صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از مثل آوری قرآن چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از مثل آوری قرآن چیست؟




    سوالات درباره مثل آوری قرآن و مبهم بودن آن
    اشکال1:
    در قرآن ذکر نشه شباهت آیه آورده شده به چه شکل و نظمی باشد
    اشکال2:
    در قران ذکر نشده که تحدی از برابری با کدام بخش از قرآن آورده شود
    اشکال3:
    3.لفط "همانندی" به خوبی توجیه نشده که از چه سویی و چگونه باشد
    اشکال1:
    4.با چه موردی باید مقابله کند علمی باشد یا اخلاقی یا اجتماعی یا اقتصادی یا....
    اشکال4:
    5.سوال فصاحت وبلاغت مانند زیبایی نسبی است پس معیاری نداریم که بگوییم این کلام فصیح تر از کلام دیگر است یا فصاحتش مانند کلام دیگر است چون مثلا یکی می گوید این کلام فصیح و بلیغ است و دیگری می گوید فصیح نیست؟
    اشکال5:
    6.داور برای اینکه داوری کند این کتاب بهتر از کتاب دیگر است کیست؟فرض کنيد يک مسيحی عرب‌زبان در پاسخ به تحدی قرآن متنی زيبا، بليغ، فصيح و حاوی مضامين عالی اخلاقی و عرفانی ارائه می‌دهد و مدعی می‌شود که اين متن، حتی از قرآن هم بهتر است، اکنون داوری در اين مورد را به عهدة چه کسی بايد گذاشت؟ پيداست که داور نبايد از ميان طرفين دعوا باشد. بنابراين دو حالت می‌ماند: يا بايد يکی از پيروان اديان ديگر (مثلاً: يک يهودی) دراين مورد داوری کند و يا شخصی بی‌دين و لائيک. اما اولاً اين دو نيز هيچکدام نمی‌توانند بی‌طرفانه قضاوت کنند، زيرا هر دو به دليلی با قرآن مخالفند و آن را ساختة دست بشر می‌دانند و ثانياً افراد منصف و بی‌غرض هم، ممکن است قضاوت‌های مختلف داشته باشند و اين نکته‌ای فوق‌العاده مهم و قابل‌تأمل است.
    اشکال6:
    7.در همة اين آيات از مخالفان خواسته شده است تا متنی «مثل» قرآن بياورند، اما معنای دقيق واژه «مثل» در اين تحدی نامعلوم است. قرآن نگفته است که منظورش از «مثل» چيست، بنابراين دعوت به رقابت و مبارزه‌ای کرده که معيار و ميزان داوری آن مشخص نيست. مخالفان هرچقدر هم متن‌های زيبا و فصيح و بليغ و با مضامين عالی اخلاقی، اجتماعی و … بياورند، پيروان قرآن به‌راحتی می‌گويند هيچکدام از اين متن‌ها «مثل» قرآن نيستند.
    اشکال7:
    8.همان طور که می بینیم افرادی ادعا می کنند که مثل قران را اورده اند و مسلمانان با دلایل مختلف آنها را رد می کنند اما باید دقت کرد حتی اگر نقدهای مسلمانان به اين متن‌ها درست بوده و مورد قبول واقع شوند، رقيب به معنای واقعی شکست نخورده و می‌تواند با رفع اشکالات (مطابق نظر مسلمانان) به متن‌های ديگری برسد که ديگر جای چون و چرا نداشته باشند. در اين صورت متن‌هايی بدست می‌آيد که بنا به فرض «مثل» قرآن است و تحدی قرآن با شکست مواجه می‌شود. به عنوان مثال فرض کنيد يکی از مخالفان متنی را در رقابت با قرآن خلق می‌کند. آنگاه علمای اسلام برای اينکه نشان دهند اين متن مثل قرآن نيست و توان رقابت با آن را ندارد، به نقد و بررسی آن می‌پردازند و می‌گويند :الف) در فلان قسمت از متن، فلان اشکال دستور زبانی وجود دارد.
    ب) در فلان قسمت ديگر، فلان قاعده فصاحت يا بلاغت رعايت نشده است.
    ج) در فلان قسمت، مطلبی آمده که به لحاظ علمی يا عقلی نادرست است.
    د) فلان جمله متن با فلان جمله ديگرش در تناقض است.
    ه) فلان تشبيه که در متن آمده، نادرست و يا نارسا است.
    و) فلان قسمت متن، نامفهوم و يا دچار ابهام است.
    بسيار خوب، فرض کنيم همه اين ايرادات و اشکالات وارد باشند. اما مسلم است که همه آنها قابل اصلاح‌اند و پس از اصلاح اين موارد (خصوصاً طبق نظر مسلمانان) ديگر بهانه‌ای برای رد اين متن باقی نمی‌ماند و اين يعنی پايان ماجرا.

    از موارد فوق پیداست که تحدی قرآن هیچگاه قابل پاسخگویی نیست چون نوع طرح مقابله مبهم است و مسلمانان در مقابله دست بالا را داردند چون میتوانند با بهانه های مختلف توجیه مقابل را باطل کنند که شامل مشخص نبودن 4 مورد فوق است.
    (توجه:اشکالات فوق توسط آقایان اپینوزا و راسل تقریر شده است ولی چون نیاز دیدم بهتر است به طور مستقل به انها پرداخته شود فلذا موضوعی جدید باز کرد)



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۹:۰۱
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز

    پنج
    اشکال شما:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اشکال1:
    در قرآن ذکر نشه شباهت آیه آورده شده به چه شکل و نظمی باشد
    اشکال2:
    در قران ذکر نشده که تحدی از برابری با کدام بخش از قرآن آورده شود
    اشکال3:
    3.لفط "همانندی" به خوبی توجیه نشده که از چه سویی و چگونه باشد
    اشکال1:
    4.با چه موردی باید مقابله کند علمی باشد یا اخلاقی یا اجتماعی یا اقتصادی یا....

    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اشکال6:
    7.در همة اين آيات از مخالفان خواسته شده است تا متنی «مثل» قرآن بياورند، اما معنای دقيق واژه «مثل» در اين تحدی نامعلوم است. قرآن نگفته است که منظورش از «مثل» چيست، بنابراين دعوت به رقابت و مبارزه‌ای کرده که معيار و ميزان داوری آن مشخص نيست. مخالفان هرچقدر هم متن‌های زيبا و فصيح و بليغ و با مضامين عالی اخلاقی، اجتماعی و … بياورند، پيروان قرآن به‌راحتی می‌گويند هيچکدام از اين متن‌ها «مثل» قرآن نيستند.
    به یک اشکال بر می گردد.

    1- منظور از اینکه مثل قرآن را نمی توان آورد چیست؟ مثل قرآن به چه کیفیت و شکل و نظمی باشد؟ این هماوردی شامل کدام حوزه اخلاقی اجتماعی و سیاسی و غیره باشد؟


    در واقع خصوصیات و مشخصات قرآن را باید مطالعه نمود آنگاه مثل آن را با آن مقایسه نمود
    .

    مثل قرآن (به مانند همه کاربردهای مثل،) شامل همه مشخصات قرآن است، بعنوان مثال اگر مبتکری مدعی اختراع چیزی شود باید آن را نزد سازمان ثبت اختراعات و اکتشافات به ثبت برساند و دستگاه مربوطه، ادعای مبتکر را با تمام زوایای فنی و علمی آن مطابقت داده و گواهی ثبت اختراع را صادر می نماید، حال اگر مخترع، ابتکار خود را توضیح دهد و سپس ادعا کند مثل این را کسی نساخته،‌ حتما باید توضیح دهد مثل این چیست؟ قطعا جواب منفی است، زیرا مثل آن وسیله، چیزی است که تمام خصوصیات آن وسیله را داشته باشد،‌ پس مثل قرآن یا مثل یک سوره از قرآن یعنی چیزی که تمام مشخصات یک سوره از قرآن را داشته باشد.

    مشخصات فنی قرآن چیست تا بتوان مثل آن را آورد؟


    در ادامه به مشخصات قرآن می پردازیم...



    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۱:۳۸
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    مشخصات قرآن چیست؟




    مشخصات قرآن چیست؟

    مشخصات قرآن را از خود قرآن می طلبیم، قرآن خودش را توصیف می کند به:

    1- آورنده قرآن مکتب نرفته است،‌ طبیعی است کسی که می خواهد مثل این قرآن بیاورد نباید هیچ سابقه ای از تحصیل و تعلیم داشته باشد، قرآن کریم می فرماید:

    وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه‏، سوره بقره آیه 23،‌ و اگر شک دارید به آنچه بر بنده مان نازل کردیم پس یک سوره از همانند او بیاورید.

    به کلمه «من» دقت کنید که در دو آیه بعدی وجود ندارد.

    بنابراین آورنده مثل قرآن نباید مکتب رفته باشد، و چنین اتفاقی اگر افتاده بود قطعا در تاریخ ثبت می شد و شاید چیزی از اسلام نمی ماند.

    نکته قابل توجه اینکه تعداد باسوادان در سراسر جزیرة العرب آن روز، اندک و انگشت شمار بوده و مردم در فقر شدید فرهنگی به سر می بردند.

    سائر مواردی که قرآن مبارزه طلبی نموده است، بر روی متن قرآن تأکید داشته است (و «مثله» بدون «من» آمده) مانند: ْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ، سوره یونس آیه 38، ْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه‏ سوره هود آیه 13، قرآنی که محتوی 114 سوره است از منکرین خواسته 10 سوره یا حداقل یک سوره بیاورید،‌ قطعا این یک سوره باید حاوی تمام مشخصاتی که قرآن برای خودش بیان می کند، باشد.

    در ادامه به مشخصات قرآن که الگوی مثل آوری است اشاره می شود...

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۳۴
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    2- مثل قرآن نباید مطالب بی ارزش و محتوا داشته بطوری که وقت شنونده به بطالت بگذرد، زیرا باطل در قرآن راه نداشته و نخواهد داشت:


    لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ (سوره فصل آیه 42) كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!

    آثار ادبی آن روز در قالب شعر بود، محتوای غالب اشعار به توصیف شتر، اسب،‌ کنیز، شراب، آواز، زمین، باغ، جنگ، متلک، غارت،‌ تعصب عربی، و سائر اینها اختصاص داشته و کمتر به فضائل انسانی و مسائل اختلاقی می پرداخت، علاوه بر این جنبه مبالغه آمیز و خیال بافی بودن (باطل) متن شعر نیز به نفوذ آن کمک می کرد و در حالیکه نفوذ قرآن بدون پرداختن به این اوصاف باطله می باشد.

    یکی دیگر از مصادیق باطل، جذاب نبودن برای عده ایست، یعنی باید برای همه طبقات جامعه جذاب باشد، نه فقط افراد با سواد و مشتاق شنیدن شعر و متون ادبی، به عبارت دیگر خارق العاده بودنش را همه کس بفهمند، که اگر غیر از این باشد ادعای اعجاز قرآن بیهوده خواهد بود، قرآن امتیاز منحصر به فرد خود را معجزه دانسته و مبارزه طلبی نموده است.

    حال اگر کسی یک سوره شبیه قرآن بیاورد حتما باید مشخصه فوق را نیز دارا باشد.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۳۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    3- مطالب قرآن تبیین و ابلاغ شده برای اینکه به مردم بصیرت و هدایت و شفاء هدیه نماید.

    هذا
    بیان للناس، سوره آل عمران آیه 138

    هذا بلاغ للناس، سوره ابراهیم آیه 52
    هذا بصائر للناس، سوره جاثیه آیه 20
    ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِين‏ سوره بقره آیه 2
    وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين‏ سوره اسراء آیه 82

    هرآنچه به هدایت انسان بعنوان اشرف مخلوقات (و کسی که تمام کون و مکان به خاطر او آفریده شده) مربوط باشد در قرآن وجود دارد، قرآن کریم انسان را نماینده خدا معرفی و او را به سمت توحید سوق داده است،‌ در این راه تمام باید و نبایدها را بیان کرده تا به مقصد اصلی که توحید است برسد، لذا دربردارنده تمامی مسائل اخلاقی، روابط خویشاوندی، اجتماعی، تنظیم قوانین و قراردادهای اقتصادی و نظامی برای سعادت بشر می باشد.

    مطالب متنوع قرآن کریم بسیار بیشتر از موارد فوق است، توضیح بیشتر را از شهید مطهری در متن پنهان مطالعه نمائید.
       
    موضوعاتى كه در قرآن طرح شده زياد است و نمى‏توان به طور جزئى برشمرد، ولى در يك نگاه اجمالى اين مسائل به چشم مى‏خورد:
    1. خدا، ذات، صفات و يگانگى او و آنچه بايد خدا را از آنها منزّه بدانيم و آنچه بايد خدا را به آنها متصف بدانيم (صفات سلبيه و ثبوتيه).
    2. معاد، رستاخيز و حشر اموات، مراحل بين مرگ تا قيامت (برزخ).
    3. ملائكه، وسائط فيض و نيروهاى آگاه به خود و به آفريننده خود و مجرى اوامر الهى.
    4. پيامبران يا انسانهايى كه وحى الهى را در ضمير خود دريافت كرده و به انسانهاى ديگر ابلاغ كرده‏اند.
    5. ترغيب و تحريض براى ايمان به خدا، به معاد، به ملائكه و پيامبران و كتب آسمانى.
    6. خلقت آسمانها، زمين، كوهها، درياها، گياهان، حيوانات، ابر، باد، باران، تگرگ، شهابها و غيره.
    7. دعوت به پرستش خداى يگانه و اخلاص ورزيدن در پرستش، كسى و چيزى را در عبادت شريك خدا قرار ندادن، منع شديد از پرستش غيرخدا، اعم از انسان يا فرشته يا خورشيد يا ستاره يا بت.
    8. يادآورى نعمتهاى خدا در اين جهان.
    9. نعمتهاى جاويدان آن جهان براى صالحان و نيكوكاران، عذابهاى سخت و احياناً جاويدان آن جهان براى بدكاران.
    10. احتجاجات و استدلالات در مورد خدا، قيامت، پيامبران و غيره، و پاره‏اى خبرهاى غيبى ضمن اين احتجاجات.
    11. تاريخ و قصص به عنوان آزمايشگاهى انسانى و لابراتوارى كه صدق دعوت پيامبران را روشن مى‏كند، و عواقب نيك مردمى كه بر سنن انبياء رفته‏اند و عاقبت بد تكذيب‏كنندگان آنها.
    12. تقوا، پارسايى و تزكيه نفس.
    13. توجه به نفس امّاره و خطر وساوس و تسويلات نفسانى و شيطانى.
    14. اخلاق خوب فردى از قبيل شجاعت، استقامت، صبر، عدالت، احسان، محبت، ذكر خدا، محبت خدا، شكر خدا، ترس از خدا، توكل به خدا، رضا به رضاى خدا و تسليم در مقابل فرمان خدا، تعقل و تفكر، علم و آگاهى، نورانيت قلب به واسطه تقوا، صدق، امانت.
    15. اخلاق اجتماعى از قبيل اتحاد، تواصى (توصيه متقابل) برحق، تواصى بر صبر، تعاون بر برّ و تقوا، ترك بغضاء، امر به معروف و نهى از منكر، جهاد به مال و نفس در راه خدا.
    16. احكام از قبيل نماز، روزه، زكات، خمس، حج، جهاد، نذر، يمين، بيع، رهن، اجاره، هبه، نكاح، حقوق زوجين، حقوق والدين و فرزندان، طلاق، لِعان، ظِهار، وصيت، ارث، قصاص، حدود، دَين، قضا، شهادت، حَلف (قسم)، ثروت، مالكيت، حكومت، شورا، حق فقرا، حق اجتماع و غيره.
    17. حوادث و وقايع دوران بيست و سه ساله بعثت رسول اكرم.
    18. خصائص و احوال رسول اكرم، صفات حميده آن حضرت، عتابها نسبت به آن حضرت.
    19. توصيف كلى از سه گروه در همه اعصار: مؤمنين، كافرين، منافقين.
    20. اوصاف مؤمنين و كافران و منافقان دوره بعثت.
    21. مخلوقات نامرئى ديگر غير از فرشتگان، جن و شيطان.
    22. تسبيح و تحميد موجودات جهان و نوع آگاهى در درون همه موجودات نسبت به خالق و آفريننده‏شان.
    23. توصيف خود قرآن (در حدود پنجاه وصف).
    24. جهان و سنن جهان، ناپايدارى زندگانى دنيا و عدم صلاحيت آن براى اينكه ايده‏آل و كمال مطلوب انسان قرار بگيرد، و اينكه خدا و آخرت و بالاخره جهانِ جاويدان شايسته اين است كه مطلوب نهايى انسان قرار گيرد.
    25. معجزات و خوارق عادات انبياء.
    26. تأييد كتب آسمانى پيشين خصوصاً تورات و انجيل و تصحيح اغلاط و تحريفهاى اين دو كتاب.
    گستردگى معانى‏
    اينها كه گفته شد اجمالى بود از آنچه در قرآن آمده است و البته حتى نمى‏توان ادعا كرد كه از لحاظ اجمالى نيز كافى است.
    اگر تنها همين موضوعات متنوع را درباره انسان و خدا و جهان و وظايف انسان در نظر بگيريم و آن را با هر كتاب بشرى درباره انسان بسنجيم، مى‏بينيم هيچ كتابى طرف قياس با قرآن نيست
    مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏2، ص: 221

    در واقع اگر کسی می خواهد مثل قرآن بیاورد باید از مسائل فوق در جهت اثبات خط فکری و ایدئولوژی خود استفاده نماید، و هرچه می آورد باید در جهت رشد فکری، اخلاقی و معنوی انسان باشد، تا مثل بودنِ خود را ثابت نماید.

    در ادامه به بحث داوری خواهیم پرداخت...



    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    اشکال داوری به هماورد طلبی قرآن کریم




    اشکال داوری به هماورد طلبی قرآن کریم
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    اشکال5:
    6.داور برای اینکه داوری کند این کتاب بهتر از کتاب دیگر است کیست؟فرض کنيد يک مسيحی عرب‌زبان در پاسخ به تحدی قرآن متنی زيبا، بليغ، فصيح و حاوی مضامين عالی اخلاقی و عرفانی ارائه می‌دهد و مدعی می‌شود که اين متن، حتی از قرآن هم بهتر است، اکنون داوری در اين مورد را به عهدة چه کسی بايد گذاشت؟ پيداست که داور نبايد از ميان طرفين دعوا باشد. بنابراين دو حالت می‌ماند: يا بايد يکی از پيروان اديان ديگر (مثلاً: يک يهودی) دراين مورد داوری کند و يا شخصی بی‌دين و لائيک. اما اولاً اين دو نيز هيچکدام نمی‌توانند بی‌طرفانه قضاوت کنند، زيرا هر دو به دليلی با قرآن مخالفند و آن را ساختة دست بشر می‌دانند و ثانياً افراد منصف و بی‌غرض هم، ممکن است قضاوت‌های مختلف داشته باشند و اين نکته‌ای فوق‌العاده مهم و قابل‌تأمل است.

    حالا اگر داور طرف کفار بود اشکالش چیست؟
    استدلال قرآن آنقدر محکم است که پیشنهاد می دهد داور از همفکران خودتان باشد،‌ خداوند به صراحت از کفار خواسته که برای این هماورد طلبی نیروهای متخصص خود را حاضر سازید:
    وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (سوره بقره: 23) و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد!

    خداوند متعال در اینجا از کفار خواسته شاهدان این مناظره و مبارزه را دعوت نمائید، مشخصات گواهان چیست؟
    کسی که می خواهد گواهی کند باید به تمام ابزار و لوازم شئ مورد نظر آگاهی داشته تا شهادتش نزد همه گان مقبول افتد و الا هیچ اثری نخواهد داشت.

    مثلا کسی می تواند گواهی پزشکی قانونی صادر نماید که متخصص این فن باشد و نوع جراحت یا مرگ و زمان آن دو و ... را با معاینه بدن فرد تشخیص دهد.

    حال،‌ خداوند از آنها خواسته گواهان خود را دعوت کنید،‌ در واقع خداوند آنها را دعوت کرده و رعایت بی طرفی را به نفع آنان نادیده گرفته است، حال چرا چنین بی محابا چنین سخاوتمندانه شاهد و داور را از میان آنها می خواند؟

    پاسخ را در ادامه همین آیه و آیه بعد(1) ببینید، با دو عبارت «من دون الله» و «فإن لم تفعلوا و لن تفلعوا» به آنها فهماند با چه کسی طرف هستید، در واقع آب پاکی را روی دست آنها ریخت!

    در پست بعدی به نظریات داوران آنها خواهیم رسید...

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    (1)
    فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتىِ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِْجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ(سوره بقره 24) پس اگر چنين نكنيد- كه هرگز نخواهيد كرد- از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم (گنهكار) و سنگها [بتها] است، و براى كافران، آماده شده است!


    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    کفار مکه انگیزه فراوانی برای مقابله با پدیده نو ظهوری به نام اسلام داشتند،‌ ظهور اسلام و آمدن قرآن در میان توده مردم واقعا برای آنان مشکلی شده بود که ریشه در تمام ابعاد فکری و فرهنگی و قومیتی آنان داشت، لذا تمام سعی و تلاش و همت خود را نمودند و افراد زیادی را به این مبارزه فراخواندند.

    در تاریخ آمده که کفار قریش کسانی را به مبارزه با پیامبر فرستادند که خود آن افراد پیش کسوتان حوزه ادبیات آن عصر بوده و در واقع خود داور محافل شعر و ادبیات بوده و جلسات مشاعره و انتخاب بهترین اثر هنری فقط با حضور آنان ممکن بود.

    این مبارزان در محدودۀ داوری خود خبره و حاذق بوده و با دقت فراوانی آیات قرآن را زیررو کرده و در زمینه های گوناگونی نظیر فصاحت و بلاغت، اسلوب بیان و شیوۀ نظم آن، آهنگ بین کلمات، اخبار غیبی، عدم تناقض در صدر و ساقۀ آن، و…. آن را بررسی نمودند و تنها چیزی که به کفار گفتند این بود:

    1- نه شبیه کاهنان و ساحران صحبت می کند و نه آنچه آورده است بر اوزان شعری استوار است. درست بیاندیشید که رخداد بزرگی پیش آمده است. نباید آن را ساده گرفت.

    2- به خدا سوگند کلامى از او شنیدم که تا کنون مثل آن را نشنیده بودم. به خدا سوگند نه شعر بود، نه سحر بود، و نه کهانت، و باز به خدا سوگند مى‏خورم این کلامى که من از او شنیدم، به زودى موجى به دنبال خواهد داشت.

    3- من سخنان ناهنجار کاهنان را شنیده ام و اوزان شعری را خوب یاد دارم ولی هرگز شبیه آن نمی باشد. به خدا سوگند او راست می گوید و مردم دربارۀ او دروغ می گویند.

    4- آن چه این مرد می گوید به خدا سوگند! نه شعر است و نه سحر و نه گزافه. بی گمان گفتۀ او سخن خداوند است.


    تفصیل مطالب فوق را در متن پنهان ببینید
       
    در ابتدای نزول قرآن در صدر اسلام بسیاری از فصحای عرب که از دشمنان درجه اول اسلام و شخص پیامبر(ص) بودند اعترافات بزرگی دربارۀ عظمت و بزرگی قرآن نموده اند که بسیار گویا است ما در این جا به برخی از کلمات آنان اشاره می کنیم:

    ۱- ولید بن مغیره که از سران بلند پایه و سرشناس عرب به شمار می رفت و از دشمنان اسلام بود؛ بعد از شنیدن آیات قرآن چنین گفت: آن چه این مرد می گوید به خدا سوگند! نه شعر است و نه سحر و نه گزافه. بی گمان گفتۀ او سخن خداوند است.[1]

    ۲- نضر بن حارث بن کلده که از سران قریش و تیز هوشان عرب شناخته می شد و با پیامبر گرامی اسلام دشمنی آشکار داشت به قریش می گوید: ” پیش آمد بزرگی رخ داده است محمد آورد آنچه را آورد! به او گفتید ساحر است، نه به خدا سوگند! به او گفتید کاهن است. نه به خدا سوگند!. به او گفتید: شاعر است. نه به خدا سوگند! به او گفتید: دیوانه است. نه به خدا سوگند! نه شبیه کاهنان و ساحران صحبت می کند و نه آنچه آورده است بر اوزان شعری استوار است. درست بیاندیشید که رخداد بزرگی پیش آمده است. نباید آن را ساده گرفت.[2]

    ۳- در الدر المنثور آمده است که ابن ابى شیبه، عبد بن حمید، ابو یعلى و حاکم، ابن مردویه، ابو نعیم، و بیهقى، و ابن عساکر از جابر بن عبد اللَّه روایت آورده‏اند که گفت: روزى قریش دور هم جمع شده و گفتند: تحقیق کنید ببینید از همۀ شما داناتر به سحر و کهانت و شعر کیست، برود نزد این مرد که بین جمع ما تفرقه افکنده و نظام ما را درهم و برهم کرده و به دین ما بدگویى مى‏کند، تا با او حرف بزند ببیند چه جواب مى‏شنود. همگى گفتند: ما به جز عتبة بن ربیعه کسى را داناتر از خود سراغ نداریم، رو به عتبه کردند و گفتند: اى ابو ولید، برخیز و نزد این مرد برو. عتبه نزد پیامبر رفت و گفت: به خدا سوگند ما براى قومت هیچ فرزندى شوم سراغ نداریم که شوم تر از تو باشد. تو جمع ما را پراکندى، امور منظم ما را از هم گسیختى، دین ما را مورد حمله و عیب جویى قرار دادى. تو ما را در بین عرب رسوا ساختى، تا آنجا که در بین همۀ عرب شایع شد که در قریش ساحر و کاهنى پیدا شده و به خدا سوگند ما دیگر هیچ راه چاره اى برایمان نمانده، مگر اینکه بى‏خبر و ناگهان دست به اسلحه برده، به جان یکدیگر بیفتیم. هان اى مرد! بگو تا اگر احتیاجاتت فزونى گرفته برایت پول جمع آورى کنیم، آن قدر که از تمامى افراد قریش توانگرتر شوى و مرد یگانه قریش گردى، و اگر شهوتت گل کرده، بگو تا هر زنى از قریش مى خواهى هر چند ده زن باشد برایت بگیریم. رسول خدا (ص) فرمود: تمام شد؟ گفت: بله، دیگر حرفى ندارم. فرمود:” بسم اللَّه الرحمن الرحیم حم تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ” و هم چنان آیات این سوره را خواند تا رسید به این آیه” فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ”. عتبه گفت: دیگر بس است. آیا غیر از اینها سخنى ندارى؟ فرمود: نه. عتبه نزد قریش رفت. قریش پرسیدند: ابا ولید! چه خبر آوردى؟ در پاسخ گفت: به خدا سوگند کلامى از او شنیدم که تا کنون مثل آن را نشنیده بودم. به خدا سوگند نه شعر بود، نه سحر بود، و نه کهانت، و باز به خدا سوگند مى‏خورم این کلامى که من از او شنیدم، به زودى موجى به دنبال خواهد داشت.[3]‏

    ۴- ابوذر برادری داشت به نام “انیس” که در زمان جاهلیت با دوازده تن از شعراء نامی عرب مسابقه داد و بر همه چیره گشت. در سفری که به مکه داشت با پیامبر دیدار داشت و بعد از بازگشت جریان سفر را به ابوذر چنین گفت: مردی در مکه بود که ادعای پیامبری می کرد، مردم به او شاعر یا کاهن و یا ساحر می گفتند، ولی من سخنان ناهنجار کاهنان را شنیده ام و اوزان شعری را خوب یاد دارم ولی هرگز شبیه آن نمی باشد. به خدا سوگند او راست می گوید و مردم دربارۀ او دروغ می گویند.[4]

    این قسمتی از اعتراف خبرگان در موضوع فصاحت و بلاغت، دربارۀ قرآن بود. انسان باید مطمئن باشد اگر کتاب یا سخنی می توانست در طی این همه سال کمترین سخنی شبیه قرآن داشته باشد از دید تیزبین و نقاد دشمنان و بی طرفان، پوشیده نمی ماند. امروز هم بعضی از قدرت ها در صدد ضربه زدن به قرآن برآمده اند و احتمالاً خواسته اند آیات مشابهی بیاورند، اما آن قدر بی ربط و غیر واقعی است که ارزش نظر دادن توسط خبرگان را نداشته است.
    [1] ترجمه المیزان،ج۲۰، ص۱۴۴
    [2] علوم قرآنی،ص۳۵۳
    [3] ترجمۀ المیزان، ج۱۷، ص ۵۶۳
    [4] صحیح مسلم، ج۱۲، ص۲۵۳،

    این هم نظر داورانی که در طرف کفار مکه بودند.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۳:۲۰
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اشکال دیگر شما:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    سوال فصاحت وبلاغت مانند زیبایی نسبی است پس معیاری نداریم که بگوییم این کلام فصیح تر از کلام دیگر است یا فصاحتش مانند کلام دیگر است چون مثلا یکی می گوید این کلام فصیح و بلیغ است و دیگری می گوید فصیح نیست؟

    با پست قبلی داده شد، معیار همان مشخصات قرآن و مکتب نرفتن آورنده قرآن است،‌ معیاری که قرآن بیان کرد و دشمن فهمید و پس از بررسی اعتراف به عجز نمود و وقتی نه تنها عاجز ار هماوردی است بلکه اعتراف می کند این کلام فوق بشر است،‌عظمت قرآن بیشتر مشخص می شود.

    یعنی خداوند (به مانند هنرنمائی در آفرینش هستی) کاری کرده که هرکس با اندک اطلاعاتی در هر حوزه ای داشته باشد به پیچیدگی عمیق و غیر قابل وصف آن اقرار می کند و تمام ساخته های بشری را قطره ای بیش در اقیانوس بیکران قدرت و عظمت الهی نمی داند.

    از منظر ادبای زبان عرب مقایسه بین کلام مخلوق و خالق یک به صد نیست، بلکه جنسش متفاوت است.

    عجيب اين است كه كلام خود پيغمبر- كه قرآن بر زبان او جارى شده است- با قرآن متفاوت است. از رسول اكرم سخنان زيادى به صورت خطبه، دعا، كلمات قصار و حديث باقى مانده است و در اوج فصاحت است، اما به هيچ وجه رنگ و بوى قرآن ندارد. اين خود مى‏رساند كه قرآن و سخنان فكرى پيغمبر از دو منبع جداگانه است.

    شاید در ابتدای امر چنین به نظر آید که مقابله به مثلی که آنان از ارائه اش عاجز بودند بیشتر به قالب هنری آن برگردد،‌ اما نوع مبارزه آنان مشخص است که ترس آنان به دلیل جذبه هنری قرآن خلاصه نمی شد بلکه تأثیر معنوی و تصفیه روح مریض مردمان آن روز به جهت تناسب شدید آموزه های قرآنی با فطرت آزادی خواه انسانی و کمال تمام دستوراتش، باعث ترویج اندیشه دینی و فرهنگ اسلامی شده و این مغایر منافع مستکبرانه آنان بوده و خوی شیطانی آنان را بیشتر شعله ور می ساخت و به مقابله جدی تری فکر می کردند.



    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۷:۰۸
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    آخرین اشکال شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    همان طور که می بینیم افرادی ادعا می کنند که مثل قران را اورده اند و مسلمانان با دلایل مختلف آنها را رد می کنند اما باید دقت کرد حتی اگر نقدهای مسلمانان به اين متن‌ها درست بوده و مورد قبول واقع شوند، رقيب به معنای واقعی شکست نخورده و می‌تواند با رفع اشکالات (مطابق نظر مسلمانان) به متن‌های ديگری برسد که ديگر جای چون و چرا نداشته باشند. در اين صورت متن‌هايی بدست می‌آيد که بنا به فرض «مثل» قرآن است و تحدی قرآن با شکست مواجه می‌شود. به عنوان مثال فرض کنيد يکی از مخالفان متنی را در رقابت با قرآن خلق می‌کند. آنگاه علمای اسلام برای اينکه نشان دهند اين متن مثل قرآن نيست و توان رقابت با آن را ندارد، به نقد و بررسی آن می‌پردازند و می‌گويند :الف) در فلان قسمت از متن، فلان اشکال دستور زبانی وجود دارد.
    ب) در فلان قسمت ديگر، فلان قاعده فصاحت يا بلاغت رعايت نشده است.
    ج) در فلان قسمت، مطلبی آمده که به لحاظ علمی يا عقلی نادرست است.
    د) فلان جمله متن با فلان جمله ديگرش در تناقض است.
    ه) فلان تشبيه که در متن آمده، نادرست و يا نارسا است.
    و) فلان قسمت متن، نامفهوم و يا دچار ابهام است.
    بسيار خوب، فرض کنيم همه اين ايرادات و اشکالات وارد باشند. اما مسلم است که همه آنها قابل اصلاح‌اند و پس از اصلاح اين موارد (خصوصاً طبق نظر مسلمانان) ديگر بهانه‌ای برای رد اين متن باقی نمی‌ماند و اين يعنی پايان ماجرا.


    پاسخش روشن شد چون هرچه بیاورند پیشاپیش باطل است زیرا یا آورنده اش درس خوانده که با مشخه اول در تضاد است یا طبق مشخصات بعدی هیچ سازگاری با قرآن ندارد.

    بنابراین مطالعه عملکرد دشمنان قرآن و اعترافات کسانی که زحمت فکر روی هماوردی کشیدند نشان می دهد که فقط با دو جمله اخیر شما بصورت مشروط موافقند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    از موارد فوق پیداست که تحدی قرآن هیچگاه قابل پاسخگویی نیست

    و
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    و مسلمانان در مقابله دست بالا را داردند

    یعنی قرآن و مشخصات خود و آورنده اش هیچ ابهامی ندارد و هیچ بهانه ای نیز در کار نیست، یک مبارزه طلبی از صدر اسلام گرفته تا طول دوران ادامه دارد هر که مخالف است بسم الله!
    رو نکرده مشتش وا می شود.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۷:۲۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    یک سؤال: تا کنون کسی از خود پرسیده است در طول تاریخ بشریت کسی یافت شده ادعا کند آنچه من آوردم را هیچ کس نیاورده و نمیتواند بیاورد؟

    اگر کمترین بهره ای از عقل داشته باشد چنین ادعای گزافی نمی کند، مگر اینکه متصل به قدرتی فوق بشری باشد، لاغیر!!

    سؤال
    فوق خصوصا این قسمت دوم «نمی تواند بیاورد» را آدم بی سابقه و بد سابقه یا حرف کوچه بازاری و چاخان نیست بلکه کسی گفته که به هوش و عقل و امانت مشهور بوده است، صلوات خدا بر او و آل پاکش باد.

    پیامبر در ادعایش قاطع بوده و هیچ احتمال خطا نمی داده و الا چنین ریسک بزرگی که به شأن و جایگاه اجتماعی ایشان لطمه زیادی می زد نمی کرد، پیامبری که به وفور عقل و کمال و درایت و امانت داری مشهور بوده هرگز ادعائی نمی کند که احتمال خلافش ثابت شود،‌ از اینکه تاکنون هیچ کسی چنین ادعائی نکرده معلوم می شود ادعای مدعی محکم و قطعی است.

    اگر سوره قابل مقایسه ای ارائه می شد،‌ و مانند قرآن جذبه (یا به قول کفار سحر و جادو) داشت حتما حتما در کار خود موفق شده و نیازی به تحمیل این همه مشکلات(1) از قبیل تهدید،‌ شکنجه و تعبید نبودند، آنها از همه وجود خود (شامل جان، مال و ناموس) مایه گذاشتند تا قرآن به قلبها نفوذ نکند،‌ وقتی دستور دادند در گوشهایتان پنبه کنید که کلام پیامبر را نشنوید به اوج بیچارگی و درماندگی آنان پی می بریم.

    پس آنچه علیه پیامبر انجام نشد،‌ امکانش نبود و نشد. که اگر میشد، کفار و مشرکین به اهدافشان می رسیدند و اثری از اسلام تاکنون باقی نمی ماند.

    ــــــــــــــــــ

    (1) با توجه به ریشه دار بودن طائفه بنی هاشم در میان قریش، و نفوذ بسیار زیاد آن همچنین تعصب شدید قبیله گرائی عرب،‌ باعث می شد که توده مردم احترام زیادی برای بنی هاشم قائل باشند،‌ لذا دشمنی های آنان با پیامبر گران تمام می شد.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۷:۳۰
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  14. تشکرها 3


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود