صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا کشفیات علوم جدید، اعتبار متافیزیک و عقل را از بین می برد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا کشفیات علوم جدید، اعتبار متافیزیک و عقل را از بین می برد؟




    با سلام و عرض ادب


    راسل جمله ای دارد در نقد فلسفه متافیزیکی اسکولاستیک که می گوید : "نظریات فیلسوفان یهودی در باب فهم و ادراک گرچه جالب و زیباست اما این نظریات هنگامی داده شده که ایشان از این دستآورد فیزیلوژیستها مبنی براینکه مغز انسان از واحدهای بی شماری سلول ساخته شده اطلاع نداشته اند"

    شاید این جمله ،جمله ای ساده و معمولی به نظر آید اما در حقیقت گویای آنچیزی است که امروزه در باب نسبی بودن علوم در جهت ساقط کردن اعتبار علوم عقلی و متافیزیکی گفته می شود .

    آیا اصولأ چنین برداشتی صحیح است که فی المثل گفته شود که چون مغز ما از سلول ساخته شده پس همه ادراکات ما حسی است و دیگر نیازی به علوم متافیزیکی نیست چرا که آنها اعتبار ندارند؟

    به عبارت دیگر چگونه می توان اثبات کرد که واقعیتی ورای عالم مادی و محسوسات وجود دارد که کشفیات علمی جدید نمی تواند خدشه ای به این واقعیت ماورائی وارد کند ؟

    چگونه می توان این عقاید را نفی کرد؟

    و آیا اصولأ کشفیاتی که در علوم جدید رخ می دهد می تواند و یا قدرت این را دارد که اعتبار فلسفه و متافیزیک را از بین ببرد؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 5


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۰۵ در ساعت ۰۲:۲۲
    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علم و فلسفه




    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    با سلام و عرض ادب


    راسل جمله ای دارد در نقد فلسفه متافیزیکی اسکولاستیک که می گوید : "نظریات فیلسوفان یهودی در باب فهم و ادراک گرچه جالب و زیباست اما این نظریات هنگامی داده شده که ایشان از این دستآورد فیزیلوژیستها مبنی براینکه مغز انسان از واحدهای بی شماری سلول ساخته شده اطلاع نداشته اند"

    شاید این جمله ،جمله ای ساده و معمولی به نظر آید اما در حقیقت گویای آنچیزی است که امروزه در باب نسبی بودن علوم در جهت ساقط کردن اعتبار علوم عقلی و متافیزیکی گفته می شود .

    آیا اصولأ چنین برداشتی صحیح است که فی المثل گفته شود که چون مغز ما از سلول ساخته شده پس همه ادراکات ما حسی است و دیگر نیازی به علوم متافیزیکی نیست چرا که آنها اعتبار ندارند؟

    به عبارت دیگر چگونه می توان اثبات کرد که واقعیتی ورای عالم مادی و محسوسات وجود دارد که کشفیات علمی جدید نمی تواند خدشه ای به این واقعیت ماورائی وارد کند ؟

    چگونه می توان این عقاید را نفی کرد؟

    و آیا اصولأ کشفیاتی که در علوم جدید رخ می دهد می تواند و یا قدرت این را دارد که اعتبار فلسفه و متافیزیک را از بین ببرد؟


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی ، مباحث علمی می تواند به مباحث فلسفی جهت دهی کند یا زمینه ساز (در حد ایده گرفتن) برای فلسفه شود . اما اثبات یا ابطال گزاره های فلسفی توسط علم ، خطایی روشی است . به عبارت دیگر روش و متد فلسفه و علم متفاوت است و این دو نمی توانند همدیگر را تایید یا انکار کنند .
    به طور مثال اگر فلسفه می گوید که هر ممکنی نیاز به علت یا موجد دارد ، علم نمی تواند آن را نفی کند . زیرا اساسا روش این دو متفاوت است . روش علم تجربه و آزمایش و تکرار است و روش فلسفه ، بررسی عقلانی است .
    برای یافتن مطالبی مفید در این زمینه می توان به کتب فلسفه علم مراجعه نمود .
    به طور خلاصه می توان گفت که تحقیقات جدید علمی نهایتا می تواند نگاه ما را به جهان تغییر دهد و در تفلسفی جدید ، خطایی را کشف کنیم . نکته ی مهم این است که کشف خطای فیلسوفان گذشته تنها با روش فلسفی میسر است و نمی توان به صرف مدعایات تجربی ، نظریات فلسفی را رد کرد . (نظریات علمی ، از نظر گروهی از فیلسوفان علم ، کشف از واقع ندارد و تنها به مانند ابزاری می ماند )
    موفق باشید

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و کسب اجازه از پاسخگوی محترم

    هر موضوعی که مورد پژوهش علمی قرار می گیرد بنا بر سنخ موضوع روش خاص خود را دارد. روش های حسی تنها می توانند کاشف از وقایع مادی و نمی توانند کاشف از حقایق متافیزیکی باشند. هر چند اکتشافات حسی می توانند مبنایی باشند برای تأملات فلسفی.
    روش کسب شناخت متافیزیکی هم دو نوع است: 1- روش عقلی و استدلالی 2- روش کشفی و ذوقی که از طریق علم حضوری و اتصال و تأثیرپذیری از عالم غیب است.
    فرایند روش عقلی و استدلالی، شناخت مجهولات مبتنی بر بدیهیات اولیه و صغری کبری های منطقی است.

    علت تضاد علوم مدرن با الهیات مسیحی و به طور کلی نحله های کلامی از این امر ناشی می شود که این نحله ها بعضا بنا به تفاسیری خاص از متون دینی یا بنا بر انگاره هایی که آن ها را برای انسجام آراء خود ضروری می دانند قائل به نظریات خاصی در حوزه علوم حسی می شوند. این نظریات علمی کم کم به جزئی از الهیات آن ها تبدیل می شود. نتیجه این که بعد از اکتشافات علوم مدرن که بعضی از آن نظریات را رد می کند (مثل مسطح نبودن زمین به وسیله گالیله) اعتبار آن نحله کلامی زیر سوال می رود. بدیهی است که معتقدات آن نحله کلامی در طول زمان و در اثر تأملات انسان شکل گرفته است و حق و باطل می تواند در آن وجود داشته باشد. منتها تزلزلی که به واسطه علم در معتقدات این نحله ها ایجاد می شود بعضا دانشمندان را به این نتیجه می رساند که شناخت متافیزیکی بی مبنا است.

    این ادعا که چون مغز از سلول ساخته شده پس تمام ادراکات ما حسی است حرف غلطی است. چون اساسا ماده غیرمادی است. در حقیقت تمام آن چه که ما محسوسات می نامیم ادراک ما تنها از بخش و مرتبه ای از حقیقت وجود است؛ وجودی که ذو مراتب است. منتها ادراک حسی تنها مرتبه مادون وجود که تعین مادی است را ادراک می کند. در حالی که روح در بطن خود ماده است و در صورت های متکامل مثل گیان و حیوان و انسان تجلی آشکارتری دارد.

    اثبات این ادعا این است که ذرات ماده در ظاهر هیچ ادراک و شعوری ندارند. ذرات اکسیژن، کربن، نیتروژن و ... در ظاهر غیرهوشمند هستند. اما همین ذرات وقتی در ساختار یک تک سلولی، یک گیاه، یک حیوان و یا در انسان و یا مغز او مجتمع می شوند افعالی کاملا هوشمندانه از خود بروز می دهند. خوب حالا یا باید نتیجه بگیریم که ماده خود هوشمند است که منجر به چنین ظهوراتی شده یا این که به شکاف و دوگانگی بین ماده و روح قائل باشیم که بر مبنای آن روح که موجودی ذی شعور است به ماده که فاقد شعور است افاضه و اضافه می شود.
    اعتقاد صحیح که شکاف و دوگانگی ماده و روح را رد می کند این است که ماده تنها مرتبه پایین روح است که تکثر و تعین یافته و به همین دلیل بهره آن از شعور و آگاهی ناچیز است. اما اجتماع ماده در صورت مغز باعث می شود که به علت هم افزایی ذرات ماده بتوانند شعور روحانی خود را به طور آشکار ظاهر سازند.

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    2 روز 3 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اقای پاسخگو درست است در جواب این سوال و شبهه بگوئیم که یک نقض روشن که به این سخن وارد است این است که این سخن که:
    چون مغز ما از سلول ساخته شده پس همه ادراکات ما حسی است و دیگر نیازی به علوم متافیزیکی نیست چرا که آنها اعتبار ندارند؟

    به عبارت دیگر چگونه می توان اثبات کرد که واقعیتی ورای عالم مادی و محسوسات وجود دارد که کشفیات علمی جدید نمی تواند خدشه ای به این واقعیت ماورائی وارد کند ؟
    آیا به این گزاره اعتقاد راسخ و یقین دارید ؟ که یقینا جواب مثبت است حال این گزاره با حس و تجربه ثابت شده است یا با عقل و گزاره های عقلی ثابت شده است؟ که یقینا گزاره حسی نیست و عقلی است پس یک مورد بر خلاف نظریه قائل (راسل یا پرسشگر) ثابت شد که حسی نبوده و در عین حال صحیح و قابل استناد باشد. پس ماوراء حس و تجربه عالمی هست
    ویرایش توسط سبزینه : ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۲:۱۰

  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزینه نمایش پست
    اقای پاسخگو درست است در جواب این سوال و شبهه بگوئیم که یک نقض روشن که به این سخن وارد است این است که این سخن که:
    چون مغز ما از سلول ساخته شده پس همه ادراکات ما حسی است و دیگر نیازی به علوم متافیزیکی نیست چرا که آنها اعتبار ندارند؟

    به عبارت دیگر چگونه می توان اثبات کرد که واقعیتی ورای عالم مادی و محسوسات وجود دارد که کشفیات علمی جدید نمی تواند خدشه ای به این واقعیت ماورائی وارد کند ؟
    آیا به این گزاره اعتقاد راسخ و یقین دارید ؟ که یقینا جواب مثبت است حال این گزاره با حس و تجربه ثابت شده است یا با عقل و گزاره های عقلی ثابت شده است؟ که یقینا گزاره حسی نیست و عقلی است پس یک مورد بر خلاف نظریه قائل (راسل یا پرسشگر) ثابت شد که حسی نبوده و در عین حال صحیح و قابل استناد باشد. پس ماوراء حس و تجربه عالمی هست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    همان طور که شما هم اشاره کردید ، تنها راه اثبات هستی ، حس نیست بلکه در این راه می توان از عقل نیز بهره برد . از طریق عقل می توان اموری را اثبات کرد که از راه حس امکان اثبات آن وجود ندارد .
    به طور کلی همان طور که قبلا اشاره شد ، حیطه و روش فلسفه و علم تجربی متفاوت است و دخالت هرکدام از این دو در دیگری ، خطایی روشی محسوب می شود .
    موفق باشید

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط divine love نمایش پست
    با عرض سلام و کسب اجازه از پاسخگوی محترم

    این ادعا که چون مغز از سلول ساخته شده پس تمام ادراکات ما حسی است حرف غلطی است. چون اساسا ماده غیرمادی است. در حقیقت تمام آن چه که ما محسوسات می نامیم ادراک ما تنها از بخش و مرتبه ای از حقیقت وجود است؛ وجودی که ذو مراتب است. منتها ادراک حسی تنها مرتبه مادون وجود که تعین مادی است را ادراک می کند. در حالی که روح در بطن خود ماده است و در صورت های متکامل مثل گیان و حیوان و انسان تجلی آشکارتری دارد.

    اثبات این ادعا این است که ذرات ماده در ظاهر هیچ ادراک و شعوری ندارند. ذرات اکسیژن، کربن، نیتروژن و ... در ظاهر غیرهوشمند هستند. اما همین ذرات وقتی در ساختار یک تک سلولی، یک گیاه، یک حیوان و یا در انسان و یا مغز او مجتمع می شوند افعالی کاملا هوشمندانه از خود بروز می دهند. خوب حالا یا باید نتیجه بگیریم که ماده خود هوشمند است که منجر به چنین ظهوراتی شده یا این که به شکاف و دوگانگی بین ماده و روح قائل باشیم که بر مبنای آن روح که موجودی ذی شعور است به ماده که فاقد شعور است افاضه و اضافه می شود.
    اعتقاد صحیح که شکاف و دوگانگی ماده و روح را رد می کند این است که ماده تنها مرتبه پایین روح است که تکثر و تعین یافته و به همین دلیل بهره آن از شعور و آگاهی ناچیز است. اما اجتماع ماده در صورت مغز باعث می شود که به علت هم افزایی ذرات ماده بتوانند شعور روحانی خود را به طور آشکار ظاهر سازند.

    با عرض سلام خدمت دوستان محترم
    از پاسخهایی که دوستان در این باره ارائه کردند تشکر می کنم اما در حقیقت باید گفت پاسخهای شما از روی مبناهای پذیرفته شده ای است که از ابتدا قائل شده اید بطوریکه اگر این مبناها را کنار گذاشته و بخواهید بی طرفانه قضاوت کنید پاسخ دادن به چنین سؤالاتی به این راحتی نخواهد بود نخست باید عرض کنم که خود بنده نیز با فرمایشات شما کاملأ موافق هستم ولی هدف من از پرسش رسیدن به یک نظر واحد بود.
    بله برای کسی که قائل به اصالت عقل باشد و نگاهش نگاه فراحسی باشد اثبات یا نفی فی المثل حسی بودن ادراک آسان است و بلعکس برای کسی که حسی باشد اثبات و پذیرش عقلی و روحانی بودن ادراک سخت و دشوار است.
    تنها راهی که عقلیون یا الهیون برای اثبات نظریات خود دارند رد کردن دیدگاه خود حسیون از طریق تناقضات گفته های خود ایشان است نه از طریق گفته هایی که خود ایشان قبول ندارند.
    کمی در گفته راسل دقت کنید او حرفی بدین مظنون می گوید که : "اگر فیلسوفان قدیم می دانستند که مغز از سلول تشکیل شده نه از روح یا هرچیز دیگری اگر می دانستند که فعل و انفعالات شیمیایی در نحوه ی ادراک بشر تأثیر می گذارد و هر کسی و هر مغزی یک جور می بیند و حس می کند و درک می کند ،فلسفه شان طور دیگری می شد جور دیگری حرف می زندند به چیزهای ماوراء الطبیعی و غیر قابل دسترس اتکا نمی کردند و حقیقت را در انحصار آن نمی دانستند"
    حرف او گویای این واقیت است که با دیدگاه حسی و وقتی که ظاهرأ همه اسراری که در نحوه ادراک یا شناخت انسان از جهان توسط مشاهده و تجربه مرتفع و حل شده و ادراک و معرفت بشری دیگر یک امر معنوی و ماوراء الطبیعی شناخته نمی شود دیگر نیازی به تفسیر غیر مادی و مظنون آور روحانی و عقلانی نیست
    حال چگونه می توان با مبنای مورد قبولشان آنها را نفی کرد ؟

    این چنین است که در دنیائی که همه چیز و عزیز ترین و
    مقدس ترین چیزها ، ایمــان و عشــق نیز همه رو به ابتذال
    « نمــــود » می رود ،
    کتمـــان یعنی « بـــــودی بی نمود » .چنان سرشار از خــــلوص و تقــــوا و قــــداست خدائــــی است که با همه سختــی ها و محـــرومیت هایش لذتـــی ماورائـــی دارد .

    " دکتر علی شریعتی"

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حس و فرا حس




    نقل قول نوشته اصلی توسط اسب سیاه نمایش پست
    با عرض سلام خدمت دوستان محترم

    از پاسخهایی که دوستان در این باره ارائه کردند تشکر می کنم اما در حقیقت باید گفت پاسخهای شما از روی مبناهای پذیرفته شده ای است که از ابتدا قائل شده اید بطوریکه اگر این مبناها را کنار گذاشته و بخواهید بی طرفانه قضاوت کنید پاسخ دادن به چنین سؤالاتی به این راحتی نخواهد بود نخست باید عرض کنم که خود بنده نیز با فرمایشات شما کاملأ موافق هستم ولی هدف من از پرسش رسیدن به یک نظر واحد بود.
    بله برای کسی که قائل به اصالت عقل باشد و نگاهش نگاه فراحسی باشد اثبات یا نفی فی المثل حسی بودن ادراک آسان است و بلعکس برای کسی که حسی باشد اثبات و پذیرش عقلی و روحانی بودن ادراک سخت و دشوار است.
    تنها راهی که عقلیون یا الهیون برای اثبات نظریات خود دارند رد کردن دیدگاه خود حسیون از طریق تناقضات گفته های خود ایشان است نه از طریق گفته هایی که خود ایشان قبول ندارند.
    کمی در گفته راسل دقت کنید او حرفی بدین مظنون می گوید که : "اگر فیلسوفان قدیم می دانستند که مغز از سلول تشکیل شده نه از روح یا هرچیز دیگری اگر می دانستند که فعل و انفعالات شیمیایی در نحوه ی ادراک بشر تأثیر می گذارد و هر کسی و هر مغزی یک جور می بیند و حس می کند و درک می کند ،فلسفه شان طور دیگری می شد جور دیگری حرف می زندند به چیزهای ماوراء الطبیعی و غیر قابل دسترس اتکا نمی کردند و حقیقت را در انحصار آن نمی دانستند"
    حرف او گویای این واقیت است که با دیدگاه حسی و وقتی که ظاهرأ همه اسراری که در نحوه ادراک یا شناخت انسان از جهان توسط مشاهده و تجربه مرتفع و حل شده و ادراک و معرفت بشری دیگر یک امر معنوی و ماوراء الطبیعی شناخته نمی شود دیگر نیازی به تفسیر غیر مادی و مظنون آور روحانی و عقلانی نیست
    حال چگونه می توان با مبنای مورد قبولشان آنها را نفی کرد ؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    به نظر می رسد برای اثبات حجیت مدرکات عقل نیازی به انکار حس نیست بلکه ما تنها منکر انحصار مدرکات در حس هستیم و برای این منظور نیازی به انکار حس نیست . به نظر می رسد اثبات وجود امور ماوراء حس می تواند به وسیله مدرکات عقل صورت بگیرد . عقل و حس مکمل یکدیگرند و در تعاملی با یکدیگر معرفت بشری را می سازند .
    تمام مکاتب حس گرا ، برای خود اصولی قائل اند که فراتر از حس است و این قواعد فراحسی هیچکدام با امور تجربی قابل اثبات نیست . به طور کلی ایجاد قاعده کلی تعمیم پذیر ، با علوم تجربی صرف امکان پذیر نیست و از آنجاییکه برای داشتن علوم ، نیاز به قضایای کلی و تعمیم پذیر داریم ، می توان نتیجه گرفت همواره قواعدی کلی و فراحسی در هر علمی حتی علوم تجربی وجود خواهد داشت .
    موفق باشید

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    187
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک سوالی که از سخن راسل مشتق میشود این است که اساساً میتوان بدون مغز اندیشید و فکر کرد و احساس کرد؟
    جواب به نظر من منفی است.ممکن نیست کسی بمیرد ولی مثلا همچنان ادراکات او باقی مانده باشد.
    تا منی نباشم اندیشیدنی هم نیست بنابراین «نیستم پس نمی اندیشم»
    سقراط:«دانم که ندانم»
    ابن سینا:«تا بدآنجا رسید دانش من که دانم همی که نادانم»
    خیام:«هفتاد دو سال عمر کردم شب و روز.......معلومم شد که هیچ معلوم نشد»
    راسل:«ما با پیشرفت دانش بشری تنها به این میتوانیم یقین کنیم که ندانسته های ما بیشتر از دانسته های ماست»
    ویتگنشتاین:«آنچه را که نمی دانیم میباید در موردش سکوت کنیم»

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    557
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    34



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 5 نمایش پست
    بلکه ما تنها منکر انحصار مدرکات در حس هستیم و برای این منظور نیازی به انکار حس نیست
    سلام و عرض ادب خدمت شما
    متأسفانه یا خوشبختانه پایه ومبنای درک و ذهنیت از موضوعات مختلف تنها محیط مادی است
    در تبیین مطلب بالا :
    شما موجود طبیعی یا مصنوعی را متصور شوید که ارتباطی با دنیای بیرون از خود نداشته باشد
    چگونه میخواهید ذهنیت داشتن آن موجود را از محیط ثابت بفرمایید
    تحقق ذهنیت و درک ما از موضوعات مختلف بر اساس تعامل جسم و جان ما با محیط بیرون است
    ما نه بدون محیط هستیم و نه بدون محیط ذهنیتی از خود داریم
    در تصوری دیگر موجودی را متصور شوید که سراسر مجهز به سنسورهای مختلف است اگر او را فارغ از محیط بگذاریم او موفق به دریافت و انباشت چه ذهنیتی میشود
    و در تصور دیگر بک موجود را با درجه بالایی از امکانات محاسبه و حافظه فرض کنیم ولی این موجود هیچ راه ارتباطی با محیط بیرون نداشته باشد و حتی اعصاب یا سنسورهایی جهت اطلاع یافتن از کارکرد خود نداشته باشد این موجود دارای چه ادراکی میتواند باشد

    اگر ذهنیتی در جسم و جان ما شکل نگیرد مسلم استنتاجها و اندیشه ها خیالات و تصورات و فرضیات هم متعاقب آن برای ما حاصل نمیشود.

    اینجاست که ما اصرار داریم تمامی ادراکات ما پایه و اساسش منحصر به حواس پنجگانه و سیستم اعصاب محیطی و مرکزی ما است و بدون این اندام ها قادر به هیچ درکی نیستیم
    بدون این اندام هیچ تجربه و دانشی در حافظه ما جمع نمیشود
    و از همه شوربختانه تر این است که با اعوجاج در تعادل این اندام حتی شخصیت ما متحول میشود و براحتی با صدمه فیزیکی یا قطع خونرسانی دچار اختلالات حسی حرکتی شناختی شخصیتی میشویم و بسته به شدت ضایعه تا پای مرگ هم میرویم
    پیروز و موفق باشید
    جان نباشد جز خبر در آزمون
    هر که را افزون خبر جانش فزون

  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رعایت سیر بحث




    نقل قول نوشته اصلی توسط spinoza نمایش پست
    یک سوالی که از سخن راسل مشتق میشود این است که اساساً میتوان بدون مغز اندیشید و فکر کرد و احساس کرد؟
    جواب به نظر من منفی است.ممکن نیست کسی بمیرد ولی مثلا همچنان ادراکات او باقی مانده باشد.
    تا منی نباشم اندیشیدنی هم نیست بنابراین «نیستم پس نمی اندیشم»
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    اگرچه بحث از رابطه اندیشیدن و مغز ، بحث مهمی است ولی به نظر می رسد که خارج از موضوع بحث ما باشد فلذا خواهشمند است که به این موضوع پرداخته نشود .
    با تشکر

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود