جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از آفتاب تنها برای دو شخصیت بر گشته است چیست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از آفتاب تنها برای دو شخصیت بر گشته است چیست




    سلام
    داشتم زندگانی پیامبران را مطالعه میکردم که به زندگی حضرت یوشع علیه السلام رسیدم که عیناً نقل میگردد.
    <b>
    حضرت يوشع عليه السلام
    یوشع(علیه السلام) وصى و خواهرزاده حضرت موسى(علیه السلام) مى باشد که چهل و دو سال از عمر خود را در خدمت آن حضرت گذراند.
    ایشان صد ساله بود که حضرت موسى(علیه السلام) رحلت نمود و پس از آن حضرت، 27 سال به امر نبوت پرداخت سپس در سن 127 سالگى دار فانى را وداع گفت.
    ناگفته نماند که آفتاب تنها براى دو شخصیت برگشته است، اول براى یوشع پیغمبر(علیه السلام)و دیگرى براى امیرالمؤمنین(علیه السلام).(1)(پايگاه اطلاع رساني آيت الله مكارم شيرازي)
    1-حوادث الایام، صفحه 112.

    منظور از آفتاب تنها برای دو شخصیت بر گشته است . چیست

    </b>



    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۰۲ در ساعت ۱۳:۰۲
    ای شه ارض و سما بهر سخا ادرکنی
    وی مه مهر لقا کان عطا ادرکنی
    جز تو غمخوار ندارم من بیچاره شها
    وقت لطف است ایا شیر خدا ادرکنی


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط taha. نمایش پست
    سلام
    داشتم زندگانی پیامبران را مطالعه میکردم که به زندگی حضرت یوشع علیه السلام رسیدم که عیناً نقل میگردد.
    <b><b>
    حضرت يوشع عليه السلام
    یوشع(علیه السلام) وصى و خواهرزاده حضرت موسى(علیه السلام) مى باشد که چهل و دو سال از عمر خود را در خدمت آن حضرت گذراند.
    ایشان صد ساله بود که حضرت موسى(علیه السلام) رحلت نمود و پس از آن حضرت، 27 سال به امر نبوت پرداخت سپس در سن 127 سالگى دار فانى را وداع گفت.
    ناگفته نماند که آفتاب تنها براى دو شخصیت برگشته است، اول براى یوشع پیغمبر(علیه السلام)و دیگرى براى امیرالمؤمنین(علیه السلام).(1)(پايگاه اطلاع رساني آيت الله مكارم شيرازي)
    1-حوادث الایام، صفحه 112.

    منظور از آفتاب تنها برای دو شخصیت بر گشته است . چیست
    </b></b>



    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي 1
    برگشتن آفتاب(ردّ الشمس)

    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    از حوادث سال هفتم یکی هم داستان رد شمس و بازگشتن خورشید است به دعای رسول خدا(ص).بسياري ا زعلماي شيعه و سني اين را نقل كرده و عده اي هم اشكالاتي بر آن وارد كرده اند.

    ماجرايي كه در روايات در اين رابطه نقل شده است اينگونه است كه:

    اسماء بنت عمیس روایت کرده است که روزی هنگام عصر رسول خدا(ص)سرش را در دامان علی(ع)نهاد و حالت وحی بر آن حضرت عارض شد و طول کشید تا غروب شد و علی نماز عصر نخوانده بود اما به احترام پیغمبر نتوانست از جا برخیزد و چون پیغمبر برخاست به علی(ع)فرمود: آیا نماز عصر خوانده ای؟عرض کرد: نه.

    پیغمبر دعا کرده گفت:

    «اللهم ان علیا کان فی طاعتک و طاعة رسولک فاردد علیه الشمس »

    [پروردگارا علی(بنده تو)در راه اطاعت تو و فرمانبرداری رسول تو بوده پس خورشید را برای او بازگردان. ]اسماء گوید: در این وقت خورشید را دیدم که بازگشت و دیوارها را دوباره آفتاب گرفت تا علی(ع)وضو گرفت و نمازش را خواند، آن گاه غروب کرد.

    داستان «رد شمس »را بیش از بیست نفر از بزرگان اهل سنت با اختلاف مختصری از اسماء بنت عمیس، ابو رافع، ام سلمه، جابر، ابو سعید خدری، ابو هریره و دیگر از صحابه نقل کرده اند که برای اطلاع از متون آنها می توانید به جلد پنجم کتاب احقاق الحق، صص 540 - 521 مراجعه کنید.

    همچنين در روايات و منابع تاريخي آمده است كه اين ماجرا براي يوشع بن نون هم اتفاق افتاده است.ابن خلدن مي گويد:

    سدى گويد: كه يوشع بعد از وفات موسى (ع) مأمور شده بود كه از اردن عبور كند. پس روانه راه شد و تابوت با او بود، تابوت ميثاق. و از اردن عبور كرد و با كنعانيان نبرد نمود و آنان را به هزيمت داد. هنوز جنگ به پايان نيامده بود كه آفتاب به افق مغرب رسيد، يوشع از خدا خواست كه آفتاب را همچنان نگهدارد تا شكست دشمن كامل شود.پس خداى عزّ و جلّ را دعا كرد تا آفتاب را باز گردانيد و دو ساعت اندر روز افزون كرد تا بنى اسرائيل كارزار تمام كردند و آن جبّاران را همه هلاك كردند و فتح بكردند{تاريخنامه طبري،ج1ص376؛تاريخ ابن خلدون،ترجمه عبد المحمد آيتى‏،ج1ص91؛ دلائل النبوة، ابو بكر احمد بن حسين بيهقى (م 458)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى‏ ج2ص110}.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۱:۵۶


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود