخش نخست گفتار خود فقط استبعاد عدم امکان ملاقات را رد کرده و اين، به معناي پذيرش ادعاي ملاقات نيست؛ چرا که اگر او ـ دست كم‌ـ ادعاي ملاقات را قبول داشت، به طور حتم بر آن تأکيد مي‌کرد.

    ب. او در واپسين جمله کلام خويش (راهي نيست براي آگاهي به حال ديگران) به اشاره، ادعاي ملاقات را نيز رد کرده است.

    2. شيخ طوسي نيز منظور از استاد كيست؟ آن مضمون را اين‌گونه بيان كرده است:

    إنا أولاً لانقطع علي استتاره عن جميع أوليائه؛ بل يجوز أن‌يظهر لأكثرهم و لايعلم كل إنسان إلاّ حال نفسه؛[27]

    اولاً ما با جزم و يقين نمي‌دانيم آن حضرت از ديدة همة دوستدارانش نهان و غايب است؛ بلکه امکان دارد براي بيشتر آنان ظاهر شود و هر فرد، فقط از حالات خود خبر دارد.

    اين بيان، ديدن آن حضرت را ممکن مي‌داند؛ امّا دربارة ادعاي وقوع ملاقات، به نظر مي‌رسد، آن را منتفي مي‌داند.

    3. سيّد بن طاووس نيز خطاب به فرزند خود، در اين‌باره فرموده است:

    و اذا کان غير ظاهر الآن لجميع شيعته فلايمتنع أن‌يکون جماعة منهم يلقونه و ينتفعون بمقاله و فعاله و يکتمونه... ؛[28]

    اگر امام اكنون از جميع شيعيان غايب است؛ ولي ممتنع نيست گروهي از آنان به ملاقات حضرت مشرف شده، از گفتار و کردار او استفاده کنند و از ديگران بپوشانند....

    فرمايش سيّد بن طاووس مؤيد ديدگاه تکذيب ادعاي مشاهد است؛ چه اين که پوشاندن تشرّف هنگامي كه در مقياس کلّي باشد، به معناي ردّ تمام ادعاهايي است که در دست است.

    4. محقق اربلي نيز پس از نقل کلامي از مرحوم طبرسي که گفته است: ما قطع نداريم کسي در دوران غيبت به امام نمي‌رسد»، اظهار شگفتي کرده نوشته است:

    مرحوم طبرسي چرا چنين گفته است؟ در حالي که بايد قطع به اين داشته باشد؛ چرا که با فاصله اندکي پيش از اين، او توقيع نفي ملاقات را (فمن ادعي المشاهدة...) را ذکر کرده بود.

    محقق اربلي آن‌گاه ديدگاه خود را در توجيه سخن مرحوم طبرسي، اين‌گونه بيان کرده است:

    حتماً او نظر به اين نکته داشته است که افرادي که احياناً به ديدار نايل مي‌شوند، هرگز آن ديدار را افشا نخواهند کرد و افرادي که به چنين ادعايي دست مي‌زنند، دروغگويند.[29]

  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط با حضرت مهدي

    4. امکان ملاقات و پذيرش ادعا

    گروهي از دانشمندان شيعه بر اين باورند كه در غيبت كبرا، ملاقات‌هاي فراواني با آن حضرت صورت گرفته است. اين ديدگاه، بين متأخران شهرت بيشتري پيدا کرده است. اين گروه بر قبول امكان، وقوع و ادعاي ملاقات با حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف در غيبت كبرا به حکايت‌هايي که در اين‌باره در دست است، استناد كرده‌اند

    ايشان بر اين باورند که در كتاب‏هاي بسياري، داستان‏هاي گوناگوني نقل شده كه سخن از ملاقات با حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف به ميان آورده است و هرگز انبوه اين ادعاها را نمي‌توان انکار نمود.

    مهم‌ترين دليل ايشان، اين است که چگونه ممکن است اين همه ادعاي ملاقات دروغ باشد؟

    برخي در پاسخ به اين استدلال گفته‌اند: چگونه از مجموع حکايت‌ها مي‌توان به يقين رسيد؟ در حالي که ملاقات‌ها تک‌تک يقين آور نيست. مجموع تشکيل شده از اين تک تک‌ها چگونه يقين آور است؟

    و نيز گفته‌اند: کسي نگويد اين مجموع، مانند متواتر، يقين خواهد آورد؛ زيرا گفته مي‌شود: دربارة تواتر، مفاد همة خبرها يکي است؛ امّا اين‌جا چنين نيست. و موارد حکايات، گوناگون است؛ بنابراين قطعي نيز از اين حکايات به دست نمي‌آيد؛ مگر براي کسي که شگفت‌زدة فراواني شمار اين حکايت‌ها شود و چنين قطعي به قطع قطّاع بيشتر شبيه است.

    افزون بر آنچه ذکر شد، برخي ملاقات‌ها را به دسته‌هايي تقسيم کرده، آن‌گاه نتيجه گرفته‌اند بخش اندکي از آن‌ها با توقيع، در تعارض است.

    دسته‌هاي ملاقات‌هاي موجود در کتاب‌ها بدين قرار است:

    1. بسياري از ملاقات‌ها مربوط به زمان غيبت صغرا است.

    2. برخي ملاقات‌ها به بزرگان نسبت داده شده است؛ امّا سند معتبر و محکمي ندارد.

    3. در بخشي از آن‌ها، شخص، در عالم رؤيا به محضر آن حضرت مشرف شده است.

    4. بسياري از آنچه در باب ملاقات و تشرف آمده، شنيدن صداي امام بوده است، نه مشاهده آن حضرت.

    5. بسياري از آنچه ادعا شده، فقط حدس است.

    6. بسياري از آنچه ذيل عنوان ملاقات و تشرف ذکر مي‌شود، کرامت‌هايي است که از سوي آن حضرت براي فرد صادر شده و هيچ ملاقاتي در آن ذکر نشده است.

    7. بسياري از آنچه با عنوان مشاهده در کتاب‌ها گفته شده، از نظر محتوا و متن داراي اشکال و ايرادهاي فراواني است. بارزترين نمونة آن، داستان جزيرة خضرا است.

    8. برخي از آنچه گفته شده، مشاهده است، مکاشفه بوده و آن هم از محل بحث خارج است.

    آنچه باقي مي‌ماند، شمار اندکي از مشاهده است که مورد توجه بزرگان قرار گرفته است.

    بايد توجه داشت ملاقات حضرت فضيلت بزرگي است؛ امّا آنچه مهم‌تر است، شناخت و معرفت آن بزرگوار و عمل به دستورهايي است که رضايت خداوند و آن حضرت را در پي دارد. فراموش نشود کم نبودند افرادي که همواره در زمان پيامبر و امامان علیهم السلام با آن بزرگواران ديدار مي‌کردند؛ اما بهره معرفتي چنداني از آن ملاقات‌ها نمي‌بردند و گاهي هم مورد خشم و غضب ايشان واقع مي‌شدند.

    پي نوشتها:

    [1]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص509، ح14؛ شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص322؛ علامه مجلسي، بحار الانوار، ج51، ص340.

    [2]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2, ص510، ح42؛ الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110.

    [3]. آيت الله مکارم شيرازی در ديدار با دانش‌پژوهان مرکز تخصصی مهدويّت, فصلنامه انتظار, ش11, ص29ـ30.

    [4]. آيت الله فاضل لنکرانی در ديدار با دانش‌پژوهان مرکز تخصصی مهدويّت, همان، ش3, ص27.

    [5]. اين نكته در خور دقّت است كه نه آنان كه ادعای ملاقات در غيبت کبرا را نمي‌پذيرند از اسلام و تشيّع دورند و نه كساني كه به آن عقيده دارند, از ايمان بيشتري برخورداند; چرا كه هر يك، ادله‌اي بر ادعاي خود ارائه مي‌كنند و به رواياتي تمسك مي‌جويند.

    [6]. از آن‌جا كه در درس مربوط به چگونگي غيبت، به صورت مفصل روايات مورد نظر را نقل كرديم، اين‌جا فقط به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

    [7]. نعماني، الغيبة، ص144.

    [8]. شيخ کلينی, کافی, ج 1 ص 337، ح 6؛ نعماني، الغيبة، ص 175 ح 14؛ شيخ طوسی, كتاب الغيبة، ص 161، ح 119؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، باب 33، ص346، ح33.

    [9]. همان، ص339؛ همان.

    [10]. همان، ج2, ص333, ح1.

    [11]. همان، ص333؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص370.

    [12]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص379.

    [13]. شيخ کلينی, کافی, ج1، ص328؛ شيخ طوسی, کتاب الغيبة، ص202؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص381.

    [14]. سيّد بن طاووس، الاقبال، ص298.

    [15]. ر.ك: نعماني، الغيبة, ص 160.

    [16]. سيّد مرتضی, تنزيه الانبياء, ص238.

    [17]. شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص99.

    [18]. سيّد بن طاوس, الطرائف, ص185.

    [19]. شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص144، باب 5، ح3.

    [20]. شيخ طوسي، کتاب الغيبة، ص362؛ شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج2، ص520.

    [21]. شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمة, ج2, ص516, ح44؛ شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص395؛ راوندی، قطب الدين, الخرائج و الجرائح, ج2, ص1128؛ طبرسی, احتجاج, ج2, ص478؛ اربلی، علی بن عيسی, کشف الغمة فی معرفة الائمة, ج2, ص538؛ نيلی نجفی، علی بن عبد الکريم, منتخب الانوار المضيئة, ص130, و... اين کثرت نقل، خود شاهدی بر اعتماد نقل‌کنندگان بر مضمون روايت است.

    [22]. همان.

    [23]. محدث نوري، نجم‏الثاقب، ص 484.

    [24]. ر.ک: مقاله: سفارت و نيابت خاصه, نجم الدين طبسی, فصلنامه انتظار, ج18, ص142.

    [25]. سيّد مرتضی, تنزيه الانبياء, ص235.

    [26]. همان، ص238.

    [27]. شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص99.

    [28]. سيّد بن طاوس, الطرائف, ص185.

    [29]. اربلی، علی بن عيسی, کشف الغمة فی معرفة الائمة, ج2, ص538.

    مأخذ: اينجا

  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شیوه‎های ارتباط با امام زمان(عج)

    ارتباط با حضرت مهدي

    باید به این نكته توجّه داشت كه شناخت و ایمان نسبت به امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا كه در عصر امامان پیشین، كسانی بودند كه در كنار ائمه عصمت و طهارت زندگی می‌كردند ولی چون نسبت به آن برگزیدگان‌الهی، معرفت و ایمان نداشته‌اند، بهره‌ای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت كرده‌اند.
    حال ما چه كنیم كه بتوانیم امام زمان خویش را بشناسیم و انس وارتباط حقیقی با آن حضرت برقرار نماییم؟ در اینجا به برخی از مهم‌ترین راه‌های آن اشاره می‌نماییم:
    1.تقوا
    2. عشق و محبت به آن سرور.


    تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس می‌باشد یعنی اطاعت كامل از خداوند و فرمانبرداری از دستورات او كه خلاصه‌اش انجام واجبات و ترك محرمات می‌شود، البتّه تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پله‌اش طی كند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت كه در نهایت به جایی می‌رسد كه خداوند متعال می‌فرماید: ای بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار می‌دهم. من زنده هستم و نمی‌میرم، تو را هم زنده قرار می‌دهم و نمی‌میری و من بی‌نیاز هستم و محتاج نمی‌شوم، تو را هم بی‌نیاز قرار می‌دهم كه محتاج نمی‌شوی. من هر چه را اراده كنم تحقق پیدا می‌كند، تو را هم به صورتی قرار می‌دهم كه هر چه را بخواهی تحقق پیدا می‌كند.[1]

    برای رسیدن به این مرحله، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان باید مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات و مكروهات هم دوری كند.
    تقوا سبب نورانیت و قرب به حضرت‌ولی‌عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- و اتصال روحی با آن حضرت می‌شود.
    در توقیع شریف امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف- به شیخ مفید،‌‌امام می‌فرماید: «...پس هر فردی از شما عمل كند به آن چیزی كه به وسیله آن به محبت ما نزدیك می‌شود و دوری كند از آن چیزهایی كه به وسیله آن به اكراه و خشم ما نزدیك می‌شود. پس به درستی كه امر ظهور ما یك دفعه و ناگهانی است، در وقتی كه توبه برای فرد، نفعی ندارد و نجات نمی‌دهد او را از عقاب ما، پشیمانی بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما فرماید».


    پس آنچنان كه از كلمات گهربار آن وجود مقدس دانسته می‌شود، تنها چیزی كه نمی‌گذارد به آن حضرت نزدیك شویم ، اعمال سوء و گناهان ماست كه آن مولا را ناراحت می‌سازد در حقیقت علّت اصلی این حجاب بین ما و آن حضرت در خود ماست. معصیت خدا سبب می‌شود كه دل و قلب انسان از محبت خاندان وحی خالی گردد و بُعد روحی و جسمی از آقا امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- پیش آید و اعمال شایسته ما، این اتصال روحی با امام را از بین برده و سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس می‌گردد.

    در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار، امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- همین نكته را باز تذكر نموده‌اند كه پسر مهزیار نقل می‌كند كه پس از توسلات عدیده‌ای در یك سفر در جستجوی آن وجود مقدس به مكه مشرف می‌شود، شبی در مسجدالحرام مقابل درب كعبه شخص وارسته‌ای را می‌بیند كه پس از سلام و معرفی خود، به این‌كه از سوی حضرت مأمور بردن پسر مهزیار به جهت پابوسی حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه الشریف- است، از پسر مهزیار می‌پرسد: چه چیزی را طلب می‌كنی ای ابالحسن؟
    گفتم: امامی كه محجوب و مخفی از عالم است.
    گفت: او از شما پوشیده و مخفی نیست و لكن اعمال بد شما او را از شما پوشانده و مخفی ساخته است.

    وقتی آن شخص پس از مقدماتی، عتی بن مهزیار را خدمت حضرت صاحب الامر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- می‌برد حضرت در قسمتی از سخنانشان خطابه به او می‌فرماید: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟
    پسر مهزیار در جواب می‌گوید: ای آقای من تا الان كسی را نیافته بودم كه مرا راهنمایی كند.
    حضرت فرمودند: كسی را نیافتی كه راهنمائیت كند؟!
    آنگاه با انگشتان مباركشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است؟[2]

    پس مهم‌ترین عامل،كه موجب ایجاد انس با مولایمان امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و از بین رفتن موانع بهره‌مندی از فیض حضور آن حضرت می‌گرددتقوا،پرهیزكاری و ترك محرمات و انجام واجبات الهی است.

    امر دوّم برای نزدیك شدن به محضر مبارك امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- عشق به آن حضرت و ایجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس می‌باشد. در حدیث گرانبهایی كه در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و شیعه، مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سؤال می‌كند: «آیا شما برای من دعا می‌نمایید؟ امام رضا-علیه السلام- می‌فرماید: آیا تو غیر از این را گمان می‌كنی؟ راوی جواب می‌گوید: خیر و سپس حضرت می‌فرماید:
    اگر خواستی كه دریابی كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببین كه در قلبت و در كارهایت چقدر به من محبت داری و به فكر من هستی؟»[3]

    این یك قاعده كلی است كه هر قدر شما به شخصی نزدیك باشید و او را دوست داشته باشید او هم شما را به همان مقدار دوست خواهد داشت لذا امام در حدیث می‌فرمایند كه به خود نظر كن و آنگاه درجه محبت خویش را نسبت به ما بسنج. پس بدان به همان مقداری كه تو به یاد ما هستی ما هم به یاد تو هستیم.

    گاهی می‌شود محّب و عاشق، از یك دوستی عادی گام فراتر می‌گذارد به گونه‌ای كه محبوب و معشوق را بیش از خود دوست دارد و او را با همه دنیا عوض نمی‌كند و حاضر است جان را فدایش كند و اوامرش را بی چون و چرا، اجرا كند در این صورت مقام محبت و مودت به آخرین درجه خود می‌رسد كه شاید قابل وصف نباشد، وقتی چنین حالت و رابطه‌ای بین عاشق و معشوق پدید آمد، هیچ چیز نمی‌تواند مانع اتصال گردد و هیچ سدی نمی‌تواند در برابر عاشق بایستد.
    از آن طرف هم وقتی محبوب این حالت محب را مشاهده می‌كند در لطف و مهرورزیدن نسبت به محب كوتاهی نمی‌كند او را در سرای خویش میهمان می‌نماید و پذیرایی و میهمان‌نوازی از او را به حد اعلی می‌رساند از او می‌خواهد كه در كنارش برای همیشه بماند تا این حالت محبت و دوستی از بین نرود.


    اگر این حالت علاقه با نهایت درجه‌اش در قلب و روح انسان پدید آمد كه امام و آقا و مولای خود را بیش از خویش بخواهد و حاضر باشد كه جان در راه او دهد و موانع دنیایی نتواند در مقابلش بایستد، البتّه از طرف آن حضرت عنایاتی كه نمی‌توان مثل و مانند آن عنایات و محبت‌ها را در دنیا یافت، به او خواهد شد.
    اگر دل از علائق كنده باشی به منزل بار خود افكنده باشی

    البتّه وسائل و راه‌های دیگری هم وجود دارد كه می‌تواند موجب قرب و نزدیك شدن به آن حضرت گردد كه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌گردد:


    1. معرفت و شناخت در حد امكان، از آن چهارده نور تابناك خصوصاً حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه الشریف- .
    2. به یاد آن حضرت بودن در همه اوقات.
    3. انتشار دادن نام و یاد آن حضرت در بین مردم.
    4. عظیم شمردن نام آن وجود مقدس.
    5. گریه و ناله در دوری از آن امام و حزن و اندوه در غربت او.
    6. دعا برای تعجیل فرج در هر صبح و شام در اوقات اذان كه در توقیع شریف فرمودند: و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلك فرجكم «برای تعجیل ظهور زیاد دعا نمایید كه همانا آن(دعا كردن) موجب گشایش در امور و رهایی شما است.»[4]
    7. هدیه نمودن ثواب عبادات به آن حضرت .
    8. قرائت قرآن و عمل به آن و هدیه ختم قرآن به آن وجود مقدس و مبارك.
    9. توجه به خواندن زیارت عاشورا و زیارت جامعه كبیره و نماز شب كه همانا استمرار بر آن‌ها،آثاری بس شگفت‌انگیز دارد.
    10. زیارت نمودن آن حضرت به ادعیه‌ای كه در خصوص آن بزرگوار وارد گردیده است.
    11. انفاق مال در راه و صدقه دادن برای سلامتی و تعجیل در ظهور آن حضرت.
    12. عزاداری و گریه در مصیبت جد بزرگوارش امام حسین ـ علیه السّلام ـ و عمه‌اش زینب-علیها السلام-.
    13. دوست داشتن خوبان و شیعیان مخلص و محبان واقعی آن حضرت و احترام گذاشتن به آن‌ها.
    14. یاری رساندن به شیعیان آن حضرت و رفع مشكلات دوستان آن بزرگوار.
    البتّه از این نكته نباید غافل شد كه ارتباط وانس با حضرت ولی عصرامام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- اعم از ملاقات می‌باشد و می‌تواند جلوه‌های دیگری از جمله خواب، ارتباط قلبی و... داشته باشد .

    خدایا توفیق درك انس و محبت مولایمان امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و توفیق زیارت آن حضرت را به ما آن عنایت فرما و ما را از سربازان و یاوران مخلص آن حضرت مقرر گردان «آمین یا رب العالمین»

    پی نوشتها:
    [1] . مستدرك وسائل‌الشیعه ج 11، ص 258.
    [2] . دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.
    [3] . اصول كافی، ج 2، ص 652.
    [4] . بحارالانوار، 52 ص، غیبه الطوسی ص 290.

    مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم

  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلیل نقلی بر امکان ملاقات

    روایاتی که دلالت بر دیدار حضرت در عصر غیبت دارد، چند دسته روایت است که عبارتند از:

    الف) روایاتی که بیانگر رفت و آمد حضرت (علیه السلام) در میان مردم و ناشناس بودن امام (علیه السلام) می‌باشد:


    امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

    «فَما تَنکِرُ هَذِهِ الأمَّةِ أن یَفعَلَ بِحُجَّتِهِ ما فَعَلَ بِیوسُفِ وَ إن یَکونُ صاحِبُکُم المَظلومُ المَجهورُ حَقُّهُ صاحِبَ هذا الأمرِ یَتَرَدَّدُ بَینَهُم وَ یَمشی فی أسواقِهِم و یَطَأُ فُروشَهُم و لایَعرِفونَهُ حَتّی بإذنِ الله أن یَعرِفَهُم نَفَرٌ»؛[1] «چه شده است که این امت غیبت صاحب الامر را انکار می‌کنند؟ چرا نمی‌اندیشند بر این‌که خداوند آن کاری را که با یوسف (علیه السلام) کرد در مسأله‌ی غیبت با حجتش نیز انجام می‌دهد و صاحب امر شما در حالی‌که مورد ظلم قرار گرفته و حقش انکار شده است در میان مردم رفت و آمد می‌کند و در بازارشان حرکت می‌نماید و در خانه‌های آنان فرود می‌آید در حالی‌که مردم او را نمی‌شناسد مگر این‌که به اذن الهی خودش خود را بـرای افراد محدودی معرفی کند.»

    ب) روایاتی که به طور صحیح کلمه‌ی «یرَونَهُ» را به کار برده است و دلالتش بر دیدن حضرت از سوی مردم واضح و روشن می‌باشد. از جمله روایت زیر که ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند، حضرت در مقام بیان سنت‌های جاری بر پیامبران و انبیای الهی در مورد حضرت مهدی (علیه السلام)، بعد از ذکر سنت موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود:

    «... وَ أمّا سُنَّتَهُ مِن یوسفَ فالسِّتر، یَجعَلُ اللهُ بَینَهُ وَ بَینَ الخَلقِ حِجاباً یَرَونَهُ وَ لایَعرِفونَهُ»؛[2] «امّا سنت یوسف (علیه السلام) در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) پنهان بودن او از دیدگان و ناشناس بودن او است که مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.»

    ج) روایاتی که بر عده‌ی خاصی دلالت دارد که از محل زندگی حضرت آگاه‌اند. بعضی از آن‌ها بر خواص شیعه و بعضی دیگر بر خدمتگذار و متولی امور حضرت دلالت دارند:

    مفضل بن عمرو از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که ایشان فرمودند:

    «إنَّ لِصاحِبِ هَذا الأمرِ غَیبَتَین أحَدُهُما طَویلٌ حتّی یَقولُ بَعضُهُم ماتَ وَ بَعضُهُم یَقولُ قُتِلَ وَ بَعضُهُم یَقولُ ذَهَبَ فَلا یَبقِی عَلی أمرِهِ مِن أصحابِهِ إلاّ نَفَرٌ یَسیرٌ لایَطَّلِعُ عَلی مَوضِعِه أحَدٌ مِن وَلیّ وَ لا غَیرَهُ إلاّ المَولی الّذی یَلی أمرَهَ»؛[3] «برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آن دو طولانی است به قدری که بعضی می‌گویند او مرده است و بعضی دیگر می‌پندارند که او کشته شده است و بعضی خیال می‌کنند که او رفته است و اثری از او باقی نیست! در آن زمان در زمره‌ی یاران وی افراد با وفا بسیار اندک می‌مانند. از دوستان و غیر دوستان کسی از محل او آگاهی ندارد مگر افراد ویژه‌ای که عهده‌دار کار حضرت می‌باشند.»

    با توجّه به روایاتی که در این چند دسته ذکر گردید روشن است که موضوع دیدار با امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت مورد تأیید می‌باشد. به روایات فوق می‌توان اقوال بعضی از بزرگان شیعه را نیز افزود.

    سید مرتضی در جواب کسی که پرسش نمود: اگر امام غایب باشد به طوری که دست هیچ کس به او نرسد، پس فرق بین وجود و عدمش چیست؟ می‌گوید: «ما نمی‌توانیم قاطعانه بگوییم دست هیچ کس به او نمی‌رسد و هیچ بشری او را نمی‌بیند»[4]

    و در پاسخ دیگری می‌گویند: «خوف امام (علیه السلام) از دشمنان و ستمگران است که از مخالفین پرهیز می‌کند اما نسبت به اولیا و شیعیان این مانع وجود ندارد.»[5]

    شیخ طوسی نیز در این رابطه می‌گوید: «ما نمی‌توانیم قاطعانه بگوییم که ایشان از همه‌ی دوستانش مخفی است.»[6]

    بنابراین اثبات می‌‌شود که در زمان غیبت کبری عدّه‌ای از خواص خدمت ایشان می‌رسند و دیگران نیز حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.


    پی نوشتها:
    [1] . کلینی، اصول کافی، کتاب الحجة، باب فی الغیبة، ح 4 .

    [2]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 29 .

    [3] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة ، ج 1، ص 336 .

    [4]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 319 .

    [5]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 323 .

    [6]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 323 .

    مأخذ: اینجا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود