جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیه اکمال دین در تفاسیر تبیان و مجمع البیان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آیه اکمال دین در تفاسیر تبیان و مجمع البیان




    آیه اکمال دین در تفاسیر تبیان و مجمع البیان
    اگر آیه ی الیوم یئس الذین ..... (مائده-3) مربوط به ولایت حضرت علی است که آنقدر شیعیان روی آن مانور می دهند پس چرا مفسرینی مثل شیخ طوسی در تبیان و یا طبرسی در مجمع البیان در این رابطه در ذیل همین آیه جز چند کلمه بیشتر صحبت نکرده اند؟تازه اگر کسی بخصوص تفسیر تبیان ذیل آیه ی سوم را ببیند متوجه می شود که شیخ طوسی نظرش در رابطه ی با الیوم یئس .... و الیوم اکملت ... چیز دیگری است. مگر نه این است که شخص طوسی از بزگان علمای شیعه است؟ آیا شیخ طوسی در توضیح این آیه تفریط کرده یا علمای معاصر افراط کرده اند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ در ساعت ۰۹:۰۷

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    ابتدا کلام شیخ طوسی در تفسیر تبیان را با هم می بینیم. در ذیل آیه شریفه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم‏» (1) در تفسیر تبیان آمده:

    از امام صادق علیه السلام روایت شده که ایشان فرمودند این آیه بعد از انتصاب حضرت علی علیه السلام توسط پیامبر (ص) به عنوان علم و پیشوا برای امت مسلمان، در روز غدیر خم و در راه بازگشت از حجه الوداع نازل شد. (2)

    هم چنین ایشان در ذیل آیه شریفه: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏» (3) آورده:

    از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده: "خداوند به پيامبر(ص) وحى كرده بود، كه على (ع) را جانشين خود گرداند. مى‏ترسيد اين كار بر گروهى از اصحاب گران آيد. اين آيه نازل شد تا پيامبر را بر اين كار تشجيع كند."

    و این آیه فرمان و دستوری است بر پیامبر(ص) که ابلاغ آن چه بر ایشان نازل شده را واجب می کند به گونه ای که اگر این کار را نکند مثل این است که رسالت الهی را ابلاغ نکرده است. (4)


    نکته:
    شیخ طوسی از عالمان قرن پنجم هستند. ایشان در بغداد و در زمانی که غلبه شدید با غیر شیعه بود، کرسی تدریس و تعلیم داشتند.

    همان طور که از کتب فقهی ایشان هم مشهود است وی در صدد بیان اقوال مطرح در زمانه خود بوده اند، و با جو و فضای ضد شیعی هم نمی توانستند به صراحت و نیز بدون توجه به رأی غالب بر آن زمان، بیان مطلب نمایند.


    بنابر این:
    اولا ایشان فقط در صدد بیان اقوال بوده اند.
    ثانیا در هر دو آیه می بینید که ابتدا اقوال مطرح در آن زمان را بیان و سپس آخرین قول، قول غالب در بین شیعیان را ذکر کرده، و این از نظر علمی و فنی، حکایت از این دارد که ایشان پس از بیان اقوال دیگران، آن قولی که به نظر خود صحیح است را ذکر می کند.

    با توجه به این مطالب، اگر تفریطی هم هست، تفریط موجه است ـ نه عمدی ـ زیرا در جو و فضای غیر شیعی حاکم بر مجامع علمی آن زمان، و تنها کرسی علمی شیعی که وجود داشته متعلق به ایشان (شیخ طوسی) بوده، چنین بیانی قابل توجیه علمی است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان:


    در ذیل آیه شریفه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم‏» در مجمع البیان آمده:

    از امامان باقر و صادق علیهما السلام روايت است كه اين آيه، هنگامى نازل گرديد كه پيامبر در روز غدير خم، در حين بازگشت از حجة الوداع، على علیه السلام را براى مردم علم و پيشوا ساخت. مى‏فرمايند: آخرين امر واجبى كه خداوند نازل فرمود، همين است. بعد از آن ديگر، فريضه‏اى نازل نشد.
    سيد عالم، ابو الحمد، مهدى بن نزار حسينى از ابو القاسم، عبيد اللَّه بن عبد اللَّه حسكانى، از ابو عبد اللَّه شيرازى از ابو بكر جرجانى، از ابو احمد بصرى، از احمد بن عمار بن خالد، از يحيى بن عبد الحميد حمانى، از قيس بن ربيع، از ابى هارون عبدى، از ابو سعيد خدرى، روايت كرده است كه: «چون اين آيه نازل شد، پيامبر فرمود اللَّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام و خدا از رسالت من و ولايت على بن ابى طالب بعد از من، خشنود گرديد.
    و فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست. خدايا دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدار، يارانش را يارى و دشمنانش را خوار كن».

    على بن ابراهيم در تفسير خود می گويد: پدرم از صفوان، از علا و محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روايت كرده‏اند كه: اين آيه در «كراع الغميم» ـ ميان مكه و مدينه ـ نازل گرديد و پيامبر در جحفه آن را برپا داشت. (5)


    هم چنین در ذیل آیه شریفه: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏» (6) آمده:

    عياشى در تفسير خود ـ با واسطه‏هايى ـ از ابن عباس و جابر بن عبداللَّه، روايت كرده است كه: خداوند پيامبر را مأمور كرده بود كه على را به خلافت، نصب كند. لكن بيم داشت كه بگويند: پسر عموى خود را برگزيده و او را مورد انتقاد قرار دهند.
    از اينرو اين آيه را بر پيامبر نازل فرمود او در روز غدير خم، على را به رهبرى مسلمين منصوب كرد.

    عين اين خبر را سيد ابو الحمد در كتاب «شواهد التنزيل بقواعد التفضيل و التاويل» ـ به چند واسطه ـ نقل كرده است. هم چنين- با واسطه‏هايى- از ابن عباس نقل كرده است كه: اين آيه درباره على عليه السلام نازل گرديد. به همين جهت، پيامبر على را برگرفت و فرمود: هر كس من مولى و رهبر اويم، على مولى و رهبر اوست. خدايا هر كه على را دوست دارد، دوست بدار و هر كه على را دشمن دارد، دشمن بدار.

    در روايات مشهورى كه از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده، چنين آمده است: "خداوند به پيامبر وحى كرده بود، كه على را جانشين خود گرداند. مى‏ترسيد اين كار بر گروهى گران آيد. اين آيه نازل شد تا پيامبر را بر اينكار تشجيع كند."

    مقصود اين است كه اگر از تبليغ آنچه بتو دستور داده شده است، خوددارى و كتمان كنى، گويى هيچيك از ماموريتهاى خود را انجام نداده‏اى و از لحاظ استحقاق كيفر، تفاوتى ندارند. (7)


    نکته:

    علامه طبرسی در قرن ششم می زیسته است و شرائط زمانی و جو و فضای حاکم بر مجامع علمی آن زمیان نیز شبیه زمان شیخ طوسی بوده است و شیوه علامه طبرسی در مجمع البیان نیز نقل اقوال مطرح در آن زمان بوده است، لذا ایشان ابتدا اقوال موجود را بیان می کند و در نهایت نظر شیعه که به نظر او صحیح بوده است را بر می شمرد.

    هم چنین با توجه به بیان تفسیری ایشان روشن می شود که وی مطالب اساسی و مهم اعتقادی شیعه را برشمرده و چیزی را فرو گذار نکرده است.

    و اگر هم گفته شود که انتظار می رفت بیش از این به این موضوع پرداخته و شرح و تفصیل داده می شد، باید گفت آن چه بیان شده اولا کافی است و ثانیا در فضای غلبه تفکر غیر شیعی در حوزه ها و مجامع علمی آن دوران، نمی توان این موارد را به حساب تفریط و کم کاری دانست.

    ______________


    1. مائده، 3.
    2. التبيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 435.
    3. مائده، 67.
    4. التبيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 588.
    5. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 246.
    6. مائده، 67.
    7. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 344.






    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۸:۵۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود